Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

نقش ساختار نظام حکومتی ویا دولت وامنیت ملی در سرزمین کهن تاریخ افغانستان امروزی PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - اجتمـــاعی
نوشته شده توسط میــــــرزائی   
چهارشنبه ، 14 اسفند 1387 ، 13:11

کشوریکه امروز بنام « افغانستان» می شناسیم، مهد آریا نا ویا مکان مردمان گوناگون، از نگاه فرهنگی وزبانی وقومی بوده است. واژه « ایرا» ویا ایریا، مکانیست که، باشندگان آن زمان دراین سرزمین، می زیسته اند واین باشندگان را بنام آریاییها می نامیدند که در برگیرنده ی تمام مردم این قلمرو بود. به نظر من واژه آریانا مربوط قوم مشخص وبرتری نبوده،...

این تاریخ نویسان قیاسی بوده اند که، آریانا را در گرو قوم ویژه ی بند ساختند وامروز پژوهشگران به این باروند که، ایریا، مکان است واز نظر خردمندان امروزی، روشن است که نام مکان این سرزمین با قوم خاصی پیوند نداشته وسرزمین بوده است که، باشندگانش را مردمان قلمروی « ایریا» که بعدها آریانا وپس از آن واژه « ایرانویجه» ویا ایران، امروزی از آن بجا مانده است، در بر میگرفت.این نام که هزار سال پیش از میلاد، تا قرن پنجم میلادی براین قلمروگسترده آنروز اطلاق میشد، در اویستا هم بنام ایریانا ذ کرگردیده است. نام دیگراین سرزمین پس از آریانا، « خراسان » بود که بعد از قرن سوم میلادی پیدا شد وتا قرن نزدهم میلادی حدود یکنیم هزار سال، نام مملکت افغانستان امروز به حساب می آمد.

این نام هم از معنای سرزمین آفتاب برخوردار است ومتعلق به هیچ قوم وقبیله ی خاص نیست ویک نام دور از تبعیض وبرتری خواهی است وهمه باشندگان خراسان را بنام خراسانی یاد میکردند وهرانکشاف وترقی وفرهنگ سازی که شده است، دراین دوران بنام باشندگان خراسان تمام می شود واگر افتخاری بوده ویا کمبودی و درماندگی، همه ی خراسانیان آنروزی را در بر میگرفته است. دراین دورانها مردم از همگرایی واز هم اندیشی وهمدیگر فهمی بلند بالایی بر خوردار بوده اند و واژه تبعیض وبرتری خواهی و بینش قومگرایانه دراین زمان بسیار به ندرت دیده شده ویا ممکن دیده نشده باشد؛ نام افغانستان، البته در قرن نوزدهم براین سرزمین گذاشته شد. درکتاب واقعیت سیمای سیاسی افغانستان، تالیف کننده ء آن اکبر شورماچ است، چنین اشاره شده است: « در سال 1838 میلادی که معاهده سه جانبه را شاه شجاع در حالیکه وی شاه مخلوع ومسلوب الاختیاربود، با انگلیس ورنجت سنگهه در لاهور به امضا رسانید، درمتن معاهده عوض خراسان نام کشور بنام افغانستان گنجانیده شد واز آن زمان نام رسمی کشور ما به افغانستان مبدل گردید که در معاهدات ومقاولات سیاسی بین هند بریتانوی وروسیه تزاری خطه های تحت تسلط حکمرانان محمد زایی بنام افغانستان قید وحدود آن در اثر فشار استعماری وسازش طبقه حاکمه وقت تمدید گردید» ودر همین صفحه ذکر شده است که افغانستان از نام محلی قبیلوی یکی از قبایل خراسان که در نواحی کوهستانی وهموار کوه های سلیمان واطراف آن واقع بین جنوب ولایت کابل، شرق غزنی وحصص غربی رود سند زندگی میکردند گرفته شده است. این نام که بیان شد، قرارملاحظه پژوهشگران وواژه شناسان، برگرفته از قوم ویا مردمان خاصی است، در کدام همه پرسی وبا توافق باشندگان این سرزمین، نامگذاری نگردیده است، به نظر من تشنج زا بوده وهرقدر مردمان این سرزمین به پختگی دانش سیاسی وخود شناسی میرسند، خودشانرا با این نام که از سوی انگریزها گذاشته شده وآن هم غرض استمرار تفریقه، بیگانه تر احساس میکنند واین احساس بیگانگی، مارا از رسیدن به یک هویت مشخص ودر تحلیل نهایی « ملت » شدن باز میدارد.

بر همه دانشمندان این اقوام است که دراین باره بینش ودانش ودرایت واقع بینانه ودلسوزانه ی صداقتمندشانرا به خرج دهند وراه درست ومعقول قابل پذیرش شهروندان این سرزمین را بجویند وزمینه همگرایی وهمدیگر پذیری وهمدیگر دوستی را بدون خاک پاشی بر حقایق روشن تاریخی، فراهم نمایند. این اشاره ای بر پسمنظر حقایق نامگذاری سرزمین افغانستان کنونی بود وحالا بر میگردم بر اصل مطلب که امروز دامنگیر ما شده است وهمه کشورهای دنیا رو به بالا هستند وما ساکن درماندگی وبیچارگی! چرا چنین روز وروزگار بدی را در نصیب داریم؟ از اینکه من در خصوص ساختار دولت ویا حکومت وامنیت ملی بایست سخن بگویم، لازم دانستم که، پیرامون واژه دولت ویا حکومت وبعدن امنیت، خدمت شما هموطنان گرامی چنین به عرض برسانم: بازهم با جسارت کامل میگویم که در افغانستان، تا به امروز دولت ملی ویا حکومت که پابند قوانین وبه مشوره مردم به میان آمده باشد، وجود نداشته است؛ زیرا که دولت را اگر به مفهوم کلی اش در نظر بگیریم وتعریف مناسب نماییم، متیقین خواهیم شد که، سرنوشت مردمان این سرزمین تا امروز، بنام چه دولتهای نام نهادی گره خورده است وعلت پسمانی ودرماندگی فرهنگی وبیدانشی ما از کجا سرچشمه گرفته است؛ چرا همیشه بار نا توانی را دولتهای نا کارامد ونا بکار، بدوش بیگانه ها گذاشته اند ومردم را با فریبهای رنگا رنگ مغشوش ساخته اند؟ بخاطریکه این حاکمان جبار وگماشتگان بیگانه هرگز از مردم نمایندگی نمیکردند ومردم را وسیله بخاطر رسیدن به اهداف شومشان قرار داده اند. از حاکمیت مردم می ترسیدند ودانش را دشمن بودند ودانشمند سرزمینشانرا نا بود میکردند؛ مار از ترس میگزد واین حکومتهای خاین مانند مارهای گزنده در برابر رشد وتکامل فکری واقتصادی کشور ومردم عمل میکردند ونام خود را شاه،ویا رییس جمهور میگذاشتند؛ از فرط ترس حاکمیت مردمی، همه ماوشما شاهدیم که، یک نفر در سه چوکی دولتی وحزبی چنگاو بود وحاضر نبودند که، حد اقل پستهای دولتی را با دیگران تقسیم نمایند وخودرا حامی وپشتیبان مردم هم جا میزدند؛ حالا بیایید تا مفهوم دولت را بدانیم وبعد بر سرشاهان وحاکمان گذشته وامروزی قضاوت نماییم: دولت از نظر ژان ژاک روسو، قرارداد اجتماعی است که، بطور داوطلبانه بین افراد یک جامعه، در یک قلمروی معین عقد میگردد، واین اداره ایکه به اثرقرار داد بمیان آمده است، بخش سومی خصوصیات دولت را که قدرت باشد در بر میگیرد. این قرار داد داوطلبانه، در قدم نخست باید که در جهت تآمین امنیت وحفظ حقوق شهروندان بر خیزد ومنافع مردم را که بعدها منافع ملی از آن گرفته شد، بالاتر از همه اولویتهای جامعه بداند؛ هر دولت که، جدا از مردم وبدون خواست وگزینش مردم، پا به عرصه میگذارد، دولت نیست، بلکه یک دستگاهیست که غرض امیال تشکیل کنندگانش پی ریزی شده است واین دستگاه آله ی سرکوب مردم است، نه دولت ملی که بر حسب قرار داد اجتماعی اراده کل شهروندان ریخته شده باشد؛ هرگاه قدرت وحاکمیت ملی، بدون در نظر گرفتن اراده کل، در انحصار ظالمانه یک بخش ویک گروپ ویک حزب ویک قوم خاص قرار بگیرد، به مرور زمان جز تنفر واز هم دوری، گسیختگی ساختاری ونا تمامی هویت ملی، چیزی دیگری میسر نخواهد گردید. انحصارگری بستر زندگی اجتماعی واندیشهء ملی را عقیم ونازا ساخته، عقده های تاریخی سایر باشندگان که بنام محروم ومحکوم یاد میشدند را به بار می آورد. در افغانستان تا به امروز نظام که نمایندگی از اراده همگان بکند وحاضر به توزیع قدرت بوده باشد، وجود نداشته است وهر نظام خود کامه ایکه آمده است دم از قدرت مرکزی وحاکمیت دولتی زده است، اما تجربه تاریخی حکومتهای مرکزی در افغانستان بر افکار وتحقیر هویت های قومی ومذهبی وفرهنگی اقوام حاشیه نشین نشانه گزاری شده است، تحقیر وتخفیف هویتها، جریان معقول تشکیل ملت را عقیم گذاشته ونوعی روان پریشی وپریشان رفتاری را در شخصیت اجتماعی وحافظه تاریخی این اقوام پدیدار ساخته است» عدالت اجتماعی، برابری ملی وحقوق شهروندی را این دولتهای بنام دولت، مراعات نکردند واین سبب گردید که در جامعه حس بی اعتمادی وبی باوری بین اقوام واز اقوام با دولت بوجود بیاید واین پیوند بی باوری حس از خود بیگانگی ودلسردی را در بین شهروندان ایجاد کرد که منجر به شگافهای تفریقه بازی وبر تری جویی گردید که، مصیبت راگسترده تر گردانید. البته تآمین عدالت، در تآمین امنیت بستگی دارد وامنیت بدون عدالت شکننده خواهد بود.

دولت در جوامع دنیای امروزی به شکلهای گوناگون، از قبیل پادشاهی( مطلق العنان، یا مشروطه) جمهوری( ریاستی، پارلمانی ویا فدرالی، یعنی خود گردانی محلی) در افغانستان تا به امروز نظامهای، پادشاهی مطلق وجمهوری شاهانه وجمهوری دموکراتیک تک حزبی وجمهوری اسلامی، امارتی ودولت اسلامی وجمهوری اسلامی ریاستی، مرکزی، دیکتاتورمنشانه وبا قدرت عظیم، تجربه شده است، ولی هیچکدام این اشکال دولتی درد مردم را درمان نکرده وکشورمارا بسوی همگرایی ورشد فرهنگی واقتصادی وآزادیهای سیاسی وبیان آزادی ودر یک کلمه خوشبختی انسانی واسلامی نرسانده اند. اگر این تجارب در این سرزمین از کفایت کاری وهمگرایی ملی بی بهره هستند، ما چه کار بایست که بکنیم تا، جامعه ومردم افغانستان، در سایه یک دولت که در آن عدالت اجتماعی، آزادی بیان، قدرت مردمی، تقسیم قدرت حاکمه، برابری ملی، هویت ملی وخود باوری فرهنگی برقرار باشد، بسر بریم؟ دولتمداری وسیاست در افغانستان قسمیکه قبلن یاد کردم، همیشه قومی بوده است وسلطنت در طی قرنها نیز نهاد قومی وخان خانی به حساب می آمد. گذار از جنگ به صلح واز خشونت به سیاست راه را برای حل دموکراتیک مسله ی قومی هموار میسازد. اما حل دایمی این مسله تنها در درون یک نظام سیاسی مناسب امکان پذیر است وبس » به نظرمن نظامیکه تا اکنون دراین سرزمین تجربه نشده است ودر کشورکثیرلقومی افغانستان، مفید ومناسب حال خواهد بود، نظام خود گردانیهای محلی وتقسیم قدرت است. هرگاه مردم افغانستان بخواهند که دارای سیستم واقعی مردم سالاری شوند وحکومت مردم بر مردم حاکم باشد، لازم است که سیستم را انسانی ساخت، در سیستم انسانی وانسان باوری وارزش قرار دادن استعداد وپاک نفسی است که جامعه راه اصلیش را در می یابد وقانون که از اراده کل سرچشمه میگیرد، حاکم بر جامعه وسیستم میگردد ودر این ایام است که دیگر کسی را آرای انجام کار بد وفساد نخواهد بود؛ زیراکه سیستم مناسب که از اراده مردم بر خاسته است، حا کم بر سرنوشت جامعه وکشورمیگردد؛ در چنین سیستم فساد وخشونت وسوی استفاده از دولت ومردم رخت بر می بندد وجامعه روز بروز راه سعادت بارش را می پیماید. دموکراسی حکومت مردم بر مردم است وکسانیکه بنام دموکراسی، دیکتاتوری را جاگزین کرده اند وحکومت قومی را در قالب نام دموکراسی دارند حیات می بخشند واز گذشته یا بی خبرند ویا پیوند قومی وتباری خویش را نمی توانند بگسلانند، با آمدن پولهای هنگفت وکمکهای بیرونی، بازهم نتوانستند، تحت نظام جمهوری ریاستی، دست آوردی قابل دیدی را داشته باشند واین سیستم را دولت کنونی افغانستان به نظرمن با این فساد گسترده ودر نظر نگرفتن اراده ای مردم، ببادی فنا گرفتار کرد ومناسب بحال این سرزمین نمی باشد. میگویند نا برابری اجتماعی انسانرا از خود بیگانه میسازد. دولتی که نتیجه ی از خود بیگانگی فرد در جامعه است، محصولی است در خدمت تثبیت اختلافات ونا برابریها ودر خدمت ویرانی طبیعی وتحکیم خود کامگی. از نظر روسو هردولت متکی بر قانون یک جمهوری است، وشکل حکومت دراین میان نقشی ندارد. عدالت جانشین غریزه باید که گردد، پیکره سیاسی ناشی از اراده ی عمومی سرچشمه قوانین وعدالت است. آدم عادل کسی است که عدالت را در مقابل همگان رعایت میکند، در حالیکه آدم ظالم آنرا در مقابل هیچکس رعایت نمی کند. قانون تصمیم اراده عمومی در مورد موضوعی است. خود قانون منبع آزادی است، به شرطیکه ممثل اراده مردم باشد. ولی آزادی اگر در قبالش عدالت نباشد بی معنا خواهد بود. به نظر روسو،انسان آزاد زاده میشود، اما همواره همه جا در زنجیر است. آزاده کسی است که اراده دیگران را تحت سلطه خود قرار ندهد وخود نیز تحت سلطه دیگران قرار نگیرد. آنکس که ارباب باشد نمیتواند آزاد وآزاده باشد، فقط در برابر قانون است که انسانها، عدالت وآزادی را وام دارند. این نهاد سود مند اراده عمومی است که حق برابری طبیعی را میان انسانها بر قرار میکند. هیچکس نمیتواند خودش را مافوق قانون بداند. یک ملت آزاد اطاعت میکند، اما بندگی نمی کند.بازهم به نظر روسو بر قراری یک جامعه نیازمند تغییر اعضای آن است. در جامعه ای میتوان نظم رابرقرار کرد که اراده همگان درایجاد دولت و وضع قوانین در نظر گرفته شود، وهرکسیکه از این قوانین اطاعت نمی کند طبیعتن مخلوق بی نظمی خواهد بود.عقل جمعی را درتعیین سرنوشت جامعه ودولتها مهیم پنداشته ومشروعیتی که جدا از اراده ی مردم باشد، نا مشروع خوانده میشود. تا زمانیکه کشور ما دارای چنین اوصاف نشود، به امنیت ملی وهمگرایی قومی نخواهیم رسید. حالا جایش است که بدانیم امنیت ملی چه است وچرا ما امروز دچار نا امنی وتشتت امنیتی شده ایم؟ اصطلاح امنیت ملی پس از جنگ جهانی دوم به میان آمده است. امنیت ملی یک مفهوم غربی وخصوصن امریکایی است که در سالهای پس از1945 میلادی رواج یافت. امنیت ملی در دانشنامه علوم اجتماعی چنین تعریف شده است: توان یک ملت در حفظ ارزشهای داخلی از تهدیدات خارجی.» ازنظر سازمان ملل، امنیت که کشورها هیچگونه احساس خطر حمله نظامی، فشار سیاسی ویا اقتصادی نکرده وبتوانند آزادانه گسترش وتوسعه کنند، گفته میشود» یعنی اینکه حفظ جان، حفظ مردم، حفظ تمامیت ارضی، حفظ نظامی اقتصادی وسیاسی وحفظ استقلال وحاکمیت کشور،فراهم کننده ی امنیت ملی است. البته امنیت ملی در قدم نخست با زیر پایه های امنیت فردی آغاز می یابد ودولت ها مکلف اند که امنیت شهروندی را با امنیت ملی گره بزنند، تا فضای مطمین امنیت ملی به شکل درست واطمنانیش میسر گردد. خطر استفاده از عنوان امنیت ملی برای دولت های که به لحاظ سیاسی ضعیف اند، این است که این مساله به راحتی، به استفاده آنان از زور در امور سیاسی داخلی مشروعیت می بخشند.»شماری ازنکات ضعف دولت های نا توان عامل برهم زدن امنیت ملی میشود که عبارتند از: فقدان مشروعیت، فقدان نهادهای دولت مدرن وکارآمد، فقدان توافق اساسی بین نخبگان سیاسی در زمینه ارزشهای کلیدی ونهادهای اساسی، فقدان ظرفیت سیاسی وکارآیی که به شهروندان امکان آنرا بدهد که آزادانه در معماری نظام سیاسی خود مشارکت داشته باشند. خوب زمانیکه کشورما گرفتارچنین مصیبت، بی دولتی ونا روشنی نفوس وقلمروتعریف شده باشد، همسایه ها در تعیین سرنوشت ما اثرگذار باشند وابر قدرتان، تعیین کننده ای سرنوشت ودهنده ای خط زندگی ما، از کدام نوع امنیت وکدام نوع دولت، بحث بایست کرد؟ تکیه بر بیگانگان، بی ارادگی ملی وعدم ابتکار در اموراجتماعی را بار می آورد وهمه نا توانیهای روز واجتماعی را به گردن همسایگان وسایر دولتهای قدرتمند گذاشتند، هیچ بودن کشوری را بنام افغانستان، درپیشگاه خودی وبیگانه برملا کننده است؛ افغانستان به نظرمن در سیاست بیرونیش لازم است که، آزادگی را دربند منافع مردمش بجوید وخود را درلاک هیچ یک از کشورها واتحادیه های نظامی وغیر نظامی دیگران، نه پیونداند. وارتباط بین المللی خویش را داشته باشد وقراردادهای کاری وبازرگانی وفرهنگی در عرصه های گوناگون، با دولتهای مختلف دنیا ورعایت قوانین جهانی وبشری، به اعتبارش می افزاید؛ نه دنباله روی ووابستگی! درسیاست داخلی برای دولت اینده ویا کنونی افغانستان بایستنیست که، از تقسیم قدرت نترسد ومردم را در تعیین سرنوشت واراده ای خودشان یاری برساند؛ ما به یک قانون اساسی ضرورت داریم که همه باشندگان این سرزمین، راضی باشند ونمایندگی از همه اقوام بکند. تا امروز هرچه بوده، شیوه وشگرد تحمیل رایج کار حکومتهای افغانستان بر مردم بوده است، امروز لازم است وحق است که چنین شیوه های نا بکار وناروا هرگز تکرار نشوند وملاک راه حکومتهای این سرزمین قرار نگیرند؛ حکومت که از اراده مردم بترسد خایین است وتقسیم قدرت را، سبب تجزیه وکم شدن قدرت حکومت بداند، صادق به جال مردم نیست وهیچگاه اینگونه حکومتها اینده ای درخشان وکامیابی ندارند. در افغانستان مردمان گوناگون، با فرهنگهای مختلف زیست دارند، بدون شک نا متجانس ودارای سنتهای نا سازگار با هم اند. نمیشود که رسوم یک قوم را بنام ملی بر دیگران تحمیل کرد، برای هر رسم ورواج وسنتهای خوب اجتماعی وتاریخی وفرهنگی اقوام، دولت مکلف است که احترام بگذارد وقانون اساسی دولت امروزی ما با تآسف که، تعصبناک است وبر مبنای دستبرد ظالمانه بعضی مسایل دزدانه دراین قانون گنجانیده شد واین نا روایی بود که امروز، بی باوری مردم را بمیان آورد؛ همه باشندگان افغانستان امروزی، شهروندان متساوالحقوق هستند، هر نوع برتری قومی، جدا راهی وجدا سازی را بار خواهد آورد وفاصله ها را بیشتراز همگراییها خواهد ساخت؛!

شهروندبودن، حقوق ووجایب را مشخص میسازد ودولت وشهروندانش دست بدست هم، تو درتو شده جامعه را میسازند وابادانی را با عشق به میهن ومکلفیت که دارند، در فضای همدلی وهمگرایی بدون انتظار حتا مزد وپاداشی، با جان ودل تحقق می بخشندواینجاست که هرکسی که دست به خشونت ونا آرامی بزند، بدون اینکه دولت خبر شود از سوی مردم توبیخ وتنبیه خواهد گردید وقطعن مانع خرابکاری خواهند شد. دیگراز ویژگی دولت مردمی اینست که، رهبری آستانها وبخشداری وشهرستانها را، با گزینش مستقیم شهروندان تعیین میدارد، تا مردم درتعیین سرنوشت خویش سهم بگیرند ودیگر خود را بیرون از چوکات دولت وحکومت تصور نکنند؛ این کارآسانی وکم وزنی بار مسولیت دولت را بوجود می آورد، چه فرق میکند که یک روز از مردم قندهار ویا هیرمند ویا جنوبی پرسیده شود که، چگونه اداره وتحت رهبری کدام سیستم ومردم را میخواهند؟ چرا ترس باید کرد! این شیوه به یقین در آوردن امنیت رول مهیم خواهد داشت. تا امروز چند والی یا آستاندار در قندهار مبدل ودر غزنی نیز چنین شد؟ ولی یک روز از مردم کسی پرسان نکرد که شما چه میخواهید. دموکراسی را نمیتوان با فریب ونیرنگ پیاده ساخت، هر کاریکه بر مبنای دروغ بنا شده باشد، رسوایی بار خواهد آورد. اساس پیدایش فساد اصلن در این تحمیل کاریهای نا رواست، اگر مردم رهبر ویا والی ویا ولسوال وشهردار وبخشدارشانرا بر گزینند وآنهم فرزند شایسته وکاردان ودلسوز ومتعهد باشد وتحت اداره ویا سیستم که در خور جامعه باشد وانسانی باشد، هم امنیت وهم خود اراده وجوش ووحدت درونی وصاحب استقلال بیرونی نخواهیم گردید؟ شما خواننده ای گرامی بقیه را بیندیشید ودر آوردن چنین سیستم که جامعه را انسانی وانسان را صاحب اختیار ودر عین حال مکلفیت اجتماعی بگرداند، هم میهنانتانرا یاری برسانید، تا سایه بد گهر تحمیلگرایی وسیستم عقب مانده ای قبیلوی برای همیش از سراین کشور واین مردم دور شود وخورشید امید بخش همگرایی در چوکات یک سیستم تابناک وبا نام وافتخارات کهن دو باره سرنوشت ساز من وما وتو وشما گردد. ایدون....به نظرمن امروزدر کشوری بنام افغانستان واژه عشق دارد رنگ میبازد واین کم رنگی عشق است که باغ وحدت راستین وهمگرایی واقعی ما سبزنمیشود؛ ما همه عاشقان وعارفان وزاهدان وساغر بدستان وسجاده گران را داشته ایم، و.لی امروز بی هیچ از این گواه خویشیم!مولوی از ماست، اما اندیشه ای مولوی با ما بیگانه است، حافظ را دوست داریم، ولی هرگزتوجه عمیق به گفتارپربارش نمی کنیم؛ خواجه عبدالله انصاری را دوستداریم، سخنانش را بشنویم، اما در عمل هرگزپیاده نمیداریم. اینست کمبودی وعدم سنجش وبینش ما درانتخاب راهکردهای اجتماعی وانسانی ما؛! حیف است که سخنانم رابا کلام شیرین آغاز وبا کلام هوشدار دهنده به پایان نرسانم:خداخراب کند هرکسی که مملکتی
برای منفعت خویش خوان یغما کرد....  رویکردها:افغانستان در مسیرتاریخ- غبارهمزه واعظی وپژوهشهای سیاسی وحقوقینظریات روسو در خصوص دولتمثنوی معنوی مولوی بلخی سیمای سیاسی افغانستان- شورماچ

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در يكشنبه ، 6 ارديبهشت 1388 ، 15:40
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 378

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 95 مهمان آنلاین

Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.