Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
ایــن قنــد پارســی PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - زبــــان
نوشته شده توسط حفیظ انگوری   
سه شنبه ، 10 اسفند 1389 ، 17:21

ایــن قنــد پارســیدرنگــی بر جنجــال زبــان "فـــارسی" و "دری"
از وقتی که دست حوادث مرا به سرزمین استرالیا پرتاب کرده است، همواره با مشکل آزار دهنده ی فرهنگی زبان رو به رو بوده ام. هر جا که نشسته ام یا بوده ام و یا با کسی برخورد کرده ام، این مشکل را به نحوی حس کرده ام و ازدیاد آن باعث ملال روحی ام شده است. برخی اصرار دارند که زبان ما "دری" است بدون اینکه از توابع و عواقب آن آگاه باشند. در مقابل عده ی کثیری به دلایل تاریخی و فرهنگی معتقدند که زبان ما "فارسی" است.

 همان گونه و همیشه فارسی زبانان را در افغانستان به اصطلاح عامه اش: "فارسی وان" می خوانند و می شناسند که این درست در برابر "پشتو" زبان بوده است. برخی هم از روی ناآگاهی بر این هیزم تر نفت می ریزند تا شراره های این آتش بیشتر فوران کند و این است که حس می کنم این موضوع به یک جنجال فرهنگی در جامعه ی ما بدل شده است.

 

نخست مـــوضـــوع زبـــان:

در این گزینه باید حول دو محور بحث صورت بگیرد. یکی نفس زبان و دیگری استفاده ی غیر ضروری از واژه های بیگانه اعم از انگلیسی، اردو، روسی و پشتو که در زبان فارسی دری به کرات مورد استفاده قرار می گیرد.

در نفس موضوع زبان مسله این است که آیا زبان "فارسی" و زبان "دری" دو زبان جداگانه است؟ و وقتی می گوییم زبان فارسی مراد زبان ایرانی است یعنی زبان ایران یک زبان جدا از زبان فارسی رایج در افغانستان است؟

از فضای حاکم بر جامعه ی ما و جنجال ها و رجزخوانی هایی که در اطراف و اکناف جامعه به ویژه در میان جامعه مهاجر دیده می شود چنین بر می آید که متأسفانه، هنوز دوستان به اصطلاح فرهنگی ما ذهنیت استبداد زده دارند و با این قضیه کنار نیامده اند که آیا فارسی زبان اند یا دری زبان؟

 و آیا اصلاً تفاوت ذاتی در این دو تعبیر دیده می شود تا ما یخن چاک کنیم و گریبان بدریم و برای راندن یکی و تصاحب دیگری گردن غرور و منیت بلند کنیم؟ و نکته ی آخر این که حتی اگر اثبات کردیم که "دری" و "فارسی" دو زبان متفاوتی اند هیچ اندیشیده ایم که چه کسی از این تقسیم بندی های جاهلانه سود می برد و در واقع ما با این اصرارهای ناآگاهانه ی خود آب به آسیاب چه کسانی می ریزیم؟

همان گونه که آگاهید، سال هاست که سیاست پشتونیزه کردن زبان و فرهنگ در افغانستان آغاز شده و این عمل کره انسانی بر هیچ کسی پوشیده نیست. سیاست های نامعقول و فرهنگ ستیز رژیم های گذشته و حال در افغانستان فارسی دری را و یا بهتر است بگویم فارسی را به واژه ی "دری" محصور ساخته و به شدّت و حدّت تبلیغ می کنند که "فارسی" جداست و "دری" جدا.

آنچه نگارنده از دیدگاه های استادان برجسته و با صلاحیت دانشگاه کابل و صاحب نظران ادیب معاصر برداشت کرده ام این است که فارسی و دری یک تن و یک روح اند.

اگر بخواهم کمی دقیق تر در این مورد سخن بگویم حاصل سخن این می شود که دسته ای از ایشان همانند استاد واصف باختری(شاعر و پژوهشگر)، عسکر موسوی(مردم شناس)، لطیف پدرام(شاعر و سیاستمدار)، محمد کاظم کاظمی(شاعر و پژوهشگر)، سید ابوطالب مظفری، (شاعر و سردبیر فصلنامه خط سوم)، محمد شریف سعیدی(شاعر)، محمد جواد خاوری( نویسنده و پژوهشگر فرهنگ عامه)، سید نادر احمدی(شاعر و روزنامه نگار) و الیاس علوی(شاعر و نقاش) بر این نظر اند که بحث در این باب اصلاً نه لازم است و نه مفید چرا که فارسی و دری هر دو یکی بوده، هست و خواهد بود.

حتی بحث در این مورد را نیز شبه برانگیز و خلل ساز می دانند. در این گروه آقای کاظمی البته تلاش هایی کرده تا با تکیه بر اشتراکات گذشته ی زبانی، فارسی و دری را به یک سرچشمه وصل کند و "همزبانی و بی زبانی" را بنویسد. و دیگر بزرگان از ایشان هر کدام عملاً به راهی می روند که یکی بودن زبان را در افغانستان و ایران تلقین می کند. البته که این نظریه درست و منطقی به نظر می رسد اما اشکال آن در این است که میدان را برای سؤاستفاده ی جناح مغرض باز می گزارد به حدی که حالا تعداد زیادی از پارسی گویان ما خود را ناخودآگاه و به اغوای "سیاست پشتونیزه" کردن افغانستان و تضعیف زبان فارسی در افغانستان، "دری زبان" می گویند.

گروه دوم نیز در واقع امر همین نظر را دارند اما از شکافی که ایجاد شده به این نتیجه رسیده اند که باید نهادی تحت عنوان:"بنیاد فارسی زبانان جهان" شکل بگیرد و به تحکیم پایه های زبان فارسی و قوام آن در کشورهای مربوطه کوشش ورزد. این گروه در موضوع مورد نظر تحقیق ها کرده و مقاله ها نوشته اند. پرفیسور رسول رهین مجموعه ی این تحقیقات را تحت عنوان "سرگذشت زبان فارسی دری" گردآورده است و خود در زمینه می گوید:" "این کتاب را به همت جمعی از دانشمندان و استادان با صلاحیت دانشگاه کابل منتشر کردیم تا فرهنگیان، صاحب ‌نظران و متکلمان زبان فارسی دری را به ‌این اصل متوجه سازیم که فارسی و دری، یکی است..

اگر زبان فارسی می ‌گوییم و یا زبان دری و یا زبان فارسی دری هر سه یکی است و نباید زبانی جداگانه به ‌نام دری ساخته شود".

این پژوهشگر افغانستانی ارایه ی اصطلاحات علمی یکسان را برای تمام فارسی زبانان به عنوان یک ضرورت مطرح می کند.

نویسندگان کتاب "سرگذشت زبان فارسی دری"، زبان فارسی را یکی دانسته‌اند و مطرح کرده‌اند که این زبان در ایران با لهجه فارسی ایرانی، در افغانستان با لهجه دری و در تاجیکستان با لهجه تاجیکی رایج است.

 

 

موضوع دوم:

استفاده ی جبری از واژه های بیگانه:

موضوع دوم استفاده ی جبری از واژه های پشتو در محاوره ها، نشریات، بخش فارسی رادیو و تلویزیون و مهمتر از همه مدارج عملی دانشگاهی مانند:"پوهاند"، "پوهنمل"، پوهندوی" و همچنین رتبه ی درجه داران ارتش مانند:"دگروال"، "دگرمند"، "جگرن"،"جگتورن" و غیره و در زبان ارتش :"تیارسی"، "شی گرس"و کین گرس" و غیره است که ما بهترین واژه ها را در موضوعات فوق در زبان فارسی داریم.

اگر بخواهیم اصطلاحات ارتشی را بیابیم کافی است سری به شاهنامه ی حکیم توس فردوسی بزرگ بزنیم تا خروارها اصطلاح نظامی و سیاسی را به دست بیاوریم. دیگر این یکی مورد را که نمی توانیم منکر شویم و یا رد کنیم که فارسی ایرانی است. برای این که توس زادگاه فردوسی یکی از شهرهای خراسان بزرگ بوده است و افغانستان هم بخش عمده ای از آن.

این گرایش به سمت واژه های غیر فارسی در افغانستان چیزی بیشتر از نیم قرن می شود که شروع شده و این همان سیاست فارسی زدایی و پشتونیزه کردن افغانستان است که سیطره ی تک فرهنگی و تک زبانی یا بهتر است بگویم تهی کردن افغانستان است از فرهنگ ریشه دار و تاریخی زبان و ادب فارسی.

بدیهی است که این موضوع درمقا طع مختلف باعث بوجود آوردن مباحث داغ و جنجال برانگیز بوده است ولی در نبود قدرت لازمه ی سیاسی و همگرایی و همدلی از جانب "فارسی وانان" کاری را ازپیش نبرده است. کار تا بدانجا پیش رفته است که حالا در نظام مثلا دمکراسی با وجود رسمی بودن زبان فارسی، واژه های نابی مثل "دانشگاه" و "دانشکده" یا "نگارخانه" را در پهلوی "پوهنتون" و "پوهنزی" و "گالری" قبول ندارند وگوینده ی آن را ازکار بر کنار و مجازات می کنند.

طرفداران به کارگیری واژه های (پشتو) مثل "پوهنتون"، "پوهنزی"، "ولسوالی"، "پوهاند"، "دگروال" و..... می گویند "این واژه ها، جزو مصطلحات ملی افغانستان شده و دلیلی برای تغییر آن ها وجود ندارد". به عبارت دیگر هرآنچه مربوط به قبیله و قوم مسلط (اوغانها) یا پشتون ها می شود ملی است همانند آتنگ اوغانی، زبان اوغانی، موسیقی اوغانی، لباس اوغانی و در یک کلمه "فرهنگ اوغانی". هرچیزی غیر آن را با چماق هایی مثل ایرانی پرستی، بیگانه پرستی، دشمن وحدت ملی، سیکتاریست، مزدور اجانب و...........کوبیده اند و غرض ورزانه می کوبند. و تأسف من هم از این است که فارسی وانان افغانستان هم از سر نا آگاهی آب به آسیاب دشمن ریخته و با طرح موضوع دری زبانی و فارسی زبانی غایله ساز می شوند.

ممکن است این پرسش پیش آید که اگر زبان فارسی و دری یکی است چه اشکال دارد که ما خود را "دری زبان" بگوییم نه "فارسی زبان"

درست است که در بسیاری از آثار ماندگار ادبی ما از واژه ی "دری" یاد شده و به نحوی نشان می دهد که زبان دری روزگاری برای خودش جایگاهی داشته است چنان که بزرگ ترین آثار ادبی، تاریخی و علمی افتخار آفرین ادب فارسی را بخاراییان و بلخیان مثل ابو عبدالله رودکی سمرقندی، دقیقی توسی، کسایی مروزی، عنصری بلخی، فرخی سیستانی، رابعه و شهید بلخی، شوکت و شاکر بخارایی و ده ها ادیب دیگری که درعهد سامانیان می زیسته اند؛ نوشته‌اند. آن گونه که نظامی به صراحت به این موضوع اشاره می کند:

نظامی که نظم دری کار اوست

دری نظم کردن سزاوار اوست

 

اما مراد از دری در این نوع نگاه همان "زبان فارسی" است که ما امروزه با نا آگاهی تمام می خواهیم آن را با "دری" خشکیده در افغانستان که مخلوطی است از پشتو و روسی و اردو و انگلیسی عوض کنیم و خود را از سرچشمه های زبان روان و اصیل فارسی که وارث میراث گرانبهای بزرگانی چون مولانا، حافظ، سعدی، عطار، سنایی، جامی، امیر خسرو و امیر حسن دهلوی، مسعود سعد، صایب تبریزی، زیب النسا، مولانا بیدل دهلوی و علامه اقبال لاهوری است محروم سازیم. بزرگان و مفاخری که نوشته های شان به زبان فارسی است و یا اگر دری را هم در آثار شان ذکر کرده اند، بی تردید منظور شان فارسی است. آن گونه که علامه اقبال می سراید:

گرچه هندی در عذوبت شکر است

طرز گفتار دری شیرین تر است

 

هدف این است که آثار و نوشته های علامه و اندیشمند بزرگ اقبال لاهوری به زبان فارسی است هرچند خود تعبیر به "دری" کرده است. منظورم از فارسی این است که شما حتی یک واژه ی پشتو یا اردو یا روسی یا انگلیسی را نمی یابید که علامه اقبال خواسته با نام "دری" آن را به شما قالب کند. همه اش فارسی "سچه"، روان و سره است.

از ذکر این نکته ها به این نتیجه می رسیم که زبان فارسی تمدنی است کهن، بزرگ و متعلق به همه ی کسانی که با آن سخن می گویند یعنی ترک ها، هندی ها، خراسانی ها(افغانستانی ها) و پارس ها.

یعنی اگر می خواهیم میراث دار دانش و فرهنگ غنی فارسی باشیم که هستیم (که حق مسلم ما هم است) باید فارسی زبان باشیم که دری را نیز در بر می گیرد.

مشکلی دیگری که با دری زبان گفتن بر سر ما آوار می شود این است که باید براساس قواعد وقانون نظام حاکم (پشتونیزه کردن افغانستان) عمل کنیم و واژه های پشتو را به جای دری استفاده کنیم.

اگرامروز "دانشگاه" گفته نمی توانیم پس فردا مثلا به جای عدد "ده" باید بگوییم "لس". آگاه باشید که پشتونیست ها فضا را طوری عیار کرده که اگر یک فرد فارسی زبان واژه های عربی، انگلیسی، هندی یا هر زبان دیگری را استفاده کند کسی اشکال نمی گیرد ولی اگر کلمه فارسی را به کار ببرد بلادرنگ حساس می شوند و تهمت ایرانی بودن یا بیگانه پرستی می زنند.

 در واقع "فارسی وان" (این اصطلاحی است که از قدیم به فارسی زبانان در افغانستان اطلاق می شده است) یا فارسی زبانان افغانستان چه گناهی کرده اند که میراث مولانا، سعدی، سنایی، شمس، عطار، فردوسی و حافظ و ناصر خسرو به زبان فارسی است و میان ایران، افغانستان و تاجیکستان و شبه قاره هند مشترک است؟

پس ای برادر همزبان! ای معلم و آموز گار! ای سردبیر ونویسنده! ای گوینده ی رادیو! و ای پارسی گویانی از افغانستان آمده! حالا که مادر فضای دموکراسی و در استرالیا زندگی می کنیم و در اینجا از استبداد خبری نیست آیا رسالت ما این نیست که فارسی را به نسل جدید خود به درستی و کامل منتقل کنیم نه اوغانی(پشتو) را با لحاف دری!؟

بیایید ترس را از دل و تعصب را از دماغ بزداییم و با تکیه بر میراث بزرگ مولانا، حافظ، سنایی، بیدل، نظامی، رودکی، سعدی و فردوسی فارسی را اصل قرار داده و با مجموعه ی بزرگ فارسی زبانان همراه و همگام شویم وتوانایی های زبانی خود را افزایش بدهیم. همان گونه که کشورهایی همانند انگلستان، امریکا، کانادا، زلاند نو و استرالیا به طور یک پارچه زبان خود را انگلیسی می خوانند. یا بسیاری از کشورهای افریقایی علی رغم فرهنگ و تاریخ متفاوت زبان شان را عربی می خوانند و با کشورهای عربی همسان سازی می کنند.

چرا ما فارسی گویان باوجود تاریخ، ادبیات، فرهنگ و سنت های مشترَک زبان واحد خود را از همدیگر جدا سازیم؟ چه کسی از این جدا سازی ها سود می برد؟

مهمتر از همه این که بدون داشتن صلاحیت های علمی، غیر مسؤلانه و کاملاً نا آگاهانه از یکی از گویش های زبان فارسی یعنی لهجه ی هزارگی "زبان هزارگی" را ابداع نکنیم. این عمق فاجعه برای یک ملت یا قوم است که تا این حد خود را در انزوای فرهنگی قرار دهد.

 

 

از قدیم گفته اند:

دشمن دانا بلندت می کند

بر زمین ات می زند نادان دوست

ومن الله التوفیق

این ایمیل آدرس توسط Spambot ها محافظت شده، برای مشاهده آن باید جاوا اسکریپت را فعال کنید

 

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • S . Hassani
    سلام!

    من به نوشته آقای انگوری کاملآ موافقم، بر علاوه ازمدارج علمی و نظامی که اززمان ظاهر و داود ب جا مانده، امروز حکومت کرزی هم دنباله رو همان سیاستهای تبعیضی و قوم گرای دولت های قبلی بوده و ما شاهد یم که همه روزه به این گونه واژه ها افزوده میشود، طور مثال قضاوت پوه،حقوق پوه، پاسوال، مل پاسوال، سمو نوال وغیره که به این ترتیب با افزودن هر بیشر کلمات پشتو و خارجی در زبان فارسی دری، میخواهنداز آن زبا ن کاملآ جدیدی بنام دری بسازند که گویاجدا و متفاوت از فارسی است در حالیکه اگر این واژه ها نباشند، دری و فارسی یک زبان است با دو گویش و لهجه متفاوت.
  • غ.م.کابلی از آلمان  - rhit7ok0ßiü7poztfdrewq
    ما فارسی زبان ها همه میدانیم که فارسی . دری و تاجکی همه یک زبان واحد است پس چه کسی ادعا میکند که فا رسی.دری و تاجکی زبان های جدا گانه میباشد معلوم است هرکسی که از این زبان ترس دارد میخواهد آنرا به شا خه ها تقسیم کرده تا توانسته باشد از قدرت و توانائی آن به نفع زبان کثیف خود شان استفاده کنند در قدم ا ول پشتو ها که اکثرا خود را فارسی زبان معرفی کرده و بعدا میگویند که زبان فارسی مربوط ایران دری مربوط ما و تاجکی از تاجک ها میباشد . از این پشتو ها بپرسید که وقتی میگوید تاجکی پس این مردمی که در خراسان زندگی دارند از کدام ملیت هستند آیا ما تاجک نیستیم .
    غ.م.کابلی از آلمان
  • shah  - you are so right

    Dear Friend

    I am so sorry for your psychological problems. You mentioned your problem in your pos ting. Best would be either to work or do sport. It is proven that both will help you to live health y and long. Coming to the other issue about Afghans and Pashtu vocals in Farsi; Do not forget, Pasht u is a Farsi language. Even if Farsi is a mix 50%/50% Arabic and Farsi, Pashtu has more or less the same vocals from Arabic. A language is not a virgin who should keep the virginity reserved for the first night with the penetrant. Would you like to be the penetrant or do you think you are the fathe r and have the duty the keep it for the first night. What is your goal? Why should someone change al l Arabic vocals, English or Farsi- Pashtu vocals from Farsi. A language lives with the time and go es with it in different directions. Sometime with a new regime like Arabs, sometimes with regimes of Pashtuns or Moghuls Turks and so on. A language is a tool for communication and it lives and develo ps with times. So let it be, it does not need a doctor and a therapy. Farsi survived thousands of ye ars, I do not think it needs help from Australia. Think of yourself and your own health. And for peo ple who think Farsi and Dari are two languages, let them think, this is so clear, as you correctly m entioned. They are both the same language. Do not compete with uneducated people.. We have a lot une ducated people in Afghanistan. They even think that Pashtu is not a Farsi language. If you still ca nnot sleep go walking. And please stay in Australia and keep English save from Pashtu vocals. I hear d some bad news about Pashtu vocals coming to Australian English. Very very slowly. One should be ca reful and aware of it. Othweise in ni time you will hear on streets “ how are you doing (handiwal)”

  • hamrazsidiq@yahoo.com
    Dear brother
    You are absolutely right
    Keep up good job
    God bless you
  • محمد عارف
    از آقای نویسنده محترم باید پرسید که تشویش تان بیهوده است .کی گفته است که دری و فارسی و تاجیکی سه زبا ن است و در کجا ؟ ونیز کی گفته است که زبان دری یعنی زبانی که در آن کلمات پشتو وجود داشته باشد ؟ آیا و ارد شدن کلمات پشتو واردو وروسی و انگلیسی از(نام دری )بر میخیزد یا از عوامل دیگر و از جمله از بیسوادی ما؟ آیا تاجیکی نامیدن زبان هم از پشتونیزه کردن زبان بر خاسته است ؟ شما ازین مفاهیم غلط بر داشت کر ده اید . لازم بود برای جلوگیری از طرح پشتونیزه شدن زبان دری یا فارسی ( که هیچ ربطی به نامگذاری ن دارد ) پیشنهادی میداشتید تا ما ازان سود میبردیم ؟ امروز در زبان فارسی درایران این بهشت گمشدۀ شما هم بسا ناهنجاریهای صرفی و نحوی وجود دارد .بیایید در اصلاح وباروری زبانتان بکوشید و کاری را دران راستا انجام دهید .موفق باشید .
  • yamma  - .I'm 100% agree with the writer.
    این گفته های که اقای نویسنده کاملا حقیقت دارد بخاطرکه خودم نیز با این مسایل ربرو شدیم و تجربه کردیم. 
    شما نیز میتوانیند تجربه کنید.
    [size=large][/size][color=navy][/color]
  • ناشناس
    گرچه شما بعضی تاجیکها از ما پشتون ها نفرت دارید اما باز هم ما پشتون ها شمارا منحیث یک افغان دوست دا ریم ودوست خواهیم داشت چون در محل تولد تان در پاسپوت هایتان تان اففغغانستان نوشته شده گرچه اجداد های تان در افغانستان تولد نشده بودند.. و اینکه گناه شما نیست وما نمیخواهیم شما مثلی فلسطینی ها در بدر شو ید لطفا تشویش نداششته باشید افغانستان کشور شما هم است. برادر پشتون تان (افغان زوی)
  • ناشناس
    o khar jan afghan zoi.tarikha drost bikhwan bahdan nazar bideh.bashindagan asli in sarzamin tajik h a hazara ha ozbak wa ghair...mebashand. na shoma ki az indostan mahajir shodind dar in sarzamin wa in ma bodim ki shoma ra jai dadim wale hichgah natanistim adamitan bisazim
  • فنان
    افسوس برین کوته فکران,این جماعت فضول,که کارشان
    ایرادگرفتن ازهمدیگراست.
    اگراین قبیل انسان هاازجماعت ش عراوفرهنگیان باشند
    واین قبیل سخنان واراجیف رابه یکدیکرنسبت بدهند,
    بنابرین ازعوام الناس جای شکایتی با قی نمیماند
  • ناشناس
    افغان فارس و كرد آذري ايراني هستند
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در سه شنبه ، 10 اسفند 1389 ، 21:59
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

پـــــارســـــی

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 203 مهمان آنلاین


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.