Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
بخشــی کوچــکی از بحث بــزرگ تحت عنــوان درست نویســی PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - زبــــان
نوشته شده توسط دوکتور صلاح الدین سعیدی – سعید افغانی   
چهارشنبه ، 2 شهریور 1390 ، 12:55

دوکتور صلاح الدین سعیدی – سعید افغانی خوانندۀ معزز و گرامی!
دو روز قبل چند سطر مختصر را از طریق ایمیل بدست آوردم که درآن دو نویسنده با تبادل نظرمتن ذیل درپهلوی سایرین به من نیز ارسال کرده و نگاشته اند «... دوست گرامی....نکته ای که درین مقطع باید به عرض برسانم اینست که شرط اول نامه نگاری املای درست میباشد. در چند جملۀ کوتاهی که از شما گرفتم، دو نکته قابل تذکارست....

اول لطفاُ به یک و یا چند قاموس زبان فارسی (یا دری اگر طرف دار آن استید) مراجعه کرده و ببینید که کلمۀ "گفتمان" در آنها وجود دارد یا خیر.

باید خاطر نشان نمایم که در یک زبان، لغات جدید یا در دراز مدت توسط مردم علاوه می شوند و یا هم در بعض ممالک کمیسیون های خاص برای قبول لغات جدید وجود داشته میباشد. کارمندان صدای امریکا و بی بی سی این حق را بی مورد به خود داده اند. ثانیاُ کلمات از قبیل "نویسنده"، "زنده" "هفته" و غیره با (ه) نوشته میشوند. اما وقتی با پساوند "گی" مربوط می شوند، حرف (ه) آن حذف میشود. پس "نویسندگی، "زندگی"، "هفتگی" و غیره درست است.

امید که این یاد دهانی بنده را غیر مغرضانه تلقی بفرمایید.

ایمیل دوم: دوست محترم داوود موسی سلام و تمنیات نیک خود را خدمت شما ابراز می دارم. از نامه و نظریات شما جهانی سپاس.ر. پروانی.

ایمیل سوم: باید بگویم من هیچگاهی نظرات، پیشنهادات و حتی انتقادات را مغرضانه تلفی نکرده، می کوشم از آن ها استفاده کرده و در اصلاح خود بکوشم، اما اجازه بدهید در مورد حذف های غیر ملفوظ پس از علاوه کردن گی در آخر جمله با شما موافق نباشم. در کتاب روش املای زبان دری که در سال 1383 در مطبعه تعلیم و تربیه کابل به تیراژ 10100 جلد به نشر رسیده، به صراحت گفته شده که:
"هر گاه واژه مختوم به "های" غیر ملفوظ با گان یا ها جمع شوند، های غیر ملفوظ حذف نمی شود. مانند:
بنده، رونده، نویسنده که می شود: بنده گان، رونده گان، نویسنده گان..."
این کتاب به همت دانشمندان شناخته شده که هر کدام نخبه های زبان ادبیات و در کشور ما شناخته شده اند، هر یک:
مرحوم پوهاند عبدالاحمد جاوید، مرحوم پوهاند محمد رحیم الهام، پوهاند محمد عمر زاهدی، واصف باختری، اعظم رهنورد زریاب، استاد لطیف ناظمی، استاد پویا فاریابی
تالیف گردیده است. نسخه پی دی اف این کتاب را در سایت آسمایی می توان مطالعه کرد. من هیچمدان از همین روش که روش املای زبان دری خوانده می شود، استفاده می برم. در مورد اینکه هر واژه توسط مردم و به مرور زمان وارد زبان می گردد، کاملن موافق هستم.
از لطف و سپاس شما یک بار دیگر ابراز امتنان می کنم.
بامحبت و احترام فراوان، ر. پروانی

 

هموطنان گرامی، دانشمندان محترم و خوانندۀ معزز سلام و احترامات خدمت شما تقدیم است. اولا میخواستم چند سطری درمورد نوشته و دربحث سهم بگیرم. علت آن این نیز بود که من قصد دارد درمورد تحقیق مفصلی داشته باشم. اما بعد از شروع بحثم طولانی شد که مجبورا انرا به کشل ذیل خدمت تقدیم و بخشی از مطالب جنجال برانگیز را نیز باشما شریک میسازم. باید بگویم که بحث خویش را کامل ندانسته و برای مستند سازی به جزئیات وکنجکاوی لازم نه پرداخته ام:

بحث املا و انشاء زبان و درین جمله زبان دری/ فارسی و پشتو که برای ما مطرح است بحث بس جالب وخوب است. این بحث بخاطر جالب است که عـوض بحث برای بحث و بحث برای فتنه بحث و تبادل نظر درمورد مسایل عملی و ممد صورت میگیرد. تمرکزبراین مسایل برای روشن ساختن قـواعد بخاطر ضرورت که درین راستا کار لازم صورت نه گرفته و کار های بس عظیمی در پیشروی قرار دارد. میدانیم که در کشور ها و جوامع دیگر درین راستا کار وسیع صورت گرفته و بحث کننده حین باز کردن این بحث به آن توافقات و کتب مرجعی استناد میکنند که درین مورد از مراجع علمی و تحقیقاتی و اکادمی های شان به توافق رسیده. با آن هم این کتب مرجعی در هردوسه سال تجدید شده و تغییرات اندکی در چاپ های جدید بوقوع میپیوندد. ما که در ابتدای کاریم مجبورا به تحقیقات و پژوهش های انفرادی صاحب نظران خویش استناد میکنیم.

متأسفانه هست موارد که بحث ها وجدال های مشابه که نظر دهنده و بحث کننده دربحث نظریات و تمایلات غیر علمی و شخصی همراه با تعصب و پیشداوری های خویش را تحث تأثیر سمپتی ها و انتی پتی های خویش همراه ساخته و درزمینه افراط و تفریط صورت میگیردو گویا بحث از مجرای بحث دقیق علمی خارج میشود که دربسا موارد سبب تأثر و نفرت هم میشود. این حالت حد اقل ضیاع وقت خود و دیگران است.

به هر صورت مسایل و گفتنی ها زیاد است. اما ترند و توافق عمومی درجهان امروز درمورد املا وانشاء زبانها چنین است که آنچه باید نوشت که میگوئیم و شنیده میشود. به فکر وفهم من به اساس همین ترند و یا هم ممکن تعصب باشد که څارنوال را سارنوال مینویسند. بخاطر اینکه څارنوال از څار گرفته شده و معنای خود را دارد اما سارنوال نمی دانم از چه گرفته شده باشد. به اساس همین ترند است که معنا را در پشتو مانا مینویسند که معنا کلیمۀ عربی است و مانا نمی دانم از کدام لغت مشتق شده میتواند. اما نوشتن نعلت به قسم و طریق لعنت باز مشکل وبحث دیگری است که ایجاب بحث طویل میکند.

اما اگر ما ار ترندو روش: نوشتن آنچه میشنویم به قسم کې شنیده و یا گفته میشود باید نوشت، در متون مقدس دینی پیروی کنیم، روش خواهد شد که اصلا قابل قبول نباشد و مجاز نیست. متون مقدس باید به طوری نوشته شوند که اصل آن باشد.

بحث استعمال لغات اجنبی، موجه بودن و عدم موجه بودن آن که من نیز استعمال میکنم خود بحث جدا گانه است. من به این باورم که هرگونه افراط و تفریط درین راستا هم جای نداشته باشد.

مسلم این است که زبان درتکامل است. هر زبان و فرهنگ از زبان و فرهنگی دیگر متأثر میشود، به مرور زمان چیزیم میگیرد و چیزی میدهد. عـوامل این حالت زیاد است اما تسلط سیاسی، دینی و فرهنگی کلتور های مختلف بالای یکدیگر عوامل عمده و اساسی اند.

بحث تأثیرات زبان دری حتی در زبان انگلیسی مبنی براینکه در زبان انگلیسی میتوان کلمات را یافت که از زبان فارسی درزبان انگلیسی رایج شده و برعکس زبان دری، فارسی، تاجیکی و یا پشتو از زبان های دیگر متأثر شده است نیز قابل دقت است. بطور مثال تأثیرات زبان دری و پارسی در منطقه و هند تا جائیکه رهبر مشهور هندی مهاتما گاندی تخلص خویش را از زبان فارسی/پارسی انتخاب میکند. به این معنا که گاندی در زبان فارسی به معنای پدر اولادها است. یا درعصر امروز عدۀ از رهبران ما استعمال کلیمۀ ٳگنورش کن! ویا امثال آنرا درجملات عادی روزمره ای خویش استعمال میکنند.

دین مقدس اسلام و زبان عربی و تأثیرات آن در زبان های مان به شمول تأثیرات در نوشتن، املا و انشاء بحث دیگر و طولانی خواهد بود. تأثیرات زبان روسی در مقطع معیین از تاریخ کشور ما مبنی بر استعمال لغات روسی درمکالمات روزمره و بعدا تأثیرات زبان فرانسوی در زبان فارسی تحث تأثیرا ت قوت گرفتن علایق جوامع فارسی زبان با کلچر و فرهنگ فرانسوی زبان و بلاخره تأثیرات زبان انگلیسي بر زبان های کشور ما و جهان مبنی بر استعمال کلمات اجنبی مسایل و مباحث اند که درین مورد نیز قابل بحث اند.

بحث موجودیت تأثیر زبان پشتوو استعمال بخشی از کلمات آن در زبان دری که عدۀ را به همین دلیل اصلا به مخالفت به موجودیت زبانی به نام زبان دری کشانده تا بزعم خویش جلوی تأثیرات زبان پشتو را بگیرند، مطالب است که نیز قابل بحث عریض و طویل اند. تصادفی هم نیست که ما حتی بر بخش از رسانه های جهانی بحش های دری نداشته ویا قبلا نداشت و صرف بخش فارسی داشتند.

هست موارد که عدۀ زبان دری، فارسی، تاجیکی را یک زبان دانسته و این زبان ها را لهجه های مختلف عین زبان میدانند. عدۀ دری را اصل و فارسی را فرع ویا عدۀ دری را موصوف میدانند که جای صفت را گرفته و...........

و اما بحث حذف و عدم حذف (ه ) در کلمۀ مثلا "نویسنده"، "زنده" "هفته" در صورت اضافه شدن پسوند - پساوند "گی" که "نویسندگی، "زندگی"، "هفتگی" درست است ویا نویسنده گي"، "زنده گی" "هفته گی " باید گفت که درین راستا قواعد املا و انشای زبان دری و زبان فارسی از همه متفاوت اند. لذا یک صاحب نظر از املا و انشای زبان دری صحب دارد و دیگری از املا و انشای زبان فارسی. به این ترتیب هردو صاحب نظر به نحوی درست نظر دارند.

مسلم این است که حتی زبان انگلیسی که دارد به زبان جهانی تبدیل شده و زبان بالاتر از زبان یک ملت میشود (اٙپ نیشن لنگویج)، نیز تفاوت های در نوشتن، حدود و ثغور معانی کلمات دارد و این مسایل درین زبان نیز تا حال توحید نشده ویا نه خواهد شد. زبان انگلیسی انگلیس، زبان انگلیسی ایرشی، زبان انگلیسی استرالیا، زبان انگلیسی کانادا و زبان انگلیسی امریکا و خاصتا زبان انگلیس امریکای شمالی در نوشتن، افاده های معیین و معانی لغات تفاوت های دارند.

این و دهها مطلب و مبحث که ضرورت به بحث و توافق اتوریته های طبیعی و دانشمندان علوم زبان و کار سیستماتیک واکادمیک دارد.

به فهم و شناخت من عصر انترنت و اطلاعات جمعی مدرن کار را برای توحید درین راستا بیشتر مساعد ساخته که به فهم من سوال وقت خواهد بود که درین راستا بخش اعظم توحیدی در املاءو انشاء و بحش افاده ها لغوی و اصطلاحی کلمات صورت گیرد.

چنانچه گفته آمدیم داخل کردن هرگونه علاقمندی های و تعصبات واستفاده های سیاسی درین بحث های خوب به فهم من بی جا، و نادرست بوده و سطح بحث را بی سویه ساخته، بجای دیگری میکشاند.

واما درمورد اینکه علت اساسی عدم توافق هردونظر دهنده قرار برداشت من دربالا این است که هردو بر موضوع جداگانه یعنی یکی درمورد املاء و انشای دری ودیگر درمورد املا و انشای فارسی صحبت دارند من را به فکر این انداخت که عدۀ از ما چرا دیموکراسی و یا مصالحۀ سیاسی را نمی پذیرند؟ به فکر من هیچگاه عقل سلیم نظام را که از جانب مردم، توسط مردم و درخدمت پالش و پرورش ارزشهای مردمی باشد رد کرده نمی تواند. پس علت رد نظام دیموکراتیک توسطه عدۀ نظام است که دیموکراسی را روپوش تخلفات و جنایات خویش ساخته و تقلبی است. که درین صورت قضاوت بردو چیزی متفاوت است. همچنان دریک جامعه زمانی صلح پایدار برقرار شده نمی تواند تازمانیکه نیرو های سیاسی در ستیج سیاسی از مجاری نورمال مبنی بر ارادۀ ملت در یک انتخابات آزاد، و تحت نظر قانون برای صحت نسخه های به مردم مراجعه کرده و مشروعیت حاکمیت را از ملت بدست آورند. درین صورت مصالحه به مفهوم متمدن ساختن مبارزات سیاسی بوده، نه معامله و خیانت به ارمانهای خویش و آرمانهای ملت که درین صورت هیچ عقل سلیم باید آنرا رد نه کند. پس آنهای که مصالحۀ سیاسی را رد میکنند منظور شان باید چیری دیگری باشد تا این منطق که در بالا متذکر شدم که باز هم بر میگردیم که یکی از عوامل اختلافات ما ن همان بحث بر دو مطلب جداگانه است.

به هر صورت با ارادۀ نیک و خیر و تلاش صادق برای رسیدن به خیر و راه راست یکی از راه های حل اساسی کار بوده میتواند واست.

 پایان

Advertise your business here. Click to contact us.
  • جهانیشر
    نویسنده ای محترم وقتی ما واژه فرهنگ را داریم پس چه ضرورت که شما واژه انگلیسی کلچر را هم می نویسید؟!!

    نوشته شما خیلی بی ربط بود و تسلسل اصلاً نداشت.



    سپاس.
  • رحیل  - زندگی درستتر است تا زنده گی

    با همه احترامی که باید به نویسندگان شریف "روش املای زبان دری..." داشت، باید عرض شود که: آنچه به نام های غیر ملفوظ شناخته شده است در اصل آوای ( ـَ ) است. این آوا اگر در بین و یا آغاز کلمات بیای د زبر خوانده می شود. اما اگر در آخر کلمه بیاید آنرا به "ه" نشان میدهند و برای جلوگیری "ه " خوانده شدن، آنرا نام "های غیر ملفوظ" یاد کردند. اینجا یک نکته را باید روشن ساخت که حرو ف به خاطر بازتاب آوا یا صدایی استخدام شده اند که در زبان وجود دارد. حالا اگر حرفی را می نویسیم و می گوییم "غیر ملفوظ" است باید دلیلی داشته باشد. ورنه چرا بنویسمش اما نخوانیمش. حقیقت اینست که ا ین آوا هرگز "ه" نیست بلکه آوای زبر است. به گونه نمونه اگر بگوییم: رفته. درین کلمه هم روی  4;ر" و هم روی "ت" زبر وجود دارد. اما اگر پس از "ت" حرف "ه" را نگذاریم، ه رگز کسی آنرا "رفته" نمی خواند، بلکه آنرا "رفت" می خواند. پس آنچه در آخر رفته، گفته، خسته، نویسنده، پسته و غیره می آید ها نیست بلکه "زبر" است. حالا وقتی این کلمات با پسوند " گی" ادامه یابند، زبر یاد شده روی حرف پیشتر از رفته و دیگر نیازی به ماندن "ه" درآنجا وجود نمی داشته باشد. ازینرو رفتگی، خستگی، زندگی... گونه درست نوشتاری این کلمات اند. هیچ تفاوتی در تلفظ & #34;خستگی" و "خسته گی" وجود ندارد. پس نوشتن "ه" زاید است. به طور مثال چه تفاوتی میان علت های " جنتری" و "بستگی" وجود دارد؟ اگر ما جنتری را به گونه "جنته ری" نمی نویسم چرا بستگی را به گونه "بسته گی" بنویسیم؟
    این بود دلایل بنده برای ننوشتن "ه 4; در کلمات خسته و بسته و زنده... وغیره. اما به این نکته نیز باید اشاره کرد که زبان قرار داد است. یع نی به گونه قراردادی حرف هایی را برای آواهایی می پذیریم تا خط به میان بیاید. اما وقتی قاعده وضع می شو د باید تابع قوانین بود. این سخن را نیز نمیتوان نادیده گرفت که باید روش های املایی از سوی مراجع معتبر علمی و زبانشناسی معین شود و دیگران نیز باید ازین مراجع پیروی کنند. در امریکا حد اقل سه شیوۀ املایی وجود دارد. اما این صروریست که در هرنوشته باید یک شیوه دنبال و پیروی شود...
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ، 2 شهریور 1390 ، 13:03
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 362

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 173 مهمان آنلاین


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.