Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
بحثـــی پیـــرامــــون یگـــانگی زبـــان فـــارســـــی در دهــــکده جهــــانی PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - زبــــان
نوشته شده توسط پروفیسور رسـول رهین   
پنجشنبه ، 12 اسفند 1389 ، 07:30

بحثـــی پیـــرامــــون یگـــانگی زبـــان فـــارســـــی در دهــــکده جهــــانیازآنجائیکه جوشش پیوندهای جهان فرهنگی زبان فارسی، گاه گاهی نا راحتی های حلقات معین زبان ستیزان کشورهای مختلف حوزه فرهنگی آسیای میانه را تبارز میدهد، زمزمه هائی برپا کرده،پروفیسور رسـول رهین های های فریاد براه می اندارند که زبان فارسی دری، فارسی ایرانی و فارسی تاجیکی سه زبان جداگانه بوده از ریشه بهم فرق دارند. این گروهکها مدعی میشوند که گویا زبان فارسی تاجیکی متعـلق به تاجیکستان، دری مربوط افغانستان وفارسی هم مال ایران میباشد.

 ایشان واویلاهـا میکنند و نظریه های مندرآوردی بیشماری می آورند که گویا این سه زبان ازهم متفاوت بوده ریشــه و تاریخچهً مشترکی باهم ندارند. این نظریه پردازیها که اصلاً پایهً علمی وتحقیقی نداشـته و ندارد، عمدتاً یا ازتنگ نظریهای ناسالم ذهنی تیکه داران اقوام مختلف وقبیله سالاران منشاً میگیرد ویاهـــم ازطرف اربابان ماجرا جو، حسود و کورذهن که ظاهراً باسیاستهای تنـش افزایی، بازیهــای ویرانگر روز ویا هم اوامر باداران بیگانه خود، همآهنگی دارند، سرمیزند و میخواهند این ذهنیت کاذب را بکرسی نشانند که این سه گویش دارای یک ریشه نیستند.

هرچند چرندیات و اکاذیب ایشان تا حال درحوزه های زبان شناسی و مجمع های دانشگاهی و علمی قابل مکث و تائید واقع نشده و نتوانسته است طرفدارانی داشته باشد، ولی بخاطرکوفتن سلیهای محکم علمی و اکادمیک بر روی این کج اندیشان مزدور صفت ناگزیم بر موضوع روشنی انداخته، بخشی از نظرهای دانشمندان و چیز فهمان جهان را که در مورد یگانگی زبان فارسی در دهکده جهانی ابراز داشته اند، ذکر کنیم تا باشد موجبات قناعت و رستگاری وجدانی ایشان را فراهم آورده، درفش والای زبان فارسی را شکوهمندانه بر فراز حوزه های بزرگ فرهنگی آن به اهتزاز در آوریم.

دلایل مستند و آفتابی وصحه گذاریهای زیاد تاریخی ونیز پژوهشـهای همه جانبه محققان و زبان شناسان جهان در زمینه وجود داردکه ثابت میسازد دری و فارسی وزبان تاجیکی یک زبان واحـد است ودرطول هزاره های تاریخی باهــــم ریشهً مشترک داشته اند، اگردر جایی تغییراتی درلهجـــه ها ویا ترادف واژه ها ویا در ورودکلمات بیگانه دربین واژه های این زبان گشن بیخ بمیان آمده باشد که مسلماً درخصلت هرزبانی نهفته است، معنی آنرا ندارد که این زبان واحد را به شاخـه های دری، تاجیکی و فارسی جدا سازد.

شادروان اکادمیسین پروفیسور دکتور احمد جاوید دربحثی پیرامون زبان فارسی درشمارۀ (22 نوامبر 1997) جریدۀ صریر، آورده است: «برای اینکه ظرفیت و استعداد زبان فارسی دری را برای قبول کلمات دخیل ملاحظه کرده باشیم شمارا به صبحانه دعوت میکنیم وواژه های دور وپیش را می شناسانیم: "صبح عربی، میز پرتگالی، صندلی یا چوکی هندی، پیاله یا فنجان یونانی، چای چینی، نعلبکی عربی، سموار (سماوار) روسی، قند عربی، قاشق و بشـــقاب ترکی، استکان روسی، گیلاس اروپایی المانی و انگلیسی، بالاخره آنچه برای ما باقی می ماند نان خشک است و بس میز در فارسی به معنای مهمان است ومیزبان ازان ساخته شده است. در مورد نان خشک باید گفت که در ادبیات اصطلاحی (خشکار) داریم، خشکار نانی را می نامند که از آرد سبوس دار پخته باشنددر برابر «ترمیده» یا «میده یعنی نان بی سبوس». چنانچه نظامی گنجوی می گوید:

خشکارگرسنه راکلیچ است
با سیری، نان میده هیچ است

 

همچنان از سنایی است:     

نان خشکار را ز من ببری
میده گردانی و تـرمیده خوری

 

زبان فارسی درشاهنامه ونیز در ترجمه تفسیر طبری وجاهای دیگری پارسی دری خوانده شده است ولی دراشعار عنصری، فرخی وشعرای دیگر بنام دری وگاهی هم بنام فارسی یا پارسی آمده است. لفظ دری ازنگاه اصطلاح بمعنای خالص، فصیح، درست وبی نقص است. شواهدی ازاین لفظ در شعر های شاعران بمشاهده میرسد که اینک چند تای آنرا ذکر میکنیم:

حافظ شیرازی گوید:

زشعر دلکش حافــــظ کسی شود آگه

که لطف طبع وسـخن گفتن دری داند

نظامی گنجوی میفرماید:

نظامی که نظم دری کـــار او اســت

دری نظم کردن سزاوار او اســــــت

***********

هزار بلبل دستـــانسرای عاشـــق را

بباید از تو سخن گفتن دری آموخت

لامعی میگوید:

شاعران برتو همی خوانند هردم آفرین

گه به الفاظ حجـازی گاه با لفظ دری

 

مولانای بلخی در اثر فیه مافیه (ص 352) می فرماید:... وزبان پارسی را چه شده است؟ بدین لطیفی و خوبی، که آن معانی و لطافت که در پارسی آمده است ودر تازی نیامده است. درجای دیگر می گوید: "زهی قرآن پارسی، زهی وحی ناطق پاک" ا گر اشعار د ری زیبایی نمید اشت هرگز میرزا اسد الله غالب هندی الاصل این بیت را نمی سرود

فارسی گوی تا ببینی نقش های رنگ رنگ بگذ ر ا ز مجموعه ارد و که بیرنگ منست

با آنکه همه مید انیم ( ا ر د و) یکی ا ز زیبا ترین، خوب ترین و شیرین ترین ز بانها ست، بازهم علامه اقبال لاهوری میفرماید:

گر چه هند ی د رعذ و بت شکر است
طر ز گفتار د ری شیر ین تر است

 

این بزرگان چون غالب و اقبال و غیره ( د ری ) را زبان ملکوتــی د ا نسته و قد سیت به آن میدهند طبعا د لایل و اساسی د ا رد که د ری را شهریاران کشورما و ماوراالنهر به هند برده اند. سلطان کبیر محمود، اسلام را از طریق زبان فارسی د ری د ر نیم قاره پخش نمود و همین زبان فارسی د ری باعث مسلمان شدن بیش از پنجصد ملیون نفوس در نیم قاره هند و نیز باعث خلق زبان شیریـــن اردو گرد ید. چنانچه زبان اردو را د ر هند د ر اوایل زبان (ریخته) میگفتند. این زبان د ر زمان نورالد ین جهانگیر امپراتور تیموری رسمی شد و نامش را (اردو)گذ اشتند.

فخرالدین اسعد گرگانی از شاعران سده پنجم هجری که خوداز نواحی جنوب شرقی بحیره خزر و ساحه اصلی پارت بوده، طبعاً زبان پارتی را میدانسته که داستان (ویس و رامین) را از پهلوی (پارتی) به پارسی دری برگردانیده است و این گواه راستین است بر اینکه زبان پارتی یا پارسی هنوز هم زبان خواص در این ناحیه بوده است. داکتر صفا هم گفته است که زبان پارسی دری زبانی است که نفوذ فراوانی از لهجه های خراسانی قدیم و بعضی از لهجات مشرق دران مشهود است. این زبان از همان آغاز با ارتباط واژه پارتی, به نامهای پارسی , پارسی دری و حتی پهلوی که شکل دگرگونه پارتی است یادشده وبنابر زبان دربار بودنش دری یا درباری خوانده شده است.

 فردوسی:

بفرمود تا پارسی دری
نوشتند و کوتاه شد داوری

 

جبلی غرجستانی:

به پارسی وبه تازی است نظم و نثر مــرا

به شرق و غرب مسیرو به بر و بحر مجال

سنایی غزنوی:

شکرلله که ترا یافتم ای بحر سخا

زتو صلت زمن اشعار به الفاظ دری

 

و از شعرای متقدم در شمال غرب (ری) در تبریز در قرن پنجم هجری قطران تبریزی (متوفی ٤۶۵هجری) است که ناصر خسرو بلخی در سفرنامه خویش از این موضوع ذکر کرده است؛ این فرد از وی است:

گر مرا بر شعر گویان جهان رشک آمدی

من درِ شعر دری بر شـاعران نکشادمـی

 

این اشعار میرسانندکه شاعران و نویسندگان جید ما که درین زبان داد سخن داده اند، هیچ نوع مرزی را میان سخن دری و فارسی و تاجیکی حـایل ندیده اند. ناصرخسروقبادیانی بلخی که پارسی را از دری جدا نمیداند، شوریده وعاشقانه چنین میفرماید:

 من آنم که درپـای خوکان نریزم

مـراین قیـــمتی دُر لفظ دری را

 

از ممیزات دیگر این زبان شیوایی است. سوای سادگی و سلاست آن، نداشتن ضوابطی از مذکر و مونث، حروف تعریف یا (ارتیکل) و بغرنجی ها در صیغۀ زمانی آنست که در زبانهای دیگر مشکل فراگیری بار می آورد. در ساختن ترکیبها به اندازه ای زیبا و رسا است که از لحاظ روشنی و شیوایی، آهنگ و بلاغت اعجاب انگیز است. چنین توانمندی را که باپیشوند و پسوندها محدود نمی ماند در هیچ زبان زندۀ جهان نمی توان یافت. ساختار مفاهیم لطیف عاطفی واحساس دقیق بشری واژگانی آنرا در کمتر زبان میتوان سراغ نمود. گاهی از مقوله یی ترکیب امتزاجی میسازدکه حتی ذهن متوجه اجزا وعناصر ترکیب دهندۀ آن نمی شود. بگونۀ مثال وقتی (سرنوشت) یا (سرگذشت) بزبان می آوریم، التفاتی به الفاظ (سر) و (گذشتن) یا (سر) و (نوشتن) نمی کنیم وآنرا به عنوان واحد مستقل پذیرا می شویم، برخلاف ترکیب های وصفی عربی مانند قسی القلب وامثال آن. این زبان از بدو پیدایش آن در بستر شعر پروریده شده واز مهر مادر زمانه برخوردار بوده است. (دکتور جاوید. مجله صریر. شمارۀ 22 نوامبر 1997)

نویسندگان عرب، زبان فارسی دری را درپهلوی سایر السنه هاساده وروان وبدون عناصر مغلق و پیچیده خوانده اند. منجمله شاعر مقدسی یکی از تاییدکنندگان این واقعیت است. درین راستا انوری سخن سرای دری می گوید:

شمع بگشاید زشرح و بسط او حذر اصم

چون زبان نطق بگشــاید به الفاظ دری

 

از ویژگیهای دیگر زبان فرازنده فارسی یکی هم اینست که عشق با همه کوچه باغهای پیچاپیچ آن در هیچ زبانی مثل زبان فارسی دری وصف نشده وریزه کاریها و نفاست آن بازبانهای عالم سر می زند. چنانچه می بینیم از واژۀ «صاحب» عربی ترکیب صاحبدل میسازد واین واژه سعدی را به شور آورده و می گوید:

صاحبدلی به مدرســـــه آمد زخــانقا

بشکست جمله صحبت اهل طریق را

گفتم میان عابد و عالم چه فـــرق بود

تا اختیار کردی ازان ایــــن فریق را

گفت آن گلیم خویش بدر می برد زموج

این جهد می کند که رهـاند غریق را

 

حافظ پیرامون این واژه گوید:

دل می برد ز دستم صاحبدلان خدا را

دردا که راز پنـــــهان خواهد شد آشــــکار

 

گویاگسترۀ زبان فارسی دری باقدرتمندی که دارد و از جهتی که به گروه وجایگاهی متعلق ومحدود نبوده در اند زمانی توانسته است پذیرش واقبال بزرگی حاصل نماید. از همین جاست که توفیق یافته زبان درباری، زبان دیوانی، اداری ورسمی چندین کشور جهان قـــــرارگیرد. تاجاییکه تمام سلاله های آسیای میانه مشتمل برتبار وتیرۀ تاجیک، ازبک، ترک، از سرزمین هند گرفته تا روم شرقی گونۀ زبان بین المللی این کشور ها گردید. نفوذ وگسترۀ زبان فارسی دری درمیان سلاله های ترک زبان ماوراء النهر بخصوص دربخارا، سمرقند، خیوا و مناطق بدخشان بزرگ مانند سلاله آل افراسیاب، آل محتاج، آل سامان ودیگران خیلی جالب است. یک شاعر فرارودی بنام شمس الحسن دربارۀ فارسی دانی الغ بیگ یا شاهرخ میگوید:

آن ترک زبان پارسی دان
برتخت سخن، فصیح سلطان

 

چون کلک سخن بدست گیرد
بازار بتان شکست گـــــیرد

 

روند اثرگذاری زبان فارسی دردوران سلجوقیها وعهد عثمانی درکشور ترکیه مبسوط است. در فرصت اثرگذاری زبان فارسی دری شاه طهماسب صفوی به زبان ترکی و به تخلص خطایی شعر می سرود و مجموعه شعری داشت. همچنان از عثمانی ها سلطان سلیم وسلطان سلیمان به فارسی شعر سروده اند که دیوان های شان هنوز وجود دارد. درسال 856 هجری زمانیکه سلطان محمد فاتح وارد قصر شاهی بیزانس می شد این رباعی انوری را زمزمه می کرد:

چشم عبرت را ببین و حال شاهان را نگر

تا چسان از گردش گردون گردان شد خراب

پرده داری میکند بر قصر قیصر عنکبوت

بوم نوبت میزند بر طارم افراسیـــــــــاب

 

اولین کتاب فارسی (لسان العجم) بشکل فارسی ترکی درسال 1155 هجری 1793م در شهر استامبول چاپ شد واز طرف روزنامۀ اختر آقامحمد طاهر قرچه داغی در سال 1292 هجری 1875م به زبان فارسی به طبع رسید. دختر حسام الدین سالار قصیده ای مشتمل 72 بیت از موصل به سلطان عزیزالدین کیکاوس فرستاد و سلطان به این اولین مداح زن در برابر هر بیت صد دینار زر سرخ انعام داد. در سرآغاز این ترکیب بند چنین آمده است:

تا طرۀ آن طرۀ طرار برآمد
بس آه کزین سینۀ غمخوار برآمد

 

در مالایا در جوار قریه یی بنام سامودرا قبر حسام الدین نامی کشف شده که در سال 823 هجری مرده است. سنگ قبر او در مالایا بی نظیر است. این اشعار از ابیات سعدی روی آن نوشته و حکاکی شده است:

بسیار سالها بســـــر خاک ما رود

کاین آب چشمه آید و باد صبا رود

این پنج روز مهلـــــت ایام آدمی

بر خاک دیگران به تکبر چـرا رود

 

شادروان دکتور احمدجاوید درمقاله" زبان ما جهان ما" میگوید مقداری از کلمات فارسی بزبان جاپانی راه یافته است خواه بهمراهی بازرگانان یا از طریق زبانهای دیگر. در شهر سرایه وو کشور بوسنیا شاعری میزیسته بنام (دده توکلی) که اشعار فارسی میسروده است. از ابیاتش اینست:

مکتوب جانفـــــــزای تو آمد بسوی من

چون خوانده گشت بر دل سوزان نهادمش

از ترس آنکه آتــــــش شوقم نسوزدش

فی الحال بردو دیدۀ گریان نهادمـــــش

از خوف آنکه آب دوچـــــشمم نشویدش

از دیده برگرفتم و برجان نهادمـــــــش

 

نمونه ای از شاعر البانیایی (آبوگویچ) از قرن نهم میلادی داریم:

رخت ز آه دلم گر نهان کنی چه (نیست) عجب

کسی چگونه نهد شمـــــع در دریچۀ بــــاد

 

شاعران پارسی گفتار و نویسندگان نامبردار در قلمرو یوگوسلاویای قدیم و سرزمین قفقاز مانند نرودویچ و بابا سرخیان آثاری از خود بجا گذاشته اند که سومه های نفوذ زبان فارسی را دران نقاط جهان تمثیل می کنند.

دست کم هزار سال پیش از امروز، زمانیکه سلطان محمود در نیم قارۀ هند حملاتی را انجام داد سرآغاز ورود زبان فارسی دری در هند شمرده میشود. تبار غزنوی که ترک نژاد فارسی زبان بودند وهمردیف با آن در عهد غوریان که تاجیک فارسی زبان بودند زبان فارسی راه خودرا در هند باز نمود ورفته رفته در عمق فرهنگ هند جا گرفت. این زبان تازه دم بقدری مورد استقبال باشندگان هند قرار یافت که زبان فارسی یگانه زبان ارتباطی زبان تفاهم، زبان تحصیل گردید. سخن سرایان، روشنفکران ودولتمردان آثار شان را بازبان شیرین فارسی دری می نوشتند. مکاتبات میان دهلی ولندن، لندن و کلکته و هم بین سه بخش اعظم شبه قاره یعنی هندوستان، دکن وبنگال وباقی اکثر نواب نشینها و راجه نشینها مراودات شان به فارسی صورت میگرفت وبگونۀ یک (نهضت نوین) متبارز بود ودران سرزمین پهناور بمـــــثابه زبان ارتباطی جمعی شناخته میشد. انگلیسها که این نهضت را یک جهش خطرناک فرهنگی تلقی نمودند در پی قلع و قمع زبان فارسی برآمدند تا آنکه درسال 1836م چارلز تری ویلیام زبان انگلیسی را بجای زبان فارســــی دری رسمیت داد ودر سال1844م زبان اردو را زبان رسـمی اعلان کردند. مشاهیر ودانشمندان که از سرزمین خراسان داخل هند شده بودند، ازانجمله شیخ صفی الدین کازرونی وعلی بن عثمان جلابی هجویری غزنوی بود که کتاب کشف المحجوب را به زبان فارسی نوشت که بعد ها این کتاب عالیترین وسیله پخش افکار وتعلیم وآیین وآداب او در نیمقاره شد وصبغۀ زبان دوم عالم اسلام گردید.

بشهادت تاریخ ادبیات هند، خواجه معین الدین چشتی پیشوای طریقه چشتیه در ستایش علی هجویری مشهور به (دانا گنج بخش) اشعاری به زبان فارسی دری سروده است. یک بیت از این اشعار دلنشین خواجۀ چشتی روی رواق بلند آستانۀ درگاه گنج بخش واقع در شهر لاهور تاهنوز منقوش است: (7)

گنج بخش خلق عالم مظهر نور خدا                            ناقصان را پیر کامل، کاملان را رهنما

 

قطب الدین بختیار کاکی اوشی عرفای هندی اشعار روان فارسی داشته اند. درمجموع این زبان بعنوان زبان شعروادب مورد قبول مردم بوده تاکنون نیز اثرمندی آن درهند بمشاهده میرسد.

درهند معمول بود که روی سکه ها اشعارفارسی مینوشتند. اولین سکه باشعرفارسی درعهد محمدکریم شاه امیر گجرات بوده (842 ـ 855ش) وشعر روی سکه چنین است:

تا بدارالضرب گردون قرص مهروماه باد

سکه سلطان غیاث الدین محمدشاه باد

 

درعهد فرمانروایی جهانگیر دستور شد که یکنوع مدال طلا سکه زنند، یکسوی آن تمثال جهانگیر وسوی دیگر شیروآفتاب دیده میشد واین بیت درج آن رخ بود:

قضا برسکۀ زر کرد تصویر
شبیه حضرت شاه جهانگیر

 

پادشاهان وفرمانروایان مملوک ویا سلاله های خراسانی هریک در تعمیم ورشد زبان اعجاز آفرین فارسی نقش بارزی داشته اند. سلطان رکن الدین، غیاث الدین بلبن وفرزند او محمد، کوشیدند این زبان را بعنوان فرهنـگ عرفانی وادبی در کشور هند به اوج آن برسانند. دربار سلاطین حواره مرکز ومجمع دانشمندان وشعرا بوده که حدود بیست هزار بیت از آن عهد به یادگار مانده است. شاعرانی نامبردار مانند اوشی، جمال الدین محمد وحمید الدین سخنسرایان دربار شمرده میشدند. وقتی شمس الدین ایلتمش (داماد قطب الدین ایبک) به جانشینی سلطنت رسید روح تازه تری به زبان وادب فارسی دری دمید. ایلتمش با تماس های پیاپی خویش شماری از سخنسرایان را به قلمرو خویش جلب نمود، بدین وسیله عده ای علما و شاعران از ماوراءالنهر، خراسان وسایر کشورها وارد هند شدند درانجمله نظیری نیشاپوری و امیرروحانی سمرقندی از شهر بخارا بودند. شاعر نامدار در دربار ایلتمش تاج الدین رضی آثار ناب به زبان فارسی دری داشته است. زمانیکه فیروزشاه براریکه قدرت نشست به عدۀ دانشمندان وشعرا افزود. از زمرۀ شاعران عرفانی دربار این دوران شهاب الدین بدایونی یکی از پیروان حضرت سنایی بود. زبان فارسی دری در عهد سکندر لودی عروج چکاد ادبی خویش را پیموده وجلال گذشته خودرا یافته بود.

گویند سلطان سکندرلودی که خود پشتو زبان بود، شاعرزبان فارسی وصاحب دیوان میباشد ودر اشعارش (گلرخی) تخلص میکرد. زبان فارسی دری درین دوران زبان رسمی، اداری ودرباری قبول گردید. درواقع زبان سحرآفرین فارسی پیامی از انسان دوستی، درک واقعیت های زندگی، ذهن پروری، راه بسوی نهضت اندیشه ها در پیکر یخ بستۀ مردم هند بوده همچو فریادی برای بیداری شان شمرده می شد.

شاعر مشهور دربار لودی ها مولانا جلال جمالی، دوست دیرینه وارادتمند جامی بود. اشعار جمالی توسط قوالها وآوازخوانان هندی زبان به زبــان می گشت. مثنوی (مهروماه) وکتاب سیرة العارفین از آثار این شاعر پارسی گو است. (5) سکندر لودی علاقه زیاد به کتاب مهروماه داشت وبدین منظور قطعه منظومی نوشت ومهروماه را ازاو مطالبه نمود:

 

ای مخزن گنج لایزالــــــی
وی سالک راه دین جمالی

در گرد جهان بسی زدی سـیر
در منزل خود رسیدی بالخیر

بودی تو مسافر زمــــــــانه
الحمد که آمدی به خانـــه

در مکه و در مدینه گشتـــی
گوهر بودی خزینه گشتــی

باید که کتاب مهروماهــــم
ارسال دهد چنانچه خواهم

ای شیخ بما برس بــــزودی
بسیار مسافرت نمــــودی

بگشای بسوی درگهم گــام
تا دریابی زگلرخی کــــام

جانم به جمال تو طپانســت
دل، مرغ مثال، درفغانسـت

 

روایت است که روزی مسافری هندی به دیار جامی رسید. جامی باشیوۀ مهماندوستی ضمن صحبت ازحال و احوال (جمالی) پرسشهایی کرد. مسافر هندی بازبان ساده وشیرین دری وقتی این ابیات رابرخواند جامی دانست که خودجمالی است.

دو گزی بوریا وپوستکــــی
دلکی پر ز درد دوستکـی

لنگکی زیر و لنگکـــی بالا
نی غم دزد و نی غم کالا

این قـدر بس بود جمـالی را
عاشق رند لاابالـــــی را

 

ازانجا که زبان فارسی در نیم قارۀ هند موقف زبان رایج را احراز کرده بود، ایجاب و نیازمندی به لغت نامه ها و فرهنگها فزونی گرفت. دست کم دوصد کتاب درفن لغت در سرزمین هند تدوین و به چاپ رسید چنانچه در سال 1419م بدرالدین محمد فرهنگی بنام (ادات الفضلا) را تالیف کرد مشتمل بر 170 صفحه است، بهمین گونه در سال 1849م ابراهیم قوام الدین فاروقی فرهنگ قطوری به عنوان (فرهنگ ابراهیمی) را نوشت که واژه های فارسی را به چندین لغات هندی وبنگالی احتوا میکرد. این کتاب بنام (شرفنامه) نیز یاد میگردد که بیاد استادش شرف الدین منیری دربنگال تالیف شد. شیخ محمد دردوران ابراهیم لودی کتاب (مؤید الفضلا) را در علم لغت به نگارش گرفت ومحمود بن ضیاءالدین محمد (فرهنگ سکندری) را که بنام (فتوح سعادت) نیز یاد میگرددو چهارونیم هزار واژه فارسی را با شرح مفصل آن طبع نمود. در تحقیقی که روان شاد دکتور احمدجاوید دراین باره بعمل آورده می نگارد که سلاطین خلجی والیان آنها چنین رسم خجسته را سروسامان بخشیدند ودر مقام حمایت و تشویق از علم وادب، تربیت وترغیب علما وشعرا برآمدند. جلال الدین فیروزشاه خلجی سرسلسله این خانواده انجمنی از شعرا را تاسیس کرده بود که شش تن آنان از سربرآوردگان زبان و ادب فارسی بوده اند. فرشته مؤرخ معروف اثر گرانبهای خودرا درهمین عهد تالیف کرد. توجه به علم وادب، صنعت وهنر بیش از پیش مبذول گردید وبحق میتوان آنرا ازلحاظ بالندگی و شگوفایی باعصرتیموریان همسنگ وهمطراز دانست. درهمین عصرعدۀ زیادی هنرمند، شاعر، عالم وصنعتگر از ایران بعزم هندبرخاستند وسرانجام دهلی راچون خانۀ دوم خود آراستند. امیرخسرو یا خسرو شاعران هندکه زمان ودربار چندین سلطان رادریافته ودرک کرده بودتاهنوز مقبول ومحبوب خاص وعام است. حسن سنجری دوست خسرو در غزلسرایی به مرتبی رسید که اورا سعدی هند گفته و نوشته اند. مثنوی عشقنامه یاحکایت عاشق ناگوری که درسال 607 هجری منظوم شده از افسانه های دلپذیر ومردمی راجستان است. مؤسس سلسلۀ تغلقیه سلطان غیاث الدین از جملۀ روشنفکرترین سلاطینی بوده که برهند حکمروایی نموده است. بدرالدین چاچ شاعر معروف وسراینده شاهنامۀ بیست هزار بیتی به دربار پسرسلطان مذکور میزیست. درین عهد کتب زیادی در مناقب صوفیان، ترجمۀ حال وذکر طبقات آنها نگاشته شده ملفوظات ومکتوبات آنها بمارسیده است.

توجه باید داشت که قبل ازخاندان مغول ازسال 1206 خانواده های سلطنتی مختلفی چون خاندان سلطنتی غلامان، خلجـیان، تغلقیان ولودیان که فرمانروای دهلی بودند نیز اکثراً فارسی زبان بوده ودراثرتوجه آنها زبان وادبیات فارسی دری به نطفه بندی آغاز کرده بود. کانونهای فرهنگی زبان فارسی دری درسرزمین هندوستان نویسندگان وسرایشـگران بی شماری راکه درآفرینش الهام بخشی شعروغزل فارسی، اعجاز تصاویروآرایش کلام، به سخـن حلاوت جاودانه بخشیده اند، ازخود به جا مانده است. حضرت ابوالمعانی بیدل، اقبال لاهوری، واقف، امیرخسرو دهـلوی، عرفی، میرزاغالب ودیگران که افتخارات شان بیشتربه فارسی گوئی وایجادسبک اد بیات هندی درقلمـروزبان فارسی بوده است، ازین بحربیکران گوهریاب شده ومروارید سخن را با شگفتی های عجیبی به رشتهً تصویرکشیده اند. ازشاعران هندی الاصل ایکه خودرا ازین فرهنگ بیگانه احساس نکرده وعاشقانه به آن دلبستگی داشته اند اقبال لاهوری است که درعمق معانی ادبیات فارسی شناوراست و میگوید:

تنم گلی زخیابان جنت کشــــــــمیر

دل ازحریم حجــــاز و نوا زشیرازاست.

 

ومیرزا غالب که زبان اصلی اش اردو است مگر سرایش فارسی دری را درنازک خیالیهای شعری خود نسبت به زبان مادری یعنی اردو، همیشه ترجیح داده و گوید:

فارسی بین تاکه بینی نقشهای رنگ رنگ

بگذراز مجموعهً اردو که بیرنگ من است

 

حافظ شیرازدروصف سلطان غیاث الدین پادشاه بنگال که فرهنگ زبان فارســــی دری را دردربارخود جاداده بود این غزل را برای وی هدیه مینماید:

ساقی حدیث سرو وگـــل و لاله میرود

این بحث باثلاثه و غســــاله مـــیرود

شکرشکن شوند همه طـــوطیان هنـد

زین قند پارسـی که به بنگـــاله میرود

حافظ زشوق مجلس سلطان غیاث دین

غافل مشــــو که کارتوازناله میـــرود

 

وبیدل این شاعراعجازآفرین قرن دوازدهً هق که ره بردن دربحر کلام واندیشــهً ملکوتی اش کار هرمدرسه خوانی نیست، مرتبت تغزل پارسی دری را درتصاویرجادوئی خود تا افلاک بلند میبرد. بـــیدل با آنهمه نبوغ فکری شاعری، تنها شاعر نیست بلکه شاعرهمت واوجهای بلند امید ورستگاری است:

معنی بلند من فهـــم تند میخواهــــد

سیرفکرم آسان نیست کوهم وکتل دارم

 

دردربار احمدشاه ابـدالی سـال 1747 هرچند خودش پشتون تبـــار ملتانی الاصل بود ولی فرهنگ زبان فارسی دری جایگاه خاصی پیدا کرد وآنرا زبان رسمی دربار ساخت. اوخودش به زبان فارسی دری شــعر میســــــــرود. یکی ازکـــــــار های برجستهً اودرعرصهً زبان فارسی دری آنست که درجملهً غنایم نفیسه، دیوان خطـــــی میرزا عبدالقــــــادر بیدل را ازهندوستان به افغانستان انتقال داد که پیش ازآن مردم این مرزوبوم با بیدل وشعر بیدل آشنائی چندانی نداشتند. زمانیکه فتوحات احمد شاه ابدالی درنیم قارهً هند ازپهنهً پیروزیها میگذشت مّهــــرپادشاهی اش بــــه این عبارت مزین بود:

حکم شد ازخالق بیچــــــون به احمد پادشاه

سکه زن برسیم و زرازپشـــت ماهی تا به ماه

 

 

درینجا قدرت زبان فارسی وظرافت هنری شاعردربار را می بینیم که بایک بیت سخت دلکـش وپر محتوا، جهانی را دررکاب احمد شاه ابدالی فرا میخواند.

بدینگونه امواج پهناوراین زبان درمد وجـذر بی پایان خود هزاران سال دربرابرستم استعماروویرانگران تمدن، استوارایستادگی کرد وراه خودرا به درون دربارهای افسانوی جهانگشایان باسربلــندی بازنمود ودرطول قرنها عاشقانه دردلهای ملت فرهنگ دوست گاندی فقید جا گرفت. با استناد پژوهــش جنـاب باختری « همانگونه که زبان عربی درهمه کشورهای عرب نشـین، فلسطین، مصرو کشورهای شمال افریقا، یکتا است یا انگلیسی درهمه جهان زبان واحد انگلیسـی است ونام بومی بخود نگرفته، زبان فارسی دری هم، همان یک زبان است که درروزگاران سامانیان اوج گرفت و خانواده های علم وفرهنگ دوست، حاکم بر طبیعت ادب پرور هند بزرگ آنرا به آسمانها رساند که خدمات شایسته اولاده تیمور درین پروسه جایگاه خاص خودرا داردکه هرگزدر ذهنیت های شازو پوینده میرنده و محو شدنی نیست. (177)

زبان فارسی دری امروزبمثابه یک زبان وفرهنگ شهکارورسالت آفرین درجهان شناخته میشود وبرای مردم تاجیکستان، افغانستان وایران، قسمتهائی ازآسیای میانه وبقایای سلاطین مغول درهند، مایهً افتخار ودرخورغنیمت معنوی بحساب می آید. زبان فارسی دری بمثابه روح زندهً این ملتها سرنوشت شــان را دریک حوزهً مشترک فرهنگی باهم گره زده است. پاسـداری ازکاخ بلـندپارسی که فردوسـی بزرگ با معماری گوهر نشان نظم دری ونیروی تفکرواندیشه آنرا به گونه ای به پاایستاده کرده است که ازگزند بادوباران آسیب پذیــــر نیست و نمیباشد.

هنگامی که ازعلامه اقبال لاهوری پرسیدند که: " شما که هندی هستید - آن زمان هنوز هند و پاکستان جدا نشده بود- چرا به زبان فارسی شعر میگوئید؟ درجواب گفت: من خود جواب این سئوال را نمی دانم که این اشعار به زبان فارسی به من القاء می شوند، واصلاً روح من فارسی است.... " غالب دهلوی که.به پدر شعر اردو معروف است، دریکی از اشعار خود اعتراف می کند که شعر فارسی بمراتب غنی تر از شعر اردو است وحتا جایی با افتخار می گوید:

"فــــارسی بین تا ببینی لاله هــای رنگ رنگ

 بگذر از اردو که آن مجموع بی رنگِ من است! "

 

باوجود اینکه زبان فارسی درحال حاضر زبان رسمی پاکستان نیست بلکه زبان اردو در پاکستان رسمیت دارد. ولی بشدت تحت تاثیر فارسی بوده وواژه های فارسی زیادی در آن موجود می باشد. اکنون بعنوان یک زبان فاخر در بین نخبگان بخصوص در زمینه هنر و موسیقی (موسیقی قوالی) رواج دارد. بخاطرتاثیر بسیار زیاد زبان فارسی درپاکستان، بنیان گذاران پاکستان تصمیم گرفتند که « سرود ملی » آنکشور کاملاً به زبان فارسی سروده شود. (مراجعه شود به ویب سایت ویکی انسایکلوپیدیا) (178)

سرود ملی پاکستان

پاک سرزمین شـاد باد        کشور حسین شاد باد

تو نشان عزم عالیـشان       ارض پاکســـــتان!

مرکز یقین شــــاد باد

پاک سرزمین کـا نظام        قوت اخوت عــــوام

قوم، ملک، سلطنــــت        پائندہ تابنـــــدہ باد

شاد باد منزل مـــــراد

پرچـم ستارہ و هـــلال        رهبر ترقی و کمــال

ترجمان ماضی شان حال    جان استقـــــــبال!

سایۂ خدائے ذوالجلال

 

گویا زبان فارسی درجریان دهها سدۀ تاریخی بمثابه زبان حوزۀ تمدنی بخشی از آسیا وزبان دوم جهان اسلام ازموقعیت وعظمت فرهنگی ویژۀ برخوردار بوده است. زبان فارسی اکنون در ردیف زبان های بین المللی جهان نظیر انگلیسی،آسپانیایی، فرانسوی، روسی، عربی، آلمانی، و...؛ مقام شامخ ومرتبه همسنگی علمی ـ فرهنگی ـ اقتصادی وسیاسی دارد. اکنون عظمت فرهنگی زبان فارسی درحوزۀ تمدنی قارۀ آسیا بزرگی می کند و دارد به کمک وسایل مدرن اطلاعات فرا قاره یی از سرحد قاره ها عبور نماید. چنانچه همین اکنون مشاهده میشود که مثنوی مولوی بلخی عقول وقلوب جهان غرب صنعتی ـ اروپا وامریکا را تسخیرکرده، قدمهای استواری بسوی جهانی شدن برمیدارد. گویا، حالا جهانیان با فرهنگ وبا هوش، بمقام شایسته سالاری و ظرفیت فرهنگی، علمی وادبی مثنوی مولوی بلخی پی برده و محترمانه آنرا درک وستایش می کنند وبه آن ارج وحرمت فراوان می گذارند.

جای شکر وخوشحالی اینجاست که افزایش آگاهی های نسل دگر اندیش وترقی پسند جهان و پیوند صمیمانۀ فرهنگ وزبان مشترک فارسی بمثابه وجه مشترک ونمادین حوزه مشترک تمدنی مان دارد دریک ظرف بزرگ وغنی فرهنگی، نهادینه گردد. حالا اکثر کشورهای حوزه تمدنی فارسی زبانان از جمله افغانستان، تاجیکستان و ایران این را فهمیده اند که مشکل سایر اقوام و لایه های اجتماعی حوزه تمدنی ما با فارسی زبانان تنها مشکل سیاسی نبوده بلکه یک مشکل نا متعادل فرهنگی نیز می باشد. این سیاست نامتعادل فرهنگی شعورانه ویا ریاکارانه گاهگاهی از طرف اجیران ودست نشاندۀ استعمارکهنه ونو در معرض تطبیق قرار داده میشود. این وابسته های بغییر تا توانستند و میتوانند مردم شریف کشور های مارا درفقر، تاریکی، بیدانشی وبیسوادی محض نگهمیدارند تا بتوانند با استفاده از این روش ناجایز، هرلحظه از احساسات پاک خونی وتباری شان سود سیاسی بردارند.

ولی سازمانها و بنیاد های فرهنگی و زبانی جهانی فارسی زبانان در رأس بنیاد فارسی زبانان جهان - اروپا در پیوند با بنیاد های فرهنگی و زبانی کشورهای همسایه، بنیاد" پیوند " تاجیکستان و نهادهای ملــی و بین المللی فارسی زبانان ایران و سایر نهادهای بین المللی، از حکومات و حلقات شؤنست و فاشیست و تبارگرای کشورهای حوزه بزرگ فرهنگی آسیای میانه و مرکزی میطلبد تا دست از سیاستهای خود غرضانه، تاریک و ناجایز به نفع حامیان سیاسی خود برداشته مردم این حوزه تمدنی را گذارند تا جوامع مدنی و تمدنی خودهارا خودشان اعمار نمایند. گذارید سیاست براهی برود وفرهنگ براهی که خواست همه مردم این سرزمین بزرگ و پر افتخار باستانی میباشد. گذارید که دیگر زبان مسأله یی نیست و نباشد که نفاق وشقاق بین باشندگان این حوزه تمدنی ایجاد کند و آقایانی داشته باشیم که بما بگویند که فلان واژه زبان خودرا بکار گیر و آن دیگر را بکار نگیرید که شاید این مضحکترین عملی باشد که تنها و تنها در کشورهای حوزه تمدنی ما سر بر آورده است وبس.

 

پروفیسور رسـول رهین
سابق استاد دانشگاه کابل

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • لوگری
    باتشکروسپاس ازاستادبرزگ پروفیسور"رهین"صاحب موضوع بسیارعلمی ومنطقی بودخداوندشمارااجردارین بده د نکته که قابل یادآوری می بینم اینست که مادرخراسان وکشورخراسان سرودملی ماپشتویک زبان مجهول بی معنی ب ی وزن وبی قافیه وبی ریشه واماسرودملی پاکستان زبان فارسی دری زبان شیروشکرما,
    درحالیکه این سرودبایداز کشورماباشدمنظورم حسادت نیست مگرماهم بایدبیدارشویم وزبان وسرودملی که آینه همه ملیت های خراسانی باشدای جادنمایم.
  • غ.م. کابلی از جرمنی  - resv tdrdrdr



    بعد از عرض سلام و ادب
    به جواب نوشته جناب سیدی صاحب خدا کند آزرده نشوید .
    - ماجرا زبان شیرین فارسی و پشتون ها از هفته قبل نه بلکه از چند صد سال قبل شروع شده است از زمانی شروع شد که همین پشتون ها اسم ک شور مان را از خراسانی با چندین هزار سال قدامت تاریخی . فرهنگی و ادبی به اوغانستان پر از آشوب و بد ن ام تبدیل کردن .
    - ماجرا از زمانی شروع شد که پشتون های جنوب و قندار که بواسطه باداران انگلسی شان البت ه در خفا تا دندان مسلح شده بودن بالای مردم بیچاره صفحات شمال حمله ور شده و از هیچ جفای در حق آنها در یغ ننمودن .
    - ماجرا از زمانی آغاز شد که مردم قندار و جنوب نماینده خویش را توسط قوای انگلیس با نواختن دول و اتن ( این رقص کثیف )از قندهار به کابل آورده و بالای تخت پادشاهی نشاندن که تا هنوز این تخت یک ی از تخت های غلامی و گوش به فرمان غربی ها حتی پاکستانی ها محسوب میشود چون پشنون ها که همیشه لاف از غیرت میزنند به غلامی عادت کرده و همیشه پول های فراوان غلامی را نسبت به آزادی و مستقل بودن ترجح داده اند .
    - پس بدا بحال فارسی زبان های که نا آگاهانه و جاهلانه در پهلوی دشمن (پشتون ها)قرار گرفته و دلی ر زنان و مردان همزبان خود را فراموش نموده و یا مربوط به یک منطقه دانسته مثل برادر بزرگوار. مسلمان را ستین .وطن دوست واقعی . خدمت گار صدیق مردم که در عمل نشان داده و حتی از جان شیرینش در برابر بیگانه گا ن گزشت که چه بی رحمانه و نا جوانمردانه با لب های پر از تبسم و امید شهیدش کردن بلی این صفت ها را تنها میتوان به قهرمان مرد تاریخ کشور یعنی مسعود بزرگ داد. . باید تا دیر نشده دانست تازمانی که تمام فار سی زبان های کشور اتفاق نکنند و در بین شان مثایل بدخشی و پنجشیری یا کابلی و مزاری یا هراتی و بامیانی یا سمنگانی و کندزی یا تخاری و لوگری وغیره وجود داشته باشد ویا دشمن که دیگر مثل آهیینه برای مان نم ایان است که همین پشتون هاو بادارن جارجی شان میباشند این ماجرا ادامه خواهد داشت .
    خوب ببینید در بین پشتو ها اصلا مثله کافر مسلمان خلقی پرچمی و غیره وجود ندارد و همه میگویند که ما در اول یک پشتو ه ستیم بعد مسلمان فکر بسیار ناسیونالیستی تنگ نظرانه و خلاف احکام اسلامی .
    مثلا شهنواز( تنی )که یکی از جمله سر سخت ترین کمونیست ها بود چطور بعد از بخاک و خون کشیدن مردم بی گناه کابل خود را در آغوش گلب دین که خود را سر سخت ترین . متعصب ترین و افراطی ترین مسلمان میخواند انداخت و بلاخره در خفا مسوول بخش استخبارات و تامین ارتباط بین گلبدین و سازمان جاسوسی پاکستان تعین شد در حالی که باید گلبدین جان این جاسوس قبلی کا.جی.بی روس واین کافر را میکشت اما با تاسف که سازمان جاسوسی پاکستان به همکاری جناب حکمتی ار و آغای کرزی مذکور را یکبار دیگر بحیث مشاور کرزی در امور تسلیم نمودن کشور به پاکستان و تامین ار تباط بین حکمتیار کرزی و سازمان جاسوسی پاکستان تعین نموده و داخل پارلمان کشور نمودن یعنی خطر ناک ترین مکروب را داخل قلب کشور ساختن مثل صد ها مکروب قبلی دیگر .
    آیا با این همه مکروب قلب خراسان زمین بزرگ باز هم خواهد تپید ؟
    وطن عشق تو افتخارم *** وطن در رهت جان نثارم
    وطن خاک پاکت بهشتم *** وطن گلخ نت لاله زارم
    وطن عاشقم بر شکوهت *** به از در بود سنگ کوهت
    وطن قلب من هستی من *** بود رگ رگم پر ز خونت
    زتوهمچو گل بشگفت دل *** اگر در اروپا یا ... ام
    شعر بسیار با مفهوم که با شیرین ترین زبان و بزرگوار ترین هنرمند کشور مان سروده شده که نه بوی ناسیونالیستی و نه هم بوی گندیده قبیله پرستی یا پشت ونیزم را میدهد .
    پس برما فارسی زبانهاست تا منبعد آهنگ را منحیث سرود ملی خود به تمام مردمان دنیا معرف ی کنیم .
    غ.م. کابلی از جرمنی
  • عین الدین  - بحثـــی پیـــرامــــون یگـــانگی زبـــان فـــارســ

    زبان فارسی، زمانی زبان دوم اسلام به شمار میرفت و درین زبان عراق و ایران، آسیای میانه و آسیای صغیر، ق فقاز و نیم قاره هند تکلم مینمود، اما با برچیده شدن گلیم امپراطوری های تُرک خادم این زبان مانند سلاله تیمور و غزنوی، بابر و بازمانده های او، شیبانی و افشاری، گلیم زبان فارسی نیز برچیده شد و امروز یک و نیم مملکت به آن صحبت میکند یعنی ایران و نیم افغانستان اما تاجکستان به جمله مملکت حساب نمیشود و آینده این زبان بنابر توسعه طلبی زبان پشتو در افغانستان موجودیت آن زیر سوال است. حتی در مهد زبان فارسی یعن ی ایران نیز آینده آن در خطر است که فارسی زبانان اصلی در آنجا ۲۰ فیصد نفوس ایران را تشکیل میدهند.
    آق ای رهین در وصف این زبان بسیار مبالغه کرده اند. زبانها همیشه از همدیگر عاریت میگیرند، تکمیل، مقبول و پسندیده میشوند و این پروسه تابع شرایط مناسبات دوستانه و عادی فرهنگ ها میباشد و نمیشود با برتری جوئی و حساسیت در برابر دیگر لسان ها، زبان خود را منزه از کلمات زبان همسایگان نمود.
    برای همه دوستداران لس ان فارسی باید یادآور شد که بیش از ۸۰ فیصد زبان فارسی متشکل از لغات زبانهای عربی، تورکی و انگلیسی میب اشد، اگر قرار باشد که تمام کلمات گویا بیگانه تعویض شود، از زبان فارسی هیچ چیزی قابل استعمال نخواهد م اند.

    برای مثال: به نزد خود یک دعای سلام معمولی به زبان فارسی بنویسید و بعداً تمام کلمات غیر فارسی را بیرون آورید، بعداً ببینید که چه باقی خواهد ماند!!!
    زبان خود را دوست داشته باشید و نباید زبان ب ه آله برتری طلبی ها تبدیل گردد.

    امید که ازین نظر من خسته نشده باشید

    عین الدین از مزارشریف

  • ناشناس  - احمد افغان
    شمامهاجرین باید دیګر به کشور های پدری تان ایران و تاجکستان برګردید.در انجا میتوانید فارسی صحبت کنید. در اوغانستان دیګر فارسی شکر نمیچلد.
  • نورالحق نسیمی  - کار های فرهنگی تان ثبت تاریخ میگردد
    دانشمند گرامی ، پرتلاش ، دور اندیش و جناب عالی پروفیسور رهین درود بر شما

    از تحلیل غلمی و احساس پاک شما در قبال زبان فارسی قلبآ قدردانی مینمایم

    کار های فرهنگی تان ثبت تاریخ میگردد

    نورالحق نسیمی

  • فولاد چایابی

    دانشمند فاضل و گرانمایه استاد رهین !
    با حرمت فراوان بشما ، بسیار دشوار است که در برابر نگاشته بلند و با معنی شما ابراز نظر نمایم ولی اجازه دهید ، جسارتی داشته موجزی را عرض دارم .
    متن موجود بحقا که یکی از متن های بسیار عالی و پژوهشی در عرصه شناخت این زبان ادبی و بر بار حوزه فرهنگی منطقه و بویژه در کش ور ما ، ارقام یافته است ، گرچند ابهت و قدرت معنوی این زبان را بصورت علمی و ریشه ای ایضاح کرده اید و بزرگی و ابهت این زبان اگر نبود امروز شعر حضرت سعدی را در تالار مجمع عمومی ملل متحد نمی نوشتند که چنی ن است :
    ره نیک مردان ازاده گیر
    چو ایستاده یی دست افتاده گیر
    چو عضوی بدرد اورد روزگار
    دیگر عضو ها ر ا نماند قرار
    تو کز محنت دیگران بیغمی
    نشاید که نامت نهند ادمی

    گرچند زبان فارسی در چرخشهای گونه گو نه تاریخ مورد تهاجم حتی خارجیها قرار گرفته و کتاب خانه های زبان دری در امپراطوری ترکیه عثمانی در انق ره به اتش کشیده شد و زمانیکه امپراطوری فارس در بازی شیطنت بار قدرت های بزرگ روسیه تزاری و انگلیس به انقراض رفت علریغم توطیه های بزرگ پارسی ستیزی اما موفق نشدند که این زبان را نه تنها از بین ببرند بلکه شعرای بزرگی هندی چون میرزا غالب و اقبال صاحب به زبان پارسی دیوان داشتند
    اقبال لاهوری شعری به چنین زیبایی را سروده است :
    ساحل افتاده گفت هرچه بسی زیستم
    هیچ معلوم نشد ، اه که من کیستم
    موج ز خود رفته یی تیز خرامیدو گفت
    هستم اگر میروم گر نروم ، نیستم
    او را چه انگیزه غیر ازابهت ، فصاحت و دلپذیری ای ن زبان ، باعث شده بود که بزبان پارسی شعر سراید
    حرف های بسیار در فراست و بزرگی و گسترده گی زبان وجو د دارد که نیخواهم در برابر استاد انچه که گفته اند ، به اضاییه بیشتر ان بپردازم فقط از شما ابراز سپاس و امتنان بیحصر میکنم که مقاله تانرا بسیار با زحمت فروان تهیه داشتیه اید
  • ناشناس
    استاد ارجمند!
    سلامتی و طول عمر با برکت شمارا از خداوند کریم
    خواهانم .فارسی و پشتو در کشور ما تسلط دو پادشاه
    در یک اقلیم است.گویندگان فارسی هر روزه با از دست دادن سنگر های مستحکم فرهنگ خویش تنها ب ا چند نوشته و اعلامیه و اطلاعیه بسنده می کنند.
    در مقابل پشتو زبانان با دستگاه طرفند خویش لغت
    فارس ی را تبدل به پشتو نموده بر در و دروازه وزارت و صدارت نصب می کند. پرسش این است که توسعه شما و دیگر ا ساتید بزرگوار زبان و ادب فارسی به ما و نسل اینده چیست؟ اگر روند به همین منوال باشد اینده را شما چگون ه می نگرید
  • Aminullah Muffaker Amini  -  ابراز امتنان از نوشتار علمی محترم پوهاند رهین

    فاضل محترم آقای پروفیسور رهین ! معلومات شما در زمینه رفع مغالطه بین مفاهیم زبان فارسی دری ، فارسی ای رانی و فارسی تاجکی و اینکه هر سه زبان ریشه ای واحد ومشترک دارند قابل ستایش بوده وزحمات
    شما در این ز مینه در خورتقدیر است و من آنرا میستایم واقعا زبان دری شکر است و همه آنهاییکه با تفاوت های لفظی باسما ی مختلف آنرا یاد کرده اند وبا آنها صحبت میدارند درحقیقت یک لسان میباشند.
    . ولی یک چیزی را من میگویم که نزد بعضی ها نباید این شیرینی در لباس تحقیر ویا خدا ناخواسته نا مقبولی دیگر السنه های ملی م ا مبدل شود زیرا هر لسان در هر منطقه ای از میهن بنزد صحبت کننده گان شان شیرینی ها یی دارد و باصطلاح ه یجکس نگوید که دوغ من ترش است . یعنی من میگویم که همه لسان هاییکه توسط اقوام مختلف میهن ما در گوشه و کنار وطن صحبت میشود در مقطع خاص زبانی و مکانی و ریشه های تاریخی و جعرافیایی شان قابل تمجید است و قاب ل احترام . من که شخصا که بفارسی ویا دری صحبت میکنم و شاعری هستم که دو جلد کتاب شعر بنام برگه های یاس و امید بفارسی تحریر وسروده ام این خود پرواضح است که فارسی را دوست دارم نه بمفهوم حقیر شناختن دیگر ل سان ها. من به تماما اقوام و ملیت های مختلف میهنم را با تمام غنایم فرهنگی شان که زبان خود نیز جزیی از فرهنگ است احترام دارم و نه تنها لسان شانرا بلکه همه فرهنگ های مختلف میهنم را دوست داشته و خواهم داش ت و هر باشنده ای این سرزمین به من حیثیت هم میهن وبرادر و خون شریکی دریک میهن واحد رادارند. باید هم ه ای هموطنان بدانند که افتخارات لسانی ، قومی، مذهبی ، سیاسی و اقتصادی ، تاریخی وفرهنگی در یک کشور وا حد در عین زمانیکه به هریک از اقوام و ملیت های مختلف تعلق دارد ولی در مجموع این افتخارات به تماما باش نده گان یک سرزمین ارتباط میگیرد و همه بآنها باید ببالند . من یقین کامل دارم که هدف ونیات نیک محترم آ قای رهین که فارسی را شکر گفته اند و من هم آنرا تایید میدارم به مفهوم کم زدن دیگر السنه های محلی و مل ی ما نخواهد بود.
  • ناشناس
    اسلام و اعلیکم
    شکر آن زبان است که زبان رسول الله است. مبارک آن زبان است که زبان کلام الله است. اگر از اشعار سعدی و فردوسی, کلمات عربی را حذف کنید اصلا شعری باقی نمی ماند. بدون عربی ما نه زبان داریم و نه ادبیات.
    الافغانی
  • Pashtun
    You setamis are amazing
    About the words that persian borrowed from arabic, turkish, hindi, russian, french, greek and etc you are saying that persian is that great because it was capable to borrow wo rds from other languages. However about the same process of borrowing of foreign words in pashto you are keep saying that pashto is poor thats why it is borrowing from other langauges. just make up yo ur mind before opening your mouth.
  • ناشناس
    با سلام و عرض ادب و احترام بحضور پروفیسور استاد رسـول رهین

    بیشک شخصیتهای علمی چون جناب استاد گوه رانی تابناک و ستاره گانی درخشانی هستند در آسمان کشور افغانستان که خدواند ایشان را حفظ کند. فرمایشات استاد بزرگوار برگ زرین است بر افق علم و ادب کشور باستانی ما.

    استاد بزرگوار مارا از پیروان خود دان سته و دعای مان کنید. تا در راه سفید و روشن شما که همان سعادت مردم افغانستان است روان باشیم.

    ناصر فیروزی
  • شنا سا
    آقای ناشناس لطفاّ بعد ازین توصیه را توسعه ننویسید چونکه نادانی املایی تا ن تلقی میشود
  • فرید
    با سپاس از استاد بزرگوار .من واجد آن صلاحیت نیستم تا در مورد نوشتۀشما ابراز نظر کنم .اما می گویم فار سی شکر است !دوسال فبل وزارت معارف ؛تصمیم به جدا سازیی صنوف درسی به پشتو وفارسی کرد،در این زمینه تبلی غات بسیار زیادی به راه انداخت ،مواد درسی تهیه کرد واز شاگردان پشتو زبان خواست به صنوف پشتو نامنویس ن مایند واز معلمانی که زبان شان پشتو بود خواستند در راه تدریش به این زبان با وزارت همکاری نمایند . انگ شت شمار پشتو زبان ها حاضر شدند به صنوف پشتو نامنویس نمایند.حتا معلمان پشتوزبان حاضر به تدریس با این زبان نشدند.معلوم است که این ها خود را با زبان فارسی راحت احساس می کنند .برنامۀ پشتو سازی برای حال در مکاتب شکست خورده است .اما تلاش ها در زمینه های دیگر همچنان ادامه دارد .
  • ناشناس
    باید خدا را شکر گذارباشید که همین افغانها شما مهاجرین را در کشور پیرفت. نمک را میخورید و در نمک د ان ......میکند
  • حامد
    استاد رهین شما واقعا قابل افتخار هستید.

    اقای ناشناس توسعه اشتباه است توصیه باید باشد.
  • ناشناس
    گرچه شما بعضی تاجیکها از ما پشتون ها نفرت دارید اما باز هم ما پشتون ها شمارا منحیث یک افغان دوست دا ریم ودوست خواهیم داشت چون در محل تولد تان در پاسپوت هایتان تان اففغغانستان نوشته شده گرچه اجداد های تان در افغانستان تولد نشده بودند.. و اینکه گناه شما نیست وما نمیخواهیم شما مثلی فلسطینی ها در بدر شو ید لطفا تشویش نداششته باشید افغانستان کشور شما هم است. برادر پشتون تان (افغان زوی)
  • masood
    jnab mohtaram ba arze sepas az zahmat hai shomma bozorgwar mekhastom beporsom aya amkan dara ke mah ai hamal sawr jawza bajai mahai irani bnawiceta agar amkanesh bashad tashakore bisyar ziat
  • Ali Haider
    the best way to improve the relation in the so called afghanistan is to work with other nations and the way this preofessor writes, only can increase the problems. The best thing is to work towards po ssitive and stop crying like old ladies I live in 21th century and i do not care which language peop le are talking aobut, but for me is important how we make a peacefull enviornment to ensuure prosper ity and peace for all nations in the country
  • ناشناس
    znda bad ariany kabir
  • ســـها
    سلام به همه.
    درنخست ازدانشمند بزرگ جناب پروفیسور"رهین"ممنون ومشکورم که با قلم تواناوخون جگر این درخت پربارکهن سال راآبیاری می نمایندوکور مغزان را ازخواب خرگوش بیدار میکنند.درثانی مثال خوبی دار یم که میگویند،مهمان صاحب خانه را از خانه خودش بیرون میکند.ویا به استلاح عوام بیرون سنه آمد درون سنه ره کشید.احمد جان اوغان خوش به حال من که اگر به ایران ویا تاجکستان بروم ویادرافغانستان باشم به زبان خ ودم صحبت مینمایم.دلم به حال شما میسوزدکه از هر طرف رانده شده اید. نه پتان شدید ونه هندو.
  • مینوچهر

    در جواب الافغانی
    "اسلام و اعلیکم
    شکر آن زبان است که زبان رسول الله است. مبارک آن زبان است که ز بان کلام الله است. اگر از اشعار سعدی و فردوسی, کلمات عربی را حذف کنید اصلا شعری باقی نمی ماند. بدون عربی ما نه زبان داریم و نه ادبیات.
    الافغانی "

    اگر از اشعار فردوسی, کلمات عربی را حذف کنید ؟ !
    کدام کلمات عربی در اشعار فردوسی؟
    شما مثل اینکه متوجه نیستید, افتخار بزرگ شاهنامه اینست که هیچ کل مه عربی ندارد.

    اما در مورداین گفته تان:
    " شکر آن زبان است که زبان رسول الله است. مبارک آن ز بان است که زبان کلام الله است."!

    کدام رسول الله؟
    شما حتمأ قرآن را قبول دارید و باور دارید که قرآن از جانب خدا فرستاده شده.
    خوب پس باید بدانید که خداوند خواسته همه پارسی زبانان زرتشتی باشند.

    چرا؟
    چون این دستور صریح الله است و چندین بار آن را در قرآن تکرار کرده است تا جای هیچ شک وشبهه ای نباشد که ایرانی ها نباید از محمد پیروی کنند و باید از پیغمبر خودشان که زرتشت است پیروی کنند. من در اینجا یکی از این آیه های قرآن را برایتان تکرار میکنم.

    سوره ابراهیم، آیه 4

    وَمَا أَرْسَلْنَا مِ ن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ ۖ فَيُضِلُّ اللَّـهُ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي م َن يَشَاءُ ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ

    ما برای هیچ قومی پیغمبری نفرستادیم بغیر از پیغمبری که ب ه زبان آنان سخن بگوید.

    پس بنا براین محمد برای ما پارسی زبانان فرستاده نشده است. پیامبر پارسی زبان زرتشت بوده و در نتیجه و بر طبق گفته خودتان هم, فارسی شکر است.
  • عین الدین  - بحثـــی پیـــرامــــون یگـــانگی زبـــان فـــارســ

    سلام به همه خوانندگان سایت خاوران،
    آقای مسئول خاوران، اگر در پیامخانه سایت شما آزادی بیان باشد، این مطلب را به نشر برسانید
    دوست عالیقدر مینوچهر ویا منوچهر شما به مانند صدها و هزار های دیگر گزافه گوی ی کردید، در غیر آن شما هم خوب میدانید که شاهنامه به اصطلاح ایرانی ها، یک کلاه برداری مزورانه و دام ت زویر بود که توسط یکی از سرمداحان سلطان محمود یعنی ابولقاسم فردوسی به خاطر بدست آوردن پول این دام گذا شته شد و به این سبب زمانیکه غزنوی فهمید که این یک کلاه برداری است، بنابراین فردوسی را مجازات و او با لآخره توبه نامه یی به حضور سلطان نوشت و بعداً مشغول نوشتن کتاب یوسف زلیخا شد.
    شهنامه را شما هم مطال عه کردید و ما هم مطالعه کردیم، اگر ازین شاهنامه که از آن کتاب مقدس تیار کرده اید، کلمات و لغات غیر ف ارسی بیرون کرده شود، هیچ معنی و مفهومی ندارد.
    به خاطردریافت کلید این مطلب شما را و کسانیکه کورکوران ه به این میف باور دارند، دعوت میکنم که یکبار در صفحات آغازین فرهنگ عمید مراجعه فرمائید و ببینید که د ر آنجا به وضاحت توضیح شده است ( هر کلمه ایکه در آن کلمه حروف ث، ص، ض، ع، غ، ق، ط، ظ، ج، ژ ... وجود د اشته باشد، فارسی نیست). این گپ من نیست بلکه گپ آقای عمید فرهنگساز است. شاید من کدام حرف ها را کم ویا زیاد گفته باشم زیراکه فعلاً فرهنگ عمید به نزد من نیست که یکبار دیگر به آن بنگرم.
    یکبار شما هم به ا ین گپ متوجه شوید و بعداز دریافت این مطلب، بروید و شهنامه خود را گزوپل کنید.

    با احترام

    عین الد ین
  • kiomars  - ar
    I believe, languages should not create any rift between different ethnic groups in Afghanistan and a scientific research about an old and rich language like Dari/Farsi should not be considered an anti -Pashtu and anti-Pashtuns act. Professor Rahin's article is an excellent piece. The main problem whi ch really instigate the ethnic conflict in our country, is the ignorance, and biased, unjust primi tive behaviors of some so-called Pashtun intellects most whom live outside the country. Pashtuns should also research about their language and history, but it should go beyond much beyond Potta Kha zana. With foul language racism, tribal mentality you will never be able to succeed, especially in present time.
  • ناشناس
    سلام به همه
    به نظر من ایجاد تفرقه خود گناه بزرگ است . از همه دوستان خواهشمندم موضوع زبان ، قوم ، سمت را از خود دور سازند همه ما وشما مسلمان هستیم .
    تشکر

    رهگذر - افغان
  • د.وفأمعصومی
    دستهای مبارک آقای رهین درد نکند وقلم رسأ وتوانای شان پررنگتراز همیشه، زرافشانتر ومروارید گستر باد.گو شه بزرگ دین فرهنگی وملی خودرا با شایسته ترین عنوان ودلپذیرترین مضمون پیوسته به گذشته ادا کردید. سعاد ت ، دوام طولانی عمر بی رنج وسعادت همیشگی برای شما ووابستگان محترم شما وهم زبانان وهم تباران شماآرزوی منی همتبار وهمزبان شما میباشد خواهد بود. پیروز باشید.
  • محمود
    مااز فاشیزم ومزدوران استعمار نفرت داریم زیراکه به ضرر مردم وخاک ماهستند.مااعلیه اوغانهائیکه درخراسان دزدی ورهزنی را توقف بدهند ومزدوری استکبار وباکستان را نکنند برای مدتی صبر داریم در غیر آن دو راه دا رند یا به اسرائیل سفر کنند ویازده زده به هندوستان فرستاده میشوند.مهمان یک روز دوروز نه همه عمر ما ان شاالله موفق هستیم وباید مجهز گردیم. اگر این مزدور این مزدور که به بی اطاعتی ادامه بدهد آنوقت دیگر را ه دوم را می فهمد که حاجت به گفتن نیست.
  • ناشناس
    ba jawab ahmad awghan!intihari lawda to diga chiqa beaql bodi.awghan ghol tarikha yak bar drost bikh wanki mawlanai bzorg az koja bod wa ya abo ali sinai balkhi wa 10 ha wa 100 hayi digar ahta chand sada baad az mawlanai bzorg ajdad to anoz in sarzamin ra nadida bodand wa dar koh hayi sulaiman zindagi mekardand mahajir asli to asti ahta imroz ham to nametani intikhab koni ki az afghanistan asti ya chatalistan ya pakistan.dili ma ra kafandin blakhira chi waqt adam meshind?.sangchili mazar jan
  • امیر شیر علی خا ن
    مرد یا خا نم غ. م. کا بلی از جرمنی
    اصلا" خودت فعلا" تا بعیت و پا سپورت جرمنی داری و ن سبت به دری به آلما نی بهتر صحبت مکنی و شا ید در منزل و خویش و قوم شما نیز آلما نی زبا ن اولی با شد و تو منبعد حق دخا لت در امور افغا نستا ن را نه داری تو را چی به این وطن ؟
    این وطن از کسا نی است که در این حا لت مثل قا مت و شکل یک کره آتشین در آن زندگی میکنند .
    بهتر است اضا فه بد نکنی و در فکر تفرقه اندازی نبا ش .

    امیر شیر علی خا ن
  • غ.م.کابلی از جرمنی  - sdfvj uzdfjhn


    ا میر شیر علی خان
    برای من فرق نمیکند که اسم اصلی ات چیست چون ما با دروغ گویها . بی غیرتیها . و ناج وانمردی های شما پشتون ها بلد شده و خوب میدانیم که این اعمال ننگین را انگلیس ها برای تان درس میدهند چ ون در اصل هم شما چوکرهای انگلیس و اولاده یهود ها هستید دیگر چهره اصلی تان به تمام مردمان کشورم معلو م شده که شما از خود چیزی نبوده و به زور پول و سلاح غربی ها و به دساتیر استخبارات پاکستان مینازید چون از خود کله و منطق ندارید.
    در حقیقت شما پشتون ها را میتوان زن های خارجی ها نامید .
    شما پشتون ها به جیره خوری و نان بی غیرتی و مفت خوری عادت کرده اید چون شما نه اهل کار هستید و نه هم اهل آموختن علم و دانش و چند نفر تان هم که خود را تحصیل کرده معرفی میکنند اسناد جعلی و ساختگی داشته و اگر خوب دقت کن یم از طرز صحبت کردن شان کم سوادی و بی دانشی شان نمایان میشود چون اشخاص و افراد تحصیل کرده دارای درا یت خوب فکری و منطقی نیز میباشد .
    به هر صورت تا دیر نشده هرچه عاجل چهره های نجس تان را از سرزمین مقد س آریانای قدیم و خراسان زمین گم کرده و به کشور اصلی و نزد پدران یهودی تان برگردید.
    فقط جنرال صا حب دوستم و برادران ملیت ازبیک مان خوب میدانند که با شما پشتون های وحشی چی کنند وبس چون حالا چشم سفی دی و چشم پارگی تان دیگر از حد گزشته بخاطر دارید که طالب های وحشی یا بهتر بگویم پشتون ها فروخته شده و گوش به فرمان پاکستان تحت نام طالب باز هم میخواستند همان عمل بی شرمانه خودرا یکبار دیگر تکرار نموده و بالای صفحات شمال مثل قبل حمله نموده و تمام مناطق شمال را به خاک و خون بکشند اما بی خبر از اینکه این بار چهره های اصلی شان شناخته شده و پلان شوم ونامردانه شان از قبل کشف و افشا. چنانچه به تمام همو طنا تاجک . هزاره و ازبیک مان معلوم بود که این وحشی ها حتی از کشتن و بی ناموسی در حق اطفال پیره زن ه ا و پیره مرد ها هم دریغ نمی نماید.
    دیدید که این بار چطور قهرمان مردان تاجک و ازبیک در کمین نشسته ب ودن .
    دیدید جنرال صاحب دوستم چطور دوازده هزار و پنجصد نفر طالب را که اکثرا پشتون ها بودن و بخاطر به خاک و خون کشیدن و چور و چپاول و کشتن مردم بیچاره و بی گناه بالای صفحات شمال حمله ور شده بودن چطور مع اصره و همه را قتل عام و به سزای اعمال ننگین شان رسانید.
    متل عامیانه است که گفته اند.
    ( سزای قروت آب گرم) .
    غ.م.کابلی از جرمنی
  • ُسید میلاد سادات
    سلام به سر دمداران (خاوران) مه بسیار خوش هستم که چنین اتاق پر معلومات ره که توسط شما نخبه گان کشور ر هبری میگردد سراغ دارم..و مه تمامی موضاعات که در باره زبان دری پارسی نشر میکنید مطالعه میکنم.
    سپاس ا ز تمامی شما عزیران..
  • ناشناس
    پشتون ها از دوستي بين فارسي زبان ها وحشت دارند.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در يكشنبه ، 15 اسفند 1389 ، 02:17
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

پـــــارســـــی

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 204 مهمان آنلاین


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.