Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
امیــــر حبیب الله خـــان PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - تاریخــــــی
نوشته شده توسط دکتر صاحبنظر مرادی   
پنجشنبه ، 29 دی 1390 ، 11:06

امیــــر حبیب الله خـــانامیرحبیب الله خان (١٩٠١ - ١٩١٩) مشهور به "سراج المله والدین" پسر امیر عبدالرحمان خان، میراث دار قدرت، و دنباله سیاست های پدرش بود، اما با عیاشی های بیشتر. امیر به خاطر جلب حمایت روحانیون از طریق دربار به آنها توجه میدکتر صاحبنظر مرادی نمود وحتی با جمعی از درباریانش به سلک مریدان گروید و از جانب عده ای از روحانیون محافظه کار لقب "سراج المله والدین" را پذیرفت وبعد از آن مثل پدرش به ادعای داشتن احکام خدایی آغاز نمود. بر اثر فرمان او رسالاتی درشان پادشاه و لزوم اطاعت از او به رشته تحریر و چاپ درآمد. امیر در انجام وظایفش خود را "فقط در برابر خدا جواب ده می دانست.

" به گفته غبار "امیرشاهی وپیغمبری را چون دو نگین دریک انگشتری" می دانست ودست خود را دست خدا می دانست. او بیشتر کار های امور دولتداری را به برادرش سردار نصرالله وپسرش سردار عنایت الله واگذاشت وخود را برای ورزش، شکار و تفریح بیکارساخت.

دربار امیر برای تامین مصارف گزاف خویش مالیات رابرمردم گرسنه کشورافزایش بخشید، وباین فرصت کلاه برداری رابرای ماموران مالیه ستانی که اکثراً ازخاندان بارکزایی بودند، مساعد گردانیدکه ترویج چنین فسادی درمحلات محرک قیامها وشورشهای مردمی درمنطاق پکتیا (1912-13) وقندهار (1912)گردید. امیرحبیب الله مثل پدرش برای افراد خانواده معاش مقررنمود وتبعید شده گان راعفو وبکارهای دولتی بگماشت.

درسال 1905 امیر حبیب الله خان به تاثیرازمعاهده سرحدی پدرش موافقت نامه ای را باانگلیس به امضاء رسانید وخودرامقید به اجرای معاهدات پدرش دانست وتا زمان مرگ خود درین تعهد باقی ماند وهیچ گونه ادعایی نسبت به مسایل ولایات شرقی را به میان نگذاشت. دوره حبیب الله خان به نسبت امضای معاهده1907 میان روسیه وانگلیس که درآن روسیه افغانستان را خارج حوزه نفوذ خود خواند وانگلیس آماده گی خودرا برای عدم مداخله به شرط اجرای معاهدات اعلام داشت، دوره آرامی بود. با آنکه جنگ جهانی اول فرصت مناسبی رابرای منازعات ارضی به وجود آورد، امیر دریک جمع آمد سیاسی که سفیرانگلیس نیز درآن اشتراک داشت چنین اظهار نمود: "خط وایسرای صاحب هند (لارد هاردینگ) درخصوص اخبار کیفیت حرب عمومی اروپا وداخل بودن دولت معظمه بریتانیا درین حرب بحضورمارسیده، وضمناً بطور اشعاردوستانه نوشته اندکه چون دولت علیه افغانستان از زمان اعلیحضرت ضیاءالمله والدین مرحوم با دولت معظمه بریتانیا عهددوستی وپیمان مودت داشته ودارد ودرمهمات ومعظمات امور خارجه پرسیدن رای واستشاره دولت بریتانیا ازجمله مواد عهدنامه قرارداده شده وتجدید هم شده است، ازآن رو بی طرفی دولت علیه افغانستان رادرین حرب حاضره موافق ومناسب تردانسته، به اشعار دوستانه واظهار مخالفت کارانه ابتدا ورزیده شد..." ماهم پس از بعضی تمهیدات دوستانه برای دوست خود جناب وایسرای نوشتم که: "واقعاً دولت علیه ما با دولت بهیه شما تا به وقتیکه به شرف وحیثیت واستقلال وحریت آن هیچ تعرضی از هیچ طرف به وقوع نیامد وشرایط معهود خلل پذیر نشده باشد؛ از ملک بی طرفی انحراف نخواهد ورزید."

درسال1907 که امیربه دعوت دولت انگلیس به هند سفرنمود، تعدادی ازعلمای دینی باین دیدارمخالفت نشان دادند، درواکنش به این مخالفت[امیر]چهارملا رااعدام نمود.([1])

 امیر شخص عیاش ودرکاردولتداری بازی گوش وسهل انگاربود، اما امیر حبیب الله نسبت به پدرش درین عرصه پیش قدم تربوده است. امیر عبدالرحمان خان درحرم سرای خویش غلام بچه های برهنه روداشت، اما امیر حبیب الله بیشتراز یک صد زن زیبا رادرحرم سرای خویش بنام کنیز نگه داری می کرد. به قول غبار"امیر دردریای بیکران عیش وعشرت واناث فرو رفته بودوحتی خلاف مقررات مذهبی بیشترازصد زن غیر شرعی ازمردم حروآزاد افغانستان درحرم سرای خود جمع وده ها اولادغیر قانونی بوجود آورده بود." چنانکه او وبرادرش نصرالله نیزازبطن گلریزخانم، کنیزی ازپامیر زاده شده وبه نام فرزندان لاله بیگم دختر میرجهاندارشاه معرفی گردیدند، که به قول نگارش گران لاله بیگم خانم نازا بوده است.

به قول مورخین همین دوره، امیر دراوایل سلطنت خود مورد تنفر زیاد مردم افغانستان قرارنداشت، زیرا مردم ازخشونت پدرش گرفته خاطر بودند وزمام داری اورا مغتنم می شمردند، اما امیر حبیب الله نتوانست این وضع راحفظ کند. بنا به نوشته عبدالحی حبیبی درتاریخ مختصر افغانستان "درعصر سلطنت 18 ساله امیر حبیب الله خان جز بغاوتی که یک بار درسمت جنوبی بسرکردگی جانداد احمد زی بعمل آمد، واقعه ای به ظهور نرسید. زیرا پدرش قبلاً مملکت را ازرجال کاری وارباب ادعا خالی کرده بود...امیر با وجود فراغ وامنیت داخلی کار مهمی رادرکشور نکرد.

درین حال "حزب سری ملی" که ازمیان مشروطه خواهان دربارقدبلندکرده بود دربرابر استبدادفرد سالارانه نظاره گر امور درباربود. شهزاده امان الله خان، محمدولی خان دروازی، عده ای ازغلام بچه گان دربارومامورین به شمول فیض محمد کاتب مورخ دربارعضواین حزب بودند؛ که اثرات تاسیس این حزب دربیداری جوانان افغانستان فوق العاده مثبت وماندگاربوده است. بخاطردریافت طرح قتل امیردرسال1909 توسط حزب سری ملی رهبرآن مولوی محمد سرور واصف قندهاری وچندتن دیگرازاعضای آن حزب اعدام گردیدند، وتعدادی دستگیروزندانی شدند ونقش شهزاده امان الله ومادرش درنزد امیرحبیب الله کاهش یافت.([2]) امیر حبیب الله خان به تاریخ21 فبروری1919 براثر یک کودتای خانوادگی درهنگام شکاردرلغمان بقتل رسید، قرارزمزمه ها وشایعات نظامیان در همان وقت، محمد نادرخان در این کودتا نقش عمده ای داشته است.

 

شاه امان الله خان  

 ازمیان شاهان محمدزایی افغانستان امیرامان الله خان فرزندامیرحبیب الله خان باتوجه به کارنامه های مردم پسندی که داشت، بیشترموردعلاقه روشنفکران ومتجددین وقت قرارگرفت. شاه امان الله خان درسال1919پس ازقتل پدرش درلغمان عنان سلطنت رادرکابل بدست گرفت، وبه زودی دربرابرانگلیس هاکه تاآن زمان امورمربوط به سیاست خارجی افغانستان رادراختیار داشتند؛ اعلام قیام به خاطرتحقق استقلال را نمود، ودرین کارموفق هم گردید که براساس آن لقب "غازی" وفاتح مسلمان راکمایی نمود. امان الله خان پس ازقبض قدرت نصرالله خان وبعضی ازمامورین عالی رتبه- به شمول جنرال محمد نادرخان، عضو خانواده مصاحبان- رابازداشت نمود؛ به اینان ظن دست داشتن درقتل پدرش میرفت. نصرالله خان درزندان درگذشت، اما نادرخان آزادگردید وبه وظایف عالی دولتی سرفرازگردانیده شد وامان الله خان دراحاطه محمودطرزی مشاوروخسرخودکه افکارغربی درسرداشت قرارگرفت. اوبرخلاف پیشین یانش که خودرابرگزیده خدا برای رهنمایی [خلق]می خواندند، به خلق وایجاداعتباری بنام "ملت بااعتبارافغانستان" توجه داشت، تا تاج سلطنت رابه دست خود برتارک اوگذارد.([3])

شاه نظام برده داری راکه جدش عبدالرحمان خان رایج نموده بود، ملغاقرارداد وهزاره های شیعه راازاسارت آزادکرد. براساس این قانون برای نخستین بار جامعه شیعه افغانستان ازصحنه برده گی پای بر پله رعیتی وبعداً شهروندی افغانستان گذاشت واجازه یافت تامراسم مذهبی خودرادرملاء عام اجراکند. بنابه نوشته فیض محمد کاتب "سیاست های مذکور برای امان الله، احترام وملاحظه خاصی رادرمیان هزاره ها به وجود آورد."([4]) وبیگاری راممنوع ساخت(1920) که ازجانب مردم غیرپشتون ساکن مناطق شمال، مرکزوغرب استقبال گردید، اما تمرکزقدرت دردست شاه که درقانون اساسی1922 تسجیل گردید، ملیون آزادی خواه راکه امیدوار به یک قانون اساسی [شاهی مشروطه]بودند ازاو ناراض ساخت.

به هرحال، شاه امان الله خان یک شاه متجدد بود. درتعریفی ازشاه امان الله خان دردایره المعارف تاجیک می خوانیم: "امان الله خان درساحات مختلف حیات اقتصادی، سیاسی وفرهنگی اصلاحات به میان آورد. قانون اساسی افغانستان راطرح کرد که به قرارآن همه ساکنان مملکت صرف نظرازملیت، نژاد، مذهب، وضعیت اجتماعی درنزد قانون آزادوبرابر، مال وملک آن ها محفوظ، غلامی لغو، آزادی شخصی وغیره اعلان شد."([5])

برنامه های اصلاح طلبانه وتجدد خواهانه شاه درشرایطی که استعمار خارجی وسران جامعه سنتی و قبیله ای ازمتن آن بیرون می شدند، مورد مخالفت آنها قرار گرفت. بسیاری ازاصلاحات شاه امان الله چون( رفع حجاب زنان، الزام پوشیدن لباس اروپایی- دریشی وکلاه شاپو- مرخصی درروزیک شنبه به عوض روزجمعه، فرستادن دختران به خارج از کشوربه خاطر تحصیل، وامثالهم) کم عمق وبه دورازتحمل جامعه آن روزی افغانستان وبه تقلید ازاصلاحات مصطفی کمال (اتاترک) درترکیه ورضاشاه پهلوی درایران اعلام گردیدند، وبرای اجرای این گونه اصلاحات بی موقع هیچ گونه ضمانت مالی وانسانی وجودهم نداشته است. باشیوع فسادماموران ازهرتیپ ونوع آن درولایات که باواکنش های دولت مرکزی همراه نبود، مخالفت های درنواحی روستایی برپامی گردید ومحوراین مخالفت ها همان اصلاحات شاه عنوان می شد.

درآن سال ها هنوز امان الله خان به خطرات ناشی ازمداخلات استعماری به وسیله قبایل سرحدی وملاهای نام نهاد پی برده بود، ازین رو تساوی حقوق مذاهب رااعلان واز ملاهای که ازسوی مرزهای استعماری باداشتن اسناد تحصیلی مدارس انگلیسی ودیوبندی به کشوربر می گشتند، توسط علمای جید دینی امتحان می گرفتند. انگلیس ها ازین روش هم درتبلیغات خود استفاده کردند وملاها رابرضد شاه تحریک وبه شورش درآوردند که شورش ملاعبدالله احمدزی موسوم به ملای لنگ ازهمین مجراء جاری گردید. ملاهای مشکوک عکس های نیمه برهنه ملکه ثریا راساختند ودربین مردم قبایل سرحدی پخش نمودند وآن ها رابه نام اینکه شاه ازدین برگشته است، به شورش دعوت نمودند. غباردرین رابطه نوشته است: "همین قبایل بودند که عبدالکریم خان هندی را به نام پسر محمد یعقوب خان وارد پکتیا نمودند واز وی حمایت کردند وشورش ها به راه انداختند که چقدر پول ملت به مصرف بیجا وبالاخره جنگ به نفع هندی ها تمام شد. بنا به نوشته سیدال یوسف زی..."درین دوره بازهم به واکنش ومقاومت عناصرمنسوب به نظام قبیلوی برمی خوریم که توسط خانواده نام دار محمودطرزی- خانواده فوق العاده روشنفکزرومنور ومبارزاست- به شدت وبدون مجامله وبطورصریح وآشکار مطرح میکرد، چه خانواده موصوف بویژه ملکه ثریا وشخص محمودطرزی درارزش های غیرقبیلوی واسکان یافته بارآمده، آموزش دیده وهیچ گاه تصورنمی کردند که نتوانند باتوصل به نظام قبیلوی رفاه وآسایش وامتیازات خانواده گی وقشری شان راحفظ واستمراربخشند."

هرچندشاه امان الله باهمکاری محمود طرزی مسایلی چون منع تعددازدواج(بیشترازچهارزن دریک زمان)، جلوگیری ازرسم"بدلی" یعنی انتقام خونی درمیان قبایل که براساس آن دریکی ازوقایع، یک قوم بالای قوم دیگر هفتاد هزار دختر رابه طور"بدل" به خاطرمحکومیت آنها ادعاکرده بود، وغیره رابه میان گذاشت، که به عقیده طرزی تکثرزوجات پس ازوفات امیردوست محمدخان باتکرارزوجات ازسی تاچهل زن درقید یک سرداررایج گردید، که موجب ناتوانی آنها درامرتعلیم وتربیه فرزندان، افزایش هم چشمی ونفاق بین امباق هاو فرزندان آنها گردیده؛ "به انواع لهو ولعب هامشغول می شدند، تحصیل علمی شان اکثراً بحدخواندن کتاب فارسی ونوشتن یک امرواحکام منحصرمی ماند. ازاحوال عالم خارج، هیچ وقوف ومعلوماتی نداشتند. ذاتاً بی خبری وبی علمی عمومی چنان حکمفرمابود که هیچ کس ازآن رهایی نداشت."([6])

 امان الله خان که نسبت به همین گونه عنعنات قبیلوی کراهیت داشته است، دریکی ازخطابه هایش درروزجمعه ماه عقرب1304درمسجدجامع خرقه شریف قندهاراصلاح نظام قبیلوی رابه رعایت احکام سراسری اسلام رجعت داده ودرتقبیح رواج های قبیلوی گفته است: "پس ازچیست که شماعلاوه براسلامیت به خود وهم دیگر، نسبت درانی وغلجایی وسدوزایی واچکزایی وغیره رامی کنید. ویا شما وعلمای تان این قدرفهم ندارید که شرع شریف احمدی به مقابل اسلامیت، قومیت ووطنیت رااهمیتی نداده است وهمه پیروان صادق خودرا به بانگ بلند به شاه راه توحید(من قال لا اله الاالله دخل الجنه)می کشاند وبه جزازتقوی وپرهیزگاری، هیچ امتیازی به قومیت ووطنیت نداده است...؟"([7]) به قول گزارش گر جریده امان افغان، شاه امان الله خان درپایان این خطابه خود به گریه افتاد.

پس ازبازگشت شاه ازیک سفرطولانی هشت ماهه ازاروپا وکشورهای شرق میانه وهند درجولای1928 اوباامواج گسترده ای ازمخالفت وشورش درسرزمین های پشتون نشین شرقی وجنوبی، همچنان درمناطق کوهدامن وکوهستان روبروشد، تابه خفت وادار به واگذاری قدرت(1929) گردید، شکست اومیراث مهمی برای روندسیاسی افغانستان به جا نهاد، وبه عنوان شیوه[ناکام غرب زده گی]وافراط گرایی برای اهل پژوهش حایزاهمیت است.

باروی کارآمدن هتلر، نامبرده گزارش هیئت اکتشافی "هنتیگ- نیدرمایر"راکه درسال(1914-15)ازمنطقه هندوکش به عمل آورده بود، نادیده گرفت وافغانستان رامرکزسیاست خارجی ونظامی آلمان قرارداد وسعی کردکه افغانستان رابه اتحادآلمان درجنگ جهانی اول علیه هندوستان که مستعمره انگلیس بود، دعوت کند. درسال1921 روابط دوباره دیپلوماتیک بین آلمان وافغانستان برقرارگردیدوبراساس یک قراردادفرهنگی که بین دوکشوربه امضارسید، درسال1924 مکتب آلمانی(نجات)بعداً "امانی" رادرکابل تاسیس وقراردادی جهت ایجاد راه آهن واعزام متخصصین آلمانی به افغانستان به امضاء رسید که براساس آن ساختمان قصردارالامان وپل آرتل درکابل رویدست گرفته شد. درسال1926 پیمان دوستی میان هردوکشور عقدگردید، وباسفرشاه امان الله خان درسال1928 به برلین منجربه تحکیم روابط فرهنگی واقتصادی میان هردوکشورگردید. به گفته غبار"درنوامبر1928 به یک رویدادمعمول میان یک دسته پشتون کوچی وده نشینان شینوار، ازجانب ماموران محلی برخورد درخورو مناسب صورت نگرفت؛ شورش به یک بلوای مسلحانه علیه دولت مرکزی تبدیل شد."([8])

نظام قبیلوی حتی علیه شاه امان الله خان(پشتون دموکرات وبرخاسته ازمتن جامعه قبیلوی) که اوراپاسدار حفظ وتداوم هستی خودنیافت، بااستفاده ازهرموقعی به خصوص متکی به مسایل دینی به خاطر بی اثرنمودن مبارزاتش آرام ننشست وشاه بافهم این مشکل مجبوربه عقب نشینی گردیدوکشورراترک گفت.

شورش ها وقیام ها برضد دولت امانی پیش ازهمه ازسرحدات آزاد وبعد مردم جاجی، شینوار پکتیاومنگل شروع شد ودرمیان آنها برخی ازمذهبی نمایان فتوای جهاد علیه شاه امان الله راصادر کردند. این شورش ها حفره عمیقی بر سرراه مردم افغانستان درحرکت بسوی نوگرایی و اصلاحات اقتصادی، اجتماعی وسیاسی ایجاد کرده وزمینه های سقوط شاه امان الله رامساعد ساختند وکشورنه تنهااز دسترسی به ترقیات اجتماعی باز ماند، بلکه مردم افغانستان درپی آن نفس راحتی نکشیدند.

شاه امان الله خان درطرد سلطنت خویش هیچ کس راجزقبایل خودش مقصرندانسته وگفته است: "به مجردی که دانستم که بعضی طوایف ابدالی ها وحصه ای ازتوخی وهوتکی وتره کی مخالف ماشده اند، به اساس خواهش دیرینه وصلح جویانه خود ازمحاربه دست کشیدم، من هیچ آرزونداشته وندارم که قوم خودم ازدست خودم ویابرای خودم شایع شوند."شاه صحبت خودراباین فرد به پایان رسانید:

میروم تاتونشنوی نامم
اگرازنام من تراننگ است([9])

 یکی ازمصیبت های دیگردستگاه امانی حضورجنرال نادرخان بود، که امان الله خان پوره ملتفت مقاصد پوشیده وبرنامه های جاه طلبانه نادرخان نگردیده بود، بنابرآن دربازگشت ازپکتیا اوراوزیر حربیه خود مقرر کرد، وبه اوموقع داد که به صفت وزیر اول درنقاط مختلف افغانستان گردش وبا مردم تماس بگیرد. البته نادر برای معرفی خود وپهن کردن رسوخ خویش به آن کار احتیاج شدیدداشت. چنانچه درسال1920 درمشرقی جرگه قبایلی راجمع وبه ملک ها وروحانیون خلعت ها تقسیم ومعاشات مستمری تعیین نمود. مقدمه چینی ها وتبلیغات سوء که علیه نهضت امانی ازمدت ها پیش درپکتیا آغاز شده بود، برمبنای اینکه چرا امان الله خان ملاهای انگلیسی مکتب دیوبند وملک های جغه دار سرحدی راتحویل نمی گیرد، وچرا امان الله خان تبعیض زبانی، نژادی، قومی وحتی قبیلوی رامردود می شمارد؛ وچرا معاشات عشیره خاندان محمد زایی رالغوکرد وچرافروش دختران هزاره راممنوع اعلان کرد ودر انجام چراحقوق تمام ملیت های ساکن درافغانستان مساوی اعلان گردید؟ این بود که روحانیون نقاب پوش با تبلیغات دینی علیه شاه زمینه سرنگونی اورا مساعد ساختند واین چراها زنگ خطررابرای قبیله سالاران بعدی به صدا درآورد تابا خواست های نظام قبیلوی مخالفت نکنند.

 به قول عبدالحی حبیبی که نویسنده کتاب "اردو وسیاست" آن راروایت کرده است "دیده شد شاه وطندوست قربانی اعمال ناروای عمال فاسد دربار وهمکاران مغرض اوگردید. شورش ها براثر تحریک ودسیسه اجانب صورت گرفت، سپه سالارمحمد نادرخان وبرادرانش باانگلیس ها پیوند خوردند واز قشرروحانی ومذهبی ومصارف هنگفت پول برای شان به نفع خود وسقوط دولت جوان امانیه استفاده کردند." به قول غبار "جنگ بین دولت ومردم پکتیا به نفع وخواسته های استعمار شروع شد وجنگ پکتیا تقریباً یک سال طول کشید وبه مصرف معادل یک ساله مالیات کل کشور برای دولت جوان امانی تمام شد."

نورالمشایخ مجددی درپکتیا باچند هزارنفرازمریدان خودبه خاطر جهاد علیه نظام امانی راه غزنی- کابل رادرپیش گرفت وبروی مدافعان دولت امانی آتش گشود. محمدنادرخان به همدستی وتائید او با شتاب خودرابه لوگررسانیدوکوشید تاقبل از برگشت امان الله خان کابل رابه تصرف خود درآورد. درکتاب "جنبش مشروطیت"، تالیف عبدالحی حبیبی آخرین سخنرانی شاه امان الله خان را می خوانیم: "اکنون ثابت شد که دشمنان می خواهند دربین قبایل ما فساد وجنگ اندازند وما بدست خود یک دیگرخودرابکشیم وسبب این عمل ناجایزمن خواهم بود که برای بازستانی تاج وتخت من، کشت وخون روی خواهدداد. شماملت عزیزم زنده وافغانستان باقی خواهد ماند ولی روسیاهی ابدی، مسئولیت این هنگامه ناشایست به نام من ثبت می شود، درحالی که من ازروز اول شاهی خود تعهد سپرده بودم که برای سعادت ووحدت شمامردم کارکنم. اکنون می بینم که شما درجنگ قبیلوی گرفتار می آئید...یک اودُرزاده من درپاره چنار(منظورنادر است) ودیگربرادر روحانی من (مقصد نورالمشایخ مجددی است) درهمین جا نشسته وجنگ خانگی رادرمی دهند، ولی من مرد این کار نیستم. توصیه من به شما اینست که باهم کنار بیائید واستقلال خودرا نگه دارید، وطن خودرا به دشمنان خارجی مگذارید، ومن باید بروم تا باعث ویرانی کشور نشوم." این بود فاجعه ایکه دریکی از حساس ترین برهه زمان توسط قشری بنام روحانی، قبایل سرحدی وبه پیشگامی نادرشاه(قهرمان سمسورافغان) به مطامع بیگانه گان ودرراس انگلیس روند تجدد وتمدن رادرافغانستان بی رحمانه خفه نمود.

شاه امان الله به اصلاحات اداره واجتماع مشغول گردید، وهمه رادرشعاع احکام شریعت انجام میداد. تعداد قوانینی که بنام نظامنامه بافرامین شاه به اطلاع مردم رسانیده شده اند، به72 فقره به شمول نظام نامه ناقلین و قانون اساسی ابتدایی می رسیده است. نظام نامه ناقلین یکی ازناخوش آیند ترین موارد حقوقی است که شاه آن رابرای خوش وراضی نگه داشتن قبایل جنوب تدوین وبه مرحله اجراقرارداد، با تدوین این نظام نامه که حق مردم بومی اکثراًدرمناطق زمین داری شمال ومرکز غارت گردید، وکاری برای بقای دولت امانی صورت نگرفت، امایکی ازکارنامه های نا زیبا به آدرس دولت امانی حواله گردید.

 

نظام نامه ناقلین

قاعده:

1- کسانیکه ازاهالی ولایت کابل وحکومتی های اعلی سمت مشرقی وجنوبی به زمین داری ولایت قطغن راغب باشند وروانه قطغن می شوند، نایب الحکومه قطغن ومدیریت زراعت قطغن فوراً برای سکونت شان مطابق مواداین نظام نامه مکلف وموظف شمرده می شود.

2- مطابق نظام نامه تفریق وظایف حکام، مدیریت زراعت قطغن قبل ازرسیدن ناقلین، زمین های قطغن رابه نظردقت گرفته وبرای اسکان ناقلین استحضارات اولیه رااجرامیدارد، ازآن جمله زمینی که حالاآب داشته وبرای اسکان ناقلین تیارباشد مشخص می کند وتعدادنفری ناقلین راکه درین زمین هاسکونت وگذاره کرده می توانند تعین می کند.

3- مدیرزراعت به ذریعه نایب الحکومه ازمقدارزمین وگنجایش مقدارنفوس ناقلین به وزارت داخلیه فوراً اطلاع میدهد. وزارت داخلیه مطابق اطلاع مدیرزراعت قطغن حصه تعدادنفوس ولایت کابل وسمت مشرقی وجنوبی راتفریق کرده به آنهاخبرمی رساند، والی کابل وحکام اعلی سمت مشرقی وجنوبی مطابق اطلاع وزارت داخلیه اعلان کسانی که خواهش رفتن راداشته باشند روانه قطغن می دارند.

4- علاوه به زمین های که به تحت جوی آب می باشند، نایب الحکومه ومدیرزراعت قطغن مکلف وموظف هستندکه سررشته نهرامام صاحب وامثال آنرانیزملاحظه می کنند، نایب الحکومه به ذریعه مدیرزراعت قطغن پیمایش انهاری راکه جدیدکشیده می شود تعیین می دارد وبرای کشیدن انهارمذکوربه ذریعه وزارت تجارت تخصیصات لازمه منظوری حاصل میدارد.

5- بعدازمنظوری تخصیصات مدیریت زراعت تاریخ افتتاح واختتام کارومقدارزمین ومقدارگنجایش تعدادنفوس رابه صواب دید نایب الحکومه تعین میدارد، وبعدازاختتام کارمطابق تفصیلات فوق ازاختتام کاروزمین ومقدارگنجایش تعدادنفوس به وزارت داخلیه اطلاع میدارد وزارت داخلیه نیزموافق تفصیلات فوق حصص ولایت کابل وحکومتی های اعلی سمت مشرقی وجنوبی رامشخص کرده برای والی ولایت کابل وحکام اعلی سمت مشرقی وجنوبی اخبار می نماید. والی کابل وحکام سمت مشرقی وجنوبی مطابق اطلاع وزارت داخلیه برای اهالی متعلقه حکومت خوداشتهارکرده مطابق تفصیلات این نظام نامه کسانی که آرزوی زمین داری قطغن راداشته باشند، آنهارابه طرف قطغن روانه می دارند. ویک سندبه نام نایب الحکومه قطغن ازطرف والی کابل یاحکام اعلی سمت مشرقی وجنوبی که تعدادنفوس وجای سکونت سابقه شان مندرج باشد، برای اشخاصی که به علاقه قطغن میروند داده می شود، هم چنان یک راپورت نفری مذکوررابه وزارت داخلیه می دهند.

6- صورت انتقال ناقلین اهالی ولایت کابل وحکومتی های اعلی سمت مشرقی وجنوبی درنواحی قطغن وتعین جای برای اسکان ناقلین وصورت اسکان شان بامعافیاتی که ازطرف دولت داده می شود مطابق مواداین نظام نامه تعمیل می شود.

7- کسانی که باعیال داری خودازرعایای حکومتی متعلقه کابل وحکومتی های اعلی سمت مشرقی وجنوبی خواهش زمین داری ورفتن قطغن راداشته باشند برای ترقی حال اوشان معافیات ذیل داده میشود:

الف: برای هرفردذکورواناثیه خانواری که هفت ساله ویابالاباشد فی نفرهشت جریب زمین آبی ازاراضی که برای ناقلین مخصوص ومعین می شود درعلاقه ونواحی حکومت قطغن داده می شود.

ب: قیمت زمین مذکورازطرف ناقلین فی جریب یک شاهی به خزینه دولت تسلیم می شود. نایب الحکومه قطغن به موجب ماده(10)نظام نامه فروش اراضی قباله شرعی برای ناقلین میدهد.

ج: برای بذرافشانی سال اول فی جریب چهارسیرگندم وجوبه ضمانت هم دیگرداده می شود، بعدازسه سال درظرف سه سال واپس بقرار...همان سال اول گرفته می شود.

د: برای چهل جریب زمین دوصدروپیه معادل182 افغانی و82 پول عوض قیمت خرید قلبه وغیره سامان زمین داری به ضمانت هم دیگر به طورتقاوی داده می شود. بعدازسه سال درظرف سه سال گرفته می شود.

هـ: ازاول کشت شش سال کامل ازمالیات دیوانی معاف می باشند.

و: ازاول سال هفتم الی سه سال کامل مناصفه مالیه پلوان شریک مالیه گرفته می شود.

ز: محصول مال مواشی که ناقلین باخوددرقطغن آورده باشند، دراول آمدن شان سیاهه می شود ودرمدت سه سال ازمحصول معاف می باشند ونیزازمحصول گاوقلبه که درقطغن به قدراحتیاج زراعت زمین خودخریداری می نمایند، سه سال معاف هستند.

ح: محصول سرخانه فی خانوار ده روپیه مقررشده است، ناقلینی که به موجب مواداین نظام نامه روانه قطغن می شوند، درمدت سه سال ازمحصول سرخانه معاف گفته می شوند.

8- تعین زمین ومحل سکونت ناقلین وتعین وتفریق زمین برای ناقلین وهمه معاملاتی که برای اسکان ناقلین تعلق داشته باشد ازجمله وظایف مجلس مشاوره شمرده می شود.

9- امتیازاتی که برای ناقلین درین نظامنامه مشخص شده است مطابق تجویزمجلس مشاوره ازطرف مستوفی ویامامورین مالیه رسانیده می شود، ودرصورت حساب این مصرف مطابق این نظام نامه محاسبه مجراداده می شود.

10- مجالس مشاوره درهرماه یک راپورت اجراآت خودرابه ذریعه مستوفی به وزارت داخلیه می فرستند، درین راپورت صورت اسکان وتعدادشان ومقداری راکه ازقسم زمین وغیره معافیات داده شده است علیحده علیحده نشان میدهند، وزارت داخلیه اقسامی راکه لازم اطلاع حکومتی محلی مسکن اصلی همان ناقلین لازم می بیند اطلاع می دارد.

11- مستوفی ومامورین مالیه قطغن جدول املاک راعندالمطلب باین مجالس ناقلین می دهند.

12- بااجرای این نظام نامه وزارت داخلیه مکلف است، ادخال واجرای احکام این نظام نامه رادرزمره نظامات دولت امرومنظورفرمودیم.

 

16 حمل1306

 

مهردوره شاهی امان الله خان

 

 


[1] -New cambridge history of islam p35 برگرفته ازچگونگی استیلای نظام قبیلوی،ص163

[2] - رک عبدالحی حبیبی، جنبش مشروطیت درافغانستان، کابل1986/1364

[3] - میرغلام محمد غبار، افغانستان درمسیرتاریخ، ص752 وسرپیرس سایکس، تاریخ افغانستان،ج2،ص 264

[4] - خاطرات فیض محمد کاتب، "کابل درمحاصره"1929، بصیراحمد دولت آبادی، شناسنامه افغانستان، تهران1361،ص316-326

[5] - پروفیسوردکترحقنظر نظراف، دایره المعارف تاجیک، مطبعه دولتی تاجیکستان1978،ج1،ص164

[6] - مقالات محمودطرزی درسراج الاخبارافغانیه، موسیسه انتشارات بیهقی، حوت1355کابل، ص15

[7] - رک امان افغان، دوشنبه8قوس1304، ش27،ص2

[8] - رک غبار، افغانستان درمسیر تاریخ،ص818-820

[9] - حبل المتین،سال37،ش22و23، ص22-23



Advertise your business here. Click to contact us.
  • Abdul Qadeer

    پس ازبازگشت شاه ازیک سفرطولانی هشت ماهه ازاروپا وکشورهای شرق میانه وهند درجولای1928 اوباامواج گسترده ای ازمخالفت وشورش درسرزمین های پشتون نشین شرقی وجنوبی، همچنان درمناطق کوهدامن وکوهستان روبروشد، تاب ه خفت وادار به واگذاری قدرت(1929) گردید،

    I started reading this article with great interest. Until I came to the above paragraph where the author clearly shows his bias like many other auhors in this site. He ignores the fact that had it not been for the the great thief" Bahe Saqaw " from
    کوهدامن وکوهستان
    king Amanulah would not have to leave the country . It was that great thief with th e help from the agents of Britain namely Mullahs, Hazrats and other so called religious figures that managed to force king Amanulah to leave the coutnry
    Why cant we admitt that. Just because , Habibu lah Kalakanee was from
    کوهدامن وکوهستان
    we should not hide the facts . He ( bashe saqaw) was the mai n cause that Britain succeeded in throwing out Amanula
    Those are the kind of biases that causes divi sion between us Afghans. Lets forget where we are from, or in which part of the country we were bor n .
    We want it or not, we are sharing the same Geography
    Lets tell the truth, evern it hurts some of our countymen.
    Habibulah Kalakaani was nothing if it was not for England and her agents namely so c alled religious scholars.
    Lets at least admitt that fact.
    Thank you
  • مهاجر افغان  - آه




    من نمیدانم که چرا همه کسانی که در مورد تمدن و تجدد دوره امانی مینویسند یکراست انګشت انتقاد به سوی ر وحانیان دراز میکنند ؟ فکر نمیشود که هیچکسی با تجدد و تمدن مخالفت داشته باشد اما این تجدد خواهی و تمد ن ګرایی زمان و زمینه میخواهد . نفس اصلاحات امانی که تجدد ګرایی بود زیباست اما آیا میشود بدون مساعد س اختن زمینه فکری برای آوردن اصلاحات آنچنانی یکباره و سرآسیمه دست به اصلاحات زد انهم اصلاحاتی که از ری شه با عقاید و سنت های نهادینه شده در جامعه منافات داشت ؟
    از سوی دیګر اعلان مخالفت با اصلاحات امانی در حقیقت جهت ګیری مردم افغانستان بود نه صد فیصد تضاد روحانیان . کسانی که مردم را احمق فکر میکنند و چ شم بسته مطیع روحانیان دچار اشتباه اند و یا به مردم حق نمیدهند که از ارزشهای ملی و دینی شان دفاع کنند . القصه اګر جلوګیری از تجدد خواهی امان الله ګناه پنداشته شود باری این ګناه نخست متوجه خود امان الله خواهد بود که چکونه با دیدن آثار تمدن و پیشرفت در اروپا به ریشه های این تجدد و تمدن ملتفت نګردید و ف کر میکرد که تمدن هم چیزیست که با همین کلاه انګریزی به سر کردن و دریشی بوشیدن و برهنه کردن زنان افغان ستان را اروپا میسازد . امروز بجز یک عده بنیادګرای که هدف آنها رو شده است و چیزی جز استفاده ابزاری از دین ندارند همه تمدن و تجدد و ضرورت آنها را احساس میکنند . جلوګیری از تجدد امانی در افغانستانی که در عمق سنت و دین نفس میکشید و تازه افغانستان در تقابل با انګلیس و استعمار قرار داشت قهرن چنین نتیجه ای را باید در فرآیند میداشت . تازه انقلاب ۷ ثور هم حرکتی به سوی تجدد خواهی و رهایی از زیر سیطره محدودی ت طلبی و شاهی مطلقه بود آیا خیزشهای ملی مردم افغانستان بر علیه روسها هم حرکتی خلاف تجدد خواهی بود ؟ تجدد خواهی که نباید الزامن به قیمت همه ارزشها و نوامیس ملی بدست آید . انسان همیشه در حفظ ارزشهای عق یدتی و فرهنګی خویش در تمام تواریخ جهان مصر بوده است اما تغیراتی هم اګر بوجود آمده پیشوندی از شناخت ز مان و نبض جامعه داشته است . تجدد را که نمیشود با زور به کسی ارمغان کرد اصلن مردم ما باوری به چنین اص لاحات در زمان امان الله نداشتند تا به چنین حرکت های عجولانه وی پاسخ مثبت میدادند . شما آقای نویسنده ! شما قادر هستید که یکشبه خانواده خود را باورمند به تجددی کنید که ریشه فرهنګ و ارزشهای خانواده ګی شم ا را متزلزل کند ؟! یا در تحقق این هدف نیاز به زمان دارید هم شما و هم خانواده تان ؟ ببینید ما هنوز که هنوز است باورمند به دموکراسی نیستیم . هنوز نمیتوانیم حرفی را خلاف عقاید بومی و ارزشی خود بشنویم و ا ز همینجاست که بر موضع خود ترکیز میکنیم و حاضر نیستیم که حد اقل حقوق مدنی اقوام دیګر را در چوکات دموک راسی قایل شویم ( به اعتبار قوم قبیله ګرای ) . تازه این خودخواهی به نام دین یا سیاست نه از سوی روحانی ان که از سوی به اصطلاح روشنفکران نکتایی دار چګونه توجیهی میتواند داشته باشد ؟ آیا قوم قبیله ګرای خود را محق در حفظ موقعیت سیاسی خود نمیدانند ؟ اګر میدانند چرا ؟ جرا ګامی به عقب نمیروند ؟ جرا از ارزشها ی قومی خود دفاع میکنند ؟ چرا هرګونه عملی را تحت عنوان دموکراسی یا تجدد خواهی به معنای برچیده شدن بسا ط قوم ګرایی و تسلط یک قوم بر اقوام دیګر تحمل نمیکنند زیرا پشتون سالاری ناشی از عمر مضحک و درازش در ت اریخ افغانستان روند طبیعی معلوم میشود یعنی باید یک قوم بر سرنوشت همه اقوام دیګر مسلط باشد که نقطه مق ابل آن یعنی حاکم شدن همه اقوام بر سرنوشت شان میتواند تجددی در تاریخ سیاسی و قبیله ګرایی افغانستان بش مار آید . چرا نمیخواهند این تجدد پا ګیرد که نفع همه در آن مضمر است ؟ این چراها همه میرسانند که اګر د یروز مردم افغانستان برعلیه اصلاحات امانی قد علم کردند و پسانتر به استعمار بیرونی کمونیسم پاسخ « نه » دادند ریشه در فطرت انسانی ایشان داشت که محافظ ارزشهای خودیست . ما در روند تجدد و تمدن خواهی نیاز به پیش زمینه های فکری و عقیدتی داشتیم و داریم . در اروپا نیز رنسانس وقتی بوجود آمد و دین زمانی از دولت جدا شد که کارکردهای احمقانه کلیسا و ګروه انګیزیسیون رو شد و کمال تهی بودن آن از ماهیت منطقی آشکار ګ ردید .
  • ناشناس


    از سوی دیګر اعلان مخالفت با اصلاحات امانی در حقیقت جهت ګیری مردم افغانستان بود نه صد فیصد تضاد روحا نیان
    What a naive statement.
    It was Britain and her agents
    ر وحانیان
    not
    مردم افغانستان
    Do you th ink, a thief like Habibulah Kalakaanee represented People? you must be truely naive to think that M ulhe lang and Bache Saqaw were to leaders .
    Both were tools in the hand of agents of Britain . It is an insult to Afghan poeple to think that Bache Saqaw was their leader.
    Do you think Mr Masood ,Hek matyaar, Rabaanee, Sayaff, Mohaqeq were the representing the People of Afghanistan? of coures not. T hey were just tools in the hands of USA, England and other western enemies of Soviet Union , They w ere just hired guns to fight Soviet Union. Now calling them leaders of Afghan People is simple an in sult to Afghan people.
    If you believe Habibulah Kalakaanee was a leader of aghan people , and if you believe Hekmatyaar and Masood were leaders of Afghan people fighting for ISLAMM then blind Mulah Om ar and Haqaanee too are leaders of Afghan People fighting for Islam.

  • bharestan  - s
    اعوذ باله منالپشاتین الرجیم

    پنا میبرم به خداوند و از شر پشتون های راننده شده
  • hamrazsidiq@yahoo.com
    Qdeer jan
    What do you mean by
    Lets forget where we are from, or in which part of the country we were born
    .I think you are ignorant
  • ناشناس
    سلام استاد محترم

    شما از بچه ای سقاو یاد نکرده اید. ایا می شود که سقوط امان الله را بررسی کرد اما نق ش بچه ای سقاو را اصلا نادیده گرفت؟

    بخش اعظم شورش بر علیه امان الله را او رهبری می کرد.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در شنبه ، 1 بهمن 1390 ، 16:43
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 362

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 179 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.