Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

قوم آریایی یا پامیری؟ PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - تاریخــــــی
نوشته شده توسط پرویز کام‌روز   
يكشنبه ، 22 اسفند 1395 ، 08:29

پرویز کام‌روز گویش‌ها و زبان‌هایی که در کنار رود آمو، مردم به آن صبحت می‌کنند از دستۀ زبان‌هایی ایرانی متعلق به شاخۀ زبان‌های ایران شرقی هستند که در دورترین نقاط شمال شرقی جغرافیایی ایران زمین، یعنی در ناحیه مازندران (واخان، اشکاشم، شغان که اکنون جزی دو کشور تاجیکستان و افغانستان و قسمتی که در آن سوی مرز این کشور با چین است، گویش‌های معدد بر جا مانده است که مردم این شهرستان‌ها از لحاظ نژاد به تمام معنا تاجیک‌تبار می‌باشند. یک تعداد محدود در این اواخیر  با جمعی از جوانان علاقه گرفته‌اند، به‌نام ملیت پامیری شناخته شوند. آقای رستم لشکر رییس انجمن اجتماعی جوانان پامیر می‌گوید: چیزی به نام ملیت پامیر در گذشته‌ها وجود نداشت و اگر ملیت هم بود در حکومت‌های گذشته محو شدند، ملیت پامیری اولین بار در زمانی حکومت کرزی به وجود آمد. آقای لشکری بار دیگر چنین ابراز می‌دارد: ملیت پامیری از گذشته‌های دور وجود داشته و تا قسمت‌های تخار قومی پامیر زنده‌گی می‌کردند که در اثرِ تعیین خط مرزهای سیاسی پارچه پارچه شده و از هم پاشیدند، ولی در این جمله تاجیکستان توانست ملیت پامیری خود را حفظ کند، اما در افغانستان در اثر فشارهای سیاسی ملیت پامیری از بین رفت؛ بنا براین ما برای زنده کردن هویت و ملیت پامیر در سال (1391) انجمنی را زیر نام «انجمن اجتماعی جوانان پامیر» تأسیس کردیم. آقای لشکری می‌گوید که، حتا در کتاب اوستا از ملیت پامیر یاد شده است، هم‌چنان آقای دولت محمد جوشن و خوش‌نظر پامیرزاد از جمله کسانی هستند که در مورد زبان و ملیت پامیری کتاب نوشته‌اند. علی شاه صبار یک‌تن از شهروندان شهرستان شغنان می‌گوید: در سال (1392) خورشیدی جرگه بزرگی جهت تصویب قانون اساسی به راه انداخته شده بود که به همین منظور نماینده‌گان مردم از استان‌ها به کابل دعوت شده بودند که از جمله آقای دولت محمد جوشن از شهرستان اشکاشم و نذرمحمد نیرومند از شهرستان شغنان در این جرگه به صفت نماینده‌گان مردم دعوت شده بودند، این دو نماینده گویا توانستند که دو خواست مردم را به جرگه بزرگ بقبولانند که در نخست باید زبان‌های واخانی، اشکاشمی و شغنانی را که به‌نام زبان‌های پامیری و مردم این شهرستان‌ها را به قوم پامیری به رسمیت بشناسند. در حالی که در قانون اساسی چنین مواردی ذکرنشده است، تنها از پامیری یاد کرده‌اند، معلوم نیست که این زبان کدام مردم است، آیا زبان اشکاشمی، شغنانی، واخانی یا قرغزی کدام یکی؟آقای صبار افزود: من در مورد قوم پامیری تحقیق نموده و به منابع مختلف سر زدم و این قوم را ریشه‌یابی کردم، مگر چیزی به نام قوم پامیری نیافتم، ولی یک تعداد از شغانی‌ها و اشکاشمی‌ها می‌گویند: پامیری هستیم نمی‌دانم این قوم چه‌گونه انکشاف کرده است. جوانان شغنان تاجیکستان خود را پامیری می‌گویند که جوانان چپ آمو نیز از راست آمو تقلید می‌کنند، در حالی که ملیتی یا قومی به‌نام پامیری وجود ندارد و عدم اطلاع دقیق از منابع معتبر تاریخی و قوم‌شناسی، باعث شده که تعدادی از قشر جوان شهرستان شغنان خود را پامیری خطاب نمایند.
آقای صبار بیان می‎کند: دقیقن مردمان واخان، اشکاشم، زیباک، شغنان و درواز به تمام معنا تاجیک‌تبار می‌باشند و کسانی که در پامیر خرد و کلان زنده‌گی می‌کنند، قرغزتبار هستند. در این او اخیر به طور خاص قشر جوان و بعضی از روشن‌فکران شغنان علاقه گرفته‌اند که به‌نام قوم پامیری یاد شوند، نمی‌دانم گاهی از پدر و مادرشان پرسشی داشته‌اند که ما از کدام قوم هستیم. به باور آقای صبار از حکومت‌های گذشته تا حال شماری از سیاست‌مداران قوم پشتون می‌خواهد هویت پامیری را به مردمانی که در کنار رود آمو زنده‌گی می‌کنند بدهد وتاجیکان را پارچه پارچه کنند. خوش‌نظر پامیرزاد یک‌تن از کسانی که طرف‌دار قوم پامیری است، در یکی از مقاله‌هایش می نوسید: محققین شوروی در ساحات وسیعی از سرزمین‌های واخان، اشکاشم، شغنان، شاخ دره، مرغاب ویزگلام را شامل پامیر می‌دانند و می‌گوید که: شغنانی از زبان‌های مطرح پامیری است که در مناطق شمال‌شرق افغانستان و جنوب غرب تاجیکستان و بخش‌های کوچکی از غرب چین به آن سخن می‌گویند؛ «ولی در افغانستان پامیر بیش‌تر بالای واخان اطلاق می‌شود و نتایج کار پژوهش‌گران غرب را در این خلاص می‌کند». یکی از کار شناسان فرهنگی بدخشان به خبرنگار پرسش می‌گوید: خوش‌حالم که شما علاقه گرفتید تا پیرامون زبان‌های پامیری بحثی را آغازکنید، زبان‌های پامیری از شمارکهن‌ترین زبان‌های آریایی هستند که قدامت‌شان به دوره‌های نخستین آریایی‌ها می‌رسد. این زبان‌ها با وصف همه محدویت‌ها توانستند در پهلوی زبان قدرت‌مند پارسی تاب آورده و یک جا با آن زنده‌گی کنند، چون موجودیت این زبان‌ها به گذشته‌های دور بر می‌گردد؛ پس تاریخ آن‌ها را نیز باید در طی زمان‌ها جست‌وجو کینم.
از زمانی که نخستین پژوهش‌های زبان شناختی رسمی ازسوی نهادهای پارسی زبانان (کشور ایران) صورت گرفته این زبان‌ها در مجموع تمام اسناد به زبان‌های پامیری یا غلجه‌یی مسما شده‌اند و در اسناد چند دانشمند اروپایی و امریکایی نیز این زبان‌ها به همین نام یعنی پامیری یاد شده‌اند. روس‌ها در تحققات تاریخی و هم‌چنان در پژوهش‌های زبان شناختی‌شان نیز زبان‌های بدخشان را زبان‌های پامیری یاد کرده‌اند و یادآوری دانش‌مندان روس طی بیش‌تر از صد سال گذشته است که به راستی پژوهش‌های زبان شناسی به رشد و تکامل گام گذاشته‌اند. در بخش زبان‌های«گویا ایران شرقی»، دوستان ایرانی به تمام زبان‌های منجی، زیباکی، اشکاشمی، وخی، شغنی، روشانی را زبان‌های پامیری نوشته‌اند و صدها مورد اسناد در این خصوص در تحقیقات زبان‌شناسی موجود است. این کارشناس فرهنگی می‌افزاید: سال‌های گذشته یعنی دوصد سال پیش متأسفانه زبان‌شناسی به گونۀ امروزی مورد مطالعه قرار نداشت وکسانی بسیارکمی در این خصوص مطلب نوشته‌اند که در سال‌های اخیر زبان‌شناسی به مدارج علمی خود رسید و زبان‌شناسی به‌گونۀ جدا مورد مطالعه قرارگرفت است.
هرچند اطلاق واژۀ پامیری تعریف خاص ندارد که به کدام اقوام اطلاق گردد، من موارد بهره‌برداری سیاسی‌اش را کاری ندارم که پامیری‌ها کی هستند؛ اما موافقان آن را به تمام مردمان که گوینده‌گان زبان‌های پامیری هستند اطلاق می‌کنند، اما مخالفان می‌گویند: موردی دربارۀ زبان‌های پامیری نیست،کسانی که دوستان مشترک ما و شما هستند و این مورد را می‌خواهند سیاسی تلقی کنند می‌گویند؛ چون قرغزها در پامیر زنده‌گی می‌کنند «باید پامیری» آن‌ها باشند. اما زبان و قوم آن‌ها قرغز هست و قوم‌شان هم باید قرغز ذکرشود نه پامیری.
این کارشناس بیان می‌کند: من مخالف این هستم که پشتو را پیوند بدهند به زبان‌های پامیری، از زبانی که صد تنگه قرض‌داراست، قرض گرفتن، امرنابه‌جاست، این کار تیشه بر ریشۀ فرهنگ پربارگذشته زبان شغنانی می‌زند. من در روز روگشایی کتابی در این مورد سخت علیه این کار در محفل گسترده به سطح ولایت سخن گفتم وآن را مردود خواندم، گروه‌های فارسی‌ستیز را من هم خبر دارم که کاری علیه فارسی دارند. از نخستین اقدامات‌شان خبر بودم که هدف‌شان سیاسی است و بر می‌گردد به گروه‌های سیاسی مخالف و موافق این برنامه از عمل‌کرد اقوام خلقی شغنی دراین راستا ناراضم؛ اما گروه‌های فارسی‌دوست شغنی، یعنی آزاده‌گان هم حتا به گفتۀ قماری‌ها شینگ‌شان را معلوم نکرده و موضع‌گیری مشخصی ندارند که باید پیرامون این امرآن‌ها اقدام می‌کردند.
این فصل بهره‌برداری طغیان وآب‌خیزی افراد سیاسی‌ است که حتا هویت، تاریخ، ارزش‌ها و افتخارات مردم را درپای خوکان قربانی کنند، مگر شما باید بدانید که آگاهی مردم نسبت به هر زمان دیگر بیش‌ترشده و سال‌ها به این قماش افراد نه گفته شده و سیلی محکمی خورده‌اند. او در ادامۀ سخنانش گفت: من به زبان‌های پامیری و ارزش‌مندی این زبان‌ها و به پامیری بودن و یا پامیری لقب گرفتن مردم کدام مشکلی ندارم؛ ولی به ملیت‌سازی به نام پامیری مخالفم، زبانم فارسی است و قوم من تاجیک و بدخشانی هستم، خیلی دوست دارم با این افتخاراتم زنده‌گی کنم و برای من بدخشانی، شرقی، سرحدی، پامیری، واخانی و زیباکی بگویند، مشکلی ندارم. من به حرف‌های سیاسی باورندارم. یعنی می‌دانم هر دو جانب سیاسی پامیری و مخالف پامیری سیاسی هستند. این سیاست‌گرها هرچه می‌خواهند برای ما بگویند، اما همان مردمی هستیم که بودیم؛ و هیچ سیاست‌مداری نمی‌تواند چیزی را بالای ما تحمیل کند.
داکتر شمس علی شمس، شاعر و نویسنده به خواننده‌گان«پرسش» می‌گوید: در درازای تاریخ، فقط نامی را که به این زبان‌ها داده و از آن به درستی یادکردهاند «شاخه‌های شرقی زبان آریایی وگاهی هم زبان پارسی» می‌باشد، گاهی این زبان‌ها به نام «شاخه‌های شرقی زبان ایرانی» خوانده شده‌است، این نام  زادۀ حرکت‌های تقلیدی دهه‌های پسین است. بقای هرپدیدۀ فرهنگی - اجتماعی، بسته‌گی به پیوندش با اصلیت وتاریخ‌اش است،  این زبان‌ها اگر به نام‌های تاریخی‌شان که تاریخ مکتوب (نوشتاری) وتاریخ گفتاری (تاریخ سفید یا سینه به سینه) گواهی وجود حقیقی‌شان می‌باشد، باقی بمانند گذشته، اکنون وآینده‌شان را ضمانت می‌کند. آقای شمس گفت: قطع روند تاریخی هرپدیده به هر دلیلی که باشد، زوال هویت‌اش را مژده می‌دهد. من تا اکنون ملیتی را به نام پامیری نه‌ خوانده‌ام و نه ‌می‌شناسم، از ملیت و هویت پامیری به جز از زمزمه‌های تقلیدی وگسسته از تاریخ، چیزی دیگری را سراغ ندارم. به باور آقای شمس: سیاست‌های استکبار جهانی ومقلدین داخلی که برتری‌جویی را در خون خویش داشته و بقای حاکمیت جبارانه وقوم‌گستری برجغرافیای قومیت‌های غیرخودشان را درایجاد درزهای جدایی‌آور می‌دانند و هم‌واره و در درازای تاریخ کوشیده‌اند و هنوزهم تلاش دارند از هرگوشۀ چپن پدران فرهنگ و هویت ما را،  قیچی بزنند و پاره‌یی را جدا نمایند تا ادعای کاذب‌شان مبنی براکثریت بودن، بر برگه‌های محاسبات منطقه‌یی وجهانی بچلد. پس هرنوع اقدام مبنی برحمایت این خط فکری قوم‌گرایی و قوم‌جدایی نهایت خطرناک وجبران ناپذیراست.  بهتراست بیش‌ترتاریخ بخوانند وگوشه راهِ تقلید پای بکشند هرگز و هیچ‌گاهی و در هیچ منطق و علمی پذیرفتنی نیست که این پیوند نامیمون را بتوان پذیرفت، شاید کسانی با استفاده از علم کشاورزی که حالا می‌گویند ممکن است تاک را می شود بر بته‌های سیه خار پیوند زد و از آن انگورگرفت، می‌کوشند این پیوند زبانی را نیز بزنند ، اما به یاد داشته باشید که فصل این پیوند زدن‌ها گذشته، چون باغ‌ستان تاریخ ما به حد کافی سبزیده وثمرداده است، در جریان این ثمریابی هیچ پیوند نامناسبی بردرختان این باغ‌ستان نمی‌چسبد و حتا خشک شدن‌ش دور از انتظار نیست.






Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 329

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

پـــــارســـــی

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 179 مهمان آنلاین


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.