Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
تاجیکـــــان در گـــــــذرگاه تــــاریخ (بخش چهارم) PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - تاریخــــــی
نوشته شده توسط پروفیسور رسول رهین   
جمعه ، 20 ارديبهشت 1392 ، 08:22

تاجیکـــــان در گـــــــذرگاه تــــاریخ (بخش چهارم)تاجیکــــان باختـــری یــا (افغــانســـتان کنـــونی)

محمــود بیــگ طــــرزی،
بانی ناســیو نالیــزم قــومی:

در دوره زمامداری امیر عبدالرحمن دیدیم که تاجیکان باختری یا (افغانستان کنونی) هزاره هاپروفیسور رسول رهین، اوزبکها و ترکمنها رنجهای فراوانی را متحمل گردیدند. ازین اقوام کله منارها ساخته شد، زمین های زراعتی شان سوختانده شد، شخصیتها، زمینداران و اربابان قدرتمند شان بکارهای ناکرده به غل و زنجیر کشیده شدند.

 

تبار پرستان در پهلوی به غل و زنجیر کشیدن نخبه گان اقوام بومی کشور، به یکی دیگر از معضله های مشکل ساز عمده سیاسی ـ اجتماعی و ایجاد نفاق ملی، میان مردم کشور در صد سال اخیر و بویژه ازدهه ٢٠ تا دهه ٨٠ قرن بیستم میلادی، مسأله چگونگی برخورد با هستی وگویش زبان رسمی پارسی، از سوی حاکمان تک تبار قدرت گرای شوونیست وگروههای سیاسی وابسته و روشنفکران دنباله رو بی هویت بوده است. این قشر صاحب امتیازوانگل صفت، برگزیدگان مستعمراتی انگلیس بودندکه از طرف باداران خود به عنوان قشر اجتماعی مسلط درمتن جامعه استعماری در موقعیت ویژه یی قرار داده شده و نقش حاکمان حفظ تسلط ایدولوژی استعماری انگلیس ها را بازی می کردند.
توسط همین انگلها بود که انگلیسها برای تضعیف زبان فارسی دری، زبان پشتو را در مقابل آن قراردادند. برای اولین بار در زمان امیرشیر علی خان، فعالیت رسمی زبان پشتو را در کنار زبان رایج مردم یعنی زبان فارسی دری آغاز کردند و جهت تثبیت بیشتر آن بطور جدی اصطلاحات نظامی و دفاتر اداری کشور را [2] به زبان پشتو ساختند.
اتا پیش از حکومت امیر جبیب الله خان، زبان ملی پارسی در سطح کشور، به شکل کاملاً طبیعی، جا افتاده بود که در برقراری ارتباط وتفاهم مشترک عمومی میان ملیت ها و قبایل و دگرلایه های مختلفۀ اجتماعی جامعه بکار می رفت٠آنها، زبان پارسی را، به عنوان زبان مادر وزبان رسمی وهمگانی یا زبان مشترک وزبان اصلی، زبان علم ومعرفت وزبان حوزۀ تمدنی فرهنگ شرق پذیرفته بودند، به این دلیل که قدرت وعظمت زبان پارسی مبتنی بر ادبیات نوشتاری کهنسال و قدرتمند و تکامل یافته یی بود که خود مشاهده میکردند٠
هرچند امیر حبیب الله جانشین امیر عبدالرحمن کوشید تا دوره استبدادی پدر را پرده پوشی کند. ولی گرفتار زن باره گی شد. او شبها و روزها در میان دختران و زیبا رویان به عیش و عشرت گذرانید. این اراکین دربار و شاغاسیها و غلابچه گان و تبعیدیان بازگشت کرده از هندوستان و کشورهای دیگر به میهن بودندکه امر ونهی کشور را بدست گرفته بودند.
در قطار بازگشت کرده گان از کشورهای خارجی، یکی هم محمود بیگ طرزی بود که با ذخیره کافی علم و دانش جدید از ترکیه به کشور بر گشته بود. محمود بیگ طرزی پدر ژورنالیزم مدرن افغانستان شناخته شد وبا نعره های آزادیخواهی در "سراج الاخبار افغانیه" سر آمد آزادیخواهان کشورشد و آثار بیشمارش در آسمان زبان وادبیات فارسی دری اورا شاعر و پیشآهنگ ادبیات جدید آن دوران کشورساخت. ولی این شخصیت عالی جناب در بازگشت به میهن بدعتهایی نیز باخود آورد که تا امروز جبران ناپذیر بوده تاوان اشتباهات و کجرویهای اورا تا همین اکنون جوانان و چیز فهمان کشور می پردازند. اشتباهات و بدعتهای جبران ناپذیر محمود بیگ طرزی دامن زدن برناسیونالیزم قومی بود که آتش نفاق و بی اعتمادی را درمیان اقوام کشور آتش زد. همین اشتباهات و بدعتکاریهای محمودبیگ طرزی هست که از همان تاریخ تا اکنون نگذاشته است افغانستان کشور واحد و یک پارچه گردد تا بتواند مالک هویت ملی گردیده، تمام اقوام و قبایل کشور را در زیر یک چتر بزرگ و مستحکم ملی گرد آورد.
گویا با تأسف ودرد که نخستین گام شعوری ـ ضد ملی، ترویج اندیشه قوم برترواستقرار فرهنگ و حاکمیت قبیله(افغان) و بازتاب آن در گویشهای محلی پشتو، از سال های ١٩١١ م. ببعد دررویکرد های فکری محمود طرزی (خُسُرامان الله خان) وهم تباران او زیر عنوان (ناسیونالیسم ونوگرایی) درلباس اسلام تجلی کرد وسرانجام، سنگ تهداب این اندیشه ضد ملی در جرگه بزرگ (لویه جرگه) سال ١٩٢٣ م. بوسلۀ امیر امان الله خان گذاشته شد. بیائید در پهلوی کارنامه های ژورنالیستی و آزادیخواهی محمود بیگ طرزی، چهره بدنام ناسیونالیستی قومی او را نیز به خوانش بنشینیم.

محمود طـرزی،بانی
ناسیو نالیزم قومی:
طوریکه گفته آمدیم، هرچندکار نامه های دوره امارت امیر حبیب الله، پدر شاه امان الله مشحون از زن باره گی و عیاشی های درباری میباشد. ولی یکی از دغدغه‌های فکری محمود بیگ طرزی، سر دبیر جریده "سراج الاخبار افغانیه" برکشيده از انديشه‌های ترک‌های جوان، ناسيوناليسم قومی بود. او پيوسته بر محور ناسيوناليسم قومی می‌چرخید. از همين‌جاست که او همیشه بر واژه‌‌‌(افغان) و(افغانيه) (عسکريه افغانيه)، (ملک افغان) (ملت نجيبه افغانيه) و...و که مرادش آشکارا قوم پشتون‌، يکی از اقوام کشور چند قومی افغانستان بوده است، پافشاری دارد و اين واژه ‌ها را ترويج می‌دهد. هنوز چهار ماه از انـتشار سراج‌الاخبار نگذشته بود که در شماره‌ هشتم در زير کليشه سراج‌الاخبار کلمه "افغانيه" را اضافه می‌کند و کلیشه شماره‌ دوازدهم اخبار که با خط نستعليق نوشته شده کاملا عوض می‌شود و واژه افغانيه جز کليشه (سراج الاخبار) می‌شود. او که در آب و هوای ناسيوناليسم قومی غوطه ور بود پس از شماره اول سال هفتم (۱۴حوت ۱۹۱۷) نام خانوادگی خودرا از طرزی به "افغان" و گاه "افغانی" عوض کرده و ازآن به بعد گاهی محمود طرزی "افغان" و گاهی "افغانی" مینوشت. در حاليکه در شماره‌ پنجم سال ششم (۱۴ اکتوبر ۱۹۱۶) سراج‌الاخبارافغانیه می‌نويسد که طرزی "...لقب و عنوانی است که از طرف خود آن قبله‌گاه معظم، به اين فرزند احقرشان اعطا فرموده شده است و در مهری که به امر خود هديه اعطا کرده بودند، محمود طرزی تحرير فرمودند و در اکثر تحريرات و مکاتبات عالی... خودشان اين فرزند احقر خود را «محمود طرزی» خطاب نموده اند." (نجم کاویانی، آریانای برونمرزی. سال سیزدهم، شماره سوم)
محمود طرزی دیگر هم پیشرفت، او بود که برای بار نخست مسأله زبان را در روی صفحه‌های سراج‌الاخبارافغانیه مطرح کرده، وارد ادبيات سياسی افغانستان گردانيد. چنانچه در مقاله بالابلنـدی زير عنوان "زبان و اهمـيت آن" در سراج‌الاخبــــــار افغانیه می‌نويسد که: "يکی از مکارم اخلاق حسنه ملتی هر ملت، محافظه کردن زبان و اصلاح و ترقی دادن آن است. زبان رسمی دولت متبوعه مقدسه ما زبان «فارسی» و زبان ملتی ما زبان «افغانی» ميباشد." او کليشه‌ " هرقوم، هر ملت به زبان قومی و ملتی خود زنده است" را تأسيس کرد و مطالب و بعضاً اشعار در زیرهمين کلیشه به چاپ ‌رسانید. محمود طرزی که خود برخاسته از عشيره‌ پشتونی (افغانی) بود، در مقاله بلندبالای دیگری زير عنوان "زبان افغانی [پشتو]، اجداد زبانهاست" به بحث مفصل در حوزه زبان پرداخته و در پايان آن چنين نتيجه می‌گيرد که: " زبان افغانی اجداد زبانها و ملت افغانی اجداد اقوام آريا می‌باشد."  محمود طرزی تأکيد دارد که "در مکتب‌های ما، اهمترين آموزش‌ها، بايد تحصيل زبان افغانی باشد. از آموختن زبان انگليزی [انگليسی]، اردو و ترکی حتی فارسی کرده تحصيل زبان افغانی را مهم جلوه داده تأکید دارد که هرچه عاجل به تحصیل آن اقدام صورت گیرد. او مینویسد: به فکر عاجزانه‌ خود ما، يگانه وظيفه انجمن عالی معارف، اصلاح وترقی و تعميم زبان وطنی و ملتی افغانی باید باشد..." (نجم کاویانی، فصلنامه آریانای برونمرزی.)

محمود طرزی از زمره نخستين کسانی در افغانستان است که واژه "زبان ملتی" و "ملتی افغانی" را بکار می‌برد و زبان را با قوميت و نژاد گره می‌زند و در اين حوزه به باستان‌گرايی نيز روی می‌آورد. زبان فارسی را زبان رسمی دولت و زبان افغانی را زبان ملتی (متعلق به ملت) می‌داند، در حاليکه زبان فارسی نه تنها زبان دولت، بلکه زبان ملی کشور و زبان جمهور مردم نيز بوده و هست، اما طرزی امتياز ملی بودن را تنها به زبان افغانی می‌بخشد. اين ادعای طرزی تا امروز توسط گروه‌های برتری‌جو و فارسی‌ ستيز به پيش برده می‌شود. البته روشن است که مراد محمود طرزی از "زبان افغانی" همانا "زبان پشتو" است. ما در گذشته واژه‌های "زبان ادبی"، "زبان عاميانه"، "زبان رسمی"، "زبان مشترک" و... را در ادبيات سياسی خود داشتيم، اما واژه "زبان ملتی" به مفهوم قومی آن بيشتر برکشيده از واژه‌های ترکی عثمانی میباشد که محمود بیگ طرزی آنرا بکار میبرده است.

هرچند، درینجا اراده برآن نیست که بر طرزدید ناسیو نالیستی و تبار گرایی طرزی تبصره همه جانبه کنیم و هدف ماهم دراین نوشته تجزیه و تحلیل کارنامه های کلی ناسیونالیستی او نمیباشد ولی اینقدر علاوه میکنیم که محمود طرزی با طرز دید ساده و خیلی عامیانه خود در باره زبان افغانی و آنرا " مادر زبانهای آریایی خواندن" خود بر حیثیت و اعتبار علمی و فرهنگی خود که هدف این نوشته میباشد، صدمه وارد کرده و سکوی والای خودرا از از مقام بالایی که در فرهنگ فراخ دامن کشوری بنام خراسان بزرگ داشت پائین می اندازد. امروز اکثر زبانشنانسان جهان و افغانستان در باره زبانهای افغانستان تحقیقات دامنه داری دارند و جایگاه تمام زبانهای رایج افغانستان از فارسی دری، گرفته تا افغانی و اوزبکی و...و را تعیین کرده هریک را بجایی که قراردارند می شناسند. حتی افغانی را به خانواده عبرانی منسوب ساخته اند که البته توضیح بیشتر درین مورد کار زبانشناسان میباشد. ای کاش جناب محمود طرزی امروز زنده میبود تا کتاب تاریخ تحلیلی افغانستان، تألیف انجنیر عبدالحمید محتاط را میخواند ویا فلم مستند " تکاپو برای دریافت آخرین طایفه" گروه دانشمندان یهودی الاصل کانادایی را که تحت رهبری سمجا یاکوبویچ صورت گرفت است، مشاهده میکرد تا میدانست که ریشه و اصلیت قومی، طایفه یی را که او آریایی معرفی کرده است، چه میباشد.

برمیگردیم باصل موضوع: همانوریکه محمودطرزی رادرافغانستان می توان بانی و مروج ناسیونالیزم قومی و ملی گرایی خواند، سراج الاخبارافغانیه اورا میتوان بازتاب دهنده افکار ملی گرایانه وناسیونالیستی او دانست، چنانچه بسیاری ازمقالات ناسیو نالیستی اخبار ازنگاشته های او اند. طرزی اولین کسی است که افکارملی گرایی را به گونه تلفیقی با پان اسلامیزم واردعرصه مطبوعات کرد. نکته مهم درنوشته ها و اندیشه های تلفیقی او این بود که او در اذهان خواننده القاح میکرد که بین وطندوستی و ملت خواهی وتعالیم واعتقادات اسلامی تعارض وجود ندارد. طرزی وطندوستی را مترادف دین دوستی تلقی می کرد. عبدالحی حبیبی نویسنده ومؤرخ مشهورکشورمی نویسد که اولین باراو مفاهیم وواژه های وطن، حب وطن، وطندوستی را ازسراج الاخبارافغانیه ومقالات محمود طرزی فراگرفت.

هرچند ازدیدگاه برخی تحلیلگران اندیشه های طرزی درمورد تلفیق ناسیونالیزم قومی وپان اسلامیزم، یک اندیشه متناقض وغیر عملی بررسی میگردد. زیرا ناسیونالیزمی را که طرزی مطرح می کند و پیوسته از آن سخن می گوید متأثر از اندیشه های ناسیونالیزم اروپا و ترکان جوان است که مشخصه آن اندیشه ها همانا تفکیک و جدایی افکار دینی و اعتقادات مذهبی از ناسیو نالیزم قومی میباشد که پس از نهضت روشنگری در اروپا ایجاد شد و به ایجاد دولت های سکولار و جدایی کامل دین از سیاست و حکومت انجامید. ولی محمود طرزی با فارم و دید خود باین تلفیق دست یازیده و خواسته است بااستفاده از روحیه دینی و اسلامی، ناسیونالیزم بی ریشه را پشیتبانی کرده، سعی داشته است،آماده قبول و پذیرش اقوام مختلف کشور گرداند که ناممکن از آب در آمد.

چنانچه "گریگورین" در مورد اهداف ناسیونالیزم قومی محمودطرزی که پیوسته ومستمر درسراج الاخبار افغانیه منعکس می گردید، میگویدکه « طرزی درجریان تلاش برای عقاید ناسیونالیزم افغانی، خود با انعکاسات مختلف و بی شمار اقوام غیر پشتون که اکثریت جمعیت کشور را ازلحاظ قومی تشکیل میدهند مواجــــــه بود. چه طرزی میبایست تعریف تازه یی ازواژه "افغان" مبنی بر پایه جغرافیایی ودینی ارائه مینمود تا ترس اقوام غیر پشتون راکه شاید ازمدرن شدن کشوروتحکیم سلطه پشتونها اندیشمند بودند، ازمیان بردارد. وظیفه مهم دیگرطرزی این بود تا امیرحبیب الله را قانع نماید که تحولات اقتصادی-اجتماعی افغانستان موجب مداخله خارجیها درکشورنگردیده، سلطنت یا موقف سلاله حاکم را به مخاطره نمی اندازد، بلکه بالمقابل چنین تحولی به اقتداروقدرت سلطان، نیروی تازه بخشیده، به ثبات کشورکمک و تهدیدات خارجی را دفع می نماید. فراتر ازآن جوانان افغان با وظایف دشوار دیگری هم روبرو بودند تا هم دستگاه دینی راترغیب نمایند که اسلام، مدرنیزاسیون و سکولاریزم با هم درتوافق اند، وهم مسلمانان شیعه را متقاعد گرداند که مدرنیزم به معنی خاتمه بخشیدن به امتیازات آنها و یاحاکمیت قوم پشتون نیست.

این هم قابل ذکر است که هرچندمحمودطرزی نخستین کسی است که در دهه های آغاز سده بیستم بحث زبان را به میان می کشد و درمورد زبان فارسی و زبان پشتو سخن می گوید و نظریاتی ارائه می کند، اما اندیشه ها واظهارات او دراین مورد نیز با ضعف ها و اشتبهات زیادی همراه بوده است.

باز پروفیسور گریگورین می گوید که محمودطرزی معتقد بود تا موقعیت زبان پشتو درمقابل زبان فارسی دری که طرزی وهمکارانش زبان پشتو را "زبان افغانها" می خواندند، تقویت یابد:«پشتو یا"افغانی"تبلورغرورملی و"اجدادزبانها"وزبان واقعی ملی پنداشته شود. ازاین لحاظ این زبان باید به تمام گروه های قومی افغانستان آموزش داده شود.» ضعف واشتباه دیگر طرزی درمورد زبان فارسی دری این بودکه او رسمیت زبان فارسی دری را در افغانستان یادگار حکومت ایران تلقی می کرد و از عاریتی بودن زبان فارسی دری سخن می گفت: چنانجه مینویسد:«معلوم جهان است که جهانیان، ملت ما را افغانستان ومارا افغان می گویند. بناً علیه درشرح وتفسیرسرلوحه عاجزانه ما یک شبهه گکی که باقی می ماند، صحیح ودرست بودن" ادبیات ملی افغانی" وعاریتی بودن"ادبیات ملی فارسی" است.»

نظریات واظهارات مغرضانه طرزی درمورد زبان فارسی یا فارسی دری درافغانستان که آنرا زبان عاریتی و رسمیت آنرا یادگار حکومات خراسان بزرگ تلقی می کند نادرست ودور ازواقعیت های تاریخی این زبان است. رسمیت زبان فارسی دری درافغانستان ریشه درتاریخ طولانی وکهن سرزمین خراسان باختری "یاافغانستان کنونی" دارد. همه عالمان وپژوهشگران زبان شناسی معتقدهستندکه مبدأ وگهواره اصلی زبان فارسی دری ازگذشته های دورتاریخ، بکتریا یا باختر بوده است. امپراتوری ها وشاهان کشورما صاحب وناشر این زبان بودند. زبان فارسی دری را صدهاسال قبل سلاطین مختلف سرزمین مایعنی، آریائیان، خراسانیان کهن وافغانستانیهای امروز ازسلاطین وامرای سامانی تا شاهان غزنوی، تیموری، سلجوقی، شیبانی، لودی، بابری وسپس درانی ها ازتخارستان وبلخ، کاپیسا و ازغزنه وهرات بسوی مغرب ومشرق، ازکناره های دجله تا قفقاز وترکمنستان وازچین بسوی شبه قاره هندتا دهلی گسترش دادند. محمودطرزی خود یکی ازمردان پیشتاز زبان وادب فارسی دری درقرن بیستم است که نوگرایی را درشعرونثراین زبان ایجادکرد وباچنین نقش وتأثیری به عنوان پدر ژورنالیزم مدرن افغانستان شناخته شد، ولی تا حال کسی اورا بحیث پدر ناسیو نالیزم قومی پشتونها نمیداند، و ازین بابت چندان احترامی هم کماهی نکرده است بلکه به لکه یی مبدل گشته است که سیاهی آن دامان آن پدر بزرگ ژورنالیزم و آزادیخواهی افغانستان را داغدار کرده است.
مخالفت با طرزی ونهضت نوگرایی اودرداخل دستگاه اقتدار وسلطنت نیزگسترده بود. مخالفان طرزی درداخل دولت ازسردارمحمدنادرخان وزیرحربیه گرفته تاسردار عبدالقدوس خان اعتمادالدوله را دربرمی گرفت. این حسادت ومخالفت درداخل دستگاه اقتدارباطرزی به حدی کینه توزانه بودکه بعداًسالهای طولانی درتاریخ رسمی وسرکاری کشور ازسهم طرزی درجنبش تجدد و روشنگری سده بیستم کشورچشم پوشی گردید؛ درحالیکه اربابان اقتدارپیهم، باسکوت درنقش قدمهای او رفتند و تا هنور هم می روند. محمودطرزی پس از فروپاشی سلطنت امان الله خان موردغضب دستگاه های حاکمه قرارگرفت. باری محمدنادرشاه درایام سلطنت به همه اطرافیانش دستوردادکه:«نام این ملعون ("محمود طرزی") را دربرابرم نبرید.»
آب و هوا و مشق و تمرین ناسیو نالیزم قومی محمود بیگ طرزی در زمانه های بعد ریشه های عمیقتر و قوی تری زد و یکسره دامنگیر شاه ترقی خواه و محبوب مردم افغانستان گردید که بی تردید، تصویب نظامنامه بدنام ناقلین شاه امان الله لکه ننگی بدامان او گردید وتا هنوز سیاهی آن برطرف نشده و اثرات ناگوار آن بر پیشانی شاه آزادیخواه و اصلاح طلب کشور باقیمانده و وجهه اورا تاهنوزهم سیاه و چرکین نگهداشته است.

شـــاه امــان الــــلــه و
نظامنامه بدنام ناقلــــین او:
طوریکه گفته آمد، شاه " امان الله " در پهلوی اینکه یک شاه ترقیخواه و استقلال طلب گفته میشد، ولی مانند شاهان پشتون تبار پیش از خودش، هوشـــــیاری، کفایت و شایسته گی ادارۀ یک کشور را نداشت. درک او از پیشرفت و ترقی، یک درک اشرافی، سطحی، انزوایی و بلند پروازانه بود که با وضعیت واقعی جامعه از هیچ نگاه سازگاری نداشت. چنانچه طوریکه دیدیم، نتیجه آن شد که کارش به جایی نرسید و به سرنوشت دردناکی گرفتار آمد تاکه زن صفتانه با روپوش سرحد کشور را ترک گفت.
تارنمای پایگاه تاجیکان مینویسد: کار و کردار شاه امان الله تا جاییکه به مسایل قومی پیوند می یابد، یک پشتون، تمام عیار، قوم پرست بود. در زمان او، با رهنمایی خسرش آقای محمود بیگ طرزی، برای نخستین بار تئوری فاشیزم زبانی پشتون، مطرح گشت که ما تا امروز در آتش آنتاجیکـــــان در گـــــــذرگاه تــــاریخ (بخش چهارم) می سوزیم. در زمان امان الله خان بود که برای انتقال پشتونها از شرق و جنوب، به مناطق شمال و دیگر ساحات غیر پشتون نشین، برنامه های منظم ساخته شد و " پروژۀ ناقلین " آغاز گردید که توسط نادرخان و محمد گلخان مومند و هاشم خان و ظاهر شاه و داوود خان و دیگران به شکل های وحشیانه تر و فاجعه بار تر ادامه یافت. آتشی را که امان الله افروخت، بسیاری هستی مردم تاجیک و اوزبک و هزاره را سوخت. " ناقلین " یک مصیب بزرگ، یک تباهی به معنای واقعی اش بود. پشتونها زیر نام ناقلین، زمین های مردم تاجیک، اوزبک و دیگر مردمان ساکن در مناطق غیر پشتون را به زور و جبر غضب کردند، مردم بومی را به ذلت و خواری و غلامی و برده گی سوق دادند و خود با حمایت دستگاه های خاین دولتی، روزگار مردم بومی را سیاه ساختند. رنج و عذابی را که مردم تاجیک و اوزبک از دست " ناقلین " امان الله خان و نادرخان و ظاهرخان و دیگران، دیده اند، حد و مرز ندارد.
اینکه پشتون ها، پشتونیست ها و یک عده از بیخبران و مغز شسته شده گان غیرپشتون، امان الله خان را بنام محصل استقلال کشور مداحی می کنند،کار ایشان است. اما واقعیت این است که در سلسلۀ شاهان و امیران خائین (پشتون تبار) یک نفر هم نیست که به مردم تاجیک و اوزبک خدمتی انجام داده باشد. ایشان هرچه کردند خیانت بود، ظلم بود، جنایت بود. به شمول امان الله خان که همه اش در فکر مسلط ساختن خود، خانواده خود و قبیلۀ خود، بالای مردم تاجیک و اوزبک و هزاره کشور بود. یک نمونه از شهکار های خیانت و جنایت امان الله خان " غازی !" در مقابل اقوام غیر پشتون همین تصویب نظامنامه ناقلین بود. او ریاکارانه در نظامنامه ناقلین در پهلوی پشتونهای جنوبی و مشرقی نام مردم کابل را نیز میگیرد. چون او میدانست که مردم کابل نسبت به مردم مشرقی و جنوبی وسایر ولایات کشور در حالت خوب اقتصادی و اجتماعی زندگی میکنند و نمی خواهند و نمیتوانند به ولایات کشور متوطن شده، زندگی دهقانی و عقب افتاده تررا قبول کنند. او خائنانه نامی از مردم سایر آستانهای کشور نبرده و این امتیاز را خاص به پشتون تباران جنوبی و مشرقی کشور داده است.
محتوای"نظامنامه ناقلین" دوره امان الله می رساند که عمال خائین بمردم اطراف او، برای آنکه روند تجاوز بر زمین و جایداد مردم تاجیک، اوزبک و دیگر مردمان غیر پشتون را منظم و درست و اساسی پیش ببرند، یک نظام نامه یی بنام "نظامنامه ناقلین" تدوین کردند که متن آن خودش خیلی روشن است و نیاز به هیچ تبصره یی اضافی ندارد. شما خواننده گان گرامی تاجیک و اوزبک و هزاره، این برنامه تباه سازی مردم خود را به دقت بخوانید، آنگاه داوری کنید که شاه امان الله یک امیر پشتونگرای تباهی آفرین برای اقوام غیر پشتون بود است یا نه؟
کسی که در ذهنیت اکثر یت مردم روشنفکر کشور، شاه تجدد خواه وناجی استقلال سیاسی کشور معرفی شده بود، با پیشبرد سیاست بد نام «ناقلین»،افزایش سنگین مالیات بر دهقانان صفحات شمال کشورکه منجر به بدتر شدن زندگی طبقات، اقشار ولایه های تهیدست جامعه، بخصوص دهقانان کم زمین وبی زمین گردید، توام با فساد وسیع اداری ومالی در دستگاه دولت، موجب بروز نارضایتی شدید دهقانان تاجیک و اوزبک در مقابل اوامر دستگاه فاسد دولت او گردید و به دشمنان سوگند خورده کشور به سر دمداری انگلیس فرصت داد تا مهره اصلی و دست نشانده خودرا داخل کار و زار سیاسی افغانستان گرداند.

نظامنامه ناقلین بسمت قطغن
قاعده:
1: - کسانی که از اهالی ولایت کابل و حکومتی های اعلای سمت مشرقی و جنوبی بزمین داری ولایت قطغن راغب باشند و روانه قطغن میشوند، نائب الحکومه قطغن و مدیر زراعت قطغن فوراً برای سکونت شان مطابق مواد این نظامنامه مکلف و موظف شمرده میشوند.
2: - مطابق نظامنامه تفریق وظایف حکام، مدیریت زراعت قطغن قبل از رسیدن ناقلین زمین های قطغن را بنظر دقت گرفته وبرای اسکان ناقلین استحضارات اولیه را اجرا میدارد، ازآنجمله زمینی که حالا آب داشته و برای اسکان ناقلین تیار باشد مشخص میکند و تعداد نفری ناقلین را که درین زمینها سکونت و گذاره کرده میتوانند تعیین میکند.
3: - مدیر زراعت بذریغه نائب الحکومه از مقدار زمین و گنجایش مقدار نفوس ناقلین بوزارت داخلیه فوراً اطلاع میدارد، وزارت داخلیه مطابق اطلاع مدیر زراعت قطغن حصه تعداد نفوس ولایت کابل وسمت مشرقی و جنوبی را تفریق کرده به آنها خبر میرساند، والی کابل وحکام اعلای سمت مشرقی و جنوبی مطابق اطلاغ وزارت داخلیه اعلان کرده کسانی که خواهش رفتن را داشته باشند روانه قطغن میدارند.
4: - علاوه برزمینهائی که به تحت جوی آب میباشند، نائب الحکومه و مدیر زراعت قطغن مکلف وموظف هستند که سررشته نهر امام صاحب و امثال آنرا نیز ملاحظه می کنند، نائب الحکومه بذریعه مدیرزراعت قطغن پیمایش انهاری را که جدید کشیده میشود تعیین میدارد و برای کشیدن انهار مذکور بذریعه وزارت تجارت تخصیصات لازمه منظوری حاصل میدارد.
5: - بعد از منظوری تخصیصات مدیریت زراعت تاریخ افتتاح و اختتام کار و مقدار زمین و مقدار گنجایش تعداد نفوس را بصوابدید نائب الحکومه تعیین میدارد، و بعد از اختتام کار مطابق تفصیلات فوق از اختتام کار و مقدار زمین و مقدار گنجایش تعداد نفوس بوزارت داخلیه اطلاع میدارد وزارت داخلیه نیز موافق تفصیلات فوق حصص ولایت کابل و حکومتیهای اعلای سمت مشرقی و جنوبی را مشخص کرده برای والی ولایت کابل و حکام اعلای سمت مشرقی و جنوبی اخبار مینماید، والی کابل وحکام سمت مشرقی و جنوبی مطابق اطلاع وزارت داخلیه برای اهالی متعلقه حکومت خود اشتهار کرده مطابق تفصیلات این نظامنامه کسانی که آرزوی زمینداری قطغن را داشته باشند آنها را بطرف قطغن روانه میدارند. ویک سند بنام نائب الحکومه قطغن از طرف والی کابل یا حکام اعلای سمت مشرقی و جنوبی که تعداد نفوس وجای سکونت سابقه شان مندرج باشد، برای اشخاصیکه به علاقه قطغن میروند داده میشود، همچنان یک راپورت نفری مذکور را بوزارت داخلیه میدهند.

صورت اسکان ناقلین:
6: - صورت انتقال ناقلین اهالی ولایت کابل وحکومتیهای اعلای سمت مشرقی و جنوبی در نواحی قطغن و تعیین جای برای اسکان ناقلین وصورت اسکان شان با معافیاتی که ازطرف دولت داده میشود مطابق مواد این نظامنامه تعمیل میشود.
7:- کسانی که با عیالداری خود از رعایای حکومتی متعلقه کابل وحکومتیهای اعلای سمت مشرقی و جنوبی خواهش زمینداری و رفتن قطغن را داشته باشند برای ترفیه حال اوشان معافیات ذیل داده میشود:
الف: - برای هر فرد ذکور واناثیه، خانه واری که هفت ساله ویا بالا باشد فی نفر هشت جریب زمین آبی از اراضی که برای ناقلین مخصوص ومعین می شود در علاقه و نواحی حکومت قطغن داده میشود.
ب: - قیمت زمین مذکور از طرف ناقلین فی جریب یک شاهی بخزینه دولت تسلیم میشود. نائب الحکومه قطغن بموجب ماده (10) نظامنامه فروش اراضی قباله شرعی برای ناقلین میدهد.
ج:- برای بذر افشانی سال اول فی جریب چهار سیر گندم و جو بضمانت همدیگر داده میشود، بعد از سه سال در ظرف سه سال واپس بقرار.... همان سال اول گرفته میشود.
د: - برای چهل جریب زمین دو صد روپیه معادل 182 افغانی 82 پول عوض قیمت خرید قلبه وغیره سامان زمینداری بضمانت همدیگر بطور تقاوی داده میشود، بعد از سه سال در ظرف سه سال گرفته میشود.
هـ: - از اول کشت شش سال کامل از مالیات دیوانی معاف میباشند.
و: - از اول سال هفتتم الی سه سال کامل مناصفه مالیه پلوان شریک گرفته میشود، وبعد از اکمال سه سال مذکور، موافق پلوان شریک مالیه گرفته می شود.
ز:- محصول مال مواشی که ناقلین با خود در قطغن آورده باشند، در اول آمدن شان سیاهه میشود، و درمدت سه سال از محصول معاف میباشند و نیز از محصول گاو قلبه که در قطغن بقدر احتیاج زراعت زمین خود خریداری میدارند، سه سال معاف هستند.
ح:- محصول سرخانه فی خانه وار، ده روپیه مقرر است، ناقلینی که بموجب مواد این نظامنامه روانه قطغن می شوند، در مدت سه سال از محصول سرخانه معاف گفته میشوند.
8:- تعیین زمین و محل سکونت ناقلین وتعیین و تفریق زمین برای ناقلین وهمه معاملاتی که برای اسکان ناقلین تعلق داشته باشد ازجمله وظایف مجلس مشاوره شمرده میشود.
9:- امتیازاتی که برای ناقلین درین نظامنامه مشخص شده است مطابق تجویز مجلس مشوره از طرف مستوفی ویا مامورین مالیه بمصرف رسانیده میشود و صورت حساب این مصرف مطابق نظامنامه محاسبه مجری داده می شود.
10:- مجالس مشاوره در هر ماه یک راپورت اجراات خود را بذریعه مستوفی بوزارت داخلیه میفرستند، درین راپورت صورت اسکان و تعداد شان ومقداریراکه ازقسم زمین و غیره معافیات داده شده است علیحده علیحده نشان میدهند. وزارت داخلیه اقسامی راکه لازم اطلاع حکومتی محلی مسکن اصلی همان ناقلین لازم می بیند اطلاع میدارد.
11:- مستوفی ومامورین مالیه قطغن جدول املاک را عندالمطلب باین مجالس ناقلین میدهند.
12:- با اجرای این نظامنامه وزارت داخلیه مکلف است. ادخال و اجرای احکام این نظامنامه را در زمره نظامات دولت امر ومنظور فرمودیم. (زمان تدوین 12 حمل 1302 هجری شمسی، زمان نشر نظامنامه 18 قوس 1306)
این نظامنامه ناقلین و کشت پشتونها در سراسر افغانستان تنها نبود، امان الله برای اولین بار "مرکه پشتو" را بمیان آورد. هدف امان الله از تأسیس این تشکّل، اقتدار بخشیدن به زبان وقوم پشتون در افغانستان بود. امان الله خان "... اعلان کرد که میخواهد زبان پشتو را در کشور تعمیم نماید، بعد انجمنی را بنام بحث پشتو (مرکه پشتو) برای انکشاف زبان مذکور تأسیس نمود،... "
طرز دید محمود طرزی که در سال های 1290 درست نود سال پیش خواب دیده بود، در سالهای بعد دامنه دارتر گردید. امان الله خان و نادرخان افغانها را در سراسر افغانستان کشت کردند و ظاهر خان با برنامه های محمد گل مهمندی و تأسیس پشتو تولنه و ترویج بیشتر زبان افغانی، آنرا به تمام گوشه و کنارکشور بردند. در قانون اساسی کشوری جای آنرا در برابر زبان فارسی دری گذاشتند. امروز با تحریف قانون اساسی و دست کاری مذبوخانه درآن دارند که قدمی بجو گذاشته در حالیکه قانون حقوق همه زبانها را مساوی تضمین کرده است، آنرا متمایز تر سازند. ولی همه این تلاشها برای جاگزین ساختن دایمی زبان افغانی بجای فارسی دری که طرزی آنرا عاریتی و مؤقت دانسته بی حاصل و پف در هوا میباشد. زیرا فارسی دری بحدی سنگین ووزمین و استوار بر اریکه قدرت لشکری و کشوری تکیه زده است که نه تنها یک زبان تازه وارد در جامعه نمیتواند آنرا تکان دهد، بلکه هر صدا و هر ننوات و هر طرح و پلان طرزیی ویا برنامه یی " سقوی دوم" و...و نمیتواند آنرا از جایش تکان دهد. درمقابل فرزندان آنرا بیدار ساخته و وامیدارد که ریشه های پربار و قوی شاخ آنرا بیشتر تقویت کرده حتی از سطح کشوری بمانند افغانستان برون کشیده جهانی سازند.
(ادامه دارد)


 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • Naw andesh
    Bra jobbat herr Rahin och tack för din mod och engagemang!Så sann och metodiskt beskvining av det ö de som icke pushtoner påvtvingats i ett land som kallas för Afghanistan! Dessa självnämnda brutala k ungligheter har bettet sig värre än vad Hitler gjorde mot judarna men ändå avgudas dem fortfarande a v dess anhängare! Det är på tiden att avslöja den verkliga bilden av vad pushtornera vill/velat göra i det land dem så gärna vill ha för sig själva!!!!
  • Taher
    Dear Racist Roheen Sahib: In this very important days afghan people shoulder to shoulder fighting ag ainst the enemy which is Pakistan but you still in this your very old age trying to split our brave people into parts and writing your past dirty idea which is no longer have any acceptance in the afg han society. You should think about held and heaven in this age. It's more than enough blood in this country. Stop to write such a very negative opinion .All afghans are brothers. Tajik, pashtoon , ha zara, Uzbek and others. Down to you as a setamist and other pashtonist. All afghans are really broth er.
  • naw andesh

    Så typiskt dessa "all vetande" pushtonerna som agerar på det här sättet så fort en icke push ton pekar på orättvisor! Du kära Taher, läs gärna genom "Nezamnamai Naqilin" och försökt för eställa dig dess innebörd!Afghanistans nummer ett fiende är vi själva! Varför tror du att vi icke pu shtoner skall utså vad som helst av just pushtonerna? Jag förstår inte varifån får du uppfattningen om att det afghansk folket skulle vara enade om någon sak?Om inte vi själva respekterar varandra i första hand hur tror du vi kommer att ha det respekten från andra?Hur skulle man, som icke pushton, känna sig "afghan" om man inte ens får tala sitt eget språk i dess original form?
    Ett mynt har alltid två sidor! Pushtonernas intresse är inte alltid detsamma som alla andra gruppers intress e, framför allt när dessa intressen stå så starkt i kollision!Varför förväntas det av icke pushtoner att dem blundar för så brutala gärningar som pushtonerna är skyldiga för? "Nizamnama i naqilin " är ett bevis på den brutalit anda som geomsyrt den pushtonska strategin genom tiderna! och d etta är var och ens självklara plikt att ta ställning emot! Dem goda pushtonera står inte för vad pu shtonismen inneburit för detta land som både jag o du kommer ifrån!
  • ناشناس  - Answer to Mr. Tahir Zai
    Dear Tahir Jan,
    What is said is the true and is showing that how much one tribe is going beyond huma nity and how we would be brothers if the same ideas are being cultivated now by Pashtun such as Faro oq Wardak, Atamar, Khalil Zad, Ashraf Ghani Ahmedzai, Karzai and his brothers, Jalali, Anwarolhaq Ah adi and other extremist Pashtun.
    I dear to say that we will fight you people not Pakistan as Pakista n is also driven nuts because of you crazy back warded people
  • tajik

    در ین جا مصیبت این است که طی صد سال دولت ها با تغیر نام نام تاریخی فرهنگی کشور که مال همه مردم بدون وابسته گی به قوم معین بود همراه با تغیر اسم مکان به یک زبان به گونه نمونه تبدیل " سبزوار = شندند " و توهین به شخصیت ها ی غیر خودی، اعدام و غصب زمین و دارای های انان مبادرت ورزیده شد هیچ فرقی نم کند؟ چون زور بود ! اما اگر امروز ادامه همان سیاست ظالمانه را اعتراض کنی و از زبان و هویت و داری و اص ل و نصب و زبان و فرهنگ ات دفاع کنی ، تفرقه انداز قلمداد می شوی! چه عجب دور و زمانه ی ؟ مگر تجربه نشا ن داد با زور گویی و یکسان پنداری به وحدت نمی رسیم . برعکس در برابری تفاهم و مساوات برادری میسر است. ریشه نفاق در کجاست؟ نام کشور ما را انگلیس برای همین منظور به نام یک قوم ساخت تا بی اتفاق باشیم. که م تاسفانه هستیم حال که چنین شده و ما در خارج از نگاه تابعیت افغانستانی یا با غلط افغان گفته می شویم ام ا از نگاه ملیت و قومیت افغان گفتن برادر ارجمند نا درست است. زیرا نمی توانی پشتون مسلمان را در کشور ه ندوستان هندو بگویی چون از هندوستان است. چنان که در ترکیه این اشتباه به قیمت خون چهل هزار انسان تمام شد. چون قانون اساسی ترکیه میفرمایید: هر تبعه ترکیه ترک است . کرد، عرب و غیره باید ملیت شان را ترک بن ویسند و زبان ترکی جبری بدانند. به زبان مادری شان حق تعلیم و کتابت نداشته باشند که ندارند. یا در دورا ن شوروی ملیونها تاجیک سمرقند، بخارا ، فرغانه ترمز کهتذکره تاجیکی داشتند ، تذکره های شان به ازبیکی تب دیل شد واز زبان شان محروم شدند. ایا این درست بود؟ خود تان قضاوت کنید. این عمل جز تعصب و اقناع روح بی مار عظمت طلبانه عده یی محدود قوم پرست و چوکی نشین به مردم و کشور چه سود دارد؟ که ما تجربه تلخ و ناکا م دیگران را انهم درین عصر تقلید میکنیم. بایست آگاه شویم و سیاست های تفرقه افگنانه دشمنان مان را نقش بر اب کنیم . زنده باد برادری و برابری.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در سه شنبه ، 24 ارديبهشت 1392 ، 09:03
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 111 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.