Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

واماندگی یک نسل PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - اجتمـــاعی
نوشته شده توسط نصرالله نیک‌فر   
جمعه ، 28 مهر 1396 ، 12:00

نصرالله نیک‌فراین درست است که نظام‌هایی می‌روند و رژیم و ساختارهای می‌آیند. کسانی کسی می‌شوند و دیگرانی پی‌رَو و دنباله‌رو؛ اما در بیش‌ترین سرزمین‌ها پس از چندی مردم گونه‌ی بیماری‌ خودرا شناسایی می‌کنند و برای درمان آن همه باهم دست به‌کار می‌شوند و یک فرهنگ و یک تمدن و یک هم‌بودگاه را از پرت‌گاهِ نیستی نجات می‌دهند. اما هنگامی‌که خراسان کم کم به‌سوی تجزیه رفت و یک امارت تباری قبیله‌یی در آن پا گرفت، رفته رفته در زمان عبدالرحمان خان پس از کله منارهای زیادی به‌خود نام افغانستان را گرفت و یک تمدن بزرگ به‌صورت دهشت ناکی تحقیر شد. مردمان بومی‌ای که زنده مانده بودند سراسیمه به کوه‌ها فرار کرده بودند و خودرا دیگر باخته بودند. این فروریزی یک تمدن بزرگ را در سراشیب نیستی و مسخ برابر کرد.
امیر حبیب الله خان کلکانی نخستین کسی بودکه برای نخستین بار از میان خشم و خون و بی‌مهری های تباری سر بیرون کرد و کاخ استبداد تباری را لرزاند و خونِ عدالت خواهی را دوباره در وجود باشندگان این مرزبوم به جریان درآورد. پس از آن طاهر بدخشی ویارانش، استاد ربانی و فرمانده مسعود و یارانش، عبدالعلی مزاری و یارانش و عبدالرشید دوستم و یارانش این حقیقت را درک کردند و تاپای جان در سنگر دادخواهی برای ستم‌دیدگان این جغرافیا ایستادند. اما این ایستادگی‌هم با مکاری‌های تبارپرستانِ دشنه در آستین به گونه‌ی خونین فرجام پذیرفت.
پس از رفتن فرمانده مسعود این چندین نسل است که در واماندگی به‌سر می‌برند و خودرا چنان باخته اند و حالا گپ تاجایی رسیده است که چیزی راکه باید تبارپرستان از این‌ها درخواست می‌کردند، وارونه این‌ها با تضرع و سرافکندگی از آن‌ها تمنا دارند و در کوچه‌های معامله و انسان فروشی قدرت و عزت گدایی می‌کنند. به‌خاطر اندک چوکی و مشاور بودن بوت پاکی هر از راه رسیده‌ای را می‌کنند و عزت و شأن و شرف می‌فروشند و در پای خوکان قبیله دُرّ دری می‌ریزند و هیچ شرمی هم ندارند.
تا زمانی که باز این نسل تاریخ بخواند و در خط این مبارزه‌های هدف‌مند و انسانی قرار بگیرد، چندین نسل قربانی خواست‌های شومِ معامله‌گرانِ از خود رفته‌ی درونی خواهند شد. کسانی‌که جز خود کسی را نمی‌بینند، گذشته هم برای‌شان هیچ ارزشی ندارد و هویت و شأن و شرف به پشیزی نمی‌‎ارزد نزدشان هنوزهم دارند نفس می‌کشند و قربانی می‌گیرند. خوب در این گونه آشفته بازار چه‌گونه می‌شود نسلی‌را پرورش داد که شایسته‌ی آن گذشته‌ی بزرگ باشد؟ چه‌گونه می‌شود با سرِ بلند ایستاد؟ سرخوردگی نسلی‌که در آرزوی یک ناجی و قهرمان دارد موی سپید می‌کند، بی‌جای نیست. بیش‌ترین عاملش همین غداران درونی است. تا این‌هارا دور نزنیم نمی‌توانیم خودرا به درخت آزادی و سرافرازی بیاویزیم. عامل اصلی بدبختی های امروز ما همین‌ها هستند و باید هرچه زودتر به درمانی این تومور خبیثه پرداخت.
نسلی‌که دارد شکل می‌گیرد زیاد امید وارکننده نیست. چون در دنیای خیالات زندگی می‌کنند و با واقعیت‌های عینی این کشور آشنایی درستی ندارند. یاهم خودرا به عمد به نادانی و نافهمی زده اند. می‌شود ویژگی های این نسل را چنین برشمرد:
1-    تیپ‌های صادق هدایتی: این نسل در عالم خیالات و اوهام و هیچی و پوچی زندگی می‌کند. نه تعهدی دارند و نه هم اندیشه‌ای که بتواند به درد بخور دنیای واقعی هم‌بودگاهِ ما وانسان‌هایش باشد. هرچه او می‌داند و او دارد تنها خودش از آن سر در می‌آورد. مردم آن‌را درک نمی‌کنند و یاهم ناآشنا از آن هستند. فاصله بین این‌ها و عالم واقعی فرسنگ‌هاست. نه این‌ها مردم و اجتماع را درک می‌کنند و نه‌هم مردم این‌هارا درک می‌کنند. بنا براین این‌ها خودشان یک چالش بزرگ این جامعه هستند. چون ازاین‌که مردم درک‌شان نمی‌کنند عقده‌ای می‌شوند و سرخورده. اما کاری راکه صادق هدایت کرد و خامه‌ای راکه او کشید این‌ها ناتوان از آن هستند و تنها به پوشه‌ها و نمادها چسپیده اند.
2-    تندروان مذهبی: این گروه‌ها تا هنوز نتوانستند با دنیای مدرن آشتی بکنند، و هنوزهم باخود و با جامعه و زمان خود در جنگ هستند. در ذهنیت قرون اوسطایی و عصر حجری به‌سر می‌برند. همه را کافر گنه‌کار و واجب القتل می‌دانند جزخودشان. یگانه راهِ رفتن‌شان به بهشتِ خدا، ریزاندن خون انسان‌هارا می‌دانند. این‌هاهم نه چیزی دارندکه به‌درد مردم بخورد و نه‌هم مردم به این‌ها تمکین می‌کنند و از همین خاطر این هاهم عقده‌ای هستند و بزرگ‌ترین چالش جامعه‌ی در حال گذار هستند.
3-    منتقدان بی‌تئوری: این گروه در یک حدی آگهی دارند، نقد می‌کنند و پرخاش می‌کنند و گاهی تا سرک‌های خامه پای گفته‌ها و ارزش‌ها می‌روند اما خودشان تنها بلد اند نقد کنند. نه تئوری‌ای دارند و نه هم راه‌کاری که دستِ‌کم آیینه‌ی چند روزه‌ای باشد برای همه. «در خمیرمایه موی می‌پالند» و همیشه منفی گرایی می‌کنند. مطلق گراهایی ناخورسند هستند و به کار دیگران قناعت ندارند و از دست خودشان‌هم کاری ساخته نیست.
4-    آرمانی‌های در حسرت گذشته: این گروه نهایت آرمانی بوده و در حسرت گذشته حال را از یاد برده اند. همیشه افتخارات گذشته را با دهن پر قل‌قله می‌کنند و شانه‌ی افتخار بالا می‌کشند. اما از روی خودشان چیزی بر نمی‌آید به‌درد کاری عملی‌ای که نیاز هم‌بودگاه امروزی ما باشد نمی‌خورند. تشنه‌ی گپ‌وگفت در باره‌ی گذشته هستند ولی هیچ‌گاهی از گذشته نیاموختند و برمبنای کارنامه‌های پیروزمند گذشته‌گان برنامه‌ی نگرفتند تا گره‌گشای حال امروزین این هم‌بودگاه باشد.
5-    خود باخته‌های دریوزه: این‌ها می‌پندارندکه هرچیزی‌که در این جغرافیا و این کشور است مال دیگران است و اگر آن‌ها سهمی دارند، از خیرات سر دیگران است. اگر دیگران بخواهند برای‌شان سهمی می‌گذارند و اگر نخواهند باید این‌ها اندک سهمی گدایی بکنند. این دلقکان سیاسی‌که بیش‌ترینه نمایندگی مردم را داشته‌اند و مردم فروشی را خوب بلد اند، در رأس قرار داشتند و زمام‌دار امور مردم بوده‌اند اما همیشه عزت و شرف و اتوریته‌ی مردم را در بازار سیاست به حراج گذاشته اند و از پی فروش آن، جای‌گاهی کمایی کرده اند و بازهم معامله می‌کنند تا از خیرات سر دیگران ماموریت سیاسی‌ای را در سرزمین خودشان اندکی گویا به‌دست بیارند.
این بخش‌بندی‌هاکه البته بسیار کلی است به تمام نمی‌تواند بازگو کننده‌ی همه گیر و دارهای باشدکه ما در آن گرفتاریم، اما می‌تواند نشانه‌ی از یک سرخوردگی و خودتوهمی و انتظار بیهوده برای آمدن یک ناجی و پهلوان باشد. نسلی‌که محو پیش‌رفت و تکنولوژی شده است و در برابر آن از خود بی‌گانه است و نسلی‌که خودش را باخته است و نه سخنی به گفتن دارد و نه‌هم جرأتی برای شورش و تغییر و انقلاب؛ بماند به‌یک بخش‌بندی ریزتر. همه می‌گویند وضعیت نابه‌سامان است. حاکمان جنایت و خیانت می‌کنند، شایسته‌سالاری نیست، فساد و فاشیزم باهم هم‌گام اند. اما کسی را جرأت پرسش‌گری نیست و همه چشم به راهِ کسی دیگری هستند تا او بیاید این‌هارا ازاین گرداب خانه ویران کن بیرون کند.
باآن‌که بقایای رژیم‌های ایدئولوژیک هنوزهم یک چالش بزرگ برای گذار و شایسته سالاری هستند و مرزبندی‌های تباری و مردم‌ستیزی به‌جای مردم‌سالاری در حال اوج گرفتن است و هریک از ارزش‌های دموکراتیک خود ابزاریست برای تحمیق و تحمیر توده‌ها، اما این نسل تاهنوز نیامده است براین پرسمان پژوهش در خور نماید و پیش‌نهاد منطقی و کاربردی ارایه دهد. همه شکایت است و گلایه، اما چیزی‌که باید گفته می‌شد نشد. جامعه‌ی مدنی خود یک پروژه‌ی است برای گرفتن پروژه. کسانی در جامعه‌ی مدنی خانه کرده اندکه خود به ارزش‌های مدنی نه باوری دارند و نه‌هم پای‌بندی. جامعه مدنی در خدمت حاکمیت قرار گرفت و مشتی پروژه بگیر و روزمره اندیش شدند. این‌گونه یک نهاد ارزش‌مند مدنی‌را در پیش‌گاهِ مردم نام‌بد کردند و جای‌گاه‌اش را ضرب صفر کردند.
این نسل باید به خود آید و خود داخل معادله‌های سیاسی شود. باید از ابعاد گوناگون مورد نیاز سیاست آگاهی پیداکند و سپس استفاده بهینه کند. دل‌مردگی و خود بی‌گانه‌گی و پنهان شدن لای تخیلات و دنیای شاعرانه حتا همان خلوت شاعرانه راهم از ما می‌گیرد. نسلی‌که سیاست نمی‌کند و برای سرنوشت‌اش احساس مسئولیت نمی‌کند و نمی‌اندیشد؛ ارزش افسوس خوردن راهم ندارد. پیشوایی و رَه‌بری دیگران اگر برای ما پیامدی خوبی می‌داشت که حالا در این حال زار نبودیم. مایی‌که در کشورهای گوناگون جهان علوم جدید خواندیم و با سیستم‌های مدرن سیاست و مدیریت آشنایی داریم، چه شده است که اعتماد به نفس خویش را از دست داده ایم و به دنبال کسانی هستیم که خود الگوی ناکامی و سرخوردگی اند. ما از زراندوزان روده انبارِ راحت طلب چشم‌داشتی داریم‌که هیچ‌گاه در مخیله‌شان نگذشته است و خودرا رسالت‌مند هم‌چون چیزهایی ندانسته اند و جز ارزش فردی به هیچ ارزش انسانی‌ای باورمند نیستند و نمی‌اندیشند. این گناهِ ما است نه آن‌ها. درست است که اعتماد به نفس مارا از ما گرفته اند و همیشه مارا از اصل گزاره‌ها و روی‌دادها دور نگاه داشته اند تا راز پرسمان‌ها را ندانیم؛ ولی این چند بهانه مارا در پیش‌گاهِ تاریخ نمی‌تواند تبرئه و پاک کند. ما بخواهیم نخواهیم پاسخ‌گو خواهیم بود. منصفانه نیست که ماهم بیایم و سخن‌گویان و دنباله‌روان کسانی شویم که فهم‌شان و درک‌شان از مسایل، پایین‌تر از ما باشد و آن‌گاه برای آن‌ها روده درازی کنیم و مدیحه سرایی و به دانش و داشته‌های خود و نسل خود بخندیم.
نیاز است در نخست یک انقلاب در ما بشود و سپس در ساختار و سازه‌ها و سازش‌ها. گروه و تشکیلاتی‌که استراتیژیک اندیشه کند یا نداریم و اگر داریم هنوز جاافتاده نشده است. سازمان‌های که ایجاد شده اند یا ایدئولوژیک اند یاهم زیر تاثیر یکی از جریان ها و افراد ایدئولوژیک و یاهم پیوند دارد با فاشیزم و دستان استخباراتی بیرونی و یاهم روزمره و بی‌مدیریت و ناپی‌گیر. گهی آب اند و گهی آتش و فرجام‌هم خاکستر. این نسل نیاز دارد تربیه سیاسی شود و خود سرنوشت خویش را به دست گیرد و به خودش باور کند.


Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 198 مهمان آنلاین

Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.