با درود

این مقاله بدوراز برسیهای علمی، فاقد ارزش زبانشماسی میباشد. نویسنده با مهارت توانسته، دشمنی ، بغض و کینه انباشته از گذشته خویش را نسبت به تورکتباران تبارز دهد. چیزیگه در روزگاران ما مرسوم گشته اینست که، ایرانیهای فارسی گوی و اوغانستانیهای دری گوی مبحث تورکالوژیی باز کرده، بما تورکی زبانان در س تبارشناسی، زبانشاسی، تاریخشناسی ...می آموزند. اوزبیها را موغول، مغول هارا تاتار، تارتار ها رااوزبی ک قلمداد مینماییند. چندین سده استکه اینگونه نادر است انگاری و بد آموزی از جهت فارس و اوغانها در جریا نانست. باین مقدمه ی کوتا وارد بحث میشوم. نویسنده مقاله(هویتش در پرده ابهام قرار دارد)از چیزی سخن گفت ه که جزیی ترین اطلاعی پیرامون آن موضوع ندارد. به رفرانسیکه تکیه نموده، مضحیکتر از خود مقاله میباشد.
نویسنده مقاله واژه ی «تاری» رادر داخل پرانتیز به معنای, «ایزد تورک توران» معرفی مینماید. بخاطریکه نو شته اش را مستندتر نموده باشد، واژه ی «تاری؟»را با الله تازی، یهوه ی سامی، اهورا مزدای اخامنشی همردیف میکند.
نخست اینکه در گروه زبانهای تورکی(بالغ بر 30 زبان مستقل میباشد)واژه ی بنام«تاری» (به معناهای که ایشان بکار برده) وجود ندارد. ختا، خود واژه هم نخواهد بود. نویسنده نه چندان آگاه گرامی واژی آفریدگ ار ترکی «نانری/تنگری/تیگری»را با واژه ی خود ساخته ی «تاری» خودبه اشتباه گرفته است. این واژه تانری هی چ ربطی به توره بوره و تور ندارد. دامنه بحث در ویبلاگ شخصی کمینه ادامه خواهد... یافت:www.ishanch.isho nch.bologfa.com