Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

مافیـــای قــومی، قــــوم نیست! PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - اجتمـــاعی
نوشته شده توسط پرتو نادری   
پنجشنبه ، 8 مهر 1395 ، 19:26

پرتو نادریمافیـــای قــومی،  قــــوم نیست!
در خبرها شندیم که: «اقوام تُرک تبار افغانستان حمایت شان را از عبدالله پس گرفتند!» این خبر با اصول ژورنالیز هم آهنگ نیست. اگر گفته می شد که گروهی از مافیای قومی حمایت خود را از عبدالله پس گرفتند، می توانست خبر دقیقی باشد. مگر اینان قبالۀ شرعی چند قوم بزرگ افغانستان را در دست دارند که از نام آنان سخن می گویند و به نام آنان معامله گری می کنند. مردم افغانستان این چهره‌ها را می شناسند. آنان از همان آغاز از عبدالله حمایت نکرده بودند؛ بلکه با عبدالله معامله کرده بودند؛ اما در این معامله هدف رسیدن مردم به حق مشارکت سیاسی شان نبود. هدف رسیدن گروه‌های مافیایی به کرسی و مقام بود! آنان این کرسی ها و مقام ها را برای خود می خواستند نه برای قوم. ظاهراً کنون چنگال شال به لقمۀ های چرب و گلو گیری، گیر نیامده است که این همه داد و بی داد به راه انداخته اند. باید روشن سازم که این سخنان که می گویم به مفهوم دفاع ازعبدالله نیست. چون در همان زمان کارزار انتخاباتی، من جمله یی هم به دفاع از عبدالله ننوشته ام؛ بلکه پیوسته او و کار زار انتخاباتی اش را انتقاد کردم . به هر دو باور نداشتم نه به غنی نه هم عبدالله. نمی توانستم باور کنم که اینان می توانند افغانستان را به سوی یک جامعۀ قانون‌مدار رهبری کنند. برای آن که در همان روزگار این مافیاهای قومی بودند که به دور هر دو حلقه زده بودند. بار بار گفته ام که غنی و عبدالله هر دو خود در محاصرۀ مافیا های قومی، دزدان، آدم کشان، زمین خوران، متجاوزان به حقوق بشری، « روشنفکران تاریک پندار جاه طلب» قرار دارند، هنوز نیز چنین است!

در این خبر سیمای یکی از هم ولایتی‌های خود وزیر پیشین معادن و صنایع را نیز دیدم که چنان انوشیروان عادل سخن می گفت ! می خواهم بگویم: ای دوست! فکر نمی کنی که اگر حکومت قانون‌مداری در افغانستان می بود، آیا بر بیناد آن گزارش تحقیقی که هشت صبح در پیوند به فساد گسترده و شرم ناک تو نشر کرد ، حالا به حیث یکی از سیاه ترین چهره‌های فساد کابینۀ کرزی در پشت میله زندان نمی بودی! هم چنان با جریمۀ شاید ملیار دالر. تو یکی از مهمترین و زارت‌های سکتوری و کلیدی افغانستان را با فساد خود چنان فلج ساخته ای که سال ها به کار است تا دوباره بتواند راه برود! بر اساس آن گزارش خیانت تو در ردیف خیانت ملی به شمار می آید! حال می خواهم بگویم، حمایت و مخالفت یک چنین کسی چه تاثیر می تواند در جریان اصلی سیاست در افغانستان داشته باشد؟

می خواهم بپرسم که این همه پول غارت کردۀ تو چه سودی به اوزبیکان خاش در بدخشان رسانده است که فردا برساند! بدون تردید خود را برای معمله دیگر آماده ساخته ای! آن هم از منبر قوم.
کس دیگری که در این میان قامت بلند کرده است، دیروز تا کرزی می گفت دوغ سفید است؛ بر می خاست هر دو چشم را می بست و می گفت من سیاه می بینم، دوغ سیاه است، تا این که کرزی با تار خام یک سفارت دهن اش را دوخت!
مگر همین چهره های نبودند که دیروز این همه افتراق در میان مردمان پدید آورده بودند. حالا در لحظۀ های حساسی که کشور قرار گرفته ، می خواهند ضربۀ آخرین را وارد کنند.
به همان سخنان پیشین خود بر می گردم که بار بار گفته ام : افغانستان را مافیای قومی اداره می کند، نه انتخابات و دموکراسی! مافیا به نام قوم دهل می زند! و با این دهل زده‌ن‌ها بیشتر از دیگران، قوم خود را توهین می کند. آن هم برای رسیدن به یک مقام که شاید مقامی هم نباشد. تاریخ ، فرهنگ و سرنوشت قوم خود را معامله می کنند. اینان زمانی که کار به کام شان نبود هیاهو به راه می اندازند و پاس‌داران سینه چاک قوم می شوند و چون بر خوان غارت راه یافتند، گلوی شان را چربی غارت خاموش می سازد.
می خواهم ازهمین آقایون بپرسم که ازمجلس نماینده‌گان تا شورای وزیران که وکیل، وزیر و دبیر و چه و چه ها که بودید، چند بار مسالۀ آموزش کودکان تُرک تبار را به زبان مادری شان مطرح کردید! در حالی که حکومت بر بنیاد قانون اساسی مکلف به چنین چیزی است! حتا یک چنین خواست قانونی را هم نخواستید مطرح کنید، شاید می ترسیدید که ولی نعمت تان از شما آزرده شود!
می خواهم بگویم چرا به سرنوشت همه افغانستان نمی اندیشید؛ مگر ممکن است در جامعه‌یی با این همه تنوع قومی و زبانی یک قوم به سعادت برسد؟ سعادت اجتماعی یک امر اجتماعی است، اقوام در کنار هم به سعادت می رسند. و قتی هرگروه مافیای برای منافع خود نقارۀ قومیت بنوازند، نه تنها گوش ما که گوش منطقه وجهان کرخواهد شد وهیچ گروه قومی به سعادت نخواهد رسید!
می خواهم برای همه روشنفکران ، نهاد های مدنی که اگر مدنی باشند، به همه آگاهان، سیاست‌گران ملی و دموکرات، احزابی که برای افغانستان می اندیشند نه قوم، بگویم که اگر هم چنان بگذارید، مهار سیاست و قدرت در دست مافیاهای قومی بماند، اگر بگذارید که مافیا از منبر قوم سخن گوید، بدانید که این سرزمین آینده‌یی نخواهد داشت. ما تجربه های تلخی را پشت سر گذاشته ایم. به گفتۀ آدم الشعرا رودکی سمرقندی:
هرکه نامخت از گذشت روزگار
هیج ناموزد ز هیچ آموزگار
هیچ کسی اناری را نمی تواند که ببلعد، انار را پاره پاره می کند، دانه دانه می کند و دانه دانه می خورد. افغانستان اناری است که در دست مافیا های قومی، مافیاهای سیاسی، زمین خواران، جاسوسان استخبارات بزرگ جهانی و منطقه افتاده است، اینان افغانستان را پاره پاره می کنند، دانه دانه می کنند وبعد می خورند. آیا می توان انتظار داشت که یک چنین گروه‌های مافیایی کشورما به مدینۀ فاضله یی بدل کند، هرگز و هرگز!
می خواهم از آن هم ولایتی خود بپرسم که روزگاری یک جا با پدر در شورای وزیران می نشستی، مگر شما خود حق اوزبیکان افغانستان قبضه نکرده بودی! آیا از بدخشان تا تخار، سمنگان ؛ بلخ ، جوزجان؛ سرپل ، فریاب و جا های دیگری، ازوبیکی آموزش دیده یی وجود نداشت، که یک پدر و پسر بیایند و به نام وزیر در کابینه در کنارهم بنشینند، مگر شما برای افغانستان یورانیوم غنی کرده بودید یا آن که کلۀ بن لادن را آورده بودید! آن زمان به پندار تو اوزبیکان افغانستاان به حق خود رسیده بودند، حالا که دیگر برکسی نیستید، دود از جمجۀ آسمان بلند شده و خورشید از مغرب طلوع کرده است!
من راهی را که پیشنهاد می کنم راه درازی است؛ اما من می اندیشم که باید در همین راه گام گذاشت. ما راه دیگری جز رفتن از راه یک جامعه شهروند، قانون مدار و متکی بر اصول دموکراسی، نداریم. در غیر آن شاید نتوان امیدی به افق های روشن داشت. دموکراسی با قوم کار ندارد، دموکراسی بر خاسته از ارادۀ شهر وند است. هر اوزبیک، هر ترکمن ، هر بلوج ، هر نورستانی، هر بهاوی، هار ایماق، هر پشته یی، هرپامیری، هر هزاره، هر تاجیک و هر پشتون یک شهروند است. همه گان حق برابر شهروندی دارند. حق شهروند از آن جا بر می خیزد که کسی وابسه به جامعه یی است نه این که وابسته به این یا آن قوم بوده باشد. دموکراسی یعنی حکومت شهروند. آن که در دموکراسی شعاری قومی بلند می کند، باور مند به دموکراسی نیستند. آنانی که در زیر نام دموکراسی به تفوق جویی قومی می پردازند بزرگ‌ترین دشمنان دموکراسی و کشور اند. ما تجربۀ تفوق طلبی قومی را پشت سر گذاشته ایم، با تمامی تلخی هایش. بهتر است بگویم تاریخ پشت سر گذاشته است. سخن دیگر این که هر دولتی که در میان شهروندان براساس پییوند اتنیکی آنان امیتاز قایل می شود، دولت متکی بر اصول دموکراسی نیست. دولت دروغ است و دولت برتری جوی قومی است. این را بگویم که شرکت سهامی مافیاهای قومی هم دموکراسی نیست. با دریغ ما با چنین چیزی رو به رو هستیم. آقایون شما می توانید به مقام ها برسید، که می رسید! اما این به مقام رسیدن شما به مفهوم واقعی مشارکت سیاسی مردم و مشارکت اقوام در دستگاه قدرت نیست. برای آن که شما مافیای قومی هستید و مافیا قوم ندارد. مافیا مافیا است و تمام. با دریغ ذات این دولت بر بنیاد تفاهم مافیاهای گوناگون قومی و اقتصادی و..... گذاشته شده است. من می اندیشم توطئۀ بزرگی در افغانستان به راه افتاده و می خواهند مهره های سوخته و سکه های ناچل را بار دیگر وارد بازاره مکارۀ سیاست کنند.
بیایید افغانستان را از رهبری دزدان، مافیاهای قومی، زمین خواران، معمله گردان، فرصت طلبان، ناقضان حقوق بشر و عناصر وابسته به استخبارات منطقه و جهان نجات دهیم! افغانسان دراین دریای توفانی کشتی مشترک ماست، اگر غرق شود از ناخدا تا سر نشینان همه غرق می شوند، شاید مافیاهای غارت گر پیش‌تر از ما به کام نهنگان فرو روند!


پرتو نادری
مافیـــای قــومی،  قــــوم نیست!
مافیای قومی، قوم نیست!
در خبرها شندیم که: «اقوام تُرک تبار افغانستان حمایت شان را از عبدالله پس گرفتند!» این خبر با اصول ژورنالیز هم آهنگ نیست. اگر گفته می شد که گروهی از مافیای قومی حمایت خود را از عبدالله پس گرفتند، می توانست خبر دقیقی باشد. مگر اینان قبالۀ شرعی چند قوم بزرگ افغانستان را در دست دارند که از نام آنان سخن می گویند و به نام آنان معامله گری می کنند. مردم افغانستان این چهره‌ها را می شناسند. آنان از همان آغاز از عبدالله حمایت نکرده بودند؛ بلکه با عبدالله معامله کرده بودند؛ اما در این معامله هدف رسیدن مردم به حق مشارکت سیاسی شان نبود. هدف رسیدن گروه‌های مافیایی به کرسی و مقام بود! آنان این کرسی ها و مقام ها را برای خود می خواستند نه برای قوم. ظاهراً کنون چنگال شال به لقمۀ های چرب و گلو گیری، گیر نیامده است که این همه داد و بی داد به راه انداخته اند. باید روشن سازم که این سخنان که می گویم به مفهوم دفاع ازعبدالله نیست. چون در همان زمان کارزار انتخاباتی، من جمله یی هم به دفاع از عبدالله ننوشته ام؛ بلکه پیوسته او و کار زار انتخاباتی اش را انتقاد کردم . به هر دو باور نداشتم نه به غنی نه هم عبدالله. نمی توانستم باور کنم که اینان می توانند افغانستان را به سوی یک جامعۀ قانون‌مدار رهبری کنند. برای آن که در همان روزگار این مافیاهای قومی بودند که به دور هر دو حلقه زده بودند. بار بار گفته ام که غنی و عبدالله هر دو خود در محاصرۀ مافیا های قومی، دزدان، آدم کشان، زمین خوران، متجاوزان به حقوق بشری، « روشنفکران تاریک پندار جاه طلب» قرار دارند، هنوز نیز چنین است!

در این خبر سیمای یکی از هم ولایتی‌های خود وزیر پیشین معادن و صنایع را نیز دیدم که چنان انوشیروان عادل سخن می گفت ! می خواهم بگویم: ای دوست! فکر نمی کنی که اگر حکومت قانون‌مداری در افغانستان می بود، آیا بر بیناد آن گزارش تحقیقی که هشت صبح در پیوند به فساد گسترده و شرم ناک تو نشر کرد ، حالا به حیث یکی از سیاه ترین چهره‌های فساد کابینۀ کرزی در پشت میله زندان نمی بودی! هم چنان با جریمۀ شاید ملیار دالر. تو یکی از مهمترین و زارت‌های سکتوری و کلیدی افغانستان را با فساد خود چنان فلج ساخته ای که سال ها به کار است تا دوباره بتواند راه برود! بر اساس آن گزارش خیانت تو در ردیف خیانت ملی به شمار می آید! حال می خواهم بگویم، حمایت و مخالفت یک چنین کسی چه تاثیر می تواند در جریان اصلی سیاست در افغانستان داشته باشد؟

می خواهم بپرسم که این همه پول غارت کردۀ تو چه سودی به اوزبیکان خاش در بدخشان رسانده است که فردا برساند! بدون تردید خود را برای معمله دیگر آماده ساخته ای! آن هم از منبر قوم.
کس دیگری که در این میان قامت بلند کرده است، دیروز تا کرزی می گفت دوغ سفید است؛ بر می خاست هر دو چشم را می بست و می گفت من سیاه می بینم، دوغ سیاه است، تا این که کرزی با تار خام یک سفارت دهن اش را دوخت!
مگر همین چهره های نبودند که دیروز این همه افتراق در میان مردمان پدید آورده بودند. حالا در لحظۀ های حساسی که کشور قرار گرفته ، می خواهند ضربۀ آخرین را وارد کنند.
به همان سخنان پیشین خود بر می گردم که بار بار گفته ام : افغانستان را مافیای قومی اداره می کند، نه انتخابات و دموکراسی! مافیا به نام قوم دهل می زند! و با این دهل زده‌ن‌ها بیشتر از دیگران، قوم خود را توهین می کند. آن هم برای رسیدن به یک مقام که شاید مقامی هم نباشد. تاریخ ، فرهنگ و سرنوشت قوم خود را معامله می کنند. اینان زمانی که کار به کام شان نبود هیاهو به راه می اندازند و پاس‌داران سینه چاک قوم می شوند و چون بر خوان غارت راه یافتند، گلوی شان را چربی غارت خاموش می سازد.
می خواهم ازهمین آقایون بپرسم که ازمجلس نماینده‌گان تا شورای وزیران که وکیل، وزیر و دبیر و چه و چه ها که بودید، چند بار مسالۀ آموزش کودکان تُرک تبار را به زبان مادری شان مطرح کردید! در حالی که حکومت بر بنیاد قانون اساسی مکلف به چنین چیزی است! حتا یک چنین خواست قانونی را هم نخواستید مطرح کنید، شاید می ترسیدید که ولی نعمت تان از شما آزرده شود!
می خواهم بگویم چرا به سرنوشت همه افغانستان نمی اندیشید؛ مگر ممکن است در جامعه‌یی با این همه تنوع قومی و زبانی یک قوم به سعادت برسد؟ سعادت اجتماعی یک امر اجتماعی است، اقوام در کنار هم به سعادت می رسند. و قتی هرگروه مافیای برای منافع خود نقارۀ قومیت بنوازند، نه تنها گوش ما که گوش منطقه وجهان کرخواهد شد وهیچ گروه قومی به سعادت نخواهد رسید!
می خواهم برای همه روشنفکران ، نهاد های مدنی که اگر مدنی باشند، به همه آگاهان، سیاست‌گران ملی و دموکرات، احزابی که برای افغانستان می اندیشند نه قوم، بگویم که اگر هم چنان بگذارید، مهار سیاست و قدرت در دست مافیاهای قومی بماند، اگر بگذارید که مافیا از منبر قوم سخن گوید، بدانید که این سرزمین آینده‌یی نخواهد داشت. ما تجربه های تلخی را پشت سر گذاشته ایم. به گفتۀ آدم الشعرا رودکی سمرقندی:
هرکه نامخت از گذشت روزگار
هیج ناموزد ز هیچ آموزگار
هیچ کسی اناری را نمی تواند که ببلعد، انار را پاره پاره می کند، دانه دانه می کند و دانه دانه می خورد. افغانستان اناری است که در دست مافیا های قومی، مافیاهای سیاسی، زمین خواران، جاسوسان استخبارات بزرگ جهانی و منطقه افتاده است، اینان افغانستان را پاره پاره می کنند، دانه دانه می کنند وبعد می خورند. آیا می توان انتظار داشت که یک چنین گروه‌های مافیایی کشورما به مدینۀ فاضله یی بدل کند، هرگز و هرگز!
می خواهم از آن هم ولایتی خود بپرسم که روزگاری یک جا با پدر در شورای وزیران می نشستی، مگر شما خود حق اوزبیکان افغانستان قبضه نکرده بودی! آیا از بدخشان تا تخار، سمنگان ؛ بلخ ، جوزجان؛ سرپل ، فریاب و جا های دیگری، ازوبیکی آموزش دیده یی وجود نداشت، که یک پدر و پسر بیایند و به نام وزیر در کابینه در کنارهم بنشینند، مگر شما برای افغانستان یورانیوم غنی کرده بودید یا آن که کلۀ بن لادن را آورده بودید! آن زمان به پندار تو اوزبیکان افغانستاان به حق خود رسیده بودند، حالا که دیگر برکسی نیستید، دود از جمجۀ آسمان بلند شده و خورشید از مغرب طلوع کرده است!
من راهی را که پیشنهاد می کنم راه درازی است؛ اما من می اندیشم که باید در همین راه گام گذاشت. ما راه دیگری جز رفتن از راه یک جامعه شهروند، قانون مدار و متکی بر اصول دموکراسی، نداریم. در غیر آن شاید نتوان امیدی به افق های روشن داشت. دموکراسی با قوم کار ندارد، دموکراسی بر خاسته از ارادۀ شهر وند است. هر اوزبیک، هر ترکمن ، هر بلوج ، هر نورستانی، هر بهاوی، هار ایماق، هر پشته یی، هرپامیری، هر هزاره، هر تاجیک و هر پشتون یک شهروند است. همه گان حق برابر شهروندی دارند. حق شهروند از آن جا بر می خیزد که کسی وابسه به جامعه یی است نه این که وابسته به این یا آن قوم بوده باشد. دموکراسی یعنی حکومت شهروند. آن که در دموکراسی شعاری قومی بلند می کند، باور مند به دموکراسی نیستند. آنانی که در زیر نام دموکراسی به تفوق جویی قومی می پردازند بزرگ‌ترین دشمنان دموکراسی و کشور اند. ما تجربۀ تفوق طلبی قومی را پشت سر گذاشته ایم، با تمامی تلخی هایش. بهتر است بگویم تاریخ پشت سر گذاشته است. سخن دیگر این که هر دولتی که در میان شهروندان براساس پییوند اتنیکی آنان امیتاز قایل می شود، دولت متکی بر اصول دموکراسی نیست. دولت دروغ است و دولت برتری جوی قومی است. این را بگویم که شرکت سهامی مافیاهای قومی هم دموکراسی نیست. با دریغ ما با چنین چیزی رو به رو هستیم. آقایون شما می توانید به مقام ها برسید، که می رسید! اما این به مقام رسیدن شما به مفهوم واقعی مشارکت سیاسی مردم و مشارکت اقوام در دستگاه قدرت نیست. برای آن که شما مافیای قومی هستید و مافیا قوم ندارد. مافیا مافیا است و تمام. با دریغ ذات این دولت بر بنیاد تفاهم مافیاهای گوناگون قومی و اقتصادی و..... گذاشته شده است. من می اندیشم توطئۀ بزرگی در افغانستان به راه افتاده و می خواهند مهره های سوخته و سکه های ناچل را بار دیگر وارد بازاره مکارۀ سیاست کنند.
بیایید افغانستان را از رهبری دزدان، مافیاهای قومی، زمین خواران، معمله گردان، فرصت طلبان، ناقضان حقوق بشر و عناصر وابسته به استخبارات منطقه و جهان نجات دهیم! افغانسان دراین دریای توفانی کشتی مشترک ماست، اگر غرق شود از ناخدا تا سر نشینان همه غرق می شوند، شاید مافیاهای غارت گر پیش‌تر از ما به کام نهنگان فرو روند!


Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 221 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.