Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

تاجیکــان در گــذرگاه تاریــخ (بخش چهاردهم) PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - تاریخــــــی
نوشته شده توسط پروفیسور رسول رهین   
يكشنبه ، 20 فروردين 1396 ، 12:47

تاجیکــان در گــذرگاه تاریــخ (بخش چهاردهم)(خراسان باختری یا افغانستان کنونی)
وضع تاجیکــان دردوره زمــداری قلابی حامـد کــرزی:
حامد کرزی در ۲۲ دسامبر۲۰۰۱ میلادی (1380خ) بعد از ۳ دهه جنگ در افغانستان در جلسه بن آلمان به عنوان رئیس جمهور موقت افغانستان انتخاب وطی مراسم خاصی ریاست مؤقت، جمهوری افغانستان را از استادپروفیسور رسول رهین برهان الدین ربانی، تسلیم گرفت.
حامد کرزی پیش از غصب ریاست جمهوری کشور شخص عادی، کم تحصیل، کم تجربه و سطحی نگر شناخته میشد. او در دوران جهاد عضو عادی یکی از ضعیف ترین تنظیم های جهادی (جبهه نجات ملی به رهبری صبغت الله مجددی) در شهر پشاور، پاکستان بود. او با تشکیل اولین حکومت مجاهدین در سال ۱۹۹۲ میلادی، به مدت چند ماه معین سیاسی وزارت امور خارجه مقررگردید.

این پست چند ماهه، بلند ترین تجربه کاری حامد کرزی به شمار میاید. در جنگ های که در شهر کابل میان حکومت ایتلافی مجاهدین و "شورای هماهنگی" متشکل از حزب اسلامی، جنبش ملی اسلامیٍ و وحدت اسلامی و..... صورت گرفت، حامد کرزی در حالیکه معین سیاسی وزارت امورخارجه بود، در قبال این کشمکشها موقف مثبت و روشن نداشت. او در دوران حکومت طالبان، با وجودیکه طالبان در بخش های وسیع افغانستان حکمروایی داشتند و علیه نیرو های حکومت مجاهدین میجنگیدند و در مقابل مردم عادی نیز برخورد وحشیانه وجنایتکارانه داشتند، او با رهبران طالبان درتماس بود و یک نوع همکاری و همنوایی تباری باایشان نشان میداد.
بهمه حال، حامد کرزی بعد از پایان دوره مؤقت با اکثریت آرای جرگه بزرگ اضطراری به عنوان رئیس جمهور انتقالی افغانستان انتخاب شد، تا فضای سیاسی کشور را آماده برگزاری انتخابات ریاست جمهوری افغانستان کند. انتخابات بعد از کش و فشهای زیاد در سال ۱۳۸۳ با همکاری سازمان ملل متحد در افغانستان برگزار شد. رقیبان آقای کرزی٬ محمدیونس قانونی از قوم تاجیک٬ محمد محقق از قوم هزاره وژنرال دوستم از قوم ازبیک، جدی ترین رقیبان او در انتخابات بودند. با وجود شیرین کاری های آقای کرزی دردوران موقت و انتقالی و متهم بودن به کمک به طالبان، مؤفق گردید با چال و نیرنگ های تقلبکاران باکثریت آرا به ریاست جمهوری افغانستان برسد.

او پس از انتخاب بحیث رئیس جمهور، ماهها طول کشید تا کابینه انتخابی خودرا که درآن همه وزارت خانه های کلیدی به قوم پشتون و چند وزارتی که چندان تاثیری در اوضاع سیاسی کشور نداشتند به اقوام غیر پشتون داده شده بود، از شورای ملی گذشتاند. این کابینه به جای اینکه اهداف ملی را دنبال کند در پیگیری اهداف قوم پشتون برآمده و روز به روز به مشکلات سیاسی بین اقوام تاجیک و سایر اقوام کشور می افزود. اوج قوم پرستی کرزی زمانی آشکارا گردید که انتخابات پارلمان برگزار شد و نماینده ها در پارلمان بخاطر انتخاب رئیس پارلمان به چانه زنی پرداختند. نامزد ریاست پارلمان آقایان یونس قانونی، محمد محقق و استاد سیاف بودند. آقای کرزی با وعده و وعید های زیاد توانست محمد محقق را به نفع استاد سیاف منصرف کند که این موضوع به موقعیت محقق در بین قوم هزاره تاثیر منفی بر جای گذاشت و محمد یونس قانونی براحتی توانست بحیث رئیس پارلمان افغانستان انتخاب گردد. بعد از انتخاب یونس قانونی بحیث رئیس پارلمان قدرت سیاسی افغانستان دو قطبی گردید که در یک قطب آقای کرزی با حامیان پشتونش ودر قطب دیگر پارلمان افغانستان به رهبری یونس قانونی بودند.

آغازکار کرزی در ریاست جمهوری افغانستان با جذب و تقرر نخبگان قوم پشتون در پستهای حساس و پردر آمد کشورشروع گردید. او روشنفکران پشتون را مؤظف گردانید تا پشتونهای مهاجر در اروپا و امریکا را در مقابل معاش ماهوار گزاف دالری جذب وبه افغانستان بفرستند. چنانچه در آن زمان تعداد کثیر پشتونهای مهاجر دوباره از اروپا و امریکا بکابل برگشته و چوکیهای حساس و پردرآمده کشور را بدست گرفتند. این اشخاص تا هنوز در پستهای فرمایشی خود باقی هستند و تا هنوز هیچ تند بادی نه شوریده است تا ریشه های بوسیده این اشخاص را بیجای کند. درین میان هرگاه تحصیل یافته های اقوام دیگر مخصوصاً تاجیکان به دفاتر استخدام دوران کرزی مراجعه میکردند با هزاران نیرنگ و دسیسه مجبور به عقب گرد میشدند و مایوسانه دوباره به کشورهای میزبان اروپایی و امریکایی خود باز میگشتند. چنانچه این حرکتهای نا مسؤلانه و تبار گرایانه کرزیها باعث گردید تا امنیت از جامعه صلب و دست نا بکار دشمن درازتر گردد و به سادگی بتواند دانه های سیاه اختناق را در جامعه بلا کشیده ما بکارد.

در حالیکه اوضاع کشور روزتا روز نابسامان تر و مداخله بیگانگان بیشتر شده میرفت، بازهم کرزی تمام سیاستهای پوسیده خود را برای خلع قدرت اقوام غیر پشتون مخصوصاً تاجیکان متمرکز کرده بود تا بتواند اقلیت قوم پشتون را تقویت کرده، به عنوان یک قوم اکثریت و واحد در افغانستان معرفی نماید. چنانچه وی بعد از انتخاب شدن به عنوان رئیس جمهور در ابتدا از خلع قدرت قوم تاجیک با برکناری قسیم فهیم از وزارت دفاع، یونس قانونی از وزارت معارف ودر نهایت برکناری دکتر عبدالله از وزارت خارجه آغاز نمود. با گذشت زمان با جابجایی پشتونها بجای تاجیکان توانست افراد شاخص قدرت مند تاجیکان را خانه نشین و جای ایشان را به افرادی از قوم پشتون بدهد که سواد کافی در چانته نداشتند.
این اعمال تبارگرایانه کرزی، سایر اقوام کشور عمدتا شهرنشینان کابل، هرات، مزارشریف، اعم از تاجیکها، هزاره ها، ازبیک ها، ترکمن ها و کسانی را که در دوران جهاد علیه ارتش سرخ ودوران مقاومت علیه طالبان در صحنه های نبرد حضور فعال داشتند، بر آن داشت تا جانب حامدکرزی به حیث یک رهبر ناکام، سیاست مدار متعصب، انسان تنگ نظر، ضعیف، استفاده جو، توطئه گر، وعده خلاف بنگرند و در باره شخصیت و زعامت او قضاوت منفی داشته باشند. ایشان حتی فکر میکردند که حامد کرزی وهمکاران نزدیکش طی سیزده سال حکومتداری از سرازیر شدن میلیارد ها دالر کمک های جامعه جهانی کمترین استفاده را نموده و در عین زمان رشوت ستانی و فساد اداری را به بلند ترین سطح آن یا به شکل عمدی و یا به شکل غیر عمدی رسانیدند. بیائید ریشه های تک قومی و تاجیک ستیزیهای این رئیس جمهور متقلب را مشخصتر بشماریم:

1)درتقلبات انتخاباتی:
چنانکه گفته آمدیم، از زمانیکه حامد کرزی به هرم قدرت تکیه زد، همه تلاش های مشروع و غیرمشروع او این بود تا قدرت را در دست خود و حلقه نزدیک به خودش قید کند. او و تیم همکارانش در انتخابات ۲۰۰۴ و در انتخابات ۲۰۰۹ به سطح بسیار وسیع دست به تقلبات انتخاباتی زدند و به هیچ قیمت حاضر نشدند تا مقام ریاست جمهوری را ترک گویند. تقلبات گسترده انتخاباتی ریاست جمهوری2004 و 2009 میلادی بوضاحت نشان داد که حامد کرزی با استفاده غیر مشروع و غیر قانونی از صلاحیت ها و امکانات دولتی و مصارف هنگفت پولی غیر شفاف، چگونه نتایج انتخابات را به سرقت برد وخود را برنده اعلان نمود. مشاهده بفرمائید تقلب کاری ها و سؤ استفاده های کاذب در انتخابات 2004 عطش او را سیراب نساخت تاکه در انتخابات 2009 میلادی به شکل خیلیها وسیع وهمه جانبه وبه سطح بین المللی رسوایی انداخت. بحدی که جان کیری وزیر خارجه امریکا پا در میانی کرد و ریاست جمهوری کشور را بر خلاف رای و خواست مردم افغانستان باو تسلیم نمود. حامد کرزی درمدت ده سال ریاست جمهوری به یغما برده خود، فرهنک فساد اداری و رشوه ستانی را گسترش داد. او درقضیه"کابل بانک" و مفقود شدن بیش از نه صد ملیون دالر از دارایی های این بانک، ارتباط مستقیم داشت و دارد. بدبختانه تقلبکاریهای انتخاباتی او در انتخابات2014 نیز که عامل اصلی و اساسی، همان دستکاریهای پنهانی او بود، رسواتر از پیش و مفتضحانه تکرار گردید. اثرات ناگوار این انتخابات تا هنوز درفضای سیاسی کشور حاکم میباشد. افغانستان بعد از سالها جنگ و استبداد بلاخره موفق شده بود تا نظام دیموکراسی را بنا نهد. اما حامد کرزی این دیموکراسی نو بنیاد را با تقلبات انتخاباتی سازماندهی شده در نطفه ناقص و معیوب ساخت.
مضاعف برآن تیم تمامیت خواه آقای کرزی طی ده سال " افرادی را از آدرس اقوام غیر پشتون در سمت های دولت نصب وبرگزیدند که سوابق همکاری آشکار وپنهانی به شبکه های تروریستی طالبان، حزب گلبدین حکمتیار، افغان ملت، تیم روم داشته ودرنهایت درمیان اقوام منسوب بخود تجرید، منفور، کم وزن، عقده مند، بی اتوریته وانفعالی شده بودند. وهم حقایق مرموزی حاکیست، که درعقب این همه سیاست های متوحش ونفاق افگن کرزی دست های پیدا وپنهان پاکستان این سناریو ها وسوژه های تفرقه افگنانه را در وزارت خانه های کشور بویژه وزارت معارف که دبستان، آموزش گاه وپرورشگاه کادر های فردای کشور اند ترسیم، خط کشی و مدیریت میکرد. آقای وردک از هنگام حضور نفاق افگنش در جرگه های اضطراری وقانون اساسی که پل فواصل میان دولت مرکزی وولایات کشور را بستر سازی نمود، یقینآ اهداف پنهانی یی منشا این برنامه های مسموم کن وزهرآلود او را تشکیل میداد. اینهم قابل ذکر است که دولت وابسته حامد کرزی با پشتیبانی وسیع وهمه جانبه ناتو در راس ایالات متحده امریکا، انگلیس در همکاری تنگاتنگ باحلقه های نظامی واستخباراتی پاکستان از بیرون و جبهه افغان ملت، حزب اسلامی حکمتیار، شؤنیستهای غرب گرا، سیادت طلبان قومی منشعب شده از حزب دموکراتیک خلق وتعدادی از بخشهای سیاسی طالبان از داخل با استفاده از تمام امکانات دست داشته مصروف تحقق حذف هویتهای قومی،اقوام غیر پشتون بودند ؛ ایشان با سازماندهی ترورها وقتلهای زنجیره یی سیاسی نخبه گان سیاسی ونظامی تاجیک را که ازمحور مقاومت ملی برخاسته بودند، هدف قرار داده و آخرین موانع رابرای جلوس پیروز مندانه در قدرت زیر نام سیاست « آشتی ملی»، بجلو بردند. ترورهای زنجیره یی شادروان کاظمی، سید خیلی، جنرال داود داود، جنرال شاه جهان نوری و متحدین جبهه مقاومت ضد طالبان و پاکستان مانند داکتر عبد الله لغمانی، انجینر عمر، ملک زرین، جنرال خان محمد مجاهد و... در همین راستا تحقق یافت واین سیاست در واقع در همسویی کامل با رژیم و اهداف تیم کرزی در راستای حذف اتنیکهای دیگر دنبال میشدند.
به خاطر همین هدف سیاسی مبتنی به تفوق طلبی پشتونها و حذف اتنیکهای دیگر بود که حامد کرزی قبل از انتخابات ریاست جمهوری 1393، یک حلقه خاص از افراد هم تبار و هم فکر خود را در کمیسیون انتخابات مقرر نمود وبرایشان وظیفه سپرد تا به طروق ممکنه؛ حتی سازماندهی تقلبات وسیع انتخاباتی، مانع پیروزی داکتر عبدالله شوند. وقتیکه داکتر عبدالله علیه تقلبات و جعلکاریهای انتخاباتی او جبهه گیری کرد، حامد کرزی صریحاً به عبدالله گفت " شما اجازه ندارید، بحیث رئیس جمهور داخل ارگ ریاست جمهوری شوید" در عین زمان با یک موقف گیری شدیدمانع حضور ناظرین بین المللی در کمیسیون های انتخاباتی گردید. به همین خاطر است که شمارش آرا و اعلان نتایج انتخابات بیش از شش ماه طول کشید و با افتضاح و رسوایی تاریخی خاتمه یافت که مسؤل اصلی این رسوایی تاریخی شخص حامد کرزی میباشد.

2)درجه بندی اقوام:
در حکومت حامد کرزی، درعمل، شهروندان کشور به اساس قوم شان درجه بندی شده بودند. پشتون ها شهروند درجه اول پنداشته میشدند و اقوام غیر پشتون بیگانه تلقی میگردید. تاجیک ها شهروندان درجه دوم، هزاره ها درجه سوم، ازبیک ها در جه چهارم و دیگر اقوام به تعقیب آن.... شمار میشدند.
حامد کرزی و همتبارانش، چون تاجیک ها را رقیب عمده پشتون ها میشمردند به همین علت بود که همیشه مانور های سیاسی رهبری دولت علیه تاجیکها و رهبران تاجیکتباران میبود. اما در مقابل شهروندان هزاره، ازبیک، نورستانی و...... از نرمش تکتیکی کار گرفته میشد. اگر چه معاون اول حامدکرزی همیشه یک تاجیک میبود، اما معاون تاجیک حضور سمبولیک داشته یا کاملآ بی صلاحیت میبود و یا در مشاجره دوام دار با رئیس جمهور و حلقه خاصش مصروف نگه داشته میشد.

3) تقویت اقتصادی پشتونها:
از نگاه اقتصادی حامد کرزی بابی باکی، بی پروایی، عدم احساس مسؤلیت و بلاخره نبود احساس دلسوزی به دارایی ملی و مردم برخورد میکرد. از ارگ ریاست جمهوری گرفته تا همه بخش های دولتی درقسمت مصرف پول، جدیت و توجه دقیق وجود نداشت. گفته میشود طی سیزده سال جامعه جهانی چندین ملیارد دالر به اشکال مختلف به افغانستان مساعدت کرد، اما آنچه امروز از نگاه بازسازی به مشاهده میرسد، هیچ به آن مبلغ بزرگ اعلان شده مطابقت ندارد. بی احساسی مقامات عالیه دولتی با پدیده شوم فساد اداری دست به دست هم داده، حد رسوایی را به انتهای آن رسانیدند. پشتونهای نزدیک حامد کرزی قبل از ۲۰۰۱ میلادی اشخاص عادی بودند و پول زیادی نداشتند، اما بعد از سیزده سال حضورو استفاده جویی های نا مشروع از صلاحیت حکومتی، امروز سرمایه دار ترین افرادجامعه افغانستانی حتی در سطح کشور های منطقه به شمار میروند. نمونه بارز آن را میتوان در دارایی های نا مشروع عمر زاخیلوال، فاروق وردک، سرمایه های آشکارا و پنهان شخص حامد کرزی و محمد داؤدعمر زی مشاهده کرد.

4) بی اعتنای در مقابل زبان بومی اکثریت مردم کشور:
همه میدانند زبان فارسی دری یکی از کهنترین زبان های بزرگ و اصیل بشریت به شمار میرود و بیش از سه هزار سال قدامت تاریخی دارد. زبان فارسی دری بعد از زبان عربی، دومین زبان جهان اسلام محسوب میگردد. اکثریت مطلق مردم افغانستان (بیش از 80 فیصد) به زبان فارسی دری صحبت میکنند. فلهذا باید در تقویه و حفاظت این غنای بزرگ فرهنگی توجه صورت میگرفت تا موقعیت سیاسی و اجتماعی این زبان برجسته تر میگردید. اما چنین کار صورت نگرفت، بلکه یک سلسله مانور های تخریبکارانه در جهت تضعیف و تخریب زبان فارسی دری انجام یافت که تا هنوز ادامه دارد. به گونه مثال: "سرود ملی" باید به زبان فارسی دری می بود تا برای اکثریت مطلق مردم افغانستان قابل فهم و پذیرش میبود. اما حامد کرزی و اطرافیانش با فشار ها و مانور های مختلف، برخلاف تعهدات شان، سرود ملی کشور را به زبان پشتو، جبراً درج قانون اساسی نمودند. این عمل غیرمعقول هیچگاه قابل توجیه بوده نمیتواند. علاوتا شعری که به نام "سرود ملی"سروده و انتخاب شده است وفعلا رسمیت دارد، فاقد زیبایی شعری بوده و مفهوم آن سطحی و طفلانه میباشد. در حالیکه سرود ملی قبلی که به زبان فارسی دری بود به مراتب زیبا، فراگیر، پرمفهوم و خارج از هرگونه تعصب سروده شده بود. بانک نوتها که سر مایه ملی کشور را تشکیل میدهند، باید به زبان فارسی دری میبود ویا کم از کم به دو زبان ویا سه زبان چاپ میشد. در حالیکه این طور نشده، عمداً و قصداً بزبان پشتو چاپ گردیده است. تلویزیون ملی افغانستان که زبان گویای همه اقوام کشور میباشد 80 فیصد بزبان پشتو نشرات دارد. اگر کدام برنامه یی بزبان فارسی دری ویا اوزبیکی نشر میشود فاقد جایگاه علمی، فرهنگی و سیاسی بوده، بحیث برنامه ناخواسته و نمایشی پخش میگردد که هرگز شایسته نشرات به زبان اکثریت مردم کشور و شایسته زبان غنی و پر بار فارسی دری که در 65 کشور جهان تدریس میگردد، و بحیث زبان هفتم در ملل متحد قبول گردیده است، نمیباشد.

5) همکاران مجهولالهویه:
دفاتر ریاست جمهوری حامد کرزی توسط یک حلقه از افراد مجهول الهویه و یا منفی الهویه رهبری میشدند که افکار و کارکرد های این اشخاص برای اکثر مردم افغانستان قابل قبول نبود. حامد کرزی بحیث یک رئیس دولت مسؤلیت داشت تا میان قوای ثلاثه دولتی ـ قضا ـ حکومت ـ پارلمان - تفکیک قایل نشود و در مشروعیت بخشی و تقویه هرنهاد تلاش های جدی و بی شایبه نماید. اما حامد کرزی هم به حیث رییس جمهور و هم به حیث صدراعظم و هم پادشاه خود کامه و... همه صلاحیت ها و قدرت دولتی را در قید صلاحیت خودش نگه داشته بود. هیچ مقام و مرجع در مقابلش وجود نداشت تا یک مقدار توازن در قدرت ایجاد گردد. او طی سالها در مقابل پارلمان در مجادله وکشمکش نا سالم قرارداشت، تلاش میکرد که توسط افراد خود، پارلمان را در کنترول خود آورده و مطیع خواست های شخصی خودش نماید و یا از اعتبار و پرستیژ ان نهاد بزرگ بکاهد. قضا و سارنوالی راکاملا در قید خود نگه داشت. رییس سترمحکمه که پنج سال قبل در کسب رای از طرف پارلمان ناکام شناخته شد بود و باید ازنگاه معقولیت و مقبولیت عقلی و سیاسی از وظیفه اش کنارمیرفت، حامد کرزی بدون توجه به رای عدم اعتماد پارلمان، قاضی القضات سلب صلاحیت شده را در مقامش تا اخرین روز های ریاست جمهوری خود نگه داشت. همچنان بعضی از وزرا و مقامات عالی دولتی که بعد از استحضاح ازطرف پارلمان سلب اعتماد شده بودندو باید از وظایف شان کنار میرفتند، حامدکرزی در مخالفت صریح علیه پارلمان و اصول دیموکراسی، این اشخاص را در وظایف شان حفظ کرد و مانع استعفا و کنار رفتن شان از وظیفه گردید.

6) عکس العمل منفی در مقابل نخبه گان تاجیک:
یکی از جناح هایی که همیشه در کنار کرزی قرار داشت واز او حمایت میکرد، رهبران "جبهه متحد"و یا به اصطلاح دیگر «گروه اتحاد شمال» بود. اما حامدکرزی چه در خفا و چه در ظاهر پیوسته تلاش مینمود تا این گروه را خطرناک جلوه داده، خورد بسازد، تخریب کند و یا در میان رهبران شان تفرقه بیدازد. به گونه مثال وقتی کرزی به مقامات غربی ملاقات و یا مذاکره میداشت به انها میگفت که «گروپ اتحاد شمال» متحد ایران و روسیه است که بالای شان نباید اعتماد کرد. اما وقتی با ایرانیها ویا روس ها ملاقات میکرد، به آنها میگفت با «گروه اتحاد شمال» احتیاط کنند و همکاری نکنند، آنها باعث آمدن امریکا به افغانستان شده اند. جالب این است که ازاین نوع برخورد های ناجوانمردانه علیه همکاران خود ده ها بار بدون شرم و حیا، درمواقع مختلف استفاده کرده است. ا
او هرگاهی که نزد محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور اسبق جمهوری اسلامی ایران، میرفت، با وی بلاتراز مراودات دیپلوماتیک دست رفاقت میداد واز برخورد امریکایی ها برایش گله و شکایت میکرد. به صراحت آشکارا شد که ریاست جمهوری ایران معاش ماهانه بالاتر از ملیون یورو به حامد کرزی میداد، چنانچه مشاهده کردیم و دیدیم که این یوروها در دروازه طیاره آریانا از طرف رئیس دفتر حامد کرزی، داؤدعمرزی تسلیم گرفته شد. همچنان خواندیم که "دونالد رامسفلد" وزیر سابق دفاع امریکا بعد از رفتن از آن وزارت کتاب خاطرات خود را منتشر کرد. در آن کتاب خاطره یی از حامد کرزی رئیس جمهور سابق افغانستان نیزذکر شده است که خیلی جالب میباشد. خاطره رامسفلد آن بود که حامد کرزی به صورت خصوصی به وزیر دفاع امریکا "رامسفلد" گفته بود که دشمن افغانستان طالبان نیستند، بلکه اتحاد شمال میباشد. آقای کرزی زمانی اتحاد شمال را خطری برای حکومت خود خوانده بود که برخی چهره های آن اتحاد، در حکومت او حضور داشتند و از همکاران حکومتی او بودند. آنچه این خاطره را مورد توجه قرار داده بود، انگشت اتهامی است که آقای کرزی بر اتحاد شمال نشانه رفته بود. اتحاد شمال ترکیبی از اقوام غیر پشتون افغانستان بود. به سخن دیگر مرکز تصمیم گیری آن اتحاد به دوش افراد غیر پشتون بود نه ضد پشتون. از سخنان کرزی این گونه برداشت شد که آقای کرزی علی رغم آن که از سوی جامعه جهانی منصوب شده است و با پشتوانه نیروهای خارجی حکومت می کند، اقتدار او با حضور نیروهای خارجی تامین می گردد و هم چنان به رغم شعارها یی که او داده و سخنرانی هایی که گاه و بیگاه به طرفداری از دموکراسی و قانون اساسی و پارلمان انجام داده است، هنوز دلبستگی به اقتدار قومی دارد، نه دیموکراسی.

7) تلویزیون سه کشور فارسی زبان:
در دوران حکومت مطلق العنان حامد کرزی، رئیس جمهور تاجیکستان امام علی رحمان به کشورهای ایران و افغانستان پیشنهاد نمود تا یک تلویزیون خاص برای فارسی زیانان هر سه کشور تأسیس نمایند. این تلویزیون به همکاری مادی و معنوی هر سه کشور فارسی زبان به نشرات خود ادامه بدهد. حامد کرزی این پیشنهاد را قبول و شرط گذاشت که برنامه هایی برای زبان پشتو نیز در آن گنجانده شود. چون تلویزین مشخص برای فارسی زبانان سه کشور فارسی زبان حوزه تمدنی آریانای کبیر بود، نمیشد که در آن دست بازیها و دستبردهای شؤنستی و تبارگرایانه صورت گیرد. با این پیشنهاد میان خالی و مخالف اهداف نشراتی آن تلویزیون، حامد کرزی مانع فعالیت آن تلویزیون برای فارسی زبانان سه کشور فارسی زبان گردید. کشورهای فارسی زبان حوزه تمدنی آریانای بزرگ ازین پیشهاد حامد کرزی این برداشت را نمودند که این رئیس جمهور حامی و پشتیبان یک قوم خاص در کشور است، هرگز حامی فرهنگ و تمدن باستانی اقوام بزرگ این کشور نمیباشد.
همچنان حامد کرزی ازجشن جهانی نوروز که همه ساله در یکی از کشورهای اصلی نوروز مانند افغانستان، ایران و تاجیکستان و... در سطح جهانی تجلیل میگردد، استقبال چندان نکرد. او درکشور مهد نوروز افغانستان با بی میلی و بیعلاقگی از جشن نوروزاستقبال کرد و آن چنانی که در کشورهای تاجیکستان و ایران جشن جهانی نوروز تجلیل گردیده بود، در افغانستان برگزار نگردید. این همه بی اعتنایی ها در مقابل فرهنگ اصیل و بومی تاجیکان، بر میگردد به عدم درک و تعصب بیحاصل او در مقابل فرهنگ اصیل فرزندان اصیل و بومی این سرزمین که مالک همه دارایی های فرهنگی و تمدنی این کشور میباشند.

8)جعلکاری و تقلــب در مسوده قانون اساسی:
ملاحظه بفرمایند، دریک وثیقه ملی کشوری که در پنجا و دو مورد جعلکاری صورت گرفته باشد، باز آن چه قانون است و چطور قانون گفته شود و آن مردمی که به رعایت مواد آن متعهد باشند چه خواهند کرد. این کشور و این رهبری را چه باید بگویند. باجعلکاران چه باید کرد؟ آیا متوجه میشوید که همه بدبختیهای جامعه ما ناشی از همین جعلکاریها است؟ آیا آگاهی دارید که همه نا امنیها و رشوه ستانیها ناشی از همین جعلکاریها میباشد؟ آیا دقت کرده ائید که بی نظمی ادارات و انواع انارشیزم دولتی همه ناشی از همین جعلیات است؟ رئیس جمهوری که با قانون جعلی و رای گیری جعلی و قلابی به قدرت رسیده باشد چطور میتواند کشوری را که همه مردمش از همه جعلیات آگاهی دارند اداره کند؟     
از همه جعلیات در قانون اساسی، فقط یک مورد را که مربوط به ماده شانزدهم و ایجاد اینهمه هرج و مرج و تیغ کشیهای زبانی گردیده است به توجه خواننده گان میرسانم. با استفاده ازاین ماده جعلی کریم خرم، سابق وزیر اطلاعات و فرهنگ و پسانتر سر دمدار اداره جناب کرزی، ژورنالیست جوان و با کرکتر و آگاه ولایت بلخ بصیر بابی را که گویا ازکلمات "دانشگاه، دانشجو و دانشکده" در خبر ارسالی به تلویزیون ملی استفاده کرده بود، سرزنش کرد و اخطارداد که استعمال این کلمات در زبان فارسی دری ضد قانون وضد دین مبین اسلام میباشد.
صرف نظر از اینکه این عمل وزیر اطلاعات وفرهنگ وقت کشور چقدر ناروا و ناقض بندهای دیگر قانون اساسی میباشد و چقدر از عرف و عادات انسانی و زیست باهمی بدور میباشد که یک گروه قومی ویا قومی بر قوم دیگر فشار وارد کند که در زبان خود کدام واژه ها را استعمال کنند ویا کدام واژه هارا استعمال نکنند، نگارنده میخواهم در اینجا اصل کاپی نشانی شده قانون اساسی کشور را که از طرف رئیس مجلس بزرگ ملی نشانی گردیده است، جنساً پیکش کنم. در این کاپی ماده شانزدهم باین عبارت ختم شده است: "نشر مطبوعات ورسانه های گروهی به تمام زبانهای رایج درکشورآزاد میباشد." کلمه دیگری درج نیست. ولی در متن قانون اساسی یی که بعداً از دارالانشأ قانون اساسی به سر کردگی جناب فاروق وردک تشکیلات چی حزب ناسیو نالیست افغان ملت اشاعه گردید، این عبارت را در ذیل ماده شازندهم به قلم خود، چنین علاوه کرده اند: " مصطلحات علمی و اداری ملی موجود درکشور حفظ میگردد." ملاحظه بفرمائید که یک پینه نا متجانسی است که به هیچ یک از مواد قانون اساسی مطابقت ندارد و با چند بند قانون اساسی مخالف هم میباشد.
درهمه کشورها شوراي ملي را بنام قوه مقننه میگويند؛ زيرا مسؤليت اساسي شوراي ملي را قانون سازی تشکيل مي دهد. ‏و شوراي ملي فعاليت خويش را در پرتو قانون اساسي تنظيم نموده و به تصويب قوانين فرعي ‏مي پردازد‎.‎در صورتي که در قانون اساسي اشکالي وجود داشته باشد، مسؤليت شوراي ملي چيست؟‎ ‎    
حالا در افغانستان دو قانون اساسي وجود دارد، يکي نسخه اصلي مصوب مجلس بزرگ ملی (لويه جرگه) (1382) که از طرف رئیس مجلس نشانی شده و در نزد اکثر اعضای آگاه مجلس و نمایندگان خارجی مجلس (یونیما)موجود میباشد وديگري نسخه ‏ جعلکاری شده دارالانشا قانون اساسی که توسط حامدکرزي توشیح گردیده است. ‎ سوال اساسی اينجاست که شوراي ملي کدام نسخه را معيار قرار مي دهد؟ و متن اصلي قانون اساسي کدام است؟ حتی متن انگلیسی قانون اساسی که از طرف یونیما بچاپ رسیده است با نسخه دارالانشا یکسان نمیباشد. در نسخه انگلیسی یونیما نیز جمله جعل شده وجود ندارد. به متن انگلیسی دفتر یونیما نیزتوجه بفرمائید:
Sixteen
Ch. 1, Art. 16
From among the languages of Pashto, Dari, Uzbeki, Turkmani, Baluchi, Pashai, Nuristani, Pamiri (alsana), Arab and other languages spoken in the country, Pashto and Dari are the official languages of the state.
The Turkic languages (Uzbaki and Turkmen), Baluchi, Pashai, Nuristani and Pamiri (alsana) are – in addition to Pashto and Dari – the third official language in areas where the majority speaks them. The practical modalities for implementation of this provision shall be specified by law.
The state adopts and implements effective plans for strengthening, and developing all languages of Afghanistan.
Publications and radio and television broadcasting are allowed in all languages spoken in the country.


هرچند در همان زمان شماري از ‏وکلاي مجلس بزرگ ملی (لويه جرگه) تصويب قانون اساسي صداي اعتراض خود را بلند نمودند و از طريق رسانه هاي همگاني ‏مردم افغانستان را از اين عمل نادرست با خبر ساختند و حتي طي مکتوبي اعتراض شان را به دادگاه عالی‏افغانستان غرض دادخواهي تحويل دادند؛ اما "بسکه پستي داشت گردون، هيچ صدايي برنخاست‎.”
بسياري از کارشناسان بدين باور اند که حل قضيه "قانون اساسي" براي شوراي ملي افغانستان محک خوبي ‏است؛ زيرا با اتخاذ تصميـــم در اين عرصه نهايت مهم و سرنوشت ســـاز، شوراي ملي، استقلاليت، کارداني ‏و قانونمندي خود را به نمايش مي گذارد و هرگونه سهل انگاري در اين راستا نشانه ضعف و ناتواني شوراي ‏ملي در آينده خواهد بود. اگر شوراي ملي نتوانست از حريم عاليترين وثيقه ملي دفاع نمايد در ساير موارد ‏چشم اميدي نبايد از شوراي ملي داشت‎.‎
اعضاي محترم شوراي ملي با زبان رسا حق دارند بپرسند، که چرا قانون اساسي (دونسخه دارد) و چه کسي ‏قانون اساسي کشور را جعل و تحريف نموده است و سزاي آن در قانون چه مي باشد؟ (مراجعه شود به سایت پیام مجاهد)

نامه نمايند گان مردم به سرمنشی ملل متحد:
جلالتمآب سرمنشي عمومي ملل متحد!
توفيقات‎ ‎مزيد شمارا در راه تأمين صلح جهاني، امنيت سراسري، رفع فقر و گرسنگي، ‎مبارزه با بي سوادي ‏و تحکيم روابط دوستانه ميان کشورهاي جهان از‏‎ ‎بارگاه ايزد منان مسئلت مي نمائيم‎.
طوريکه مستحضر هستيد، سازشنامه‏‎ ‎بن پيرامون افغانستان دوسال قبل زيرنظر سازمان ملل متحد وبه ‏تجويز‎ ‎شخص جلالتمآب شما صورت پذيرفت واز آن زمان تا کنون سازمان ملل متحد به‏‎ ‎وسيله دفتر ‏سياسي خود يوناما تطبيق مفاداين سازشنامه را زيرنظردارد‏‎.‎سازمان ملل متحد به خاطر نقشي که در حل و فصل معضلات‏‎ ‎بين المللي، بويژه در ساليان پسين تحت رهبري خردمندانه جنابعالي ايفا‏ ‎نموده است درميان مردم افغانستان از وجهه و اعتبار فراواني بر خوردار‏‎ ‎مي باشد ونظارت آن سازمان بر تطبيق سازشنامه بن اميد واري زيادي در‏‎ ‎دل مردم افغانستان در جهت ‏تأمين صلح واستقرار امنيت کاشته بود؛ اما‏‎ ‎متأسفانه دفتر يوناما به جاي پيروي از خطوط اساسي کار ‏سازمان ملل‎ ‎متحد که در تمام قضاياي جهاني بارعايت اصل عدالت بي طرفانه عمل مي‏‎ ‎دارد، به طور يک ‏جانبه از نخستين روزهاي فعاليت خويش در افغانستان گام‏‎ ‎برداشته است.
جلالتمآب سرمنشي عمومي ملل متحد براساس سازشنامه بن‏‎ ‎کميسيون تسويد قانون اساسي از استقلاليت ‏کامل برخوردار مي باشد؛ ولي‏‎ ‎رئيس دولت انتقالي اسلامي افغانستان اين کميسيون را دولتي ساخت، ‏سپس‎ ‎پيوسته در امر کار آن مداخله کرد و اعضاي اين کميسيون را تحت فشار قرار‏‎ ‎داد و 22 مرتبه متن ‏مسوده را تغيير داد وهرگز اعتراضي از سوي يوناما‎ ‎دراين باب شنيده نشد، فراتر از آن این دفتر به انتقادات ‏مطبوعات هيچ‏‎ ‎گونه اعتنايي ننمود.
دولت افغانستان از آغاز بجاي آن که در پي تصويب‏‎ ‎قانون اساسي براي کشور بوده باشد، در فکر تمديد ‏حاکميت خويش بوده است‏‎ ‎وبراي دستيابي بدين امر ترکيب مردم شناسي و تناسب جمعيت کشور را در ‏نظر‎ ‎نگرفت و عدالت راپامال نمود وازآن بدتر اينــکه به گونه غير دموکراتيک‏‎ ‎از زمره 500 نماينده، ‏‏52 تن آنها از سوي رئيس دولت طور انتصابي به‏‎مجلس بزرگ ملی (‎لويه جرگه) راه يافتند که همه آنها از هواخواهان رئيس ‏دولت بودند. ‎وظيفه دفتر يوناما ايجاب مي کرد؛ تابراين بي عدالتيها اعتراض نمايد‏‎ ‎و جلو آنرا ‏بگيرد؛ متأسفانه که برخلاف وظيفه ومسؤليت در کنار دولت‏‎ ‎ايستاد وبر اقدامات آن مهر تأييد گذاشت‎. طي 22 روزي که مجلس بزرگ ملی (لويه جرگه) دوام‏‎ ‎يافت، تلاش هاي جانبدارانه کارمندان يوناما برهيچ کس پوشيده نماند ‏و‎ ‎آن انتظاراتي که نمايندگان مردم افغانستان از يوناما داشتند به يأس مبدل‏‎ ‎گرديد. باورکامل داريم که براي ‏جنابعالي نيز چنين پيشامدي ناگوار مي‏‎ ‎باشد‎.
در جريان مباحثات مجلس بزرگ ملی (لويه جرگه) صف بندي عرياني وجود داشت، يک طرف‎ ‎هواخواهان انحصار قدرت با ‏افکار وانديشه هاي برتري جويانه، جانب ديگر‏‎ ‎مردم گريان بودند که براي مشارکت مردم وتساوي حقوق ‏ورفع هرگونه تبعيض‏‎ ‎وتعصب مبارزه مي کردند. شايد فکر کنيد درين گير ودار کارمندان يوناما در‏‎ ‎راستاي مردم سالاري فعاليت داشتند؛ ولي صد افسوس که به نفع استبداد ودکتاتوري استدلال مي کردند ‏وبراي خاموش کردن آواز حق طلبانه ‎نمايندگان مردم دست وپا مي زدند‏‎.
نمايندگان مردمگرا که در روز‎ ‎يازدهم جدي به رسم اعتراض دست به تحصن زدند وراي گيري را تحريم ‏کردند‎ ‎تعداد شان به 270 تن مي رسيد. اين نمايندگان خواست هاي خودرا در‏‎ ‎روزپاياني مجلس بزرگ ملی (لويه جرگه) در نه ‏شماره به رئيس محترم مجلس بزرگ ملی (لويه جرگه) آقاي مجددي‎ ‎تحويل دادند و حمايت خودرا از قانون اساسي به درج اين ‏مطالبات مشروط‎ ‎ساختند؛ اما ازهرگونه اقدام ديگر که جلسه را مختل مي گردانيد اجتناب‏‎ ‎ورزيدند. (مراجعه شود به تارنمای پیام مجاهد.)
جلالتمآب سرمنشي ملل متحد!
جاي تأسف وتعجب فراوان است؛‏‎ ‎که متن قانون اساسي بعد از ختم مجلس بزرگ ملی (لويه جرگه) نيز از سـوي دولتمردان مورد‏‎ دستبرد قرارگرفت ودر چند مورد تغيير يافت واين امريست که هم کارمندان‏‎ ‎يوناما وهم اعضاي کميسيون ‏تسويد قانون اساسي برآن اعتراف دارند‏‎.
به‎ ‎عقيده ما دست بردن به متن قانون اساسي تعبيري غير ازخيانت ملي داشته نمي‏‎ ‎تواند؛ که اين اقدام ازيک ‏سو به مثابه پشت پازدن به رأي ونظر25 ميليون‏‎ ‎مردم افغانستان وازجانبي هم بي اعتنايي به آبرو واعتبار ‏سازمان ملل‎ ‎متحد نيز مي باشد.
ما فکر مي کنيم؛ اگر جناب شما براين امر رسيدگي‏‎ ‎لازم به عمل نياوريد؛ آخرين اميدهاي مردم ‏افغانستان نسبت به ملل متحد‏‎ ‎بر کنده خواهد شد وآن زمان مصايب و مشکلات فراواني نخست دامنگير ‏مردم‎ ‎افغانستان، سپس کشورهاي منطقه وجهان خواهد گرديد‎.
بدين وسيله ازجناب‏‎ ‎محترم تقاضا به عمل مي آيد؛ برای اینکه اين همه زحمات و امکانات به هدر نرود و‎ ‎افغانستان ‏يک بار ديگر به گرداب رنج ومصيبت مبتلا نشود، ايجاب‏‎ ‎مي نمايد تا شخص جنابعالي دست به کار ‏شوند وبه شيوه يي که در خور آن مقام‏‎ ‎عالي است دست رئيس دولت افغانستان را از اين قانون گريزي ها ‏وقانون جعل‎ ‎کنيها وقانون شکني ها بگيريد و گريبان مردم افغانستان را از دست وي نجات‏‎ ‎بخشيد‎. مافکر مي کنيم، تجديد نظر در مورد مسؤلين يوناما مي تواند‏‎ ‎قبل از همه اوضاع واقعي افغانستان را ‏درسطح جهان بازتاب بخشد و جامعه ‎جهاني را از اين حالت ابهام وتاريکي درباره مسايل اين کشور ‏وارهاند‎. (باتقديم احترامات فايفه(پیام مجاهد)

نامه سرگشاده‎ ‎جمعی از وکلاي مجلس بزرگ ملی
(لويه جرگه) قانون اساسی به حامد کرزی:
جلالتمآب محترم، ‎حامدکرزي رئيس دولت انتقالي اسلامي افغانستان، پروفيسورصبغت الله مجددي،‏‎ ‎رئيس مجلس بزرگ ملی(‏لويه جرگه) قانون اساسي، پروفيسور نعمت الله شهراني رئيس کميسيون‎ ‎تصويب وتدقيق قانون اساسي‎!السلام عليکم ورحمت الله برکاته‎!
ما،‎ ‎امضأ کننده گان اين نامه که هريک وکيل منتخب درمجلس بزرگ ملی (لويه جرگه) قانون اساسي‎ ‎بوديم، بنابر اعتماد ‏موکلين محترم خويش افتخار اشتراک درين جرگه تاريخي‏‎ ‎مردم افغانستان را داشتيم‎. مانند ساير وکلا مانيز سعي نموديم تا وظيفه ‎خطير وکالت رابه نحو شايسته انجام دهيم. يعني معرف نظرات ‏ومدافع خواستها‎ ‎ومنافع موکلين خويش باشيم. ما ميدانستيم وميدانيم که استقلال وتماميت ارضي‎ ‎افغانستان صلح ‏وثبات دايم، وحدت واقعي ملي، دموکراسي، عدالت اجتماعي‎ ‎وترويج قانونيت از جمله بهترين آرزو هاي ‏مؤکلين ما بوده ومي باشد‎.‎
بخاطر هموار کردن راه براي رسيدن به اين آرزوهاي‎ ‎شريفانه، درجريان کار مجلس بزرگ ملی (لويه جرگه) کوشش کرديم تابه ‏حد اعلا از اصل هاي تحمل،‎ ‎گذشت، مسامحه ومصالحه حمايت نماييم تاقانون اساسي، اين وثيقه ملي مردم‏‎ ‎مابه تصويب رسيده بتواند.
طوريکه اطلاع داريد، پس از مباحثات طولاني،‎ ‎بالاخره، نمايندگان با اعتبار مردم افغانستان قادر شدند که بر ‏همه بد بيني‎ ‎ها پيروز گردند، روي متن نهايي که به تاريخ چهاردهم جدي 1382 نشر شد وهر‏‎ ‎صفحه آن ‏مزين بامضأ جناب عاليقدر مجددي صاحب بود، به اتفاق نظر موافقت‎ ‎نموده و يک يک نسخه قانون اساسي ‏تصويب شده به 502 وکيل مجلس بزرگ ملی (لويه جرگه) توزيع‏‎ ‎گرديد. ملت افغانستان وجامعه جهاني ازين خبر خوش ‏بامسرت استقبال نموده‎ ‎وهمه در انتظار مانديم تا قانون اساسي با کمال امانت داري ويرايش وپس از‎ ‎توشيح ‏نافذ گردد‎.

"جلالتمآبان محترم!
مي خواهيم باکمال تأسف ونگراني‎ ‎باطلاع برسانيم که متني از قانوني که اخيراً به نام متن توشيح شده با‏‎ ‎انضمام کاپي فرمان جلالتمآب محترم حامد کرزي گويا از جانب دارالانشاي‏‎ ‎کميسيون قانون اساسي به نشر ‏سپرده شده است، بامتن مصوب مجلس بزرگ ملی (لويه جرگه) مطابقت‎ ‎کامل ندارد‎.
مايان ضمن مقايسه دو متن فوق الذکر (19) مورد بازنويسي‎ ‎ودستکاري را تشخيص داديم که در حالات ‏زيادي خارج از دايره عمل ويرايش‎ ‎بوده لذاخارج از حيطه صلاحيت ناشران متن بوده است. به گونه مثال: در بند يازدهم ماده شصت وچهارم، کلمه(تصويب) به کلمه تائيد تعديل گرديده است‎. در پاراگراف اول ماده پنجاهم، جمله(بعداز تصويب شوراي ملي) به کلي حذف شده است‏‎.
در‎ ‎ماده شانزدهم کلمه ترکي حذف ويک پاراگراف کامل (مصطلحات علمي واداري ملي‎ ‎موجود در کشور ‏حفظ ميگردد) که درهيچ يک از مسوده هاي قبلي وجود نداشته‎ ‎ودر داخل جلسات مجلس بزرگ ملی (لويه جرگه) هيچ بحثي روي ‏آن به عمل نيامده، بطور تعجب آوري‎ ‎افزون گرديده است‎.
ما به اين باور هستيم که احتمالاً تغييرات مذکور در‎ ‎نتيجه اشتباه يا سؤتفاهم ويا لاقيدي تهيه کنند گان ‏وناشران متن صورت‎ ‎گرفته باشد ونه از روي عمد و آگاهي زيرا اولاً توضيحات صريح جلالتمآبان‏‎ ‎حامد ‏کرزي رئيس دولت انتقالي اسلامي افغانستان وصبغت الله مجددي رئيس‎ ‎کميسيون قانون اساسي درمطبوعات، ‏مؤيد آنست که متن تصويب شده وتوشيح شده‎ ‎يکي بوده، همان متن امضأ وتوزيع شده (14) جدي مجلس بزرگ ملی (لويه جرگه) ‏مي‎ ‎باشد. ثانياً بادرنظرداشت حساسيتي که‏‎ ‎وکلاي مردم درمجلس بزرگ ملی (لويه جرگه) روي هر جمله وحتي هرکلمه قانون اساسي ‏نشان‎ ‎دادند، غير قابل باورست که هيچ شخصيت خردمندي، عاليترين وثيقه ملي راکه‏‎ ‎تفاهم عمومي روي آن ‏به عمل آمده است، چنين سهل انگارانه به دستکاري بگيرد‏‎. ‎زيرا هر نوع دستکاري در مصوبه مجلس بزرگ ملی (لويه جرگه) از ‏لحاظ اخلاقي هتک حرمت با‎ ‎اراده مردم ونقض امانت داري بوده از لحاظ قانوني در مغايرت صريح با مواد‏‎ ‎يکصد ويازدهم، يکصد وچهل و نهم ويکصد وپنجاهم قانون اساسي افغانستان قرار‎ ‎خواهد گرفت.
درشرايطي که مردم، حکومت، جامعه مدني وجامعه جهاني‎ ‎در انتظار ترويج وتحکيم روز افزون قانونيت ‏در کشور ميباشند، نقض آشکار‎ ‎قانون اساسي آنهم توسط گويا قانون دانان محترم صدمه جبران ناپذيري بر‏‎ ‎پيکر اعتماد ملت خواهد زد، جامعه جهاني را در فضاي شک وترديد قرار خواهد‎ ‎داد وحيثيت کشورمارا ‏جداً لطمه دار خواهد کرد‎.
با درنظرداشت نکات فوق‎ ‎الذکر، ما امضأ کنندگان اين نامه سرگشاده، ازجلالتمآب محترم حامد کرزي‎ ‎رئيس ‏دولت انتقالي اسلامي افغانستان که ملت افغانستان وظيفه مقدس حراست‏‎ ‎از قانون اساسي را به عهده ايشان ‏گذاشته است تقاضا مينمائيم تا به اين‎ ‎مسئله برخورد جدي فرمايند. يعني هرگاه در دستکاري ها قصد و عمدي ‏در کار‎ ‎نبوده باشد، هدايت فرمايند تا متن درست در کمال امانت داري در جريده رسمي‎ ‎نشر وبحيث يگانه ‏متن صحيحي به اطلاع عامه رسانيده شود وهرگاه قصد وعمدي‏‎ ‎درکار بوده باشد برخورد مقتضي قانوني با ‏آن صورت گيرد، تا باشد که جلو‎ ‎نگراني هاي فزاينده مردم گرفته شده و از عواقب منفي گسترش آن جلو ‏گيري‎ ‎به عمل آيد‎.
ما در حالي که از جامعه بين المللي و خاصتاً يوناما‏‎ ‎کشورهاي که با دقت، مواظبت وسخاوت تام به مردم ‏افغانستان در تدوين و تصويب‎ ‎يک قانون اساسي دموکراتيک کمک نمودند، ابراز سپاس وامتنان مي کنيم، ‏امروز‎ ‎نيز دعوت به عمل ميآوريم تا نگراني هاي مطروحه در نامه هذا را به دقت‎ ‎بررسي نموده ودر برون ‏رفت از آن کمک نمايند. بدون شک اين امر به تسريع‎ ‎روند دموکراسي در کشور وموفقيت انتخابات قريب ‏الوقوع در وطن عزيزما‎ ‎افغانستان تأثيري جدي بر جا خواهد گذاشت‎. " (مراجعه شود به تارنمای پیام مجاهد)
با تأسف و درد رئیس جمهور کشور در مقابل این نامه وکلای مردم افغانستان از خاموشی کار گرفته نه جوابی به نامه وکلا ارسال داشتند، نه طی کنفرانس مطبوعاتی به پاسخ نامه وکلا پرداختند ونه اصلاحاتی در قانون اساسی جعلکاری شده آوردند. گویا بی اعتنایی رئیس جمهور به نامه وکلا نزد وکلا تعبیر گردید که در زیر کاسه نیم کاسه وجود دارد و شاید رئیس جمهور شخصاً در آن نیمکاسه شریک بوده باشند.
ذکراین نکته ضروری است که تعصبات افراطی زبانی و قومی به هیچ وجه خاص عامه مردم پشتو زبان که قرنها در کنار دیگر اقوام افغانستان به سر برده اند و نیز بسیاری از روشنفکران و صاحب نظران منصف پشتون تبار نیست. این واقعیت را تاجیکان بومی کشور نیز تجربه کرده اند. اکثریت کل نویسندگان و شاعران پشتون عمده آثار خود را به زبان فارسی دری آفریده اند که سرشناس ترین آنها خوشحال خان ختک، محمود طرزی، رحمان بابا، شادروان پوهاندعبدالحی حبیبی، شادروان پوهاند محمد رحیم الهام، شادروان پوهانددکتور سید بهاء الدین مجروح، دکتور محمد اکرم عثمان و دکتور محمد اسحق مضطرب (نگارگر) بوده اند. اما شاید آشناترین زاده این مرز و بوم نزد فارسی زبانان زنده یاد احمدظاهر و دکتورناشناس باشند که با وجود تعلق به قوم پشتون اکثریت نزدیک به کل سروده هایشان به لفظ شیوای فارسی دری هست... واکنون فرهاد دریا که بمشکل سروده یی به پشتو می آفریند و همه داشته های هنری او بزبان شیرین و شیوای فارسی دری است، اگر در آینده از جانب تنگ نظران و فاشسستها ی آشتی ناپذیر اغوا نگردد، یقین دارم جایگاه هنری خودرا در میان همه اقوام کشور حفظ می نماید و میتواند که همچو احمد ظاهر سر تاج موسیقی افغانستانی و گل سر سبد همه اقوام کشور نه تنها در افغانستان بلکه در سراسر جهان بشمول کشورهای دیگر فارسی زبان همچون ایران و تاجیکستان باقی بماند.

9) پروژه ناقلین و جابجایی پشتونها
در سرزمینهای حاصلخیزتاجیکــان:
هجوم کوچی ها واستیلای غارتگرانه آنها بر مال، زمین وملکیت های اقوام دیگر که از سالیان متمادی بدینسو ادامه دارد وبااستقرار رژیم وابسته کرزی شتاب بی سابقه اختیار کرده است. آمار های منتشر شده ازجا بجایی بیشتر از چهار ملیون کوچی در ولایات مختلف عمدتا در مناطق اقوام غیر پشتون وبه طور خاص در حوضه های مهم فرهنگی وسیاسی مانند هرات، کابل، پروان، بغلان، بلخ، ارزگان، میدان وردک، کاپیسا، ننگرهار، لغمان و... حکایت دارد، که طی ده سال اخیرصورت گرفته است. بیشتر این مهمانان نا خوانده از آنطرف مرز دیورند زیر نام کوچی مانند ملخهای موسمی سرازیر شده اند. در تمام مدت حاکمیت سیاسی قبیله تا کنون این پروسه ادامه داشته است وازین افزار کوچیگری برای برهمزدن توازن نفوس قومی مناطق مختلف استفاده ناجایز سیاسی بعمل آمده و می آید و افزار مؤثری یکقومی ساختن هویت کشورمیباشد.

خلاصه اینکه:
جو سیاسی پس از پروسه بن با تبلیغات ضد تاجیکان واتحاد های سیاسی متنوع ومختلف گاه طبیعی وگاه غیر طبیعی که همه در راستا ی، حذف سیاسی، اتنیکی وفرهنگی تاجیکان تشکیل گردیده است، با تصفیه های پی در پی وهدفمند، سطح مشارکت سیاسی تاجیکان در حال حاضر، به پایان ترین سطح درده سال اخیر رسانیده شده است. تاجیکان کمترین نماینده گی رادر حکومت وارگانهای سه گانه قدرت دولتی نسبت به تمام اقوام مطرح افغانستان به تناسب شعاع وجودی آنها دارا میباشند.
پروسه حذف تا جیکان از معادله قدرت به اینجا ختم نمیشود. قبل ازینکه اتحاد سیاسی فدراسیون سران قبایل دوطرف مرز دیورند برای محکم بستن طناب های انحصار قدرت سیاسی، دربند کشیدن آزادیهای مدنی، سیاسی، رسانه یی، زنان، جوانان، دموکراسی وارزشهای انسانی وهمچنان اعاده دولت ترور، تریاک، تحجر، استبداد مذهبی وسیاسی در زیر عنوان « آشتی ملی » عملی گردد، تاجیکان باید از تجارب سالهای خونین جنگ در برابر استبداد سیاسی، زور گویی و بی عدالتی پادوهای استعمار وضع را دقیق درک کرده، برای به اهتزاز نگهداشتن پرچم عدالت ملی وسیاسی، آزادی وبرابری، دموکراسی وتجدد گرایی و دفاع از ارزشهای دینی، وطن ونوامیس ملی، اولین قربانیانیهایی باشند که محو و نابود سازی این مثلث شیطانی واتحاد نامقدس ارتجاعی واستعماری را جشن گیرند.
ادامه وضع موجودکه بطور حتم به پیش خواهد رفت عمدتا ناشی از افتراق جامعه تاجیک است، که در بدترین تشتت وچند گانگی سیاسی، سازمانی وتشکیلاتی دست وپا میزند. هم بخش نیروهای که برمحورمقا ومت وجهاد متشکل بودند، بیش از هر زمان دیگر از نظر سیاسی پراگنده است وهم آنانیکه در احزاب، حلقه های سیاسی فرهنگی ومدنی فعالیت داشتند ودارند از هیچگونه تشابه نظرو عمل در قبال اتحاد سیاسی واجتماعی جامعه تاجیک برخوردار نیستند.
این در حالی است که در بین اقوام واتنیکهای دیگر پروسه اتحاد سیاسی واجتماعی بین بخشهای مختلف جامعه اعم از روشنفکران، احزاب، تنظیمهای جهادی، جامعه مدنی، اقشار، طبقات ولایه های اجتماعی بخوبی پیشرفته است.اتحاد سیاسی واجتماعی بخشهای مختلف این جوامع و کنش وواکنش متحد ویکپارچگی سیاسی ومدنی به آنان در تحقق اهداف سیاسی، فرهنگی واجتماعی شان در برهه های مختلف زمانی بخصوص طی دهه اخیر یاری همه جانبه رسانیده است، که ما شاهد نمونه های فراوانی ازیندست میباشیم.
در وضیعت موجود با آنکه در پراگنده گی سیاسی واجتماعی جامعه تاجیک همه بخشهای جامعه مقصراند که هرکدام میتوانستند ومیتوانند مسؤلیت فردی،اجتماعی، فرهنگی وتاریخی خود را درین راستا به انجام برسانند، اما مسؤلیت عمده واساسی متوجه دو بخش جامعه میگردد:

الف: روشنفکران تاجیک:
با وجود داشتن تجربه خونبارتاریخی مبنی بر قتل عامهای متناوب جامعه وهوشدارهای پیهم در مورد تکرار آن، هجوم وتعرضات مکرربر حریم ملی، فرهنگی، اتنیکی وتاریخی جامعه تاجیک،هنوز هیچ صدای جمعی از روشنفکران تاجیک بر نمی خیزد و هنوز طنین آهنگ اتحاد، یکدلی وبا همی در دل سیاه چال تاریخ مدفون است. رسالت روشنفکرتاجیک تنها در انتقاد وتفسیر از وضع موجود خلاصه میگردد، نه پیشگام شدن برای باز کردن راه وشرکت در اقدامات عملی وپیکار برای رهایی از اسارت سیاسی، فرهنگی وهویتی جامعه. اگرنخبه گان سیاسی وفرهنگی جامعه دیرتر بجنبند قتل عام دیگر جامعه های تاجیکان در راه است.

ب: شرکای قدرت سیاسی تیم کرزی:
کسانیکه طی این سالهای پر مصیبت برای تاجیکان، اداهای رهبری ومتولیان جهاد ومقاومت را در می آورند و از نام تاجیکان، صاحب مقام ونان وجاه وجلال وثروتهای باد آورده افسانوی در داخل وخارج کشورشده و با گروگان گرفتن نام تاجیکان مصروف سیاست بازی های عوامفریبانه در حلقه های قدرت در داخل وخارج و سرگرم اندوختن سرمایه های کلان، برای خود، فامیل، دوستان هستند، ایشان درهیچ معامله های ننگین سیاسی، مالی وحقه بازیهای پولی نیست که اسمای با مسمای ایشان بنام تیکه داران تاجیک در رده های فساد مالی وحیف ومیل دارایی عامه برده نشود، ایشان به خون فرمانده مقاومت، به خون همسنگران شان در جهاد وجنبش مقاومت معامله کرده، سر های برباد رفته و زمین سوخته شمالی را در برابر فربه شدن خود تجارت ودر برابر قتلهای زنجیره یی بهترین همسنگران شان در برابر منافع شخصی مهر سکوت بر لب زده ائید. باید بدانید که با اتمام پروسه « آشتی ملی » اولین قربانی آینده شما خواهید بود. وضع کنونی از همه میطلبد تا با جسارت کامل سیاسی صف فشرده تاجیکان را برای دفاع از هویت ملی، فرهنگی، تاریخی، مشارکت عادلانه در قدرت سیاسی وحضور فعال در تمامی عرصه های کار ومبارزه بوجود آوریم.

 


منابع این بحث:
اقتدار گرایی قومی در بحرانکتاب دونالد رامسفلد. تارنمای خاوران
1)      بهادر " آیینه وبازتاب دهنده افکار جامعه چند صدایی ما" تارنمای آریایی.
2)      پیام آفتاب. اقتدار گرایی قومی در بحران.کتاب دونالد رامسفلد. تارنمای خاوران.
3)      پازل قوم گرایی رئیس جمهور و تیم اطرافش انگار دارد خانه به خانه تکمیل می‌شود. تارنمای پیام آفتاب.
4)      قادری، علی. اهمیت درج زبان مادری و قومیت در تذکره الکترونیک. اهمیت درج زبان مادری و قومیت در تذکره الکترونیکی. 1391.
5)      نامه دانا روراباکر، اعضای کنگرس امریکا به زلمی خلیل زاد. "حکومت قومی" تارنمای خاوران.
6)      نامه یک نماینده کانگرس امریکا به کرزی. تارنمای خاوران.
7)      اعتمادی، عبدالحمید. کرزی امپراتور قوم گرا. تارنمای پیام آفتاب.
8)      نامه سر کشاده به بارک او باما. از طرف جمعی از روشنفکران افغانستان. تارنمای خاوران.
9)      نامه نمايند گان مردم افغانستان به سرمنشی ملل متحد: تارنمای پیام مجاهد.
10)    نامه سرگشاده‎ ‎جمعی از وکلاي مجلس بزرگ ملی (لويه جرگه) قانون اساسی به حامـــد کرزی. تارنمای پیام مجاهد.
11)    رهین، رسول. یگانگی زبان فارسی در دهکده جهانی. استوکهولم، سویدن، شورای فرهنگی افغانستان، 1389.
12)    نامه سرکشاده به بارک او باما. جمعی ازفرهنگیان وروشنفکرانِ افغانستان 

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ، 20 ارديبهشت 1396 ، 09:27
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 269 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.