Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

سخنـــی چنــد ازاندیشــه هــای احمــدشــاه مســعود (رح) PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - احمــــد شـــاه مســـعود
نوشته شده توسط انجنیر عبدالصبور فروزان، نیوجرسی   
پنجشنبه ، 2 ارديبهشت 1395 ، 10:31

سخنـــی چنــد ازاندیشــه هــای احمــدشــاه مســعود (رح)(بخش نهم): یکی ازتلاشهای دیگری که جزءبرنامۀ بقدرت رساندن مجددطالبان درافغانستان وتحمیل آنهابرمردم مامیباشد، اینست که منابع شناخته شده وکشورهای ذینفع بشمول دولتمردان افغانستان، بخصوص آنهاییکه درتوطئه های اشرف غنی احمدزی شریک اند، درصدد میباشندتا ماهیت زشت وددمنشانۀ طالبان راپرده پویش نمایند وایشانرا به مردم کشورشکل دیگری جلوه گرسازند که گویاآنهاآن طوریکه بودند دیگرنیستند! درحالیکه ظلم واستبدادآنهاهنوزفراموش مردم مانشده وزخمای ناشی ازجور وستم شان هنوزالتیام نیافته، آثار ویرانگری هاوآتشسوزی های آنها تاکنون درکشوردیده میشود، که هجبران ناپذیرمی باشند.
یکی ازاعمال زشت ونامیمون طالبان درپهلوی دیگرزشتی هایشان که تکاندهنده میباشد، جور وستمی بودکه برطبقۀ اناث روا میداشتند. طرزدیدطالبان دربرابرزن عین طرزدید عربهای دورۀ جاهلیت میباشد. طالبان به زنان به نظرحقارت مینگرند وزنهارافاقد هرنوع حقوق مدنی واجتماعی وشایستۀ هرنوع اذیت وآزار ومجازات میدانند. بااینکه در زمان حکمرانی دروازه های مکاتب ودانشگاههارا بستندوچند نسل کشوررا ازنعمت تعلیم وتربیه وفراگیری علم ودانش محروم ساخته بودند، ولی زنهاودخترهای وطن رابکلی ازنعمت سواد وفراگیری علم ودانش محروم کردند، حتی زن حق برآمدن ازخانه رانداشت وچون زندانیان درچهاردیوارخانه زندانی بودند. طالبان به مردم فرمان دادند که کلکینهای خانه هارا سیاه رنگ کنند یاتخته بگیرند تازن از ورای کلکین خانۀ خودش هم بیرون نگاه کرده نتواند. طالبان زن ودختر راحتی حق رفتن به شفاخانه وطبیب جهت معالجه منع کرده بودند، و هزاران هزار زن ودختروطن از درد وبیماری جان داده وبه داکتر و دوا نرسیدند.
طی پنجسال زمامداری طالبان که تاریک ترین ودهشت انگیزترین دوران نه تنهادرتاریخ افغانستان بلکه درتاریخ بشریت بود، زنان و دختران کشورنسبه مردها وپسران صدمۀ بیشتربرداشتندکه هیچ جبران پذیرنیست. امادولت کنونی باهمدستی کشورهای ذینفع صحنه سازی کرده واخیراً دختری ازوطن راآراسته وآرایش داده به کشور سویس فرستاد تاباچندتن طالب ریشدار ولنگوته پوش ملاقات نماید. این خانم آراسته که شکریه بارکزی نام دارد، باآرایشی که توان کنترول غریزۀ جنسی هرمردی رامی ربود، روبروی دوطالب ریشدار لنگوته پوش کناریک میزنشسته باناز وکرشمۀ زنانه باایشان سخن میگوید، بروی آنهاتبسم میکند، باایشان یکجامی نوشد وغذا صرف میکند وبه رسم اروپایی احوالپرسی ودست پرسی می نماید، تا مردم افغانستان رابفریبد که گویاطالبان که ضدزن بودند، اکنون نیستند!!
این نکته خاطرۀ را بیادم می آوردکه جان برن ژورنالیست نیویارک تایمز دریک صحبت دوستانه برایم گفته بود: (طالبان تازه کابل را اشغال کرده بودند، من بادو ژورنالیست دیگربرای مصاحبه به دفتر وزیراطلاعات وکلتورطالبان که ملامتقی نام داشت رفتیم. یکی از ژورنالیستها زن بودن ووزیرطالبان به اواجازه ندادکه بداخل دفترش شود. دربالای سروزیرطالبان دردیواریک تابلوی زیبای رسامی ازیک آهو آویزان بود ودربالای آلۀ تناسلی آهو یک توته کاغذرا سرش کرده بودندکه اززیبایی تابلوکاسته بود! من ازوزیر پرسیدم که چرا کاغذ رادرتابلو سرش کرده اند؟ وزیرطالبان گفت: سترعورت در اسلام فرض است. بازپرسیدم چراژورنالیست زن را اجازۀ مصاحبه ندادید؟ متقی گفت: زن مثل شیطان است چهره اش مرد راگناهکار و گمراه میسازد!)
اینست طرزدید رهبری طالبان، وجای تعجب است که این دوطالب چطورقبول گناه کرده وبا شکریه بارکزی آراسته وآرایش کرده ملاقات مینمایند. خانم شکریه بارکزی از دردهزاران زن افغانستان که فقط به جرم برهنه بودن ناحۀ کوچک پای که ناگزیر برهنه باقی می ماند شلاق طالبان راخورده اند، چشمپوشی کرده خودرادرخدمت سیاسیون حقه باز وطالبان فریبکار مزدور که روی زن رازشت ومایۀ فساد میدانند، قرارداد؟! درینجا برای خانم بارکزی چشمدیدی از مظالمه ورفتارزشت طالبان رادربرابرزنان، چون مشت نمونۀ خروار حکایه میکنم تااگرازکرده پشیمان شده وبه خودنفرین گوید. داستان ازین قراراست که طالبان تازه کابل رااشغال کرده بودند باسروروی چرکین وقواره های وحشتناک سلاح برشانه ازکنارشهربه کناردیگرش گشت وگذارمی نمودند ومردم ازدیدن آنهاوحشت می کردند. باموترهای پیکاپ که تحفۀ عربستان سعودی بود درخیابانهای شهربسرعت حرکت نموده وخاک وگرد برخاسته ازعقب موترهای آنها به سروروی عابرین پاشیده میشد.
درحصۀ اول خیرخانه میدانی بود به پارک معروف، اما درخت و سبزۀ درآن دیده نمیشدومردم از وسط آن عبورومرورمیکردند. من با یک دوستم هم ازین راه می گذشتیم، درعقب ماچهارطالب که سلاح برشانه داشتند باچهره های وحشتناک روان بودند. دوستم آهسته بمن گفت بگذارکه این طالبان وحشی ازماپیش رفته وگم شوند. درجلوما خانمی که طفل دویاسه سالۀ درآغوش داشت همراه بامردیکه معلوم میشد همسرش بود راه میرفت. طالبان وحشی بدون اعتنا ماراکنارزده و جلوشدند. درهمین اثنا طفلک که درآغوش مادربود، ازدیدن چهرۀ وحشتناک طالبان ترسیده خودرابیشتر به مادر فشرد وکوشش کردخودرا پنهان نماید. طفلک ازدستپاچگی زیاد به چادرمادر دست انداخت وچادر ازسرمادرافتاد و سر ورویش برهنه شد. آن چهارطالب کثیف بیرحم جانب آن زن دویدندوشلاقهاوگردم های خودراکشیده وزن را به جرم برهنه شده سروصورتش چنان شلاق زدند وگردم کاری نمودندکه طفل ازآغوش مادرپریده ودرگوشۀ افتیدوگریه و وایلا میکرد. زن درخاک می تپید وطالب شلاق میزدومکررمیگفتند (کاپره ده، کمونیست ده)! زن رابه اندازۀ شلاق وگردم زدندکه لباسهایش پاره پاره شدوقسمتی ازبدنش برهنه شده بودوموهایش با خاک آلوده گشت، رویش راکه خون آلود شده بودپوشانید. همسرش چون برگ میلرزید چهره اش سفیدشده وازحرف زدن ماند، مثلیکه مغزش کارنمی کرد ونمیدانست چه کند.
من که نمیدانم چه حالی داشتم ودوستم مرامحکم گرفته بود میلرزیدم خودراتکان دادم واز دوستم خودراجداکردم وجانب یکیک ازطالبان که زن راشلاق میزد دویده بااومشت ویخن شدم، طالبان دیگربه کمک اوشتافتند وبه لت وکوب من شروع کردند، عابرین جمع شدند ومرا ازچنگال آن وحشی هانجات دادند. جمعیت زیادترشد و هرکس که میتوانست مشتی به این طالبان حواله میکردند. طالبان به قسمی خودرااز خشم جمعیت نجات داده وفرارکردند. یکی طفل رااز خاک بلندکرد وتسلی میداد ودیگری شال خودرابه مادرطفل دادتا بدنش رابپوشاندوچندتن دیگرهمسرش راکه غش کرده بود، غمخواری میکردندتا به حال بیاید. کسانی هم مرا اززمین بلندکردند وسروصورت ولباسهایم را پاک میکردند. جمعیت بزرگتروافزونتر میشد وازهردهن شنیده میشدکه لعنت برطالبان، لعنت برطالبان مزدور. لحظۀ نگذشته بودکه چندموترپیکاپ طالبان نمایان شد وفیر هاکردند وجمعیت راپراکنده ساختند. درهمان لحظه بخاطرم آمدکه حتی نورمحمدتره کی کمونیست میگفت: (دخلکو زور دخدای زور دی)!
خانم شکریه بارکزی! اینها همان طالبانی بودندکه خودت باآرایش و نازوکرشمه باآنان کناریک میزنشسته وخوش صحبتی میکردی، به روی کثیف شان تبسم ولبخندی میزدی، دستهای خون آلودشانرا در دست گرفتی، باایشان یکجاخوردی ونوشیدی! این داستان غم انگیز رابخاطری برایت حکایه کردم تااگرقلبی درسینه داشته باشی و وجدانت بخواب نرفته باشد، از کرده پشیمان گشته وازعمل خود خجالت بکشی! طالبان که سرشت زشت وخون آشام دارند، قتل انسانهابرایشان آسانتر ازهمه زشتی های دیگراست  که انجام میدهند. برای اینکه درمیان مردم دهشت ووحشت انداخته باشند، هرکسیکه برعلیه آنهاحتی  سخن هم بگویدویاشرارت وجنایات شانرا افشاء کند یامردم رااز ماهیت ددمنشانه ومنافقانۀ شان آگاه سازد، آن شخص را به آن واحد می کشند. مثلازمانیکه تلویزیون طلوع جنایات طالبان را درقندز وتجاوز ودست اندازی آنهارابه عزت وعفت زنهاودخترهای آنجا افشاء کرد، آنها اخطاردادندکه به منسوبین آن تلویزیون به سزای خود میرسند. هنوزماهی نگذشته بودکه انتحاری گماشتۀ طالبان موترحامل مامورین تلویزیون طلوع راموردحمله میدهدوکارمندان و خبرنگاران آنراشهید میسازند.
به همین ترتیب حاجی جانخان یکی ازبزرگان وموسفیدان دراسعد آباد کنروقتی مردم خودرا ازشرارت وماهیت غیراسلامی وغیرانسانی طالبان آگاه میسازد وازجنایات شان حکایه مینماید، طالبان گماشتۀ انتحاری خودر ارسال مینمایندکه بتاریخ27 فبروری2016 درمجلسی که جناب حاجی جانخان باعدۀ دیگری ازموسفیدان کنرنشسته بود، خودرامنفجر میسازدکه سبب شهادت حاجی و26نفردیگرحاضردر مجلس گردیده و50نفرزخمی شدند. همچنان طالبان قاتل روز18 جنوری امسال گماشتۀ انتحاری شانرا درضیافتی که درمنزل ملک عثمان شنواری به مناسبت رهایی دوپسرش بنامهای حمیدالله وعبیدالله از اسارت طالبهابرپاشده بود وتعدادزیادی ازباشندگان وریش سفیدان شنواری درآن دعوت شده بودند، ارسال میدارندواین طالب نامسلمان درهنگام صرف غذا خودرامنفجرساخت که سبب شهادت13 نفر به شمول هردوپسرملک عثمان شد و14نفربزرگان وریش سفیدان محل بشمول ملک عثمان زخمی شدند. مسلیت انجام این عمل غیرانسانی و ضداسلامی راطالبان بدوش گرفته وعلت آنراسخنرانی ملک عثمان شنواری برعلیه طالبان وافشای جنایات شان و زجروشکنجۀ هردو پسرش راطالبان درزمان اسارت داده بودند، قلمدادکردند.
اگرجنایات طالبان رابه شمارش بگیریم ازحوصلۀ هرنوع قلم وکاغذو کتاب خارج است، ولی زمامداران پاکستان که تاگلو درخون مردم افغانستان غرق اند، برای بهره برداری ازمصایب مردم ما وجلب همکاریهای پولی ونظامی امریکا، طالبان رابه دوگروه طبقه بندی کرده اند، یکی طالبان افغانی ودیگری طالبان پاکستانی. طالبان افغانی راکه مردم مارابقتل میرسانند نیکو دانسته وایشانرا حمایه وتقویه و همکاری مینمایند ودربرابرطالبان پاکستانی که مردم خودرابقتل می رسانند، جنگ میکندو امریکا راهم متقاعدساخته تاباحکمروایان پاکستان همنوا باشند. چنانکه طیارات بدون پیلوت یا درون، برطالبان پاکستان حمله کرده وازبین ببرند، درحالیکه امریکا درصدداست تاطالبان افغان رابرمردم ماتحمیل نموده تحت پوشش به اصطلاح (مذاکرات صلح) آنهارا دوباره درافغانستان بقدرت رسانده وفراتراز اینکه امریکااعلان میکندکه ماباطالبان افغان جنگ نداریم، درحالیکه هردوطالبان افغان وپاکستان یکی بوده ومنشأ مشترک داشته به اصطلاح مردم ما سگ زرد برادرشغال است! هردو درمدرسه های پاکستانی دهشت افگنی، قتل وکشتارمردم بیگناه راآموخته اند، هر دوتوسط نظامیان پاکستان تعلیمات نظامی وآدمکشی آموخته وهردو ازآی اس آی درین شرارت، فتنه انگیزی، دروغ وشیادی رایادگرفته اند. هردوبه پول امریکاوعربستان ایجادشده وهردو ازتزویج نواز شریف وبینظیربوتو تولدشده اند، هردو ضد زن وضدتعلیم وتربیه اند هردوخون میریزند. به ترتیبی که طالبان افغان خون مردم ماوعساکر امریکارا میریزند وطالبان پاکستان خون مردم خودشانرا. مثلاً طالبان پاکستان درسال2014تعدادی ازمتعلمین بیگناه رادریک مکتب نظامی درپشاورقتل عام نمودندوطالبان افغان درسال2015تعدادی ازمحصلین بیگناه  را با مربیان شان دراکادمی پلیس درکابل قتل عام کردند. طالبان پاکستان درجنوری2016بریک پوستۀ پلیس پشاورحمله انتحاری کرده11 تن رابشمول افراد ملکی شهیدساختندوطالبان افغان دریک حملۀ انتحاری ماه جنوری2016 درحوالی میدان هوایی کابل 21نفر ملکی وپلیس راشهیدکردند. بدین ترتیب عمل هردوطالب یکسان، طبیعت شان یکسان، مولودهردو یکسان، هردو پروردۀ مدارس شیطانی وکمپهای نظامی پاکستان اند، پس چطورمیشود که طالبان افغان درنزدپاکستان وامریکا خوب وپسندیده وطالبان پاکستان بد وزشت اند؟ این رامیگویند(یک بام ودو هوا)!
مثلا درسال2015پاکستان 300طالبان پاکستان رابه دارآویخت ونواز شریف درکنفرانس اقتصادی جهان درجنوری2016در سویدن گفت اوجنگ راعلیه طالبان تشدیدمی بخشد. نوازشریف برای اینکه سران کشورهای جهان رافریب داده باشد، ازذکرنام طالبان پاکستان وافغان خودداری کرد، درحالیکه آن گروه طالبی راکه پاکستان علیه افغانستان وهندوستان بکارمیبرد، عملا حمایه، تقویه، تمویل وتربیت نظامی مینماید وازگروه حقانی هرگزیادآوری ننموده آنرابه اصطلاح برای روزمبادا حفظ نموده است. برای مردم ماخیلی دردناک بودکه مقامات امریکا در27می 2014پنج تن ازافراد بلندپایۀ طالبان راکه همه قاتلین مردم افغانستان بوده وتاگلو درخون مردم ماغرق اند و هنوزلکه های خون انسانهای بیگناه راکه قتل نموده بودند ازدستهای کثیف شان زدوده نشده است، بدون رضایت ملت ما دربدل یک سربازفراری (برگادیل) از زندان گوانتانامو آزادکردوبه کشوری که درقول وقرارش اعتماد نیست وهمواره ازداعیۀ طالبان دفاع مینماید، تسلیم دادتادرآنجابخوشی حیات بسربرند، وطالبان دیگرازمشوره هاو همکاریهای شان بهره مندشوند. اکنون آنهاازاداندوقرارراپورهای رسیده ازطریق سازمانهای جاسوسی جهان، ایشان همواره باطالبان در تماس تلفونی اند، مشوره میدهند، مجلس میکنند وحتی درعملیات نظامی شرکت میکنند.
این چهره های کثیف عبارتند ازمحمدفضل معاون وزیردفاع و سر قوماندان قوای طالبان، عبدالحق وثیق معین وزارت جاسوسی طالبان، نورالله نوری قوماندان عمومی طالبان درمزارشریف، خیرالله خیرخواه وزیرداخله وقوماندان اعلی طالبان ومحمدنبی آمرامنیت طالبان در قلات. این جانیان همه درلست جنایتکاران جنگی ملل متحدثبت اند، و درقتل عام مردم مزارشریف واهل تشیع دست مستقیم داشته وبه دستورآنها کشتارهای دستجمعی مردم ملکی مزارشریف وقتل عام اهل تشیع صورت گرفته است. ازجمله خیرالله خیرخواه باحامدکرزی درپشاوردوستی و مصاحبت نزدیک داشت ومحمدنبی ازسی آی ای پول میگرفت. همۀ این اشخاص ارتباط مستقیم بااسامه بن لادن و گلبدین داشتند. برعلاوه ایشان تجارت موادمخدرطالبان رارهبری می نمودند. این پنج تن مسئول کشتارهای دستجمعی درمزارشریف، بامیان وشبرغان بودند.
بعضی ازشهروندان مزارشریف که ازقتل عامی که محمدفضل ونور الله نوری مستقیماً قوماندۀ آنرا دردست داشتند، جان بسلامت برده اند چنین حکایت میکنند: (هواگرم بودوشهرمزارشریف مصروف زندگی خود. دکانهاباز وجمع وجوش دراطراف روضۀ شریف بودکه ناگهان موترهای پیکاپ طالبان پیداشد وشروع کدندبه فیرکردن به راست وچپ، مرمی مانند باران برمردم میبارید، طالبان هرچیزی که بود بالایش فیرمیکردند، نمی پرسیدندکه کی است، زن، طفل، مرد، جوان، پیر وحتی گوسفند، بز، خر واسپ را گلوله باران کردند. موترهایشان پشت درپشت حرکت میکردندوازبالای آن براست و چپ فیرمینمودند، تااخیربازار فیرکرده میرفتندودوباره دورخورده و برهرکسی که بود دوباره فیرمیکردند، حتی آنهاییکه درزمین افتیده بودند، سه چاربار بالای شان فیرشده وبدن های شان سوراخ سوراخ شده بود. مردم هرطرف افتیده وازکشته پشته هاساخته شده بود، خون درجاده فوران میکرد، بعضی کسانیکه هنوززنده بودندولی مردم خورده بودند مانند مرغ درخون می تپیدندودست وپامیزدند. مرده هادر سرکها، دوکانها، پیاده روهاومیدان روضۀ  شریف واطراف آن مانند رمه افتیده وخون هرطرف راگرفته بود. طالبان از بلندگویان صدامیزدندکه کسی اجازه نداردمرده هارا بردارد وبعداً متوجه خانه هاشدند، اگردرخانه مردینه میبود بالای هرنفرسه مرمی میزدند، یکی درسر، یکی درسینه ویکی در مادرزادی (خصیه). پسر بچه هارامانند گوسفند حلال کرده پیش مادروخواهرشان مانندمرغ پرت پرت میزدندتاجان میدادند، به زنهاتجاوزنموده ودختران نوبالغ وزنهایی راکه خوش شان می آمد باخود میبردند.
دوروز مکمل درمزار قتل عام کردند، شهرازمرده پرشده بود، از دوکانها هرچه که بود باخود بردند وازخانه هاهرچه دل شان میشد با خودمیگرفتند. مرده هادرجاده هاوکوچه وبازار برای شش روزهمان طورافتیده بود، تاجاییکه همۀ اسجادرابوی گرفته پندیده بودند، و سگها وزاغها به خوردن مرده های انسانها مشغول بودند. بعدازشش روز به مردم اجازه دادندتامرده هایشان راازجاده هاپیداکرده ودفن کنند. کسی شناخته نمیشد، تنهاازروی لباس میتوانستی دوست یا عضوخانواده را پیداکنی، اکثرمردم مرده های خودرادرحویلی خود دفن کردند، یک ماتم بود ماتم و فکرمیکردی زمین وزمان وآسمان گریه میکند ومیدان کربلا شده است.
بعداً به جان هزاره هاافتیدند، چیزی که هزاره بود ازدم تیغ کشیدند، آنهارا ازخانه هایشان میکشیدندو در دم دروازۀ حویلی شان باکارد حلال میکردند. برهزاره هاکمترفیر کردند، ولی اکثرآنهارا باکارد سرمی بریدند. ایشان رابرزمین نشانده ازموهای شان گرفت ازپشت سرباکارد گردن شانرامی بریدند. صحنه های بسیاردلخراش بودکه آدم دیده نمی توانست وازغم وغصه نان خوردن رافراموش کرده بودیم. آنهایی که زنده مانده بودند سر ورویشان زد میزد وبیحال وبی شیمه بودند. ازهرخانه آوازگریه و واویلابالا بود. کلانهای طالبان درروضۀ شریف جاگرفته وازلودسپیکرهاصدا میکردندکه هزاره هامسلمان نیستند وبایدکشته شوند. زنهاودختران هزاره رادر پیکاپها انداخته باخود می بردند. سپس کانتینرهارا ازمردم شهرپر کرده هرکسی راکه بدست شان می آمد کش کرده داخل کانتینرمی انداختند ومردم مثل گوسفندان یکی بالای دیگردرکانتینرافتیده بود. کانتینررابسته کرده بطرف دشت لیلی بردندکه ازشدت گرمی ونبود هوا همه مردندواگر احیاناً کسی زنده بود بالایش فیرکرده اوراهم کشتند وهمه را درگودالها درآن دشت یکجا دفن کردند.
تاکنون هم هزاران نفراست که پدریا برادریاکاکایش مفقوداست و اینهاکسانی بودندکه سربازارگرفته شده بودند. احصائیت صلیب سرخ بین المللی درقتل عام مزارشریف، شبرغان وهزاره ها، طالبان بین هشتاد تایکصدهزار انسان ملکی شامل زن ومردوطفل، جورونا جور راکشتند. اکنون هزاران زن ودختری که طالبان باخود بردند، مفقودالاثراند وازمفقودبودن چهارصدتن زن ودخترهزاره به سازمان های بین المللی بشری اطلاع داده اندوهمه به این عدد متفق الرأی اند، مگرمردم محلی تعدادآنهارا بیشترمیدانند. درقتل عام مزارشریف نورالله نوری سهم مستقیم داشته وبدستوراوصورت گرفت. قرارمنبی که ازذکرنامش خودداری کرده، نوری دراقرارخودگفته که ملاعمر برایش دستوردادکه وقتی مزارشریف رااشغال کردید، دوساعت قتل عام کنید، ولی من امرکردم که دوروزقتل عام شودتامردم درس بگیرندودیگرتوان ایستادن دربرابرطالبان رانداشته باشند. محمدفضل نیزدرقتل عام مزارشریف سهم اصلی داشت، او ونورالله نوری هردو فتوای کافربودن هزاره هارا صادرکرده به طالبان امر کرده بودند که همه هزاره هاکشته شوند، زن ومالش غنیمت گرفته شود. چنانکه محمدفضل ازبلندگوی روضۀ شریف صدامیکردکه هزاره کافراست، یامسلمان شود یاکشته!)
بایدیادآورشد که این بخش مقاله ازروایات مستقیم چهارتن اهالی مزارشریف است که ازین قتل عام جان بسلامت برده بودند، وچندین سال قبل تلفونی بامن گرفته بودند. اکثرگفته هایشان فراموشم شده ولی کوشیدم آنچه شنیده بودم وطوریکه گفته شده بود، خدمت خوانندگان عزیز تقدیم کنم. ازخوانندگان پوزش میخواهم اگرخاطر شانرابااین قصه های غم غمگین میسازم، ولی سینۀ من باآنهاداغ است که هیچگاه زدوده نخواهدشد. نفرین برطالبان، نفرین برطالبان، نفرین برآنهاییکه ازطالب دفاع میکنند. تبادلۀ این پنج جانی آدمکش که در لست جنایتکاران جنگی ملل متحد درج است، نادیده گرفتن قتل عام هاوخونریزیها وتعرض برعزت وشخصیت هزاران زن افغانستان اعم از زنهای مزار، شبرغان وهزاره وشمالی است، وبرای من سئوال است که اگراین قاتلین بخشیده شده ورها میشوند که هرچه دلشان میشود بکنند، پس چرا جنایتکاران جنگی نازیهای هتلری راهنوز هم محاکمه کرده وزندانی میسازند، درحالیکه آنهاعین عمل راانجام داده یهودیان راکشتند، واینهامردم مسلمان افغانستان وسربازان امریکا را؟
رهایی این پنج جانی آدمخور که بدون درنظرگرفتن خون مردم ما صورت گرفت، داستانی را بخاطرم آ«ردکه درجنگ جهانی یک سرباز روسی درقید جرمنهاافتاد واندکی نگذشته بودکه جرمنها دریافتندکه اوفرزندستالین است. درعین معرکه یک جنرال پنج ستارۀ جرمن درقید روسهاافتاد. جرمنها شادمانی کردندکه معاوضۀ حنرال خودراپیداکردیم وبه ستالین اخبارکردندکه فرزندت درقید ماست و ماحاضریم اورادر بدل رهایی آن جنرال خودبه تومسترکنیم وهرچه زودتراقدام جناب شمارا خواهانیم. ستالین درجواب جرمنها نوشت: (من عادت ندارم که یک افسرعادی رابایک جنرال پنج ستاره معاوضه کنم، شماهرچه صواب میدانید همان نمایید. جوزف ستالین)! / (دنباله دارد)
(منتشرۀ هفته نامۀ امید

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 168 مهمان آنلاین

Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.