Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

زبان و ادبیات مشترک میراث گرانبهاء نیاکان ما است PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - زبــــان
نوشته شده توسط سیدمحمد خیرخواه   
دوشنبه ، 6 مهر 1388 ، 11:09

زبان و ادبیات  مشترک میراث گرانبهاء نیاکان ما استزبان و ادبیات مشترک ما میراث گرانبهائی است که محصول تفکر و اندیشه مجموع کسانی است که در طول قرن ها با زحمات طاقت فرسای شبانه روزی خود توانستند محصولات فکری و تراوشات قلمی و آثار هنری خویش را که مملو از عشق، سیدمحمد خیرخواهعرفان، ادب، اخلاق، حکایه و حماسه، مثل و حکم و غیره بوده در قالب نظم و نثر ادبی ریخته و آراسته بما انتقال دهند تا ما مسئولانه و متعهدانه این میراث گرانبهاء وارزشمند را به نسل های بعد از خود انتقال دهیم.

که اگر تمام متخصصین و زبان شناسان جهان دست بدست هم داده تا تفکر و اندیشه های عرفانی شعرا و عرفاء ما را از قالب زبان فارسی دری با همان کیفیت که دارد در قالب زبان دیگری ترجمانی کرده و ریختانده و میخواستند با همان کیفیت اصلی آن عرضه نمایند امکان پذیر نبوده، ممکن کتاب مثنوی معنوی مولوی، شاهنامه فردوسی، اشعار عاشقانه حافظ، پندنامة عطار، گلستان سعدی، الهی نامه خواجه عبدالله انصاری و غیره را بتوان به زبان دیگری ترجمه کرد ولی آن کیفیت را که در زبان اصلی خود آنها دارد آن کیفیت را با ترجمه نمیتوان به زبان دیگری به آسانی انتقال داد. و هم نمیتوان طرز تفکر و اندیشه های عرفانی شعرا و عرفای ما که بخش اعظم از زندگی شان را تشکیل میداده و با زبان اصلی خود آنها درهم آمیخته شده آن را به زبان دیگری انتقال داد. چه انتقال طرز تفکر و بیان احساسات درونی عواطف انسانی، قریحه ذاتی، پیام های معنوی، دردها و سوزهای شعرا و عرفا را با همان کیفیت اصلی آن که با زبان ادبی و عرفانی خود شان آمیخته و آراسته شده و در آن تمام ظرافت ها و صنایع ادبی و رموزات عرفانی بکار رفته که به روح و روان هر خواننده و شنونده تأثیر گزار بوده و پیام شاعر و ادیب را به آسانی بطور کامل و واضح میتواند به خواننده و شنونده آن منتقل بسازد. انتقال آن با چنین کیفیت به زبان دیگری از طریق ترجمه امکان پذیر نمی باشد که در این راستا اگر بگویم زبان فارسی دری ما مایه فخر و مباهات بوده باز گزافه گوئی نکرده ایم.   
 

بطور مثال اگر ما به شعر ذیل مولوی بلخی که طور تمثیل قصه حضرت موسی (ع) و شبانی را در یک گفتگوی صمیمانه یک چوپان پاک دل و ساده ای که با پروردگارش داشته است و مولوی آنرا به تصویر کشیده و خواسته تا پیام خود را با همه رموزات عارفانه آن بطور ساده وبسیط به همان سادگی به همگان برساند که این پیام او پیام عشق، دوستی، محبت و همدلی، پاکی و صفائی است که بشکل قصه و تمثیل بیان شده که در این قصه می بینید مولوی شرط اصلی و اساسی قرب رضای خداوندی و قبول طاعات و عبادات بندگان خداوند را همه در داشتن قلب پاک و ضمیر مصفی دانسته و خواسته تا این پیام را با همه خلوص و صداقت که دارد به دیگران برساند که قصه را با چنین ابیاتی آغاز می نماید:  

دید موسی یک شبانی را به راه                      کاو همی گفت: «ای خدا و ای اله

تو کجایی تا شوم من چاکرت                          چارقت* دوزم، کنم شانه سرت

دستکت بـوسم، بمـالم پــایکت                       وقت خـواب آید، بروبم جایکت

ای فـدای تو همه بــزهای مـن                         ای به یادت هی هی و هی های من»

زیـن نمط* بیهوده می گفت آن شبــان              گفت موسی: «با کی استت1 ای فلان؟»

گـفت: «با آن کس کـه ما را آفـــرید                   این زمین و چـرخ از او آمد پدید»

گفت موسی: های، خیره سر شدی                خود مسلمان ناشده کـافر شدی

این چه ژاژ* است و چه کفر است و فُشار*؟      پنبه ای اندر دهان خود فشـار

چــــارق و پاتابه* لایق مــــر تـو راست              آفتابی را چنین ها کـی رواست؟

گـر نبندی زین سخن تو حلق را                        آتشی آید بسوزد خلق را»

گفت: «ای مـوسی، دهانم دوخـتی                 وز پشیمانی تو جانم سوختی»

جـامه را بدرید و آهی کـرد تفت                         سر نهاد اندر بیابان و بـرفت

وحی آمد سوی موسی از خدا                         بنده ی ما را زما کردی جدا

تـو برای وصل کردن آمدی                                نی برای فصـل کردن آمـدی

هـر کسی را سیـرتی بنهاده‌ام‌                         هر کسی را اصطلاحی داده‌ام

در حـق او مـدح و در حق تو ذم                         در حق او شهد و در حق تـو سم

مـا بـری از پاک و نـاپاکی همه                          از گران جانی و چالاکی هـــمه

مـــن نـکردم خلق تا سودی کنم                       بلکه تا بر بندگان جـودی کنم

خـون، شهیدان را ز آب اولی‌تر اسـت                 این خطا از صد صواب اولی‌تر است

ملت عشق از همه دینها جـداسـت                   عاشقان را ملت و مذهب خداست

لعل را گر مُهر نبود باک نیست                          عشق را دریای غم، غمناک نیست

بر دل موسی سخنها ریختند                           دیدن و گفتـن به هم آمیختند

چونکه موسی این عتاب* از حق شنید              در بیابان در پی چـوپان دوید

عاقبت دریـافت او را و بدید                               گفت: مژده ده که دستوری رسیـد

هیچ آدابی و تــرتیبی مـجو                               هرچه می‌خواهد دل تنگت بگو([1])

    

اگر بگویم زبان و ادبیات کهن و باستانی ما در ساحه شعر و ادب، عرفان و فلسفه، حکایه و حماسه معانی و بیان چیزی را کم نگذاشته بلکه بحد کمال از عهدة همه آنها بر آمده و زبان کامل ادبی و عرفانی بوده که در نظم و نثر هر دو رسالت انسانی، ادبی و عرفانی خود را بطور کامل انجام داده باز هم به راه غلط نرفته ایم مگر تحدی و چالش بزرگ که در مقابل این زبان و امثال آن در عصر حاضر وجود دارد. تغییر سریع زمانه و تحولات سریع اجتماعی و انکشافات و ترقیات روزانه علم و تکنالوژی عصری است که چطور میتوان زبان ادبی و عرفانی خود را با زبان علم و تکنالوژی زمان عیار و هم آهنگ ساخت تا از روند پیشرفت و ترقی زمانه بعقب نماند که طرح چنین مسائل و موضوعاتی از همه بیشتر و اولتر بصاحبان اصلی زبان و نخبگان جامعه تعلق دارد که چطور میتوانند صاحبان زبان و نخبگان جامعه زبان و ادبیات خویش را صاحب گشته و راهکارهای عملی را در جهت انکشاف و ترقی آن بیابند تا آن راهکارها را بدسترس عموم نیز بگذارند چه انکشاف و ترقی زبان بستگی بفعالیت اهل زبان داشته و زبان بخودی خود انکشاف و ترقی نمیکند. بلکه انکشاف و ترقی زبان مرهون سعی و تلاش و خلاقیت مردمان خواهد بود که خود را صاحبان زبان دانسته و وارثان و نخبگان جامعه می پندارند که واقعیت هم همین است. چه از خود دانستن زبان و ادبیات (دری) که اکثر پدید آورندگان آن متعلق به همین سرزمین که امروز آن را بنام (افغانستان) می دانیم بوده چنانچه اگر اسامی شعرا و عرفای هرات، بلخ، غزنه، بدخشان، تخار را با سهم شان از تاریخ و ادبیات مشترک فارسی دری برداریم دیگر چیزی بنام ادبیات فارسی دری باقی نخواهد ماند. لذا تصور اینکه زبان و ادبیات (فارسی دری) متعلق به جغرافیای سیاسی کشور خاصی بوده و یا متعلق بکدام قوم و نژاد خاصی است برداشت درست و دقیقی نخواهد بود بلکه همانطوریکه زبان و ادبیات دری زبان اکثر اقوام که در این حوزه جغرافیایی زندگی میکرده اند بوده علاوتاً زبان رسمی، علمی، اداری اکثر شاهان و حکومات که از نژادهای مختلف در این دیار حکومت میکردند نیز بوده است. طاهریان، صفاریان، غوری ها، سامانی ها، غزنوی ها، سلجوقی ها، خوارزمی ها، تیموری ها، قاجاری ها، افشاریان، صفوی ها، هوتکی ها، بابری ها، ابدالی ها و دیگران همه زبان رسمی اداری و علمی شان همین زبان فارسی دری بوده و شعرا و ادبای هم که از این حوزه جغرافیائی پا بعرصه وجود گذاشته اند نیز متعلق به همه اقوام و نژادهای مختلف که در این دیار زندگی میکردند بوده و به نژاد و قوم خاصی تعلق نداشته و افتخارات گذشته تاریخی و ادبی آنها هم نه تنها متعلق به ساکنان این حوزة جغرافیایی تنها بوده بلکه متعلق به همه بشریت و جهان علم و عرفان، خواهد بود.   

 

سیدمحمد خیرخواه    

این ایمیل آدرس توسط Spambot ها محافظت شده، برای مشاهده آن باید جاوا اسکریپت را فعال کنید       


[1]. مثنوی معنوی

Advertise your business here. Click to contact us.
  • بهروز
    بعد ازسلام
    برای دانشمند محترم آقای خیرخواه آرزوهای زیاد سلامتی وپیروزی دارم ما ملت های فارسی زبان ت ا پیش خدأاز جناب ایشان اظهار رضائیت وخوشنودی مینمائیم که به اساسی ترین قسمتی از همویتمان که همان زبا ن ماست از سالیان درازی به اینطرف خدمت فراوانی نموده اند.دستان مبارک آقای خیرخواه درد نکند ، سرفراز د ارین باشند وبرای شان در خدمت هنوزهم بیشتر وبهتر پیروزیهای فراوران آرزو دارم . سلامت وپیروز باشید. یک تن از جمله هزاران دعاگوی ومخلص همیشگی .
  • ناشناس
    با تشكر از مطالب ارزنده شما

    زبان فارسی متعلق به همه فارسی زبانان جهان است و باید از تجربیات همه گ ویندگان این زبان، استفاده شود و نباید مرزهای سیاسی مرادف مرزهای فرهنگی تلقی شود.

    محمد
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در دوشنبه ، 6 مهر 1388 ، 15:53
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 362

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 240 مهمان آنلاین

Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.