Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

معـــارف دوســـتی شــهید مســـعود PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - احمــــد شـــاه مســـعود
نوشته شده توسط ضیا الحق حافظی   
شنبه ، 22 شهریور 1393 ، 07:11

معـــارف دوســـتی شــهید مســـعوداولین و آخرین دیدار
شهید احمد شاه مسعود قهرمان ملی کشور یکی از بزرگترین شخصیت های مبارز و آذادیخواه معاصر جهان است که در باب شخصیت و کارنامه های جاودان او دوستان، علاقمندان و حتی دشمنانان او چیز ها و اعتراف ها ی زیاد نوشته اند. صد ها نوار صوتی و تصویری، در برهه های معین از او بر جای مانده که در هرکدام، باور ها و دیدگاه های او تبلور یافته است. صد ها مقاله، کتاب و رساله در ابعاد گاهنامه وی نگارش یافته و در مجموع کرکتر ویژه و خصایل حسنه او به گونه های مختلف بیان شده است. اجماع آرای همه گان بر آن است که مسعود یک پدیده استثنایی زمان خود، سمبول مقاومت و پایداری مردم و کشور خود بوده است. مسعود یگانه شخصیت انقلابی بی بدیل روزگارماست که در زمان حیات اش از احترام خاص افکار متفاوت بر خوردار بود. مسعود بیشتر به عنوان یک جنگ آور تهمتن نستوه در هیات یک آذاده مرد وارسته مشهور بود. اما ابعاد فرهنگدوستی و معارف پروری و عطش سوزان او به امرشگوفایی تربیت و تعلیم نسل نو کمتر انعکاس یافته یا هیچ گفته نشده است. عشق او به اعتلای معارف کشور به حدی بود که در اولین دیدارم، زمانیکه از برنامه نصاب تعلیمی جدید مکتب آریانا و بیطرفی انجمن پاسداران فرهنگ آریانا توضیح دادم و طرف قناعت شان قرار گرفت با کمال بزرگواری برایم گفت: اگر جهتگیری سیاسی باعث سکته گی کار هایت میشد، لازم شد به من هم یگان ناسزا بگویی خیر است، چون حاصل کارت، به نفع آینده کشور است من شخصیت بزرگ او را آ ن زمان دریافتم. لازم می بینم اندکی موضوع را به تفصیل تذکر دهم، آوانیکه که در تاجیکستان بنا بر ضرورت مبرم اولاد مهاجران به تعلیم و تر بیت و نبود هسته ی تجمع فرهنگیان افغانستانی، انجمن پاسداران فرهنگ آریانا را به کمک عده یی از فرهنگیان هر دو کشور بنیادگذاری نمودم، در بحبوحه رقابت ها ی نا خواسته، با دست خالی دور از وابسته گی های سیاسی، توانستم با یاری عده یی ازتاجران ملی و فرهنگیان آذاد اندیشان کشور فصلنامه پژوهشی ( فرهنگ آریانا ) را ثبت وزارت فرهنگ تاجیکستان نمایم. همچنان بزرگ ترین دستاورد انجمن ما، ایجاد اولین مکتب نمونه وی مهاجران افغانستانی در چوکات وزارت معارف تاجیکستان بود که، با مدرن ترین نصاب تعلیمی جدید، (میبایست در یکی از مکاتب دولتی تاجیکستان عملی میشد.) ملبس بود. در حالیکه هیچ گونه منبع مالی نداشتیم، آن زمان با مشکلات فراوان مالی روبرو بودیم. از هر طرف زیر فشار و سبوتاژ قرار داشتیم. اما علی رغم سنگ اندازی ها و توطه ها ی حسودانه برخی حلقات سیاسی در تبانی با سفارت وقت و نفوذ در داخل انجمن، توانستم با همیاری عده یی از هوطنان با درد که ضرورت و رسالت بزرگ فرهنگی ما را درک میکردند تا حدودی سر پا بیستیم، اما روز تا روز فشار کار و کار شکنی ها دوام داشت و نا جوانمردانه تلاش ها جریان داشت تا کار های ما متوقف شود.رقبا خلای ما را درک کرده بودند با بیراهه نمودن مسوول مالی ما و سر باز گیری بخشی اعضای انجمن، عرصه را بر ما تنگ نموده بودند. در چنین حالت عبدالودود خواهر زاده آمر صاحب شهید، کارمند شورای نظار که اطفال او شاگردان مکتب ما بودند، با دیدن وضعیت بد اقتصادی مکتب به ویژه اتاق های درسی سرد، چند پایه بخاری خریداری نمود و با دلسوزی، پیشهناد کرد تا از آمر صاحب طالب کمک شوم. اگر می خواهم زمینه دیدارم را با آمر صاحب فراهم کند.همان بود شبی ساعت هشت به من تلیفون کرد تا به مهمانخانه بیآیم، وقتی آنجا رفتم آمر صاحب با همت زاده رهبر نهضت اسلامی ملاقات داشت. پس از رفتن مهمان که او را تا دهن حویلی همراهی کرده بود. هنگام برگشت ودود خان مرا به ایشان چنین معرفی کرد: استاد ضیا همان کسی که مکتب آریانا را ساخته است. با نهایت مهربانی با من دست داد و باهم داخل اتاق شدیم روبروی هم نشستیم، صادقانه من خیلی زیر تاثیر رفته بودم نمیدانم او چه هیبتی داشت؟ از فرط علاقمندی و خوشی بود و یا از ترس اما ترس از چه؟.. روی جانب من نموده گفت: " استاد از مصروفیت ها و کار های تان چیز های شنیده ام، می خواهم از زبان خودت بشنوم." بدون مقدمه گفتم: صاحب اجازه بدهید اول خودم را معرفی کنم: پدرم ضیاالدین حافظی دوست روانشاد محمد طاهر بدخشی بود و من الفبای سیاست را از اوشان آموختم و در کار های فرهنگیم شاگرد استادباختری هستم، فعلا به هیچ یک از احزاب و تنظیم ها وابسته گی و تعلق ندارم.. با اندک دست پاچه گی، باپیشکش اولین شماره فصلنامه فرهنگ آریانا به توضیح داستان ابتکارات خود پرداختم، ضمن شنیدن حرف هایم به ورق گردانی مجله پرداخت، ناگهان با اندکی نا راحتی گفت: " این مجله را من با داکتر صاحب عبدالله خوانده ام چه نوشته یی...، مگر ما با طالبان از نگاه شما فرقی نداریم؟ غافلگیر شده بودم هر گز فکر نمیکردم مسعود با آنهم مشغله های بی حد وحصر ی که داشت چگونه توانسته بود مجله ما را که فکر میکردم بسیار اندک خواننده دارد با این دقت با داکتر عبدالله خوانده باشند. دانستم منظور سر مقاله است که من از نام هیات تحریر نوشته بودم بخشی آن نوشته که حدس میزدم این باشد. "...جمعیت زبون و پر شکسته و گرسنه هنوز بر ویرانه های وطن چون اسیران جنگی نفس شماری دارند، اما جنگ افروزان که به دود باروت، آوای انفجارات، غرش هیولای مرگ آور طیارات... ناله و ضجه یتیمان و فریاد و شیون آواره گان خو گرفته اند جز به اندیشه ما و من برتر خویش نیندیشیده به ندای صلح و آشتی، بهروزی مردم، شگوفایی فرهنگ و عمران مجدد وقع نگذاشته منافع شان را در دوام جنگ و حفظ وضعیت موجود میدانند..." خوب نوشته روشنفکرانه آن روزگار خیلی کلیبافانه بود البته موقف غیر وابسته گی ما که خیلی محافظه کارانه و احساساتی بود شاید آن زمان صواب پنداشته میشد. به همه حال به ایشان گفتم من نفس جنگ را کوبیده ام و بنا بر مش بیطرفی انجمن نمی توانم موضعگیری نمایم. اما چون طالبان عناصر ضد فرهنگ و ترقی هستند در عمل، ما در موضع ضد آنها قرار داریم. همچنان یاددهانی نمودم که همه فرهنگیان که از داخل آمده بودند به شمول داکتر مهدی دعوت کردم تا کار های فرهنگی مشترک انجام دهیم و در یک جلسه تصمیم گرفتیم حمید الله استاد مهرورز مدیر مجله فرهنگ آریانا باشد و از شما تمنا دارم معاش او را به ما کمک کنید.تا در کار های فرهنگی در یک صف باشیم. آمر صاحب با بی میلی گفت مهرورز کارمند ماست به او ضرورت داریم او را داخل روانه میکنم به امور فرهنگی شما کاری ندارم. فقط موضوع مکتب شما برایم دلچسب است، چه چیز باعث شده همه از مکتب خودت تعریف میکنند؟ گفتم ما مضامین جدید در صنوف مختلف داریم: موسیقی، شناسایی کمپیوتر، زبان انگلیسی از صنف دوم، روسی از صنف سوم.. هنوز جمله ام ختم نشده بود روی طرف من نموده با لبخند گفت: " اولین مضونی را که گفتی موسیقی بود، از لبخندش نیرو گرفتم و گفتم: در حضور کدام طالب نبودم که از گفتن موسیقی تشویش میداشتم. گفت پس در مورد من چه نظر داری؟ گفتم: من فکر میکنم شما یک شخصیت ملی هستید و راهروی راه ابو مسلم خراسانی. لختی نگریستم و گفت: خدا کند چنان باشد.برای لحظه ی به فکر فرو رفت آهسته گفت: ادامه بدهید می شنوم، نا گهان همه تشویش و ترس از من رخت بر بست و چنان احساس به من دست داد که سالهاست او را از نزدیک می شناسم، کمی خود را جمع و جور نموده با احساس آرامش به تشریح برنامه هایم اینگونه پرداختم: پروژه بزرگی پیشرو دارم خدا بخواهد یک روز این مکتب یک مکتب نمونه باشد و هنگام صلح در کشور قابلیت تطبیق داشته باشد. این مکتب در سه مرحله مدنظر است دور اول صنف اول تا چهارم – دوره دوم از پنج تا هشت و دوره لیسه تا صنف یازدهم. فعلا در مرحله سوم قرار داریم. برای این مقصد کمسیون نصاب تعلیمی داریم که کتب جدید را آنها تدوین وتالیف میکنند. اما در حال حاضر از کتاب های قدیم دوره داود خان و قبل از آن استفاده میکنیم و هم اکنون چند عنوان کتاب جدید آماده چاپ داریم. که بنا به نداشتن پول از چاپ باز مانده اند. یک بار با شتاب پرسید چرا از استاد ربانی کمک نخواستید؟ صادقانه گفتم: در ابتدا استاد بسیار با علاقمندی ما را مورد لطف قرار دادند و مبلغ 3000$ در اختیار ما گذاشتند که از مفاد همان پول ما کرایه تعمیر و برخی مصارف را می پردازیم. قرار بود استاد ماهانه کمک های مستدام انجام دهند. مگر بنا بر حسادت ها و سو نیت عده یی در تبانی با سفارت در دوشنبه که میخواستند کمک ها از طریق آنها و به میل آنها و با امر و نهی شان اجرا گردد، از جانب من رد شد و آنها میانه من و استاد را برهم زدند. تبلیغ کردند من مکتب کمونیستی گویا ساخته باشم وآنها باید مکتب جهادی بسازند ( که البته بعد ها معلوم شد مکتب جهادی در کار نبود.. قابل تذکر است سال 2007 زمانی که استاد را به توصیه جناب واقف حکیمی دیدم همه مسایل برای شان هویدا شده بود و چهره های استفاده جو ها بر ملا گشته بود. استاد شهید را همان سال سه بار تنها تا ناوقت های شب دیدم ازکار کرد های فرهنگی آرمانی من در تاجیکستان تقدیر کردند و از من طرح خواستند، یکی از پیشنهاد های من داشتن تلویزیون – دانشگاه نشر مجله فرهنگ آریانا که ثبت وزارت فرهنگ افغانستان نیز شد و تاسیس مکاتب آریانا با همان کریکولم تاجیکستان بود. که متاسفانه از جانب من این بار غفلت صورت گرفت. ) آمر صاحب پس از شنیدن توضیحات من گفت: شما میدانید استاد ریس دولت هستند و من مسوول امور نظامی هستم، و ما در شرایط بد مالی قرار داریم. خوب شما از استاد چه تقاضا داشتید؟ گفتم از جمله 550 دانش آموز 200 تن شان اولاد شهدا و کسانی هستند که توان پرداخت فیس ندارند. من درخواست پرداخت فیس شان را از آنها مطالبه نموده بودم. پرسید چند میشد؟ گفتم 500$ گفت فقط 500$ گفتم بلی. گفت خوب این را ما می پردازیم، دیگر چه؟ مصارف چاپ کتاب جدید. پرسید چند می شود؟. گفتم نمیدانم بر آورد نکرده ایم آرزو دارم کتاب ها را چاپ شده دریافت کنم و اگر کمکی به معلمان میشود خواهانم اداره شما مستقیم به معلمان مان تادیه فرمایند. پرسید چرا مگر ما بیکاریم که کار های شما را بکنیم، شرمنده شدم گفتم نه چون شما پول پرداخت میکنید حسابش را هم شما داشته باشید. گفت، خوب ما کتاب های تان را نیز چاپ میکنیم و فیس اولاد های خود را هم جدا می پردازم و با صمیمیت گفت، وطنداران تجار را میگویم کمک ات کنند و عکس های شان را کلان در مجله ات چاپ کن

"چون نصاب تعلیمی جدید مکتب تو به آینده معارف کشور مفید است ما شما را کمک می کنیم، برای حفظ بیطرفی ات از کمک من نامی نبر و حتا اگر ضرورت داشتی مرا تخریب کن." آن بود گرویده این بزرگمرد شدم ونهایت عشق او به معارف واعتلای وطن را دانستم. چگونه میشد قبول کرد مردی بدان مرتبت شهرت وو جاهت حاضر است به خاطر مفید پنداشتن یک موضوع به ظاهر کوچک حاضر باشد به کسی که او را برای اولین بار می بیند به عوض وادشتن فرد مذکور به انقیاد و تملق اجازه تخریب خود را بدهد ! خوب به یاد دارم جیلک قاقمه یی اش را بر شانه کرد و تا بیرون تعمیر در همان ساعت ده شب در حالیکه خواهر زاده شان عبدالودود خان با ما همراه و شاهد صحبت یک ساعته ما بود، با بزرگواری تا بیرون کوچه مهمانخانه با من قدم زنان بیرون شد. متبسم بود اراده خارایین داشت کشور را آذاد و مردم را سربلند میخواست و مطمین بود او پیروز میشود من در آن لحظه از اینکه با ابرمرد نامی چون او طرح دوستی و خدمتگذاری به میهن ریخته بودم و مورد حمایت مادی و معنوی او قرار داشتم بر خود می بالیدم. خاطره آن ملاقات سازنده و تاریخی که با کمک اندک و به موقع آن فرزانه، هزاران دانش آموز و ده ها آموزگار را از بی سر نوشتی و مرا از ناامیدی نجات داد تا دم مرگ یادم نمی رود. متاسفانه چندی پس از آین دیدار من به سفر امریکا غرض اشتراک در کنفرانس انجمن صلح افغانستان آمدم و این جا بودم که شور بختانه حادثه شهادت ایشان رخ داد و شرافتمندانه سه روز و شب در سوگ آن بزرگوار گریسته بودم، زیرا میدانستم، پس کشتار و ترور شخصیت های ملی، و نا وابسته کشور یگانه رهرو صدیق و عملگرا ی اندیشه ملی که با ادعا نه بل با قهرمانی و حماسه آفرینی و سرا نجام بانثار خون پاک خود در دامان میهن به همه دوست و دشمن به سطح جهان ثابت کرد که مرد میدان و قهرمان واقعی در سطح بزرگترین انقلابی های جهان به ویژه قهرمان جنگ های آذادیخواهی چریکی امریکای لاتین " ارنستو چی گوارا " بود و به قولی بالاتر از او، چون زمان قیام و مبارزه طولانی توده یی او در اوج انقطاب جهانی ابر قدرت ها بود. او با دریافت اندک کمک غیر مستقیم در مقایسه با دیگر خود فروخته های اجنت پاکستان با دشوار ی نپذیرفتن وابسته گی، درایت،کار دانی و ایمان به حمایت مردمی در داخل کشور توانست علنی پایگاه و دژ مستحکم در برابر ابر قدرت و قت و بعد ها کشور متجاوز پاکستان نهگدارد و لقب جهانی شیر پنجشیر را در همان آغاز مبارزه کمایی کند. امروز نبود او فاجعه ملت را صد چندان کرده تاریخ ما در رثای او نوحه و زاری دارد. ای کاش همگامان او راه او را صادقانه دنبال میکردند از تقوا و مردمی و خاکی بودن او اندک بهره میداشتندو پیرو زرق و برق ظاهری و زر اندوزی نمی شدند و در کثافتکاری های دار و دسته وطن فروشان اجنبی پرست قرار نمیگرفتند! روح پر فتوح این ابر مرد بزرگ کشور شاد و یادش همیش گرامی باد!

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 259 مهمان آنلاین

Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.