Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

جنبــش همبسته‌گی مافیـــای قـــومی افغــانســـتان PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - اجتمـــاعی
نوشته شده توسط پرتو نادری   
سه شنبه ، 16 آذر 1395 ، 08:51

پرتو نادریدروازۀ خانه چنان به شدت کوبیده شد که ترسی تمام وجودم را فرا گرفت. با وارخطایی دروازه را گشودم و دیدم که چند تن با لباس‌های سیاه، سرخ و سبز پشت دروازه ایستاده اند. حیران مانده بودم ، سلامی دادم و گفتم خیرت است دوستان!
گفتند: خیر و خیرت است؛ ما نماینده‌گان «جنبش همبسته‌گی مافیای قومی افغانستان» هستیم.
گفتم: مگر این نهاد، تازه به وجود آمده است؟
گفتند: بلی ما تازه به حیث یک نهاد مدنی ملی افغانی به کار آغاز کرده ایم که بدون هر گونه تبعیض قومی، زبانی، مذهبی و منطقه‌ای تمام مافیاهای قومی، چه از مافیاهای بزرگ وچوکره مافیاها، هواداران مافیای قومی، اندیشه پردازان مافیای قومی، زمین خواران ، فساد پیشه‌گان بلند پایه دولتی و قاچاق‌بران مواد مخدر در آن عضویت دارند!
تا می خواستم چیزی بگویم که دیگری گفت: این نهاد محور وحدت ملی افغانستان را می سازد و چنان قوی است که افغانستان می تواند ملیون‌ها سال نسل در نسل به دور آن بچرخد.
دهنم از تعجب باز ماندده بود. گفتم چگونه؟
گفت: خودت آدم هشیار معلوم می شی، افغانستان کشور بزرگی است با گروه‌های قومی رنگ رنگ. حال مهار همه اقوام را مافیای بزرگ قومی و اعضای این جنبش سراسری ملی در دست دارند که یک گام بزرگ به سوی وحدت ملی است. مرد جوان تا دید که من با حیرت عجیبی به سویش نگاه می کنم، چنینی بر جبین انداخت و مانند کارشناسان تلویزیون‌ها با ادای خاصی گفت: ببین دوست، وقتی که مهار مردم در دست مافیای قومی است، معنایش چییست؟ نگاه‌های پرسش آلوده اش را در چشم‌های من دوخت. دید که من لام تا کام نکردم، متفکرانه گفت:  برخلاف چُرت وپُرتی که این حقوق و پقوق بشر می‌گوید، مافیای قومی برای مردم افغانستان آب حیات است؛ اما چه کنیم که این جا کسی قدر آن‌ها را نمی داند. همین‌ها اند که مردم را در اختیار دارند! مردم را مانند خیل خیل گنجشکان در قفس کرده اند ورنه از چُرچُر این همه گنجشک گوش زمین و آسمان کر می‌شد! آن‌ها برای همبسته‌گی مردم شب و روزکار کرده و ازخودگذری نموده اند. حال تنها مشکل همین است که باید مهار آن‌ها را در یک مرکز قوی ببندیم تا افغانستان همیشه کشور یک پارچه‌ باقی بماند!
با نا باوری گفتم: هدفت تان از این مرکز که می خواهید مهار این همه مافیاهای رنگارنگ را آن جا را ببندید، چیست؟
یکی دگری از آن میان گفت: کاکا شاید مکتب رفته باشی؛ اما از گپ زدن ات آدم فکر می‌کند که سرت را در آسیا سفید کرده ای!
نمی دانستم چه بگویم! او انگشت سوی آسمان کرده و گفت: ما و شما قدر ای ملک را نمی‌دانیم. افغانستان ملکی است که تاریخ اش مانند یک چناراست، یک چنارپنج هزار ساله. از ای کرده دیگر کدام مرکز قوی پیدا می‌شه؟
منتظر پاسخ من نماند. خودش گفت هرگز پیدا نمی ‌شه در هیچ کشور جهان ای قسم تاریخ که مثل یک چنار باشد دیده نمی‌ شود.  جنبش همبسته‌گی مافیای قومی افغانستان می خواهد تا مهار همه مافیاهای قومی را با ریسمان وحدت ملی به دور این چنار بزرگ ببندد، تا از یک طرف وحدت ملی به وجود آید و از طرف دیگر آن‌ها در سایۀ چنار تاریخ آسوده بخوابند که حق شان است.
حس می کردم که همه زنبوران جهان در کله ام خانه کرده و بنگ بنگ می‌کنند. نمی دانستم چه بگویم، تا این که یک دیگری که از همه سالخورده تر به نظر می‌آمد گفت: برادر یک قوم با بزرگان خود آباد است و قوم هم باید قدر بزرگان خود را بداند. مافیای قومی مانند سرپوش اقوام ما هستند، دیگ که بی سرپوش شد، کارخراب می‌شود!  به همین سبب ما در پهلوی مسوُولیت‌های بزرگ خود یک حساب بانکی نیز بازکرده ایم که همه چیز اش شفاف است.
پرسیدم حساب بانگی برای چه؟
گفت: یک حساب بانکی به نام صندوق حمایت از مافیای قومی!
این بار دیگر هوش از سرم پریده بود، گفتم برادر این دیگر چگونه صندوقی است؟ آنان که همه دارایی های ملک را در اختیار دارند، دیگر صندوق حمایت برای چه می خواهند؟
مرد خیره خیره به من دید و گفت: معلوم می‌شود که از همه چیز بی خبری، رادیو نمی شنوی و تلویزوین هم تماشا نمی کنی!
گفتم: برق کجا بود که تلویزوین تماشا کنم!
خنده‌یی کرد و گفت: حالا رسیدیم به اصل مطلب.
گفتم: اصل مطلب چیست؟
گفت این بار بار است، تلویزیون‌ها اعلان می‌کنند، به گفتۀ رییس جمهور باد می‌دهند که مافیای قومی ما هر کدام ملیون ملیون‌ افغانی پول برق خود را نپرداخته اند و تو بی‌خبر هنوز نشنیده ای!
گفتم: خوب، بپردازند، ما که برق هم نداریم می‌پردازیم، مردم که می پردازند!
گفت: جانم آن‌ها می خواهند بپردازند؛ اما نمی توانند. تو خودت فکر کن مگر یک مافیای قومی که بزرگ قوم است مانند من و تو باید  برود در یک بانک و در صف ایستاد شود و بی‌قدر شود! وقتی بزرگ و مافیای قوم بی قدر می شود در حقیقت قوم خود بی قدر شده است!  باز تعدادی از این مافیاهای قومی در پارلمان اند، آیا تو شایسته می بینی که نمایندۀ مردم در صف ایستاد شود! برقی را هم آنان مصرف کرده اند بیشتر به خاطر ما و شما بوده است. شب‌ها جلسه داشته اند. مهمان داشته اند. بزم داشته اند، شب نشینی های مافیایی داشته اند، خارجی‌ها در خانه‌های شان بوده، با سفیران و نماینده‌های استخبارات منطقه وجهان دیده اند. خانۀ آنان که خانۀ ما و تو نیست که یک دو گروپ داشته باشد. شاید خانه ها و دم ودستگاه های شان را دیده باشی نام خدا هرکدام شان چند گروه قاچاق و آدم کشی، بادیگارد و پهره دار و چه وچه‌ها که ندارند، دارند. این همه مصرف می‌خواهد جان برادر!
حوصلۀ ام مانند دیگ شیر سر رفته بود که یکی دیگرش یک قدم پیش آمد و گفت: برادر این اصول بازار آزاد است، اگر ما پول برق را به کشورها که از آن‌ها برق خریداری کرده ایم نپردازیم برق ما را کاملا قطع می‌کنند و آن  زمان باز کاسه را بگیر و حوض را پر کن! حالا هم خدای خوده شکر گزار باش که سه شب بعد برای چند ساعت برق به خانه ات می آید.
گفت از همی خاطر برای آن که در پرداخت تاخیر نیاید ما برای مافیای قومی صندوق حمایت ساختیم تا مردم بزرگان خود را حمایت مالی کنند. در این جا هیچ قومیت مطرح نیست مافیا از همه اقوام است و همه اقوام باید از آنان حمایت مالی کنند. باز آنان بر ما حق دارند. یک تعداد شان شوروی را از خاک کشیده اند، یک تعداد شان برای ما دموکراسی آورده اند و چه ‌های دیگر، آنان شب و روز زحمت کشیده اند یک پای شان این جا ویک پای شان در دوبی و اروپا و امریکا است.هرباری که به خاطر ما و شما سفر می کنند چه خطر بزرگی را که قبول می کنند ، خطر سقوط طیاره را به جان می‌خرند و آن جا هم که می روند از غم مردم آب از گلوی شان تیر نمی شود و به جای آب همان بیر ترش بدمزه را می نوشند تا از ترشی و تلخی روزگار مردم غافل نمانند!
مرد یک لحظه خاموش شد، من که بنگ سرم پریده بود هگ وپک مانده بودم که باز شروع کرد: برادر این یک جنبش ملی و سراسری است. همان گونه که جناب رییس جمهور گفته اند: هیچ افغان از هیچ افغان برتر نیست و هیچ افغان از هیچ افغان کمتر! شما هم از دیگران کم نیستید و باید در این صندوق حمایت سهم گیرید، این دین ملی هر افغان است. ما نباید آبروی وطن خود را در برابر آن کشورها به خاک بریزیم، باید پول شان را به وقت و زمان اش برسانیم!
با خود گفتم بروم چند پیسۀ سیاه بیاورم و در دامن شان بیندازم  تا از شرشان خلاص شوم. به خانه آمدم و صندوقچۀ جواهرات! خود را پالیدم و پالیدم، یک قیران یافتم از دوران  ظاهر خان و آوردم . گفتم این هم سهم من!
همه گان چنان خندیدند که آب و عرق شدم، گفتند: ای حاتم طایی، اگر 30 ملیون نفوس افغانستان که یک یک قیران بدهند، این می شود، 15 ملیون افغانی  و این پول حتا دین یک مافیای کوچک را هم پوره نمی کند، چه برسد به مافیاهای بزرگ! هیچ افغان از هیچ افغان کم نیست، این 30 ملیون باید هر کدام دست کم  1000افغانی بپردازد تا آبروی ممکلت حفظ شود. اگر کشورهای همیسایه بدانند که خدای نا خواسته مافیاهای قومی ما دوپه هستند در آن صورت ما این شرم بزرگ را کجا بریم! مگر تو این حس وطن پرستی را نداری که از هزار افغانی خود به خاطر بزرگان قومی بگذری!
گفتم: حالا این پول را بگیرید که یادگار« بابا» است و برکتی است، خدا مهربان است!
همه یک صدا گفتند: افسوس به حالت، افسوس به حالت! مرد کهن سال مانند آن که بیانه‌یی ایراد کند گفت: تا زمانی که چنین انسان های بی احساس در وطن وجود داشته باشند، ما چگونه می توانیم ملت شویم، هر افغان باید احساس ملی داشته باشد! رهبری قوم که گوسفند چرانی نیست که بتوانی آن را یک شبه چاق چاق سازی! با خشم آن قیران را بر کفت دستم گذاشت و گفت بگیر با همان برکت‌اش از خودت باشد! خدای خود را شکر گزار باش که به پولیس معرفی ات نمی کنیم که چرا پول ناچل را در خانۀ خود نگهداری می‌کنی و باز می‌خواهی آن را سر ما تیر کنی!
با صدای خشم آلودی، یکی را صدا زد او بچه بده همان دوسیۀ سیاه را، دوسیۀ سیاه، دوسیۀ سیاه!
دوسیه  را که گرفت، از من پرسید: نامت چیست؟
گفتم: نامم را چه می‌خواهی؟
گفت: نامت را در فهرست سیاه می نویسم.
گفتم این دیگر چه فهرستی است؟
گفت: در این فهرست نام آنانی نوشته می شود در راه تحکیم وحدت ملی سنگ اندازی می کنند و در حقیقت خاینان ملی هستند، می نویسیم تا تثب تاریخ شود که قلان ابن فلان در روزگاری که انو شیروان عادل بر تخت بود، جزیۀ خود را به مافیای قومی نداد و بدین‌گونه در امر ملت سازی سنگ اندازی کرد.
به خانه که آمدم: خانمم پرسید در کوچه چه گپ بود که این قدر با سر و صدا گپ می زدید؟
گفتم: من خاین ملی شدم!
خانمم با خوشحالی گفت: خدا را شکر پس از ایقه بی‌کاری و رنگ زردی صاحب کار و و ظیفه‌یی شدی!
تا چیزی بگویم که پرسید: معاشش چند است؟ دیگر توانی نبود فکر کردم انفجاری در دهانم  رخ داد و صدای خنده هایم دیوانه وار به سوی آسمان پرواز می کرد، حس گردم چیزی داغی روی گونه هایم می لغزد متوجه شدم که اشک‌هایم جاری شده اند. یک زمان دیدم که به راستی می گریم!
پرتو نادری
قوس   1395/ کابل

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 111 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.