Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
کـــابل درگـــذرگــاه تــاریـــخ PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - تاریخــــــی
نوشته شده توسط دکتر صاحبنظر مرادی   
يكشنبه ، 2 آبان 1389 ، 08:59

 کـــابل درگـــذرگــاه تــاریـــخاخیراً شهرداری کابل به پاسداشت از (2880) مین سالگرد شهرکابل سیمیناری رابتاریخ 20 عقرب سال روان اعلام داشته است. به پیشواز این همایش خجسته مرورمختصری داریم به کتاب کابل در گذرگاه تاریخ، تا فکر مقدماتی رابه کابل دوستان وشهروندان کابل ارائه نموده باشیم. دکتر صاحبنظر مرادی
 نامهای "کابل" و"کابلستان" فقط واژه های نیستند که معانی آنهارا درقاموسهاوفرهنگنامه هاجستجونمود، این نام کهنسال حامل بخشی ازافسانه ها واسطوره های ملی ما دردوره اساطیری وتاریخی آریائیان، وراوی حادثه ها ورخدادهایی ازکارنامه های یلان ومدافعان آزادی واستقلال ملی مردم ما درپویه اسطوره وتاریخ است.

تنها دیوارهای سرکوهی نیست که چون اژهایی بدورصخره های شیردروازه حقه زده وراز دار رویدادهای متوالی تاریخی درکابلستان میباشد، بل هرکوه و سنگ چکری، کمری، شیوه کی، آسمایی، برنتی، خواجه صفا، افشاروخیرخانه قصه خوان ایثاروفداکاری مردم این سرزمین باحماسی ترین تصاویر وپردازهای وطنخواهانه ازگذشته کابل وکابلیان سخن میگویند، وبه تعبیری خودبه زبان تاریخ مبدل گردیده اند.

نگارشهای تاریخی وچکامه های ادبی روزی ازافسانه استیلاگری سالمانا سارآشوری درپهنه کابلستان حکایت میکنند، وزمانی ازرنج واندوه داریوش هخامنشی درتسخیرکابلستان بحثها دارند. اسکندراین چارراه عبورومرورکاروانهای تمدنی رادرهنگام سفربه باختروپ ارارود ودرزمان برگشت خویش بسوی هندوستان زیرقدمهای خود گذاشت، ونگارشگران مقدونی باتعبیرهای جغرافیایی، تاریخی وادبی برای کابل القابی رابرگزیدند. منابع تاریخی کابل راسرزمینی باقبض وبسطهای جغرافیایی معرفی کرده اند، که هستی سیال خودرااز سپیده دمان تاریخ تازمانه ما ادامه داده است. کابلستان سرزمینیست درجنوب کوههای پاراپامیزوس(هندوکش) که زمانی باجغرافیای گنداهارا مترادف گردیده و درمحوریت"کابل" تپیده است.

کابل قدیم دوره کودکی خودرا ازساحه (خوردکابل، کمری، چکری) آغازکرده وازآنجا درمسیرجنوبغرب به استقامت شیوه کی، خوردکابل وچارآسیاب توسعه یافته است، ودراستقامت شمالغرب بسوی چمن حضوری، بالاحصار وشهرقدیم _چنداول)گسترده گی یافته است.

 قصه ها وافسانه های اساطیری وتاریخی که سیمای کابل رادرمصرعهای داستانی شهنامه به تصویرکشیده اند، درعین جالبیت وجذابیت خود، کابل را یکی ازمراکزسیاسی وفرهنگی آریانا بخصوص دردوره دولت کیانیان آئینه داری مینماید. بنا به توضیحات وتصاویرشهنامه، کابلستان، زادگاه رستم تهمتن یل گردنفرازآریایی، فرزند زال زر و رودابه کابلی ونواسه مهرابشاه کابلی وعده ای ازمدافعان استقلال وآزادی آریانا بوده است.

مطابق داستانهای شهنامه تمام تصامیم دفاعی، سوقیات وسفربریهای نظامی دربرابرتهاجم تورانیان درشمال ومرزهای هندوستان درجنوب، درهمین کابل (زادگاه رستم داستان)اتخاذ گردیده اند. مقرفرماندهی کیخسرو، کیکاوس وسایرشاهان کیانی وسفرهای رزمی رستم، گودرز، اسفندیار، سیاوش وسایرپهلوانان ومدافعان آریایی برای مصاف دادن بادشمنان آزادی آریانا ازکابل صورت میگرفت، پس باصراحت میتوان ازکابل به اصطلاح امروزیان بحیث پایتخت کیانیان نام برد که نه تنها ازموجودیت کابل، بلکه ازهستی پرتحرک وپویای آن درزمان اسطوره ای این سرزمین گواهی میدهند.

رویهمرفته درمورد تعین زمانی تاریخ کابل بدرستی نمیتوان ابرازنظر نمود، اگرازموجودیت کابلستان درمنابع اساطیری بگذریم، بازدردوره تاریخی نام کابل دررخدادها ولشکرکشی های شاهان بابل وآشور، داریوش هخامنشی، هجوم اسکند مقدونی ودردوره دولت سلوکیها، پارتها وکوشانیان جلوه های پررنگی دارد. بنابه روایت باستان شناسان، ازجمله ماسیوگیرشمن وفوشه سرگروپ تیم های باستان شناسان فرانسوی که مدتی مشغول تدقیقات باستان شناسی درمناطق مختلف افغانستان بخصوص دربگرام(کاپیسا) پایتخت تابستانی کوشانیان بودند، کابلستان(ویکراتا) دردوردوم مهاجرتهای آریایی، مشبوع ازمهاجران وسکنه محلی وانمودگردیده است. قرارمعلوم این دورمهاجرتهای آریایی که درهزاره یکم پیش ازمیلاد رخ داده است. اگراین تخمین رابراساس شواهدباستان شناسی قرین واقعیت بدانیم، درمورد تاریخ کابل میتوان درحدودسه هزارسال سخن گفت.

درنامهای جغرافیایی، محلات شهرستانهای آریایی که دراوستا(وندیداد) باصفتهای طبیعی آنها بیان شده است، ازکابل ومرکزآن "دزک" باچراگاههای غنیش تذکربعمل آمده است. از معنی نام "ویکراتا" منسوب به کابل که درآئین آریائیان فرشته طرب بوده برملا میگردد که قصیده شادروان استاد محمد ابراهیم خلیل درمورد کابل ریشه درواقعیتهای اسطوره ای، تاریخی وفولکلوریک دارد.

نگارشگران یونانی چون کنت کورث، آریان، اراتوستن، بطولیمی(بطلیموس) استرابون که دررکاب اسکندر به آریانا آمده اند، همواره ازکابل نام برده والقاب اورتاسپانا(چارراه) کسپاتیروس(جای بلند)بازیلیوس(شهرشاهی)رادرموردکابل وبا تسمیه یونانی "کابورا" بکاربرده اند. بطلیموس "کابورا" راشهری ازولایت پاراپامیزاد خوانده وبه آن لقب شهرشاهی(بازیلیوس) راداده است، وازشمارشهرکها ومحلات مجاورکابل به تذکرنامهای پرداخته است که تاکنون باتغیراندک لفظی مثل "لوگرنا" (لوگر)، ارگوده(ارغنده)، بکرده(وردک) درماحول کابل باقی مانده اند.

الکساندربرنس که درسال1834 ازکابل دیدن نموده، اززبان مردم کابل نقل کرده است: "مردم این نواحی خودراازاولاد حضرت نوح(ع)میدانند، وفرزند نوح بنامهای "هابل" و"قابل" برسر نامگذاری این شهراختلاف پیدا کردند. هرکدام میخواست نام خودرابرآن بگذارد، بالاخره باین موافقه رسیدند که یک یک هجا ازنام خودرابگیرند وشهررابدان بنامند، چنانچه "قا" راازقابل و"بل" راازهابل گرفتند وازآن "قابل" درست کردند.(1 )

میرزا ظهیرالدین محمد بابرکه به شهرکابل علاقه فراوان داشت ودرعمران کابل بسیارکوشید، در"تزک بابر"تذکرداده که درجنوب بالاحصار(شهدای صالحین) ازمزار"قابل" بنیانگذار"کابل" زیارت کرده است.

درکتاب "وسعت امپراتوری چین" اثرریموزات ودرتاریخ تانگ ازکابل به شکل "کاوپو"نام برده شده واین سرزمین راچینی ها ازقرن پنجم میشناخته اند ونام "کوفین" رانیزباین سرزمین اطلاق کرده اند.( 2)

منابع مختلف تاریخی نامهای متعددی رابزبانهای گوناگون منطقه که درهمسایگی کابلستان قرارداشته اند، باین خطه اطلاق نموده اند، وروایات آنها نشان میدهد که کابل غالباً مرکز تمدنها وپایتخت پادشاهان با اقتداری درزمانه پیش ازاسلام بوده است.

زنده نامان میرغلام محمد غبار وعبدلاحمد جاوید درابرازقولی ازیک منبع آلمانی متفق القول اند که "شهرکابل در747 پیش ازمیلاد ازطرف پادشاه آشور سالمانا ساردوم بناء گردیده وبا مقارنه بروزن "بابل"، "کابل" خوانده شده است.(3 )

جغرافیای "ایرانشهر"که همان "هزارشهر"آریایی است، و نسخه اصلی آن بزبان پهلوی نگارش یافته ودرزمان خلیفه عباسی منصوردوانیقی بزبان عربی وبعداً بزبان فارسی ترجمه شده است، ازکابل در"کوست" شهرهای خراسان یادکرده واساسگذارآن را"اردشیر"خوانده است. به موجب متنی ازپهلوی شهرکابل وسمرقند بوسیله لهراسپ(یکی ازشاهان سلطنت کیانی) اساس گذاشته شده است.

محمد ناصرغرغشت درکتاب "رهنمای کابل" هوشنگ بن سیامک رااساسگذارکابل دانسته وبرخی هم کابل رابا نام "کاپیلا" که زادگاه بودا "سیدارتاگئوتم" بوده یکی دانسته اند، درحالیکه همه میدانیم که شهری بنام کاپیلا درکشورنیپال وجوددارد. دکتروسن کابل راتحت اداره شهزاده کنیشکا خوانده واورا بنیانگذار کابل دانسته است، اما اسناد وشواهدی وجوددارند که موجودیت کابل راسده ها قبل ازبرقراری حکومت کوشانیان تصدیق مینمایند.

نام دریای کابل باموقعیت آن درسروده های ریگویدا بشکل "کوبها" آمده است، که درمنابع چینی کی وکوفن ازهمین نام مشتق گردیده است.

کوشانیانیان ویفتلیان که سلطنت مقتدری رادرپهنه آسیای مرکزی پیریزی نموده اند، پایتخت تابستانی خودرادر منطقه شاداب وسرسبز شمال کابل در"بگرام" و"کاپیسا" که درآنزمان تجلی دهنده تمدن یونان وباختری بودند، تاسیس نمودند وازکوههای شیردرواز وآسمایی کابل باکشیدن دیوار دفاعی چون اژدهای دربرابردشمن خود استفاده نموده اند، که اهمیت این دیوارها درعصرحاکمیت ایشان، بخصوص درجنگهای طولانی کابلیان درآستانه ورود سپاه اسلام بمدت حدوددوصد سال بخوبی آشکارگردید.

مطالعه تاریخ شهرکابل دردوره حکومتهای کوشانی ویفتلی، وبرعکس مطالعه کارنامه فرهنگی این دولتها بروی صفحه کابلستان به مقصد دریافت تمدن گرانمایه وشکوهمند کابل، لازم وملزوم همدیگرند. باین اساس نقش کوشانیایان درعروج فرهنگ وتمدن کابلستان ازمراحل درخشان تاریخی این سرزمین بشمارمیرود.

عقیده ای وجوددارد که نام کابل تحریف یک کلمه سندی است که "تجارتگاه" معنی میدهد. شاید وجه تسمیه این نام ازآنجهت باشد که اکثرکاروانهای تجارتی مالهای خودرادربازارکابل عرضه میکرده اند.

درشاهنامه فردوسی، گرشاسپ نامه اسدی توسی ازشعرای دربارغزنویان ازکابل باحذف "ب" وکاربرد"و"( کاول) بروزن زاول(زابل)نام برده شده است. شاعرگرانمایه افغانستان، زنده یاد استاد محمد ابراهیم خلیل بنا بردرک فولکلوریک مردم ازپیدایی ونامگذاری شهرکابل درمثنوی دل انگیزی بروجه نامگذاری این شهر پرداخته ونامهای "کاه پل"، "کوه بل" وشهری درمیانه آب وگل رابکاربرده است. بقول خلیل، کابل درگذشته های دوردرمیانه تالاب بزرگی به شکل جزیره ای موقعیت داشته ومردمان این جزیره همه اهل موسیقی وطرب بوده اند.

روزی پادشاه باخترکه به عزم شکار وارد این خطه شده بود، ازشنیدن سازوطرب مردم جزیره به وجدآمد وامرنمود تا به مقصد ورود او به جزیره مقداری "کاه" درآب بریزند و"پلی" بسازند، که چنین کردند. لشکریان شاه ازبالای این پل کاهی گذشتند وشهرراتسخیر نمودند وبه آن نام "کاه پل" راگذاشتند، واین نام برای مدتهای طولانی الی فتح خراسان بدست اعراب ادامه یافت. آنگاه "کاه پل" بعلت نبودن حرف "پ" درزبان عربی به "کابل" تبدیل گردید. پس ازآن جغرافیا نویسان شهیر عرب وعجم چون دادویه، اصطخری، ابن حوقل، البلاذری، یاقوت حموی، عجایب المخلوقات، حدودالعالم، المقدسی، یعقوبی، خوارزمی، قزوینی، ابن بلخی، ابن فقیه وشهنامه ها، نزهت القلوب، مرآت البلدان، مراصدالاطلاع، تاریخ طبری و... ازکابل سخن گفته اند، وازکابل بنام شهری دردهانه هند ودارنده نیل، هلیله وکافور وافر ودرگرداگرد آن ازشهرهای قاصرون، صمیرون وقماریان یادکرده اند.( 4)

 بایست ابراز نمود که، عبدالرحمن بن سمره درزمان خلافت حضرت عثمان خلیفه سوم مسلمانان کابل رافتح کرد وبقول بارتولد این شهر اکنون ناگشوده است، جزاینکه بازرگانان بدان واردمیشوند واز آن هلیله های بزرگ کابلی حمل میکنند.(5 )

درین خصوص میرغلام محمد غبارمینویسد: "درحدود250 سال ق.م. وبعدازهجوم اسکندرمقدونی(327ق.م.)وتشکیل دولت یونانی باختر، مدنیت واقتصادکابل روبه تعالی وعروج نهاده است. زیراخط السیر سپاه اسکندر ومدنیت یونانی بسوی نیم قاره هند بصورت وسیع ازکابل عبورنموده است، وتخاریها ازشرق بعدازآغاز قرن اول ق.م. که دولت یونانیان بلخ بوسیله حملات میدیا(مادها)ازشمال وپارتها ازغرب داخل دوره انحطاط وانقراض گردید، دولت آنهادرصفحات جنوب هندوکش(کابلستان)استقراریافت وبه ترقیات ومدنیت کابل بیشترافزود واین تمدن تابلاد غزنی، بست وگرشک وسیستان وسواحل سندامتدادیافت."(6 )

درکتاب تاریخ ایران میخوانیم: "روابط گسترده مردمان باختر به مثابه مرکزآریانا باکشوره های دور دستی مانند یونان، مصر، آشور، بابل، اورارتو وعلاقه های آسیای میانه تاقفقاز وقزاقستان درتحت یک اتحاد سیاسی وتجارتی برمناطق جنوب هندوکش منجمله کابل بی تاثیر نبوده است. راههای کاروان رو که ازامپراتوری چین با کرانه های دریای مدیترانه ممتد بوده، درظرف مدت هزارسال ازسرزمین اقوام ایرانی زبان میگذشتند."( 7)

موقعیت جغرافیایی کابل دریکی ازبا اهمیت ترین مسیر ترانیزیتی وتردد کاروانهای تجارتی درتامین کوتاه ترین فاصله بین حوزه های مختلف تاریخی وفرهنگی منطقه چون حوزه مدیترانه، آسیای میانه، چین، هندوستان وایران، درهمه ادوارهستی این شهرکهن سال، توجه این کاروانها رابسوی خویش مبذول نموده وخود بحیث مرکز تجارتی دوشبه قاره آسیایی یعنی هندوستان درشرق وترکستان درشمال درآمده است.

بقول هرودوت مورخ یونانی، "مال التجاره کابل درتمام بازارهای یونان وروم مشتری داشته است. این موقعیت به شهرکابل زمینه آنرامساعد نموده تا برخلاف برخی ازشهرهای دیگرکه درگذرگه حوادث غمبار به دهکده های کوچکی مبدل شده اند، نقطه حرکت خودراازساحه چکری بسوی بالاحصار وجنوب کوه شیردروازه وسعت بحشیده وهمگام باکاروانهای تجارتی محیط شهری خودرافراخنا ببخشد.

کابل اولیه که درمسیردریای لوگر واقع شده ودرآبیاری اراضی زراعتی دردوساحل دریای لوگراستفاده موثر نموده ومنجربه شگوفایی اقتصادزراعتی کابل گردیده، وهمچنان استفاده ازآب این رودخانه دررفع نیازمندیهای شهری مردم مساعدتهای فراوانی نموده است. نوعیت مساعد خاک وترکیبات سطحی زمین این ساحه درحاصلدهی وافر خود، اسباب جلب توجه وتشویق ساکنان همجواربه زمینهای دوطرف دریای لوگرگردیده است. بی جهت نیست که ابن حوقل درکتاب خود "صورت الارض" درباره زراعت پنبه وآب وهوای مساعد کابل نوشته است: "درکابل پارچه های پنبه ای زیبا میبافند، جامه صینی(چینی) فاخروشرابی(نوع جام)گرانبها تهیه میکنندوازآنجا به خراسان میبرندوسپس به چین وازآنجا به سند واعمال آن حمل میکنند ونیز دارای معادن آهن بسیاراست."( 8)

درکتاب افغانستان زراعتی شرح جالبی درباره زراعت درکابلستان آمده است: "وادی های کابل، کوهدامن، لهوگرد که بدسیله دریای پنجشیر، غوربند، کابل ولهوگرد آبیاری میشوند، بهترین اشجارمثمرراغرس ودرتمام افغانستان پرورش میدهند."( 9)

 کابل پس ازورودسپاه اسلام تاظهوریعقوب لیث صفاری بصورت مکررمورد هجوم امویها وعباسیها قرارگرفت. شب غفلت( اللیله علی الغفله)درتاریخ جنگهای کابل درنزد اعراب بسیارمشهوراست، درین شب قیام خونین مردم کابل منجربه ورود یعقوب لیث باین شهرگردید وآخرین پایه های سلسله کابل شاهان( بقایای دولت کوشانی ویفتلی وشیران محلی) فرو ریخت.

بااینکه فاتحان عرب نتوانستند کابل راتصرف نمایند، اما درجریان جنگهای زیاد تعدادی ازهردوجانب اسیرگردیدند، اعراب دربرابرپرداخت پول یا تبادله اسراء افراد خودرا آزاد میکردند، اما بیشتراسرای کابلی رابه خلافت بغدادمیفرستادند. این امرسب ظهوربرخی ازشخصیتهای بزرگ علمی وادبی چون: مکحول کابلی متوفی سال(112 هـ ق)که بدست عبدالرحمن بن سمره دستگیرگردید ودرفقه کیاست عالی داشت، ابومجاهد علی بن مسلم کابلی فقیه مشهور، ابوخالد وردان کنکرکابلی مشهوربه ابوخالد اکبرازشماراصحاب حضرت سجاد، ابوخالد اصغر کابلی ازمعاصران حضرت باقر(ع)که هردودرفقه ودانشهای اسلامی خدمات شایان و تالیفات قابل قدری نموده اند، دردستگاه خلافت بغداد گردید.

پس ازحاکمیت صفاریان خانواده سامانیان بر خراسان دست یافتند وکابل جزوی قلمرو سامانیان گردید که ازبخارارهبری میشد. پس ازآن درپایان سلطنت سامانیان باازپای درآمدن مخالفتها توسط الپتگین غزنوی، کابل بدست خانواده آل ناصر غزنوی افتاد. درسال366 هجری خورشیدی سبکتگین غزنوی بقایای دودمانهای هنود راازاختیارحکومات محلی درحوزه گنداهارابه خصوص درکابل برانداخت وسلطان محمود غزنوی واپسین سلطان بودایی وطنی رابه وادی پشاورمتواری نمود، باین، دین اسلام راه خودرابطرف گنداهارابازنمود وکابل، ننکنهار(جلال آباد)وپشاورواردقلمرو اسلام گردیدند، پس ازین اهمیت فرهنگی ومدنی کابل به بخش دیگرکابلستان، یعنی شهرغزنی انتقال یافت، وکابل باینکه جزوی ازدولتهای غوری، سلجوقی وخوارزمیان بود، تاعصرحکومت کورگانیان ازرونق فرهنگی بازماند.

درسال618 هجری که صاعقه مغول آغازگردید وکابل درتحت اداره جلال الدین خوارزمی قرارداشت، موردتوجه چنگیزقرارگرفت واین شخص خون آشام باخشونتی که درخطوط عقب نشینی جلال الدین حرکت میکرد، تاسواحل سند پیش رفت تمام جلوه های مدنیت قدیم کابلستان رامنهدم نمود.

کابل درعصرحملات امیرتیموربدست امیرحسین خسربره موصوف قرارداشت، باسرازیرگردیدن سپاه تیموربه جنوب هندوکش درقلعه مستحکم بالاحصارجنگهای شدیدی بین افراد امیرتیمور وامیرحسین درگرفت، وتیمور پس ازپیروزی برکابل پسرش جهانگیررابرتخت امارت کابل برگماشت ومثل شاهان سابق اداره شهرهای خراسان رابین اولاده خویش قسمت کرد.( 10)

پس ازجهانگیرپسرش، درعصرحکومت میرزاشاهرخ وبعدازآن میرزا سیورغیتش پسرمیرزا شاهرخ برکابل حکومت کردند. درادامه حکومت شهزاده گان تیموری رشته زمامداری کابل بدست سلطان ابوسعید پدرکلان محمد ظهیرالدین بابرافتاد که بمدت هجده سال برکابل حکومت کرد. بعداً نوبت حکومت به میرزا الغ بیک که شخص عالم ودانشمندبود ودرفنون ریاضیات ونجوم دسترسی کامل داشت به حکومت کابل رسید. شهزاده گان تیموری بهرجایی که حکومت میکردند، تحت آموزه های حکومت مرکزی هرات که مروج فرهنگ کمالمند وتمدن ورنسانس شرقی درخراسان وماوراالنهربودند، درآبادی وسرسبزی کابل بسیارکوشیدند. دردوره الغ بیک ترقیاتی درهنرمعماری وساختمانی کابل رونما گردید. امیرویسل الدین اتکه یکی ازوزرای مدبردربارالغ بیک درتطبیق برنامه های عمرانی توجه وتلاش جدی نمود، بهمین جهت محلی رادرکابل بنامش "ویسل آباد" گذاشتند. پس ازآن باتنشی که بین امرای تیموری بعمل آمد وکابل بدست مقیم ارغون پسرذوالنون افتاد، بامقاومت برخی ازافراد آل تیمورشخص میرزاظهیرالدین بابروارد میدان شد، وازسمرقند به کابل آمد ودرسال910 هجری به حکومت کابل مسلط گردید واین شهررا به مقرحکومت خود مبدل ساخت. بابرازکابل توانست حوزه گنداهارا راعبور وسلطنت دهلی را درسال933 هـ.خ. به نفع خود خاتمه دهد.

ازظهیرالین بابرمیتوان بحیث بزرگترین موجد فرهنگ ومدنیت دوره کورگانی درکابل یادکرد. بابرپس ازدست یابی به حکومت کابل با علاقه مفرطی که باین شهرداشت، به آبادی، سرسبزی وخرمی این شهر توجه نمود وساختمانهای کابل راکه براثرحوادث جنگی ویران شده بودند، مورد ترمیم ومرمت قرارداد وخود به احداث باغها وتفریگاهها پرداخت. شاید اوفکرمیکرد که ویرانیهای کابل راکه بزیر سم اسپان نیای بزرگش چنگیزخان صورت گرفت، جبران نماید.

باغ بابریکی ازباغهای باقی مانده عصرظهیرالدین بابردرکابل است. کابل درین دوره شهر دارای باغها وپارکهای کمنظیر درآسیای مرکزی بود. این باغها ازتنگی للندرشروع وبه استقامت گلباغ وریشخور، قلعه فتوح، چهلستون وگذرگاه، تنگی دهمزنگ، شهرکهنه(چنداول) که بنام باغهای مشهور(علم گنج، شهرآراء، جهان آراء، باغ قاضی، باغ عمومی، باغ علیمردان خان، باغ نوروزی و...)تا باغ لطیف درجنوب بالاحصارادامه مییافت. مردم درین زمان الگوی باغ سازی راازکابل به هند، ایران وماوراالنهرمیبردند.

شاه جهان نیز درعمران وآبادانی کابل کوشید، باغ زیبایی دراستالف بنام همسر(ملکه)خودساخت وقلعه ارگ بالاحصاررا مرمت نمود. میرزا کامران فرزند بابرنیزبه ترمیم قلعه بالاحصارهمت نمود وجهانگیرعمارت قدیمی آنرازبین برد وبجایش عمارت جدیدی آباد کرد وبا گچ وآهک مزین نمود وبه ترمیم دیوارهای شیردروازه وبالاحصارپرداخت.

اورنگزیب کارهای عمرانی نیای خودرادرکابل ادامه داد، ومسجد علیای شوربازار ومسجد گدری راساخت. ازبناهای مشهورپایان دوره کورگانیان بازارچارچته کابل بود که توسط علیمردان خان والی کورگانی کابل اعمارگردید، وقصه وافسانه های زیادی اززندگی کابلیان درزیرسقف گنبد این بازارشکل گرفته است.

احمدشاه درانی پس ازبقدرت رسیدن خوددرسال1747 کابل راجزوی قلمرو خود نمود؛ وپسرش تیمورشاه با درک اهمیت جغرافیایی وسوق الجیشی کابل، درسال1186 پایتخت خودراازقندهار به کابل انتقال داد. زیرا اودرک کرده بودکه حضورسیاسی نظامی وکسب مالیات ازمتصرفات ملتان، کشمیر، شکارپور، چترال وبلخ وبدخشان ازمرکزیت قندهاربه آسانی میسر نمیگردد، و ازسویی هم رقابتهای بین سران قبیلوی درقندهار مجال رسیده گی به امورکشوری رانمیداد.

تیمورشاه با انتقال پایتخت ازقندهاربه کابل به منظورحل ضرورتهای اداری خود به توسعه شهرپرداخت وظرفیت شهری کابل رابراساس نقشه شهری قندهارانکشاف داد. زمینهای اطراف بالاحصار راکه درآن باغها وارغون زارها وجودداشت، به ساختمانهای دولتی اختصاص داد وبخش جنوبی دریای کابل(شهرکهنه)رابرای عمله وفعله دربارخودتقسیم کرد، درینجا موقعیت ساختمانهای خدماتی اجتماعی و فرهنگی چون مساجدوخانقاه ها، حمامها، سرایها، لشکرخانه وبازار راتثبیت نمود. درنتیجه این تقسیمات شهرکابل به چندین گذروواحد ناحیوی تقسیم گردید که تاحال باهمان نامها شناخته میشوند، مانند: گذر دیوان بیگی، گذر سردارجانخان، گذرقاضی فیض الله، گذرعلیرضا خان، گذرمراد خانی، گذر عمله ها، گذرآهنگری، گذرتیلخانه، گذرشمع ریزها، گذرخاکروبها، گذرسمنت خانه وغیره باقی مانده اند.

کابل اززمانیکه بحیث پایتخت دولت معاصرافغانستان انتخاب گردید تازمان سلطنت امیرعبدالرحمن خان در1880 نقش بااهمیتی رابحیث قرارگاه دفاعی دربرابرحملات انگلیسها ایفاء نمود. طی این سالها رشد عمرانی وانکشاف اقتصادی واجتماعی کابل نه تنها متوقف گردید، بلکه آثارارجناک معماری وتاریخی آن درهرگوشه وکنارچهره درنقاب نیستی کشید وجای آنها راخاکتوده های مسکوت گرفت. انگلیسها درحادثه سال1841 درپی قیام تاریخی مردم کابل وآویختن مکناتن برسقف بازار، باخشونت انتقام جویانه بازارکابل رابه آتش کشیدند واستالف رانیزبه جرم موجودیت مبارزین ملی سوختند.

با جلوس امیرعبدالرحمن برکرسی سلطنت کابل که امیدی درجهت فروکش نمودن مسابقات قدرت بین روسیه تزاری درشمال وهندبرتانوی درجنوب بوجود آمده بود، برخی ازتحولات شهری واقتصادی دربرنامه کاردولت گنجانیده شد، ونخستین ایستگاه رادیویی تورید ودرکابل نصب گردید. ساختمانهای ارگ شاهی، عمارت گلستانسرا وبوستانسرا( تعمیرپهلوی شهرداری کابل وتعمیرمقبره امیر)، مهمانخانه دولتی(باغ ولایت)، گنبد کوتوالی( درمحل چارراهی پشتونستان)، مسجد شاهی عیدگاه، مسجد پلخشتی، قصر سلام خانه عام کابل، سلام خانه خاص، قصر باغ بالا، سلام خانه پغمان، عمارت مهتاب قلعه، قصرچهلستون، قصرستوروزارت خارجه، برج شهرآراء، عمالتخانه عسکری، فابریکه حربی درمحوطه باغ علم گنج وبرخی دیگرازقشله ها وتاسیسات عسکری درشهرکابل اعمارگردیدند.

پس ازوفات امیردرسال1901 وبقدرت رسیدن امیرحبیب الله خان، موصوف خواست تابرنامه های انکشافی پدرش رادنبال کند، ازین رو به اعمارفابریکه پشمینه بافی کابل وتاسیس شرکتهای تجارتی اقدام نمود. نخستین شفاخانه ملکی درکابل بنیادگذاشته شد، سیستم آبرسانی ازپغمان به شهرکابل رویدست گرفته شد، وبه منظورارتقای معارف معاصر لیسه حبیبیه افتتاح گردید وبرخی ازسرکهای شهری اسفلت کاری شدند. امیرمقبره پدرش رادرحاشیه جنوب شرقی پارک زرنگاراعمارنمود، ودرسال 1919 خود درشکارگاه کله گوش لغمان به قتل رسید.

باجلوس امیرامان الله خان برکرسی سلطنت افغانستان، ضمن طرح پالیسی های بزرگ تجددگرایی درانکشاف کشور، طرح توسعه پایتخت دولت مستقل افغانستان نیزمطرح بحث قرارگرفت. روشنفکران ومتخصیصان کابل عمدتاً بدور دو مفکوره استدلال کرده اند:

1-        عده ای میگفتند که شهرکهنه یادگارپدران ونیاکان ماوازموارث تاریخی وفرهنگی کابل است، وبرایمان مقدس وگرامی میباشد، نباید آنرا ویران کنیم وشهررادچارفقرفرهنگی وتاریخی نمائیم، بگذار شهرکهنه درجایش بماند ومیراثهای تاریخی وفرهنگی کابلیان رابه نسلهای بعد انتقال دهد، وشهرنوراچون ضرورت زمان درجای دیگری بسازیم.

2-        عده دیگر علاقه داشتند تابه گفته خودشان شهرکهنه فاقد استاتیک شهری ومهندسی رابراندازند، بااعمارشهرجدید درمحل شهرکهنه، ارزشهای هنری جدید را درسیمای کابل نو بیافرینند.

پس ازمناظره همه توافق نمودند تا ساحه دارالامان رابا داشتن آب وهوای گوارا بحیث هسته اداری پایتخت تحت کاربگیرند. باهمین مقصد برخی ازساختمانهای اداری، بخصوص ساختمان قصردلنشین ومعاصر دارالامان توسط آرتل مهندس آلمانی نقشه وتحت ساختمان قرارگرفت.

پس ازسرنگونی نهضت امانی، امیرحبیب الله کلکانی بمدت نه ماه برکابل سلطنت نمود، اما تنشهای سیاسی بزودی نادرخان رابرای چهارسال دیگر به پادشاهی افغانستان رسانید. درخصوص کارنامه نادرلازم است تانظریه میرغلام محمد غباررا مختصراًجویا شویم: "نادرخان درخصومت باشاه امان الله...اسمای لیسه های امانی وامانیه ومعموره دارالامان رابنامهای نجات، استقلال ودارالفنون تبدیل نمود..."ودرین دوره کاردرخوریاد آوری صورت نگرفت، ونادرشاه درسال1943 توسط عبدالخالق یکی ازشاگردان مکتب حبیبیه به قتل رسید، وفرزندش محمدظاهرشاه به پادشاهی افغانستان دست یافت.

محمد ظاهرشاه بمدت چهل سال(1943-1973)پادشاهی نمود ودرین مدت ساختمانهای فرهنگی، اداری، مسکونی(میکروریان)، سفارتخانه ها، موسیسات تعلیمی، تحصیلی، شفاخانه ها، فابریکات صناعتی، قرارگاههای عسکری، سرکهای شهری، جاده های ترانزیتی درکابل وولایات ساخته شدند، اما درمقایسه بارشد اقتصادی درکشورهای همسایه ودرجه ضرورتمندی مردم افغانستان وشهریان کابل به مظاهرزندگی معاصر کم واندک بوده اند.

در26 سرطان1352 سردارمحمد داود بایک کوتای نظامی سلطنت محمد ظاهرشاه رابرانداخت ونظام جمهوری افغانستان رااعلام داشت. موصوف طرح برنامه های پنج ساله اقتصادی وانکشافی رابمیان گذاشت، اما تغیرچشمگیری درساحه توسعه شهری کابل به استثنای تکمیل ساختمان18 طبقه ای مخابرات به عمل نیامد.

رژیم محمد داود با کودتای نظامی در7ثور1357 توسط حزب دموکراتیک خلق افغانستان سقوط داده شد وکودتای ثورکشوررا درورطه چالشهای سیاسی و اشغال ارتش سرخ شوروی قرارداد، و جنگ با مجاهدین به عمده ترین مشغولیت دولت مبدل گردید. درین دوره ساختمان میکروریانهای دوم، سوم وچهارم وبرخی ازتاسیسات تحصیلی چون انستیتیوت علوم اجتماعی( دانشگاه تعلیم وتربیه) اعمارگردیدند.

با سقوط حکومت دوکتور نجیب الله وپیروزی مجاهدین درکابل وبراثرمداخلات گسترده برخی ازکشورهای همسایه کابل نه تنها ازترقی وانکشاف شهری واقتصادی بازماند، بلکه این شهرآماج هزاران موشک وخمپاره وآتش سوزی های متواتر قرارگرفت وبه شهراشباح مبدل گردید. پیروزی حرکت طالبان در5میزان1375 برکابل، اموربازسازی این شهرراسالها عقب انداخت وهیچگونه ساختمانی درین شهرپدیدارنگردید.

پس ازکنفرانس بن درزمستان1380 که منجربه توظیف اداره موقت برای مدت شش ماه وبعداً دولت انتقالی برای مدت دوسال ودولت منتخب برای پنج سال تحت ریاست حامد کرزی گردید، روند بازسازی درافغانستان وشهرکابل ورد زبانها افتاد. درین دوره نفوس شهرکابل که طی سی سال گذشته همواره روبه فراروترک شهرکابل بود، بصورت بی رویه ای افزایش یافت، وکمیت خودراازحدود یک ملیون نفرطی نه سال(1380-1389) تاپنج ملیون ارتقا بخشید.

باتاسف درین دوره پلان شهری منظورشده ای وجود نداشت تا به حل مشکل مسکن درپایان بحران دومدارکشور بپردازد، فعالیت میکروریان سازی دچاررکود گردید، ومیکانیزم بی سرپناهی مردم وعودت کننده گان وبیجا شده گان به علت فقدان شرایط لازم زنده گی وامنیت درولایات، مردم را بطور بیسابقه ای به کابل راند، وکوهها ومحلات هموارپلانی وغیرپلانی تحت ساختمان منازل مسکونی بصورت خودسر وانسجام نیافته قرارگرفت. ازدیاد نفوس خارج ازمحدوده ظرفیت کابل وادامه بی توجهی نهادهای ذیعلاقه دولتی درامربازسازی وارائه خدمات شهری، کابل رابگونه جدی آشفته وبیمارنمود، وفرهنگ شهری بگونه وحشتناکی دچارانارشیسم ولجام گسیختگی شهری گردید. درین دوره ساختمانهای درسکتورتجارتی توسط متشبثین خصوصی درعدم کنترول معیاری ازمطابقت پلانی شهری وصفات مهندسی وانجینری ودرعدم موجودیت توقف گاههای وسایط، وآبرسانی وکانالیزاسیون شهری ساخته شده اند، که به گسترده گی مساحت شهری کابل واتصال آن به شهرکهای اقماری ومجاور درشمال تاکوهپایه های هندوکش، درجنوب با لوگر ودرجنوب غرب با میدان وردک انجامیده است.

شهرکابل باین تحولات دچارمعضلات وناهنجاریهای فراوان شهری گردیده است که نمیتوان این دشواریهارادرین بحث برشمرد. بایست شهرداری کابل برای حل نابسانیهای این شهردردمند سیمیناریا همایش وسیع علمی وگفتمانی را به اشتراک مخصیصن ورزیده ملی وبین المللی برگزار ونتایج عملی بدست آورد.

 

پانویسها: 

1- اکادمیسین دکترعبدالاحمد جاوید، مقاله کابل درگذرگاه تاریخ، مجله سباوون، سال اول، دلو1366، ش5

2- عبدالحی حبیبی، مجله آریانا، کابل1348، ش19،ص403

3 - میرغلام محمد غبار، جغرافیای تاریخی افغانستان، ذیل کابل

4- ابن حوقل، صورت الارض،ص194 وعجایب المخلوقات ازفیروز، ص 100

5- ولادیمیر بارتولد، تشریح جغرافیای تاریخی خلافت شرقی، ترجمه عرفان، چاپ تهران،ص374

6- میرغلام محمد غبار، جغرافیای تاریخی افغانستان، کابل1368، ص30

7- دیاکونوف، تاریخ ایران، ترجمه کریم کشاورز،ص109

8- ابن حوقل، صورت الارض،ص174

9- پروفیسور دادی اف وبوکی نتچ، افغانستان زراعتی، لینینگراد1928

10- میرغلام محمد غبار، افغانستان درمسیر تاریخ، کابل1346، ص253- 254

 

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • شمشیر خراسانی
    درآنزمان کابل درو از دغ دغه های دغه پغه بود و هر کابلی به نام وزبانش افتخار داشت اکنون مرزی که بیش ا ز 2 صده تسخیر این شهر به دست داره ماران افتیده کابل روی خوشی را کم دیده. به امید روزی که کابلیان اصی ل بر کابل حکومت نمایند نه پاتک بازان طالب نما خودکش و بیگانه پرور.
  • نور
    آقای مرادی سلام
    لطفأ به تاریخ خیانت نکنید، اول درست بخونید، درست بدانید، بعدأ بنویسید، قابل و هابل فرزندان
    حضرت آدم صفی الله (ع) هستند . باتقدیم احترام نور
  • محمد نسفی

    خدمت جناب صاحب نظر مرادی سلام.
    بحضورمحترم عرض است که مقالۀ شمارا دربارۀ وجه تسمیه کابل درسایت وزین خواوران مطالعه نمودم ،
    نمیدانم که تاریخ مطالعات تاریخی جناب شما به کدام درجه
    قرارداردزیراشما (هاب ل وقابیل ) را فرزندان حضرت نوح
    علیه السلام نوشته اید.
    درهمه کتابهای دینی وتاریخی کدام کس نخوانده ونشنیده که هابل وقابل فرزندان حضرت نوح (ع) باشند. هابل وقابیل فرزندان حضرت آدم (ع)بوده ،
    فرزندان حض رت نوح ع عبارت اند از (یافث،حام وسام ).
    چندین سال پیش درجریدۀ وزین (کاروان )به گردانندگی استاد پیرو زمندکهگدای دربارۀ وجه تسمیۀ
    کابل نوشتۀ جناب داکترعنایت الله شهرانی رابامشوره
    پروفسورداکترعلی رضوی بچاپ رسانیده بودند، درآن
    آمده که (زمانیکه ژوان ژوان ها ) برتوکیو ها تورکستان چین غالب شدند، آچیل بای باسه فرزندش
    (جابول بای،قابل بای وغزنه جان ) ازراه تخارستان
    به کابل جای گزین شدند، چون داستان بسیارطولانی است ازشرح آن میگذریم تنها همین قدرمیگوییم که درحدودبیش ازدوهزارسال قبل (قابل بای )ازطایف ه
    هزاره های توکیودرکابل میماند، وجاییکه حکمران ویاخانی مینموده آن را بنابرتلفظات عامیانه( کابل
    آو رده اند، ومنزل گاه اورا به اسم قابل بای یاد
    کرده اند وهمین اسم تااکنون درکابل موجوداست و باشگاه خان مذکورمیباشد.
    اکنون شخصی را میشناسیم به نام قابل بایی که نوسندۀ توانا ودانشمند به شمارمیآید.
    الب ته بایدعرض کردکه داستان هاوردزبان کهنسالان
    جوامع تورکستانات خصوصأ اویغورها وقیرغیزهامیباشد سینه به سینه به ما رسیده است ، اما ازنگاه تاریخ در
    بسیاری متون تاریخی آمده ، هزاره های افغانستان محل بودوب اش شان کابل واطراف آن میباشد عبارت ازنسل تورکان توکیو هستند بااحترام محمدنسفی
  • مسلم گوهری  - توضیح
    ازدوست محترم بنامهای نورونسفی میخواهم، اولاً سوادسوال مطرح کردن رایادبگیرند. کسیکه باکمپیوتردسترسی د ارد نباید شخص بی سوادویاچنین حسود باشد. این یک مقاله تحقیقی است، درمقالات تحقیقی همه ارائه ها واقعیت محض نیستند، اما محقیق بخاطرمدلل نمودن راستای تحقیقش بایست هرنوع فکروتصورقبلی رابازگو نماید. نویسنده مقاله کابل درگذرگاه تاریخ هم درمورد هابیل وقابیل ازخود سخن نگفته، بلکهنوشته الکساندر برنس ومیرزاظهی رالدین بار رانقل نموده است. اینکه عالجنابان به معیارهای پژوهش آشنا نیستید، نباید کلمات بی معنی ومفهو م رابه عاریت بگیرید.ازروزگارآدم (ع)تادوران ما شایدنامهای فراوان فرزندان آدمی هابیل وقابل بوده اند. ه مین حالا شاید شما هم چندنفرازدوستان تان بنامهای هابیل یا قابل نام داشته باشند.من ازجانب شما ازنویسند ه محترم مقاله معذرت میخواهم.
  • د.احد وفأمعصومی


    سلام به محترم آقای مرادی وسلام به نظر نویسان آقای محمد نسفی وشخصی به نام آقای نور!
    نظر نویسی وتبصره بر انگاره دیگران درصورت ضرورت کاریست آموزنده تا ازاشتباهات جلوگیری شود وحقیقتنمایان گردد. اما احساس اتی وکینه توزانه برخورد کردن نه تنهااینکه ره به سوی راستی ودرستی نمی برد بلکه فضای امنیت وزمان فراگی ری خوانندگان را که همه درآستانه آموزاندن وآموختن قرار داریم بیهوده از ما می گیرد.آقای نور تند ، بی پ روا وخشم آگین زهرچند کلمه غلط زهر آگین وبدون توضیح وبرهان می نویسند ومی روند آدم از همچو نوشته باوجو د همه امکانات خوب وثمرش غیر از تأسف به حال ایشان چه خواهدآموخت؟ آنهم در حالیکه املأ غلط ، انشأغلط ون ام غلط ( هابل وقابل نی بلکه درست آن هابیل وقابیل است) با آنکه آقای مرادی به درست خواندن ونوشتن ودانس تن توهین میکنند جناب خودشان در سه سطر پنجا در صد نادرست نوشته اندومینویسند « لطفابه تاریخ خیانت نکنی د اول درست بخوانید ، درست بدانید وبعد بنویسید» شما ازین نویسنده نابینا وعصبانی که با سؤاستفاده ازصفح ه سایت که شریفانه به روی همه خوانندگان بازگذاشته شده و روی محبت واحساس بزرگ کارمندان سایت خاوران در اختیار هموطنان میباشد چه می آموزید وچه می آموزانید؟به یادآوری از مثل مشهور که نتیجه فقط تعبیرهمان مث ل :«کور خود وبینای مردم » میباشد دیگر چه خواهد بود؟ سایت برای عقده کشائیهای شخصی وقومی به میان نه آم ده اند دلیل پا به میان گذاشتن سایتها درمجموع آموختن وهمان آموزاندن است تاگر شودکه ره به طراط المستقی م گذاشته بتوانیم چونکه هیچکسی انسان کامل نیست. بااحترام. آقای محمد نسفی می نویسند:« نمیدانم که تاریخ مطالعات تاریخی جناب شمابه کدام درجه قرار دارد زیرا شما هابل (درست آن هابیل است نویسنده نظر) وفامیل آنرا حضرت نوح نوشته اید».حقیقت بنویسید وبا محبت آغاز کنید شما باین وسله وآنهم وقتیکه دلیلی برای عصبا نیت نباشد کمک زیادی به خود ، مضمون ومنظور وخوانندگان می نمائید.
    ــــــــــــــــــ
    ونکات دیگریکه به این تبصره وعزیزان نامبرده ارتباط ندارد وتنها بخشی کوچکی از فرهنگ خدا داد فارسی میباشداینس ت که :
    دهقان سالخورده چه خوش گفت باپسر
    کای نورچشم من به جز از کشته ندروی (حافظ)
    دلا زرنج حسودان م رنج وواثق باش
    که بد به خاطر امیدوار ما نرسد. (حافظ)
    مارک فیشر یک از دانشمندان باری گفته بود :« دهن تو تنها چیزی در زندگی ات هست که جلوگیری اش بدست تست »
    « چو گفتاربیهوده بسیارگشت ـ سخن گوی درمردمی خوارگشت.که در انجمن مرد بسیار گوی بکاهد به گفتار خود آبروی. (فردوسی).
    دانشمندی باری گفته بود :« گوش کن تا بیاموزی چونکه فرصتها گاهی باصداهای بسیار آهسته در میزنند».
    « کاش درکتاب زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی، نه حاشیه ایاز یاد رفتنی».
    دردین ما گفته شده :کسیکه خودرا بزرگ ببیند در پیشگاه خدا حقیر است » با عرض احترام به آقای محمد نسفی. د.وفأمعصومی
  • داکترحبیب قویاش تالقانی

    جناب گرامی آقای مرادی صد جورباشی گفته و خواهان تنددرستی فزیکی وذهنی تان را از آهورا و...خواسته ومیخو اهم.
    من دریکی ازنوشته تان روی ملحوظات ،از ملحوظاتی خانه گی ؛ولایتی وملیتی بدون درنظرداشت تاریخ اساطی ربرون آمده ودر شرایط پیچیده کنون به ما تبدیل شویم ،چند گپ زده بودم واما،ترفند وچالش ها که ازسوی شما؛ درراستای یکپارچگی چونان مرمی هیتلر درسینه اکثریت قاطع کشور اصابت میکند که ما؛نتنها صاحب وکتاب تاریخ وآبرو خراسانی خویش نمیشویم؛بلکه هزار واندسال مارا بیخودگی وغلامی وامیدارد -پرداخته اید.
    پانویسهای ش ماکه اشاره نموده اید،روی همچومسایل جغرافیه ای تماس ننموده و پیرامون تاریخ کابل ،چنانچه شما گپ زدید؛س خنی اشاره نشده واگر همچو دلایل وجود دارد؛لطفآ صفحه رانشانی نماید إ
    حرف های شما زیاد به مشت کوبیدن به خمیر وهاوان کوبیدن به آب است .
    مرادی گرامی:بگذاریم تاریخ افسانه واسطوره راودرپی نجات کشور ومردم بوم ی گامی فراتر ازتخیل بگذاریم إ
    مردم وملت نان میخواهند ونه اسطوره إ
    اسطوره را همه میسازند چون"حبیب ی"واما نان که فرهنگ میآغازد وتمدن میآفریند ،بست مافیا قرارداردووظایف ما است که،این نان را به صاح بان برسانیم.
    درآخر میگویم کلمه کابل را ازهرجهت وجه وتسمیه نموده وآگاهانه به بروی جاده نحققات گام گذا شته وبدون کرنش وواکنش قلم را قد ببخشید.

تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در دوشنبه ، 3 آبان 1389 ، 22:36
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

پـــــارســـــی

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 114 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.