Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان


Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607

Warning: preg_match() [function.preg-match]: Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
پیـــدایش قبـــایل افغـــان(پشـــتون) درخراســـان(افغــانســـتان) PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - تاریخــــــی
نوشته شده توسط دکتر صاحبنظر مرادی   
سه شنبه ، 22 آذر 1390 ، 13:05

دکتر صاحبنظر مرادیازشگفتی های تاریخی خراسان بزرگ، یکی هم ورود تدریجی "قبیله" های پشتون دراساس مناسبات تنگاتنگ عشیره ای وقبیلوی وره یافتن آنها به سلطه سیاسی درتاریخ معاصرآن درقرن هجدهم میلادی می باشد. آنسان که منابع تاریخی اذعان می دارند، حضوراجتماعی، فرهنگی وتاریخی این قبایل درمیان ده ها قوم وقبیله دیگردرسرزمین خراسان بزرگ پیش ازقرنهای چهاردهم وشانزدهم به قول ادرسی مورخ عرب کم رنگ جلوه می کند.

براساس رخداد های اجتماعی وتاریخی برای اولین بار حاکمیت آن ها درین جغرافیا درپی رقابت های منطقوی دولت های همسایه وپایان اقتدار نادرافشار خراسانی شکل گرفت. با توجه به ناهم خوانی های تاریخی درزمینه تکامل اجتماعی درموجودیت نظام قبیلوی مسلط درمیان ایشان، با دستیابی به اقتداردولتی درقندهاردرسال1747 درپی حملات احمدشاه ابدالی موسس اقتداردودمانی آن ها درپهنای هندوخراسان، دست به قبضه نمودن حاکمیت های سیاسی محلی واحمال قدرت برمسکونان وطوایف هم جوار که سال ها وسده قبل ازآنها از مرحله مناسبات زنده گی قبیله ای گذشته اند؛ زدندوباقرارگرفتن درمسند قدرت وبه کارگیری خصایل وسلیقه های قبیلوی بن بست هاوچالش های اجتماعی، اقتصادی وفرهنگی رابروی اقوام همزیست وهم جوارشان مسبب گردیدند.

باین تشکیل کشوری بنام "افغانستان" با یک نوع حاکمیت ستیزه گرانه جنگ سالار قبیلوی وانارشیسم ناشی ازمجموعه تضاد های قبیلوی ودومانی سلاطین وسرداران( سدوزایی ها، بارکزایی ها ومحمد زایی ها)پا به صحنه قدرت وتاریخ گذاشته است. نه برپایه تکامل تاریخی ودست آوردهاو کارکردفرهنگی که غالباً دودمان های دیگردولت سازرا به صحنه تاریخ آورده است.

پروفیسورمورگنسترن درموردمنشای قبایل افغان نوشته است: "پکتوکی"( اولین بارتوسط هرودوت بکاررفته) یکی ازیازده قبیله آریایی بود که ازجنوب دشت های آسیای میانه حرکت کرده، سلسله هندوکش راعبور ودردامنه های کوه های سلیمان جایگزین شدند. طبق اسناد تاریخی که خود مورخین افغان(پشتون) ارائه کرده اند، افغان ها ابتداء در نواحی غورکنونی وغرب آن ساکن شده وبعداً به نواحی جنوب رفته اند، زیرا : "چون این طایفه از صدمه قتل وغارت بخت النصر بابلی کلدانی از ممالک شام وبیت المقدس جلای وطن گردیده وبه جبال غور([1]) رسیده ودر جوارمردم غور که از نسل ضحاک تازی بوده اند، سکونت اختیار کرده اند...به مرور ایام فرقه غوری حلیفی وبرادری افاغنه اختیار نموده نیکی وبدی ترویج ازدواج وغیره با افاغنه گشته معروف به افاغنه شدند..."([2])

مورخین اسرائیلی عقیده دارند: حضرت موسی(ع)حین خروج ازمصربادوازده قبیله ازبنی اسرائیل خارج شده ودرفلسطین مسکن گزین شدند که این دوازده قبیله بنی اسرائیل بنام های(بنیامن، روبین، لاوی، یهودا، جاد، اشیر، زبولون، ساعر، یوسف، نفتالی، دان وشمعون)یادمی گردیدند، وازین جمله دوقبیله آنها(بنیامن ویهودا)درجنوب فلسطین جابجا شده که یهودیان امروزی ازنسل آنها می باشند، ولی متباقی ده قبیله دیگردرشمال فلسطین جابجاگردیدند که بعداً ازآنجابه مناطق دیگرمهاجرشدند وبنام قبایل گمشده یهودی مسمی گردیدند.([3])

باوردیگرآنست که"افغان" ازلفظ "افاغنه" یا"افغنه" که ازدودمان بنی اسرائیل می باشد گرفته شده است. مونت استوارت الفنستون درزمینه مینویسد: "براساس این عقیده آنان ازدودمان افغان، پسرارمیاIrmia یابرکیاBerkia [برخیا] پسرسائولSaul پادشاه بنی اسرائیل اند، وهمه تاریخ های این ملت ازمیثاق های یهود، ازابراهیم تاروزگاراسارت آغازمی گردد."([4]) درکتاب مقدس تورات ازشاوول(سائول)منحیث اولین پادشاه یهودی درسرزمین فلسطین نام برده شده است.

درکتاب نژادنامه افغان نیزباکمی تفاوت می خوانیم: "وراقم مخزن افغانی این طایفه راازاولاد "افغنه" نام پسرارمیا، پسرآرمیاسپه دارقشون حضرت سلیمان(ع)برسبیل خود تراشی ثبت ومقام گزیدن شان راپس ازاستیلای بخت النصربربیت المقدس وانتشاربنی اسرائیل ازآنجا درکوه غور وفیروزکوه وجبال خراسان، مرتسم وازاولادقیس ابن عیص که یکی ازآنهاست، ذکرکرده است.([5])

درکتاب "مخزن افغانی" که درقرن هفدهم تالیف گردیده است، آمده که "جد اعلی پشتون ها شخصی بنام "افغانه" بوده که درعهد داود نبی(ع)میزیست. افغانه درهنگام پراگنده گی ونسل کشی یهودیان، بااولاده خود به جبال غور پناه برده، درآنجا اقامت گزید. پس ازاعلام دین مبین اسلام، رئیس این طایفه که "قیس" نام داشت، دین جدیدراپذیرفت ودرراه نشروتبلیغ آن به جهادپرداخت. قیس زمانی که به مدینه رفت توسط خالدبن ولید سردارمعروف عرب که بااو وابستگی قومی داشت، به حضورپیامبربزرگ اسلام(ص)مشرف گردید. حضرت پیغمبر(ص)نام اورابه "عبدالرشید" تبدیل نمود وبه علت خدماتش درراه اسلام اورابه "پتهان" که به موجب این روایت درمعنی تیرچوب زیرین کشتی می باشد، ملقب ساخت."([6]) امادراین که "پختون" و"پتهان"همان "پشتون" است، تردیدی وجودندارد. مجموع قبایل "پختون" و"پختانه" خودراازریشه "پتهان" می دانند. کتب تاریخی چون "افغانستان درپنج قرن اخیر"و"تاریخ تحلیلی افغانستان" باین مسئله اشاره دارند که "پتهان" یکی ازبرادران گمشده یکی از قبیله های یهودی بوده است. این نام درمنابع اولیه اسلامی چون حدودالعالم، آثارابوریحان بیرونی، فردوسی، بیهقی، منهاج السراج جوزجانی، تاریخ نامه هرات وغیره به "افغان" و"اوغان" درآمده ودرشناخت آن تفصیلاتی وجوددارد مبنی برینکه، افغان نام یکی ازپسران سلمه(ساول)یهودی الاصل بوده است.([7])

البته بی نیازازاثبات خواهدبود که منظورازکلمه "افغان" همین "پشتون" است که افغان شناسان هردونام رامترادف خوانده اند. هانی شاکرپژوهشگرعرب دررساله" افغانستان" (بیروت1975) و محمود شاکر درمورد افغان فکر مشابه ای دارد، اما به عوض نام داود پیغمبر درهم پیوندی ریشه ای این قوم، نام یعقوب پیغمبررابه کاربرده است: "منظورازکلمه "افغانستان" سرزمین مردم افغان است، وواژه "افغان" مطابق آنچه که معروف شده ومردم نسل اندرنسل به نقل آن عادت کرده اند، منسوب به نام شخصی است که "افغانا" نام داشت. اوکه نواده بنیامن فرزند یعقوب علیه السلام بوده است، همراه باچهل تن ازفرزندان خویش، درروزگاری که فشاروغم هابربنی اسرائیل چیره شده بود به سمت شرق هجرت کرد، ودرمنطقه شرقی سرزمین فارس متوطن شد، وساکنین فعلی این سرزمین ادعادارند که نسل همان بنیامن هستند وافسانه ها وروایات واساطیرشان نیزموئید این گفته است."([8])

 عتبی مورخ عرب درتاریخ یمنیی "افغانه" رامعرب نام "اوغان" می شمارد، گفته می شود که افغانه یا اوغانه درجنگ های نسل کشی بخت النصربابرادران خودازاسرائیل فرارکرده دردامنه کوه های که بنام قبیله او "سلمه"، "سائول" وبعداً "سلیمان" معروف گردیده، زنده گی بدوی وکوه نشینی رااختیارکرد.

درمورد منشاء قومی پشتون هانظریه دیگری هم وجوددارد که زیاد به میان گذاشته نشده است. "درحالیکه تبارشناسان پشتون ها راحاصل آمیزش چندین گروه قومی ازنژادهای هندو- اروپایی درطول تاریخ می دانند، آنان نسب شان رابه قیس، یکی ازاصحاب حضرت محمد(ص)پیامبراسلام می رسانند وبدین ترتیب خودراازنژادسامی تلقی می کنند..."([9]) به گواهی اسناد تاریخی حضرت پیامبراسلام(ص)نام قیس را به عبدالرشید برگرداند، وازآن پس به قیس عبدالرشید مشهورگردید. تاجائیکه معلومست کلمه افغان باراول درسده ششم میلادی توسط منجم هندی "ورهه مهیره" درکتاب بهارت "سیمتها" ذکرشده است."([10])

دردوره اسلامی کتاب "حدودالعالم من المشرق الی المغرب" ازقومی بنام افغان نام برده ومحل زندگی آنان رادرضمن برشمردن شهرهای هندوستان درشهر"سول" که برگرفته ازهمان "سائول" است، معین نموده است. منورسکی درتثبیت محل "سول" درحدودالعالم، نخست به حواله بیرونی درقانون مسعودی آورده است که درجاده گردیزتاملتان، پس ازگردیزفرمل یاپرمل واقع است؛ این ناحیه بنام مردم تاجیک که درآن زنده گی می کنند، شهرت یافته است ودرکنارجاده ایکه ازغزنین به بنو یعنی منطقه سندمی رود، واقع شده است. فرمل نگهر(به تحریربابر"نغر")بنووسرزمین افغانان درجنوب کابل واقع اند.([11]) نظربه تعریفی که حدودالعالم ازخراسان شرقی دارد، پشاوروتوابع آن درین حدودشامل است: "ناحیتی است که شرق وی هندوستان است، وجنوب وی بیابان سند وبیابان کرمان وشمال وی حدودغرجستان وگوزگان وتخارستان"([12]) تاریخ یمینی هم ضمن محاربات سلطان محمود ازافغانان ومحل سکونت آنان دراطراف کوه های سلیمان درهند نام برده است. ابوریحان درکتاب "تحقیق ماللهند" نوشته است: "قبایل افغان درکوه های غرب هندوستان به سرمی بردند وتابه حدودرودخانه سندمیرسند."([13]) کوه های سلیمان درمحل "سول" به دوشاخه شرقی وغربی تقسیم می شود، سول شاخه غربی آنست که درزمان حاضر قبیله وزیردرآنجا سکونت دارند. مولف تاریخ نامه هرات سیفی هروی(قرن هشتم هجری)سرزمین میان سرحدقندهار فعلی تارودسندراافغانستان خوانده است.([14]) اما بیشترین محقیقین نخستین کانون ظهوروشناسایی پشتون ها راکوه های سلیمان درشمال غربی پاکستان کنونی درمرکزیت "شهرمستنگ" ارائه نموده اند. مناطق شمال کوه سلیمان شامل نواحی اطراف پشاوردرین نام گذاری(افغانستان) شامل نیست. چنانکه منابع خبرمی دهندافغانان دراواسط قرن پانزدهم باین مناطق دست یافته اند. در یادداشت های منابع فوق نام گذاری افغانستان رسمی نبوده ودراسنادتاریخی وجغرافیایی عصرمغول های کورگانی هندچون "آئین اکبری" که توضیحاتی پیرامون قلمرو سیاسی آنها وجوددارد، چنین اسمی به ملاحظه نمی رسد؛ درتاریخ فرشته نام افغانستان رااززبان مردم کابل وخلج به جای کوهستان، که همانا محل زیست افغانان درکوه های سلیمان باشد به کارگرفته است.([15]) به قول تاریخ سلطانی افغان ها برای اولین بار به اجازه شاهرخ میرزا(ازامرای تیموری) دراطراف قندهارساکن شدند.([16])

برخی ازمنابع وشخصیت ها چون سید جمال الدین عقیده برآن دارند که "افغان" یک کلمه فارسی است که معنی "ناله وزاری" رامی رساند. مردمان فارس آن هاراافغان نامیده اند، وعلتش رااین میدانند که دراثنای اسیرشدن بدست بخت النصرناله وفریاد می نمودند، ناله وفریادرادرفارسی (افغان)گویند...گوینده گان عوام زبان فارسی آن هارا(اوغان) خطاب می نمایند...مردم هندوستان آن هارا(پتهان)می نامند. بخشی ازقبایل افغانی که درقندهارزیست می کنند، خودرا(پشتون)و(پشتان)مینامند."([17])

کلمات "پشتو"و"پشتون" که افغان ها برزبان وقوم خود اطلاق می نمایند تاسده هفدهم تنها درمحاوره زبانی بین مردم معمول بودودرآثارکتبی به نظرنرسیده است.. همچنان کلمه "پتهان" که غالباًشکل هندی کلمه پشتانه جمع پشتون می باشدودرنیم قاره هند مروج است، نیزدرآثارمکتوب گذشته دیده نشده وبه جای آن همان کلمه "افغان" به کاررفته است. هرچند بعضی ازمورخین کلمه افغان را عنوان پشتون های غربی دانسته اند، که درحدود هرات وقندهارسکونت دارند، وکلمه پشتون رادرمورد قبایل مناطق کوهستانی سرحدمیان افغانستان وپاکستان به کاربرده اند، که به نظرآگاهان چنین تقسیم بندی بنیاد علمی ندارد. زیرااززمان وارد شدن زبان پشتو به مرحله کتابت وخط کلمه افغان وپشتون درآثارنویسنده گان وشاعران این قوم درترادف هم به کاررفته اند. که فارسی زبانان تاهنوز کلمه افغان رادرمورد ایشان استفاده می کنند.

درتاریخ هرات "افغان ها" آخرین دسته مهاجرین کتلوی قومی به خراسان هستند. متون فارسی دوره اول اسلامی حضورآنان رادرحواشی شرقی افغانستان کنونی معلومات داده اند. بقول تاریخ نامه هرات تاآغاز دهه سوم قرن هشتم(723هـ ق)افغان ها ازساحه افغانستان تاریخی به جانب خراسان یعنی افغانستان کنونی گسترش نیافته بودند.([18])

 سیفی هروی شهرها، محلات وقلاع ذیل رادرمحدوده افغانستان برشمرده است: مستنگ(پایتخت افغانستان)کهیرا، دوکی، ساجی، تیری، یاتیرا، خاسک، جاول[درابن]محل اقامت قومی "سورنا"[سروانی یاستریانی]کنکان ونهران(درهفتاد فرسخی جنوب دوکی [قاضی گهار- واقع درغرب کوه های سلیمان مهتریاکوه سیاه تشکیل کننده دیوارغربی رودسند]([19])

منابع عربی پشتون هارا"سلیمانی" می خوانند که وجه تسمیه آن مسلماًً ازمحل سکونت اول این قوم درکوه های سلیمان منشاء می گیرد. نظریه سلیمانی بودن افغان ها که درقدیم ترین تواریخ مانند "تاریخ خان جهان" یا "مخزن افغانی" تالیف خواجه نعمت الله هروی بن خواجه حبیب الله(سال تالیف1018 هـ.ق.)درج است ودربین اقوام افغان طرفداران زیادی دارد. هم احمدشاه وهم زمان شاه خودراسلیمانی خوانده اندو زمان شاه درنامه ای به سلطان ترکیه پس ازنام خود کلمه "سلیمانی" راآورده وازامیرشیرعلی خان تاامرای بعدی باین عقیده پای بند بوده اند. "ازوقایع تاریخی چیزی که جالب توجه سرداراحمد شاه خان وزیردربارافغانستان درحجازگردیده بود، یکی عمارت "حاجی خانه افغان" بود، یعنی کتیبه ای که درحاجی خانه قدیم معروف به(رباط سلیمانی)واقع درمکه معظمه بوده است وآن یادی ازکارنامه های شان دارپادشاه معروف افغانستان احمدشاه درانی می دهد."([20]) این رباط به امرشاهنشاه درانی دربلده مقدسه معلی اعمارگردیده ودرآن چه درانی وغیردرانی هرافغانی که وارد گردد، بدون کرایه حتی یوم الحشرساکن شده میتواند. ودرآن دوتن درانی نورزایی به نام های حاجی محراب دیندارخان درانی نورزایی وحاجی عبدالکریم خان درانی بارکزایی به خدمت توظیف شده اند.

جریان ازبین رفتن نظام کمون اولیه افغان ها وتشکل طبقات هم ستیز جامعه فیودالی از قرون(13-14)م. بدین سو به گونه آشکار تبارزکرده، که نابرابری جدی ناشی ازین انکشافات نزد قبایل جداگانه پشتون از ویژه گی های روند مذکور است.

گسترش وجابجایی افغان ها درشرق افغانستان کنونی باحوادث دوره مغول وامیرتیمور پیوند می یابند، باین که مغول هابه تسخیرهندوستان نپرداخته اند، اما تاجناح راست رودسند وپنجاب غربی پیش رفتند وبه جنگ باهندوها پرداختند. این مناطق درطول قرون سیزدهم وابتدای قرن چهاردهم به میدان نبردهای طولانی میان فرمان روایان مغول وسلاطین دهلی مبدل گشته بود.([21]) به اثررخداهای استیلاگرانه فوق به منطقه بنیاد تمدن زراعتی دچارضعف وناتوانی گردید ودیگرنه توانست آبادی شهرها، رونق اقتصاد وتجارت رابه شیوه گذشته متوفرسازد. زمین های لامزروع به تصرف قبایل خانه بدوش ومالداروکوچی پشتون درآمد، آنها بااجازه یابی اجازه مالکان اصلی این زمین ها که اساساًتاجیکان بودند دست به تصرف بردند.

ایگورمیخائیلویچ ریسنرمی نویسد: "زمین های هموارتخلیه شده درقرون13-17 که اهالی بومی یعنی تاجیکان آنرادردامنه های شمال غربی کوه های سلیمان واقوام مختلف هندی درقسمت جنوب شرقی همین جبال کاملاً یاقسماً ترک نمودند به تدریج توسط افاغنه اشغال شدند.([22])

بررسی های حوادث خراسان می رسانند که مهاجرت های گسترده ترپشتون ها ازدامنه های کوه سلیمان مقارن به هجوم مغولان ولشکرکشی های امیرتیموربه جانب خراسان بیشترگردیده است. این واقعیت حکایت ازآن داردکه دراثرغارت گری وکشتارسپاه مغول اکثردهقانان وزمین داران خراسان به مثابه ستون فقرات جامعه ومشتغلین امورکشاورزی ازبین رفته اند ومناطق مسکونی وجایدادهای زراعتی ایشان بروی سکنه جدید خالی گردیده است. پشتون ها ازین زمین های خشکیده وبایرشده درابتداء بحیث چراگاه وبعدتربه شکل زمین های زراعتی ومسکونی خود استفاده کرده ودرآن ها متوطن شده اند.

پس ازنوشته های سیفی هروی در"تاریخ نامه هرات" نام پشتون ها بیشتردرآثارمورخان بعدی دیده شده، مخصوصاً زمانی که این طایفه ازکوه های سلیمان ونواحی آن کوچ های دسته جمعی رابه طرف هند وخراسان آغازکرده اند، ودرقسمت های جنوب خراسان وشمال شرق بلوچستان جابجا شده اند.

 سلطان محمد بارکزایی در"تاریخ سلطانی" جابه جاشدن ابدالی هارادرمنازل هموارقندهار مربوط به قرن پانزدهم میلادی دانسته ونوشته است: "ابدالی ها پس ازگرفتن این ولایت برسرتقسیم زمین(ویش)جنجال ودعواکردند، تااین که عمرنام رابه پیشوایی خودانتخاب نمودند واختیارتوزیع زمین به خانواده هارابه اوتفویض نمودند. درجنگ های که بین صفویان ایران وکورگانیان هند برسرتصرف قندهارجریان یافت، ملک سدوخان پوپلزایی کلانتر شهر قندهار(1622)جانب هندوها راگرفت وباتسلط دوباره صفوی ها (1649) بر قندهار ملک سدو خان وقومش به هندپناه بردند وازسوی اورنگزیب درملتان برای شان جایگیر(زمین)داده شد. پنجاه سال بعد دولت خان ابدالی ازاخلاف ملک سدوخان به دست گرگین والی صفوی قندهارکشته شد وبخش اعظم ابدالیان رابه صحرای کرمان درایران تبعید نمود. درجنگ های خسروخان برادرزاده گرگین، عبدالله خان سدوزایی که نیزازنواسه های ملک سدوبود- ازملتان بازگشت ودرفراه به قوای ایرانی پیوست تابرضد میرویس خان بجنگد، اماباشکست ارتش ایران به هرات فرارکرد ورهبری ابدالی هاراعهده دارگردید.

پس ازآزادی قندهارتوسط قوای میرویس خان، هرات بدست ابدالی ها افتاد وهواخواهان ایران راازهرات اخراج نموده وافغان های بادیه نشین وکوچی اطراف سبزوار(شیندند) راصاحب ملک وماوای آنان ساختند. به قول بابرتاقرن شانزدهم طوایف افغان درمناطق جنوب شرق مستولی نبوده اند، چون سرزمین آنان بطورمجزاازنواحی تاجیک نشین، فرملی نشین وترک نشین معرفی شده است. راورتی ننگرهاررا بحیث یکی ازشش ناحیه یاسرزمینی که تاجیک ها درشمال سفید کوه(سپین غر)زیست دارند توصیف نموده وگفته است که درنه دره ننگرهار15 هزارخانواده تاجیک زنده گی دارند وشغل شان زمین داری است. درآنجاها تاجیک ها وجمعیت قلیلی ازافغان ها بودوباش دارند.([23])

فیض محمد کاتب هزاره درمعرفی فرقه ترکلانی ازطوایف افغان درباجورنوشته است:"...وپنج هزارنفرقوم صافی وسی وهفت هزاروپنج صد ازقوم تاجیک وپنج هزارازقوم شینوار ومجموع چهل وهفت هزاروپنج صد نفردرهردوکنارنهرباجاورمقام ومقردارند ودراطاعت انگلیس روز افتراق قومی بسرمی برند."([24]) به همین ترتیب فرقه بنوچی یابانوزایی راکه ازافاغنه گرانی هستند وشامل چندقبیله(پک، غرض زایی، منداخیل، وهسیبک)بوده که بافرقه های مروت، عیسی خیل، تاجیک، وزیری جمعاً295372 نفرنفوس رادردوکناررودتوچی تشکیل میدهند، نام می برد. حال پس ازگذشت چهارصدسال ازین نوشته بابر ترکیب قبیلوی درولایات ماورای سرحد افغانستان کنونی تغیرنیافته، امابه نفوذ اجتماعی یکی ازکلان ترین اقوام این ساحه یعنی تاجیک ها بحیث قوم عمده متوطن درین سرزمین ها(درماورای سرحد) پایان داده شده است.

 جنگ های درازمدت تیموریان هندباصفویان ایران خودیکی دیگرازعوامل گسترش طوایف افغان درقلمرو خراسان شرقی وتملک قندهاربود. تیموریان ازافرادجنگ جوی اجیرافغان درجنگهای شان استفاده می کردند، وتعدادی ازخانواده قبایل ابدالی بااستفاده ازین موقعیت دراطراف شهرقندهارجابجا شدند، باینکه قندهارازمرکز سلطنت دهلی فاصله زیادی داشت، ازین سبب قندهاربیشتردرحوزه اقتدار صفویان ایران قرارگرفت، وصفویان درتقویت حالت وموقعیت اجتماعی واقتصادی افغان ها کمک بسزایی کرده اند. میرزابابردرسده شانزدهم زبان افغانی(پشتو)راازجمله زبان های می شماردکه درولایت کابل رواج داشت. همان طوری که ادریسی وعتبی ازمورخین عرب ورود پشتون هارابه هرات درقرن شانزدهم وبه کابل درقرن چهاردهم تائید نموده است.([25])

نخستین حرکت های اجتماعی وسیاسی که پس ازروستانشینی وجابجایی قبایل پشتون درجنوب خراسان صورت گرفت، توسط شخص روحانی بنام بایزد موسوم به "پیرروشان" بود. پیرروشان که مادرش ازشهرجالندهرپنجاب بود، درآنجا تولدیافت واین خانواده بایورش های کورگانیان بخصوص شخص بابربه هند به کانگرم مهاجرت کردند، اما بایزد مجدداً به هندبازگشت وخودمشکلات فراوان زنده گی راتجربه کرد. بایزددراصل خودش ازلحاظ قومی پشتون نبود، وبه قوم اورمری(برکی) تعلق داشت که ازسکنه محلی خراسان بودند، ودرکنارتاجیک ها وپشتون های مسکون عمدتاً درجنوب کشوربسرمی بردند وزبان مستقل گویشی خودراداشتند. این قوم تدریجاً زبان محلی خودرازدست داده وبیشتردرمیان جمعیت تاجیکان منحل گردیدند.

درجنبش روشانیان، زبان وادب پشتودرکنارادبیات پربارفارسی تحت شرایط معینی به تشکل ورشدخود آغازکرد،که نمونه آنرامی توان درتالیفات بایزد روشان وملادرویزه جلال آبادی مطالعه نمود. دردنباله این روند مکتب نظمی خوشحال خان ختک، حمید مومند، رحمن بابا، عبدالقادرخان ختک، کاظم خان شیدابه شعروادب پشتوواردشدند. گویند بایزد روشان ازنخستین کسانی بود که برای نگارش خط درزبان پشتو دست به ساختارالفبازد. کتاب "خیرالبیان" که عمدتاً به زبان پشتو نگاشته شده ازنخستین کتب درین زبان دانسته شده است، که پیرروشان درآن اهداف خودرابرشمرده است. آثاردیگربایزد روشان کتاب های چون "صراط المستقیم" به زبان فارسی وعربی، "مقصودالمومنین" به زبان عربی، "فخرالطالبین" به زبان فارسی دری وعربی و"حالنامه" به زبان فارسی دری می باشد.([26]) ازین روشایسته است که بایزد روشان راموسیس کتابت وادبیات درزبان پشتو خواند.

پیرروشان باورود به هند باخانواده مغولان هند وحکومت های محلی آنها به مخالفت برخاست، هرچند حرکت انقلابی پیرروشان منجربه کوتاه ساختن دست مغولان ازخراسان نگردید، اما ازاو بحیث یکی ازمبارزین جنبش های خراسان نام برده می شود. ادامه جنبش سیاسی بایزدروشان درمبارزه علیه مغولان هند، به عناصرتازه دم پشتون به رهبری حاجی میرویس خان هوتکی غلجایی انجامید، که منجربه استقلال قندهاروتصرف اصفهان وبرخی ازمناطق ایران(فارس) توسط سلسله هوتکیان افغان شد.

تاریخ "حافظ رحمت خانی" ملتانی که ازرهبران روهیله(لقبی که مردمان شمال هند به پتهان ها داده اند) ملتان بود، توسط پیرمعظم شاه تالیف گردیده وازنسخه قدیمی بنام "تواریخ افغانیه" که به زبان های فارسی وپشتو درآمیخته ودر سال 1766تکمیل گردیده، نوشته است: "یوسف زایی هادراول به نشکی، وغوریابه خیلها خصوصاً عشیره خلیل درترنگ و...سکونت داشتند، پس ازآنکه میرزاالغ بیک درکابل 700 نفرازملکان آنهارادرخیانت به قتل رسانید، آنها بسوی پشاوروکوهات کوچیدند...یوسف زایی هامناطق مذکورراازدهقان ها(دهگان ها- تاجیک ها) گرفتند و رئیس دهقان ها نزد کفارپناه برد."([27])

درگزارش مونت استوارت الفنستون آمده است که "دربین یوسف زایی هاتعدادفقیران یاهمسایه گان، نسبت به تعدادپشتون هابیشتراست. اینان مرکب اندازسواتی ها که پیش ازآمدن پشتون هادرآنجاسکونت داشتند. دهگانان، هندکی ها، کشمیری ها، هندوهاوحتی اعضای قبایل پشتون."([28])

درکتاب "تاریخ مرصع" تالیف افضل خان ختک ازمهاجرت قبایل ازکوه سلیمان به قندهاردرعصرشاهرخ والغ بیک وازآنجا به کابل وپشاوروجانشین شدن شان درینجاها بحث نموده ومی نگارد که مومندها وافریدی هابعدترازیوسف زایی ها(درعصربابر)درشمال پشاور جا به جا شدند. ازقرن پانزدهم به بعد قبایل پشتون دراطراف قندهارجاگزین شدند، ازآن جمله غلجائیان درشمال شهردرقسمت غزنی وعشایرابدالی درجنوب وغرب شهرسکونت اختیار نمودند؛ درحالی که هردوبه وادی حاصل خیزارغنداب نظردوخته بودند.([29])

به هرحال، قیام میرویس خان هوتکی در سال1709 در قندهار که به حمایت جناحی در حکومت صفوی در اصفهان، وحصول فتوای جهاد برضد گرگین خان حاکم آذری صفوی ایران درقندهار در هنگام سفر حج میرویس خان از سوی علمای حجاز، وهمکاری متنفذین اقوام( پشتون، تاجیک، هزاره، ازبک وبلوچ)([30]) بر علیه مظالم گرگین صورت گرفت، وحکومت محلی قندهارازگرگین خان حاکم صفوی سلب گردید. هرچنددر راس این حکومت در دوام سی وشش سال درچارچوب یک امارت محلی منزوی که با کشمکش ها وسوقیات نظامی حکام ایران وکورگانی های مغول تبارهندی درگیر بودند، به تعداد پنج تن از سران قبایل پشتون(میرویس خان1121-1130، میرعبدالله1130-1131، شاه محمود1131-1137، شاه اشرف1137-1142 وشاه حسین1142-1151)هجری قمری، به عنوان رئیس قبیله خود حکومت کردند، اما به دلیل اختلافات شدیدبا قبایل ابدالی(غلزایی ودرانی) وقرار گرفتن سران آنها درخدمت حکام صفوی ایران وکورگانی هند، نتوانست ساحه نفوذ خودرا گسترش دهد وعنوان "دولت قندهار" را کمایی کند، ودر دوام همچو حالتی باحمله سنگین نادر افشار درسال1738 ساقط گردید.

درسال1735/1148 نادرافشارخراسانی فرزند امام قلی سلطنت ایران رادر خراسان(مشهد) احراز نمود، وبساط اقتدار هوتکیان افغان را از ایران برچید، وحکمرانی ابدالیان بر هرات رابرانداخت. نادرشاه شهر "نادر آباد" درجنوب قندهاررا بناء نهاد وشهر قدیم قندهار راتصرف ومنهدم نمود. موصوف در سال1737/1150 مناطق شمالی خراسان راتاجنوب دریای آمو از بدخشان تابلخ ومیمنه به تصرف خود در آورد.([31] )

 اینکه جریده مشعل دموکراسی نوشته یکی ازاعضای رهبری افغان ملت رابه چاپ رسانید که درآن ادعا شده بود: که گویا "زبان دری رانادرافشار به زوربه مردم افغانستان تحمیل کرد."([32]) ازکم اطلاعی نویسنده مقاله گواهی میدهد. برعکس، برطبق شواهد تاریخی اززمان نادرافشاربود که شهر قندهاربه منطقه پشتون نشین مبدل گردید، وآن به ترتیبی بود که اهالی فارسی زبان قندهار(اعم ازهزاره، قزلباش وتاجیک) علی رغم تجانس های زبانی ومذهبی که بانادرافشار داشتند، دربرابرش مقاومت کردند. نادرپس ازاستیلابرقندهار، آنان راکوچ داد وپشتون هاراجانشین آنان ساخت...بخشی ازپشتون ها(قبیله الکوزایی به رهبری عبدالغنی خان خال یا (ماما) احمد شاه ابدالی)بانادرعلیه حاکمیت هوتکی همکاری کرد، نادردرازای خدمت عبدالغنی خان زمین های بسیاری رابه اوداد. علاوتاً نادر او را نایب الحکومه قندهارمقررنمود.

نادرشاه پس ازاشغال قندهارزمین های واحه قندهاررا-که تاجیکان درآن ساکن بودند- ملک دولت اعلان نمودوبین جنگ جویان افغانی (منظورابدالیان)که درسپاه اوخدمت میکردند، به عنوان تیول تقسیم نمود. تعدادزمینی که درسال 1738م. در قندهار از کشاورزان تاجیک ساکن آن دیارگرفته شدوبه جنگ جویان افغان واگذارگردید شش هزارقلبه بود.([33]) پس ازنادر، طبق اعتراف آقای انورالحق احدی، احمد شاه ابدالی اراضی قندهار رابین عشایر درانی تقسیم نمود ومالیات اراضی خشکابه رادرقندهار ونواحی مجاور آن برای درانی ها تخفیف داد، درحالیکه مالیات مذکوربرای دهقانان غیرپشتون افزودگردید ووظیفه جمع آوری آن را به خانان درانی سپرد و"شاه(نادر)افغان ها رامی فرستاد تادرهمه جا مبالغ شاه گفته راازمردم بگیرند. نادر آنان رابه هوس غنایم جنگی علیه مردم خودشان به کارمی گرفت، وآنان رابدین وسیله به شرکت درمبارزه به نفع خویش وامیداشت. این امربه خانان موقع داد تا به تدریج املاک دهقانان غیرافغان راتملک کنند. این اشراف قبایل- باغارت مردم شمال غربی هندوستان وافغانستان وآسیای میانه- ثروتمند شدند.([34]) ودرامراداره مملکت نیزبه قبایل افغانی توجه گشت، بدین معنی که نادرشاه افشار، اشراف نظامی قبایل افغان رابه مقام حکومت ایالات نیزمنصوب میکرد؛([35]) ملک های که به قلمرو دولت درانی ها شامل می گردیدند عمدتاً به سه دسته تقسیم می گردیدند:

- به دسته اول ولایاتی شامل می شدند که مستقیماً ازطرف شاه به واسطه حاکمان اداره می شدند وشاه درین ولایات مطلق العنان بود وساکنان آن ازمردمان غیرافغان بودند وشامل ولایات ذیل بودند: قندهار، هرات، فراه، غزنی، کابل، بامیان، غوربند، بلخ، میمنه، جلال آباد، پشاور، دیره غازی خان، دیره اسماعیل خان، شکارپور، کشمیر، ملتان، لاهوروسرهند.

- دسته دوم شامل: خراسان، سیستان، بلوچستان، سند، بهاولپور وغیره که والیان ایشان احمدشاه را به صفت حاکم اعلی اعتراف می کردند واز طرف نایب الحکومه ها مستقلانه اداره می شدند. آنها یک مقدار انداز (مالیه) می دادند ودرهنگام لشکر کشی های شاه یک قطعه عسکر سوار راعزام می کردند.

- دسته سوم به ایالات قبایل افغان تعلق می گرفت که ازجانب خان های آنهااداره می گردیدند وقانون آنها عرف قبیلوی بود وبه حکومت مرکزی تبعیت شفاهی(زبانی) داشتند، اماکاملاً خودمختاربودند وازامورقبایل غیرافغان نیزسرپرستی می نمودند.([36]) عزیزالدین وکیلی فوفلزایی این صلاحیت سران قبایل افغان راتائید نموده و معافیت مالیه راشامل حال تمام افغان ها (پشتون ها) می داند.([37])

به عقیده مورخان، نادرافشار دارای سیاست منحصربه خویش بود "همیشه ضابطه ودستوراو چنین بود که درمیان هرایل وطایفه ای که همیشه بزرگ وصاحب اسم واعتبارمی بوده اند، درنظرهای بی وقع وبی قرب ومنزلت داشته، مردم بی پا وسر وبی نام ونشان رابه میان کار آورده شاخص ومعتبرسازد که همیشه بزرگی خودرا ازدولت او دانسته سرازربقه خدمت وفرمان برداری نه پیچد.([38])

        با حق بساز وسرزکمندقضا مپیچ    تدبیرکی موافق تقدیر آمده

درتاریخ سلطانی می خوانیم: "نادرشاه، خانی ایل ابدالی را به عبدالغنی خان الکوزی که مرد هوشیار واخلاص کیش بود، داد...واکثرروسای ابدالی رابروی بخشیده وسان دیده، به سرکرده گی اوملازم خودکرد، وعبدالغنی خان مذکور شش سال کامل درخدمت نادرشاه درکمال اخلاص شعاری بسر برد ودراکثرمحاربات جان فشانی هاکرده فتح به نام اوختم شد...چنانچه درداغستان قیام ضد نادرشاه افشاررا، همین ابدالیان بسرکردگی عبدالغنی خان خواباندند. و"خزینه ودفینه" سرخای خان لکزی داغستانی درسال1346 هـ ق به دست عبدالغنی خان افتاد وجمله رابغیر تعرض به خدمت نادرشاه رسانیده به تشریفات مناسب باجمعی ازاقربای خود سرفرازگردید.([39]) درادامه همین جانفشانی سرداران افغان به شاهنشاه ایران بود که ابدالیان سپاه "عثمانلو" راشکست داده وقیام برضد نادرشاه رادربغداد فرونشاندند. براثرهمین خدمات بود که ابدالیان قول وقرار نادررا درحمایت ازخویش دراستیلای قندهاربدست آوردند.

 باین حال، پیدایش اولین حکومت فیودالی قبیلوی افغان ها با شکل گیری حکومت "ختک ها" درقرن شانزدهم به وقوع پیوسته است، که قلمرو اندکی داشت ونتوانست به مرکزیت سیاسی قبایل افغان مبدل شود. به قول ریسنردولت عمده فیودالی افغان ها(درانی ها)دوقرن بعدتر از "ختک ها" ویک دهه پس از "هوتکی ها"، در اواسط قرن هجدهم توسط احمد شاه درانی یکتن ازفرماندهان لشکرنادرشاه افشارخراسانی در1747 پدید آمد، وقلمرو حکومت خودرا نه تنهابه مناطق مسکونی افغان ها، بلکه به سرزمین های اقوام همسایه نیز گسترش داد.([40])

درمنابع تاریخی هرجا که نام "افغان" به ملاحظه میرسد، مراد پشتون هاست، هنوزدرمیان اقوام کشور، کلمه افغان به قوم پشتون افغانستان اطلاق می گردد، نه همه باشنده گان کشور. این موضوع راسده هاقبل پیش ازنام گذاری افغانستان، خوشحال خان ختک باصراحت بیان نموده است:

         دافغان په ننگ می وتلله توره   ننگیالی دزمانی خوشحال ختک یم

 

 

 

 


[1] - این ادعا بر اساس بازیافت بعضی از سنگ نبشته ها از گورهای قدیم غور صورت گرفته، که نشان میدهداجساد مرده گان این گورها یهودی بوده اند، اما مورخان دیگرنظر غوری بودن افغانها را قبول ندارند وخاستگاه این قوم را درمنطقه، در کوههای سلیمان میدانند.

[2] - شیر محمد خان ابراهیم زی، تواریخ خورشید جهان، چاپ پاکستان1311 ه.ق.

[3] - دکتررسول رهین، آغاز حکمروایی افغانان درخراسان، تارنمای خاوران2010

[4] - مونت استوارت الفنستون، افغانان(گزارش سلطنت کابل، ترجمه محمد آصف فکرت، مشهد1379،ص160 - احمد رشید، طالبان، مترجم اسدالله شفایی وصادق باقری، انتشارات دانش هستی1379،

[5] - فیض محمد کاتب هزاره، نژاد نامه افغان، نشرموسیسه مطبوعاتی اسماعلیان،قم،ص46

[6] - ازینکه درهجاوحروف زبان عربی حرف پ وجودندارد وبجای آن ازحرف ب استفاده صورت میگیرد، ازین لحاظ درواقعیت داشتن این روایت میتوان تردید نمود.

[7] - حسیب الله افضل، تارنمای خاوران2010

[8] - محمودشاکر، افغانستان، تاریخ، سرزمین، مردم،ص25به نقل ازبحران هویت درافغانستان تالیف دیدارعلی مشرقی،ص87

[9] - احمد رشید، طالبان، مترجم اسدالله شفایی وصادق باقری، انتشارات دانش هستی1379، صص31و32 همچنان برای معلومات بیشترمراجعه شود به تاریخ تحلیلی افغانستان، تالیف عبدالحمید محتاط.

[10] - میرمحمد صدیق فرهنگ، افغانستان درپنج قرن اخیر،ص24

[11] - حدودالعالم، چاپ1372 بامقدمه منورسکی،ص211

[12] - حدودالعالم من المشرق الی المغرب ازمولف گمنام، ترجمه میرحسین شاه بامقدمه مینورسکی وتعلیقات مریم میراحمدی وغلامرضاورهرام،ص211وهمچنان ص317

[13] - ابوریحان البیرونی، تحقیق ماللهند، ترجمه زاخاو1910،صص21، 109و208

[14] - میرمحمد صدیق فرهنگ، افغانستان درپنج قرن اخیر،صص24-25

[15] - محمد قاسم فرشته، تاریخ فرشته، چاپ لکنهو1323 هـ ق،ص17

[16] - سلطان محمد بارکزایی، تاریخ سلطانی،چاپ بمبئی، به نقل ازافغانستان درپنج قرن اخیر،ج1،ص41

[17] - بشیراحمد انصاری، به نقل ازسیدجمال الدین افغانی، ماکیستیم واینجاکجاست؟سایت انترنیتهای خاوران، آریایی وگردراه1386

[18] - سیفی هروی، تاریخنامه هرات،ص250 (ملک شمس الحق والدین لشکربه افغانستان برد وازافغانستان درربیع الاول سنه مذکورعنان عزیمت بطرف بکرکشید وازآنجا به تگین آبادآمده وازراه خیساربه اسفزار به هرات بازگشت.

[19] - ایگورمیخائیلویچ ریستر، نظام فیودالی افغانها،ص116

[20] -اخبار شمس النهار، به نقل ازمجله کابل، ش2،س2،،1311/1932

[21] - بنویاسرحدافغانی ما،ص14، س. س. توریون به نقل ازتاریخ تحلیلی افغانستان تالیف عبدالحمید محتاط،ص158

[22] -ایگورمیخائیلویچ ریسنر، مجله آمو،ش2،3،4، سال1380 رشد فیودالیسم وتشکیل دولت افغانها

[23] - راورتی، یادداشتها درباره افغانستان وبلوچستان، به نقل ازتاریخ تحلیلی افغانستان،ص145  

[24] - فیض محمد کاتب، نژادنامه افغان،ص70

[25] - صاحبنظرمرادی، کابل درگذرگاه تاریخ، ص60 ونجیب مایل هروی، تاریخ وزبان درافغانستان،ص20.

[26] - عبدالحمید محتاط، تاریخ تحلیلی افغانستان،صص 349-350

[27] - میرمحمدصدیق فرهنگ، افغانستان درپنج قرن اخیر، ج1،ص41

[28] - الفنستون، گزارش راجع به سلطنت کابل، چاپ کراچی،ج2،ص27

[29] - میرمحمد صدیق فرهنگ، افغانستان درپنج قرن اخیر،ج1،ص64

[30] - قاضی عطاءالله، دپشتنو تاریخ،ج1، ص55

[31] - عبدالحی حبیبی، تاریخ مختصر افغانستان،ص254

[32] - جریده مشعل دموکراسی سال1382

[33] - ارونو، دولت نادرشاه افشار-اشرافیان ومحقیقان شوروی به نقل ازدکترجلال الدین صدیقی، چگونگی نظام قبیله سالاری،ص18

[34] - همان اثر،ص291

[35] - همان اثر، ص112  

[36] - پروفیسوردکترحقنظرنظروف، مقام تاجیکان درتاریخ افغانستان،صص55-56

[37] - دره الزمان، ص226

[38] - دکتر جلال الدین صدیقی، چگونگی استیلای نظام قبیلوی،ص20

[39] - سلطان محمد درانی، تاریخ سلطانی،صص118-119

[40] - ایگور میخایلویچ ریسنر، رشد فیودالیسم وتشکل دولت افغانها، مجله علمی- تحقیقی آمو، سال دوم،ش2،3و4،ص85

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • ناشناس  - question
    Thank you for this interesting and objective article. Great work . Just one question; As your articl e seems to be a complete overview on Pashtun tribes in power, I did not see anything about Soori and lodi dynasty in India. Are the not Pashtuns as well? Thank in advance. regards Aman
  • ناشناس
    chi khaw mebini hahaha
  • pesarlai.mukhtar@yahoo.com
    داکتر مرادی! تشکر ازین که اینقدر وقت تان را در مورد قوم غیور پشتون صرف نمودید. روشن فکران پشتون را ب لا زده اند که خود شان تحقیق کنند .جالب است ولله ما خبر نبودیم که قیس بابای ما حتی صحابه بود!اما نگفت ید هدف شما از نوشتن این مقاله چی بود٬ فقط یک تحقیق علمی است یا بخاطر دوباره گرفتن ملک و جایدادتان نو شتید؟
  • فرهاد
    پس این قوم از نسل یهود بوده... به همین دلیل است که اقوام غیر پشتون از دست اینها یک روز آرام نیستند.
  • نیزک تاجیک
    سلام بر آقای غلام رسول من زیاد نمی خواهم برایت بنویسم فقط یک گپ کوتا شما چطور به خود حق دادید به یک ی از قلم داران و آزادی خواهان و داد جویان توهین کنید؟ آیا شما حق توهین را دارید؟ اگر کسی بیاید و شما را احمق خطاب کند خوش تان میاید . شما می توانید دلیل وبرهان بیاورید و با منطق نوشته جناب مرادی را رد کند اگر ان را داشته باشید؟ که ماهم نظاره گر و خواننده خیالات مخالف باشیم و به حقیقت دست یابیم من نی زک تاجیک با اندیشه وخیالات زیادی جناب مرادی مخالفم در مقالات گذشته اش با دلایل وبرهان مخالفت خود را نوشته ام
    اگر بخواهید در آرشیف همین خاواران میابید. حالا هم برای دفاع از ایشان اینجا نه نوشتم فقط خوا ستم بگویم که اگر مقاله جنابشان مورد قبول تان نیست حق رد و تاید را دارید نه حق احمق گفتن را مگر احمق های قوم شما و هم فکر شما و هم حزب شما دوکتورا دارند . مگر احمق های موافق شما با چندین زبان زنده دنیا توان گفتن و نوشتن دارند آقای رسولی کمی خحالت هم خوب است
    با احترام فروان نیزک تاجیک
  • ناشناس
    ښاغلی مرادي،
    زه یو دېرش کلن پښتون ځوان یم او ترڅنګ ناست دوه ملګري مې دری ژبي دي چې یو یې ۲۵ کلن او بل ۳۰ کلن دی. مونږ چې ستا لیکنه ولوسته او بیا ورسره د یو شمېر پښتنو لیکوالو لیکنې مقایسه کوو چې وایي چې تاجکان له تاجکستان څخه راغلي دي نو حیران یو چې د خپل وطن او راتلونکي له پاره څنګه لاره پیدا کړو؟ مونږ له خاوران څخه په درناوي هیله کوو چې دا ډول له تعصب او نفرتونو څخه ډکې لیکنې خپرې نه کړي او پرځ ای یې د ښاغلي احمد سعیدي په څېر لیکوال پیدا کړي چې د ټولو افغانانو غم او اندېښنه ورسره وي او د افغان ستان د راتلونکي په هکله د یوه ریښتني مفکر په توګه فکر کوي.
    درناوی
    خان
  • ناشناس
    به لحاظ خدا از این نوع مسایل نفرت آفرین بگذرید. این چه فایده دارد که تو از کجا هستی و مه از کجا هستم ؟ شرم است که همسایه های ما ایران، پاکستان، روسیه، چین اتوم میسازد و ما خود را غرق چنین مسایل بیهوده کرده یم.
  • ناشناس
    من یهودیان رابراساس دانش وخردشان میشناسم تاهنوزهیج یهودی ندیده ام که پشت چرندیات روزگارباشد آنها همه دنبال آموختن وبازرگانی ودادوستد استند امابر عکس قضیه کرزی وبرادرانش دنبال چوروچپاول سرزمین های دیگر ان .کاش ایشان کمی ازخون یهودیت دربدنشان میداشتندتا بینی زنی بریده نمیشد وبتهای بامیان فرونمیریختند.
  • بهادر
    جناب داکتر صاحب : روشنگری تان درس های ماندگاری ایت برای نسل های آینده سرزمین مان ویقینآ شما از جمله محدود کسانی هستید که در بیداری وآگائی دی شهروندن کشور نقش درخور ستایش داشته اید . می خواهم ازهان نما یم که زمانیکه ما در مکتب ابتدایی بودیم این نقش را سال ها قبل یکی از شاخه های از معلمین وطندوست کابل مربوطه به خانواده محمودی ها انجام دادند که سخت تاثیرات شگرف بجا آورد . تلاش های روشنگرانه تان سخت قا بل ستایش است
  • دکتر بره کی
    از جناب دکتر صاحب مرادی یک جهان سپاس.

    برای روشنگری و استفاده بیشتر٬ امیدوارم که پژوهشهای گرانبهای تانرا در قالب یک کتاب دراورید.

    دکتر بره کی
  • khorasani  - references
    salam broderan montaqid, agar shoma entiqad darin lutfann ba referec haye ki jonabi doctor britan ta heya karda khodetan morajia nomayeed. har chi gofta and tebqi asnad va madaarik tarikhi wa moghtabar ast wasalam
  • سامی  - سلام
    جناب داکتر صاحب مرادی! جهانسپاس ازینکه مارا ازحقایق تاریخی باخبر ساختی وخداکند این پژوهش کرانبهایت، جعل کاران تاریخ باید بدانند که خراسان است ایجا، نه پتونستان اوغانستان
  • افغان صادق
    داکتر صاحب مرادی با عرض سلام و ادب !
    فقط همینقدر میخواهم اضافه کنم که بهتر نیست که دوکتورای تانرا در راه خدمت و وحدت ملی تمامی اقوام ساکن در افغانستان عزیز بخرج دهید ؟؟؟
    وخواهش جدی دارم اینکه به اشاره اجانب تخم تفرقه و نفاق را دیګر در این سرزمین آزادمردان تاریخ نپاشید !!!

    دوکتور خالد نجرابی
  • KHORASANI
    IT IS HISTORIAN JOB TO WRITE THE FACTS , WHETHER YOU LIKE IT OR NOT HE DONE THE BEST JON,WHY WE SCAR E FROM SAYING THE TRUTH.EDUCATE PEOPLE AND . TELL THEM WHO THEY ARE
  • ناشناس
    sahibnazer moradi i chanllenge u if u r not afghan come face to face with ur article when call me to this number all of the world see our dbate
    i will see u also
    m hanif roostam
  • ناشناس  - aryaye
    salam ba aqaye muradi am bad hama az wahdate mili harf mizanand kudam wahdate mili ya hamin ast wahd ate mili ke da ha yak az edarate dawlati sa bizanid mibinid ke rayese an pashton ast ein showare kom idi wa muzheke karzay wa khanadanash anqadar sharma awar shuda ke ma az gereftane name an khejalat d arim pashton ha khuda malik asli aryana midanand az jumla kharzay bibinid ke da yak sal cheqadar sar ane tajik ra az bain burdand ba name taleb khatem kardand yak khiyanat digar taghire tazkera ast ke az qawme kas nam namibarand sorode ba estelah mili karzaywa pashton ha mkhuwahand ke ba estefada a z beradarane narazi khwish keshware shahi jor kunand ke khiyal asto mahal ast wa jonon
  • khalid
    Ensan-hay-e ham watan, Qahr nashaweed tarikh negarenda gozashta-hay-e ma hast. Agar khub ast ya bad wa ya talkh ast wa ya shereen az mast. Har kas haq darad benawisad wa agar waqiyat -o- tarikh ra ba menawisand wa nadanan mesl-e man az an etlah hasel mekonad pas chee jayee badeest? Ehsasatee shodan kar-e ra ba pesh namebarad. Beyaeed ke ENSAN bashem .
  • bharestan  - salam
    jenab daktar saheb . yak jahane sepas az tahlil shoma ke bayan kardeed. wa waqeat hara barema tashre eh namodeed . jahane sepas .lanat ba qoume yahood ke hamesha az dou wa dashnam kare degara yaad nada ran.
  • ذاکر  - 
    آقای داکترصاحب نظر مرادی اکنون جهانیان به کثرت گرایی می اندیشند نه به تو نه به من شماکه ازبدخشان هست ید سالهاست ازتحقیقات و پژوهش شما میگزرد ریش و مویت سفید گشت.درتاریخ بدخشان نه از قول (جوینی و وغیره تاریخنگاران مغرض ومتعصب)باری در صد کیلومتری ات قدم میگزاشتی و تحقیق ات را میجستی که آیا این دیاراز ب دخشان چگونه رسم و رواج ومذهب دارند.
  • احمد  - نظر

    در افغانستان همه چیز مبهم است واز اول چنین بنیاد گذاشته شده فرضیه های اثباب نشده چه بسا سیر حرکت یک قوم از این سرزمین را عوض کرده باشد واماج طعنه های تاریخی ونسبت های ناروای نژادی بنیان بر افکن باشد چ نانچه در مورد هزاره ها همونطور شد چون اولین بار ابوالفضل علامی مورخ دربار اکبر شاه تیموری مغولی هند جهت چاپلوسی وتملق ودل خوش کردن دربار مغول بدون هیچ منبع وسندی در کتابش مدعی شد که هزاره ها از سپاهیا ن منکوقاآن نبیره چنگیز خان است بعد از وی نویسندگان غربی به تقلید از وی بدون هیچگونه سند ومدرکی همان حرف ایشان را نشخوار کردند واز این جهت ظلم بزرگی در حق این ملیت شریف کردند که نابخشودنی می باشد اما ه مین نسبت خود باعث شد که پژوهش های تاریخی در این باره صورت بیگیرد ونتایج بدست آمده اثبات کرده که هزار ه ها نه تنها از سپاه چنگیز نیستند بلکه سوابق تاریخی آنها در این سرزمین به هزاران سال بر می گردد که د ر کتابهای تاریخی عبد الحی حبیبی،غبار ، خاور شناسان فرانسوی و ... گوشه از آن حقایق باز تاب یافته است . در مورد قوم افغان یا پشتون ها ونسبت یهودی بودن آنها نیز چنین است من به عنوان یک پشتون تحصیل کرده ه ر گز از این نسبت وتحقیقات تاریخی ناراحت نمی شوم بلکه گسترش روحیه علم گرایی و تحقیق محوری را تنها راه برون رفت از ظلمت جهل مردم کشورم می دانم که نمونه های آن را در نظریات هموطنانم در سطور بالا می توان مشاهده کرد بنا بر این به اندیشمندان مانند داکتر مرادی تبریگ گفت نه اینکه وی را متهم به قوم گرایی و ف تنه انگیزی نمود.
  • ثریا بهاء
    تابو شکنی آقای مرادی خشم جادوگران قبیله را برافروخته است
    نوشتۀ پژوهشی و ماندگار آقای مرادی زیر عنو ان «پیـــدایش قبـــایل افغـــان(پشـــتون) درخراســـان(افغــانســـتان» در سایت خاوران آتش به جان پاسد اران قبیله افکنده است، جادوگران قبیله با فرهنگ متحجربدوی خود به گونۀ گله یی مانع نوشته های روشنگرا یانه می شوند و آقای مرادی حقایق هویت تباری قبایل گم شده را از زیر آوار تاریخ بیرون کشیده اند٠ قب یله با دشنۀ زنگ خورده یی « وحدت ملی» به جنگ می رود٠ تیم حاکم باید بداند یکى‌ از شگردهاى‌ مشترک‌ همۀ جباران‌ تحریف‌ تاریخ‌ وحقایق است‌؛ و درنتیجه‌، متأسفانه‌ چیزى‌ که‌ ما امروز به‌ نام‌ تاریخ‌ دراختیا ر داریم‌، جز مشتى‌ دروغ‌ و یاوه‌ نیست‌ که‌ پاسداران قبیله، چاپلوسان ‌ دربارى‌ ومورخین جعل نویس، تار یخ‌ قلابى‌ و دست‌کارى‌ شده ‌یى‌ را در اختیار ما گذاشته بودند که درپشت آن واقعیت ها و حقایق مدفون بود ٠ پاسدارن قبیله چون مردم را فریب داده اند ونمی خواهند فریب شان آشکار شود، نگران " وحدت ملی " ; هستند!؟
  • جمیل  - ار آقایی مرادی کی پرسید که از کجا آمده!!
    من نمیدانم که این دامن زدن به این نوع اختلافات زبانی سمتی قومی چه لذتی دارد که خانم فرسته ومیر هزاز کم است که خود را کور بسازند!!دراینجا هیچکس از مرتدی ومیر هزار نمیپرسد که انها از کجا آمدند و جد شان کی بود!؟ بلاخره تا چی وفت به این آتش نفاق پکه میکنید!! آیا همه ای ما وشما یکدیګر را نمیشناسیم؟ امروز اګر تمامی پشتون ها را بګفته ای این نویسنده که حالا هرکس شده ببریم در فحر هند غرق کنیم آیا تمام مشکل ات حل شد؟ نخیر بلکه حالا خو صرف د جان ښستون جنګږ هستیم آنګاه ینی د جان دیګر میفتیم!! هزاره میګه منم تاجن میکه منم ازبک میګه منم ! آخر یکمی از رور قیامت بترسید!! اګر مارکسیست ها ولنینست ها هستید و به خ دا عفیده ندارید وجدان خو دارید از آن وجدان و آن شرافت که روزی هزاز مرتبه بالایی آن قسم میخوردید یک ک می بشرمید! از خون آن مردم سرتان تا اوروپا کشید پولهایی سوسیال را از برکت خون آن بیوه ها ویتیم ها میګ یرید وهنوز هم سیر نشدیند و سر خون شان دیګر هم کار وبار ولیلام میکنید!!یک اندازه خجالت خوب جیز است!!
  • دوکتور ص سعیدی  - پیدایش قبایل افغان(پشتون) درخراسان (افغانستان)



    سلام به خوانندهء عزیز
    ما درهر نوشتهء خود پیامی داریم به خوانند. یا فتنه ویا فریب و یا صادقانه میخوا هیم ادای رسالت کنیم. هریک از ما پشت ګپ، روی ګپ و وسط ګپ را میداند به هر خرام و نوع که قدم نهم مردم ا ز خرام پاي میشناسند وبرداشت خود را دارند.
    به سلسلهءمنفی بافی ها من هم خدمت شما ذیلا منفی بافی و فتنه ګري کنم:
    عنوان:
    (پیدایش قبایل منګول درسرزمین های امریکای...)
    منګولها قرنها قبل از طریق قطب و بخبند ان ها به مناطق امریکای امروز عبور کردند، مسکن کزیدند سرزمین های نوی را کشف و یکجا با سرخ پوستان جزء از ساکنان و بومي های این مناطق اند.مناطق که ما آنرا امروز امریکا میشناسیم و قصه های سریال معروف سینم ایی مردم آنرا اندیان (هندیان) یعنی درواقعیت بومیان اصلی این مناطق میدانند وبعد ها توسط اروپایان و مه اجران اروپایی به تدریح به کمپ های خاص کشانده شده و یا به انزوا برده شده و .....
    چې میخواهیم بګویم. ب لی درتاریخ بشریت مهاجرت های وجود داشت و ما قسما ازآن معلومات داریم و بخش اعظم آنرا دقیقا نمی دانیم و درعلوم اجتماعی بخشی مطالب به یکسلسله نتیجه ګیری های استوار است که ممکن دقیق باشد ویا هم اصلا نباشد. به هرصورت ما چرا آنقدر دور میرویم که ازحجرات یک سلولی موجود زنده بحث را آغاز کنیم و یا انسان را از نسل شادي مطرح کرده و به نحوی به توهین انسان بپردازیم. چې میخواهیم بګویم و چه هدف را تعقیب میکنیم. در پهلوی این روایات روایات دیګری هم است. برای یک مسلمان افتخار ازین بیش چیست که نام اش توسط پیامبر اسلا م ګذاشته شده باشد. (نام پشتون به روایت و تشریح مرادی درین نوشته)برای یک انسان خیرخواه بلندترین مقام مقام انسان و انسانیت است و بزرګترین اصل و درست ترین اصل برای یک مسلمان (ان اکرمکم عندالله اتقاکم )م کرم ترین شما نزد الله تعالی متقی ترین شما است. برای یک معتقد به دید طبقاتی و انتاګونیزم طبقاتی همان طبقات ومنافع طبقاتی ، استثمار ګر و استثمار شونده مطرح است. برای فاشیست هاو هتلری ها اصل قومی ونژادی اساس است. با این هم ما همه متعلق به قوم، قریه، خانواده و محل ایم و طبیعتا به آن تمایل داریم اما این تمایل او علایق به توهین دیګران نمی شود و به تفرقه و فتنه نمی شود برآورده شود. احترام به خود احترام ب ه دیګران است. این نوشته و نوشته ای مشابه که سایت خاوران ازآن پُر است چه اهداف را دنبال میکند؟ همه از یک جای آمده و به یک جای سکونت داشته و به یک جای مرده. واما هزاران افغان امروزی دراروپای و جهان مهاجر نه شده و پاسپورت و تابعیت نه ګرفته ونسل دوم وسوم مانند انسان کامل درجامعه زنده نمی کند. آیا خبر دار د که معاون صدراعظم انګلستان و رئیس حزب مشهور انګلیسی (حزب لیبرال دیموکرات) از نسل های و نواسه های تز ار روسی است؟ ایا خبر ندارید که آقای دیوید ملبن از صدراعظم ممکن آینده انګلسان از زعمای حزب کار انګلست ان از مهاجرین یهودی مجارستانی درانګلستان اند؟ چې میخواهد بګوید که کې از کجا مهاجرت کرده و با عناوین مغرض چه را میخواهید ثابت کنید و برای کې خوش آیند باشید؟ کوهای سلیمان و مسکونین آن از ساکنان اصلی این مرز وبوم اند و ساحات خراسان با دربین قوس قرار دادن افغانستان افادهء درست نیست. تلاش های ایجاد خراسا ن با سرحدات افغانستان تقریبا غیر واقعی است که دراثر ایجاد خراسان باید تاجکستان، ایران امروزی، هند و پاکستان و ...... باید تجزیه شود. این خواب و خیال است و صرف فتنه و آماده کردن زمینه ها برای اغو و به جان انداختن ملت مظلوم افغان است و بس.
    بیایید از حیطهء قوم و محل درقضاوت خوب بو بد خارج شده به حیطهء انسان و انسانیت داخل شوید. به جای فتنه و دامن زدن به فتنه های منحط قومی به اصل انسان و انسانیت داخل شویم. بجای مصروف شدن به این فتنه ها برای توسل، تفاهم بین الافغانی و انسانی کار اساسی را متمرکز سازی م. اګر در ګفتار، نوشته، مواضع سیاسی و فکر همه وقته محدود و محصور و منحصر به این محدودیت ها بماینم شر م آور است. بقیه اختیار به شما. ګفتنی های دیګر هم دارم خو به همین کفایت میکنم. خوانندهء عزیز مطلب را دوباره نه خواندم لطفابا بزرګواری من را از موجودیت خطا های املایی معذور خواهند داشت. پایان بی پایان
  • م.ن.ی
    بفکر عاجز بنده اینکه تو کی هتی و از کجا آمده ای دردی را دوا نخواهد کرد. همه چند روزی درین دنیا زیست داریم و رخت سفر میبندیم که مالی و مکانی بر ما ابدی نخواهد ماند. چه خوب است همه را چون انسان دانسته ا ز هر گوشهء دنیا که باشد مقدمش را گرامی داشته محبت و دوستی را پیشه کنیم. ارج بر آن بگذاریم که فردی، گ روهی یا جماعتی تا چه اندازه در امر خوشبختی انسانها سعی میورزد و مفید میباشد.من که به این شجره ساختنه ا و ریشه یابی ها علاقه ای ندارم و جز ضیاع وقت و ایجاد تنفر نتیجه ای را متصور نیستم از همه چیز فهمان ، اندیشمندان ، نویسندگاه و آگاهان کشور عزیزمان افغانستان آرزو دارم در راه یکدلی و صمیمیت، اتحاد و ات فاق و ایجاد زمینه های تشکل ملی، قدم گذاشته به جوانان و فرزندان کشور درس محبت، فرا گیری علم و هنر را دهند که خیلی ها از کاروان تمدن امروزی عقب افتیده ایم. امید است درین دهکدهء جهانی با بذل مساعی شما عز یزان همسفر این کاروان شده بتوانیم. و من الله توفیق
  • ناشناس
    سلام داکتر صاحب مرادی: تشکر که یک سلسله حقایق را نوشتید.خوب است در سایت بینوا ویک تعداد سایت ها در ح ق ملیت های غیر پشتون قضاوت غیر منصفانه نموده بد ترین کلمات که شایشته کسی نیست مینویسند حتا معنای تاج ک را بد معنا نموده البته نا دانسته.خواهشمندم که همه نویسنده گان باید از منابع معتبر استفاده نموده بس یار مفید است.هر قوم وقبیله که قوم خودرا از دیگران برتر میشمارد فاشیست گفته میشود که فاشیسم در جهان رو به زوال ونابودی است.بااحترام داکتر .ع.ف.نجرابی.
  • اختر محمد صافي

    جناب محترم مرادي نوشته شما را كه بعضي ها روشنگري مينامند ميتوانيد به استناد دين ويا علم تعلق قومي ن ژادي يا زباني كس را معيار براي قضاوت درموردش قراردهيد مسلماء كه نه نوشته شما يكي ازجمله رواياتي است در مورد تاريخ افغانستان ومنطقه وبس رواياتي ديكري سيماي دگر ميدهد اما روشن يك مطلب است كه واقعيت را فقط خالق يكتا ميداند ما بحكم خدا تاريخ وجغرافيه در ٢٥٠ سال أخير در يك سر زمين در يك خانه وبا يك سرنو شت با هم زيست مينمايم دليل قويتر براي همزيستي وجود دارد ؟ شما با خانم تان دو سه دهـه قبل إصلاء اشنا نبوديد اما امروز عزيزترين هستيد انسان ها را نه جغرافيه نه تاريخ نه زبان و رشته ونه جسم بلكه روح واحد كه از ملكوت بخاطر عشق ورزيدن بخداوند ج و مخلوق وي تكرار ميگويم همه مخلوق وي بزمين نه به گوشه يي بلك ه به كره زمين امده بهم پيوند ميدهد بناء مخلوق خدا را توته وپارچه نمودن به احزاب اقوام نبايد روشنگري ناميده شود در خانه افغانها امروز حريق است ما بايد مصروف خاموش نمودن اتش باشيم نه تقسيم أتأق ها و تز يين هر نوع تقسيم وتفرقه تحت هرنام تاريخ ويا زبان دشمني با همه افغانها ست . برادران عزيز با خونسردي تمام بايد از هر نوشته وكتاب و سخن نتيجه وهدف نهايي انرا كشف نمود اگر هدف منجر به ايجاد وحدت همدلي نو ع دوستي و در يك جمله محبت افزا بود و انسان را در شناخت خودش وخالقش كمك مينمايد روشنگري است در غير ان ضياع وقت بخاطريكه زندگي بسيار كوتاه است و محاسبه خداوند بر معيار تقوا صداقت و محبت است نه زبان و قو م منطقه حتي تحصيل و ألقاب دنياوي. وإسلام  
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در سه شنبه ، 22 آذر 1390 ، 16:20
 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 24.05

FARAAKHABAR 23.05

KANKAASH 21.05

GOFTMAAN 24.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 89 مهمان آنلاین


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.