Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
از ســلطنت عــبدالرحمـــان تا جمهـــوری محمــد داود خـــان PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - تاریخــــــی
نوشته شده توسط دکتر صاحبنظر مرادی   
چهارشنبه ، 14 دی 1390 ، 13:40

از ســلطنت عــبدالرحمـــان تا جمهـــوری محمــد داود خـــانامیر عبدالرحمان خان پسرامیرمحمد افضل خان درسال1880به پادشاهی افغانستان رسید، اوکه رابطه میراثی با استعمار انگلیس داشت و هم نمک خورده استعمارروسیه تزاری دردوران اقامت طولانیش دکتر صاحبنظر مرادیدرتاشکند، سمرقند وبخارانیز بود، از دوسو با استعمارشمال وجنوب پیوند خورده ومورد حمایت هردوی آنها قرارداشت. امیر درحالی که ازطرف روس ها حمایت می شد، اما درخفا بوسیله خواهرش شاه بوبوجان با انگلیس ها نیز روابط قوی داشت وزمانی که به خاطربدست گرفتن اریکه سلطنت ازسمرقندواردخان آباد گردید، شاه بوبوجان رابانامه ای به نزدانگلیس ها درکابل فرستاد وبدین وسیله ازحضورآن ها کسب رضائیت نمود.

عبدالحی حبیبی درکتاب "تاریخ مختصر افغانستان"نوشته است: "انگلیسان چون مستقیماً نتوانستند درافغانستان پای محکم کنند، بنابرآن به سردار عبدالرحمن خان بن امیر محمد افضل خان که درتاشکند فراری بود توسل کردند... و او را بشرط قبول اطاعت درسیاست خارجی وعده تقویه داد... دولت هند برتانوی نیز امیررا تقویه کرد ودر سنه1880 به اوپنج لک روپیه نقد باچند صد توپ وچندین هزار تفنگ داد وهر سال18000 پوند امداد میکرد..." امیردرشکرانه این همه حمایت وامداد انگلیس ها به حکمران هند برتانوی نوشته است: "در صورتیکه من مانند حکومت کبیر شما، دوست داشته باشم، چطور می شود بدون اندرزودستور شما با قوه دیگری مراوده نمایم."

 اودرواقع بنیان گذاردولت قبیله ای "افغانستان" معاصر بود ودرشرایطی که درجهان شیوه های جدید دولت سازی بوجود آمده بود، دولت خودرا برسنگ بنای میراث ها وسنن قبیلوی پیریزی نمود. امیر به جای استفاده ازقانون وارزش های معاصرکه در زمان او درشکل دهی دولت وجود داشت، کنفدراسیونی از نماینده گان قبایل را فراخواند وخشت اول بنای حکومت خودرابه همین نام برزیر ستون نظام سیاسی خود بگذاشت. اوبیشترباورمند بود که اقتداراوبحیث یک "امیر"مستقیماًازجانب خدابه اوتفویض گردیده است، وبا همین باورلقب"ضیاءالمله والدین" راکه(روشنی بخش ملت ودین)معنی دارد باتقدس نمایی ازخویش دربرابرنام خودافزود.

امیرعناصرمهمی ازحاکمیت افغانستان منجمله سیاست خارجی وسرحدات رادربدل پول واسلحه باانگلیس ها معامله نمود تابالمقابل درسرکوب مردمان غیرقبیلوی دست آزادداشته باشد. وی حتی بخش قابل ملاحظه ای ازاراضی پشتون نشین رانیزبه انگلیس ها واگذارشد که امروزمنجربه تقسیم قوم پشتون در میان افغانستان وپاکستان ومایه بروزتشنجات منطقوی درمناسبات سیاسی همسایه گان شده است.

اومذهب حنفی رابرشیعه وقوم پشتون رابرغیرپشتون ودرمیان آن قبیله خویش (بارکزایی) را برهمه ترجیح می داد. آنچه اوبه زعم خودش به عنوان استقلال بنا نهاد، چارچوب سخت گیرانه، تشکل وانعقاد باورهای شاه محوری وقبیله سالاری بود. امیرشمشیرخودرابی رحمانه علیه ملاها که اوآنان را "رهبران دروغین دین، ودلیل آفت ملت های مسلمان درتمام کشورها" می خواند، بکارگرفت. امیر"آهنین" دوراه دربرابرآنان قرارداد، تسلیم یا ترک کشور: "یکی ازین دو، درتبعید بودن، یا کوچیدن به جهان دیگر."([1]) ملاهای که اطاعت امیرراپذیرفتند ومطابق هدایت او وعظ وتبلیغ می کردند، برایشان معاش مقرر نمود؛ برمدارس دینی هزینه دولتی معین کرد. دلواپسی اصلی امیر پرداخت ذکات ومالیه، شرکت درجهاد درسرحدات دولت اسلامی وفرمان برداری ازاوامر حکمران بود. امیربه عنوان رهبریک کشوراسلامی ادعاداشت که ترجمان یگانه نظریه دینی[مفتی اعظم]باشد؛ وفریضه غزا نمی تواند بدون حضوروهدایت رهبرکشورانجام گردد.([2]) چون امیردرپیشبرد حاکمیتش برلزوم حمایت متقابل ازقوم وقبیله خودباور مند بود، ازین لحاظ درجهت تمرکزقدرت- اسکان طوایف بادیه نشین پشتون- بنام کوچی ومالدار- وجابه جایی دهاقین پشتون درهزاره جات وسمت شمال[بلخ وتخارستان]وبدخشان به منظور اطمینان ازامنیت[درآن ساحات]ودرصورت ضرورت کسب حمایه ازمردان قبایل مذکور به آنان داده شد. این کاربامصادره زمین مالکان مربوط به اقوام دیگرتوسط دولت صورت گرفت که تاثیرات زننده ای رابراقوام غیرپشتون به جانهاد.([3])

به قول بارفیلدازسال(1881تا1888)عبدالرحمان خان بیشترین عملیات خودرامتوجه پشتون ها، بویژه غلزایی هاکرد([4]) بعد ازمتحد ساختن پشتون ها، عملیات های خودرامتوجه غیرپشتون ها درمناطق شمال وغرب کشورساخت وباین صورت سیطره وتسلط یک حکومت مقتدرمرکزی پشتون رابرکشورتامین کرد.([5]) بنا به نوشته بارفیلد این سیاست مطیع سازی قهرآمیزاقوام درافغانستان پشتون هارابه صورت کل برای90 سال آینده طوری درصحنه تبارزداد "تاخویشتن را، خودودیگران، به عنوان یک قوم صاحب امتیاز درکشورتلقی کنند."([6]) تحلیل گران این گونه سیاست های قومی عبدالرحمان خان را آغاز قطبی سازی وتبعیض قومی ومذهبی درافغانستان خوانده اند که بنای انشقاق، تفرقه، بدبینی ها وجنگ های میان قومی رادرسال های پس ازآن درکشورپایه گذاری نمود.

این امیر عبدالرحمان بودکه پس ازنام گذاری شاه شجاع، سرزمین های تحت انقیاد خودرادرعمل "افغانستان" خواند؛ واین نام را باضرب وشتم هلاکومنشانه بالای مردم تحت حاکمیتش تحمیل نمود، وهویت تاریخی وفرهنگی دوهزارساله باشنده گان خراسان راکه باهیمه جان خود بنیاد فرهنگ وتمدن این سرزمین رابوجود آورده، وکتبخانه شرق وغرب میراث ها وگنجینه های گران سنگ آن را بنام "خراسان" درخود داشتند، قلب هویت نمود.

یعنی درزمان پیش ازاسلام، مادارای سرزمین مشترکی بنام "آریانا"، دین مشترک "زردشتی" وزبان مشترک "آری" (باختری- تخاری)بودیم. بعدتردارای سرزمین مشترک "خراسان"، دین مشترک "اسلام" وزبان مشترک "فارسی" گردیدیم.

با تلاش های عبدالرحمن خان پروسه "ملت سازی" (اطاعت بی چون وچرای همه گانی) براساس قبیله باوری وبا زور شلاق وسرنیزه بالای مردم این سرزمین قبولانده شد، وبراساس آن درهویت تاریخی ما تغیرات جدید، اماکم ریشه ای رونماگردید، که براساس آن، سرزمین مشترک ما افغانستان- دین مشترک، اسلام وزبان ملی ما: فارسی وپشتوگردید وبابنیادهای هویتی تاریخی بی محابامقاطعه به عمل آمد.

هرچند غبار امیر عبدالرحمان رامثل امیر دوست محمد خان وامیر شیرعلی خان درفداکردن مصالح کشوربرعاطفه خاندانی مقصر ندانسته است، اما امیر برای قبیله محمد زایی بدون قیدوشرط برای هرفرد سالانه 400 روپیه، برای زن محمد زایی300 روپیه وبرای زنان محمد زایی که شوهر غیر محمد زایی داشتند نیز معاش تعیین نمود. برای سردارانی که درخارج کشوربودند، نیز از خزانه دولت افغانستان معاش مستمری می پرداخت، چنانچه برای پسرامیرشیرعلی خان که درهند بود، سالانه48هزارروپیه معاش میداد. درحالیکه درافغانستان برای یک هزارروپیه بیت المال، یک خانوارازبین برده می شد.([7])

اولویت حکومتداری امیر وحامیان خارجی او بهم آوردن قطعات اراضی بامردم سرکش آن به منظور تاسیس یک دولت متمرکز ویک پارچه قبیلوی تحت نام "افغانستان" بود. طی دودهه حکومت پراختناق ومتشنج چندین تهاجم وحشتناک رادرساحات مختلف کشورازبدخشان تاهزاره جات ونورستان به خاطرترسانیدن یاچشم سوزی مردم غیرقبیلوی انجام داد.

منظور ازساختن دولت متمرکز تحت نظر قراردادن تمام مسایل خورد وریز کشوری می باشد که بایست زمامداربه اجرا یا عدم اجرای آن خودناظروآگاه بوده باشد. باهمین نیت باابزارشمشیر وخنجر وآتش وخون باب پادشاهی رابروی خودبازکرد ولقب"امیرآهنین"راازسوی انگلیس ها بدست آورد.

زمانیکه لارد کرزن وزیرخارجه انگلیس در1894 امیررادید، اورا"Monester" خطاب کرد، یعنی یک وطنپرست ویک آدم بی عاطفه توصیف نمود. این واژه علاوه برمعنی بی عاطفه، به معنی هیولا وجانورعجیب الخلقه نیز تعبیرگردیده است. امیرکه درپایان یک دوره بحران های طولانی مدت توانسته بود ذهن وحمایت انگلیس وروس رانسبت بخودمساعد گرداند، می خواست دولت وملت جدید افغان(پشتون) رابا نظریه برتری قبایل پشتون نسبت به سایراقوام کشورتاسیس نماید. درکتاب تاج التواریخ یا(آئینه برای شهزاده افغان)درباره فرهنگ سیاسی که دولت افغان ظاهرساخته ودرباره جامعه افغان، بسیارغنی وآگاهی دهنده است. درین آئینه اواستعاره "بناکردن یک خانه" رابکارگرفته تاخودرادربکارگیری شیوه های درنده خویی، محق نشان دهد؛ به عقیده او "ضروربودکه خانه مذکورازوجودعقرب های مضروموذی که درآن جاگرفته اند، پاک سازی گردد...تمام آن صدها سردسته خورد وکوچک، غارتگران، دزدان وآدم کشان، آنانی که موجودیت شان موجب زحمت ورنجوری همیشگی افغانستان بود."([8])

دردوره او نظام های قبیلوی وملوک الطوایفی به دولت متمرکزقبیله ای فیودالی تغیر یافت، وامیرنشین های شمال خراسان(بدخشان، قطغن وبلخ)ومردمان هزاره که از تابعیت دستگاه امیر تمرد نموده بودند، با وسایل جبر وشکنجه به اطاعت ازدولت اودرآورده شدند. ومردم بلورستان بالشکرکشی های هلاکومنشانه ای بنام مسلمان سازی وتابعیت از حکومت عبدالرحمانی گردیدند، ونام سرزمین شان از"بلورستان" به "نورستان" تبدیل گردید. دردوره امیربه خاطر تامین اطمینان انگلیس ها تعداد زیادی از مبارزین غیرقبیلوی ازمناطق کوهستان وکوهدامن که دردوره های جهاد بااشغال گران انگلیس نقش فعالی داشتند، به هندوستان فرارداده شدند. مثل جلندرخان، غلام محمد خان، برزوخان، میردرویش خان بابه قشقاری، محمد اعظم خان، عبدالسمیع خان، فتح محمد خان بایانی ودیگران.

امیر شخص قسی القلبی بود، دریکی از روزها دربیرون شهر مزارشریف که نشان زنی میکرد، گفت: آیا "گلوله تفنگ آدم رامی کشد یاخیر؟" بعداً غلام بچه خودرا چهارقدم دور ایستاد کرده وبا تفنگ زده کشت وخندید. چنین شخصی برافغانستان حکومت کردوبا استشاره بیگانه گان بر سرنوشت مردم افغانستان دراهم ابعاد زندگی تصمیم های مهلکی اتخاذ نمود. شکنجه های اوراچنین وصف کرده اند: کنده، ولچک، غرب وغراب، زولانه، قین وفانه، تیل داغ، قطع اعضاء، بیدار خوابی، کور کردن، برچه پک، چانواری، غرغره، ذبح کردن، سنگسار، بدهن توپ پراندن، پاره کردن توسط درخت وباین گونه مجازات ها کشوررادروحشت قرون وسطایی فروبرد. دروقت مرگ امیر درزندان های شهر کابل دوازده هزار مرد وهشت هزار زن زندانی بودند. این رقم درمقایسه با نفوس آن روزی افغانستان کمیت درشت وچشم گیری است. تعدادی ازین اسراء بنام همکاران سردار اسحاق خان پسرعموو حاکم بلخ که برضد عبدالرحمان خان قیام نموده بود، روزانه 15 نفر درمراد خانی به ضرب شمشیر پارچه پارچه می شدند، وچشمان زیادی راباین پندارکه به چشمان سردار اسحاق خان شباهت دارند، از حدقه بیرون می کشید. شعری راکه به امیرمنسوب می سازند که گویا درمذمت سردار اسحاق خان نوشته است، سردار راازمادرارمنی وغیر مشروع دانسته است:

 ارمنی مادری، لقب اسحاق کرم مرداری دروغ ونفاق

 درخراسان دیگر مجال تونیست ای خر،آسان بگیرراه عراق

 به یک خاطره میرزاگل محمد خان وردکی درمورد نظام مجازاتی ودفتری امیر، که توسط آقای ل.کریمی نقل گردیده است توجه کنیم: "بعد ازین که عده ای ازمحبوسین را به درباربردند وفقره های شان قرائت شد، امیر بدون سوال وجواب امر کردکه: دونفر غرغره، دست های چهارنفر وگوش های سه نفر قطع وچشمان دونفر کشیده شود، سه نفر دیگررا فردا شکم بدرند...امیر حاضری مامورین رااز طلوع الی غروب آفتاب تعیین وعرصه رابرای مامورین دولت تنگ می کرد. مامورین برای تجدید نظر درین فرمان، عریضه ای تقدیم حضور شاهانه نمودند، اما شاه بی مناعت درذیل عریضه شان نوشته است: "برپدرهمه شما میرزاهای که درین کاغذ مهر ودست خط کرده اید، لعنت." چنین شخصی ازبانیان افغانستان معاصر وقهرمان تعدادی ازقبیله گرایانی است که نمی خواهند کسی دوغ ایشان راترش بگوید، اما این ترشی بویگین خود ازاعماق قرون به مشام زمان رسیده و دل ودماغ اهل درک رامی آزارد. امیرمثل گذشته گانش به فرهنگ علاقه ای نداشت "اگراوضاع فرهنگی دردوره سلطنت امیرعبدالرحمان خان راباپهنا وژرفای علمی وهمه جانبه مورد ارزیابی کاوش گرانه قراردهیم، این عقیده بیشتر درذهن ماتمرکزخواهدکرد که تسامح فکری وفرهنگ پروری جایش رابه محیط عصبیت مذهبی وقشری وسخت گیری وتعصب وسالوس وریاکاری، حدت بی سابقه یافت(گذاشت)."([9])

امیرعبدالرحمان خان به حفظ نظام قبیله ای واسقرارواستحکام[قدرت]سرداران محمد زایی متعهدبود، تاسرداران وخوانین رادرسرتاسرکشور باتمام ارزش های مسلط نظام قبیلوی درآن روزگاربگمارد. ازنامه ایکه امیرمذکوربرای سردارعبدالقدوس خان نوشته این امربخوبی مستفادمی شود.

عبدالرحمان خان که مردم قندهاراورا "تورامیر" خوانده اند، چنان برمردم غیرقبیلوی (بدخشانی ها، بلخی ها، نورستانی هاو...)هزاره ها تحمیلات سنگین وتجاوزات غیرانسانی رواداشت که سران ومردم بدخشان وهزاره جات مجبورشدند، به قیام برضد سیاست اداری وارزش های استیلای نظام قبیلوی امیربرخیزند؛ اماامیرظالم، مستبد وقبیله پرور این قیام ها راقیام قومی وقبیلوی علیه قوم وقبیله دیگر- به خصوص درانیان وشعب مربوط آن- قلمدادکرده وبدین گونه قبایل رابشورانید تاعملاً دست بکارشده، درسرکوب کردن قیام هزاره ها بسیج شوند، وبه این هم اکتفانکرده دستگاه مذهبی وروحانی قشرگرای عهدش رانیزعلیه مردم اسکان یافته غیرقبیلوی هزاره به کارگرفت.([10])

 فیض محمد کاتب هزاره می نویسد: "حضرت والا(عبدالرحمن خان)درروز سه شنبه26 شوال درپاسخ نامه سردارعبدالقدوس خان مبنی برتقاضای تشدد وراه انداختن عملیات سنگین علیه هزاره ها، نامه ای رقم فرموده ارسال نمود که شکایت سردارعبدالقدوس خان ازجاییست [درحالی]که مردم درانی صدهزارخانواراند و[فقط]پنج صد الی شش صد تن ازراه ایلیت وقومی درهزاره جات رفته، باقی همه درخانه خودنشسته اند، واگرچنانچه مردمی بودند وغیرت قومی می داشتند! ازدوخانه یک نفرکمرنبرد به معاونت دولت می بستند، هماناپنجاه هزارمرد جرار می شدند که دمارازروزگاراشرارهزاره کشیده، وجود ایشان راازمملکت افغانستان نیست ونابود می کردند! وازامرمکنون خاطر والاکه پیشنهادضمیرمنیردارد و می خواهدکه اراضی واملاک هزاره رابه مردم درانی بدهد، آگاه می شدند؛ زیراکه دولت انگلیس قدم تصرف پیش نهاد وجیل[جهیل]کوژک شگافته، موضوع چمن راکه خاک طایفه اچکزایی ازمردم درانی است عمارت کرده، محل اقامت قرارداده است- که این تصرف وتصاحب دولت مذکور سرزمین مردم اچکزایی راباعث پایمال مردم درانی است؛ پس در وقتی ازپایمال مامون ومحفوظ خواهد گشت که املاک هزاره راصاحب[و]قابض شوند واکنون مردم درانی بربسترغفلت خوابیده، خیروشر و نفع وضررخودرانیک نمی دانند."([11]) ازسیاق یادداشت های فیض محمد کاتب برمی آید که دراشغال مناطق هزاره جات واخراج مردم ازخانه وکاشانه شان دست انگلیس ها هم درمیان بوده است. یعنی بارنجیده خاطرنمودن مردم اچکزایی وبه خاطرجلوگیری ازتحرکات آنها- امیراقوام اچکزایی را امیداوارنموده است که درمناطق هزاره برای شان زمین می دهد تا دست تجاوزانگلیس رابازنگه دارد.

بنابه نوشته غبار "مردم هزاره درابتدا- یعنی هنگامی که درسال1891 سردارعبدالقدوس خان به هزاره جات رفت وباسران آنان داخل مفاهمه شد- اکثریت شان اظهارانقیاد وتادیه مالیات نمودند، وولایات آرام گردید. عساکرسردارمذکور درقشله های جدیدی که بالای مردم به بیگارآبادکرده بود، جاگرفتند.([12]) یکی ازمعانی لشکرکشی عبدالرحمن خان به مناطق هزاره جات(دایزنگی، دایکندی، بهسود، مالستان، جاغوری، دای چوپان، ) به اطاعت واداشتن مردم وسران غیرقبیلوی مناطق مرکزی وجامعه شیعه افغانستان بود، که باضرب وشتم سردار عبدالقدوس خان این مامول برآن ها تحمیل گردید. حالانکه مردم هزاره جات نه درمقام یاغی وسرکش، بلکه درخط دفاع ازنوامیس ملی خود برضد سردارعبدالقدوس خان قیام کرده بودند. درمتن نامه سران هزاره آمده است "علت حقیقی قیام هزاره جات این بوده است که سردارعبدالقدوس خان عده ای ازدختران امیران وبزرگان هزاره را بااکراه واجباردربسترشهوت رانی کشیده وسپاه اوازین اقدام حکمران وسردارخودجسوروجری شده، دست تعدی به دختران وزنان وحتا به لواط باپسران جوان هزاره گشودند" بالاخره مردم هزاره که ازین بی ارزشی های نظام قبیلوی ورفتارفرماندهان و"سران قبیلوی بجان رسیده بودند مرگ رابرزنده گی ترجیح داده قوای عبدالقدوس خان راخلع سلاح نموده وعلیه خان مذکورقیام کردند. سردارمذکورازین خون ریزی ها- هم چون سایرسران قبیلوی که درتاریخ خون ریختانده اند به اختلال اعصاب گرفتارآمد "به مرض جنون مبتلاشد ومدتی خودرامجذوب قرارداده جامه برتن میدرید...وریش خودرابادست می کند...([13]) این رفتار حکومت عبدالرحمان دربرابرمردم هزاره جات همان حکایت فصیح احمد بن جلال الدین محمد در"مجمل فصیحی" رادرسال736 هـ ق بیاد می آورد که "مقدمه سربه داری که درخراسان پیداشد وحکایت آن چنان بود که دوبرادربودند: حسن حمزه وحسین حمزه نام درباشتین سبزوار؛ وایشان مردم زاهد وعابدبودند؛ پنج نفرازمغولان که ایلچی بودند به حسب اسد[؟] درخانه ایشان فرودآمدند وازایشان شراب وشاهد طلب کردند وبه مبالغه ایشان راخلافت(سفاهت وبی ادبی)وبی عرضی رسانیدند. به ضرورت یک برادررفت وجهت ایشان قدری شراب آورد، چون مست شدند شاهد(زن)طلب داشتند وبدان رسانیدند که عورات ایشان بکشند. برادران بایک دیگرگفتند، مااین قضیه برخود روانداریم. ما"سر"های خودرا"بردار" دیدیم وشمشیرهاکشیده درآمدند وهرپنج مغول راقتل کردند وبیرون آمدند وگفتند که ما"سر به داریم."([14]) این حکایت می رساند که متجاوزین ازتبار قبیله گرایان دارای منش وسرنوشت مشترکی هستند. وبازدرصحنه دیگرتاریخ سیاسی افغانستان سروکله همان سردارعبدالقدوس خان دون صفت نمودارگردیده ودربرابرمشروطه خواهان، جوانان وروشن فکران عدالت پسند قدعلم کرده وبه مبارزه شدیدی جهت حفظ منافع خانوادگی وقشری اش دست میزند. این سرداردرنده خو درنامه ای ازقندهاربه شمس المشایخ مجددی برادر نور المشایخ درکاغذرسمی می نویسد: "ازطرف شرع انور، مشروطه طلبان راباید واجب القتل دانست...به حکم شرع باید میکروب مشروطه ازبین برده شود...اگرلازم می دانید تقدیم حضورنموده دروازه این "فریب" رابند نمائید...بالاخره سرداردرمتن استعفای خودبه حضورعلمای قندهارنوشت: "چیزی راکه دراساس کارخودقبول کرده نمی توانم...آن چیز مشروطه میباشد." باین جواب مثبت روحانیون قندهاررادریافت نمود. خلاصه اینکه غباربه طور فشرده کارروایی امیررا ارزیابی نموده ومی نویسد: "مظالم امیردر هزاره جات سابقه ای درتاریخ کشورنداشت وفقط میتوان مثال آن رادرتاریخ هجوم چنگیز مطالعه کرد وبس.([15])

خلاصه امیرعبدالرحمان خان درکشورکثیرالاقوامی چون افغانستان واکنش ها وتضادهای استوار وماندگاری رادرمناسبات دشمنی مردم این سرزمین بنانهاد؛ نظریات او که به عناصراصلی سیاست فرهنگی- قومی(قبیلوی) تبدیل گردید؛ اجرای اقتدارفرد سالار ازکابل توسط طایفه بارکزایی- ازقبیله درانی- ازجانب یا به نماینده گی ازقبایل پشتون بود، که توسط نظریه های دسته ای ازمحافظه کاران- حتا مرتجعین- تائید گردیده.

جرم بزرگ تاریخی امیرتوافق بر ساختارجغرافیای مصلحتی بنام "افغانستان" با واگذاری بخش های ازین کشور درشمال وجنوب به دولت های هند بریتانوی وروسیه تزاری بود، که با امضای توافقات سیاسی بر آنها صحه گذاشت. خط دیورند درمرزهای جنوبی با زمامداران هند برتانوی ومعاهده سالسبری درشمال باحاکمیت روسیه تزاری درخان نشین بخارا به امضاء رسید که زخم بزرگی راازناحیه جدایی اقوام پشتون دردوطرف خط دیورند؛ ودرشمال بین خانواده های تاجیک، ازبک، ترکمن وخانواده های پامیری وفرغیزبرپیکراجتماع افغانستان ایجادکرد، که چالش های جامعه ماپس ازجدایی هندوپاکستان درسال1947 به خصوص درسه دهه گذشته پس ازاشغال افغانستان توسط شوروی عمدتاً ازهمین سرچشمه آب می خورد. به خاطراهمیت موضوع، بحث سرحدات رابحیث عوامل بحران درافغانستان بصورت مسقلانه به بررسی خواهیم گرفت.

 

 


[1] - دکتر محمد نظیف شهرانی، افغانستان از تاسیس تا1919

[2] - همان اثر، همان ص

[3] - همان جا، همان ص

[4] - بارفیلد2004،ص279 به نقل ازنقدی برساختار نظام درافغانستان،ص97

[5] - کاکر1979،ص7-9 به نقل ازنقدی برساختار نظام درافغانستان،ص97

[6] - بارفیلد2004،279، به نقل ازنقدی برساختارسیاسی درافغانستان،ص98

[7] - لطیف کریمی، ص247

[8] -Khan Mir Munshi the life of Abdur Rahman-Ibid vol2 p176 به نقل ازدکترمحمد نظیف شهرانی، ص158

[9] - رک، فیض محمد کاتب، سراج التواریخ،ج3،ص240

[10] - دکترجلال الدین صدیقی، همان اثر،ص87

[11] - رک فیض محمد کاتب هزاره، سراج التواریخ، ج3،ص780-799

[12] - میرغلام محمد غبار، افغانستان درمسیرتاریخ،ص667

[13] - مهدی فرخ، تاریخ سیاسی افغانستان، جلداول، ص236- 5و6

[14] - فصیح احمد بن جلال الدین محمد خوافی، مجمل فصیحی، تحشیه محمود فرخ، چاپ توس1339،ج3،ص50-51

[15] - میرغلام محمد غبار، افغانستان درمسیر تاریخ، ص670



Advertise your business here. Click to contact us.
  • نیزک اتاجیک

    درود وسلام بر شما تباران. مردم در سمت قطغن و شمال و شمال شرق بارها از ناقلین و اقوام قبیله های اوغان بعداز صرف تعام بخصوص پلو شنیده اند. که بجای رسم دعای شکرانه از خدا و روزی ده با این دعا افتخار می ک نند ((کور د ودان عبدالرحمن خانه)) این قصه میرساند که عبدالرحمن قاتل مردم خراسان و نواسه و کواسه این امیر خونخوار با چه ظلم و ستم زمین وخانه مردم را گیرفته و به غلجای ها و کوچی ها داده اند . همین که خو د را ناقل می نامند و عام مردم بنام ناقلین یا اوغانهای ناقیل شان میدانند گویای حقیقت های است که تا هز ار سال دیگر از یاد و خاطره ی مردم ایرانویچ نخواهد رفت . مزه استبداد تا هنوز از دهان روستار ترکی و هم تبارانش نرفته است از خدا یک عبدالرحمن دیگر و از عبدالرحمن دیگر زمینهای باقی مانده را نیز آرزو می کن ند . خانم بها شب و روز فریاد می کند او مردم بیدار شوید گوشها همه کر اند و چشمها خدای ناخواسته کور هم ه در انتطار برادر انفلاقی و انتحاری کرزی ثانیه شماری دارند تا برای بوس کنار حوران غلمان بهشتی بشتابن د . دیر بجنبید چپ راست کافر ومسلمان طالب خلقی اوغان ملتی و امینی همه یکجا شده زیر قومانده گلبدین ملا مد عمر ،کرزی ووووو انواع شکنجه های عبدالرحمن خانی را بر پا خواند کرد از غرغره شرو تا دهن توپ پرندان اوغانا بارها وبارها افسو افسوس کنان می گویند که برای قلع قمع زور مندان غیر اوغان کجاست سوته ی عبدال رحمن
    با احترام نیزک تاجیک
    22rBv
  • ahmad
    thanks so much brother . keep it up , now a day brother everyone is a wake
    that time is past and th e pashtonisem is gone by will never and evever happen again
    i am one hundred passent belive that T ajik, Hazara and Uzbak learned from that . inshallah they will have a sparate country soon
    ahmad

    kandahar
  • A. Latif Hamkar
    Afghanistan is home for all, , all tribs live for hundred of years beside each othere , Afghan will not allow those who want to break Afghanistan as they wish , it will never come to reality Afghnista n will remain uniqu for ever Khawaran should publish such which will retune Afghanstan again to civ il war as we had during the past
  • عبدالحی  - چتیات
    اینهمه چتیات و چرندیات هست که ناحق اذهان مردم افغانستان را مغشوش می سازد. چیزی را نوشته کنید که به ف ایده ملت رنجدیده و ستمدیده افغانستان باشد. ما زمین و منابع کافی داریم اما سر نیست که از آن استفاده ک ند.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در شنبه ، 17 دی 1390 ، 15:20
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

پـــــارســـــی

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 128 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.