Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

بــازهـــم سخـــن از نـــوروز آریـــایی: PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - تاریخــــــی
نوشته شده توسط دکتر صاحبنظر مرادی   
چهارشنبه ، 28 اسفند 1392 ، 17:50

بــازهـــم سخـــن از نـــوروز آریـــایی:جشن "نوروز" یا "نوکروچ" در پهلوی، ونوروز (النیروز- یوم الجدید) که اعراب آن را "سیدالفصول"  هم میگفتند، در فرهنگ زبان فارسی دری به معنی نخستین روز حمل (فروردین ماه) و از قدیم ترین جشنهای ملی آریائیان بمثابه جشن رستاخیز طبیعت و برابری شب وروز و جدایی دکتر صاحبنظر مرادیبهار از زمستان آمده است.

براساس باورهای اساطیری تجلیل از نوروز با "توفان آریایی" آغاز گردیده که اوستا آن را بگونه ذیل برشمرده است: "آنگاه من اهورا مزدا به جم دو ابزار دادم، یکی نگین زر ودیگری عصای زرنشان، وجم دارای اقتدار گردید وسه صد زمستان ازسلطنت وی گذشت..."

وخلاصه آن اینست که بر اثر ازدیاد انسان وحیوان وپرنده گان در روی زمین جایگاه زنده گی برآنان تنگ گردید، جم با نگین زر زمین را بسود وعصای زرنشان به آن بمالید و زمین دامن بگشود ویک ثلث بزرگتر گردید.

سر انجام جم ازپایان زمستان سرد وسوزان مژده داد، ومردمان درانتظار فرارسیدن آن وقت بیصبرانه لحظه شماری میکردند. آن روز فرا رسید: سپیده دمید وخورشید باگردونه زرین خود، درپهنای آسمان خرامید و "نوروز" فرا رسید.

ازین رو نوروز در پایان یک دوره طولانی تاثر ونومیدی مردم جشن فرخنده وپایان سیه روزی طولانی مردم بوده و درسه اندیشه مذهبی آریایی هامثل "آئین مهری" یا "زروانی"(زمان خدایی) و"مزدیسنا" یا زردشتی که ریشه دراندیشه های قدیم وابتدایی بشریت درخصوص طبعیت دارند، وجودداشته است.
بنا بروایات قدیم نوروز با زندگی وسلطنت جمشید همخوانیها وپیوستگی های تنگاتنگی دارد که درخصوص فرارسیدن زمستان طولانی وسوزان وساختمان قلعه "قلعه ورم" دردوران پادشاهی این پادشاه پیشدادی ارتباط می یابد. نوروزجشن تاج پوشی(یما- جمشید) سر سلسله دودمان آریایی پیشدادی باخترنیز می باشد. نوروز، یعنی روز اول بهار سال هجری خورشیدی است، که در آن آفتاب به برج حمل یا ماه فروردین طلوع میکند وروز وشب را متعادل می سازد. اساساً آریائیان قدیم، درآریاناویجه دوفصل سال رامی شناختند، یعنی سرما(هفت ماه) وگرما(پنج ماه). تقسیم سال به چهار فصل بعدها بمیان گذاشته شد.
بموجب روایات اوستا، بعلت سردی طولانی هوا درآریاناویجه، در آغاز فصل سرما ده ماه وفصل گرما دوماه بود، ولی بعداً تابستان یافصل گرماHama  هفت ماه وزمستانZayma پنج ماه گردید.(34) در آغاز،  شروع فصل گرما جشن نوروز وآغاز فصل سرماجشن مهرگان بود، که اولین درفروردین ماه واعتدال ربیعی ودومین در مهرماه(میزان)واعتدال خریفی (پائیزی) واقع گردیده است.  به نظرمیرسد که جشن فروردین جشن دینی آریائیان بوده که درعین زمان مهد آیین زردشت است، وعادات ورسوم اوستایی درآنجابیشتر رایج بوده است. آریائیان این جشن رابیادگذشته گان خود وبنابرعقیده ایکه به فروهرها ونزول نخستین روز داشته اند برگزار میکردند، اما هخامنشیان جشن سال رادراول مهرماه میگرفتند.
کلمه سال که بعنوان دوره زمانی درفارسی بکاررفته است مشتق ازکلمه "سَرِدsareda " و در ارمنی (Nava sareda) بوده است. این هردو جشن بعداز اسلام نیز عملی بوده اند، وما در دوره اسلامی راجع به نوروز در یادداشتهای مورخین وچکامه سرایان شعر فارسی دری فراوان میخوانیم، و بسیاری از رویدادها ومراسمهای رسمی ودینی در مطابقت با فرارسی نوروز شکل گرفته اند.
بگفته ابوریحان "نو سرد: روز اول آن نوروز سغدیان است که نوروزبزرگ باشد.(35) با توجه به اهمیت نوروز درزندگی عملی مردم مادردرازنای تاریخ، وبحیث نماد ایستاده گی ونامیرایی در برابر تند بادهای حوادث بنیاد افگن لازمست تا به توضیح برخی ازبینشها وباورها درمورد نوروزبپردازیم.
نوروزرانمیتوان بحیث یک واژه درقاموس زندگی ودرطیف رنگین طبعیت اقلیمی سرزمین ماودرمتن زندگی مردم این سرزمین درپویه زمان بابینشها وباورهای گوناگون ازآن معنا بخشید، نوروزمفاهیم زیادی راچون اهرم کثیرالسطوح حیات دردرک وشناخت نظام طبعیت به نمایش میگذارد، که درهریک ازسطوح آن میشود نمادهای حرکت وتحول(فلسفی)، تعادل وتوازن، تاریخ  وفرهنگ، نجوم وریاضیات وشعروادبیات رابارسایی هرچه تمام بخوانش گرفت.
به گواهی تاریخ وگاهنامه های اساطیری آریایی میتوان گفت، نوروزجشنی است همزاد آدم. از روزگار کیومرث که با قدمهای بطی زمان راه پیموده وپیام دوره های گنگ تاریخ را از سر زمینهای ناشناخته اسطوره بزمانه پیشدادیان وکیانیان رسانیده است.  هرچند آغاز نوروز به زمانه اسطوره ای پیش از آریائیان مربوط میگردد، که ازآغاز دقیق آن به مشکل میتوان حرف زد، اما مستخرجین سالنامه های قدیم وپژوهشگران امور تاریخ مبداء این روز را در (5689) سال پیش ازاین(1389)میدانند.
قصه ها وحکایات فراوانی وجوددارد که جمشید نخستین شاه پیشدادیان باختردرهمین روزبه پادشاهی رسید، وباتوجه باینکه نوروز سرآغازفصلی اززندگی پرمیمنت انسان است، این روزرامبدای حکومت خود قرارداد، وآریائیان آن راهمه ساله باپندارها وباورهای دینی و شگونهای نیک وباورمند، وبه  عنایت فریزدانی  اهورامزدای واحد پیشوازمی گرفتند.
حکیم عمرخیام در"نوروزنامه" خود که عمدتاً درباب نوروز سخن دارد، این روزراچنین وصف نموده است:..."اما سبب نهادن نوروز آن بوده است که چون بدانستند که آفتاب را دو دوربود، یک آنک هرسه صدوشصت وپنج روز وربعی ازشبانه روز به اول دقیقه حمل بازآید بهمان وقت وروز که رفته بود بدین دقیقه نتواند آمدن، چه هرسال ازمدت همی کم شود، وچون جمشید آن روزرا دریافت "نوروز" نام نهاد وجشن آیین آورد، وپس ازآن پادشاهان دیگر مردمان بدواقتداء کردند وقصه آن چنانست که چون گیومرث ازملوک عجم بپادشاهی بنشست خواست که ایام سال وماه رانام نهد وتاریخ سازد تامردمان آن رابدانند، بنگریست که آن روزبامداد آفتاب باول دقیقه حمل است، موبدان عجم راگرد کرد وبفرمود که تاریخ ازین جا آغاز کنند، موبدان جمع آمدندو تاریخ نهادند." بعدها پسران جمشید دین "اپرام- ابراهام"حضرت ابراهیم خلیل الله(ع) راپذیرفتند، ونوروزرا به جشن یکتاپرستان مبدل نمودند.
براساس روایات اساطیری وتاریخی درنوروزوقایع ورخدادهای شگرفی بوقوع پیوسته اند: درنوروزکشتی نوح ازطوفان بلاجست وبرکوه جودی نشست، درهمین روزحضرت موسی کلیم الله ازبارگاه ایزد یکتاوحی گرفته است، حضرت عیسی(ع) ابن مریم درنوروز به پیامبری مبعوث گردیده، ودرهمین روز حضرت سلیمان(ع)انگشتر خودراکه رازحشمت وحکمت اوبود، پس ازچهل روز بازیافت.  زردشت درسی سالگی دین بهی راآشکارکرد وآن روز نوروزبود.
بنا بروایتی از امام جعفرصادق نوروز، روزیست که جبرئیل برپیغمبر(ص) نازل شد وروزی که ابراهیم بتها راشکست(36) ویاهم خلقت عالم هستی درهمین روزپایان یافته است. عمرخیام نوشته است:"...چون صدوشصت سال ازملک افریدون بگذشت دوردوم ازتاریخ کیومرث تمام شد واودین ابراهیم(ع) پذیرفته بود، وپیل وشترویوزرا مطیع گردانید."(37 ) باین دیده میشودکه قبول گردیدن دین ابراهیم(ع)توسط فریدون پسرجمشید بعد ازسیر یکهزارسال وشکست بیوراسپ یا اژدی دهاک درین ایام به ترتیبی پیوند جشن نوروزرا بیکی ازادیان برحق آسمانی می تاباند.
قدیم ترین زمانیکه سایه روشنهای نوروزدرآن دیده میشود "درهزاره سوم قبل ازمیلاد است که بخاندان سلطنتی "اُور" ربط می گیرد. ازآنجاکه سومریها ازطریق سرزمین ایران وخلیج فارس به بین النهرین رفته اند، محتملاً عید رایج آن نواحی راپیش ازمهاجرت آریایی هاباخود برده اند. این جشن درحقیقت جشن پیروزی "انایا انکی" بر "اپسو" غول آبهای شیرین بود. این عیدرا که یادگاراساطیر وآیینهای سومریست، بابلی هانیز حفظ کرده اند.(38)     پروفیسور اردمانErdman درموردشکوه وجلال قصر"اپادانا" رادرزمان هخامنشیان که به بهترین شکل آن تزیین میگردید، ابرازنظر نموده که این آبادانی وقصور برای بارعام در روز عید نوروز تاسیس شده است وگواه قول خود آنهمه نقش ونگاروتزیینات شاهانه رامیداند.
پروفیسورگیرشمن Ghirshman باستان شناس فرانسوی عقیده داردکه پرسی پولیس وکاخ "آپادانا" فقط برای برگزاری عید مذهبی وملی ایرانیان که همان نوروز است، ساخته شده است. پروفیسور هیننگHenning دررساله ای بنام سنگ نبشته های کوشانیان که درکمبرج بجاپ رسانیده نوشته است که درآن روزگاراین گونه مراسم ها اغلب در آتشکده ها ومعابد برگزارمیشد، که بسیاری از آن مراکز مذهبی مربوط عهد کوشانی درافغانستان (امروز) از بین رفته است...کوشانیان دریکی ازروزها بنام نوبهارآتش می افروختند، وازبام تاشام به شادی وشادکامی، نیایش وستایش می پرداختند. لفظ بهاردرزبان وادبیات فارسی وعربی علاوه برفصل سال، به معنی معبد درترادف با"ویهارا"یعنی بتکده آمده است، ونام های چون "سریکه بهار"دربگرام، "شاه بهار" درغزنی، "نوبهار" دربلخ، "گلبهار"درکاپیسا، "بهارک" در بدخشان ازین مفهوم بیرون نیستند.
فخرالدین اسعدگرگانی درمنظومه ویس ورامین که متن آن بزبان پهلوی وازدوره اشکانیان بi میراث مانده است، ازبرگزاری نوروز درآن عهدخبرمیدهد:

 

کجا آنکه زگشت روزگاران          درآذرمــاه بـودی نوبهـــــاران
منم آزار و تو   نوروز خرم             هـرآیینــه بـود این هردوبـاهم            
سرسال وخجسته روزنوروز           جـهان پیروزگشت ازبخت پیروز

درمروج الذهب مسعودی ودرآثارالباقیه بیرونی درباره "نوبهار"بلخ آمده است که گویا منوچهرپیشدادی برای گرامی داشت "ماه" آنرادرست کرده بود وظاهراًازپرستشگاه های مغان پیش اززردشت است. آورده اند: "گنبدی برنگ سبز داشت وبرآن درفش های افراشته وبلندی ازحریرسبزاستوارکرده بودند وبرمکیان سرپرستی آنرا داشتند.(39)
درکتاب فضایل بلخ آمده است: "وزبان بهشتیان فارسی دری است. وایوب شهیدمیگوید که پارسی دری زبان اهل بلخ است...وهرنوروزی دروی عیدکردندی به موضع که آن را"نوبهار" میخوانند...ونوبهار بنا کرده برامکه است.(40 ) ازین لحاظ فرهنگ وگاهنامه های نوروزی درتاریخ وادبیات سرزمین کهنسال ما بارنگ وبوی فراوانی نمودارگردیده، وبه گنجینه عظیم و پرغنای ادبیات باستانی وسنتهای سرزمینی مادرآمیخته وبامضمون زندگی عصروزمان ما بصورت بنیادی پیوند یافته است.


Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در دوشنبه ، 4 فروردين 1393 ، 18:50
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 329

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

پـــــارســـــی

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 158 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.