Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
تحــولات زبــان دری و یــا زبــان فــارســی (تاجیکی) از قرن 19م به بعد در آسیای میانه PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - زبــــان
نوشته شده توسط سیدمحمد خیرخواه   
دوشنبه ، 16 آذر 1388 ، 10:44

خیرخواهبنا بنوشتة فصل نامه پژوهشها ایرانشناسی [1] (یکی از خصوصیت های زبان این دوره در آسیای میانه این بوده که کلمات روسی وارد ترکیب لغوی زبان فارسی تاجیکی شده و وابسته به شرائط آن روز هر روز تعداد آنها بیش از پیش افزایش می یافته.

پیدایش مطبوعات و وسائل جدید تولیدی، تازگی های فنی، کشیده شدن راه آهن و گشاده شدن مکتب های روسی و غیره همه باعث می شده که کلمات روسی بیشتر وارد زبان فارسی تاجیکی گردیده و در کنار آن جهت انعکاس مفاهیم نو کلمات و عبارات نو تاجیکی بوجود می آمده که قبلاً مستعمل نبوده اند.

 بدینوسیله وابسته به نوگری ها که وارد زندگی جامعه ابتدائی قرن بیستم میگردیده، در کنار پیدایش اشیاء جدید (مفاهیم جدید) واژگان روسی هم پیش از پیش وارد زبان گفتاری و ادبی فارسی تاجیکی میگردیده و در ترکیب لغوی زبان بخش مهم را تشکیل میداده است که بگفته نویسنده این عناصر قرضی را نمی توانستند با کلمات تاجیکی و یا ازبکی عوض کنند. تعداد زیادی از این واژگان روسی بتدریج بجای کلمات فارسی تاجیکی، عربی و ازبکی مستعمل شده و رواج پیدا کرده اند و از جانب دیگر جهت منعکس ساختن مفاهیم و تابش های نو معنائی یعنی مفاهیم (دارای معانی جدید) لازم بوده بواسطه ضرورت استفاده عموم و تقاضای روز افزون جامعه این واژه ها را مورد استفاده قرار دهند.) بطور مثال کاربرد واژگانی چون 1-آرتیل بمعنی شرکت تعاونی، 2- اگنت بمعنی مأمور دست نشانده، 3- وگزال- ایستگاه راه آهن، 4- وگان- واگون، 5- قزیته – روزنامه، 6- دیپلوم- دپلوم، 7- دستینه- نوع مالیات، 8- زاؤود- کارخانه 9- کلوپ- کلب، باشگاه، 10- کالسیکه- کالسیکه درشکه کادی، 11- پاییزد، قطار، 12- پرخود- کشتی بخار، 13- پاساژ- پاساژ، مارکیت، 14- پیچ – بخاری، اجاق، 15- پادوازکه – حمل و نقل، 16- سماوار – سماوار، 17- فرغون – کالسیکه سربسته و امثال این کلمات و واژه ها که بتدریج وارد زبان فارسی تاجیکی شده که امروز مانند این کلمات و واژه ها کلمات زیاد دیگری از زبان روسی وارد زبان تاجیکی گردیده و در مکالمات روزانه مردم مورد استفاده قرار دارد.


و از جانب دیگر از اوائل قرن بیستم بدینسو با زبان و ادبیات زبان فارسی تاجیکی متأسفانه از دید ایدیالوژی چپ برخورد صورت گرفته است. بطور مثال از نوشته زیر که اثر یک نویسنده معتبر تاجیکی در این قرن است مطلب فوق را بخوبی میتوان دریافت نمود. جائیکه آقای ناصر جان معصومی([2]) در مقاله خویش چنین مینویسد:([3])


در ابتدای قرن 20 در آسیای مرکزی در کنار جریانات فئودالی، جریانات کاپیتالیستی نیز رواج یافته و خط آهن و کارخانه ها و مؤسسات جدید ساخته شده که بر مبنای آن تجارت نیز توسعه یافت در این زمان بود که در برابر پیدایش بورژوازی محلی، مطبوعات بورژوازی مانند مجلة «آیینه» و روزنامة «بخارای شریف» و سایر روزنامه ها نیز منتشر گشته و در شهرهای سمرقند، کاگان، خوقند و تاشکند چاپخانه های محلی نیز تأسیس شده بود که در بعضی از شهرها مدارس روسی نیز گشاده شد که تحت تأثیر آنها مدارس جدید محلی نیز با اصول جدید شروع به کار کردند. در کنار اینها، جنبش های دموکراتیک انقلابی که شخصیت های پیشرفته و مترقی جامعه این منطقه را به خود جذب و جلب کرده بودند رو به افزایش و ترقی بوده و روند و مبارزه در عرصه های مختلف ادبی روز به روز افزایش می یافت و تمام این شرائط جدید سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در زبان، که یک وسیلة ارتباطی در بین اعضای جامعه است، نیز مستقیماً منعکس می شد و همیشه در زبان ادبی این دوره تغییراتی وارد می گردید. نمایندگان جریان های مختلف مثل قبل با زبان ادبی مناسبات گوناگون داشتند و در این بخش حتی در بین نمایندگان اقشار پیشرفتة جامعه نیز تفاوتی دیده نمی شد. در این دوره آن روندی که در زبان ادبی اواخر قرن 19 وجود داشت، به طور ویژه ادامه یافت اما صرف نظر از وجود داشتن جریان های مختلف، روند دموکراتیزة زبان ادبی به طور مثبت انجام می شد.


ادبیات درباری و رویة تقلیدی به آخرین درجه بی مضمونی خود رسیده و فرمالیسم در این ادبیات بیش از پیش قوت گرفته بود. زبان و اسلوب ادبای پیرو این جریان نیز کاملاً مقلدانه بود و آنها می خواستند به وسیلة «اسلوب بلند درجه» و تصاویر رنگین که از زندگی واقعی دور بود، بی ذوقی، بی مضمونی و بی مقصدی آثار خود را پنهان نمایند. سبک قدیمی، سخن پردازی و لفظ بازی نه تنها در نظم بلکه در زبان نثر و آثار علمی و ادبی این دوران نیز به طور سنتی ادامه داشت و این روند را در آثار نمایندگان جریانات مختلف ادبی این دوره می توان دید. بدین طریق بعضی از آثار کتبی ابتدای قرن 20 خود گواه است که زبان ادبی در نوشته های علمی و تاریخی خود بیشتر در مدح و توصیف صاحب منصب ها، دانشمندان و ادبای زبردست، ویژگی های زبانی و اسلوبی پیشینه را به طور سنتی حفظ می کرد. افرادی که کم یا بیش از سبک بیدل پیروی می نمودند، زبان نوشته های نثر شان نیز پیچیده و مشکل بود، به طور نمونه پاره ای را از نثر طفرخان جوهری که در بارة آدم و ماهیت وی نوشته شده می آوریم:


(نسخة جامعه اسرار و محیط دایرة انوار، همین از نقطة مرکز تا خط پرکار آدمی است که حقایق کونی و الهی و دقایق علوی و سفلی در او جمع است و محفل انفس و آفاق را هم او شمع. اگر اجمال است، او جامع و اگر تفصیل است، او لامع. خلافت معنوی و صوری را او لایق و به تشریف، (ولقد کرّمنا بنی آدم)، بر همة موجودات او فایق. چون خلقت او جامع اضداد است، از این رو او اعجوبة ایجاد است. ترکیب او بدیعه ای است که مظهر ظلمت و نور و مصدر خیر و شر است. اگر سعیی در مکارم اخلاق و محاسن اشفاق می نماید، لازم انسانیت به جای می آورد که مرتبة فتوت و چون به کسب علوم دینیه و تحصیل کمالات صوریه و معنویه دامن جهد بر می زند. به حکم (العلما ورثه الانبیا)، وراثت اصلیه فائز به حظوظ وافر می گردد و برهان بشریت بپیش می برد که، (علّم آدم الاسماء کلّها) نعت باب اوست او میگوید:


در زبان فرمالیست ها، مقلدها و ادامه دهندگان سنت دشوار و پیچیده نویسی، علاوه بر سوءاستعمال کلمات و عبارات عربی و عبارت سازی مجازی بی موقع و نالازم و بیان مصنوعی، باعث شده که معنی و ماهیت مضمون پوشیده بماند و تأثیر حقیقی سخن از میان برود. این ویژگی را نیز می توان در نثر تاش خواجه اسیری که نظم وی معنی های عالی و پیشرفته را افاده کرده، نیز مشاهده کرد. مثلاً اسیری چنین نوشته: «که روزی در فصل خریف، مطابق سنة 1327 در سه راهة اول بازار «پنجشنبه» همچون قایمة واحده بر زاویة ثلاثه، بر صدر چهارپایة سماواری نشسته بودم، شش جهت در امید آمد و شد احباب، بر روی احوال خود بربسته. فضای اندیشه نه چندان تنگی پذیرفته بود که با خیال فاضلی آغوش وسعت کشاید وصف آیینة خاطر به زنگاری نخفته که صیقل ملاقات دیدار کاملی وازداید .... در خلال این حال دیدبان دیده به هر طرف دوربین نظاره می انداخت و قراول نظر به تلسکوب اندازی انتظار می پرداخت، ناگاه از افق پژوهش حال سه عدد کوکب ... نمایان ساحة ظهور گردید و سه نفر شخص عمامه دار جلوه فروش بازار حضور، به حکم سابقة معرفت دو نفر آنها را می شناختم؛ یکی ملامیر امین مدرس و دیگری حاجی میرزا یادگار بود و پیشتر با آن دو، نرد مواخات و آشنایی می باختم اما دیرباز دیدة مشتاق شخص ثالث که نشان مجهولیت عنوانش رافع حجاب ناشناسی نمی گشت و نام مذهولیت اقتحامش هیچ گاه به فهرست مجموع خاطر نمی گذشت، توافقاً شرف تلاقی بخشید و دامن دیده از بوستان جمالش گل نظاره چید. الحاصل موالد ثلاث با من عناصر اربعه گشت، یعنی مراسم امتزاج حجاب غیرت از روی شاهد صحبت فرو هشت.» او علاوه میکند: با چنین وضعیت معلوم است که سبک پیچیده و دشوار که از زبان مردم دور بود، نمی توانست مشکلات زبان ادبی را در ابتدای قرن 20، به بعد حل کند و یا به روند رشد آن تأثیر مثبت نماید. این در حالی بود که روند ساده و به مردم نزدیک ساختن زبان ادبی تاجیک بیش از پیش تقویت یافته میرفت و این روند بر رویة دشوار نویسی سنتی غالب می شد. هر کدام از گروه های جامعه در روند دموکراتیزه زبان ادبی منفعت خاص خود را داشته اند. د رابتدای قرن 20، بورژوازی محلی نیز با توجه به منافع خود از اصول ساده نویسی و نزدیک شدن به زبان زندة مردم پشتیبانی می نمود. بنا بر این سعی می کرد که زبان مطبوعاتشان ساده تر باشد. در یکی از نختستین شماره های روزنامة «بخارای شریف» که در سال های 1912 و 1913 منتشر می شد، چنین نوشته شده بود:


«ما باید مناسب حال عامة مردم سخن بگوییم، صلاح امر عمومی را درنظر داشته باشیم لهذا روزنامة ما از این به بعد در حد امکان به زبان پارسی ساده نوشته می شود».


در حقیقت اگر زبان مطبوعاتی و ادبیات بورژوازی با اصول دشوار نویسی سنتی مقایسه شود، عیان می گردد که از نظر ترکیب لغوی و طرزبیان ساده تر شده بوده است.

به اعتقاد چپگرایان مثلیکه جامعه در اصول به دو طبقه زحمتکش، سرمایه دار، فیودال و کارگر تقسیم میگردد زبان همچنین به زبان عامه (خلق) و زبان خاصه (زبان طبقات بالا) تقسیم شده که در مقابل زبان خاصه ولو زبان اهل علم و دانش هم باشد مبارزه باید صورت گیرد (نوع عوام زدگی در زبان) چنانچه در سطور بعدی میتوانید این مبارزه را بخوبی مشاهده کنید جائیکه نویسنده ادامه میدهد.


تکامل زبان ادبی تاجیکی و نزدیک شدن آن به زبان عامه، نه تنها در ترکیب لغوی بلکه در ساخت گرامری هم به روشنی مشاهده می شد چنانچه از روی زبان کتاب «تهذیب الصبیان» صدرالدین عینی و بعضی دیگر از آثار کتبی موجود مشخص می شود که یک قطار از شکل ها و قواعد گرامری که قبلاً در زبان ادبی رایج بود، تغییر یافته و قواعد گرامری زبان ادبی از حساب غنامندی زبان گفتاری مردم تکمیل یافته است. بنابر این می توان ویژگی های گرامری ذیل را بطور مثال ذکر نمود:


الف- در زبان نثر سادة ابتدای قرن 20 شکل جمع تاجیکی بیشتر استفاده شده و استفاده از شکل جمع عربی کم تر به نظر می رسد، بنا بر این در نثر عینی و دیگران به کاربردن شکل های «اوایل، اقوام، اشخاص، اوطان، مشاغل، دُول، مدارس، عساکر» و غیره تنها به عنوان ادامة ضعیف سنت جمع عربی مشاهد می شود. اصلا ًدر زبان گفتاری مردم تاجیک کاربرد جمع عربی معمول نبود و بنابر نزدیک شدن تدریجی زبان ادبی به زبان عامة مردم، نقش استفاده از پسوند های جمع تاجیکی (-آن، -بان، -گان، -ها) بیش از پیش افزوده شده و استفاده از شکل های جمع عربی کاهش یافت.


استفاده از پسوند های جمع تاجیکی در آثار قبل از قرن 19 و یا کاربرد واژة «مساجدها» در آثار احمد دانش و یا «اشعارها» در تحفه الاحباب حاکی از این بود که جمع عربی به قوانین داخلی زبان تاجیکی موافقت نداشت. بدین سبب پس از قرن 19 شکل های جمع عربی رفته رفته کم تر استعمال شده، تعدادی از کلمات جمع عربی (اعضا، رموز) به معنی مفرد به کار رفته، تعداد دیگر واژگان جمع عربی (اوایل، اواخر، عقاید) از استعمال خارج شد که حادثه ای کاملا ًطبیعی بود در عین حال کم به کار رفتن شکلهای جمع عربی را می توان دلیلی برای قابل فهم شدن زبان برای همگان محسوب کرد.


در زبان ادبی در اوایل قرن 20 استفاده از شکل «ایشان» به ویژه در زبان مطبوعات و آثار منشور کمتر شده میرفت. صدرالدین عینی جانشین «ایشان» را در تهذیب الصبیان تنها یک بار به کار برده که این ضمیر غیر از معنی جمع همچنین معنی احترام را از شخصی که اشاره شده، نیز دارد:


«در خیالش گذشت که در آنجا برادران از صبح تا شام محنت می کشند، مشقت می بینند، هر گونه کوشش می نمایند تا که میوه ها بسیار بهتر و خوب تر حاصل شود. اثر همین همت ایشان است که هر سال مبلغ بزرگی برای تحصیل محمد فرید یافت شده، صرف می شود.» (تهذیب الصبیان، صص 66 و 67). پس از این کاربرد ضمیر «ایشان» در زبان ادبی تاجیک مثل قبل معمول نشد.([4])؟


و به گفته نویسنده دیگر تاجیک اکادمسین محمدجان شکوری بخاری ([5]) در کتاب سرنوشت فارسی تاجیکی فرارود (ماوراءالنهر) در سدة بست میلادی([6]) که او چنین میگوید:

انقلاب اکتبر سال 1917 در ترکستان روسیه (تاشکند و فرغانه و سمرقند و خجند و غیره) و انقلاب سال 1920 در بخارا (از جمله در بخارای شرقی یعنی مرکز و جنوب تاجیکستان کنونی) زندگی فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی جامعه را به کلی دگرگون کرد و جامعه را از راه سیر تحول طبیعی تاریخی آن خارج کرده، به بیراهه های پرپیچ و خم کور استعدادی روانه نمود. جنبة اجتماعی و طبقاتی، مبنای حیات انسان و جامعه شمرده شد و ماهیت معنوی هستی آدمی به کلی انکار گردید. مادیگرایی رشد فرهنگ و زبان، محتوی ادبیات و هنر را کم کم دگرگون کرد و جامعه را به سوی بی معنویتی هدایت نمود. سیاست دستگاه ایدئولوژی بلشویکی در رشتة فرهنگ این گونه بود:

«انقلاب پرولتاریا توده های زحمتکش را به میدان تاریخ کشید، از اینرو ادبیات و هنر باید در خدمت عامة انقلابی باشد. از اینرو زبان ادبیات بدیعی و مطبوعات و نشریات باید چنان ساده باشد که برای بی سواد ترین زحمتکشان شهر و دهات فهما آید». اجرای این سیاست از روزنامه و مجله ها شروع شد. ساده نویسی در مطبوعات پس از انقلاب از ساده نویسی روشنگران پیش از انقلاب به کلی فرق داشت. زبان مطبوعات شوروی نه ساده، بلکه عادی و پیش پا افتاده بود. گفتار بی نظام عامیانه در زبان مطبوعات مسلط شد.

عناصر محاوره ای عامیانه پس از انقلاب در اندک زمانی، بیشتر گستردة نظم و نثر تاجیک را فرا گرفت. نه فقط در سالهای اول انقلاب، بلکه در دهه های سی تا شصت هم ناتراشیدگی ها و درشتی های محاوره ای کوچه و بازار هرچه بیشتر در ادبیات و مطبوعات نفوذ پیدا کرد و تا به امروز نیز ادامه دارد، که نشانة دموکراسی شدن زبان دانسته می شود. در نتیجه مفهوم «خلقیت زبان» (مردمی شدن زبان) ظهور کرد که درک نادرست آن گویش بی قاعده در تقابل با زبان ادبی صیقل دیدة هزار ساله گذشته ما است.

به این طریق مبارزه دوگانگی زبان که یکی گونة ادبی و دیگری گونة مردمی است، آغاز یافت. این دوگانگی زبان در حالیکه در طول تاریخ به صورت موازی رشد می کردند و به یکدیگر تکیه داشته و از یکدیگر تغذیه می کردند. مگر عوامل سیاسی در قرن بیست این دو گانگی زبان را به جنگ با هم انداختند.

دهة بیست و سی دورة انکار هستی تاریخی انسان بود و دعوا داشتند که تاریخ از دوران سوسیالیسم آغاز می یابد و هرچه پیش از آن بود تاریخ نبوده است. نیست انگاری (نیهیلیسم) روسی که تاریخ طولانی دارد و در سدة نوزده در رمان ایوان تورگینیف «پدران و فرزندان» بتصویر کشیده شده است و سرمنشأ معنویت ستیزی از جمله بی دینی جنگجو از همان نیست انگاری تاریخی سرچشمه میگیرد. نیست انگاری فرهنگی در سیاست حزب کمونست و دولت شوروی نفوذ کامل یافت و سراسر قلمرو امپراتوری شوروی را فرا گرفت. از احتمال دور نیست که آن عقائد خاور شناسان روسی که می گفتند تاجیکان زبان ادبی (معیار) ندارند، از همین سیاست تغذیه گرفته باشد و آنها به محض این که خلاف سیاست نروند، چنین عقیده ای را پیش کش کرده بودند.

نیست انگاری تاریخی بلشویکی از اول انقلاب تا آخر سالهای پنجاه برای خودشناسی ملی تاجیکان و رشد معنوی آنها زیاد ضرر وارد آورد. در دهة بیست و سی (تا سال 1937 و 1938. م) اهمیت ادبیات کهن و کلاسیک نیز به کلی انکار شده بود. اینک چند مثال را طور نمونه می آوریم:

نذرالله بیکتاش – ادبیات شناس تاجیک سال 1928 گفته بود: «عجبا، ما چه داریم؟ غیر از یک چند تا دیوان، لغت و تذکره چیز دیگر نداریم که برای جمعیت ما در آینده به کار آید. مگر همان دیوانهای ادبیات صنفی (طبقاتی) را تمام آدمانی که به الفبای کهنه سواد دارند آنها را می فهمند؟ البته نی! آن ادبیات صنفی (طبقاتی) که تماماً در بالای تصوف متمرکز شده است، که دارای استعاره های مخصوص و عباره های درون به دورن مرکب چیز دیگری نیست که هیچ کدام آنها را آدم بی سواد نمی تواند بی واسطه بفهمد.» . او علاوه میکند:

بی شک معنای این گفته آن است که ما در گذشته نه ادبیات داشتیم نه زبان ادبی. هر چه داشتیم چنان بود که آن را نه ادبیات می توان نامید نه زبان ادبی. که اگر گفته وی را تنها در باره ادبیات فارسی تاجیکی در نظر داشته باشیم باز هم گفتة او یک هیچ انگاری بی بنیاد است و بس.

انقلاب، همه معیارهای ارزشی ما را به کلی دیگرگون کرد، سره را سقط گفتند و سقط را سره. ادبیاتی که ده پانزده سال پیش زادة طبع بلند و عالی به شمار می آمد، اکنون تنها چند دیوان و چند بیاض ناچیز دانسته شده ادبیات گذشته را ادبیات صنفی (طبقاتی) شمردن به معنی آن است که آن ادبیات را متعلق به طبقات استثمار گر می دانستند که در این صورت ادبیات گذشته ما به طور کلی نیز بر ضد عامه مردم تصور گردیده و ضد خلقی پنداشته شده چنانچه یکی از نشانة ضد مردمی بودن آن این را دلیل می آوردند که گویا برای بی سوادان نافهماست. گویا فقط بی سوادان (خلق) اند نه دیگران. این بود «فهمش انقلابی» در موضوع زبان ادبی در گذشته شوروی.

متأسفانه باید بگویم که نذرالله بیکتاش که گفته بود «عجبا، ما چه داریم؟» این گفته او در دهة سی ورد زبانها در کوچه و بازار گردیده بود که همه با این پرسش، از ارزش محروم بودن زبان و ادبیات عصرهای گذشته ما سخن بر زبان آورده و به تمسخر میگرفتند و بر ضد آن در هر جا سخن میگفتند.

نیست انگاری فرهنگی که از دید صنفی (طبقاتی) منشأ گرفته از گفتة طرفداران این نظریه بخوبی هویدا بود «جایکه گفته بودند ادبیات فئودالی بورژوازی نظم و نثر آن همه در خدمت همان طبقة بالا (فئودالها امیران، ملاکان، حاکمان و خانها) و بورژواها قرار داشته همه این نظم و نثر های فارسی تاجیکی که در دورة فئودالی و بورژوازی نوشته و سروده شده برای پرولترها و کم بغلان (بینوایان) تاجیک هیچ فایده نداشته، بلکه افکار پرولتارها را زهرآلود می گردانیده است.

نباید گمان کرد که چنین گفته ها و نوشته های صرف فکر و اندیشة شخصی را بیان می داشته و به این سبب تا اندازه ای بی ضرر بوده است. نه هر گز چنین نبوده زیرا از دهة بیست و بخصوص در دهة سی دیگر امکان ابراز فکر و نظر شخصی در شوروی باقی نمانده بود. در روزنامه ها تنها آن عقیده ها که به سیاست روز سازگاری داشتند چاپ می شد. از این رو آنچه که در بالا گفته شد روح آن زمان را نمایان می سازد که متأسفانه چنین اندیشه ها و عقائید وضع فرهنگ، زبان و ادبیات و هنر ما را سخت متأثر ساخت. و حق به جانب آن پژوهشگر بوده است که در بارة مقاله های دهة بیست و سی چنین گفته است: «در اینجا تأثیر ساده گرایی و ساده اندیشی به درجه است که برای سواد و انتباه فکر جامعه نقش هلاکت باری را دارا بوده است. تصور و دید طبقاتی به زبان و ادبیات ما که در گفته های فوق ملاحظه گردید در دیگر نوشته های عهد شوروری نیز زیاد دیده می شود که این تصور و اندیشه تکیه بر نظریة «دو فرهنگ در هر فرهنگ ملی» که ازمهمترین آموزه های لنین بوده ریشه داشته است، زیرا لنین نظریه ای را پیشنهاد کرده بود که بر مبنای آن فرهنگ در جامعة طبقاتی دو بخش دارد، یکی فرهنگ مردمی یعنی فرهنگی توده های زحمتکش و دیگری فرهنگ صنفهای حکمران، فرهنگ فئودالی و بورژواها که فرهنگ مردمی محصول ثمرات عامه طبقه رنجبر و بخش مترقی فرهنگ زمان خود بوده و فرهنگ طبقات حکمروا ماهیتاً فرهنگ ارتجاعی است. از این دیدگاه، در مراحل اول عهد شوروی تا اواخر دهة سی تمام ادبیات کلاسیک فارسی تاجیکی را متعلق به صنفهای استثمارگر جامعة فئودالی قلمداد کرده بوده اند. نمونة آن را در پارة مقاله های آن دوره در بالا بیان کردیم و در دیگر نوشته ها نیز چنین ایرادات دیده شده چنانچه از بس که ادبیات کلاسیک فارسی تاجیکی را بنام بخشی از فرهنگ طبقات استثمارگر قلمداد میکردند تا جایکه خود به خود نتیجه گیری آن چنین شده بود که گویا زبان فارسی کلاسیک ما نیز در خدمت همان طبقات ارتجاعی بوده است. و مناسب دوران انقلاب خلقی و ساختمان جامعة سوسیالیستی نمی باشد.([7])

اینها همه از نتایج آموزه (نظریه صنفیت زبان) از تیوری لینین منشأ گرفته که در اصل این نظریه به اکادمیسین نیکلای مارّ (Marr) تعلق داشته است چون فارسی کلاسیک یک زبان توانا و زیبا و شیوا بود لذا طبق آموزه اکادمیسین مارّ این زبان را به اشرافی و اعیانی نسبت میدادند که باالآخره زبان کوچه و بازار و گفتار عامیانه بنام زبان (مردمی) از زبان ادبیات تاریخی ما برتری یافت. ([8])

سال 1929 آثاری بنام مکاتبة کارل مارکس (Karl Marx) و فردریک انگلس (Fredric Engels) از آلمانی به روسی ترجمه و چاپ شد. از جمله در این اثر انگلس در نامه ای گفته بود: « نثر فارسی جانکاه است». اگر چه فردریک انگلس در بارة زبان فارسی و شعر حافظ در این نامه سخن های نیکی هم گفته بود ولی این گفتة او در بارة نثر فارسی پندارهای ناروایی را به وجود آورد و ضربه ای سخت را به زبان ادبی کلاسیک فارسی رساند. زبان ادبی سنتی ما را یک زبان مغلق دندان شکن و ضد خلقی اعلان نموده و دوری از آن را توصیه میکرد که بیان چنین اندیشه ها و نتیجه گیری های در مباحثات دهة بیست و سی موقعیت به اصطلاح «زبان خلقی» را که همان زبان کوچه و بازار بود در مقابل زبان ادبی کلاسیک خیلی تقویت کرد.

به همین سبب بوده است که در دهه های بیست و سی و بعد از آن دو گونگی زبان ملی گونة ادبی و گونة مردمی آن با هم در مبازه قرار گرفتند و در این مبارزة دوگونگی زبان (diglossia) عاقبت زبان عامیانه پیروز و زبان ادبی هزار ساله مغلوب شد. مطبوعات و نشریات، حتی ادبیات بدیعی (به جز آثار استاد عینی و استاد لاهوتی و چندی دیگر) در طول سال های بیست و سی اندک اندک از فارسی فصیح و اندوخته های هزار سالة آن دور شده به درد و مرض (پست فرهنگی) و کم سوادی و بی قاعدگی و بی نظامی گرفتار آمدند. او علاوه میکند:

سالها زبان و ادبیات کلاسیک را به مکتب میانه (متوسطه) راه ندادند و از نیمة دهة چهل گرچه راه دادند مگر تا امروز چون شیوة آموزش نادرست است. جوانان نمی توانند به زبان اصیل فرهنگی خود دست بیابند. دستور زبان تاجیکی فقط به اساس ادبیات شوروی تاجیکی و مطبوعات (روزمره) ترتیب داده شده (به جز یک دستور علمی زبان که در برخی از صفحه های آن چیزی از ادبیات عصرهای گذشته نیز دیده می شود.) لغتنامه ها (فرهنگها) نیز همین طور تدوین شدند. این است که طبع مردم از نزاکت و نفاست زبان کلاسیک و تاریخی شان دور شده است. بعضی جوانان اگر برای دست یافتن به زبان فارسی ناب و یادگیری ادبیات کلاسیک فارسی تاجیکی تمایل نشان میدهند کوشش آنها اغلباً کم نتیجه می دهد چه در طول سده اخیر دو بار دگرگون شدن الفباء تاجیکی زیراتاجیکان سال 1929. م الفبای خود را به خط لاتین و سال 1940 .م الفبای خود را به خط سریلیک روسی تغییر دادند از یک طرف ضربه فرهنگی کتاب سوزی های که از سالهای بیست تا آخر سالهای پنجاه ادامه داشت و از جانب دیگر برتری زبان عامیانه کوچه و بازار بمقابل زبان بزرگ ادبی فارسی که هر کدام از اینها بخشی از سیاست ملیت زدائی و معنویت ستیزی شوروی ها بود اینها برای تاجیکان عاقبت های بدی را همراه داشت که تفکر ملی آنها را سست کرده، به خودشناسی اجتماعی و معنوی آنها لطمه های زبادی وارد آورد).([9]) او ادامه میدهد:

علاوه بر دوگونگی که در بالا اشاره کردیم در سدة بیست بویژه از اوائل آن باز عامل قدرتمند خرابی دیگری جریان پیدا کرد که آن رویا روئی زبان تاجیکی و روسی billingvism با همدیگر بود. شرائط زمانه چنان شد که میان زبان فارسی تاجیکی و روسی مبارزه آغاز یافت. زبان ادبی تاجیکی که در مبارزة دوگونگی به تدریج سست شده و قدم به قدم به مغلوبیت دچار آمده بود، میدان را خالی می کرد و جای آن را قسماً گفتگوی عادی و لهجه ها اشغال می نمود و هر روز زبان روسی نفوذش گسترش می یافت. زبان روسی که یک زبان قوی و غنی بوده، امکانات زیاد داشت که اگر با زبان فارسی تاجیکی توانا و شکوهمند به عمل متقابل و پر ثمر در می آمد و مراوده بین آنها صورت میگرفت بی گمان زبان فارسی تاجیکی را غنای نو و نیروی تازه می بخشید. لیکن چون زبان فارسی تاجیکی قوی و توانمند به سرعت از میدان بیرون رانده شده بود زبان روسی به جای خالی آن آمد و زبان ملی را که هر روز بینواتر می گردید، به کلی زیر نفوذ خود گرفت. نفوذ زبان روسی ساختار تفکر ملی را خراب و از ویژگی های اصلی آن محرومش ساخت.

نگرانی و خوف بزرگی را که بر سر زبان ملی تاجیکی آمده بود، بیشتر از همه استاد عینی درک کرده بود وی از سالهای سی ام فهمیده بود که زبان مطبوعات تاجیکی و سخنرانی اشخاص رسمی و کارگزاران اداره ها همه آگنده از قالبهای سخن روسی است. عینی سال 1941. م در یک نامه اش به اضطراب نوشته بود «نویسندگان جوان و خوانندگان از مطبوعات موجود زبان ویرانکنی را می آموزند». استاد عینی می گفت در آن سال ها چون «ناطقان در مجالس و میتینگ ها و مسائل سیاسی عامیانه گپ می زدند، زبان آنها پارچه هایی بود که عیناً از ترجمه های روسی گرفته شده بود». استاد بتأکید گفته بود که: «این جریان زبان ویران کننده در مطبوعات تاجیکی (نه تنها در ترجمه ها، حتی در پارچه های ارگینالی (اصلی) هم قریب رنگ عمومیت را به خود گرفته بوده».([10])

که از این گفته های استاد عینی آشکار میگردد که جامعة تاجیکان از سالهای سی ام سدة بیست میلادی به دردی که ما آن را امروز ترجمه زدگی نامیده ایم گرفتار شده بوده است. ترجمه زدگی در سالهای دهه های چهل و پنجاه خیلی ریشه دواند و همه کتابهای درسی مکتب میانه (به جز کتاب درسی زبان و ادبیات تاجیکی) از روسی ترجمه شده بود. بیشتر آنها ترجمة کم ذوقی و بی سلیقگی حرف به حرف بوده که از این کتابهای ترجمه زدگی گویی با شیر مادر به خون نسلهای نورس ما می درآمد این است که ما تاجیکان اکنون ترجمه زدة مادرزاد هستیم، مانند ترجمان بی هنری گپ می زنیم و می نویسیم. استاد عینی گفته بود که «دشمن قتال زبان ترجمان است». ما اکنون اکثراً دشمن خرابکار زبان خود هستیم.

زبان تاجیکی را در زمان شوروی از دفترخانه های حزب، اداره خانه های دولت، کارخانه و مؤسسه و سازمانها، از درگاه علم (بیشتر پژوهشگاه های فرهنگستان علوم تاجیکستان) از بسیار بخشهای تحصیلات عالی بیرون رانده بودند. زبان ملی در تاجیکستان نمی توانست وظیفه های اجتماعی خود را اجرا کند و فقط در چهار دیواری مکتب، در محدودة ادبیات و مطبوعات محصور مانده بود و در آنجاها نیز سخت گرفتار درد ترجمه زدگی و عامیانه گویی بود.

در این صورت از پیشرفت و ترقی و غنامندی زبان امیدی باقی نمانده بود و هیچ جای تعجب نیست که مردم زبان خود را نمی دانند. مطلب را آن طور که لازم است، نمی توانند بیان بنمایند. ملت از زبان بزرگ فرهنگی خود که بیشتر از هزار سال صیقل خورده، توانگری یافته بود، محروم شد. امروز که به استقلال رسیدیم لازم است که زبان بزرگ فارسی تاجیکی را به ملت خود برگردانیم. ملت را باید از ننگ کم سوادی (پست سوادی) رهایی بخشیم.([11])

 

 (مآخذ و منابع)

 


1. فصل نامه ایرانشناسی شماره پنج (نامه پژوهشگاه) چاپ دوشنبه تاجیکستان

2 . ناصر جان معصومی (تولد 1915، وفات 1974) یکی از دانشمندان معروف تاجیک بوده و در بارة زبان و ادبیات کتب و مقالاتی نوشته است.

3. نقل از فصل نامه پژوهشهای ایرانشناسی چاپ شهر دوشنبه تاجیکستان.

[4] . فصلنامه پژوهشهای ایرانشناسی سال سوم شماره پنجم 1382.

[5] . محمد جان شکوری بخارائی سرنوشت فارسی تاجیکی فرارود (ماوراءالنهر)

[6] . چاپ شهر دوشنبه تاجیکستان 1384.

[7] . بنقل از کتاب سرنوشت فارسی تاجیکی فرارود (ماوراءالنهر) چاپ دوشنبه

[8] . همان اثر

[9] . محمد جان شکوری بخارائی، کتاب سرنوشت فارسی تاجکی فرارود (ماوراءالنهر)

[10] . همان اثر

[11] . نقل از کتاب سرنوشت فارسی تاجیکی فرارود در سدة بیستم میلادی.

Advertise your business here. Click to contact us.
  • پدرام رحیمی  - فارسی نسخه روسی ! Тоҷикистон

    ابتدا اولین برنامه مبدل خط سیریلیک به فارسی را از این نشانی اجرا کنید

    www.pedramweb.com/tajik i

    این هم نسخه لاتین
    www.pedramweb.com/tajik.htm

    البته ابن برنامه مترجم نیست فقط مبدل خط مح سوب میشود و خواندن را آسان
    میکند
    حالا تمام افغانیان و ایرانیان می توانند سایتهای تاجیکستان را که به خط
    مشکل و غیرمتداول روسی هست به صورت فارسی بخوانند! درست زمانی که اولین
    جشن جهانی نوروز در ا یران برگزار شد و سه کشور فارس ایران، افغانستان و
    رسانه های آنها بررسی کنم که به خط عجیب روسی برخور دم. ذهنیت ما از حروف
    لاتین مانع از راحت خواندن خط روسی می شود. به همین دلیل تصمیم گرفتم که
    این ب رنامه را بنویسم.
    این برنامه به زبان جاوا اسکریپت نوشته شده و استفاده از آن روی اکثر
    مرورگرهای این ترنتی، سیستمهای عامل کامپیوتر یا موبایل راحت بوده و پس از
    اجرا بدون نیاز به اینترنت کار میکند. کا فیست خواندن حروف با اعراب را
    مثل خواندن عربی یاد گرفته باشید. این چند تا سایت فارسی را هم معرفی
    میکنم که با خط روسی هستند و البته لهجه تاجیکی و افغانی:

    www.ozodi.org خبرگزاری آزادی
    http://s amarqand.malakut.org وبلاگ
    www.education.tj وزارت معارف
    www.bbc.co.uk/tajik بی بی سی تاجیک
    t g.wikipedia.org دایره المعارف باز ویکی
    www.safina.tj سایت تلوزیون
  • فضایی
    سلام و با تشکر از اینکه در این برهوت کتاب های دسته اول مخصوصا در شهرستانها همچون اطلاعاتی را ارائه م ی کنید . لطفابه حمایتهایی که دولتهای مختلف در ایران از زبان فارسی کرده اند نیز بپردازید.مخصوصا دولت  هایی که بعد از اسلام شکل گرفته اند.
  • JodyFoster19  - answer this topic
    Different people in the world take the home loans in different banks, just because it's simple.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ، 18 آذر 1388 ، 07:39
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

پـــــارســـــی

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 138 مهمان آنلاین

Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.