Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

جشــــن مهــــرگــــان، دهــم میـــزان "مهـــر مـــاه" PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - تاریخــــــی
نوشته شده توسط سلیمان راوش   
دوشنبه ، 1 مهر 1392 ، 10:54

جشــــن مهــــرگــــان، دهــم میـــزان "مهـــر مـــاه"

ســالـــگرد نخســـتین جشـــن اســـترداد اســــتقلال کشـــور بــه همــه مبــارک بــاد

یادداشت:
سلیمان راوشهنگامیکه جلد دوم کتاب "نام وننگ" تولد دوبارهء خراسان کهن در هزارهء نو" را مینوشتم، ضمن پژوهش بر دورهء اول تاریخ ادبیات کشور مان یعنی دوره میترایی به یادگار هایی چند ازاین دوره بر خوردم که یکی هم جشن مهرگان بود. دریافتم که بر خلاف آنچه که تا کنون از سوی محققین و پژوهشگران داخلی و خارجی و به ویژه ایرانیان عنوان گردیده که جشن مهرگان، جشن مهر و میترا است، چنین نیست. این جشن به مناسبت روز آزادی و استقلال کشورمان [بخدی = خراسان، "افغانستان امروزی"] که در تاریخ ادبیات بنام (ایران) ثبت است، می باشد.


من سعی کردم اسناد تاریخی را در این زمینه پیشکش حضور نسلهای امروز و فردای جامعه خویش نمایم. تا باشد اگر امسال نه، سالهای دیگر درفش کاوه (کاویانی) را مردم سرزمین ما بر فراز البرزکوه، آسمایی، قلعه های شامخ بست و بلخ و هرات و بامیان و نور ستان و پکتیا بر افرازند و به رقص و شادی در بهایی آزادیِ دوباره از شر ضحاکیان و ضحاک اندیشان، بپردازند.
بناا بر این عنوانی از کتابم را که مبین اثبات اولین جشن استرداد استقلال کشور بنام مهرگان است، برگزیده و اینک تقدیم هموطنان خویش می نمایم.

مهرگان یا سومین یادگار دورهء میترایی:
بر طبق آیه های شاهنامه فردوسی شخصیت مهرگان زادۀ اندیشه بازیابی و استرداد استقلال کشور مان در زمان سلطنت فریدون است.
فریدون یکی از شاهان پیشدادی بلخی می باشد. فردوسی در شاهنامه می گوید:
فریدون چو شد بر جهان کامگار
ندانست جز خویشتن شهـــــریار
برســم کیان تاج و تخـــت مــهی
بیاراســت با کــاخ شاهنشـــهی
بروز خجــســته ســر مهـــر ماه
بسر بر نهاد آن کــــــــیانی کلاه
زمانه بی اندوه گشــــــت از بدی
گرفــتــنــد هر کــس ره ایـــزدی
دل از داوری هــا بـــپرداختـنـــد
بآیین یکی جشن نو ساختــــــند
نشستند فرزانگان شـــــاد کـــام
گرفتند هر یک ز یاقوت جـــــام
میء روشن و چهرهء شـــاه نو
جهان نو ز داد و ســـــــرماه نو
بفرمود تا آتش افروخـــتــــــــند
همه عنبر و زعفران سوختـــند
پرستیدن مـــــهرگان دین اوست
تن آسانی و خوردن آیین اوست
اگر یاد گارســــت از او ماه مهر
بکوش و برنج ایچ منمای چهر
ورابد جهان ســــــالیان پانصد
نیفگند یک روز بــــــــــنیاد بد 1
عدۀ از دانشمندان و محقیقن ایرانی و غربی جشن مهرگان را آغاز مهر پرستی یا ظهور میترا میدانند.
در حالیکه مهرگان کاملاً با میترا پرستی تفاوت دارد. آیین میترایی بسیار پیشتر و مقدم تر از مهرگان بوده است.
از آنچه از بیان فردوسی بر می آید واضحاً این نکته روشن می گردد که فریدون در آیین که داشت جشن نوی را افزود. آیین فریدون آیینی ستایش مهر = میترا (خورشید) بوده چنانکه فردوسی نیز این نکته را کاملاً روشن بیان میدارد:
فریدون به خورشید بر برد سر
کمر تنگ بستش به کین پدر
و اما اینکه چرا جشن مهرگان را بنام مهرگان یاد کردند. اولاً اینکه این جشن، جشنِ استقلال کشور ما خراسان از ستم اعراب به شمار می آید یعنی پیروزی بر ضحاک تازی، در همین ماه و روز صورت گرفت و درهمین ماه و روز فریدون تاج شاهی به سربر نهاد؛ و درهمین ماه مهر(میزان) استرداد استقلال کشور خویش را اعلام نمود و جشنی دیگری را با زیب و زینت و آرایش با شکوه تر به وجود آوردند. فردوسی می گوید:
بروز خجسته سر مهر ماه
بسر بر نهاد آن کیانی کلاه
دل از داوری ها بپرداختند
بآیین یکی جشن نو ساختند

بدین گونه بردو جشن دیگرکه عبارت از سده و نوروز بود جشن دیگری رااضافه نمودند و چون سر ماه مهر بود و آغازین روز پیروزی بر دشمن، بنا برآن این روز را به نام جشن مهرگان نامیدند. اما در رابطه به آیین فرویدن که برخی ها این جشن را مربوط به آیین فریدون و آغاز ظهور میترا می دانند قبلاً اشاره شده که آیین فریدون بدون شک همان یزدان پرستی بوده و میترا " آفتاب – مهر " یا (میترا) به مثابه تجلی خدا مورد ستایش قرار داشت.
ما میدانیم که قبل از آیین زرتشتی در بلخ = خراسان، میترا به مثابه واسط میان خدا و آفریده هایش مورد ستایش و پرستش بوده.
دربارهء میترا به گونه مفصل و ارائه پژوهشها سایر محقیق در کتاب اول بحث به عمل آمده است که خواننده میتواند به کتاب اول این مجلد مراجعه نماید. اینجا فقط منظور این بود که تصحیح شود که جشن مهرگان جشن ستایش و نیایش میترا نیست، و نمی توان آن را یک جشن دینی نامید. این جشن در پهلوی اینکه یک جشن نجومی (طبیعی) می باشد، یک جشن ملی و تاریخی است. به خاطری همین ملی بودن این جشن بود که اعراب مسلمان پس از تجاوز و اشغال کشورما آن را در سرزمین ما تحریم نمودند.
دشمنی اعراب مسلمان با مهرگان:
قبلاً اشاره شده که ضحاک عرب بود. و ما عرب بودن ضحاک را از قول ابن بلخی در فارسنامه، مسعودی در مروج الذهب و عبدالحی گردیزی در زین الخبار و فردوسی در شاهنامه نقل کردیم. و هم گفتیم که فردوسی اهریمن را در وجود ضحاک تازی باز شناسانده است. یکی از دشمنی های اعراب مسلمان با جشن مهرگان نیز مبنی براین است که مردم سرزمین ما باخ یا{ بلخ = باختر– ایران خراسان} یا بگفتهء خود اعراب،عجم بر عرب پیروز گردیده و این پیروزی را جشن می گرفتند. بنا برآن نتوانستد که شاهد یک چنین جشن پیروزی بر خویش باشند. ازینرو در تمام کشور هایی که مهرگان به مثابهء جشن استرداد استقلال از سیطره ضحاک تازی تجلیل می گردید. پس از سیطره ای دوبارۀ اعراب بر این کشور ها از سوی اعراب فاتح تحریم شد.
به هر حال،گزارشهای تاریخی پژوهشگران به وضاحت به نحو از انحا حکایت از ملی بودن این جشن می نماید، مثلاً.
ابوريحان البيرونى در اثار الباقیه مينويسد:
«... سبب اینکه این روز را ایرانیان بزرگ داشته اند آن شادمانی و خوشی است که مردم شنیدند فریدون خروج کرده پس از آنکه کاوه بر ضحاک بیوراسب خروج نموده بود و اورا مغلوب و منکوب ساخته بود؛ مردم را بفریدون خواندند و کاوه کسی است که بادشاهان ایران به رایت او تیمن می جستند.
روز بیست و یکم رام، روز است که مهرگان بزرگ باشد و سبب این عید آن است که فریدون به ضحاک ظفر یافت و او را به قید اسارت در آورد و چون ضحاک را پیش فریدون آوردند ضحاک گفت مرا بخون جدت مکش و فریدون از راه انکار این قول گفت آیا طمع کرده ای که باجم پسر ویجهان در قصاص همسر او قرین باشی بلکه من تو را بخون گاونری که در خانه جدم بود می کشم سپس بفرمود تا او را بند کردند و در کوه دماوند (= البرز. س ر) حبس نمودند و مردم از شر او راحت شدند و این روز را عید دانستند. » 2

ابو سعید عبدالحی گردیزی در زین الاخبار نیز ملی بودن این جشن را آشکار ساخته می نویسد: « این روز مهرگان باشد، و (نام روز) و نام ماه متفق اند، و چنین گویند: که اندرین روز آفریدون با بیوراسب، که او را ضحاک گویند ظفر یافت. مر ضحاک را اسیر گرفت، و ببست و به دماوند برد و آنجا به حبس کرد او را.
مهرگان بزرگ باشد، و بعضی از مغان چنین گویند: که این فیروزی فریدون بر بیوراسب، رام روز بودست از مهر ماه، و زرتشت که مغان او را به پیغمبری دارند، ایشان را فرمود است بزرگ داشتن این روز، و روز نوروز را» 3

مسعودی در مروج الذهب نیز این جشن را جشن استقلال مردم خراسان دانسته می نویسد:
« پس از او پسر اثقابان پسر جمشید پادشاه شد و ملک هفت اقلیم یافت و بیوراسب را بگرفت و چناکه گفته شد در کوه دماوند ببند کرد.بسیاری از ایرانیان و مطلعان اخبار شان چون عمر کسری و غیره گفته اند که فريدون روز بند کردن ضحاک راعيد گرفت و آن رامهرگان ناميد.» 4


طبری هم برمعنی ملی بودن و اینکه این جشن به مناسبت استقلال کشورو آزادی مردم از سیطره ضحاک تازی بوده اشاره نموده می نویسد:
« آنگاه آفریدون او (ضحاک. س،ر) را به کوهستان دنباوند(دماوند. س،ر) برد و فرمان داد تا کسان مهر روز مهر ماه را که مهرگان بود و روز بند کشیدن بیوراسب بود عید کنندو افریدون بر تخت نشست. » 5

در تاریخ کامل،عزالدین ابن اثیر نیز به عین معنی پرداخته می نویسد:
« گرفتار شدن آژی دهاک (ضحاک. س، ر) در روز مهرگان بود و ایرانیان در این هنگام گفتند{ مهرگان برای کشتن کسی فرا رسید که مردم را سر می برید} » 6

در همین کتاب ابن اثیر در معرفی ضحاک می گوید که:
« او (ضحاک. س. ر) در سواد در روستایی به نام "بُرس" بر پهنه ای از راه کوفه فرود آمد و سراسر زمین را بگرفت و باستم و بدکاری فرمان راند و دست به مردم کشی بر گشاد. نخستین کس بود که آیین شوم دست و پا بریدن و بردار کردن را بنیاد نهاد. نخستین کس بود که باژ را پایه گذارد و درم به نام خود زد.» 7

امر دست و پا بریدن و بر دار کردن تا به امروز در شریعت عرب به مثابه یادگار ضحاک باقی است.
از سوی دیگر اگر مردم خراسان در تجلیل این جشن ملی یعنی جشن استقلال کشور، بعد از حمله اعراب در اوایل قرن اول هجری از خود دفاع نشان نداند و به ادامهء آن مانند دفاع از نوروز نپرداختند دو عامل وجود داشت. یک: منع اعراب با فشار و تهدید.دوم اینکه: مردم به واقعیت درک نمودند که تجلیل از این جشن دگرمعنی خود را با اشغال و استقراری سیطره دو بارۀ اعراب البته اینبار به وسیله اعراب مسلمان از دست داده بود، یعنی باری دیگر کشور در اشغال اعراب مسلمان واقع گردید. و بعد از چندین قرن حضور مستقیم اعراب، بازهم فرهنگ و آیین و سنت های شان حاکم بر سر نوشت مردم خراسان گردید چنانکه تا به امروز ادامه دارد. بدین لحاظ بوده که مردم خراسان به امید رهایی دوباره از شر ستم فرهنگی و دینی اعراب تا بر گزاری واقعی جشن استقلال و آزادی از تجلیل این جشن دست کشیدند و این کاملاً منطقی هم می باشد.{خنده دار می بود اگر که مانند امروزیان با حضور انگلیس، جشن آزادی از انگلیس را} برگزار می نمودند.
ولی یادی از این یادگار دورۀ میترایی در تاریخ ادبیات اسطوره یی کشور ما هم چنان در ذهن و خاطره های مردم ما باقی مانده و این روز را برغم اعراب و مستعربه های بومی آن، دربرخی از نقاط کشور ما بنام جشن [برگ ریزان]، جشن [ خزانی] جشن [ خرمن] جشن [ کاه کوبی] و نامهای دیگری که ما از آن آگاه نیستیم بر پا می داشتند.
پارسیان این جشن را بنا به روایت که می گویند اردشیر بابکان در همین ماه تاجگذاری نموده تا پیش از رژیم اسلامی کنونی بزرگ می داشتند. در زمان ساسانیان این جشن را بنام " میتراکانه" می نامیدند. و بدین عقیده بودند که ایزد "میثره" یا "میترا" فره ایزدی را به اردشیر بخشیده است. ولی چنانکه ما بررسی کردیم این جشن بهیچوجه رابطه با فرشتۀ "میترا" ندارد. جز اینکه نام ماه،بنام میترا یا مهر مسمی می باشد.
از طرفی دیگرچنانکه میدانیم در دورهء میترایی که پژوهشگران آن را دوره باستان می گویند سال به دو فصل تقسیم بوده است:
الف تابستان هَمَ (Hama) که هفت ماه را در بر می گرفته و دوم زمستان یا زَیَن(Zayana) که پنج ماه بوده است که ؛ آغاز تابستان را بنام نوروز و آغاز زمستان را بنام مهر گان جشن می گرفتند. همین اکنون هم در تقویم محلی مردم پامیر روز اول پائیز مهر ماه " میزان" را (نوروز تیره ماه) یاد می کنندو ابوریحان بیرونی هم "نیم سرده" یعنی نیم سال یاد نموده است.
بهر حال ما در دوره سوم تاریخ ادبیات خراسان که عبارت است از بخش چهارم این کتاب می باشد در رابطه به اندیشهء احیاء اعیاد ملی و فرهنگی باستانی خویش که نشانه از هویت ملی و فرهنگی جامعهء ما می باشد به تفصیل گپ خواهیم زد. و هم بر این موضوع خواهیم پرداخت که این جشن را چرا "مهرجان" می گفتند چنانکه حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده می نویسد که: « فریدون به مدد کاوه ء آهنگر و اکابر ایران بر ضحاک خروج کرد و او را بگرفت و بکوه دماوند در چاهی محبوس گردانید و آن روز را که بر وی مستولی شد، مهر جان نام نهاد. » 9
و همچنان درهمین فصل تاریخ ادبیات مان از اولین سپه سالار و شخصیت ملی کشور مان کاوهء آهنگر و درفشی را که او بر علیه تجاوز و ستم ضحاک برای نخستین بار برافراشت و همچنان سرنوشت این درفش ملی ما، که در تجاوز دوباره اعراب مسلمان در زمان عمر بن خطاب به سر باندی سعد بن وقاص و غارت هستی آن از سوی اعراب غارتگر طوریکه خاوند شاه بلخی م یگوید:
« بر آن درفش انواع گوهر ها نصب بود تا آنکه در جنگ قادسیه بدست عرب افتاد و عمر فرمود تا جواهر و سنگهای گرانبهای آن را میان جنگجویان قسمت کردند. »10
بحث مفصل به عمل خواهیم آورد.

پینوشت ها:.
1 – ابوالقاسم فردوسی، شاهنامهء فردوسی، متن کامل، نشر قطره، تهران چاب سال 1377 ص 31
2– ابوریحان بیرونی، ترجمهء اکبر دانا سرشت موسسهء انتشارات امیر کبیر، تهران 1377،ص 336 – 340
3– ابو سعید عبدالحی بن ضحاک ابن محمود گردیزی، تاریخ گردیزی، به تصحیح و تحشیه و تعلیق عبدالحیی حبیبی تهران، چاب ارمغان سال 1363،ص 520
4– ابو الحسن علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجواهر، ترجمهء ابوالقاسم پاینده، جلد اول چاب شررکت انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، سال 1378، ص 219
5 – محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری" تاریخ الرسل و الملوک"، ترجمهء ابوالقاسم پاینده، تهران، انتشارات اساطیر، چاب 1375، جلد اول ص 138
6– عزالدین ابن اثیر، تاریخ کامل، جلد اول، ترجمهء دکترمحمد حسین روحانی انتشارات اساطیر، تهران، چاب دوم سال 1374 ص 82
7– همانجا، ص 79
8- همانجا، حاشیهء صفحات 82 - 83
9 - حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده،باهتمام داکتر عبدالحسین نوائی، موسسهء انتشارات امیر کبیر، تهران 1381، ص 83
10 – محمد بن خاوند شاه بلخی، روضة الصفا تهذیب و تلخیص داکتر عباس زریاب، انتشارات علمی تهران 1375 ص 114



Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 329

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

پـــــارســـــی

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 192 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.