Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

چهــاردهمین ســالگرد شــهادت احمدشــاه مســعود (بخش سوم) PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - احمــــد شـــاه مســـعود
نوشته شده توسط داکترغلام محمد دستگیر، برومفیلد کولورادو   
پنجشنبه ، 14 آبان 1394 ، 12:50

چهــاردهمین ســالگرد شــهادت احمدشــاه مســعود (بخش سوم)

ببیند به فرهنگ اسلامی مسعود: او به دین اسلام مومن صادق بود ولی گلبدین به آن مرحلِۀ پختگی نرسیدکه حقیقت اسلامی را درک کند, ورنه ازمخالفتهای مسلح بمقابل دولت ها در زمانهای مختلف و سیاستهای مختلف, دست برمیداشت و بگفتۀ آی اس آی پاکستان مردم خود را بقتل نمیرسانید, کابل را راکتبار نمی کرد واز پذیرش قانون اساس افغانستان, به بهانه جوئی ها, دست نمیزد.
انحراف گلبدین, طالبان و داعش از راه فرهنگ اسلامی فرسخ ها دورافتاده است. بهتر است از قتل و قتال دست بردارند, دوستان شان؛ بن لادن, حقانیها, ملاعمر و حمیدگل همه درقعر زمین مشغول جواب دهی اند ودرین دنیا نیستندکه عَلَم تروریسم رابردوش گیرند. ما همه روزی داعی اجل را لبیک خواهیم گفت امابهتراست که بر مرگ ماچند قطره اشک بریزدو دعای نیک نثارگردد نه اینکه مردم خوشحالی کنند که: یک قاتل بیرحم مسلمانکش از جهان رفت.
سید احمد نوری در صفحه 82 مارسیلا گراد نوشته است: من مسئول فرهنگ و میدیا برای تاجکستان بودم. هنگام مقاومت, مسعود در سال1996بودجه ومعاشات برای تاسیس یک تلویزیون درتاجیکستان منظورکرد تا ازآن طریق تحقیقات فرهنگی, ادبی,شعر و شاعری و موزیک افغانستان, صورت گرفته معرفی شود. با وجود شرایط بسیار ناگوار و حالت دشوار در افغانستان اوبه تاسیس این ستیشن تلویزیون اصرار داشت. اخباری داشتند که هفتۀ یکبار چاپ میشد, رادیوی شان هم فعال بود. درتاجیکستان یک مکتب هم تاسیس شدتا اطفال افغان درمحیط تکلم فارسی وفرهنگ آن تعلیم ببینند و تدریس شوند. تلویزیون, موزیک افغانی هم برای مردم تاجیکستان پخش میکرد. بدینگونه مسعود دربارۀ فرهنگ, موزیک, وزبان فارسی توجه عمیق داشت. تکنیشن, اخبارگویان, وافرادکاری بعدا" با تجربۀ کافی به افغانستان بر گشتند. پس مسعود در حال جنگ و راکتپرانی های دشمنان داخلی و خارجی از عنعنات وفرهنگ هم حمایت میکرد.
رضا دقتی در صفحۀ 83 مارسیلا گراد میگوید: یکروز من ومسعود دربارۀ حافظ و رومی و فرق بین شان حرفها رد و بدل میکردیم. مسعود گفت: هرکدام شان روحیۀ مختلف انسان بودن را تعریف میکنند. رومی بااحساسات قصه های پرمعنی بیان میدارد وحافظ زیادتر رزمی ودرتلاش مبارزات سروده هائی دارد. مسعود فرمود: درزندگی ما به هردو,هم احساسات و هم مبارزه روبرو هستیم که باید مانند یک عسکر همیش آماده باشیم.
راستی که درخلال سروده های رومی و حافظ هرچیز از فلسفه تا عرفان نهفته است. متأسفانه درک آن برای همه مشکل بوده, انحراف از حقانیت ودانش است که به هردویشان نسبت های منفی حتی کفر داده شده است. بیاید چند بیت حافظ بیاد مسعود شهید دکلمه کنیم:
گوهر پاک بباید که شود قابل فیض        
ورنه هرسنگ و گِلی لؤ لؤ و مرجان نشود
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر        
آری شود  ولیک   بخون جگر  شود
در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب        
یارب  مباد آنکه  گدا  معتبر شود
درعشق, خانقاه و خرابات فرق نیست        
هرجا که هست پرتو روی حبیب اوست
ومولینای بلخی رومی میگوید:
ای بسا ابلیس آدم روی هست            
پس به هردستی نشاید داد دست
گرقضا پوشد سیه, همچون شبت            
هم قضا دستت بگیرد عا قبت
گر قضا صد بار قصد جان کند            
هم قضا جانت دهد, درمان کند
این قضا صد بار اگر راهت زند            
بر فراز چرخ, خرگاهت زند
از کرم دان, این که میترساندت            
تا به ملک ایمنی بنشاندت
مهران مولف بیوگرافی مسعود  درمارسیلا گراد صفحۀ83 نوشته است: مسعود, درسال 1993 "بنیاد فرهنگ و تعاونی محمد غزالی"  را تاسیس کرد. او از تمام ساینتیست ها, علما, دانشمندان , مولفین, آرتیستها بدون در نظر داشت ایدیالوژی از همه دعوت کرد تا در آن بنیادشرکت ورزند. برای خانمهای آرتیست آرزو داشت از طریق آرت وصنعت وسیلۀ زندگی خودرا فراهم نمایند. دیپارتمنت مشورۀ فامیلی راتاسیس کرده بود و یک بورد مشورتی برای مشورۀ رایگان برایشان هفتۀ هفت روزآماده  ساخت. شعبۀ اهدای اشیاء ضروری اولین پارتنر صلیب احمر گردید.
هفتۀ دوبار برای نیم روز, داکتران بنیاد, مریضان بی بضاعت را تداوی میکردند وادویه را با یک قیمت ناچیز برای مریضان مهیا می ساختند.آنهائیکه قدرت تادیۀ پول نداشتند ادویۀ رایگان میگرفتند.
بعد ازینکه مطبعۀ دولتی توسط حزب اسلامی به آتش کشیده شد تمام اخبار, مجلات, نامه های هفتگی همه توسط مطبعۀ بنیاد غزالی به طبع میرسید. مسعود آزادی بیان را برای رسانه ها با وجود مشکلات زیاد زمان جنگ ,اجازه داد. متأسفانه, دو رضاکاردرمطبعۀ بنیاد غزالی و درهنگام وظیفۀ توسط راکتهای گلبدین بقتل رسیدند. مسعود با وجودیکه مسئول مالی بنیاد بود, هیچوقت درامور اداری آن مداخله نمیکرد. گفته شده که: درساحۀ حمایت فرهنگی ایجاد این بنیاد یکی از پیشرفتهای ارزشمند مسعود بود. با ایجاد این بنیاد مسعود پیشرفتهای ارزشمندفرهنگی بارآورد. او میخواست موسسات کلتوری, بدون آیدیالوژی سیاسی زمینۀ  مشترک را برای درک یکدیگر ایجاد نمایند.
لطیف پدرام در صفحه 85 مارسیلا میگوید: من ومسعود رفقای نزدیک هم بوده درجنگ آزادی کشور بمقابل روسها دوش بدوش میجنگیدیم. دلیل دیگر این رفاقت این بود که من شاعرم و او شعر دوست. اومخصوصأ اشعار کلاسیک فارسی را دوست داشت. روزی زمان سفر میان کابل و جبل السراج در بارۀ هرمضمون تصوف, فلسفه, سخن میگفتیم و اشعار را تعبیر میکردیم. متوجه شدم که مانند دو شاعر باهم حرف میزنیم نه دو مرد رزمی و نظامی.
موضوع اقتصاد:  انجنیر محمد اسحاق در صفحۀ 68 مارسیلا گراد گفته است:  ما درمیانۀ جنگها بودیم, ومسعود برای مردم دربارۀ اینکه چقدر پول داریم, چقدر مصرف شده و چقدر پول دیگر در خزینه مانده, سخن میزد. برایش گفتم این موضوع راباید برای مردم نمیگفتید, مانمیخواهیم که دشمن از وضیعت مالی ما باخبر باشد. مسعودچنین جواب داد: پرابلم درینجاست که اگرما دربارۀ موضوع مالی خودگپ نزنیم ومردم راآگاه نسازیم، دوستان ما مشکوک میشوندواینهم درست است که بحث درموردمالی بعضأ لزومی ندارد.
یحیی مسعود درصفحه69 مارسیلاگرادمیگوید: درقسمتهای پنجشیر علیا مالاجورد داریم. پیش ازمقاومت هرکس کوه را سرنگپرانی می کردیاحفر میکرد ولاجورد بدست آورده آنرا باپول ناچیز بفروش میرساندوکدام اصول ونظمی وجود نداشت. مسعود یک اندازه پول لاجوردرابقسم تکس ازلاجوردفروشان میگرفت وبه مصرف مقاومت میرساند. بعدهاخودش لاجورد رامیخریدوبدیگران میفروخت که پول زیادتربرای مصارف مقاومت میسرمیشدوهم پنجشیری هائیکه در کابل مشغول وظیفه بودند 5% معاش خود را برای او میفرستادند.
هارون امین (روحش شاد) در صفحۀ 69 مارسیلا گراد اظهار داشته است: مسعود هر جا که میرفت یک سرک جدید میساخت ودر تمام شمال یک شبکۀ سرکها را بنا نمود. او میگفت سرک برای امور صحی مردم بینهایت ضرور بوده و همچنین نمیخواهیم از دیگران جدا بمانیم. او همیشه از خودکفائی حرف میزد وخود کفائی برایش اهمیت خاص داشت.  جهت برآوردن هدف خودکفائی جریان دادو ستدمنطقوی را آغاز نمود تا به منابع خود دسترس کافی داشته باشد. او نمیگذاشت هیچ مملکتی براو فشاراقتصادی واردکندو اورا بحالتی روبر سازد که او آرزو نداشت. مسعود فکر میکرد منابع طبیعی مال مردم است. هرکسیکه میخواست درسنگهای پنجشیر سرمایه گذاری کند به او اجازه داده ده فیصد تکس میگرفت و بلادرنگ بمصرف مجاهدین میرساند. مسعود سه منبع عایداتی داشت:    
1ـ از موسسات مقاومت که درپاکستان سکونت داشتند و ممالک خارجی مانند امریکا, ممالک عربی و غیر عربی.
2ـ جمع آوری تکس از کابل, پنجشیر و مناطق شمال.
3ـ مردم که اشیاء رابرای فروش به نزد اومیآوردند اکثرشانراتشویق میکردتا پولش را نگرفته به جهاد فی سبیل الله اهدا کند؛ بعضیها میپذیرفتند و برای یکتعداد دیگر پولش تادیه میشد.
دگروال محمد اسلم حیات در صفحه 71 مارسیلا گراد بیان کرده که:مسعود و مجاهدین یک بودجۀ محدود داشتند که بنام بیت المال شهرت داشت. از بیت المال برایما خیرات میکردند, غذا میدادند, کالا میخریدند وحتی پول نقدهم میدادند. بیت المال یک" صندوق تعاونی اجتماعی" بود. اماوقتی کسی غذا یادیگرمواد برای فامیلش خرید میکردو ازپول صندوق استفاده میکرد، آن پول را دوباره پرداخت مینمود. مسعود هیچوقت پول بیت المال ویا ازکسی دیگری را برای خریدهای شخصی خود استفاده نکرده است.
در بیوگرافی مسعود توسط فرزانه مهران آمده: یوجین سورج, سئوال میکند: در مناطق تحت کنترول شما اوپیوم تولید میشود ما مزارع آنرا در دره ها دیدیم! مسعود جواب داد: در بعضی قسمتهای ولایت بدخشان, اهل اسماعیلیه حیات بسر میبرند که به تریاک معتاد اند. انها برای مصارف خود خاشخاش کشت میکنند. ولی اگر شما به محبس "چاه آب" بروید درآنجا " غلام سلیم"یک تاجرتر یاک را میبینید. دریک عملیات مانیم تن تریاک رااز محل ذخیره اش دریافتیم او باو جود پول و نفوذش اکنون سه سال میشود که محبوس است.
انحرافات اقتصادی:
مسعود بودجۀ محدود  وهم منابع عایداتی داشت که حسابات آن شفاف وبه اطلاع مردم رسانده میشد. امروزبودجۀ دولتی با کمبودی ها و خلاهای زیاد روبرو است. بلیونها دالر در اثربیکفایتی و خیانت ملی کرزی و دار ودستۀ مافیائی اش به هدر رفت.  با این پول, در صورت پلانهای وطندوستانه و علمی,زیر بنای فوق العاده اقتصادی قوی برای کل افغانستان تشکیل میشد و افغانستان راستی ستارۀ اسیا نه بلکه ستارۀ دنیا میبود. ولی متأسفانه پول بسرقت رفت و به دوستان و اقربا مستقیما" یا غیر مستقیم اهدا شد.
کرزی یک مشاور ارشد اقتصادی, یک دانشمند ویک پروفیسربنام محمداسحق نادری داشت, او چه کرد؟ کدام پلانهائی اقصادی را دیزاین و در محل اجرا گذاشت ؟ بفکر من جواب " نه چندان " خواهد بود. این دانشمند محترم هنوز حیات و ممکن در کوچه های نیویارک سرشار قدم بزند. باید اسرار را بیان کند و مردم را از کنه موضوع با خبر سازد. کلانترین ضیاع اقتصادی, مالی و ستون دولتی ماجوانان ما اند که از بیکاری روبه جاده های بیمناک فرارجهت تهیۀ مصرف فامیل رو آورده اند. یا راه های غیرمطلوب در پیش گرفته از اعتیاد تا انتحاری و تاغرق دریا ها و ابحار بیگانگان را شغل و پیشۀ خودساخته اند. ازینرو امروزاقتصاد افغانستان نظربه فساداداری وبی کفایتی باوجود ثروتهای زیرزمینی که ازطرف دشمنان افغانستان در پیش چشم دولتمردان مابغارت میبرند روبه قهقهراست. از دزدیدن و تخریب آبدات تاریخی ماهم این گروه منحوس دستبردار نبوده اند.
چاره را من درین میبینم که: دولت بیدارشود وبنیاد اقتصادی قوی و پایداربرای مردم رنجبر وداغدیدۀ خود استوارسازد. افتصاد مافیائی وتجارت تریاک تحت نفوذوادارۀ آی اس آی پاکستان قلع و قمع شود.
اجنتها و ستون مخرب پنجم دشمن که در شعبات دولتی و ارگ کابل با نفوذ عمیق  ریشه دوانده تشخیص و به یک محاکمۀ مقتدر سپرده شوند.  بودجۀ مکفی مکمل تدوین گردیده بوقت معین به پارلمان تقدیم گردد. وزارت خانه هائیکه بودجۀ انکشافی را مصرف نمی توانند بیکفایتی خودرا ثابت ساخته شورا باید اعتماد خودرا از آنها دوباره سلب نماید. خائینینی که بلیونها دالر سرازیر شده را در افغانستان به بادفنا داده چون رهزنان بیرحم و خونخواربه شدیدترین قانون جنائی مجازات شوند. از مشاورین اقتصادی و هرمشاور ذیدخل دیگر پرسش بعمل آید که چه کرده اند؟ چرا پلانهای مفید دیزاین نشد و اگر دیزاین شده بود کی مانع اجرای آن گردید. در صورت لزوم درهرنقطۀ دنیا که باشند باید محاکمه شوند.
برای جوانان بهر قیمتی که شود شرایط برگشت تعلیم و زمینۀ کار شان مهیا گردد. این جوانان شاهرگ اقتصادی افغانستان اند، کمک به ایشان ازطریف سفارتخانه ها حتمیست. اسم کرزی نظر به خیانت و بیکفایتی و فسادها ونپذیرفتن تسلیمی ملا عمر ازمیدان هوائی دور شود نام یک شخصیت ملی برآن گذاشته شود، وخودکرزی به محاکمه سوق داده شود. آبدات تاریخی, ثروتهای زیر زمینی از تجاوز و سرقت قاچاقبران پاکستانی , افغانی و دیگران مصئون نگه شود تا بصورت فنی نگه و استخراج گردند.
از استادان متبحر اقتصاد دانشگاه کابل و پروفیسران اقتصاد افغان که صادق ووطندوست ودردانشگاههای دیگرممالک مصروف اندمشوره  صورت گرفته نظریۀ شان بنظراحترام استقبال شده در جریان عمل قرار داده شود.
موضوعات سیاسی:
ینگر سباستیان در صفحه25 مارسیلا گراد نوشته است: یکی از کارهای بسیار انتقاد انگیزیکه مسعود در کرسی عمل تکیه داد پیمان صلح با روسها بود. اما او درک کرده بود که مردم پنجشیربسیار صدمه و ضرر دیده اند و بدون یک پیمان صلح حیات همۀ شان در بخطرحتمی مواجه است. علاوتا" او بوقت ضرورت داشت تا ریشۀ مقاومت را در دیگر قسمت های افغانستان دوانیده آب دهد. مسعود میدانست که این پیمان اورا بهدفش نزدیکتر ساخته وبرایش زمینه را مساعد میسازد تا روسها را بهترتر وبوجه احسن شکست دهد. و هم او رویۀ را که که لیدران دیگر میگفتند  "ما با دشمن هیچوقت مذاکره نمیکنیم" , نداشت و میدانست که در جهان حقیقت نگری راه های متعدد برای حل مشکلات روبرو شده وجود دارد و باید مورد استعمال قرار گیرد.
مسعود برایم گفت: در حدود دو سال میگیرد که روسها را شکست دهیم, اما اکنون وقت مکفی برای آمادگی انروز ضرورت داریم. علاوتا" مردمانی را که ما میخواهیم حمایت کنیم هر روز به ضرر و صدمه مواجه اند, غذا ندارند,  خانه هایشان با بمباردمان دشمن تخریب گردیده پناهگاه ندارند, این مسؤولیت ماست که آنهار کومک نموده از ورطۀ هلاکت نجات دهیم.
بدین ملحوظ با روسها پیمان بست و سی آی ای از او سلب اعتماد کرد. آنها میخواستند او کسی باشد تا با هر قیمتی که شود با روسها دوامدار بجنگد تا همه مردم ازبین بروند.
از همیجاست که چون مسعود نفر مطلوب نشد بکومک آی اس آی اورا شهید ساختند و امروز هم موضوع طالب و داعش و پاکستان که لا ینحل مانده انتحارها, کشتارها و سوختاندنها ئیکه صورت میگیرد طبق پالیسی دشمنان بشریت که باید جنگ بیست سال و سی سال دوام کند , هر روز دامن زده میشود و تروریزم را که خود شان خلق کرده تقویه کرده میروند.

 

******************************

در سال 1996 در یکی از مراکز قوماندۀ شمالی بودیم. تونی دیفیس, ژورنالیست آسترالیائی از او پرسید:آیا از کابل فرار میکنی؟ درجوابش گفت: زمین برای من مهم نیست. من تمام منطق خود را میشناسم و میدانم که چطور آنرا دوباره به تصرف در آورم. اگر من فرار کنم, آنهم به مقصد جلوگیری از رسیدن صدمات به مردم و از دست ندادن مجاهد و اسلحۀ ما خواهد بود......
سندی گال در صفحه 68 مارسیلا گراد مینویسد:

اگرازمسعود شما در بارۀ غرب سوال میکردید او بی پرده و شفاف سخن میگفت. ازو پرسیدم وقتیکه برتانیه گفت:

تنها وقتی با حکومت ربانی ومسعود میباشند, که ثابت سازندبصوب دموکراسی حرکت دارند. مسعود جواب داد: بفکر من مردم باید فیصله کنند؛ این مربوط من نیست که بگویم چه رخ خواهد داد. آنها اند که راه خود را انتخاب میکنند و من آنچه بخواهند آنرا اجرا میکنم. من احساس کردم آنچه میگوید حقیقیست و از قلبش سر زده است.
مسعود بی پرده وشفاف سخن میگفت وآنچه گفته بودحقیقت بود و ازقلبش برمیخاست که: مردم فیصله نمایند واو اجرامیکند، منحرف شده اند. نه بی پرده و شفاف سخن میگویند و نه گفتار شان از قلب شان سر میزند. و هم به فیصلۀِ مردم که کی باید رئیس جمهور شان باشد در اثر دسیسۀ دغلکاران مفسد کسی گوش نداد. باید بمردم بر گردند, شفاف و بیپرده حرف بزنند, عاملان موانع اجرای امور انتخاباتی و غیره را بمردم معرفی نمایند وآنچه وعده داده اند وفا کنند.
یحیی مسعود در صفحه 69 مارسیلا گراد اظهار داشته است: سه سال قبل ازشهادت, مسعود میخواست افغانهای که دراروپا وامریکا زندگی دارند یک حزب سیاسی تشکیل داده خارج از افغانستان به فعالیتهای سیاسی آغاز نمایند. کاش این عمل انجام میافت ولی هنوز هم به اصطلاح سر وقت است؛ ماهی هر وقت از آب گرفته شود تازه است. بفکر من موجودیت چنین حزب در شرایط فعلی یک امر ضروریست.
پروفیسر مایکل بیری در صفحه 71 مارسیلا گراد نوشته است:
مسعود یک جزء از نسل انقلابی سالهای 60 و 70 جوانان تحصیل کردۀ افغان بود که با تعلیمات اسلامی ارتباط قایم و عمیق داشت. او طرفدار حکومت پارلمانی, اصول سکولار, مساوات مسلکی و تعلیمی برای زن ومرد بود و تمایل به دیموکراسی غرب داشت که همه روی اساسات عنعنوی اسلامی استوار بود. سال 1975 یک سال مهم در زندگی مسعود بشمار میرود و آن وقتیست که او دانست اسلامیزم یا دین اسلام به مقاصد سیاسی در پاکستان استعمال میشود. مسعود یک مسلمان خوب بود. برای او اسلام مهمتر از سیاست بود.
مسعود چون مسلمان خوب بود و نمی خواست سیاستمداران ازاسلام برای اهداف شوم خود چون کشیشان مسیحی در قرون وسطی استفاده نمایند, طرفدار سکولاریزم بود. ترکیه امروز یکی از ممالک اسلامی است که میگویند به اساس سکولاریزم بنیاد سیاسی دارد.
سکولاریزم بفکر من که منشاء قرانی هم دارد برای جوامع اسلامی مفید است. مردم از قید آنهائیکه اسلام را منحیث والستریت برای منافع شخصی خوددر اختیار دارند, رهائی میآبند.
یحیی مسعود در صفحه 74 مارسیلا گراد گفته است: اکثر سیاستمداران دنیا سیاست را اول و مردم را در ردیف دوم ,نزد شان, قرارداده اند. سیاست آنها را مجبور میسازد که مردم را بقتل برسانند و اشیاء مورد استعمال مردم را تخریب نمایند. این از جهتیست که هدف شان بدست آوردن قدرت است و حتی گفته میتوانم که قدرت خدای شان است. برای رسیدن به آن از هیچ چیز دریغ نمیکنند. ولی مسعود ازین عمل و روش مستثنا بود. برای او مردم اول و بعد سیاست میآمد. مسعود بخدمت بشریت برای صلح و وقار و عزت شان بود نه اینکه لیدر باشد و یا رئیس جمهور مملکت.
متأسفانه امروز شرایط طوریست که مردم کاملا" فراموش شده تا سیاستهای بی بنیاد بر کرسی تکیه داده شود. اگر مردم در قدم اول میبود دربین شان بیکاری, فاقگی, بیخانگی, اعتیاد مواد مخدر رخنه وارد نمیکرد و جگرگوشه های خود را در آبهای بیرحم خارجیها از دست نمیدادند.
در حالیکه سیاست جزء حکومتداریست لیکن این مردم است که از نتیجۀ آن مفاد یا ضررمی بینند. مردم همیش در قطار اول هستند و خواهند بود.
ینگرسباستیان درمضمون"آخرین فتح مسعود" درصفحه 76 مارسیلا گراد مینویسد:مسعود درسفر اروپا, روز 18 ساعت بلا توقف برای پنج روز درآن هفته کار میکرد. با ژورنالیستها مصاحبه میداشت, با وزرا ومامورین بلندرتبه ملاقات میکرد, با "برناردکووشنر" موسس سازمان داکتران بدون سرحد بحث میداشت, با رئیس سابق هیأت اعزامی ملل متحد به کوسوفو و با تمام اعضای پارلمان اروپا دیدن کرد. پیام او درین سفر این بود که: بر پاکستان فشاربیاورید که رژیم طالبان را حمایت نکنند؛ اگر این عمل بجا شود جنگ در ظرف دوسال پایان میآبد.
اساسا" او هوشدار داد که اگر پاکستان حمایت خود را از طالبان توقف ندهد؛ افغانستان یک بهشت تروریسم برای افراطیون باقی خواهد ماند. واما در اخیر غرب قیمت گزاف خواهد پرداخت. او بگفته های خود در کنفرانس مطبوعاتی ادامه داده گفت: اگر من یک کلمه به رئیس جمهور بوش گفته بتوانم آن این خواهد بود که: اگر او به آنچه به افغانستان رخ میدهد توجه نکند پرابلم نه تنها مردم افغان را بلکه مردم امریکا را نیز متضرر خواهد ساخت.
بوش از هوشدارمسعود انحراف کردوطفره رفت وبلیونها دالرنقصان مالی و جانی راتحمل نمود. آنهائیکه از هوشدار و کلمات حکیمانۀ مسعود انحراف میکننند خدا میداند چه بلا ها بر ایشان نازل خواهد گردید. این حتمیست که راه مسعود برای آزادی, ترقی و تعالی آفغانستان بهر قیمتی که باشد تعقیب و عملی گردد.
داوود زلالی در صفحه 29 مارسیلا گراد چنین معلومات داده است:
مسعود به ما مجاهدین گفت : تقریبا" یک ماه بعد از حملۀ روسها در پنجشیر درحالیکه مشغول تدارکات دوبارۀ قوای خود مشغول بودیم, از مرکز مجاهدین و دفتر "اتحاد اسلامی مجاهدین افغانستان " در پشاور نامۀ برایم رسید که اینک حضور تان قرائت میکنم: " به اساس راپورهای مرکزی (کدام مرکز؟؟ آی اس آی) مقاومت مجاهدین در درۀ پنجشیر ازهم پاشیده شده و تمام مناطق مذکور تحت کنترول روسها در آمده است. چون مقاومت از بین رفت, اتحاد اسلامی مجاهدین افغانستان ازین ببعد به خط اول محاذ پنجشیر کومک روان نمی کند". با یک تبسم در لبانش او در آنوقت چنین ادامه داد: ما! وقتیکه به این راه قدم گذاشتیم به دربار الهی خدای متعال (ج) رجوع کرده کومک اورا درخواست کردیم. ما! این راه را فقط برای خدا (فی سبیل الله) انتخاب کرده ایم ببینیم که خداوند درین باره با ما چه میکند؟
ما شاهد بودیم که در مدت بسیار کوتاه در تحت شرایط بینهایت مشکل قوای خود را منسجم ساخت و منطقۀ فعالیت خود را از پنجشیز به پنج ولایت دیگر وسعت بخشید.
بینیند سیاست خبیثۀ را که از آن بوی تهوع کنندۀ خوشی آی اس آی فضا را چون خودشان مفسد ساخته و هم انحراف " اتحاد اسلامی مجاهدین افغانستان " را از نورم محاذ بگفتۀ آنها ,شکست خورده, درک کرده اید! در صورت شکست قوماندانان سلحشور و مجاهدین حقیقی برادران شکست خوردۀ خودرا کومک زیاد تر میکنند تادر برابر دشمن قویتر شوند و مورال شان عالی و ثابت باقی بماند. با این عمل آن گروه, زیر هر نام ونشانی که باشند نزد من احترام خو درا از دست داده اند. و خداکند امروز ازین عمل شنیع خود از دربار الهی عفو بخواهند. و بنگرید عقیدت خالصانه او رابدربار الهی و موفقیت های مزید دنیوی و اخروی که نصیب مسعود والامقام و شهید ما گردید. و یقین دارم که دشمنانش امروز هم در پاکستان, درافغانستان و درهر چاه وغاریکه پنهان شده اند در پیچش جان وروح رنج و زجرت میکشند.
داکتر مجیب الرحمان رحیمی مهتمم کتاب دوجلدی "احمد شاه مسعود, شهید راه صلح و آزادی" درصفحۀ 94 جلد اول مینویسد:
از او پرسیدم جنگ و سیاست را تعریف کند: سخن "کلاز ویستن" نویسندۀ اثر معروف "در بارۀ جنگ" را برایم ایراد کرده گفت: جنگ جزء سیاست است و آنگاه ضروری میشود که که راه های دیگر برای رسیدن بهدف وجود نداشته باشد. به مصداق این گفتار احمد شاه مسعود در تشکیات خود بخشهای مختلفی داشت که همآهنگ بکار میپرداختند.
پس انحرافات درسیاست چه میباشد؟ امروزازمنظوراحمدشاه مسعود که جنگ جزء سیاست است و وقتی ضرورت میافتد که راه دیگر برای رسیدن بهدف وجود نداشته باشد, استفاده نشده است. بنظر من, انحراف واضح ازین گفتار رخ داده است. زیراکه همه راهها مسدود شده است؛ اطراف غنی احمدزی و ممکن است اطراف داکترعبدالله رایکتعدادمردمانی اشغال کرده اند که به جنگ اساسی که بمفاد مردم باشد مانند جنگی که ماورای سنگرهست چون, جنگ با تریاک فروشان, جنگ با فساد و رشوه خوری جنگ با عناصر مفسد و خائنین ملی را یکسو گذاشته دوام جنگ را برای نفع دیگران سرمشق سیاست خود قرار داده اند. چون مملکت, نه تنها درسنگرهای تحمیل شده جنگ دارد بلکه با دفاتر مخصوصا" دفاتر انتخابات و محاکم و سارنوالیها و وزراتها و تجارتخانه ها وغیره نیز در جریان جنگ است، بایدبا "هدف مسعودوار" با آنها تا دم مرگ جنگید و مبارزه کرد؛ دیگر راه وجود ندارد.
در موضوعات حربی: احمدولی مسعود اظهارداشته: مسعودکسی بودکه برای یک لحطه هم نمیخواست مجاهد خودرا ازدست دهد. او بسیارمیکوشید تا ضایعات جنگی کمترین باشد. اودرین موضوع متخصص بود، پروانداشت که فرد موردنظر قوماندان بود, عسکر بود و یا یک شهروند؛ میکوشید تا حدامکان ازضایعات جنگی آنهاجلوگیری نماید. عساکرو قوماندانها همه ازین پالیسی او با خبر بودند. چندین باریکه قوماندان
هامیخواستندیک عملیات نظامی راراه بیاندازند، نظربه ارزیابی عدم مصونیت توسط احمدشاه مسعود اجازه داده نشده است. قوماندانان میگفتندما این عملیات را با کمترین ضایعات فردی به انجام میرسانیم اما او میگفت؛ نمی ارزد !
راجر پلنک, نویسندۀ The Wandering Pacemaker درشروع صفحه 23 مارسیلا گراد نوشته است: مقولۀ قدیمی افغانیست: هر کسیکه میخواهند افغانستان را فتح کنند باید بدانند که: زیر هر سنگ آن یک شیر است. وقتیکه مسعود با روسها میجنگید میگفتند یکی ا از آن شیرها مسعود است. رومی میفرماید:
سهل شیری دان که صف ها بشکند     
شیرآن باشدکه خود را بشکند
مسعود چون شیرغران صفهای دشمن درید و درشکست نفس وخواهشات قدرت طلبی هم بسیارموفق بود.
سوال درینجاست که آیا پیروانش میتوانند شیرغران باشند و صفهای دشمنان مرئی و نا مرئی را در داخل و خارج افغانستان دریده ازهم بپاشند. واما درشکست نفس و خواهشات قدرت طلبی شان سوالهای متعدد خلق شده است.....
هارون امین (روانشاد) در صفحه 27 مارسیلا گراد چنین خاطرۀ خود را بیان کرده است: یک روزمتوجه شدم که مسعود در داخل اطاقش کتابی دردست دارد و قدم زنان گهی به یکطرف و باز بطرف دیگر درحرکت است. گهی ایستاد میشد و با تباشیری که دردست داشت در تختۀ سیاه اطاقش چیزی مینوشت, که چنین بود: دشمن, ما, قدرت عسکری, مورال, منابع, سرزمین, معبرها ودر مقابل هرکدام مثبت ومنفی مینوشت تا بداندکه بصورت دقیق درچه موقعیت قرار دارد. مسعود جنگ را درفکر خود به چهار قسمت تقسیم کرده بود: مرحلۀ اول، ازخود شروع کردن و خط مقاومت ایجاد کردن؛ مرحلۀ دوم، دفاع ستراتیژیکی تعیین کردن؛مرحلۀ سوم حملۀ ستراتیژیکی؛ مرحلۀ چهارم- توصل به ملت که ملت همه گردهم آیند.
و برای رسیدن به مرحلۀ اخیر تفصیلات باید در شروع مدنظر گرفته شود. درهر مرحله طوری عمل شود که بعدا" خودشان بتوانند خو درا توسعه داده قابلیت رهنمائی پیدا کنند.
حامد علمی در صفحه 51 مارسیلا گراد چنین گفته است: هنگام جنگهای کابل, در مرکز قوماندانی من همرای مسعود در یک مجلس نشسته بودیم که احوال رسید: دو فرقه در نزدیکی سفارت فرانسه با هم در جنگ اند. از یک قوماندانی که در نزدیکی او نشسته بود پرسید چه گپ است؟ او جواب داد خبر ندارم!. مسعود جلسه را قطع کرد به موتر سوار شد و بسوی محل درگیر بحرکت افتاد. من درموتریکه درعقبش بحرکت افتاد, بودم. موتر حامل او کمی دورتر از محل جنگ توقف کرد. از موتر برآمد بطرف محل حادثه تند روان شد و صدا زد: مه احمدشاه مسعود هستم برایتان میگویم جنگ نکنید!, جنگ را توقف دهید! جنگ توقف کرد.
انحراف: در محاذ صورت گرفته است! دستبوسی آی اس آی پاکستان باگردن خم کردنها و زانو زدنها صورت میگیرد. از عساکر ملی, حمایت لازمی در محاذ به سستی و عطالت عمل میشود وحتی در محاذیکه عساکر ملی موفق اند کومکهای لازمه فرستاده نمیشود. جروحات عساکر و ملیشه ها بیک ستاندرد عالی که حق شان است, تداوی نمیشوند. عساکر شهید با اعزازات عسکری دفن نمیشوند اما اگر جنرال اند باید جسد شان بر توپ تا به مرقد شان رسانده شود.
چاره را درین میبینم که: امنیت ملی تقویه شود, افتخارات عنعنوی ما احیا گردد. عساکر شهید بهر رتبۀ که باشد باید با احترام واعزازات عسکری دفن شده, فامیلها و اطفال شان فراموش نشود. محاذات موجوده یا خط اول به تمام قوای ممکنه تقویه شوند. سرحدات شرقی که خلاهای نفوذیۀ بیحد دارد مسدود گردیده تهانه های پاکستانی در خاک افغانستان معدوم گردیده اجازه داده نشود که دوباره اعمار گردند. به مجاهدیینیکه از فضل خداوند حیات دارند بهمه در روز سالگرد پانزدهمین شهادت احمدشاه مسعود مدالهای مسعود ومدال شجاعت داده شده امداد پولی صورت گیرد. ودر صورت لزوم سر پناه برایشان چاره سازی شود. به ستراتیژیهای احمد شاه مسعود برای سرنگون ساختن دشمن رو آورده شود.
سَندی گال مولف "خطوط عقبی روسیه" در صفحه 155 آن مینویسد (صفحه 72 درمارسیلاگراد):
مسعود تشریح میکرد که حکومت چریکی او چطور تشکیل یافته بود. او بیست قرارگاه یا پوست های عسکری داشت: درهر قرار گاه سی نفرمجاهد برای دفاع موظف بود. سی نفر دیگر گروپ سیار بودند که هر لحظه آمادۀ عملیاتهای نظامی در داخل و یا خارج پنجشیر بودند. هر قرار گاه قسمتهای سیاسی, قانونی و عدلی , و صحی با خود داشت. یک شورای ده نفری انتخابی به قوماندان مشوره میدادند./ (دنباله دارد)
منتشرۀ هفته نامۀ امید

 

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در پنجشنبه ، 14 آبان 1394 ، 13:54
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 378

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 165 مهمان آنلاین


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.