Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
روش هــای درست نـویسی و درست گــویی در زبــان (بخش یکم) PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - زبــــان
نوشته شده توسط جاوید فرهاد   
چهارشنبه ، 19 اسفند 1388 ، 08:18

جاوید فرهادگپ نخست:

زبان پارسی، بر بنیاد گسترده گی حوزه ی مفهومی اش در میان پارسی زبانان، از ارزش ویژه یی برخوردار است؛ برخورداری از این ارزش، زمانی دستیاب می شود که روند اثر گذاری و اثر پذیری این زبان را در فرایند دوسویه ی آن (مرحله ی دادوستد زبانی) مورد ژرف نگری قراربدهیم.
با توجه به این ویژه گی، یکی ازمواردی که می تواند دررشد و گسترده گی حوزه ی مفهومی زبان پارسی، مدد رساند، کاربرد روش های درست نویسی و درست گویی واژه ها در زبان است.

 

افزون براین،به کارگیری روش های درست نویسی ودرست گویی واژه ها کمک می کند تا زبان را از آسیب های روزمره ولغزش های معنایی دورنگهداریم، و با عملی سازی این مهم، به پویایی آن بپردازیم.

 

چنانکه وچنانچه: این دو (چنانکه وچنانچه) دوترکیب مختلف با دومعنای متفاوت اند؛ زیرا "چنانکه" به مفهوم "آن طوری که"آمده و مهمترین برهان آن "آن چنانکه وهم چنانکه" است و دراین جاهم "آن طوری که" معنا می دهد.

 

"چنانچه" به معنای "اگرست" مانند: "چنانکه آگاهی دارید" ؛ یعنی آن طوری که آگاهی دارید و" چنانچه آمدید من نبودم" یعنی اگر آمدید،من نبودم. این دو ترکیب را بیشتر به جای هم می نویسند، و این اشتباه محض است. در کتاب های کهن، گاهی این نارسایی و اشتباه دیده می شود: اما به هر حال، از کاربرد "چنانچه " به جای "چنانکه " باید پرهیزشود.

 

بایستی، باید و بایست:" باید" فعل مضارع "بایستن" یعنی در برگیرنده ی زمان حال است. "بایست" و"می بایست" فعل ماضی و"بایستی" از منظر دستور زبان صیغه ی شرطی است.

 

در زمان حال(مضارع )،کاربرد و واژه ی "باید" درست است و نه "بایستی"؛ پس هنگامی که می گوییم"او بایستی این کار را بکند " نا درست است. به جای آن باید گفت: "اوباید این کاررا بکند"ویا" او باید برود"و" اوبایست برود" و"او بایستی برود" ویا "بایست رفته باشد" نیز نادرست است ؛ برای آن که این جافعل، مضارع و شرطی می آید. به همین گونه کاربرد جمله ی "باید آمده باشد" نیز درست نیست؛ برای آن که دراین جمله، فعل ماضی "باید" نمی توان آورد و به جای آن باید گفت و نوشت: "می بایست آمده باشد".

 

عدم: از ترکیب هایی که امروز متاسفانه تا حد زیادی کاربرد نادرست دارد، ترکیب هایی مانند: عدم حضور، عدم قدرت و... است.

بربنیاد این، بسیاری از پارسی زبانان، واژه ی "عدم" عربی را درآغاز واژه ها می آورند و به همین گونه ترکیب هایی را به کار می برند؛در حالی که واژه ی"قدرت" برابر فارسی خوبی در زبان ما دارد وآن"توانایی" است و"عدم قدرت" هم "ناتوانی "، پس خوب است به جای "عدم قدرت" بگوییم و بنویسیم:"ناتوانی".

 "عدم" در زبان عربی به معنای "نبود" و "نبودن" است و گاهی هم (نظر به نیاز مندی مفهومی در زبان نوشتاروگفتار) بهتر است به جای "عدم" بنویسم وبگوییم: "نبود" ویا"نبودن".

 

فقدان: این واژه ازنگاه مفهومی، به معنای "نیستی" و "نبودن" نیست. معنای اصلی "فقدان"، "گم کردن" ویا "گم شدن"

است. درزبان فارسی، بهتر است به جای واژه ی "فقدان"،"گم شدن" و"گم کردن" را به کارببریم.

 

 دنیاء جدید یا دنیای جدید؟: برخی ها "دنیا " و"صحرا"را درجمله به دوگونه می نویسند:"دنیاءجدید"ویا هم"دنیای جدید"و"صحراءخشک"ویاهم"صحرای خشک" که نگارش و تلفظ "دنیاء جدید" و"صحراء خشک" نادرست و نگارش و

 

تلفظ "دنیای جدید " و"صحرای خشک " درست است ؛ زیرا گذاشتن نشانه ی همزه (ء) به جای (ی) به این دلیل نادرست است که هرواژه ی پارسی که در پایان آن الف ممدود است، در اصل "الف" و"یا" بوده مانند: جای و نه جاء، پای ونه پاء، ناپیدای ونه ناپیداء، رهنمای ونه رهنماء و...؛ زیرا "ی" را که به نشانه ی اختصار آمده، در هنگام اضافه دو باره آورده شده، واز همین سبب گفته و نوشته می شود: "جای خوب، پای شما، رهنمای بد و..."

 

بنابراین کاربرد "دنیای جدید و صحرای خشک" درست است و نه"دنیاءجدید وصحراء خشک"؛اما در برخی از کتاب های نوشته شده ی کهن" دنیاءجدید وصحراءخشک" نگاشته شده ؛ ولی آن چه در آن کتاب ها نگارش یافته همزه نیست، بل این همزه به جای "ی" ویا هم"ی" نیمه تمام است وآن هم به خاطری است تا درمیان "ی" تمام ونیمه تمام، تفاوتی گذاشته شود.

 پارینیان حتا در هنگام نوشتن نام های مشهورعربی به خط عربی، واژه هایی مانند: موسی وعیسی را در هنگام افزودن "ی"، بدل به الف نموده و"ی" افزوده را در پی آن می آوردند مانند: موسای کلیم الله، عیسای روح الله، مصطفای پیامبرو...(امروزنیز این روش پسندیده است.)

 

نهاریاناهار؟: نوشتن "نهار" با "ن"،" ھ"، "ا" و "ر" درست نیست؛ چون این واژه عربی وبه معنای "روز"است ونه "ناشتای روز". آن چه را که در میان روزمی خورند، "ناهار"است.این واژه فارسی است وبه مفهوم "ناشتا" وغذای چاشت است.

بنابراین کاربرد واژه ی "نهار" عربی که به معنای روز است به جای "ناهار" فارسی ؛ یعنی "روز خوردن " که مفهوم ناروایی را بیان می کند.

 

سفارشات، گزارشات، فرمایشات: جمع بستن واژه های فارسی با"ات" عربی مانند: گزارشات،سفارشات، فرمایشات نگارشات و... بسیار ناروا است؛ زیرا واژه هایی مانند: گزارش، نگارش، سفارش، فرمایش و....پارسی اند، و هیچ

 

 نیازمندیی وجود ندارد تا این گونه واژه های پارسی را با "ات" عربی جمع ببندیم. به جای آن بهتر است این واژه ها را با "ها"در پارسی جمع بندیم ونه با"ات" عربی. هم چنان واژه ی "ده"را که پارسی است، نباید "دهات" بنویسیم، بل به جای آن "ده ها" نوشته وواژه های رایج مغولی در زبان پارسی مانند: ییلاق، قشلاق و باغ را نیز با"ات" عربی جمع نبندیم.

 

شیرینی جات، سبزی جات، میوه جات وترشی جات: جمع بستن واژه ها با "جات" مانند: شیرینی جات، سبزی جات، میوه جات، ترشی جات و... نیز مجاز نیست، بهتر است این گونه واژه ها را با "ها" جمع ببندیم و نه با "جات" ؛ این نادرستی زمانی به نقل از استاد" سعید نفیسی "به میان آمده که بسیاری به این قیاس که "در زبان عرب گاف نیست وهر کلمه ای را که گاف داشته در عربی گاف آن را به جیم بدل می کنند مانند: "نرگس " که در عربی از فارسی گرفته اند واز آن "نرجس" ساخته اند و پیش خودشان تصور کرده اند که اگر بخواهند می توانند واژه هایی مانند: شیرینی، سبزی، میوه، ترشی و... را می توانند با"جات" جمع بنندند" که این نادرستی روشن در کار برد واژه ها درزبان پارسی است.

 

بنادرودهاقین: "بندر"واژه ی پارسی است وجمع بستن آن به"بنادر"درزبان پارسی درست نیست. این جمع را در زبان عربی باید به کاربرد؛ زیرا واژه ی بندر از زبان پارسی به زبان عربی رفته و در آن زبان به "بنادر " جمع بسته شده است. در زبان پارسی بهتر است"بندرها" بنویسیم ونه " بنادر".هم چنان واژه ی "دهقان " را که اصل آن پارسی و"دهگان" بوده، نباید به گونه ی عربی شده ی آن "دهاقین"بنویسیم، به جای آن خوب است بنویسیم دهقان ها وگاهی هم "دهقانان".

 

 پیشنهادات واصله: پیشنهاد واژه ی پارسی است. افزون براین که جمع بستن آن با "ات" عربی ناروا است، درواژه های پارسی مانند زبان عربی ما مذکر ومونث نداریم؛ بنابراین نادرست است که برای اسم جمع در پارسی، صفت مونث

 

بیاوریم وترکیب های بدریختی مانند: پیشنهاد های واصله ونامه های واصله را به کارببریم. به جای آن ها بهتراست "پیشنهادهای رسیده ونامه های وارده" گفت ونوشت.

 

نیاگان یا نیاکان؟: مفرد این واژه دراصل "نیاگ" (به معنای نیا یا جد) است وجمع آن نیاگان است، نه "نیاک یا نیاکان" به کاف تازی. پس بهتر است مانند واژه های: "شایگان ورایگان " واژه ی "نیاکان"،"نیاگان" نوشته وخوانده شود.

 

طپیدن،غلطیدن: این واژه ها (طپیدن وغلطیدن ) را باید با"ت" فارسی (تپیدن و غلتیدن) نوشت ونه با "طای" عربی.

 به همین سان، مشتقات این واژه ها مانند: تپش، غلت خوردن، غلت زدن، غلتان و غلتک را نیزباید با"ت" نوشت ونه با"ط".

 

 توفان یا طوفان؟: این ها دو واژه با دومعنای متفاوت اند. "توفان" به "ت"فارسی و"طوفان" به "ط"عربی است.

"طوفان"عربی با طای ماٴلف، معناهای چندگانه دارد مانند: باران سخت، آب فراوان و سیل؛ اما واژه ی "توفان" فارسی با"ت" از فعل "توفیدن" گرفته شده وبه معنای "فریاد کردن به صدای بلند" "غرش" و "غریدن "است.

 

میادین یا میدان ها؟: واژه ی "میدان" فارسی است واز پارسی به زبان عربی رفته وبه "میادین"جمع بسته شده، بنابراین جمع بستن آن به گونه ی عربی در زبان پارسی- و به شکل میادین- مجازنیست. خوب است به جای "میادین" "میدان ها" نوشته و خوانده شود.

 

وزرا یا وزیران؟: "وزیر" در اصل واژه ی پارسی بوده و به گونه ی "وچیر" یا"وچر" نیز در گذشته کاربرد داشته وعرب ها آن را از پارسی گرفته اند، بنابراین جمع بستن آن به گونه ی عربی یعنی "وزرا" و"اوزار" در زبان پارسی نادرست است. بهتر آن است که در فارسی جمع وزیر را "وزیران"بگوییم.

 

استادان یا اساتید؟: "استاد" نیز واژه ی پارسی است واصل آن "اوستاد" بوده است. دال واژه ی "استاد" در واقع مانند واژه های: خشنود، خشنوذ وخورشید، خورشیذ باذال بوده وعرب ها هنگامی که این واژه را از فارسی گرفته اند، بر بنیاد همان ساختار پارین، آن را "استاذ" تلفظ نموده و جمع آن را "اساتیذ واساتذه " نیز می گویند. پس از آن جایی که این واژه در اصل فارسی است، باید جمع این واژه را نیز در زبان پارسی "استادان"یا"استادها" بنویسیم، نه بر اقتضای عربی آن "اساتید،اساتیذ ویا هم اساتذه".

 

دکاکین و دکان ها: "دکان" واژه ی فارسی است وجمع بستن به گونه ی عربی (دکاکین ) درست نیست به جای آ ن باید نوشت:"دکا ن ها".درپارسی دکان کوچک را " دکانچه و دکه " می گویند.

 

گزاردن وگذاردن: این دو واژه ازدوریشه با دومعنای متفاوت است.

"گذاشتن " با ذال به معنای "نهادن و قراردادن" است و"گزاردن" با"ز" به معنای "اداکردن وانجام دادن". یکی را به جای دیگری به کارگرفتن، نادرستی محظ است.

 

اتاق یا اطاق؟: اصل این واژه ترکی است. درزبان ترکی مخرجی که به "ط" (طای مالف) تلفظ شود وجود ندارد؛ یعنی "ط" غلیظ مانند عربی نیست. پس هیچ عمدی وجود ندارد که ما در فارسی واژه ی "اتاق" را به "عربی و به شکل "اطاق" بنویسیم. بهتر است به جای آن،"اتاق" نوشته کنیم ونه "اطاق".

 

مدیره، رییسه، کمینه و جانبه: از آن جایی که درزبان پارسی مذکرومونث نیست، این تصور نادرست است که به اقتضای زبان عربی در فارسی- نیز- نشانه ی تاٴنیث آورده شود وبانوان مدیر و رییس را" مدیره"و"رییسه" بگویند وبنویسند.

"استاد سعید نفیسی" در این مورد می نگارد:" در زبان عربی هم برای این مقصود، چنین کلمه ای نیست و همین طور کلمه ی رییسه، یعنی زنی که ریاست بکند، در عربی نیامده است. مدیره، تنها مونث صفت مدیر ورییسه مونث صفت رییس است. در عربی گاهی برای صفت مذکری که به جای اسم استعمال می شود، کلمه ی مونث معمول است مثل شاعر که مونث آن شاعره آمده است،وحتی رقاصه هم درست نیست، مگر این که صفت باشد. در نتیجه ی همین اشتباهات، کلمه ی جانبه را هم جعل کرده اند. مردان برای اینکه من نگویند وننوسیند و من گفتن را بی جهت بی ادبی فرض کرده اند، در حق خودشان گفته اند: این جانب. در صورتی که جانب در اصل زبان تازی، به معنی پهلوست و در فارسی به معنی سو و جهت و طرف هم استعمال شده است.

 

با همه ای اینها دلیل نیست که زنان خودشان را جانبه بگویند؛ زیرا که نه تنها بر خلاف قاعده است؛ بلکه جنبه ی تحقیر و توهین هم دارد؛ زیرا که جانبه در لغت عرب، به معنی زن کوتاه قد وخواروذلیل است."

با توجه به این، کاربرد "کمینه " به جای مونث "کمین" (وبه خاطر بیان شکسته نفسی) درزبان فارسی نیز نادرست است.

 

 ادامه دارد

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • ناشناس
    همه ما موظف هستيم از ميراث گرانبهاي زبان دري دفاع نمائيم و اميدواريم دولت محترم نيزاز خواب غفلت بيدا ر شود.
  • بهزاد  - درود بر شما
    بسیار نوشته زیبار درست و بجای
    به اندیشه من امروز درد ما زبان است
    ما باید در پرایش و آرایش زبان خود ک وشا باشیم
    نیگان ما واژه های تازی را در دستگاه زبان زبان پارسی می انداختند و پارسیش میساختند ولی امرو ز شوربختانه بگفته شما استاد بزرگ، ما از ناآگاهی استادان را استاتید و دستور ها را دستورات همچنان ده ه ا را دهات میخوانیم
    به هر روی شاد باشید

    هر کاو بزبان خویشتن در ماند
    نادان بود ا ر دوسد زبان میداند

    زهر با شهد بر کام کسی
    کاو زبان مادری گم کرده است
    بهزاد آریا
  • ناشناس
    این کار تان بسیار عالیست جناب آقای فرهاد. تقاضای ما از تمام فرهنگیان همین است که در راستای بهتر نویس ی ما بی سودان را یار دهند.
  • Azizullah Ima
    با سلام به دوست ارجمند آقای فرهاد
    فکر می کنم هیج زبانی ماند فارسی در رابطه چه‌گونه‌گی نوشتن پراکنده و پریشان نیست. برای بسیاری از آن‌چه که در روش املای فارسی سال ها پیش گفته شده است هیچ برهانِ بنیادی نتوانستم بیابم. در نوشته های بزرگانِ زبانشناس هم فاصله های عمیقی میتوان یافت که به مکالمه جدی نیازم ند است.
    در پهلوی اینها تصور می کنم که شاید وباید از آن معنای نخستین فراتر رفته و کاربرد ماورای ریشه اصلی هم یافتهاست. در مورد آن‌چه و آن‌که اگر به متن های بسیار قدیم مراجعه کنیم، گمان می کنم که
    یکی در رابطه به اشیاء کاربرددارد و دیگری بیشتر در موارد اشخاص به کار می‌رود.

  • فهیم
    واقعاً مقاله ی بسیار درست و بجا است. امروز در رادیو و تلویزیون افغانستان در همه جا از کلمات که از زب ان پارسی ما نیست استفاده می شود. بطور مثال بجای پول، از پیسه استفاده میشود. استفاده ی پیسه بجای پول حین بیسوادی کارکنان دولتی و تلویزیون را برملا می سازد. این از هزاران ین نمونه است.
  • ناشناس
    سلام خدمت نویسنده محترم تقدیم است.
    خداوند شما را برکت بدهد که اینگونه موضوعات مهم را که اکثرا اشتبا ه میشود اصلاح نموده اید.
    تشکر
  • saleem  - kors besawadi
    nashenas kam bakht dar har darwaza deeda meshawad . az darwazai WELFARE Toronto ta Website ha. Becha ra Mareez ast.
  • ب،د،گذرگاهی  - سپاسنامه از نویسنده گرامی
    نهایت خورسندیم که این سلسله ادامه خواهد داشت، لطفاً در درست نوشتن کلمات ذیل در بحث بعدی مارا کمک کنی د...
    گذارش؟ یا گزارش؟آرمان؟یاارمان؟پینجشنبه؟یاپنجشنبه؟، اشیاءبزرگ یا اشیای بزرگ؟به افروزی یا بیفروزی ؟،علاقهء ویا علاقه ای ؟ آرمونیه یا هارمونیه؟،طبله یا تبله؟
    لطف کرده در ضمن پرداخت به نوشته های بعدی تان درین موارد مشوره داده اصل، درست .دقیق تر این کلمات را برایما بنویسید. وخواهشمندیم این سلسله را ت ا امکان نهایی ادامه داده ممنون سازید. برای تماس بعدی سوالهای دیگری در زمینه اموزش بیشتر دارم .تشکر
  • س . صابر



    گرانقدر محترم آقای جاوید فرهاد !

    بعد از تقدیم سلام و احترامات از اقدام نیک شما در مورد تهیه و نشر مطالب نهایت مفید ( روش های درست نویسی و درست گویی در زبان پارسی ) استقبال و صمیمانه سپاسگزاری مینما یم .
    با وجودیکه بیصبرانه منتظر هستیم تا ادامه و قسمت های بعدی آن را نیز به نشر برسانید ، مگر با آن هم با مطالعه قسمت سوم آن میخواهم چند سطر منحیث تبصره کوچک البته آنهم بطور بیغرضانه تحریر نمایم.
    گرچ ه در ابتدای قسمت سوم شما لطف نموده اید و در باره رایج شدن یکتعداد از واژه های خارجی منجمله انگلیسی و فرانسوی در زبان فارسی بطور مفصل معلومات داده اید مگر با آنهم اگر بخش سوم را فقط منحیث ترجمه واژه ها ی انگلیسی و فرانسوی بپذیریم خوب در غیر آن استفاده و بکار گیری آن کاریست نهایت دشوار و مشکل . چراکه ب سیاری واژه های خارجی با مفاهیم خاص خود شان فعلاً در سطح تمامی کشور های جهان در زبانهای مختلف بصورت ا لگو ( ستندرد ) قبول شده و عوض کردن آن به زبانهای هر کشور کار آسان نیست .
    بطور مثال :
    ــ شما به جای واژه آپارتمان واژه برابر آنرا کاشانه ذکر کرده اید . حالانکه امروز واژه آپارتمان عمومیت دارد و همه د ر صحبت ها و نوشته هایشان استفاده مینمایند . و از طرفی هم هرکس خانه عادی خودرا نیز کاشانه میگوید.
    ــ اگر به جای واژه اتوماتیک ، خود کار بگوئیم بسیاری ها شاید فکر کنند که منظور ما از قلم خود کار است .

    ــ واژه بوکس به سطح بین المللی شناخته شده است و از طرفی هم افرادی هستند که به بوکس و بوکس کردن آشنا یی ندارند مگر در وقت جنگ و درگیری با مشت های کوبنده فرد مقابلش را میزند.
    ــ شما برای واژه کپی یا کا پی واژه برابر آن در فارسی رو نوشت را انتخاب کرده اید در حالیکه این واژه در همه جا صدق نمیکند . مثلاً کاپی برداری از عکس ، سی دی ، دی وی دی ، کسیت و بالاخره کاپی از یک نوع مودل موتر و دیگر وسایل ، کاپی از دوخت یک نوع لباس ، کاپی از ساختمان یک تعمیر و یا محل و ...
    ــ برای واژه ای پارک شما توقف نوشته اید حالانکه در تابلو های ترافیکی ما لوحه های منع توقف و منع پارک داریم .
    ــ برای واژه ورکشاپ شما نوشته اید که : « واژه ی انگلیسی است و به جلساتی گفته می شود که مشکلات علمی در آن طرح و راه حل ها ی آن ها با همفکری و همکاری اشتراک کننده گان بررسی و با نظر صاحب نظران نتیجه گیری می شود. برابر فارسی آن " کارگاه آموزشی" است.» حالانکه در بین مردم ما ورکشاپ به جای ترمیمگاه نیز استفاده میشود . مثلاً ورکشاپ ترمیم موتر ، ورکشاپ ترمیم رادیو و ...

    من فکر میکنم که در بسیاری موارد ناگزیری هایی وجود دارد که باید به شکل اصلی آن بپذیریم و بس .
    همانطوریکه بسیاری غذا های افغانی در سطح بین المللی به نام های اصلی شان شناخته شده اند بطور مثال قابلی پلو . به همین ترتیب بسیاری غذا های خارجی نیز اگر جز بنام خود شان بنام دیگری یاد شود مفهوم اصلی را افاده کرده نمیتواند . مثلاً همبرگر ، پیتزا و ...
    ــ امروز واژه هایی در سطح بین المللی شناخته شده اند و بکار گرفته میشوند که تغیر دادن آن نه تنها جنجا ل بزرگ را ایجاد خواهد کرد بلکه واژه های جدید نمیتواند که مفهوم اصلی آنرا افاده کند. بطور مثال :
    گیت ار ، پیانو ، کیبورد و ... کلسیم ، فاسفور ، مگنیزیوم و ... سینما ، تیاتر ، مایکروفون و ... ترانسف ارمر ، جنراتور و ... نامهای دارو های مختلف منجمله پنیسلین ، امپسلین و ... چاکلیت ، کیک ، بسکویت و .. . رادیو ، تلویزیون ، تیلفون ، موبایل ، انترنیت و ... کسیت ، سی دی ، دی وی دی ، فلم ، بطری و ... سگرت ، پیپ و ... پترول ، بنزین ، دیزل و ... رابر ، پلاستیک و ... بکس ، بوت ، پطلون ، جمپر ، جاکت و ... ص ابون ، شامپو و ... انواع گلها مثل پتونی ، فلاکس و... و بالاخره صد ها واژه دیگر .

    به جای تبصره بر واژه های خارجی اگر به خود واژه های فارسی دقت لازم صورت بگیرد بهتر خواهد بود . ما در زبان فارسی بسیا ری اصطلاحاتی داریم که همه روزه در محاوره از آن استفاده مینمائیم مگر در تحریر آن مشکل داریم . چه خوب است که شکل تحریر درست بسیاری از واژه هارا به ترتیب از الف شروع تا به ی ادامه بدهید .
    بسیاری ها نمید انیم که غلطیدن درست است یا غلتیدن ، گزارش یا گذارش ، قرتک یا قرطک ، در قات سنگ ، در قاط سنگ یا قحط س نگ و صدها نمونه ای دیگر .

    در اخیر درحالیکه یکبار دیگر از این اقدام نیک و مفید شما استقبال مینمائی م منتظر هستیم تا به کار ارزشمند تان ادامه بدهید .

    بااحترامات فایقه
    س . صابر
  • ناقد
    کمی دست نگهدارید ! لطفا بدو نکتهء زیر توجه فرمایید ، مثل اینکه استاد دچار اشتباه شده اند:
    1/« نیا» ک لمهء « پهلوی» در اصل «niyak» نیاک بمعنای جد ،پدر بزرگ ، پدرپدر وصورت جمع آن نیاکان است ونه نیاگان. ب رای آگاهی بیشتر مراجعه کنید به:

    فرهنگ عمید یکجلد
    چاپ موءسسهء انتشارات امیر کبیر
    تهران سال1376 ص
    1177
  • ناقد
    ونکتهء دوم:
    دکان کلمهءاست عربی معنایش : محل کسب وکار ، جای در کنار بازار ، دکاکین جمع
    مراجعه کنید:
    ف رهنگ عمید یکجلدی
    انتشارات امیر کبیر
    سال1376
  • جواد شمال  - ایجاد کردن واژه های نو بهتر است ....

    نوشته من در رابطه به بیانات نیمه انتقادی آقای س. صابر است.

    در رابطه به واژه های جا افتاده بین الملل ی باید گفت که هر گاه ما واژه برابر آنرا داریم ما باید به بکار بری واژه خودی و تصفیه واژه بیگانه، که به دستور زبان ما موافقت ندارد، اقدام کنیم. و هر گاه واژه برابر را نداریم باید در سدد خلق آن شویم.

    در مورد واژه های که مربوط به علوم معاصر و تکنالوجی میشود، این نه تنها جامعه ما بلکه اکثر جوامعه بزرگ دیگر هم ضعیف مانده و آن واژه ها را پذیرفته اند. مگر، هرگاه ما بتوانیم واژه برابر آنرا فکر کنیم چرا نباید آنرا بکار بریم. من خوب میدانم که جوامع بشری از همدیگر خود متآثر اند و این تآثیر خوب است نه بد مگر باز هم اسرار دارم و اسرار من بر اینست که واژه گان بیگانه مطابقت به دستور زبان ما نداشته و باعث د راز نویسی جملات پیچیده در گفتوگو و نوشتار میشود (نه در جملات ساده)که در نتیجه باعث کندی افهام و تفهی م شده و پراگندگی هواس میان گوینده و شنونده را ببار میاورد.

    شاید نوشته های آقای جاوید فرهاد وزن سنگ ین آسمانی نداشته (من نمیگویم که ندارد، گیریم که ندارد) مگر باید موضوع مورد بحث قرار گیرد تا جکش های سازنده ای از هر سو به این پراگنده سامان بخورد و شکل درست بخود بگیرد تا گفتار و نوشتار ما درست شود.

    یک مشکل دیگری را که من در زبان ما میبینم صدای یای اخر و کسره اضافه در نوشتار ما حل نشده و ما گویندگا ن این زبان اصلآ جرات اینر نداریم تا به این مسله حلی ارایه کنیم یا موضوع را مورد بحث عمومی قرار دهیم.

    مثلآ در جملات زیر صدای یا در واژه های کتاب:

    او کتابی دارد ( او یک کتاب دارد)
    او بسیار کتابی است ( او بر اساس کتاب کار میکند)
    او کتاب مرا بتو داد

    در جملات بالا آخر واژه کتاب صدای همانندی مگر معنی مت فاوتی دارد مگر چرا باید شکل نمایشی بیانی آنرا هم متفاوت نداشته باشیم؟

    در عصر ما از خواننده چنان توق ع برده میشود که باید خواننده بداند که کدامش کدام است. اگر نمی داند او بیسواد است. ارزو دارم این موضو ع را درست پیشکش کرده باشم.

    در اخیر گفته های خود از شما هر دو نویسنده گرامی تشکر میکنم و امید سخنان مرا خصومتمندانه نگیرید.

    پیروز باشید

    ج. شمال

  • مرجان
    خیلی ممنون از راهنماییهاتون.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 166 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.