Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
درســـتنویسی را از خــود بیــاغـــازیم! PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - زبــــان
نوشته شده توسط عصر دولتشاهی   
شنبه ، 11 دی 1389 ، 19:33

عصر دولتشاهیزبان فارسی در افغانستان از نبود یک مرجع دلسوز، متعهد، و با صلاحیت برای پشتیبانی، شگوفایی و پاسداری خویش در رنج است و از سویی هم کارهای غیرکارشناسانه در پیوند با آن بخش هایی از زبان که ایجاب دانش اکادمیک را می کند، ولو از روی حسن نیت بوده باشد، گسترهء فاجعه  برای این زبان را بیشتر می سازد.
امروزه دسترسی به رسانه ها و وسایل چاپ و نشر- الکترونیکی و چاپی، از هر زمان دیگری بیشتر است.  این دسترسییِ آسان زمینه را برای پخش و نشر نوشته هایی فراهم ساخته است که در نبود یک نهاد معتبر نظارت کننده، سبب یک سردرگمی و انارشی در چگونگی نوشتار و روش نگارش درین زبان، به ویژه در میان فارسی نویسان افغانستان، شده است.  

بنده درینجا به چرایی این وضع و دست داشتن انگیزه هایی که ریشه در سیاست دارد نمی خواهم تماس بگیرم؛ بحث سیاسی به جای خودش. بلکه می خواهم روی تلاش هایی که در جهت سروسامان دادن به بی سروسامانی نگارشی در انترنت صورت می گیرد، اشارهء کوتاهی داشته باشم. اندرین مقال، بخش هجدهم مقالهء آقای جاوید فرهاد که درین پسان ها در سایت های انترنتی نشر شده است انگیزهء نوشتن این کوتاهه است.

آنچه جناب فرهاد زیر عنوان  "روش هــای درست نویســی ودرست گــویی در زبــان" تا کنون نوشته و به نشر رسانده اند از هر نگاه قابل تامل است. کار و تلاش ایشان برای خدمت به زبان و ادبیات ستودنیست. در زمانی که بسیاری به نام و نان می اندیشند، به فرهنگ اندیشیدن، خود برتری و بهتری ییست که به آن باید ارج گذاشت.  با اینهمه نکاتی در نوشته های شان هست که نیاز به بازنگری دارند.

نخست) از آقای جاوید چشم آن داریم که در مورد پیوسته نویسی و گسسته نویسی خود نیز تابع اصل هایی باشند که توصیه میکنند. به گونهء نمونه ایشان "درستنویسی" را که باید پیوسته نوشته شود، به گونهء "درست نویسی" و گسسته می نویسند. وقتی اسم مرکب داریم باید پیوسته نوشته شود. چرا؟ به خاطری که اجزای مرکبه بهم پیوسته اند تا اسم تازه یی را نمایش بدهند. مانند: ماجراجو، سراسیمه، گیسوپریشان. این واژه ها باید پیوسته نوشته شوند. اما وقتی "قدرتطلبی" را یکجا بنویسیم، امکان نادرست خوانی و ابهام وجود دارد و از سویی هم واژه بسیار دراز شده و نازیبا به چشم می آید. بنا بران بهتر است آنرا جدا نوشت. درغیرآن از نظر من حتی اگر ریاستطلبی را هم به همین گونه و پیوسته بنویسیم، اصولاً نادرست نباید باشد.

دوم) در نوشتهء آقای فرهاد حرف ربط "و" را پیوسته با واژه های دیگر درمی یابیم. در همین بخش هجدهم که از قضا در مورد پیوسته نویسی و گسسته نویسی است، تنها در پاراگراف آغازین، ایشان چهار بار "و" را با واژه های دیگر یکجا نوشته اند. این به جایش که حتی "از" نیز با کلمهء دیگر یکجا آمده است و در جایی "ازواژه" نوشته اند که حتماً منظور شان "...از واژه..." است.

اگر نوشته یی به منظور رهنمایی به دیگران و مراعات "روش" و اصول باشد باید خود درگام نخست پابند اصل ها بوده و با دقت نوشته شود.

سوم) در مورد نوشتن کسرهء اضافه که ایشان آنرا با "ای" می نویسند، باید تجدید نظر کنند. ایشان می نویسند: "...همه ای واژه ها.....".  درحالی که منظور شان: "همهء واژه ها" می باشد.  البته جناب فرهاد در جا های دیگر، همچو موردی را با "ی" می نویسند. چنانچه نوشته اند: "....سه فرضیه ی زیر ارجح دانسته...".

این را با جناب فرهاد می پذیرم که کسرهء اضافه با واژه های پایان یافته با "ها" می تواند به گونهء "ی" نوشته شود. البته از گذشته ها تاکنون اضافه درین حالت را به گونهء "ء"  نوشته اند و "یِ" تلفظ شده است. بنده هرچند همان "ء" را ترجیح میدهم اما با نوشتن "یِ" هم مخالفتی ندارم. چرا که این آخری بازتاب دهندهء همان چیزیست که ما تلفظ می کنیم. درین مورد، از نظر بنده، توضیحات داکتر رازق رویین در مقالهء " یادداشتهایی در املای چند واژه "- منتشرهء سایت خاوران، روشن و پذیرفتنی است. هرچند آقای رویین به کار گیری "ای" در جای نکره را نشاندهی کرده و آنرا نادرست نشان داده اند اما اینجا آقای فرهاد "ای" را به جای کسرهء اضافه به کار برده اند که به هیچ رویی پذیرفتنی نیست.

اضافه در واژه های پایانیافته به حروف صامت با کسره نشان داده می شود- هرچند نوشتن کسره معمول نیست. مانند: قلمِ من، کتابِ تو، پسرِ کاکایش. واما وقتی مضاف با حرف صدا دار پایان یافته باشد درانصورت کسرهء اضافه با همان حرف صدا دار پیش ازخود، به گفتهء آقای رویین، "دفتانگ" می سازد. و درست چگونگی نوشتن همین دفتانگ، آنهایی را که وسواس درست نویسی دارند، به جنجال روبرو می کند.

به گونهء نمونه: هفتهء گذشته، پای شکسته، جوی شیر، شببوی سیاه، بوی جوی مولیان. درینجا کسرهء اضافه با مصوت پایانی مضاف یکی شده "دفتانگ"ی را می سازد که به گونهء "ی" نوشته شده و "یِ" خوانده می شود. گفتنیست که کسرهء یادشده در صفت و موصوف نیز به همین گونه است. مانند: قلم سیاه، گل سرخ. یا: پاهای دراز، بستهء کوچک، بوی خوش، چوکی یِ سرخ.

نوشتن مصوت های ترکیبی و یا به گفتهء آقای رویین "دفتانگ" ها، جنجالی است. چه بسا که ما برای نشان دادن همهء مصوت ها حرف نداریم. به گونهء نمونه: "جایی که من خوابیده بودم، سرد بود. روجایی را به رویم کشیدم."

درینجا "یی" نکره در واژهء "جایی" و "یی" نسبتی در واژهء "روجایی" همسان نوشته می شوند. اما تلفظ این دو از هم تفاوت دارند...

ابهام زمانی به اوج می رسد که چندین "ی" با هم ترکیب شوند. به گونهء نمونه وقتی بخواهیم واژهء پایان یافته با "ی" را نکره بسازیم. مانند: کابلی یی، جولقی یی، تهرانی یی...

برخی دوستان آوردن سه "ی" در یک کلمه را برنمی تابند و یا در نظر شان نادرست می آید و یکی از آنها را حذف می کنند و آنرا بدینگونه می نویسند: تهرانیی، جولقیی یا کابلیی. اما اگر این اصل را می پذیریم که آنچه می نویسیم باید خوانده شود و آنچه می گوییم باید نوشته شود و حرف باید نشاندهندهء یک آوا باشد، پس بهتر همان است که بنویسیم: تهرانی یی، جولقی یی، و کابلی یی. چرا که هریک ازین "ی" ها از جایی می آیند و وظیفه یی در زبان دارند؛ حذف آنها نادرست است و درست خواندن را مانع می شود.

البته قابل یاد آوریست که برخی ها با موجودیت "دفتانگ" در زبان فارسی دری همنوا نیستند. اما می توان گفت که ترکیب مصوت پایانی با کسرهء اضافه در ساختارهای مورد بحث ما آوایی را می سازد که با تعریف دفتانگ همنوایی دارد. دفتانگ ها ترکیبی از مصوت های کوتاه و دراز اند. البته برای شناخت و توضیح بهتر این آوا ها نیاز به آزمایشگاه های زبانشناسی است و تنها کارشناسان این عرصه می توانند حرف به صواب ارائه بدهند. از جمله بنده سخنان آقای رویین در مقاله اخیر شان را دارای بهای علمی یافته ام و آن را کارشناسانه می دانم. با اینهمه  حتی جناب رویین نیز با فروتنی عالمانه در مورد درستنویسی به کتابی که از سوی کارشناسان برجستهء عرصهء زبان و ادبیات کشور نوشته شده بود حواله می دهند که باید به آن انهماک داشت.

بدین ترتیب ضمن سپاسگذاری و ستایش از کارهای جناب جاوید فرهاد در عرصهء ادبیات و فرهنگ از ایشان تمنا می رود تا در کاری که رویدست گرفته اند با تشویش و وسواس بیشتر و دقتی که سزاوار کار های علمی است بپردازند. آنچه تاکنون عرضه داشته اند، نمی تواند رهگشایی باشد که بتواند پراگندگی در شیوه های نگارش میان فارسی نویسان کشور را از میان بردارد.

 

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • ناشناس
    اقای دولتشاهی با عرض سلام تن تان توانمندو قلم تان پر توان باد
    با احترام عمیق که به اقای رویین دارم ولی به قولی
    زان دوست دلنوازم شکریست با شکایت

    بلاخره ما نطصفت2دانیستیم که این زبان فارسی است یا دری بزرگان اهل ادب به شمول اقای باختری در سخنرانی
    شان با مدرک و دلایل فرمودند که دری صفت زبان فارس ی است ولی اقای رویین در کنار مغرضین سیاسی
    بر زبان دری تاکید دارندو گویا گویندگان این زبان را به دو دسته و یا بیشتر تقسیم می گنند
  • samim
    bradar dawlat shahi
    besiar ziba wa ba ja naweshta id ama shuma besiar az wazeh hai arabi wa digar w azah hai begana estefada kardid . agar mekhahid ke barabar bar ha wazeh tazi ya digar wazeh naab par si ba kar begired ba www.facebook.com rafta khod ra hamwand (ozwe) in anjoman ke wazah (واژه) besazi d wa az an ha bahra begired .sepas
  • ناشناس
    bisyar tashakur az har ceh hamwatan i aziz,joy e in bahs haa dar khawaran khali bood, aaghaz e khob  e hast.tashakur az shuma
  • بيسواد خان
    از كاربرد واژگان فرنگى پرهيز كنيد. دفتانگ، انارشى، انترنت، الكترونيكى يعنى چه؟

    چرا درى را با كار برد واژگان فرنگى خراب مى كنيد؟

    آيا شما هم دستورى هستيد كه تن به همچون جهالتى داده ايد؟

    شما كه در كاربرد ”ى“ و ”يى“ مشكل داريد چرا اين قدر فخر فروشى مى كنيد؟

    مگر مولانا بلخى نويسندگان مى نوشت يا نويسنده گان مى‌نوشت؟

    اگر قرار است ه غير ملفوظ را نوشته كنيم پس چرا در حالت نفى تنها ”نـ“ به ج اى ”نه“ مى نويسيد و تنها ”بـ“ به جاى ”به“ مى‌نويسيد؟

    شرم كنيد چهار تا چپى در دهه هشتاد با واژگان درى سياسى برخورد كردند تا گويا بين درى و فارسى فرقى قايل شوند، اما تنها نادانان و جوشى ها پيرو خط سر خ انديشانى تماميت خواه شدند.

    آيا كاربرد ى پس از ياى (ى) نسبى چه معنى دارد؟

    اگر گوييم تهرانيى د ر حقيقت ياى دوم حالت نسبى را بيان مى كند.


    بيسواد خان
  • دکتر رویین

    خانم یا آقای ناشناس ،سلام

    مغرضین دو دسته اند . مغرضین نخستین و مغرضین واپسین . مغرضین نخستین قبیله گرایانی بودند که در مجلس شورای شاهی با اصرار و ابرام میخواستند تا زبان ما را که در نزد مردم عامه زبا ن ( فارسی ) نامیده میشد ، به نام (دری ) نام گذاری کنند که کردند هرچند در میان شان آدمهای نیک اندیشی هم بودند مانند : آقای صدیق فرهنگ و کریم خان نزیهی وغیره . هرچند نیت قبیله گرایان بد بود ولی هرچه بود در فرجام چیزی را از کف ندادیم و نه تنها ندادیم بلکه به یک هویت مستقل زبانی هم رسیدیم قبیله گرای ان هم اکنون ازان اقدام سخت پشیمان هستند .
    دستۀ واپسین ، به اضافۀ قبیله گرایان ، دانشمندان به اصطلاح روشنفکری هم هستند که این نام گذاری را سنگ در دبه انداخته اند و آنرا نوعی ( وبا ) تلقی کرده و میکنند . در حالیکه خورشید را میتوانیم هم خورشید بگوییم و هم آفتاب ، هم خور و هم شمس . در ماهیت آن هیچ دگرگ ونیی پدیدار نمی گردد . دلایلش را به زودی در یک مقاله ء دیگر خواهم نوشت .)
    از خانم یا آقای ناشناس میخ واهم اگر به راستی به زبان خود عشق دارید اندکی زخمت بررسی و مطالعه مستقل را به خود هموار سازید تا بب ینید که همان بزرگان (قدما)زبان تان را گاهی منسوب خوانده اند ، گاهی صفت و گاهی هم زبانی مستقل .( با و جود منسوب بودن به نسبتی و موصوف بودن به صفتی .)
    حالا شما اگر یکی از آنها را نمی پذیرید نپذیرید و اگ ر میپذیرید بپذیرید . زمین نه از گردش می ایستد و نه هم از راهش جدا میگردد . والسلام . رویین
  • شير آقا معلم ادبيات درى  - چرا اشتباه مى‌نويسيد؟ من در مدت سى سال معلمى همچون

    آقاى عصر دولتشاهى

    چرا گفتنى است را گفتنيست نوشته ايد؟ چرا از كلمات انگيسى در نوشته خود، كه معادل آنان را در زبان درى هم داريم، استفاده كرده ايد؟

    نوشتن افغانى يى، تهرانى يى، جولقى يى اشتباه است. فكر مى كنم شما دستور زبان درى را به صورت درست درك نكرده ايد؟

    دو واژه ى كه اولى آن (گفتنى) و دومى آن (‌است)است اگر با هم پيوسته نوشته شوند خواننده را به مشكل خواندن گرفتار مى سازد.

    يكى از معانى ا نارشى بى نظمى است كه شما بايد در نوشته خود از آن استفاده مى كرديد.

    معادل انترنت هم شبكه اطلاع رسا نى است.

    معادل الكترونيكى، برقى است.

    معادل دفتانگ مصوت مركب، دوواك يا مصوت دوآوا است.

    شما بز رگ نمايان عرصه ادبيات درى ساختار آيين نگارش اين زبان را خراب كرده ايد. يادم است كه داكتر اسدالله حبي ب و دارو دسته پرچم سعى‌داشتند براى ايجاد تفرقه بين گويش هاى مختلف زبان مادرى ما يك سلسله قواعدى پوج و بى اساس را در اواسط دهه هشتاد ميلادى تجويز كردند كه شوربختانه اكنون گل سر سبد باسواد و بيسواد كشور ما شده است.

    تعريف شما از دوواك ها (دفتانگ) كاملاً اشتباه است. مصوت دوواك را همان دفتانگ مورد نظر شما گويند. همه چند واك ها دفتانگ نيستند چون Diphthong متشكل از دو بخش Diو phthongاست كه Di يعنى دو و phthong يعنى ‌واك كه از لحاظ تركيبى به دفتانگ مصوت دوواك گويند.

  • دکتر رویین

    . خانم یا آقای ناشناس ،سلام

    مغرضان دو دسته اند . مغرضان نخستین و مغرضان واپسین . مغرضان نخستین قبیل ه گرایانی بودند که در مجلس شورای شاهی با اصرار و ابرام میخواستند تا زبان ما را که در نزد مردم عامه ز بان ( فارسی ) نامیده میشد ، به نام (دری ) نامگذاری کنند که کردند هرچند در مجلس آدمهای نیک اندیشی هم بودند مانند : آقای صدیق فرهنگ و آقای کریم خان نزیهی وغیره . نیت قبیله گرایان هرچند بد بود ولی هرچه بود در فرجام چیزی را از کف ندادیم و نه تنها ندادیم بلکه به یک هویت مستقل زبانی هم رسیدیم .
    دستۀ و اپسین ، به اضافۀ قبیله گرایان ، دانشمندان به اصطلاح روشنفکری هم هستند که این نام گذاری را سنگ در دبه انداخته اند و آنرا نوعی ( وبا ) تلقی کرده و میکنند . در حالیکه خورشید را میتوانیم هم خرشید بگوییم و هم آفتاب ، هم خور و هم شمس . در ماهیت آن هیچ دگرگونیی پدیدار نمی گردد . ( دلایلش را به زودی در یک م قاله ء دیگر خواهم نوشت )
    از خانم یا آقای ناشناس میخواهم اگر به راستی به زبان خود عشق دارید به جای ا تهام بستنها ، اندکی زخمت بررسی و مطالعه مستقل را به خود هموار سازید تا ببینید که همان بزرگان (قدما)ز بان تان را گاهی منسوب خوانده اند ، گاهی صفت و گاهی هم زبانی مستقل .( با وجود منسوب بودن به نسبتی و موصوف بودن به صفتی .)
    حالا شما اگر یکی از آنها را نمی پذیرید نپذیرید و اگر میپذیرید بپذیرید . زمین ن ه از گردش می ایستد و نه هم از راهش جدا میگردد . والسلام . رویین
  • لمر سرخرود
    جناب عصر دولتشاهی را من از نوشته هایش تا حدودی زیادی شناخته ام. در خیر اندیشی و انساندوستی او کمتر ش ک و تردید دارم.
    در مورد نوشته فعلی ایشان عرض میدارم که آیا وقت و زمان پرداختن به همچو بحث ها است و یا نه.
    رابیندرانات تاگور شاعر،فیلسوف،موسیقیدان و چهره‌پرداز اهل بنگال هند زمانی ګفته بود:

    اكن ون‌ زمان‌ جنگ‌ است‌
    بعدها مجال‌ نغمه‌سرایی‌ خواهد بود
    وقتی‌ كه‌ خانه‌ای‌ آتش‌ گرفته‌ باشد
    به‌ شاعر بگو كه‌ چنگ‌ خود را بر زمین‌ نهد

    امروز که وطن مورد اشغال قرار دارد و متا‌‌سفانه بنابر دلایل مختلف رهبری مقاومت در دست سیاه ترین نیرو های فرار ګرفته وظیفه هر روشنفکر و هر نویسنده است که به خا طر آزادی و نجات وطن کار نماید. پرداختن به بحث های پیرامون زبان کار آینده ها است.
    در هر حال موفق باش ید،
    لمر سرخرود

  • ناشناس
    اقای دکتر رویین سلام

    ارادت ها بسی دارد برایـــت
    اگر چه ظاهرا او ناشناس است

    سر تعظیم نکنم خم ب ه پای زروزور
    نوکر جمله ی ارباب ادب خواهم بـود

    بنده ان نویشته زیبای حضرت عالی که از دیوان فردوسی گرد اوری کرده بودید بار بار می خوانم و به وجود نازنین فرزانگانی همچو شما افتخار می کنم که
    فرزندان ا ین مرزوبوم را با اصالت هویت و فرهنگ
    اباو اجدادشان اشنا می سازید. شما همه چیز را در ان چند جمته خلاص ه کردید. ما خوشحال هستیم که بزرگان ما چون طبیبان متبحر مرض را تشخیص دادند
    ودر پی چاره و درمان ان شب انروزی تلاش می ورزند
    ما موفقیت رستگاری سلامتی شان رااز خداوند کریم
    می خواهیم. والسلام
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

پـــــارســـــی

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 209 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.