Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
روســـتا، ژرفــای احســاس روســتائیان PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - اجتمـــاعی
نوشته شده توسط دکتر صاحبنظر مرادی   
دوشنبه ، 19 ارديبهشت 1390 ، 09:56

 دکتر صاحبنظر مرادیبدخشان درموازات تاریخ، بخصوص پس ازنیمه دوم سده روان، بی تردیدبه رستمستان حوادث ورخدادهای نبرد حق وباطل شباهت دارد. هرازگاهی که به روستاهای دوردست درهرمحل ودیاربدخشان قدم بگذاری، جوانان افسرده دل، پیرمردان ریش سفید وپیرزنان گیسوسپیدی بنام فرزند پدرنادیده، پدرمصیبت کشیده ومادرجگرسوخته ای ازیک شهید نام آور وباآرمان ومراد والای ملی ومیهنی به شما معرفی میشود که تعدادشان کم نیست.

 

سلام ودرود برین کوهپایه ها وتپه های سبزکه بسترآرام ومراتع آهوان کوهی، گندمزارهای للمی پرسخاوت دهقانان وخیزشگاه حماسه آفرینان تاریخ گردیده است. سلام برلالایی کوکچه وزمزمه های باتمکین آمو که همواره قصه پردازرازهای ناگفته ونانبشته گاهنامه های زمان بوده اند. سلام برقله های الماسیی هندوکش وپامیرکه باوجود دهشتهای هرزمانی درامتدادهستی هنوزهم گردنفرازند وباصلابت دربرابرایلغارهای شیادان تاریخ گردنگش وتنومندمانده اند. مگرفریاد های خشمگین حجت جزیره خراسان ازدره های یمگان بگوش بادوباران رسیده وبربال ابرهابرسبزه زاران باریده ودرگوش سنگ وکوه ونخلها فریاد شده است، که اینهمه درد ورنج، بادد ودامهای فراوان دربرابرآگاهان ورسالت بردوشان آن ولاقرارگرفته است؟

درین روزهاکه همایش پیام خون، تحت سرخط "سیرتفکرملی درافغانستان" درمرکزکابل تدارک گردیده ومارابازهم برخوانش کارنامه مشعل داران تفکرملی رجعت داد، تازه این سرود شاعرجوانمرگ قهارعاصی رااحساس نمودم که بدخشان مثل هرگوشه وکناراین سرزمین، لبریزازدرد واندوه ماندگار درسوگ انبوهی ازفرزندان وعزیزان خویش وشقاوتهای ملتهب روزگارهنوزرنج میکشد. این رنج ازآنست که فرزندانش هماره بانیزه وشمشیر"آرش" و"رستم" به جنگ غولان وسیه کاران تاریخ رفته اند. آری،

به خانه خانه رستمی،

به خانه خانه آرشی.

برای روزامتحان، دلاوری، کمانکشی

درواقع مردم بدخشان هنوزدررثای گم شده گان شان درتب سوزانی میسوزند، واین کمبود رانمیتوان بزودی مرفوع نمود، مگرآنکه امید به مادرتاریخ داریم تافرزندانی بزاید وآنان خانه های خالی شده این رستمستان تهی شده رابارهم پرکند. مردم ما هنوزصدای رسای محمد طاهربدخشی، مولانا بحرالدین باعث، حکیم شفق، قربان پساکوهی، حسن دروازی، جمیل جیحون، عبدالرشید فرخاری، بخش فلک، عبدالحفیظ پنجشیری، عبدالمجید کلکانی، عبدالقیوم رهبر. امام نظر روستاو... رامی شنوند، وبیاد آنهمه خلوص ومهربانی های اینان اشک حسرت میریزند.

درباره تعدادی ازین شخصیتها تاکنون کم وبیش سخنانی گفته شده است، اما دربرابرآنانیکه بنا برقصوروکوتاهی زمان درتداوم حادثه ها نام ویادشان تاکنون خاموش ومسکوت مانده است، باکمال شرمساری خودرامدیون میدانیم تاازپیام خون ایشان به مناسبتهای یاددهانی کنیم ورسم هم نوعی بجاآوریم. یکی ازین فرزانه گان که مثل هزاران فرزند پاک باخته این دیار خونش بدست دژخیمان فاشیستی رژیم کودتای "هفت گاو"افشانده شد ولوحه سنگ گورناپیدای او برما هشدارمیدهد:

 گورخونین شهیدان به تو آوازدهد آتشی رافروزان شده خاموش مکن

 ما به امید وفای توگذشتیم زجان دوستان رامبرازیاد وفراموش مکن

امام نظر روستا فرزند ده باشی میباشد، که درنخستین بهارتولدش درسال 1324درولسوالی شهربزرگ، بهاررابرای دوستان خانواده اش گل افشان نمود، اما در33مین بهارشهادتش بدست شبروان تاریخ، زندگی عزیزان راحال وهوای زمهریری داد. یاد همه دلاورانی که درنبرد سیاهی باپتیاره گان، شمشیرجلادان خروش پرخاشهایشان رابه خاموشی گرائید وآنهمه بیگناهانی که جان آرزومندشان درسلولها وقامت مردانه شان درستیغهای برف پوشیده هندوکش وپامیرمتلاشی گردید، همواره گرامی باد.

یاد روستا زاده ما، امام نظر یارپساکوهی وهمرزم مولانا باعث وحفیظ آهنگرپوروکمین وحاجی نسیم کشمی که ازدهه "زاران" برخاست، وبا همه زاران وآزرده گان تاریخ پیوند یافت وازشمار "نه" گویان ونفی کننده گان هرزه گیهای بازارنامجویان وکامجویان مکارگی هاگردید، بخیرباد.

 

امام نظرروستا، درخانه دهقان مرفه ای زاده شد درابتداء نزد آخندمسجد کلام الله مجید راآموخت ومکتب ابتدایی رابا همزادگاهش قربان پساکوهی دردبستان "ندیمی" فراگرفت، ودرسال1343 هردو به غرص آموزشهای ثانوی شامل لیسه اداره عامه کابل گردیدند. بافراغت ازین لیسه پساکوهی شامل دانشکده اقتصاد دانشگاه کابل وامام نظرروستا شامل کاردروزارت معارف گردید، وتحصیلات خودراشبانه ادامه داد. درهمین زمان به عضویت محفل انتظاربرهبری محمد طاهربدخشی که بعداً به سازمان انقلابی زحمتکشان افغانستان تحول نمود، شامل گردید.

روستا که درآغازتخلص "ظفریار" رابرگزیده بود، فرزند مردم رنج دیده روستایی خویش بود وازین رو غمنامه برهنه پایان دوران خودرادرمکتب سیاسی عمیقاً خواند وازبیدادی که برمظلومان وتاریخ وفرهنگ اورواداشته میشد چاره ای جزایستادن دربرابرعاملین آن نداشت، وسرود رهایی زحمتکشان را ورد زبان نمود وبه کسان بعدازخود آموزش داد.

درواقع روستا وپساکوهی فرزندان منطقه خودرادرمکتب وطندوستی ومردم گرایی وجریان عدالت خواهی بدرستی آموزش دادند وبا رعایت تلفیق گفتاروکردار وتواضع دربرابرمردم حقانیت راه خودرابه اثبات رسانیدند. زمانیکه ازروستا وپساکوهی یادی بمیان آید نامهای چون: محمد کمین ثمرغی، محمد امین بیدار، محمد نعیم فولاد، نورمحمد وندیانی، محمد نسیم، معراج الدین، عبدالخلیل سیفی، انجینرحسین، انجینرشهباز عاشور، عبدالمحمد، نظرمحمد، فیض علی، امام الدین، گدامحمد، محمد عثمان و... نیزدربرابرذهن ماتداعی کننده یادها وخاطرات رفته گان وازدست پرورده گان ایشانند. اینان راهمواره ازاندیشه های عارفان خراسانی ملهم میساختند و پیروی میکردند، وازاندرزهای ایشان درروابط خود به کارمی بستند. این عاشقان جان برکف این گفته بزرگوارانه حسین بن منصورحلاج راباهم متبادل وتمثیل نمودندکه "فی العشق رکعتان لایصح وضوء الا بالدم" یعنی عشق دورکعت است، که حافظ لسان الغیب آنرادرشعرش چنین تعبیرکرده است: "یا جان رسد به جانان یا جان زتن برآید." وهرگزوضو گرفتن درادای این دورکعت جزباخون ممکن نمیباشد.

گزینش تخلص روستا برای "امام نظر" که درآغاز "ظفریار" تخلص میکرد، اسم بامسمایی بود، وتمثیل یک انسان متواضع ومبراازهرگونه ریاکاری وخودبینی ورفتن ورهاشدن دردرژرفای آمال وآرزوهای روستائیان بود. اواین ندای حضرت شمس تبریز راتکرارمیکرد که "اگرازترکستان تا به شام کسی راخاری درانگشت شود، آن ازآن منست. همچنان اگرازترک تا به شام کسی راقدم درسنگ آید، زیان آن مراست واگراندوهی دردلیست، آن دل ازآن من است."

ویلهم نیچه گفته ای دارد که "درکوهستان کوتاه ترین راه ازقله ای به قله دیگراست، اما برای گذشتن باید پاههای درازداشت." روستا این گفته نیچه رادرطبعیت پیچیده زادگاه خود شهربزرگ مثال میداد، که دوقله کوه صد مترباهم فاصله دارند، اما برای رفتن ازیک قله به قله دیگربایست ازدره های عمیق گذشت وبه تعبیر بیدل از"کوه وکتل" های بایست عبورکرد وفاصله چند کیلومترراپیمود.

روستا درسال1350 بااشتراک فعال درمظاهره توده های قحطی زده بدخشان برضد حکومت یکجا با بحرالدین باعث، ظهورالله ظهوری، قیام، رنجبر، ساعی ودیگران درحالیکه تعدادی ازیارانش ازصحنه مظاهره بزرگ مردمی درشهرفیض آباد دستگیر وزندانی شده بودند، باعبدالقدوس حازم خودرا ازترصد وگرفتاری پولیس رژیم رهانیده و فراراً ازفیض آباد روانه شهربزرگ گردید، وتاکودتای1352 سردارمحمد داود وسقوط رژیم سلطنت زنده گی مخفی داشت، اما به امورمبارزه سیاسی دربین دهقانان تخارستان رسیده گی میکرد. با تغیر نظام موقتاً زنده گی قانونی یافت ودرخان آباد که درآن روزها مرکزاقتصادی وسیاسی شمال شرق کشور وگرهگاه تجمع مردم بدخشان وقطغن بود، بادوستش قدوس حازم ازطریق مشغولیت درشرکت سرویس، درواقع کارسیاسی وسازمانی رابا زحمتکشان وروشنفکران انجام میداد.

پس ازقیام برج اسدسال1354 درواز که منجربه بازداشت رهبری سازمان ورفقای حرفویش ازشهرهای بزرگ گردید، ودسته عملیات چریکی مولاناباعث پس ازیکماه مقاومت با بجاگذاشتن دوشهید بنامهای عین الدین بهادری وجلال الدین درشینگان راغ دستگیر شدند، روستا ناگزیر ازچشم پاسبانان رژیم غیب زد وبه مبارزه مخفی ادامه داد.

روستا درکودتای 7ثور1357 درزندان شهرتالقان بود که کسانی برخلاف مخالفت اوبانوشتن نامه ای عنوانی محمد اسماعیل اکبر، قیامهای رادرولسوالیهای شهربزرگ، رستاق، کشم وبهارک راه اندازی نموده وزمینه دستگیری رهبری سازمان متحدین وهوخواهان آن رامساعد نمودند، وروستا به بهانه همین حادثه زندگی خودراازدست داد که ازآن 33 سال میگذرد. روانش شاد باد.

Advertise your business here. Click to contact us.
  • Shams
    مرادی صاحب یک جهان تشکر!
    اما یک پیشنهاد دوستانه حضور جلالت مآب دارم.
    چون شما واقعاً قلم رسا دارید و وقت کم است تا نوشتار های خود را یک بار دیگر عبور نمایید، بدین لحاظ نوشته های خود را برای شخص دومی ب خاطر مرفوع سازی اشتباهات انشائی بدهید. اگر وقت داشتید، یک بار مقاله پرقطور و علمی استالفی صاحب را د ر باره درست نویسی به مطالعه بگیرید، خوب می شود. چون مقاله شما ثبت تاریخ خواهد ماند و در سر و انجام م قالات شما اغلات انشائی وجئد دارند، بدین لحاظ هر کس را در خواندن راه گُم می سازد. چون بعد از حروف: ال ف، د، ذ، ر، ز، ژ، و که جمله ختم می شود، باید مسافه و یا دَش را کلِک نمائید، تا خواننده مفهوم را در ک نماید. وظیفه نویسنده، کاغذ را سیاه کردن نیست، بلکه انتقال پیام برای خواننده است. تشکر
  • دوست

    آقای مرادی سلام علیکم.
    اگر اسمعل اکبر زنده نمی بود، هستند کسانی که به پاره از گفتار شما دلیل وبرهان بیاورند .نوشته های شما بزرگ وار را یاد داشت می کنیم و انتظار صدای اکبر را می کشیم . اگر اسمعل اکبر واکنش و منطق گفت خوب ، میشود به پاره ی از گزارش ها شما و منطق اکبر قضاوت کرد . در غیر آن منم ده ها وصدها مثال نمونه ی که به جواب شما بزرگان بپردازم ، در هر صورت سکوت را برای نخست بهتر از واکنش میدان م ( واکنش های که کدورت بیافریند) از شما هم توقع میرود شما با دقت بنویسید که نشود بحث های شما بجای م ثمر بودن زیان آور شوند. یاد وخاطره تک تک از رهروان راه داد خواهی وعدالت طلبی
    با عث وبدخشی برای همه ی ما فرض است .اما متوجه باید بود که نبایداز یاد وخاطره گلگون کفنان مان شروع کنیم ودر آخیر زهر پاشی کنیم، باید ژرف نیگر ودور اندیش باشیم. نمی شود با الفاظ بدون مدارک ،سند ،بدون نام مشخص افراد در یک کل ی گوی وعدم مدارک مقنی وبی شاهید زخم های تداوی نیافته را دوباره تازه کرد و به آنها نمک پاشید.

    ما قبلا نوشته ی را ازجناب ظهوری یاداشت کرده ایم که یک دروغ واهی و یک اتهام بی بنیاد به گفته شما ها بخش فرکسیون سازمان و به گفته ی ما بخش فدایان سازمان حمله نموده اند، که هر گز جنابشان ویا هم ه مفکران شان نمی توانند فرموده ی شان را را ثابت بسازند. من هرگز طرفدار این نیستم که اشخاص بد ومزدور و خیانت کار اافشا نشوند. باید تمام قضایای بصورت درست و تحلیل وتحقق برراسی شوندوبا دلایل ،برهان ،مستند ورورشن به مردم داده شود. نه انکه با الفاظ مانند .کسانی گفتند،کسانی بودند. از خود چیز های را جعل کاری کنیم وباز به همان شیوه گذشته از خود بیگانگی کنیم. امید وارم جناب شما مرادی ، بزرگان و موی سپیدان سا زمان که حالا فقط وظیفه شما دادن تجربه آموخته هایتان به نسل جوان است. وظیفه ی اصلی خود را بجایش گذا شته و سبب واکنش های تند و دوام درد والم جوانان ونسل بعدی خود گردید.
  • بدخشانی
    خوب بیاد دارم مردم بدخشان از این چوچه های لینن که روزگاری کاسه لیس کمونست ها بودند و بعد نام خود ر ا سفزا و سازا گذاشتند چطور نفرت دارند. در بدخشان این سازایی ها و سفزایی ها چون ظهوری و باعث حتی جراا ت حرف زدن بین خود را نداشتند چی رسد به مبارزات . چون مردم منطقه دور و پیش خود انها حتی از انها نفرت داشتند و بنام کافر بی دین و بچه لینن میشناختندشان . اگر از یک ریشسفید بدخشانی بپرسید که سازا و سفزا کیها هستند به زمین تف میاندازند . لاف بیجا نزنید شما را مردم بدخشان میشناسند .
  • سینا دلیری



    جناب دکترمرادی صاحب که یکی ازنخبگان روزگار ما است ومن به ایشان ومقام علمی شان احترام وارادت خاصی دار م، پیوسته تلاشهای زیادی نموده است که تمثیل استقلالیت رأی نمایند. اما باوجود داشتن مقام بلند علمی، خو ن گروه گرایی دررگهای ایشان هنوزهم سیالیت داشته وگاهی در داوری شان دچار تردید میشوند. ازجانب دیگر رشت ه تخصصی جناب آقای مرادی دردرجه های بلند تحصیلی شان فکرمیکنم تاریخ باشد ودرتاریخ نویسی آنچکه مهم است وبه شأنیت نویسنده یاری می رساند، بیان حقایق تاریخی آنگونه که هستند ولو به زیان گروهی شان هم باشد. در غیرآن حرفه تاریخ نویسی را زیرسوال خواهند برد.
    درمورد حقایق درونی "محفل انتظار" وریخت وپاشهای بعدی به دوگروه سازا وسفزا ایشان یا خالی ذهن هستند ویا یک جانبه شنیدند.چون جناب آقای مرادی دردورانی که روند ناخواسته انشعاب تحمیل گردید، درکشورنبوده ودرعربستان سعودی مصروف تحصیل بودند. کسانی را که ایش ان درنوشته خویش نام بردند(منهای شهید مجید کلکانی که رهبرساما بودند)وبویژه شهید بزرگوار وقهرمان امام نظرروستا برای یک ساعت هم درگروهی بنام سازا عضویت نداشتند. شهید روستا یکی ازرهبران بلند پایه "ساز مان فدائیان زحمتکشان افغانستان"(سفزا) بودند. ازجانب دیگرسازا که درسال 1362 خورشیدی درطی یک کنفرا نس رسمی درنشستی درخیرخانه کابل با انتخاب نخستین دبیرعمومی آقای کوشانی نام گذاری شده وپیش ازآن هیچ مد رکی وجود ندارد که دلالت به موجودیت گروهی بنام سازا کند. هرچند نامی بنام "سازمان انقلابی زحمتکشان افغانستان"(سازا) بعد ازنام گذاری "سفزا"، برای نخستین بارتوسط شهید گرانقدرانجنیرحسن که د رموضع مخالف سفزا قرارداشت، گاهی زمزمه میشد. اما نام یک سازمان اززمانی میتواند رسمیت داشته باشد که طی کدام نشست رسمی ودراسناد رسمی ثبت گردیده باشد. مانند سفزا که طی یک اعلامیه رسمی بعد ازیک نشست اضطرار ی در24 جوزای 1357 خورشیدی اعلام هویت سیاسی نموده وبعد ازآن در26 ماه اسد 1357 زیرهمین نام دست به قیام مسلحانه دربرابر رژیم خلقی زد. اینها واقعیتهای انکارناپذیر روزگار ما اند. اگرآقای مرادی میخواهند ویا دلشان نمیشود که یاران خوب ومبارزین سربداررا را ازکنارهمدیگر جدا بداند یا معرفی نماید، لذا ایجاب میک ند دوستان شهید وغیر شهید را که برای شان شناسنامه سیاسی درست میکنند، بنام سازمان مشترک" محفل انتظ ار"پیش ازانشعاب نام ببرند نه سازا. چون سازا وسفزا سرگذشت پرماجرایی دربرابرهم داشته همانگونه که هیچ سازایی سفزایی را برنمیتابد، هیچ سفزایی به سازایی متهم شدن روی خوش ندارد. بهترین سندی که ثابت میک ند تا سال 1359 گروهی بنام سازا وجود نداشته، نوشته آقای انجنیر مجید سکندری رئیس تشکیلات محفل انتظارمی باشد. چون این همه شهیدان قهرمانی که شما ازایشان با افتخار نام میبرید، بعد ازانشعاب محفل انتظار وابست ه به" سازمان فدائیان زحمتکشان افغانستا" به پیشوایی مولانا بحرالدین باعث بودند. پس مصادره طلب ی وانحصارگری درخون شهدا مجازنخواهد بود. هرچند انشعاب محفل انتظارهمیشه درد جانکاه برای برخی از مبارزی ن رسالت بدوش وآماده ی مرگ بوده است. اما جدایی در15 سنبله 1356 خورشیدی یک امرقطعی وآشکار بوده است. دو گروه جداگانه بنامهای سازا وسفزا که همواره خودرا پیروان راستین بدخشی وباعث دانسته وهنوزهم این عواطف د رذهن افراد سنگینی نموده، برای برخی بدخشی عزیزتر است وبرای برخی دیگر باعث. همینگونه باید یاد آوری نمو د که ازمجموعه شهدایی که زیرآمارهای نه چندان دقیق 4 تا 5 هزار همیشه نام برده میشود، بیش ازهشتاد درصد آنان به" سفزا" تعلق داشتند. چون درشرایطی که رهبران "سازا" بخش نظامی سازمان خویش را ا نحلال نموده ودرکنفرانس دوروزه ماه سرطان درمنزل آقای ظاهریونسی سناتوروقت ولایت بلخ برسرنحوه همکاری یا عدم همکاری با حزب دمکراتیک خلق دچار بن بست فکری بوند ودرنتیجه این بن بست وموضع گیری دربرابر حزب حاک م عضویت رهبر خویش را درشرایط تعلیق قراردادند ، سفزا با تحریکات رهبران بیرونی بویژه محمد اسماعیل اکبر ومحمد ظاهرحاتم وحاجی محمد نسیم ومحمدکمین ثمرغی وعده ای دیگر فرمان قیام مسلحانه را صادر نموده و در26 اسد 1357 درولایت بدخشان وتخار دست به قیام مسلحانه زده وازاین رهگذر تلفات سنگینی را متحمل گردیدند که اینجا مجال بحث آن نیست. لذا مشوره من برای جناب مرادی صاحب این است که دراین شرایط که بازهم تلاشها در محور همگرایی جریان دارد، کاری نکنند که به احساسات سیاسی وعاططفی برخیهایی که به جناب مرادی صاحب ارادت دارند، صدمه وارد نمایند.
  • تیمور تالقانی

    اولآ به وطندارن گل وقند خویش که از هر نبار وملیت وقوم اند؛سلام فرستاده وسلامتی وشادمانی فرد فرد شما را از خدای بزرگ خواهانم.
    جناب مرادی بازهم چشم کور خودرا در شهر کوران واداشته وخواسته است که؛خود را ش اه تراشی کند.واما ودریغاإایشان یک روز وحتا یک روز از روی رسالت وان هم سیاسی باشد ؛در قلمرومبارزه گام نگذاشته واز رویداد های سال 1350 -تا امروز کاملآ بیخبر ومرد نا معلوم است.تمامی نوشته ونقد ایشان برمب نای عدم رشد موزون درراستای فرهنگ سیاسی استوار بوده وروی این دلایل هنوز که هنوز است ؛به چرنده گوی چون آن مرغ که در دیگر آواز دهد ؛آوازخوانی میکند.
    روستا؛رحمن قل ؛ولی شیرزه وبرخی دوستان جان باخته خویش ر ا از نزدیک میشناختم ودستگیری روستا در شهر تالقان هنوز در خاطرم چون آن شب تاریک ودرد آفرین زنده است و انتقال روستا وسایر فداییان از تالقان درمرکز توسط موتر به محافظ یک
    به یادم میآید که در خنجان میرسند ومحافظ این ابرمردان مبارز وبدون گناه خطاب به روستا میگوید :ای مرد مبارز کنون وقت است که همدوش کوهستا ن شویدو؛پاسخ روستای فدای ونه ازقماش تو چرنده گو-چنین بوده است:من وما؛مرکیب هیچگونه جنایت نیستیم وما؛ بخاطر بهبود مردم مظلوم مبارزه میکنیم.
    وتو؛آقای مرادی درکجا بودی ویاران تو به چه جنایت دست نیازیدن که جنبش مردمی را تحت رهبری سفزا بود ؛خاموش سازند.
    من؛از جمله کسانی هستم که؛فرزندان وفامیل شریف باعث را در برابر خون خویش حفاظت ونگهداری نموده ایم واما؛شمابه کله خوکی خویش ویاران تو به کشف ونابودی فرزندا ن این ابر مرد تاریخ معاصر در زاویه دیگران حلقه زده بودید.
    اقای مرادی :بعد از این کوشش کن که ؛آبروی خ ود ویاران خود را در بدل دروغگوی از نمونه شیطانی باشد؛حفظ نمایی واگرنه ؛زیاد حرف ها است که درمورد وآن ها گفته شود.
  • نیزک






    بدخشان عزیز درود وسلام امید وارم از درد وبلاهای روزگار و امراض ساری بیرونی در امان باشید.

    شما بیاد داشته باشید. که از این شمشیر که شما در برابر ما سفزایان وسازایان کار می گیرید. حالا به همه روشن است که هرگاه گروهی یا کسی در برابری منطقی توان بحث نداشته باشد ونه خواهد شکست را به بی پزیرید به همین س لاح اسلامی دست می اندازد وجانب مقابل را تکفیر می کند . مردم و گروهی را برای مقابله می انگیزد. بسیار آشکار کشور ما ومردم ما برای نابودی مخالفین در طول تاریخ از همین شعار شما استفاده کرده و حالا هم کما بیش در کشور ما این سلاح برنده است وشاید هم تا سالهای دور تر کاربرد داشته باشد. ما بیاد داریم که از ز مانهای خیلی دور در افغانستان چه سر های را بنام اسلام بریدند و چه جنایاتی را مرتکیب شدند.
    شاه امان ال له به همین شعار بر پدر غلبه کرد وقاتل پدر شناخته شد صاحب تاج وتخت گردید. خادم دین رسول از همین شعار استفاده کرد وریشه ی حکومت را کند. وبعدا هم دیدیم که دوباره نادر خان باز به همین شمشیر اسلام از محمدو لی خان دروازی گیرفته تا هرچه طرفدار خادم دین روسل بودند سربرید. بعدا هم در برابر داود خان مجاهدان به دره ها و کوه ها وپاکستان رفتند و داود خان را مزدور روس خوانده تکفیرش کردند. داود خان را خلقی ها با خانوادش کشتند .کفرش خواندند. یاد ما هست که مجاهدان در کوه رفتند حکومت آنها را اشرار و مخالف دین می خواند وآنها دولت را تکفیر می کردند .تا انکه شعار اسلامی را مجاهیدین صاحب شدند و دولت خلق وپرچم سقوط کرد. دولت مجددی را گلبدین غیر اسلامی خواند و از همان روز اول مخالفت کرد. سردار اسلام آمیر صاحب را ط البان تکفیر کردند و در برابری دولت اسلامی استاد ربانی از همین سلاح جناب عالی کار گیرفتند اعلان جهاد دادند. مقاومت ،طالبان را مسلمان نمی شناخت و طالبان دولت استاد ربانی را، تا آنکه مسلمان های انفلاقی آمیر صاحب را شهید ساختند. حالا هم می بینید که دولت اسلامی کرزی با همین سلاح اسلامی که در دست طالبان است طی 10 سال سر پا نمی ایستد.
    حالا میایم بر اعمال شما عزیزان که همیشه از این شمشیر برای محو مخالفی ن تان کار می گیرید. من از بدخشان هستم در بدخشان تا زمان که من آنجا بودم باور دارم کسی پیدا نخواهد شد که بگوید سازا وسفزا خدای ناخواسته به درخت کسی سنگ زده باشند.یا به ناموس کسی یا به مال کسی ویا به دخ تر کسی تجاوز کرده باشند. در ایمان داری و خدا پرستی ،اعتقاد واخلاق پسند هم پیر وبرنا بودند ودر خدا پر ستی شان شان از همه سرسخت تر بودند. این چوچه لنین که خودت می گوی این نه علمیست نه عملی چوچه لنین یعنی چه؟ دولت هم مجاهدین را چوچه انگلیس می گفت : اگر مقصدت آیدیولوژی لنینستی باشد این دیگه بر همه اعیان است که سفزا مخالف عقیده لنینستی بود. مردم افغانستان بخصوص بدخشانیان عزیز میدانند که طرفداران اندیشه لینینی از همه بیشتر همین سفزای هاوسازای هارا گردن زدند وشهید ساختند.بنا این این چوچه لنبن گفتن تان ر ا بخود تان بر می گردانیم . این جا گفته خلق وپرچم در مورد شما بیشتر صدق می کند چون شما ها بودید که بر ای خرسند سازی تاچر و اگلیس خون خود وخون مردم را ریختید و مردم وسرزمین مارا تسلمیشان نمودید. گپ دوم ت ان کاسه لیس کمونیت ها اگر هدف تان کمونیت های روس باشد ویا حزبی ها وطنی این دروغ تان دیگه شاخ دارد چو ن همین روسها وخلقی ها وپرچمی هابودند که کاسه سری سفزا وسازا را هم نیست کردند. این دیگه حاجت مددرک ند ارد 4000شهید بخیالم قناعت جناب عالی را پوره می کند. ولی کاسه للیس در مورد شما ها بیشتر صدق می کند چو ن از همین پوند ودالر انگلیس و امریکا تا حال شما تغذیه می شوید .سوم جناب عالی فرموده اید که باعث توان حرف زدن را در بدخشان نداشت ای کااش می گفتی که او کی بود؟ در زمان باعث در برابربحرالدین باعث جرات ح رف زدن را داشته باشد. یک نام برای خدا بگیر آخیر خجالت هم گپ خوب است.
    شما آقای بدخشانی اگر منطق دارید و با سند ومدرک وتاریخ باید بگوید. که چه عملی را سفزا وسازا انجام داده اند که موی سفیدان بدخشان نارا ض اند.
    که ما هم متوجه شویم وحد اقل معذرت خواهی کنیم در غیر آن حیا گپ خوب است.
    ولی آقااز قماش شماها ده ها وصدها جنایت سر زدو هنوز هم تمام فساد و جنایت در حال انجام است.
    اقا در روز روشن حمله به مکتب کش تن چند تن معلم و به آتش کشیدن کتاب ها از جمله تفسیر و کلام الله در مقابل چشم صدها کودک این کدام اسلا م است چه فرقی دارد از عمل کیشش امریکای واعمال امروزی طالبان والقاعده این عمل از دست گروه های که خودر ا مسلمان ودیگران را تکفیر می کردند بار هاوبارها سرزده به این موگویند جنایت به این می گویند قتل به ای ن عمل موسپید بدخشان پوچه سپید بدخشان تا که حیات است تف می اندازد وبه نسلهای بعدی افسانه می سازد. شما آقای بدخشانی به این اعمال افتخار می کنید یا هیچ چشم شرم وحیا ندارید. اقای همین کسانی که خود را مسلم ان ودیگران را تکفیر می کردند در نیمه شب به خانه های مردم بدون اجازه داخل می شدند و پدر را از بغل اول اد وخانه وکاشانه بیرون می کردند و در روی حویلی تیرباران وترور می کردند .حالا هم می کنند.
    این عمل صده ا بار درتمام نقاط بدخشان عملی شده است . آقا همین کسانی که خود را مسلمان می خواندند وبه دیگران اتهام کفر می کردند . اما های مسجید . زیارت کرده های خانه خدا را در نیمه ی شب از تاریکی استفاده کرده ترور ک ردند. ده ها نمونه و هزار ها شاهید داریم .اقای بدخشانی یک سازای وسفزای را نام ببر که خیانت و جنایت و دزدی وغارت نموده باشد ولی ما صدها نمونه ومثال داریم که از نام جهاد واسلام کسانی که خود را مسلمان ودی گران را تکفیر می کردند استفاده نموده صاحب قصر بلندگ و شرکت هاو مقادر هنگفت شده اند. آقای بدخشانی ای ن خانه های مجلل که آباد نمود اند اینها به آسانی واز معاش وآبله کف دست وعرق پیشانی ساختن شان ممکین نی ست . من با یقین می گویم باید ده ها خانه را خراب کرده باشند تا چنین خانه ی ساخته باشند . آقای بدخشانی موسپید وپوچه سپید بدخشانی به روی چنین اشخاص تف می اندازد نه بروی کسانی که برای رهای موسپید وپوچه سپ ید از ظلم واستبداد جانهای شرین خود را داده باشند . آقای بدخشانی این جوک مشهور یادت باشد که کابلی فر یب خورده چون گنه کار بوده به صفوف جهاد رفته بعداز یکی دو روز اعمال مجاهیدان را که دیده دست به طرف آ سمان کرده وگفته خدایا من که از همان آوان جوانی جهاد می کردم من هم همین اعمال مجاهدین را انجام می داد م من فقط نامم را نمیدانستم که من مجاهیدم و اعمالم جهاد . شما ایمان داشته باشید با ختم این دوره های ه رج ومرج تک تک شما که خود را اسلام می نامید واعمال ضد مسلمانی انجام می دهید به داد گاه های مسلمانی وا نسانی کشانیده خواهید شد. زن مردم ودختر مردم را بزور مال خود کردید این جنایات وخیانت های شما ها در هم ین سی سال اخیر اتفاق افتاده از یاد وخاطره ی مردم نرفته است آقا شما انتطار محمکه را داشته باشید.شما ب اید بداند که مردم آهسته آهسته بیدار وهشیار می شوند و به شما دیگر استفاده سوی از شعری اسلامی را نمی د هن...
  • اقبال عليشاه دهقانپور


    جناب دوکتور مرادی در نبشته ی شان تحت عنوان "از کارنامـه ناخوانـده دلاوران" بمناسبت ۳۰ سالگی شهادت مولانا باعث درمورد شهید روستا و شهید قربان محمد پساکوهی می نویسند که :
    تابستان سال1355 نگارند ه از عربستان سعودی به کابل آمدم. در حالیکه چند جلد کتاب بزبان عربی با مجموعه شعری از محمود درویش شاع ر فلسطینی را باخود داشتم،غرض دیدار با مولانا باعث ودوستان زندانی به محبس دهمزنگ رفتم. در آنجاکسانی ه م بخاطر ملاقات با آنها آمده بودند. دیده میشد که صحبتهای دوبدو وباصطلاح گوشکی ازمحرمیت گفتگوها حکایت میکنند وپروژه اختلاف سازی درکار است. در خارج زندان نیز جلسات موقوت وفوق العاده بین دوستان حرفوی اینج ا وآنجا ادامه داشت. مدت چند روز در اتاق کمین ثمرغی در دامنه کوه سخی توقف داشتم که قربان پساکوهی هم ب صورت مخفی درآنجا بسر میبرد وکسانی مثل انجینر نورمحمد وندیانی ومحصلین دانشگاه کابل رفت وآمد میکردند. درصحبتهای که داشتیم دانستم که سوء تفاهمی بین کمین وپساکوهی وجود دارد، بعدا دانستم که اختلافی بین رفق ای حرفوی ورهبری سازمان در جریان است. استماع اینگونه اخبار وگزارشات برایم دلگیر وخستگی آور بود. باینح ال چند روز راسپری نمودم،آنگاه بگمانم بامحمد یونس مرادی وانجینرمحمد یار خراسانی به خانه بدخشی واقع بل اک 18 میکروریان اول رفتیم وچیزهای راکه شنیده بودم ومطرح کردنش رالازم دانستیم با بدخشی در میان گذاشتی م.

    بدخشی مسئله رابطور ریشه ای توضیح داد وتحقیقات لازم راغرض حصول یقین حق مسلم ما دانست، وبعد گفت که حاضرست در هر جاییکه دوستان بخواهند بیاید وبه سوالات شان پاسخ بگوید، وباهمین سخنان مارا مرخص نمود .

    صحبتهای بدخشی رابا تقاضایش به اطلاع روستا رسانیدیم، اما روستا حتی بخاطر حقی که ما لزوماً درفه م این پروسه داشتیم به ادامه صحبت وپاسخدهی بدخشی علاقه نگرفت وجریان صحبت به ترتیبی رو به تشنج رفت. فر دای آن من روانه بدخشان گردیدم ودرآخر برج اسد غرض برگشت به سعودی به کابل آمدم، اما سوگمندانه وبا دریغ قربان پساکوهی رابرای همیشه ندیدم، او قربانی یک عملیه جراحی ناشی ازشرایط اختفا وفرصتهای تنگ حیات غیر قانونی شده بود.
    من بنسبت احترام خاصیکه بجناب داکتر صاحب مرادی دارم نمی خواهم بیشترازاین باعث ضیاع وقت خوانندگان عزیز شوم زیرا بگفته بزرگان" چیزیکه عیان است حاجت به بیان نست " مگر سفارشها و توصیه های جناب دوکتور جمال الدین سینادلیری را به ادرس شان دورازمفاد نمی نمی دانم

    اقبال عليشاه ده قانپور
  • دوست

    دهقان پور عزیز درود وسلام داکتر صاحب مرادی درواقعیت یک انسان عالم،دانشمندو متخصص تاریخ اند. ما همه به ایشان احترام داریم و نباید از آدمان که وابسته ودرلاک های گروهی یا قبیله ی اند از این بالا توقع دا شت. دهقانپور عزیز در لاک بودن جهان بینی به اندازه ی حدود اربعه لاک است نه به اندازه علم ودانش. بسی ار دانشمندان هستند که حقیقت را میدانند ولی جون در لاک های گروهی ،قومی وقبیله ی گیر مانده اند نه گفتن برایشان خوشایند است . نمونه مثال تمام پشتونهای افغانستان مردم غیر پشتون را پارسی وان می گویند.این م انند آفتاب روشن است .ولی هرگاه کسی بگوید ما فارسی زبانیم با وقاحت می گویند: نخیر شما اوغان ودری زبان ید. و اگر بخواهید که بررخشان دلیل بیاورید وبگوید. که خوب خود شما ماهارا پارسیوان می گوید. پاسخ این ا ست شما ها تجزیه طلبان ستمی ها و پدرامی ها هستید.شما می خواهید وحدت ملی را خراب کنید. حالا شما فرموده اید که به سنا توجه کنند.
    بعداز این همه سن وسال وعادات گوهی دیگر آقای مرادی نمی خواهد بیاموزد. آمو خته هایش چنین است که تراوشش در این سایت روشن است .
    اقای دهقانپور رودکی می فرماید :هرکی نامخت از گذشت روزگار... هیچ ناموزد زهیچ آموزگار.
    آقای مرادی نه از من میاموزد ونه از شما ونه هم از آقای سینا دلیری در حقیقت نمی خواهد بیاموزد
    شاید هم مانند آقای مامون در کدام تار گیر مانده باشد. بهر صورت بعدا آشکار خواهد شد. ولی چیزی که عیان است این است که در این سایت تاحال کسی موافق بودنش را با آقای مرادی اعلان نکرده است این جای خوش حالی است میشود بر اینده و یکپارچگی و وحدت ایمان داشت
    با احترام دوست
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 116 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.