Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

سخنــی چند از اندیشــه هــای احمدشــاه مســــعود PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - احمــــد شـــاه مســـعود
نوشته شده توسط انجنیر عبدالصبور فروزان، نیوجرسی   
پنجشنبه ، 14 آبان 1394 ، 12:54

سخنــی چند از اندیشــه هــای احمدشــاه مســــعوددرمجلس، گلبدین تعدادی ازاستادان راشناخت که درزمان تحصیلش اورا درس میدادند. فکرمیکنم دست ایشانرا هم بوسید. استادان برای وی گفتند : (آقای حکمتیار! چرا بالای مردم بیچارۀ کابل راکت می زنی؟ چرا آرد وروغن و زغال وتیل رانمی گذاری که به شهربرسد و راههای مواصلاتی شهررابسته ای؟ آخراین خلاف قرآن و سنت پیامبراست، مردم کشته شده اند، خانه های خودرا ازدست داده اند، گرسنه وپریشان هستند، زمستان سرد وسخت است، کاروبارمردم از بین رفته، آخرشما مردن دارید وجواب خداراچه میدهید؟ مااستادان از تومیخواهیم واگرخواسته باشی از تو عذرمیکنیم که ازراکتزنی دست بردار وبگذاردکه مواد خوراکه ومحروقاتی برای مردم بیچاره وبینوا برسد.) چهرۀ گلبدین تغییرکرد، عرق درپیشانی اش ظاهرشد، بالبخندی که بیشتربه لبخند مرگ شباهت داشت، گفت: (من بیشتر جهادکرده ام وبیشترقربانی داده ام ومن مستحق پادشاهی هستم. مسعود وربانی رانه مردم مامیخواهندو نه به نزدکشورهای همسایۀ ما اعتباردارند، من راههارابندکرده ام تاموادخوراکه ومحروقاتی بکابل نرسد وبه شهرراکت میزنم تامردم به ستوه بیایندوبرعلیه استادربانی ومسعود قیام کنند) !!
مجلس به سردی خاتمه یافت وبادیگاردهاوهمسنگران گلبدین که در کنارش نشسته بودند، بانگاههای تند وعنادآمیز بسوی مااستادان نگریستند، گویامیخواستندکه ماراچون یک لقمۀ خام ببلعند ونابود سازند ! درراه استادمحمدافضل بنوال که ازهمه استادان ریش سفید تربودو برای من سخت عزیزی ودوستداشتنی، بخاطرپرسشی که از گلبدین نموده بودم، مراسخت زیرعتاب وسرزنش گرفت وپیاپی می گفت: (آخر تو دیوانه هستی، بااین پرسش جانت رابه خطرانداختی، فکرمیکنم که سرت بوی قورمه میدهد، نمی دانی که اوآدمکش است، جانی است، رحمی دردل ندارد. ندیدی که میرویس جلیل خبرنگاربی بی سی راچطورتوته وپارچه کرد؟ نزدیک بودکه همه رابه کشتن بدهی) ! من دربرابراین استادبزرگوار خاموش بودم. هنوز حرفهایش تمام نشده بودکه صدای مهیب راکت گوشهای مارا ازشنیدن انداخت وگردوغبار عظیمی پیشروی ما تولید کرد، واین راکت گلبدین بودکه در چندمتری پیشروی مااصابت کرد ولطف خداوندکریم(ج) بودکه برمااصابت نکرد، وگرنه همۀ این استادان بزرگوار ومبارز درآن دشت میان چهارآسیاب وکابل توته وپارچه شده وازبین میرفتند !
سفردوم مابه کارتۀ چهاربود، جایی که استادعبدالعلی مزاری برای خود قرارگاه ساخته بود، وآن یک تعمیرکانکریتی دومنزله بودکه حتماً مالک آن مجبور به فرارشده واستادمزاری آنراغصب کرده و به قرارگاه خود تبدیل نموده بود ! نواحی کارتۀ چهارتا سرای غزنی ودهبوری بکلی تخلیه شده بود، وافراد مربوط استادمزاری باسلاحها وموترهای شان درکنج وکنار آن دررفت وآمدبودند. دروازه های خانه ها باز، کلکینهاشکسته ودیوارهای احاطۀ منازل اکثر باشعارهای ضد دولت اسلامی وضداحمدشاه مسعود و توصیف وتعریف استاد مزاری ملوث شده بود، و ازدیدن آن مناطق که زمانی خوشی و خروشی داشت، انسان وحشت میکرد.
وقتی به قرارگاه استادمزاری رسیدیم، درعقب تعمیر دوموترسیاه با نمبرپلیت دپلوماتیک وبیرقهای ایران پارک بودند. مارابه منزل بالا رهنمایی کردند ودریک سالون کلان نشستیم. استادان آهسته آهسته بایکدیگرحرف میزدند وطبق معمول اکثراً غیبت این وآن رامی کردیم تا ندانیم که وقت چطور تیرمیشود. تقریباً یک ونیم یادو ساعت درهمان سالون ماندیم. دیدیم که دروازۀ اتاق دیگرکه در مقابل این سالون بود، بازشد وآقای مزاری پیش ودونفردریشی دار به تعقیب شان برآمدندکه یکی ازین دریشی دارها آقای نجفی سفیر ایران بود که من اورا درجایی دیده بودم وشناختم، دریشی داردیگر فهمیده نشدکه ازکارکنان سفارت بودیا اینکه تازه ازتهران برای ملاقات باآقای مزاری آمده بود. استاد درحالیکه چپن قاقمۀ درشانه داشت داخل سالون شدودرصدرآن جاییکه برایش ساخته بودند، نشست. صحبت ازین طرف وآنطرف کرد، از استادربانی ومسعود شکایتها نمودوازضعف دولت وتوانمندی جبهۀ متحد خودباگلبدین و دوستم سخن زد. استادان دانشگاه از اوخواستندتاخانه های مردم را که درغرب کابل افرادش گرفته اند وبه قرارگاههای نظامی تبدیل کرده اند وازآنهاسنگرهای نظامی ساخته اند، رهانمایند وبه صاحبان شان اجازه دهد تابه خانه هایشان بازگردند. دانشگاه کابل راکه قرار گاه نظامی خودساخته، رها کند تااولاد وطن ازدرس وتعلیم نمانندو یگانه کانون عملی وتعلیمی کشوربیش ازین فلج نماند. آقای مزاری بد بد به استادان نگریست وگفت ضرورت زمان است، تادولت سقوط نکرده، این کار امکان ندارد !
استادان ازآقای مزاری پرسیدندکه آقای نجفی سفیرایران رادیدیم که باشماملاقات داشت، چطورمیشودکه اوسفیردرنزد دولت است و بایک مخالف دولت ملاقات مینماید؟ عبدالعلی مزاری را ازین سخن خوشش نیامد وچهره اش برآشفته شد وگفت: اصلا دولتی وجود ندارد، ودرموردآقای نجفی چون ماتوان حل مسایل ذات البینی خود رانداریم، پس دیگران بایدبرای ماآنرا حل نمایند!
آقای نجفی که سفیرایران بود، هرروز چهار یاپنج بار وحتی بعضاً چندین بار درروزبه بهانۀ صلح به قرارگاه استادمزاری درکارتۀ چهار میرفت. وقتی دولت به این رفت وآمدهامشکوک شد، شهیدغفور زی ازمسعود تقاضاکردتابچه های شورای نظارکه دردهمزنگ مستقر بودند موترش راتوقف داده وتلاشی نمایند. وقتی بچه های شورای نظار موتر اوراتوقف دادند وتلاشی کردند، ازموترش سلاحهاو مهمات وپول نقد بدست آورده اورابه وزارت خارجه احضارنمودند، وزارت خارجه میخواست تاموضوع رابه مطبوعات بکشاند ولی نسبت حساسیت زمانی این کاررانکردند وبرایش توصیه شدتا در آینده ازانجام همچوعملی خودداری نماید .
چندی نگذشت که آقای نجفی دوباره به رفت وآمدخودبه قرارگاه استادمزاری شروع کرد. شهیدغفورزی دوباره ازمسعود تقاضاکردتا اجازه دهدکه بچه های شورای نظار دوباره عین عمل رااجراکنند، وقتی اینکارشد، ازموترسفیرایران سلاح ومهمات بدست آمد، اینبار غفورزی امراخراج اورا ازافغانستان صادرکردکه استادربانی آنرا امضانمود وازدولت ایران تقاضاشد تاسفیردیگری بعوض اوبفرستد.
وقتی بااستادان قرارگاه استادمزاری را ترک کردیم، افراد مسلح او فیرهای هوایی نموده وصدامیکردند: مرگ برجاسوسان مسعود و ربانی!
سفردیگرما به پغمان به قرارگاه استاد عبدالرب رسول سیاف بود. استاد سیاف بادولت همکاربود وکدام مشکلی نداشت، از اوضاع و احوال جاری درکابل خیلی متأثربود، ازمسعود ستایش کردو اورا بهترین مجاهد خواندوگفت که استادربانی بهترین، دانشمندترین و حلیم ترین رهبر دربین رهبرهای جهادی است وبرای مردم ما این لطف خداوند(ج) است که چنین شخصیت بزرگ دررأس دولت اسلامی قراردارد. استاد سیاف فرمودگلبدین را تاجاییکه میشناسم عادت داردکه باید جنگ کند وحالا اشتباهی رامرتکب میشودکه نه خداوند(ج) ونه مردم اورا خواهند بخشید.
سفرچهارم ما به جبل السراج دفترکاراحمدشاه مسعود بود. اکنون تعدادماخیلی زیادشده بود ومجبوربودیم که سه سرویس کرایه کنیم. دلیل افزایش تعدادما ممکن آن بودکه بسیاری ازاستادان می خواستندمسعود راملاقات نمایند تاببینندکه چه قسم انسان است، وتعداد زیاداستادانی که ازداعیۀ گلبدین دفاع میکردند هم باماهمسفر شدند. همۀ ما درسالون کلان عمارت که یک عمارت دولتی بود، جمع شدیم. مسعودآمد وازاستادان ریش سفید تقاضانمود که در صدر مجلس بنشینند وخود درپهلوی آنهانشست. در ابتدا استادفیض الله جلال که درسخنگویی تبحرداشت برخاست وشروع کردکه های مسعود قهرمان بزرگ کشور! های که مسعود درقلب مردم ما جادارد ومردم نام فرزندان شان رامسعود میگذارند !... سخن استادجلال به نیمه نرسیده بودکه مسعود صداکرد: صفت و سادوگری خوشم نمی آید، بیایید که سراصل مسأله صحبت نماییم. ممکن دانسته بودکه ما حرف خوبی ازآقای گلبدین حکمتیاروآقای عبدالعلی مزاری نداشتیم وآنچه ازایشان برداشته بودیم پیام جنگ بود عناد ! لذارشتۀ سخن راخود بدست گرفت، از اقدام استادان دانشگاه کابل قدردانی کردکه درراه تأمین صلح وقطع جنگ پرداخته اند، وفت شمامربیان اولاد وطن هستیدکه جامعه را میسازند. شماکه به اینجا تشریف آورده اید خیلی هاممنون هستم ولی هرجایی که شمامیخواستید، من نزدشما می آمدم چون شماحق بزرگی بالای من دارید.دربارۀ اوضاع خودشما بهترمیدانیدکه بدبختانه جنگ جریان دارد وصدهاانسان بیگناه درآن کشته میشوندکه مایۀ غم واندوه شدیدمن است. من هیچ چیزی نمیخواهم نه چوکی نه مقام ومنزلت، من وظیفۀ که دردوران جهاد برایم سپرده شده بود، انجام دادم ولی از اوضاعی که اکنون جریان دارد، سخت غمگین هستم. برای اینکه جنگ ختم شود وصلح درکشور بیاید هرامری که شما استادان بزرگوار مینمایید من به همان عمل میکنم .
مسعود بیش ازدوساعت صحبت کرد، اوضاع راتشریح نمود، تلاش هایش راکه برای تأمین صلح وامنیت جریان داشت توضیح کرد، از وضع نابسامان مردم درکابل، ازنبود آذوقه وموادمحروقاتی وبسته بودن راهها حرف زدودراخیرگفت: (استادان گرامی ! اگرصلح در این کشوربیاید من هرچه که دارم دراختیارهمه میگذارم واگرآنهایی که دربرابردولت میجنگند، سلاح خودرا به زمین بگذارند وبه دولت تسلیم شوند، مه تنهامقام ومنصبی نمی خواهم بلکه به قریۀ خودمی روم وزندگی عادی راپیش میبرم. اگرمن مشکلی درراه تأمین صلح هستم هرچه شماحکم میکنید همان میکنم، ریسمان شما وگردن من .)
این حرفهای مسعود براستادان به اندازۀ تأثیرکرده بودکه بعضی از آنهاییکه ازگلبدین دفاع میکردند، درطرز فکرشان تجدیدنظرکردند و تعداد اعظم استادان تصمیم گرفتندکه بااین مرد بزرگ همکار شوند. ازهمان روز محبت مسعود درقلبم بیشترشد وباخودگفتم که مردی است که بااو ودرپهلوی او باید بود، چون داعیه اش آزادی است، صلح است ومبارزه علیه دشمنان وطن ! /
منتشرۀ هفته نامۀ امید

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 219 مهمان آنلاین

Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.