Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

نگـــاه اجمـــالی به وضــع فـــرهنگ وفــرهنگیـــان PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - اجتمـــاعی
نوشته شده توسط محمد علی مهرزاد   
چهارشنبه ، 27 خرداد 1394 ، 08:14

نگـــاه اجمـــالی به وضــع فـــرهنگ وفــرهنگیـــاناوانیکه ازامکا نا ت علمی وتجربه اموزنده شرق وبصورت اخص از جهان اسلام، غربیها تقلید میکردند ولی شکل استفاده ان در غرب نظر به عوامل گونه گون دران محیط رشد نمود، اما در شرق مسا یل وامکا نا ت به کندی مواجه شد که درین رکود غربیها ونظامهای مستبد داخلی سهم داشتند. اگر نسل امروز کشور ما که ازتما م وسا یل وامکا نا ت وتسهیلات غرب استفاده میکند وغا فل ازاینکه دست اورد غربیان است، خود را از پدران خویش ممتا ز میدانند، براستی غفلتی بزرگ واشتباه نا بخشیدنی است!
چرا تقلید یک مصیبت برای شرق است خصوصا بدون در نظرداشت روحیه ملی خود اگر کورکورانه تقلید کنند موجب سرافگندگی ملت ها خواهد شد.سوال اینجا ست زمانیکه با محیط وواقعیت های ملی خود اشنا بودیم وموجب افتخا رات ما را درمیدان نبرد وحتی درحل مسا یل ملی وقومی جرگه های عنعنوی موفق بودیم،خارجیا ن این روش مارا پسندیده بودند، ولی دیری نگذشت که دوره سکوت وتنبلی اغاز شد وازپیشرفت های خارجیا ن غا فل شدیم، نتنها داشته های خود را رشد ندادیم بلکه ازدیگران نیز نیاموختیم! زمانیکه بیدارشدیم خیلی دیر شده بود وجهان ما حول ما چنا ن پیشرفت نموده بود که حتی درک ان برای ملت ما مشکل ودربعضی موارد با چشم خفته هرطرف درتلاش رسیدن به ان پیشرفتهای خارج شد یم، بدون انکه شرایط وموقف خودرا درک کرده باشیم، هرطرف دست وپازدیم وسرانجام هرنوع اندیشه وهر امکان خارجی را ه گشای پیشرفت خود پنداشتیم، اما هزار تا سف که بخاطر دانه در دام های که از ان نا اشنا بودیم افتادیم، ودرحال نا امید ی کاملا قرارگرفتیم!  
حاصل این نا امیدی ها به ذ بونی گراییدوچنان تصورشد که انچه ما در اختیار داریم بی ارزش است ودر راه تقلید دگران به چنان حا لت شتا ب زده دست زدیم که منجر به هم پاشید گی وضع قرهنگی ماشد، وانانیکه شنا خت از اوضاع خارج یا موقعیت داخل داشتند مجا ل نیافتند تا سکا ن این کشتی درحال بحرانرا نجات دهند ویکسره اندیشه وارداتی بر ملت، ودانشمندان کشور تحمیل شد. عنعنات پسندیده را دور انداختیم وبه این فکر کردیم که درانداختن فرهنگ ملی راه نجا ت هست وتسلیم شدن به وضع ظاهری غرب ودرین اواخر به اندیشه کمونیسم و فر هنگ این کشورها طور فکر شد که حلال مشکلات است! درصورتیکه اشتبا ه ازهمین نقطه اغاز شد، که تنها با تغیر لباس وتغیر درحرکات وظواهر نمیتوان به ان پیشرفت های جهان رسید! درقدم اول به ظواهر کارهای خارجی دست زدیم که نها یت سهل واسا ن وهرگز بنیا دی نبود، اموختن نها د های اصلی از قبیل علم وصنعت چون تحمل ومقدار کار زیا د دربر داشت،همت را برای قبول ان زحمات درنظر نگرفتیم، یکسره شعاردادیم ولبا س خودرا دورانداختیم ومودل لباس وشکل ظاهری فرهنگ واندیشه کمونیزم را قبول نمودیم وچنا ن وانمود کردیم که به تمدن غرب وبا داشتن ایدولوژی کمونیزم رسیدیم وازقید فرهنگ سنتی نجا ت یافتیم واین قدم اشتباه بود چرا ؟ میتوان جا پا ن وکشورهای دگر را مثا ل بزنیم که قبول هما ن لباس سنتی خود تمدن مترقی را کسب کردند.
دانشمندان واهل قلم وچیز فهم کشوربه فکران افتیدند که چگونه از این حالت بحران زده نجا ت وخارج شوند، نوشتند وازصحنه کنار زده شد ند، ازطرف دیگرنسل جوان ماعدم پیشرفت وطن را به عوض اینکه علت واقعی را درک کنند به معلول رواوردند، وچنان قضا وت کردند که علت عقب مانده گی ما ازبین بردن ا ثار واندیشه گذشته گان است،با گذشته بدون انکه مطالعه کنند قطع رابطه کردند وانچه سرمایه ملی بود اتش زدند وزمینه مداخله بیگانگا نرا فراهم ساختند،ودرخلای فرهنگی قرار گرفتند، اما دیده شد که راه حل دراینگونه برداشت نبود ویک اشتباه تاریخی دیگر را مرتکب شدند.
یک تعداد دگر به این فکر افتا دند که علت عقب مانده گی زبان است که بعضی ازملیتها به ان سخن می گویند!.هرکدام به این فکر افتادند که چگونه میتوان مانع رشد زبا ن یک ملیت شد ؟ ولی نه تنها زبان خود را رشد ندادند، بلکه مانع پیشرفت دگران نیز شدند، اما این همه تلاشها در غنای فرهنگی ما اثر نداشت بلکه درقهقراکشیده شدند.
تعداد دیگری را عقیده بر این بود که باید زیاد عمل کنیم وسخن زیاد درین مملکت گفته شده باید توازن دربین عمل وسخن باشد! با تا سف این طرز برداشت نتیجه بخش نبود واین کار به یک فکاهی میماند که درگذشته اززبا ن حیوانا ت بیان شده است:
زمانی شادی وظیفه گرفت تا دربین دوگربه قضا وت کند،ومقدار پنیررا مساویانه تقسیم کند! شا دی مقدار پنیررا در یک طرف ترازو مقدار دگر را به طرف دگر انداخت! چون یک طرف سنگین شد مقدار اضافی انرا شا دی خورد! باز طرف دیگر ان سنگین شد باردگر شا دی ان مقدار را خورد تا با لا خره پنیر تمام شد!
این مثالیست که در اکثر جوامع خصوصا در کشور ما نظا مهای مستبد دو دهه اخیر درمقطع زمانی از خود نشان داده موجب شرمنده گی ما در جهان شده اند!انچه داشتیم دور انداختند، این کارما را به ان مثل می اندازد که غربا ل را شکستیم ودرموقع شکستن غربال پای مارا زخمی کرد، وبعداز شکستن غربال وزخمی شدن پای با پای زخمی درکنار غربال نشسته هیچ نوع وسیله فرهنگی نداریم، تا درمقابل تهاجم یک قدرت خارجی مقا ومت کنیم شرایط فرهنگی انروز ما به یک جامعه که در حا ل پروپاشی ونوع قدرت وتوان برای مقاومت را ازدست داده بود قرارداشت.
انانیکه درعیش ونوش بودند وچنین اند یشه داشتند که این وضع دایمی است، اماغا فل ازاینکه با تغیر اوضاع هیچ عذری نمیتواند انهارا ازان همه غفلت که داشتند برائت بدهد، وامروز ما ثمره تلخ انها را می چشیم! وضع امروز نما یا نگرنقطه حضیض بعد ازان همه وفورنعمت وامنیت وارامش است که بنام طوفا ن بعد ازسکوت وارامش بوجود اوردند ؟ چراعده درفقر ومستمندی بسر می بردند وعده ای سود خور وسود پرست ووابسته درکنار همسایگان قرار گرفتند که هرکدام به نحوی ازانحا درتلاش اند تا خود را درقطار کشورهای مترقی برسانند،درهم چواوضاع واحوال که اشخاص سود خوار نمی خواهند به سود خود کم بها دهند! هرگز به فکر دگران نخواهندشد،همه را ازدید منا فع شخصی درترازوی قضاوت معامله میکنند.
طبقه فقیر وتنگدستان راهر گزمجال ان نیست تا ازروی فهم راه چاره بجویند، چرا این طبقه فاقد دانش معینی است، البته دربین این دوگروه عده ای هستند که توانای اندیشه را دارند ومسئولیت شان سنگین است! باورداریم که فردای مملکت وپیشبرد امور ان بدست همین اندیشمندان خواهد افتید وجامعه چاره ندارد تا غرض سروسامان دادن امور کشور ازهمین قشر دانشمند وملی که از فراز ونشیب وطن اموخته، استفاده خواهدنمود، بدبختانه عده که توان حل مسایل کشور را ندارند با پرمدعای زایدالوصفی میگویند که اولا باید موانع ومشکلات ازبین برداشته شود وبعد از ایشان دعوت شود!که جامعه را رهنمای وطرح جدید بدهند! چرا یک عده حاضر به قبول مشکلات نمی شوند وزود ناامید وصحنه را ترک میکنند ؟ برای اینکه انها اسیر تامین منا فع شخصی خود هستند، وقتی که منافع شا ن تامین نشد با عنوان کردن هزاران ترفند ونیرنگ وایجا د موانع درراه دگران سد میشوند ونا امیدی را در دیگران خلق میکنند، این طرز برخورد بدون شک ناشی از خود خواهی وچنین می پندارند که برای هر اقدام وعملی سود انی بدست اورند،ونتیجه را خیلی زود انتظار دارند تا شهرت شان با لا رود.!انسان باید به این باور باشد که در هراقدام پیروزی نیست، باید شکست را هم پذیرا باشد، باید این طور تصور داشت که دربین ما وکامیابی زیا د فاصله نیست، بلکه برعکس دربین ماو روحیه نا امیدی ها وغفلت فا صله ایجاد شود!ازکوشش وتلاش دست کشیدن وتن دادن به مشکلات برای نسل امروز واقعا ننگ است.
حاشیه نشستن وحوادث را شمردن ومنتظر تحولات بین المللی بودن تا کی! مگر صلاحیت حل مسایل بد ست کیست! نباید نا امید شد، که دشمنی از ناامیدی بزرگتر هرگز وجود ندارد.فرهنگ هرقوم محصول اندیشه وذوق وتجربه های عموم افرادان درگذشته وحا ل میباشد، مداخله گران دروطن مان دست به تفرقه زدند واقوام مختلف کشورما را تحریک میکنند تا درزبان، نژاد وحتی در مذهب خود تعصب کنند وعلیه زبان رسمی عده قد علم کنند ومظلومیت خود را ازین طریق جبران کنند، البته هر قوم اگرخواسته باشد که زبان محلی که به ان حرف میزند بالای زبان رسمی که همه ملیت ها به ان سهم واشتراک دارند، رجحان قا یل شود نه تنها خود بلکه به زبان رسمی که همه ملیتها به طور یکسان ازان استفاده میکنند زیان میرساند، چرازمان درکاراست که لحجه محلی را بتوان به پیمانه زبان رسمی که همه ملیتها ان را پذیرفته اند ارتقا داد شاعری درباره روابط فرهنگی ملیتها چه خوش سروده است:

بیگانگی نگر که من ویار چون دوچشم همسایه ایم وخانهء هم را ندیده ایم

ملتهای که درطول تاریخ باهم اشتراک فرهنگی داشته اند واکنو ن توسط مرزهای سیا سی ازهم جدا شده اند همه،هنرهارا ازان خود بدانند دور از انصاف است!
بلکه بیاد بیاورند که وجهی اشتراک وسهم بارز درساختار فرهنگ دارند.
ازهمه بالاتر درفکر این باشند که چگونه میتوان با حفظ فرهنگ واصطلاحات با ارزش خود ازتحولات جدید طور استفاده نمود تا کوچکترین صدمه به فرهنگ طرف مقابل وارد نشود.
هستند کشورهای که به تنهای تجربه کرده اند ونتیجه تجا رب شا ن بعضا مثبت وکاملا درست بوده است، درین صورت است که ارتباط نزدیک میتواند استفاده معقول ازتجارب یکد یگررا ممکن ومیسر سازد، ازموده را تکرار نیا زما یئم، وقت را کمای کنیم ودرکار که تجربه اشتباه ان را ثابت ساخته نباید انتظار حاصل ان را داشته باشیم.
صاحب نظران تعلیم وتربیه را عقیده براینست که: صرف درمورد جنبه عملی تعلیم وتربیه جوانان توجه شود، بلکه باید تشکیلات فرهنگی هر کشور عهده دار تقویه روح وذهن جوانا ن باشد وروح ملی را درمیا ن نسل جوان ازطریق فرهنک توسعه بدهند وانچه مربوط به خودکشورما ست درباره ان به تفصیل باید توجه شود که علت عقب مانده گی کشور ما ومیراث فرهنگی پدران مانیست که تا با ترک ان خودرا خوشبخت پنداریم، چرا ترک هویت ملی برای عده معدود ازفرزندان نو دولتا ن شاید میسر باشد! ولی اکثر عظیم درسرزمین خود زنده گی میکنند وپیوند وعلایق شدید بگذشته وخوش بین به اینده باید باشند،فرضا اگرعلایق یک نسل را ازوطن شان بگیریم، آ یا کدام علاقه مندی را بجایش معین وجایگزین نمود؟.
اصول تعلیم ودستور تحصیل:
درسالهای اخیر ودرنظا مهای مختلف گذشته عقیده بر این بود که تا یک سلسله تحولات وتغیرات دراصول تعلیم وتربیه ودستورتحصیلات درسطوح مختلف وارد سازید ؟ تا انجاییکه تجربه نشان دادبکار بردن تجارب دیگران ونواوری درروش تعلیم وتربیه،درطی چندین دهه سپری نمودیم وبدون اینکه تجربه را به اخر برسا نیم دست به تجربه دیگر زدیم که البته این حرکت ها نا شی ازسرگشتگی وبی هدفی وضع تحصیلی مدارس ان روزبود!
تا جاییکه تجربه نشان داد ه خصوصا تغیرات رژیم کمونیست سابق که در موقع اشغا ل وطن ما ن بمیا ن امد نما یانگروابستگی مطلق وتقلیدکورکورانه درامر تغیر وتحول اصول تدریس ودستور تحصیلات را نشان میداد. بدون شک وضع نه تنها بهتر نشد بلکه واقعا شرایط تحصیلی واصول ودستور تحصیلات به قهقرا گرایید.! عوامل متعدد درین خرابی ذید خل است که بیا ن هرکدام موضوع را بدرازا خواهد کشانید.اگربه گذشته نگاه شود امرتعلیم وتربیه به کمک فرهنگیا ن متعهد ومتخصصین تعلیم وتربیه مدارس ومکا تب ما رونق وسویه داشت، اززمانیکه که مدعیان تغیروتحول ونواوری پادرمیا ن گذاشتند بدون انکه یک تجربه را به اخربرسانند به تجربه دیگر دست زدند وهمه تجارب پشت سر هم نیمکاره ماند، ونتیجه فرهنگی ما امروز ناشی از عملکرد واشتباه دودهه اخیراست که کاملا دربی هدفی جریا ن داشت!
اصلاح کارونصا ب تعلیمی بدون درنظرداشت شرایط اجتماعی واقتصا دی وروحیه ملتها اقدام شد، واین امرموجب کم علاقه گی شاگردان گردید وسرانجام سویه تحصیلی را سقوط داد، تا جاییکه تجربه نشان داد همان طوریکه دردودهه اخیر بخاطر شخص وزارت جدید تشکیل میشد بدون انکه ضرورت ان مطابق نیازمندی جامعه درنظرباشد درتعلیم وتربیه نیز طور عمل شد که با تغیروتبدیل اولیای امورفرهنگی درسطح دستور تحصیلی تغیرات وارد شده بدون اینکه کار سابق ارزیابی وبازنگری میشد به سلیقه اشخا ص مسا یل حیاتی فرهنگی ما دستخوش تغیرات گردیده است! باید ازاولیای فرهنگی ان زمان پرسیده شود که قبل از نواوری هدف فرهنگ وامور تعلیم وتربیه ما چیست ؟ ازشاگردان که مدت طولانی را در مکتب میگذرانند چه میخواهند ؟ تا اکنون این موضوع به ان پیمانه که توقع میرفت توجه نه شد ه وحتی کمترروی هد ف فرهنگی اندیشیده اند.!
تا جاییکه بخاطر داریم همیشه درمحافل روشن فکری این مفهوم زمزمه میشد که مواد درسی امروز ما زاید است وبدرد جامعه اینده نمی خورد!
البته کسانی که به این اندیشه اند انها زنده گی را برای همه افراد یکنوع دانسته وتا حدی ثا بت ویک جهت مسئله را درنظر گرفته اند، درصورتیکه زنده گی ابعا د گونه گون دارد وبشر بر حسب اندازه ادراک ودانش وذوق هرکس تفاوت میکند. ازاینجاست که باید قبول کرد که هدف تعلیم وتربیه نمی تواند اموختن مطا لب وموادی باشد که بطور مطلق مفید وسود مند است وبکار می اید!، درحالیکه هدف تعلیم وتربیه نه تنها محض وظیفه تعلیم اندیشه جوانان است بلکه ساختن انسان وپروردن زنده گی افراد جامعه است.بعضی را عقیده براینست که علت پیروزی وشکست یک مملکت دریک مبارزه تنها نتیجه خوبی وبدی اصول تعلیم وتربیت است،! باید پذیرفت که اقتباس ازفرهنگ های که بتواند برای جامعه بشکلی ازاشکال مفید باشد، تا انجا که صرف تقلید نباشد بلکه هرکشور مطابق ذوق واحتیا جات روح وذوق ملت خودروش تحصیلی را انتخاب میکند، چه بشکل عجولانه نصاب تعلیمی را تغیردادن موجب میشود که شاگردان به مفیدیت انچه میخوانند بی علاقه شوند، حذ ف وافزودن یک درس روزمره صورت بگیرد موجب میشود که شاگردان همیشه حا لت انتطار رابگیرد، استبداد وتحمیل نظر درامورفرهنگی بدون ارزیابی ومشوره وضرورت اجتماع کاری نها یت خطر ناک وقا بل نگرانی است.! برای حل معضله درقدم اول باید ارمشوره معلمین با تجربه ودانشمندان درامراصول تعلیم وتربیه باید استفاده نمود.

دانش واموزش:
عده ایرا عقیده بر اینست که درین شرایط وامکا نا ت پیشرفته چرا درفرهنک ملی اشخا ص نوابغ ظهور نمی کند؟ در صورت که درقدیم با ان امکا نا ت محدود چگونه نوابغ ازجمله ابن سینا، البیرونی، ابوعلی سینا، محمد ذکریا رازی وخواجه نصیر وغیره بمیان امدند. ؟ این سوال که درین اوضاع واحوال امروز هرکس نزد خود مطرح میکند اما بطور جدی به تعقیب جواب وعلت ان نیست!
حتی عده ای پا را فراتر ازین انتقا د میگذارند وفارغان امروزمکا تب وپوهنتونها را ازنداشتن سواد کافی مورد شماتت قرار میدهند، اصولا موضوع انتقاد را باید درسیستم فرهنگی کشور جستجو کرد که چگونه روش ودستور واصول را درکشور پیاده میکنند!وچگونه نتایج را با راورده است! ایا ارزیا بی وبازنگری جدی است ویا خیر ؟
اصولا نباید ولازم هم نیست که روش امروز را خطا پنداشت وحسرت سیستم قدیم را خورد، اشتباه از انجا ناشی میشود که ما هدف و غرض نهای تعلیم وتربیه امروز را خوب ارزیابی ننموده ایم! از همه بالا تر باید فرق ان را مورد غورقرار داد، پاسخ به سوال که چرا در گذشته نوابغ بوجود امده وفعلا نوابغ کمتر دیده میشود تا حد ی میتوان درتوضیح که یکی از دانشمندان ابراز نظر داشته بیان نمود ه:
در جامعه قدیم که زنده گی روش طبعی تر است وروابط میان اجتماعات بسیار کمتر ازاین بود، اگاهی درمقدمات علوم وفنون برای زنده گی روزانه ضرورت نداشت، یعنی برای انکه کسی امرار معاش کند لازم نبود که به قدر امروز لااقل از مقد مات علوم مطلع باشد، گروهی از گذیده گان قوم که مایه استعداد دانش را درخویش می دید ند به کسب علم می پرداختند ودیگران به امور معاش، زراعت، تجارت وپیشه وری مشغول می شدند.
پرداختن به علم در جامعه قدیم خود کاری جداگانه بود ووسیله کسب معاش به شما ر نمی امد، کسی که دنبال این کا ر می رفت نا چار زنده گی ای خویش را نیز به تنا سب ان ترتیب می داد، ازجستجو ی ما ل وتحصیل جاه وحشم چشم می پوشید، به معا ش مختصر قناعت می ورزید وجز با طبقه خود معاشرت نمی کرد، تشکیلات جامعه امروز نیز به طریقی که منا سب مینمود امور زنده گانی اورا مهیا میکرد، مسجد ومدرسه نیز اورا پناه میداد وازمال های وقف به او سهمی می بخشید تا فار غ البا ل به کسب دانش بپردازد،و فارغ ازهر نوع وابستگی به این ان به کسب دانش بشکل طبعی ادامه دهد، طبعی است که شمار دانشمندان به نسبت افراد وجامعه بسیا ر کم بود،روش تعلیم قدیم به منظور ان ایجاد نه شده بود که همه افراد یا بیشتر مردم را دانا کند، علم خاص بود وعوام سرگرم کار خود بودند وازجهان دانش چیزی نداشتند.
از وقتی که پیشرفت علم در زنده گی افراد اثر بخشید وروابط جوامع روز به روز فزونی گرفت، لازم شد که همه افراد کم وبیش از مقدما ت علوم اگاه شوند وبه اصول جوامع دیگر وقوف بیا بند،تعلیم وتربیت جدید نا چار همت به این کار گما شت، یعنی درپی ان بر امد که عموم افراد بشر را به انچه برای معاش روزانه ایشان سود مند ولازم شمرد ه میشد اگاه کند، مدرسه قدیم ازجهت روش وتدریس ومواد درسی بلکه خاصتا ازحیث ومقصود تفاوت دارد.
جوان امروز ازمقد ما ت هرنوع علوم اگاه است اما چون جوان دیروز مسا یل را عمیق مطالعه واگاهی ندارد،جای تعجب نیست، چراجوان امروز به وسعت دانش خود افزوده بدون اینکه به عمق مسایل توجه داشته باشد، واین یکی از موجبات است که پیشرفت وامکا نا ت طور همه جانبه ذهن جوان امروز را کشانیده است، مدرسه امروز هیچ ادعا ندارد که دانشمند تربیه کند بلکه مدرسه امروز میخواهد ( ادم ) تربیه کند، وصرف به پیمانه که جوان امروز ازپیرامون جهان خود معلومات واگاه باشد دانشمند به کسی اتلاق میشود که به علم به پردازد وهمیشه کارش پرداختن به علم باشد وانانیکه غیر از پرداختن علم وظیفه وشغلی دگر دارند، این مفهوم را نمیتوان اتلاق کرد، انچه درین مورد قا بل توجه است اینست که قبل ازاینکه جامعه چه اندازه احترام به دانشمند قایل میبا شد، مهم ان است که خود دانشمند به دانش خود چه ارزش قایل است. باید دانشمند فداکار وازمنافع وفواید شخصی باید دست بشوید، کسانیکه زنده گی خودرا وقف علم میکنند، وعده ای دگر در پی میراث وجاه میباشد، درین صورت گروه اول پیغمبر گونه حرکت دارند ودو می میراث فرعون وهاما ن است ا لبته علم را نمیتوان در دو سطر ویا به امضای وزیر بدست اورد بلکه رتبه علمی ودانش محصول رنج وفداکا ری های سا لیا ن متما دی است، با هزار تاسف که دردودهه اخیر ودرتحولات اجتماعی وفرهنگی همه چیز را مسخره گرفتند وهر معنی ومفهوم را که هر قدر بالا ورفیع باشد رکیک ومبتذ ل شمردند، وانانیکه شغلی ووظیفه که دران سود آنی ما دی نباشد ومطابق سلیقه اشخا ص نباشد بازهم به با زی گرفتند.اگر علم درجهت خود خواهی تلقی شود، بدون شک ان عده که ازداشتن سواد محروم اند علیه دانشمندان وبا سواد ان قدعلم نمودند وچنین وانمود ساختند که درخود خواهی وجاه طلبی یک سود پرست بایک عالم چه تفا وتی وجود دارد،این هم یکنوع برداشت است!
درین صورت عده ای را عقیده براینست که چرا درین شرایط دانشمندان مانند علمای که درگذشته ازخود میراثهای بزرگ علمی گذاشتند بوجود نمی اید ؟
جواب این سوال ایجا ب همه پرسی کلی رادارد، البته بعضی درمورد ابرازنظر میدارند که محیط ما اماده پرورش علمی نیست ومردم قدر دانش را نمی دانند، وجامعه قدر دانشمند را نمی دانند، وسرانجام سیستم ونظامهای بر سر اقتدار قدر علم را نمیداند، ازطرفد خود دانشمندان قدر علم را به ان پیمانه که قبلا تحقیق میکردند، مصروف کارهای اداری، سیاسی شده اند وزمینه کا ر علمی شا ن را حوادث غیر از تحقیق علمی گرفته است.ولی نباید به این استدلال اکتفا نمود که محیط برای رشد علمی اماده نیست، درین مورد گله مندی وشکا یت ازعدم محیط سالم علمی خود را کنار کشیدن برعکس درراه احیاء دوباره محیط علمی سخت کوشید که چگونه میتوان محیط را به نفع رشد معارف امروز وفردا را تغیر ومساعد ساخت، چرا محیط خودبه خود مساعد برای رشد علمی نمی شود، بلکه مدیران ورهبران اجتماع باید بدون انکه به تحولات بشکلی طبعی انتظار بکشند، برعکس توسط اتخاذ تصامیم عملی طریقه ای مطابق اقتضائ زمان جویا شوند، ومحیطی منا سب پرورش استا د وشاگرد بوجود اورند، بدون شک درقدم اول باید اهمیت ولزوم علم را ایجاد نمود، مسا یل علمی باید بحیث یک ضرورت واحتیاج مبرم جامعه تلقی شود، وانانیکه در راه نو اوری ورشد علمی استعد اد دارند زمینه عملی برای شا ن تهیه دیده شود، اگرچه دانشمندان بصورت عموم توقع دارند تا جامعه ارزش علمی شانرا قدر نهند، اما با تا سف که عمل کرد دانشمند ان بصورت آنی ازنظر ما دی ازدید صا حبان تجا رت سود اور نیست، چندان قدر وقیمت به علم ودانشمند قایل نیستند، کمتردانشمندان علاقه به تحقیق میگیرند، علت بعدی را میتوان در عدم علاقه مندی دانشمندان به تحقیق کمبودهای ما دی است وزیاد وقت استا دان ومعلمان به تهیه مواد اولیه زنده گی میگذرد، همیشه در جوامع عقب مانده چنین تحلیل میشود که معا ش معلم واستا د ناچیز است باید ازنظر معاش استا د ومعلم خود کفا باشد، ولی دریک جامعه برای هر شغلی ضرورت ونیاز است همان طوریکه یک قاضی ویا عسکر وپولیس نمیتواند کار یک استا د ومعلم را انجام بدهد، در بسیاری ازجوامع به همان پیمانه استا د ازپیشرفت کار یک قاضی ویک عسکر وپولیس عاجز است، بد بختانه دربسیا ری ازجوامع بشری چنین استنبا ط شده که یک اصول نادرست درذهن ها جایگذین شد ولو نقص وعیب ان روشن باشد بازهم ترک ان تا حدی دشوار است.!
درمورد سیاست اداری وفرهنگی:

درصورتیکه هدف تعلیم وتربیه وفرهنگ بصورت کل شخص باشد صاحبان مدرک تحصیلی درهررشته، بالا ی جامعه خویش منت میگذارند، واگروظیفه که به یک فارغ پوهنتون داده میشود مطابق رشته واستعداد ان نباشد حتما مشکلات را بار می اورد، درین صورت دونتیجه را شاید این عدم توجه ببار اورد:
فساداداری - وفسا دفرهنگی -: فساد فرهنگی به این مفهوم است که داشتن وگرفتن مدرک تحصیلی غرض اخذ معا ش از بودجه دولت است وبس!. ازاین جاست که تنها صا حب مدرک بلکه والدین شا ن به این فکر می افتند که زود تر پسرش مدرک بگیرد ومعاش ازدو لت اخذ کند. پهلوی این همه فسا د تقلب در بد ست اوردن مدرک از هر طریق که ممکن باشد وسا یل نا جایز را بکا ر می برند، تا ازدرس خواندن کاملا چشم می پوشند وزمینه را برای فسا د اداری مساعد میسازد! درین صورت است که معلم مفهوم غیر ازانچه دارند پیدا میکنند یعنی معلم کسی است که نمره میدهد وسرانجا م تصدیق فراغت شاگردان را میکند، واگر غیر ازین عمل کند شهرت معلم بشکل منفی یعنی هزاران اتهام بی مورد به حق این قشر پاک ومقدس گفته میشود که به اینده جوانا ن علاقه ندارد! عده ای به این کار اکتفا نکرده تطمیع ورشوه را پیش میکشند واگر ازین راه راضی نه شد کارد وبوکس را علیه این پدر معنوی بکار می برند!!
اشتباه از انجاشروع میشود که اگر سیا ست بخواهد فرهنگ را زیر پر وبا ل وتاثیر خویش بگیرد!،چه تحولات دودهه اخیر ناشی از سیا ست بازیهای بود که ارزش های دینی، ملی وفرهنگی ما را به با زی گرفتند.
فرهنگ غنی قبل از اسلام وبعد ازاسلام یگانه پشتوانه وضامن وحد ت ملی درطول تاریخ وطن ما ن افغانستان به حیث سرمایه معنوی توانسته سپربلای تهاجم بیگانگان قرار بگیرد،گنجینه معنوی وملی که در رگ رگ اقوام با هم برادر وجود داشته ودارد وهمیشه دوبدنه ای اقتدار ملی وفرهنگی ما را پیوند میداد وموجب نزدیکی مردمان این سرزمین بود، حتی میتوان به صرا حت اعلان نمود که شعاع فرهنگی وطن مان ازمرز ها ی کشور گذشته افکا ر اندیشمندان خارج از این مرز وبوم را جهت داده است علما ودانشمندان این وطن نقش افرینان نهضت های فرهنگی، علمی وازادی بخش بوده اند. ما تنها به موقعیت جغرافیا ی وموقعیت سیا سی خود هرگز نه درگذشته ونه هم درشرایط کنونی می نازیم، بلکه انچه درخور توجه است داشته های دینی، فرهنگی وملی ماست که توسط بی فرهنگان منطقه مورد طمع وهجوم قرار گرفت، با تهاجم توسعه طلبان شرق وغرب بازهم هویت خود را حفظ نموده ایم! بطور کلی فرهنک برای افغانستان همیشه مفهومی دفاعی داشته ودرجریا ن حوادث تاریخی کشوررا برسرپا نگهداشته است، دشمنان به کمین نشسته درقدم اول متوجه تخریب وویرانی فرهنگ وطن ما شده اند چون باور داشتند که معتقدا ت واندیشه ازاد مردان وازاد زنان این سرزمین درعمق ارزشهای دینی وفرهنگی نهفته است.
اکنون بعد از همه این مصیبت ها ورنج ها به سر وچشم مشاهده میکنیم که نقش معارف ازگذشته نه چندان دور پر رنگ تر وامید وارکننده تر شده است وتحرک کمیتی خاصی درجریان است، این حرکت وقتی جوابگو نیازمندی جامعه شده میتواند که درامر کیفیت تعلیم وتربیه موازی به کمیت ان تلاش پی گیر وعا جل صورت بگیرد، جوانان توسط کانون های فرهنگی درمعرض جاذبه فرهنگی بعداز انهمه رکود فرهنگی که دردودهه اخیر بوجود امد ه بود قرار گرفته اند و توسط فرزندان این وطن خلای اموزشی از بین برداشته میشود. البته پشتیبانی ومشارکت فردفرد هم وطنا ن که با وجدان بیدار تعهد سپرده ازبین خواهد رفت، درین راه دولت مردان را سخت به مبارزه می طلبد، سیر تحولات سیاسی دردودهه اخیر نشان داد که چگونه جوانان با فرهنگ ما را درمیدان مبارزه سیاسی واندیشه وارداتی کشانیدند، مارا ازمعارف اصیل وفرهنگ ملی جدا سا ختند. تهاجمات فرهنگی وزور مداری بیگانگا ن وقتی در کشور ما نفوذ کرد که ما از ارزشهای دینی وفرهنگی وملی خود دور شدیم، وانچه داشتیم کنارزدیم وپیروی اندیشه سیا ست بازان بی فرهنگ بیگانه شدیم، به جرئت میتوان گفت که پیشرفت وعقب مانده گی یک کشور را درمعا رف ان جستجو نمود انچه درتحولات نقش کلیدی دارد احیا ی مجدد فرهنگ ملی در پرتو رشد هرچه سریعتر تعلیم وتربیه و کا نون های فرهنگی است. چرا هرنوع تغیر درسطح سازمان وحکومت وجا معه زمانی ممکن میسر است که بصورت جدی توسط معلمین واحل فرهنگ وصاحبان با تجربه که درامر سوا د اموزی اندوختهای دارند: اولا به مردم اموزش داده شود – وقتی اموزش عام شد تغیر درذهنیت ها ی جامعه بوجود می اید، تغیر درذهنیت ها موجب تغیر در رفتار جامعه ایجا د میشود وقتی دررفتار تغیررونماشد دران صورت است که مردم برای یک تغیر مثبت اماده میباشند، پس به این نتیجه میرسیم که کلید حل معضلات ورفع خشونت واختلافات از طریق تعلیم وتربیه ممکن ومیسر است، درین امر ملی تازمانیکه درارتقاءسطح فرهنگی مشارکت جدی حکومت وخصوصا مردم نباشد، همه چیز در ارایش بیرونی متوقف ویک امر تجملی، نمایشی وشعار ی محض باقی خواهد ماند.! این ارزو وقتی براورده خواهدشد که امر تعلیم وتربیه را ازحا لت حا شیوی جدا ساخت ودر متن امور حیاتی قرار داد، اکنون خود را به این سوال مسئولانه وازروی وجدان کا ری متعهد ساخت، ودولت را در ستراتیژی ملی انکشا ف معارف متوازن وبا کیفیت همکاری کرد تا در ذهنیت های مردم تغیر مثبت وارد اید. مردم به مشارکت خود حکومت را درراه که انرا مورد مصلحت معارف پیشرفته مطابق نیازمندی های امروز وفردا کشور میدانند سوق دهند، وعملا همکاری جدی ومسئولیتهای انسانی شان را مطالبه نمایند، چه تجربه نشان داده که بی جهت گیری حکومت گره ازکار باز نمیشود،تاریخ دودهه اخیر یکی از عبرت اموز ترین تاریخ ها ست که دران بهترین فرصتها را ازدست دادند.!
اگر خدای نا کرده باز گر فتار نو اموزان راه سیا ست داخلی ومنطقه شویم وبه احیای امور فرهنگی دست بکار نشویم بدون شک بهای سنگین خواهیم پرداخت وبیشتر نسل اینده ما را مورد شما تت وملامت قرارخواهند داد.
تعجب اینجا ست که هر نظا م در وطن مستقر میشود به حق فرهنگ وهرهنگیان این مخلوق که شکل معمای را به خود گرفته است داد سخن میزند درهر محفل ودر هر جاه حضور خیالی دارد! ودر عین زمان در غیبت مطلق قرار داده شده است.!
فرهنگ وفرهنگیا ن با هزار درد وتا سف مهما نا ن نا خوانده ضیافتها بود، بی انکه هر گز دریکی ازاین مکانها ی که بحا ل فرهنگ وفرهنگیا ن محا فل برگذار میشد حضور واقعی داشته باشد! اما میتوان گفت که صرف از شبه از فرهنگیان ومعلما ن ما نزد کا رگردانا ن حکوما ت گذشته وبا کمی تفا وت درشرایط کنونی بازهم جایگاه واقعی خودرا بدست نیاورده است!، هنوز به موضوع امنیت، حوایج ونیاز مندی اقتصا دی ومعیشتی این طبقه صبور انچه سزاوار است کمتر کاری انجا م شده است، ولی انچه امید وارکننده است اقداما ت وپلان های است که درین نظام روی دست گرفته شده است، با ید این پلان که به حق معلمان گرفته شده است از خصوصیا ت ویژه بهره مند باشد یعنی دارای ابعاد کاملا مشخص، وضما نت اجرای پیداکند، چه درغیر ان عدم توجه عا جل به مسئله اقتصا دی معلما ن تاثیرات منفی در کیفیت تعلیم وتربیه قابل پیش بینی است!
ما به این امید که درین مرحله تغیری که ایجاد شده تغیر در وجدان ها باشد وبیداری وجدان وقتی میسر است که فرهنگ وارزش های ملی دوباره درجهت تحولات بعدی قراربگیرد! چه عدم تعلیم وتربیه وخلای فرهنگی طی سه دهه اخیر که برما تحمیل شد ما را از پیشرفتهای جها ن محروم با چشم پوشیده ما را نگاه داشتند، بد بختی اینجا ست که دولتهای خودکامه گذشته، جامعه درحال فقر اقتصا دی وستم زده ودرعین حا ل خشمگین وتوام با خشونت تحویل دولت امروز وفردا دادند، همان طوریکه درجریا نات اخیر وطن عقل مورد محکومیت قرار گرفته وعلم مورد تحقیر خرابی از آبا دی وننگ ازنام بهتر بود! ثروتهای غارت شده وباداورده که پشتوانه خودخواهی، تهدید، وتحقیر هموطن ما قرار گرفت، با تاسف که این میراث شوم.تباه کن دردودهه اخیر فاجعه افرید وامروز سود سالاری مانع بزرگ درر اه رشد معارف قرار گرفته است! همان طوریکه فاصله میان مردم ومیا ن ادعا وعمل بمیان امده بود نباید در عملکرد بعدی سرنوشت هم وطن ما را ورق بزند. اکنون که سیا ست مداران ازحل بحرانات وخطرات که جامعه ما را تهدید میکند عاجز مانده اند، ناچار باید دست به دامن فر هنگیان ودانشمندان ومردان با فرهنگ دراز نمود ودررفع تشنج وزور مداران که فرهنگ تفنگ را برقلم دروطن ترویج وادامه میدهند قیام ملی را که از فرهنگ غنی این وطن ما ابخوره دارد یک باردگر احیا کنیم تا نسل جوان که از تعلیم وتربیه محروم شده اند نجات دهیم وبحرانات وطن را باقدرت علم ومعرفت وبا سلاح قلم درمقابل زورمندان دست بکار شویم وحرف اخر را وارثان علم ومعرفت درباره سرنوشت وطن وهم وطنان بزنند واز زبان عقل ووجدان کاری نجات وطن را جستجو کنیم.

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 329

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

پـــــارســـــی

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 121 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.