Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

تاجیکـــان در گــذرگــاه تــاریخ (قسمت سیزدهم) PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - تاریخــــــی
نوشته شده توسط پروفیسور رسول رهین   
چهارشنبه ، 24 شهریور 1395 ، 08:35

وضــع تاجیکــان دردوره زمــامــداری داکتــر نجیب:(خُــراســان باختــری یـا افغــانســتان کنــونی)
وضــع تاجیکــان دردوره زمــامــداری داکتــر نجیب:

مرحله سوم زمامداری ح د خ افغانستان در چهارم می ۱٩۸٦(۱٣٦۵هش) با برکناری ببرک کارمل و بقدرت رسیدن دکتور نجیب آغاز گردید. داکترنجیب از زمان دانجشویی به عضویت حزب دموکراتیک خلق افغانستان پروفیسور رسول رهیندر آمده و از همان ابتدا به گروه ببرک کارمل پیوسته بود. نجیب در پی شش سال ریاست "خاد" (سازمان اطلاعاتی افغانستان)

به عضویت دفتر سیاسی حزب در آمده و سپس دبیر کل حزب دموکراتیک خلق افغانستان گردید. او به شاخه پشتون شهرنشین حزب تعلق داشت، بزرگ شده پشاور بود.

دکتورنجیب آخرین رئیس جمهور دست نشانده شوروی سابق در افغانستان بعداز گرفتن حمایه کامل گرباچف راه خودرا از سایر همقطاران وهمفکران خود جداساخت. البته درین جدائی ها وانشعابات دکتورنجیب تنها نبود بلکه درسطح بین المللی اکثر دیکتاتوران کمونیست و وابستگان خط ماسکو بعداز فروپاشی شوروی سابق راه شانرا از اسلاف خود جداساخته با افکار واندیشه های انترناسیونال پرولتری وداع ویکسره به ناسیونالیسم قومی وبه فرهنگ بومی خود رو آوردند.

دکتورنجیب نیز ازکاروان عقب نماند. او نیز زمانیکه احساس کرد، علایم فروپاشی امپراطوری شوروی درافق پدیدارگشته است، راه جدید خود را با نصب تصاویر شخصیتهای تاریخی افغانستان خصوصاً مجاهدان راه استقلال وطن در برابر استعمار انگلیس، چون میرمسجدی خان غازی ومیربچه خان کوهدامنی وملامشک عالم خان اندر وغازی محمدجانخان وردک در چهار راهی های شهر کابل به نمایش گذاشت. داکترنجیب دراکثرجلسات حزبی کدرهای جوان حزب را تشویق نمود تا به عوض مطالعه آثار ماکسیم گورکی ولینن ومارکس تلاش نمایند تا ازتاریخ وفرهنگ جامعه خود اطلاع حاصل نمایند.
دکتور نجیب در پهلوی تغییرات عمده یی که در پالیسی حکومتداری خود وارد آورده بود، سعی کرد تا دست آوردهای ملی دوره زمامداری ببرک کارمل را نیزحفظ کند وبه اعضای حزب نشان بدهد که گویا وفادار به ارزشهای ملی کشور نیزمیباشد. اما خصلت اجتماعی و تربیه ماحول جغرافیایی او که مدون از تعصب، قومگرایی و یکه تازی بود اورا نگذاشت داعیه ناسیو نالیزم ملی را که در مرحله دوم زمامداری حزب دموکراتیک خلق افغانستان جوانه زده بود، جلو ببرد. اوپس از زمان نه چندان دور و درازبحکم ضمیر تاریک و عاقبت نا اندیشانه خود مانند دکتاتوران پیشینش که میگفتند باید امیر، خلیفه، پادشاه ورئیس جمهور، حتی درقرن بیست و یکم هم از قبیله گرایان، باشد تا نگذارد هویت تاریخی وفرهنگی وعلمی آریانای کبیروخراسان اسلامی زنده گردیده، بسوی پویایی و بالندگی ودرخشنده گی سوق گردد. ایشان تعهد داشتند نگذارند خراسان بزرگ عظمت وجلال ازدست رفته خود را دوباره بدست آورده درخانواده متمدن بشریت امروزی دارای پیشرفت های علمی وتکنالوژی معاصرگردیده، همردیف سایرملل پیشرفته جهان گردد.
اینان که طی بیشتر ازدوصد سال، با اندیشه جهان گشایی ورفتن به گودال های جهالت، دانش ستیزی، تمدن ستیزی چیزی دیگری را ندیده ونشنیده بودند سعی می نمودند با حاکمیت چور وجهل و استبداد قبیله وغژدی جنگ های خونین را دامن زده، از انسان ها کله منارها بسازند، گوش و بینی بببرند، چشم ودندان بکشند، سروگردن ببرند، سنگ سار کنند و دین مقدس اسلام را که دین صلح، آرامی ورفاه بشریت و دین همبستگی ملل واقوام است به دین نفاق و شقاق ودین وحشت ودهشت، ترور وکشتار انسان ها مبدل واز ”افغانیت” وپشتون والی، خونریزی و امحای این قوم وآن قوم، وازدموکراسی، دیکتاتوری وحشتناک بسازند و بگویند که: هیچ گوینده زبان دیگری بجز «پشتو گویان» حق امارت، خلافت، پادشاهی وریاست جمهوری را در کشورندارد. و بگویند آنانیکه مادرشان تاجیک، اوزبک، هزازه، پشه یی ونورستانی و غیره باشند حق حاکمیت بر سر زمین آبایی و اجدادی خودرا ندارند. از نظر ایشان کسانی میتوانند وارث اصلی جغرافیای بزرگ خراسان باختری باشند که از دامنه های کوههای سلیمان کوچ کرده به ستم و تعدی مالکین اصلی شهرهای بزرگ خراسان زمین را قتل عام کرده زمینهای شانرا به زور نوک برچه تصرف نموده باشند که این آرزو در قرن بیست ویکم و رستاخیز عظیم جوانان و روشنفکران خراسان زمین خواب است و خیال است و محال است و جنون و دارنده گان این آرزوها مانند بسیارها این آرزوهای نا پاک خود را بخاک میبرند که بردند.
دستگیرپنجشیری یکی ازرهبران جناح خلق که مدتی را درزندان داکترنجیب به اتهام براندازی حکومت وی ازطریق کودتا گذرانده بود، این چرخش سیاسی را محکوم کرده وآنرا خلاف اصولی میدانست که براساس آن انقلاب شکوهمند ثور بخاطررهائی خلقهای زحمتکش ازیوغ استبداد واستثمار نظام فرتوت سلطنتی وجمهوری قلابی داوود براه انداخته شده بود. پنجشیری عملکرد های نجیب را عقبگرد بسوی تحکیم پایه های نظام قبیله سالاری خوانده وآنرا خیانت به آرمانهای توده های زجرکشیده این ملت میداند. دستگیرپنجشیری معتقد است که امتیازدهی به خانان قبایل مبنی براشتراک درقدرت باحزب حاکم، خود ذلت وزبونی نظام حاکم را به نمایش گذاشته وبرجدی ساختن بیشتر اقوام زیر ستم می انجامد. دستگیرپنجشیری درمقالات خود تعویض نمودن کلاه پیکدار لیننی را که داکترنجیب در دوران تحصیلات دانشگاهی به سرمیکرد به پکول نورستانی که در دوران ریاست جمهوری بمناسبت روزهای خاص مذهبی وملی به سرمیگذاشت نمونه های سمبولیک انحراف ازاصول ومبادی احزاب کارگری دانسته وآنرا سمبول روشنی ازقبیله گرائی وغرق شدن درمنجلاب عنعنات ورسوم قبیله یی میدانست.

سلیمان لایق که داکتر نجیب او را استاد خود خطاب می کرد و داکتر نجیب طبق مشوره ها و گفته های او عمل می نمود، نیزگرایشات قبیلوی و تعصب علیه اقوام دیگر را در شریان و رگهای او تزریق مینمود و دکتور نجیب کورکورانه در برابر اقوام دیگر قرار میگرفت و ایشانرا محکوم به جزاهای حزبی و اخراج از حزب و بر کنار ازاردو و پوستهای مهم نظامی دیگر مینمود. دوستانی که سلیمان لایق را می شناسند مینویسند که او درسه دهه اخیر وارث و ادامه دهنده نظریات و اندیشه های برتری خواهانه قومی و قبیلوی محمد گلخان مهمند و غلام محمد فرهاد رهبر سابق گروه قومی "افغان ملت" و طراح اندیشه کتاب "دوهمه سقوی" بوده و طرفدار سرکوب و به انزوا کشاندن اقوام غیر پشتون بویژه تاجیکان وهزاره گان از قدرت دولتی بوده و مخترع ایجاد نظریه تقسیم باشنده گان کشور به شهروندان درجه اول، دوم و سوم میباشد. او مادام الوقت بصورت مستقیم و یا غیر محسوس و پشت پرده، بوسیله افراد طرفدارش در سیاست های نظام های قبیلوی سه دهه اخیرکشور تاثیر داشته است. گرچه وی نویسنده اصلی کتاب دوهمه سقوی نمی باشد ولی اساس اندیشه و طرح نوشتن این کتاب توسط او مطرح و بوسیله پیروانش چاپ ونشر شده است. او بدلیل اینکه انسان مرموز، فریبکار و سیاست بازاست، هیچ گاهی خود را علنا افشا نمی سازد. او در زمان حکومت داکتر نجیب همین سیاست را پشت پرده دنبال کرد و همه بد نامی گرایشات قبیله گرائی را به گردن داکتر نجیب گذاشت. لایق قصد داشت تا حوادث شمال را توسط داکتر نجیب اجرا کرده و خود را مانند محمد گل مومند به صفت مسوول صفحات شمال مقرر نماید.
سلیمان لایق پیش از آن و بعد بويژه در دهه هشتاد میلادی رابطه بسیار نزدیک با "خان عبدالغفار خان"، خان ولی خان، نسیم ولی، اجمل ختگ، صمد خان اچگزی و دیگر خانان قبایل آن طرف سرحد داشت. او برای نزدیکی بیشتر با آنان دخترش " بانوصوفیه" را به جمعه خان، استاد دانشگاه پشاور و منشی خاص اجمل ختگ داد و او را در دهه هشتاد میلادی، مامور عالیرتبه وزارت خارجه افغانستان ساخت. به این ترتیب از طریق جمعه داماد خود روابط بسیار محرمانه و گرم با خوانین قبایل پاکستانی بر قرار کرد. جالب این است که جناب سلیمان لایق در دوران وزارت اقوام و قبایل خود تعداد زیادی از تحصیل کردگان پشتون تبار قبایل آزاد پاکستان را بحیث مامورین عالیرتبه ملکی و نظامی مقرر کرد. این مامورین پاکستانی تاهنوز هم با وجود داشتن تابعیت پاکستانی در عالی ترین مقامات کشوری و لشکری افغانستان مصروف کاراند و بیشتر آنان چهره های مشهور و شناخته شده می باشند که درین باره آقای لایق و همکارانش سهم مهم را ایفا کرده اند. این چهره مرموز پشتو تولنه سابق را به آکادمی علوم ارتقا داد و خودش را به صفت رییس اکادمی علوم مقرر نمود. او بیشتر کارمندان عالیرتبه اکادمی علوم را نیزاز میان تحصیل کردگان قبایل آزاد، آن طرف مرز و از ولایات سرحدی با پاکستان از بین قبایل این طرف و آنطرف سرحد اکمال و مقرر نمود و بدین ترتیب وزارت قبایل و اکادمی علوم را به مرکزمتعصب ترین افراد قبیله گرا و برتری خواه مبدل نمود.
روی همین خصلت نادرست تبارگرایانه بود که داکتر نجیب حینیکه افغانستانیها پروژه مشترک صفر به فضا را با دوستان شوروی سابق شان به پیش می بردند و شورویها سرهنگ دوران خان نجرابی را برای صفر به فضا تمرین داده و آماده پرواز ساخته بودند، داکتر نجیب بر حسب همان مفکوره قوم و تبار گرایانه خود سروان عبدالاحد مهمند را بجای سرهنگ دوران نامزد کرد. هرچند این عمل داکتر نجیب و شرکای فاشیست اش از جانب منابع آگاه شوروی سابق و بزرگان اقوام دیگر کشور مخصوصاً تاجیکان نکوهش گردید ولی تبار گرایان مانند همیشه که چشم، گوش و هوش خودرا کور کرده با بی اعتنایی به انتقادات و هیجانات توده های مردم کار خودرا بمیل تباری خود انجام میدهند، این بار هم بی باکانه سروان احد مهمند پشتون تبار را بجای سرهنگ دوران تاجیک روانه فضا کردند. هر چند این عمل تبار گرایان از طرف جمعیتهای کثیر سیاسی و چیز فهم کشور بارها تقبیح گردید، ولی تبار گرایانه بجلو رفتند و همه انعکاسات را با بی پروایی پاسخ دادند.
شهادت جنرال عبدالجلال رزمنده رئیس اداره پنج «خاد» حین تسلیمی یک گروپ مسلح اپوزسیون در ولایت هرات نیز از طراحیهای سلیمان لایق بود. در مورد حادثه المناک 17 حمل 1369 شهرستان شافلان یا"پشتون زرغون" درولایت هرات، صاحب نظران میگویند پلان شده بود که در محفل تسلیمی اپوزیسیون "شافلان" شخصأ داکترنجیب اشتراک نماید، ولی بنا بر دریافت اطلاعات موثوق که یعقوبی بدست آورده بود، مانع اشتراک داکترنجیب در آن محفل گردیدند، مگربخاطراینکه معلوم کنند که راستی توطیه روی کار بوده ویا نه بمشوره سلیمان لایق بدون اینکه جلال رزمنده را درجریان بگذارند و تدابیرامنیتی بگیرند به قربانگاه فرستادند. نزدیکان شهید رزمنده قهرمان مینویسند که اقای سلیمان لایق در طرح اعزام شهید رزمنده نقش کلیدی داشت و آگاهانه فاشیستان بی فرهنگ که از شجاعت و دلیری و پایمردیهای شهید رزمنده می لرزیدند اورا به به پرتگاه شهادت اعزام کردند. این یگانه پلان شوم سلیمان لایق نبود. او با خیانت به حزب پرچم پس از 7 ثور به حفیظ الله امین پیوسته و وابسته به رژیمی شد که بیش از 20 هزار از بهترین های تاجیکان بشمول بیش از 2 هزار از شایسته ترین کادر های تاجیک حزب را از دم تیغ کشیده بود. برای او انچه بنام انقلاب ثور و پیروزی حزب اعلان گردید بیشتر جاگزینی یک قبیله بجای قبیله دیگر در راس قدرت دولتی بود.
این هم بیاد مان هست که در دوران زمامداری داکتر نجیب اقای لایق با تحریر مقاله معروفش در روز نامه حقیقت انقلاب ثور سنگ بنای اختلافات قومی و زبانی را که آغاز گر آن محمود طرزی در روزنامه "سراج الاخبار افغانیه" بود، در میان اعضای حزب وطن تجدید کرد و حزب را به شاخه ها و دسته ها تقسیم نمود. سراغاز مخالفت های لایق با رزمنده قهرمان هم همین مخالفتهای قومی بود. شهیدرزمنده درجریان صحبت هایش تاکید میکرد که" لایق فاشیست حزب، حزب را به چند پارچه تقسیم میکند". سلیمان لایق همیشه درجریان حضورش در حزب دموکراتیک خلق افغانستان ازیکجا شدن نیرو ها وحلقات سیاسی کشورکه میتوانستند در تعیین سر نوشت کشور نقش سودمندی بازی نمایند جلوگیری به عمل می اورد.
نگارنده خوب به یاد دارم زمانیکه بنابر عللی به دفتر کار جلالتمآب سلطان علی کشتمند به قصر صدرات رفته بودم، ایشان را در یک اتاق کوچک پذیرایی یافتم. کمی کنجکاو شدم، بعد فهمیدم که جناب شان هراس داشتند که مبادا فاشیستان در اتاق کارش آله ثبت آواز جابجا کرده باشند. ایشان نه تنها با من بلکه با همه دوستانی که درد دل میکردند در همین اتاق کوچک می نشستند و آزادانه صحبت میکردند. جناب کشتمند درختم کاری که به ایشان داشتم رشته کلام را بدست گرفتند و گفتند " با خبر باشید و با این حرف خوب دقت کنید که اگر شما تاجیکان، اوزبکان و هزاره گان با هم متحد نشوید، داکتر نجیب و فاشیستان اطراف او پلان عمیق و دقیق دارند تا همه شما اقوام دیگر را تارمار کنند." چنانچه از کار و خدمات شایسته این شخصیت مهم، کلیدی و خوشنام برادران هزاره مان در پست صدارت کشور دیری نگذشته بود که توطیه ترور نا فرجام او از طرف فاشیستان تکتبار عملی شد و سلیمان لایق و دیگر فاشیستان با تزریق روحیه ضد قومی در شریان دکتورنجیب اورا وادار ساختند تا با بهانه های بی منطق و کورخوانانه اورا از مسند کرسی صدارت فرود آورد.
درنهایت دکتور نجیب پس ازعملی نمودن چندین پلان و پروژه های قوم گرایانه بکمک استاد وفادارش سلیمان لایق، منحیث سر سخت ترین چهره رهبر قبیله گرا ظاهر گردید، او ابتدا به تصفیه کاریهای عمومی در حزب دست زد و طی آن تاجیکان را از کدر های حزب و اردو به شمول ارتشبد بابه جان از کار برکنار ساخت. بعد از پاکسازی حزب و اردو در شهر کابل، روی به شمال آورد و به برکنار نمودن ارتشبد جمعه نظمی والی بلخ، ارتشبد خان آغا و آقای انصاری پرداخت و به عوض ایشان اشخاص بدنام فاشیست و ملیت پرست چون ارتشبد جمعه اسک، تاج محمد و رسول مشهور به بی خدا را مقرر کرد. این سه شخص از جمله قاتلین و جنایتکاران مشهور بودند. تاج محمد در زمان حکومت خلقی ها در آستان هلمند و قندوز جنایات فراوان را مرتکب شده بود. او در پست ریاست امنیت مقرر شد. رسول یکی از قاتلین زمان حفیظ الله امین بود. او در ریاست کام و زندان پلچرخی صدها نفر را اعدام نموده بود. او از طرف داکتر نجیب به حیث قوماندان فرقه بلخ تعیین گردید. به همین ترتیب او به تصفیه کاری عمومی اقوام غیر پشتون در ولایات دیگر مانند قندهار و ننگرهار نیز پرداخت و اشخاص بدنام و جنایتکار را بجای تاجیکان خوش نام و کار آزموده مقرر نمود. او به ادامه پاکسازی حکومت و اردو در زون شمال به تاریخ 25 جدی 1370 مادامیکه می خواست ارتشبد هلال الدین و ارتشبد عبدالوهاب را از کار برکنار نماید، ایشان قبل از رسیدن فرمان برکناری شان از برنامه داکتر نجیب با خبر شدند و برای نجات خود و کشور آماه پیکار و فداکاری علیه سردمداران حکومت فاشیست گردیدند. ایشان به داکتر نجیب پیام فرستاده او را هوشدار دادند که دست از تغییر و تبدیل بی مورد قومندانان و افسران زحمتکش و فعال تاجیک تبار بکشد. داکتر نجیب با گرفتن پیام ها و هوشدارهای مکرر نظامیان سمت شمال متوجه گردید که اداره نظامیان، افسران و سربازان سمت شمال از دست اورفته است و ایشان ازاوامر او اطاعت نمی نمایند. داکتر نجیب به تعقیب گرفتن پیام های رد اوامراو به جنرال جمعه اسک قوماندان زون شمال، سید عزیز الله والی بلخ، تاج محمد رئیس امنیت و رسول قوماندان فرقه دستور داد تا رهبر قیام کننده گان سمت شمال را دستگیر کرده به کابل بفرستند.
قیام کننده گان نه تنها به ارتشبد نجیب جواب منفی دادند بلکه طی صحبت مخابروی جمعه اسک را نیزاخطار دادند که در صورت کوچکترین حرکت عکس العمل شدید نظامی نشان خواهند داد. با رسیدن این پیام به داکتر نجیب و جمعه اسک ایشان به تحرکات نظامی آغاز نموده طیارات را برای سرکوبی قیام فرستادند. طیارات چند بم در اطراف شهر حیرتان ریختند که به اثر آن دو طفل کشته شد. علاوه بر تحرکات نظامی اخطار های فراوان از طرف داکتر نجیب و جمعه اسک فرستاده می شد. البته همه این اخطار ها مستقیم نه بلکه از طریق قونسلگری روسیه در حیرتان می رسید.
اما داکتر نجیب پس از مدت کوتاهی، متوجه شد که فشار نظامی موثر نیست. او به فرستادن هیات های مصالحه پرداخت و ارتشبد محمد رفیع معاون رئیس جمهور و ارتشبد فاروق یعقوبی وزیرامنیت ملی را به مزار شریف فرستاد تا با قیام کننده گان مصالحه نمایند. هیأت میخواست در حیرتان با رهبر قیام کننده گان ملاقات نماید. اما تقاضای هیأت از طرف قیام کننده گان رد گردید وبه رفیع و یعقوبی اخطار دادند که به طرف حیرتان نیایند. هیأت ارسالی داکتر نجیب ارتشبد دوستم و سید منصور نادری را واسطه ساخته پیشنهاد کردند که داکتر نجیب حاضر است تقاضا های شما را بپذیرد. هیأت اطمینان داد که جمعه اسک از وظیفه اش برکنار شده است و سایر ارتشبدان بدنام نیز برکنار خواهند شد. پیشنهاد نجیب بار دیگر از طرف قیام کننده گان رد کردید. زمانیکه داکتر نجیب دوباره جواب رد شنید، دوباره جمعه اسک را منحیث قوماندان زون شمال تعیین نمود و به تعرضات نظامی پرداخت. افراد آنها که متشکل از قطعات فرقه 18 امنیت و غند اوپراتیفی سارندوی بودند به عملیات وسیع دست زدند. در داخل شهر مزار شریف افراد وزارت امنیت به دستگیری وسیع تاجیکان شروع نموده و به چور و چپاول منازل شخصی افسران تاجیک پرداختند.
از قیام حدود دو ماه سپری شد، در این مدت قیام کننده گان نامه های فراوان از قوماندانان جهادی تاجیک تباراکثر ولایات افغانستان دریافت کردند که همه ایشان از قیام و مقاومت نظامیان تقدیر نموده بودند. علاوتا مجاهدین ولایات هرات و قندهار و تقریبا همه تنظیم های جهادی مقیم پشاور نامه های تشویق آمیز فرستادند و هیات اعزامی قیام کننده گان از نزد احمد شاه مسعود نیز برگشته و حمایت کامل او را از قیام کننده گان حیرتان حاصل نموده بود.
قیام کننده گان به تاریخ 20 حوت یک جلسه سری و پنهانی در حیرتان ترتیب دادند که در آن جلسه ارتشبد عبدالرشید دوستم به طور مخفی از راه دشت و ارتشبد سید حسام الدین از راه شهرستان خلم به حیرتان آمده بودند. در آن جلسه روی موضوعات نظامی از جمله استراتیژی حمله و دفاع به بحث پرداخته و تصمیم گرفتند که نتایج مذاکره را با قوماندانان جهادی ولایات شمال نیز در میان گذارند.
داکتر نجیب باردیگر دست به یک سلسله سبکدوشی ارتشبدان زد. او ارتشبد مومن، جنرال جمعه عظیمی، ارتشبد هلال الدین وارتشبد احمدیار را ازوظایف شان سبکدوش و به مرکزخواست. ولی ارتشبد مومن امر نجیب را قبول ننموده وازدوستم که در رأس قیام کننده گان قرار داشت، خواهش نمود تا از وی دفاع نمایند.
گویند در گرما گرم تشنجات و جهت گیریهای فاشیستان در مقابل نظامیان سمت شمال ارتشبد محمد رفیع باردیگر به مزارشریف سفر کرد تا اوضاع را از نزدیک بر رسی نماید. ارتشبد رفیع پس از سفر به ولایات شمال و بررسی اوضاع داکترنجیب را متقاعد ساخت تا جمعه اسک و ارتشبد رسول قوماندان فرقه 18 را سبکدوش نماید. ارتشبد رفیع به داکتر نجیب اطمینان داده بود که دوستم تعهد میسپارد که مسأله جنرال مومن را حل وفصل نموده و با داکترنجیب آشتی میدهد، ولی ارتشبد مومن به کابل نیامد وداکترنجیب عصبانی گردیده ارتشبد مصطفی پیلوت قهرمان را نزد دوستم اعزام داشت. ارتشبد مصطفی قهرمان پیام ذیل را از دوستم به داکترنجیب آورد:

1) تاج محمد که ازجمله محرکین اصلی وطراح دسایس علیه ارتشبد مومن وفرقه 53 است، چرا به مرکز خواسته نشده وازوظیفه اش سبکدوش نگردیده است.
2) قوماندان عمومی گروپ اوپراتیفی شما «دوستم» تعین گردد.
3) کادرهای نظامی درصفحات شمال از طرف ارتشبد دوستم وکادرهای ملکی ازطرف نجم الدین کاویانی، فرید مزدک وپیگیر پیشنهاد ومنظوری داده شوند.
4) ارتشبد مومن به وظیفه اش دوام بدهد.

داکترنجیب در برابر پیشنهادات دوستم کنترول خود را از دست داده ودوباره جمعه اسک ودیگران را بوظایف سابق شان اعزام نمود. ازین جا ائتلاف میان ارتشبد مومن، دوستم ومنصورنادری درپیوند نزدیک با احمدشاه مسعود وگروپ مرکزتامین گردیده وگویا علناً به داکترنجیب جنگ را اعلام نمودند. داکترنجیب روحیه واراده خود را از دست میدهد، زیرا او ازیک طرف مجبوربودکه اعتماد نماید، ولی ازسوی دیگرجدی احساس خطر وسقوط خود را درک نموده بود ونمیتوانست یک تصمیم درست را اتخاذنماید. ارتشبد رفیع نیز ازوضع مایوس شده به آلمان سفرنمود. ازطرف دیگرگروپ فاشیستهای اطراف داکترنجیب روابط خود را با حکمتیار تامین نمودند. درهمان شب یعقوبی بطورسربسته یی گفت که بعضی زیگنالها درمورد ارتباط های ظریفی بین وطنجار، پکتین ومنوکی منگل با حکمتیاردریافت کرده است، داکترنجیب وگروپ وی روابط خود را با حکمتیار تأمین نموده بودند.چنانچه درموقع سقوط داکترنجیب عملأ این روابط معلوم گردید. (برای مزید معلومات به یادداشتهای سیاسی ورویدادهای تاریخی. سلطانعلی کشتمند مراجعه شود.)
گفته میشود به دنبال تلاشهای قبلی دولت بازهم برای جلوگیری از اتحاد ارتشبد دوستم وبرخی نیروهای نظامی با مجاهدین شمال افغانستان، رئیس جمهور نجیب ارتشبد محمدنبی عظیمی را موظف ساخت تا درجشن نوروز به شهرمزارشریف رفته با ارتشبدهای شورشی امکانات سازش را جستجوکند. اما این تلاش نیز به نتیجه یی نرسید. ارتشبد محمدنبی عظیمی می گوید: درآنجا من سعی کردم که این مسایل ازطریق صلح آمیز حل وفصل شود وزمینه مذاکره وتفاهم بین دکترنجیب و ارتشبد عبدالرشیددوستم به عمل بیاید. اما نتیجه مطلوب بدست نیامد و سقوط شهرمزارشریف به دست ائتلاف نیروهای پیشین دولتی وگروههای مجاهدین درشمال، آغاز پایان رژیم دکترنجیب را حتمی ساخت. نیروهای ائتلاف شمال پس ازتصرف شهرمزارشریف تسخیر کابل را هدف قراردادند.
درآخرین روزهای 1992 کابل پرازاضطراب ودلهره بود. مجاهدین پس ازچهارده سال مقاومت درآستانه پیروزی نهائی قرار گرفته بودند. سقوط شهرمزارشریف به دست نیروهای ائتلاف ملیشیاها وفرماندهان پیشین دولت وگروه های مجاهدین ازپایان دولت داکتر نجیب خبرمی داد. پس ازتصرف شهرمزارشریف، فرماندهان نیروهای مخالف دولت درشمال به تاریخ هشتم اپریل1992 شورای مشترک نظامی را برای اداره این مناطق به وجودآوردند. ارتشبد عبدالرشیددوستم می گوید: همه فرماندهان او را به ریاست این شورا انتخاب کردند. او میگوید: تمام قوماندانانهای شمال را جمع کردیم، جلسه کردیم، ماگفتیم قوماندانها! حالامزارفتح شد، سمنگان فتح شد، فاریاب فتح شد، سرپل فتح شد، جوزجان فتح شد، مزارشریف هم فتح شد، همگی ازهرتنظیم بودند،حالا چه می کنید؟ پلان بعدی چیست؟ درمزارباقی می مانیم یا ما به خیربرویم به کمک مردم کابل ودیگربا این بی نظمی وضع شهرمزارشریف خراب می شود. درهرکوچه یک حزب، یک قوت است. بایدبه خاطرسوق واداره سازماندهی قوتها یک کسی تعیین شودکه این را اداره بکند؛ هرکسی را که شما تعیین می کنید. درآنجابیشترازصدنفرقوماندان بود وآنجاهم ازیک تعدادی برادران وقوماندانها لیست گرفته شد ودرآنجا همگی مرا رئیس شورای صفحات شمال وهم رئیس شورای نظامی ولایت بلخ تعیین کردند
روز16 اپریل در حالیکه داکترنجیب میخواست ازکشورخارج شود، افراد مسلح مخالف مانع خروجش شدند. رئیس جمهورداکترنجیب ازفرودگاه برگشته وبه دفترسازمان ملل درکابل پناهنده شد. ارتشبد نورالحق علومی یکی ازفرماندهان اصلی ارتش درآن زمان می گوید: ارتش به اقدامی علیه داکترنجیب دست نزده بود. آری این یک واقعیت است که او زیرتأثیر حرکتهای فاشستی و تبارگرایانه خود رفت، نتوانست در مقابل ملیون سمت شمال مقاومت کند. او با ورودش در دفتر سازمان ملل متحد تومار حکمرانی یک دیکتاتور دیگر را برچیده و زمام امور کشور را بدست مجاهدین گرسته قدرت در رآس حضرت صبغت الله مجددی داد که داستان زمامداری حضرت صبغت الله مجددی و دیگر سران مجاهدین گویا سر بکف !؟ داستان آینده این مقال را می سازد. (ادامه دارد)
==========================================
منابع:
1)    کشتمند، سلطان علی. یاد داشتهای سیاسی و رویدادهای تاریخی؛ خاطرات شخصی با برهه هایی از: تاریخ سیاسی معاصر افغانستان. لندن، نجیب کبیر، 2002. 3ج
2)    پنجشیری، اکادمیسن دستگیر. ظهور و زوال حزب دموکراتیک خلق افغانستان. بخش اول و دوم. پشاور، کتابفروشی فضل، 1377هش. 2 بخش.
3)    عظیمی، ارتشبد محمد نبی. اردو و سیاست؛ در سه دهه اخیر افغانستان؛ با اضافات و توضیحات. پشاور، میوند، 1378 هش. 2ج
4)    غوربندی، عبدالقدوس. نگاهی به تاریخ حزب دموکراتیک خلق افغانستان. سویدن، شورای فرهنگی افغانستان، 1379. 140ص.
5)    گلشنیار، جیلانی. شمه یی از دیگاههای پژوهشگران و نویسنده گان داخلی و خارجی در رابطه به کارکرد ها و سقوط رژیم داکتر نجیب. تارنمای سپیده دم.
6)    سنگر، ن. از دره دون هندوستان تا کابل. برگرفته از تارنمای سپیده دم.
7)    طنین، ظاهر. افغانستان در قرن بیستم. تهران، انتشارات عرفان،1384.
8)    مفید، حمید. در درگاه اصول. از آرشیف اصالت.
9)    گلشنیار، جیلانی. بازیهای اوپراتیفی نجیب برای تصرف رهبری حزب و دولت دموکراتیک خلق افغانستان. تارنمای سپیده دم.
10)    رزمیار، محمد داؤد.او هـــرگـــز لايــق نــبــود. تارنمای سپیده دم.

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در پنجشنبه ، 8 مهر 1395 ، 20:26
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 333

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

پـــــارســـــی

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 82 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.