ملت ايران ناچار است روزي با خود به تفاهم برسد . گروهها از پيله تنگ گروه گرائي به درآيند و با افق د يد وسيع باوركنند كه پرواز به آرمانهاي معقول آزادي تنها در آسمان نظام دموكراسي و تكثرگرائي امكان پذير است .

گروهها تا وقتي از خود انتقاد نكنند و همچنان توجيه گر اشتباهات خود باشند . اعتماد مردم را جل ب نخواهند كرد . با قبول واقعيتهاست كه خواستهای گروهی و پراکنده مي تواند در ائتلافي گسترده جای خود را به نظام مردمسالار بدهد .

پيش از اقدام به هر خيزش اعتراضي . لازم است بدانيم چه مي خواهيم و چه هدفي داريم . اگر هدف رسيدن به آزادي و نظام دموكراسي باشد . بايد نخست فرهنگ دموكراسي را بشناسيم و رسم و راه آن را بيآموزيم . از كم و كيف آن آگاه شويم . و قواعد آن را تمرين كنيم .

واقعيت اين است كه تاك نون فرهنگ دموكراسي را نشناخته ايم . مشكل در اين است كه فرهنگ قدرت سالاري و دين سالاري ما را در تاري كي جهل نگاه داشته . و تا وقتی جهل ما به آگاهی مبدل نشود و فرهنگ زورآزمائي به مردمسالاري تغيير نكند به جائي نخواهيم رسيد و اين فرهنگ هم يك شبه تغيير نخواهد كرد .

آمدن يک فرد و رفتن فرد ديگر چاره كا ر نيست . بارها چهره و لباس استبداد عوض شد . و رنگ و بوي آن تغيير كرد . لاكن پيشرفتي حاصل نيآمد . او ضاع كلي تغيير نكرد . مسائل اجتماعي حل نشد و فساد و بي عدالتي همچنان پاي برجا ماند . اين بار هم اگر ب ه فرض نظام فعلی برود استبدادی ديگر جای آن خواهد گرفت . اي بسا مخوف تر . چرا كه هنوز فرهنگ دموكراسي ر ا يادنگرفته ايم .

لازم است هم زمان با مبارزات آزادي خواهي . فرهنگ دموكراسي نيز با شور و شعور و شع ار بيشتر به عموم آموخته شود تا خلقيات مردم بدان مانوس گردد . و گرنه تلاشهاي احساسي بدون شناخت درد و درك واقعيت بي حاصل است .

بايد روشن شود كه فرهنگ دموكراسي چيست ؟ و فاكتورهاي آن كدام است ؟ آيا با اهداف عدالتخواهانه عموم سازگار است ؟ آيا نيازهاي ما را تامين مي كند ؟ و چگونه اين فرهنگ بايد ساخ ته شود .

در فرهنگ دموكراسي رهبر سزاوار انتقاد است . مدت حكومتش محدود و اختياراتش تحت كنترل است . قانون بر رهبرحاكم است و نه رهبر برقانون . کشور به قانون متکی مي شود نه به فرد . مردم از مسئولان ن مي ترسند كه مسئولين از مردم مي ترسند . و مسئولان خطاكار زود رسوا مي شوند .

درفرهنگ دموكراسي تملق و چاپلوسي نفرت انگيز است . رشوه و پارتي بكار نمي آيد . عقيده و باورهاي ديني آزاد است . فضاي سياسي باز است و اظهار نظر آزاد . زنداني سياسي وجود ندارد . و هيچ كس مجبور نيست به تقيه و ريا روي آورد .

نظام دموكراسي به اعلاميه حقوق بشر احترام مي گذارد . پليس با مردم عادي برخوردي محترمانه و رفتاري ان ساني دارد . حقوق زن و مرد برابر است . دين دست آويز قدرت نمي شود . واعتقادات پشتوانه امتيازات قرار نمي گيرد .

حقوق اديان برابر است . اقليت و اكثريت ديني مطرح نيست . كافر نجس به حساب نمي آيد . بها ئي بودن مايه بدنامي نمي شود . نام مجاهد داشتن و يا عنوان حزب الله گرفتن بهانه اي براي از دست رفتن وجهه اجتماعي و يا گرفتن قدرت نخواهد بود .

عدالت و تساوي حقوق در حق همه يكسان اجرا مي شود . درهاي مسجد و ميخانه به روي پيروان هركدام باز است . هنر رقص و موسيقي غذاي روح و روان شناخته مي شود . وآثا ر باستاني مورد بي مهري قرار نمي گيرد .

فرهنگ دموكراسي سانسورچي رسانه ها نيست . روزنامه ها آزاداند دردهای جامعه را بنويسند . تا حقايق پشت پرده فاش گردد . .فرهنگ تك صدائي حاكم نمي شود . چرا كه باي د صداهاي متفاوت شنيده شود .