Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
فــرامـــوش نکنیـــد کــه زبــان دری لهجـــه نیســت زبــان آفــرینشـــگر فـــارسی است PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - زبــــان
نوشته شده توسط داکتر جلیله سلیمی   
سه شنبه ، 30 فروردين 1390 ، 22:13

فــرامـــوش نکنیـــد کــه زبــان دری لهجـــه نیســت زبــان آفــرینشـــگر فـــارسی استمدتهاست که متوجه میشوم رسانه ها، نویسنده گان، شاعران و قلم بدستان ما که خود را نخبه های زبان دری و نویسنده ها و سخن سرایان دری قلمداد میکنند چیز های مینویسند که با زبان اصیل مادری من که دری است فرق دارد فاجعه بار تر این است که در طول سال هاستداکتر جلیله سلیمی این زبان کهن از چندین جانب مورد تهاجم وستم قرارمیگیرد انهایی هم که در داخل کشور اند این زبان کهن و تاریخی را زبان دوم میدانند و چنان بر جانش چسپیده اند که میخواهند سرنوشت چندین قرن اش را به دست فاجعه بسپارند و درد آور تر از همه این است که فرزندان اصیل این زبان کهن نادانسته و یا هم با مدرن پسندی هایشان تاریخ چندین هزار ساله اش را به دست بازی گرفته اند و چنان وانمود میکنند که گویا زبان دری لهجه است نه یک زبان مستقل.

گرچه من زبان شناس نیستم تا نوشته عالمانه در باره زبان شناسی بنویسم ولی قرار یاداشت هایم از دوران کودکی که از والدین و بزرگان سخن دان دور وبرم بیاد دارم و هم قرار برداشت هایم از منابع معتبر و انتشارات که در معرفی زبان فارسی از منابع خارجی خواندم چنین دریافتم که حتی منابع خارجی هم به این باور دارند که زبان دری لهجه نه بلکه زبان فارسی قدیم است حتی یاد آور شده اند که این زبان در زمان قبل از اسلام در همین سرزمین که امروز افغانستانش مینامند و قبلا خراسان و ماورالنهرش میگفتند مروج بوده است طبق که در تاریخ مینویسند زبان دری یا فارسی امروزی تا قرن چهارم هجری زبان منحصر به خراسان و ماورالنهر و یا افغانستان کنونی بوده است این زبان در آنوقت در ایران معمول نبود حتی یک شعر هم در همین زمان در زبان فارسی حال دیده نمیشود که بعد ها زبان دری به غرب یا ایران امروز انتشار کرده است.

 اما اينکه چرا عرب‌ها به‌صورت عام زبان دری را فارسی خوانده‌اند دليلش اولين روياروئ آن‌ها با قوم فارس بود ه و از سوی ديگر فارس‌ها دارای امپراتوری بزرگ بودند و شهرت بيشتر داشتند، بدين‌سان بود که عرب‌ها همه آريايی‌تباران را به ملاحظه منطقه پارس پارسيان، فارس و زبان هایشان را فارسی ناميدند. پارسی دراصل خودش یک لهجه بوده است که موبدان و علما به ان سخن میگفتند. زبان فارسی 1500 سال قبل زبان رسمی ایران شد در حالیکه زبان دری در قرن چهارم هجری زبان رسمی مردمان خراسان و بلخ و بدخشان و ماورالنهر یا افغانستان کنونی بوده است. زبان مردم ایران کهن زبان خوزی بازمانده ی زبان عیلامی یا ایلامی بوده است که در دوران هخامنشی ها و ساسانی ها و داریوش بزرگ به این زبان حرف میزدند. ایرانیان هم به این باور که که خوزستانی ها نگاهدارنده فرهنگ و آیین اصیل ایران کهن اند بعدها بعد از هجوم اعراب به فارس مردم محلی هم به پيروی از نويسندگان عرب خود را فارس و زبان خود را فارسی می‌خواندند و حتی رسم الخط زبان ها هم تغییر کرد که اين اشتباه تا امروز هم همه‌جا متداول است

ولی در این زمان سخنسرایان دری و انهایی که میخواهند خود را به زبان فارسی ایرانی نزدیک کنند باید فراموش نکنند که زبان دری در اصل آفرینشگر زبان فارسی است و این زبان در اصل از کنار دریای آموی امروزی یا بلخ و بدخشان افغانستان سرچشمه گرفته است.

برای همین است که وقتی با انهایی که خود را نخبه گان زبان فارسی میدانند همسخن میشوم حیران میشوم انها چگونه بیگانه سخن میگویند گاهی به خودم میگویم این همه واژه های جدید را از کجا به این زبان پیوند میدهند من که برخاسته از یک خاک و سرزمین هستم که همه نیاکانم دری زبان بودند چرا حالا به زبان و اصطلاح سخن سرایان دری نابلدم؟

 آن زبان را که درزادگاهم بدخشان که مهد ادیب پروران دری وزادگاه زبان دری است آموخته بودم چیزی دیگری بود چرا من نمیدانم که اینها چی میگویند؟ واژه های که من برای خارج دیده ها ی کشورم استفاده میکنم ان را لهجه بدخشانی میدانند در حالیکه چنین نیست در لهجه تنها ادای واژه ها تغییر میکند نه اینکه واژه کاملا تغییر کند. من باور دارم این همان واژه های اصل دری است که در بدخشان گویش دارد. چرا ما بدخشانی ها از گفتن واژه های چون کشتل ـ یخن و یا کلوش یا کفش و یا هم از کرته یا پیراهن و یا هم تاقین یا کلاه خجالت بکشیم اینها که واژه های اصل دری اند در بدخشان کوچک را خورد و بزرگ را کلان میگویند به برادر دادر به پول ـ پیسه به ثروتمند ـ بای به فقیر ـ غریب و یا کم بغل به سیب زمینی کچالو و به گوجه فرنگی بادنجان رومی و یا هم به شهرستان دهکده یا قشلاق میگوییم. چرا ما مانند سابق به جاده سرک نمیگوییم مگر چرا به کودکان خود بچه هایمان بگوییم. دربدخشان به پسر بچه میگویند.

 متاثر کننده تر از این است سخنسرایان دری که که خودشان را هسته گذاران بنیاد های دفاع از زبان دری مینامند وقتی به سروده هایشان متوجه میشوم بسیاری واژه هایشان در نظرم نا آشنا میایند. شعر از کاظم کاظمی را اینجا بخوانید و خود قضاوت کنید.

روحم و روی ابر می خوابم
خسته‌ام ، توی قبر می‌خوابم!

توی یک قبر تنک و بن بستم

مثل یک مرده در خودم هستم

عطر بالش یواش میاید

بوی سیب از صداش میاید

من در زبان دری واژه بنام ( توی ) را نمیشناسم ما در زبان دری به توی یا طوی ازدواج کردن را میگوییم. ولی چیزی که از شعر دریافتم شاید هدف شاعر داخل یا بین قبر بوده است که پس در زبان دری به این واژه درون میگوییم. و یا هم برای یواش در زبان دری آهسته میگویند که برای من و انهایی که ایران نرفته اند یواش واژه نا اشنا است و حتی در کتاب ها و اشعار قدیم فارسی هم کمتر از این واژه ها خوانده ام

این که در روی کاغذ است هر چه است میگذریم ولی ای کاش گوشی نمیبود که این سخنسرایان بزرگ را در هنگام سخنرانی نمیشندیم تا اینقدر رنج نمیبردیم از میان صد واژه فارسی ایرانی یک واژه دری را هم ذکر نمیکنند بعضا میبینم کسانی که پای شان را چند قدمی دور تر از مرز کشور گذاشتند واژه های را استفاده میکنند که حیران میشوم دراوایل فکرمیکردم. شاید نیاکان من و یا والدینم در آموختن زبان به من اشتباه کردندولی بعد از اینکه به ریشه مساله پی بردم بسیار متاثر شدم دیدم که.. نه والدینم همان اصل دری سچه و درست گپ میزدند ولی انچه حالا میشنوم فقط یک تقلید بیش نیست و اینها بنام سخنسرایان دری در حال تاراج کردن زبان اصیل دری اند.

 گرچه با مسرت این را میدانم شمار زیادی از ازبک تباران و ترک تباران افغانستان امروز هم خود را سخن سرایان دری میدانند و از برکت این زبان شهرت و پول یافتند و به جایی رسیدند ولی انها هم باید متوجه باشند که به حال این زبان کهن جفا نکنند اگر میخواهند دری بسرایند نباید حا شیه روی کنند و از دیگران تقلید نمایند.

 زبان دری زبان شهرنشينان بود، ودر دربار با آن سخن می‌گفتند و منسوب به درباریان پادشاهی وقت بوده است. این زبان لهجه گویش مردمان خراسان و مشرق، زبان مردمان بلخ و بدخشان در آن بيشتر است.

این لهجه به نسبت واژه های ادیبانه و تشریفاتی اش بیشتر مورد توجه و علاقه درباریان آن وقت بودو زبان مورد پسند پادشاهان بوده است و حتی در آن زمان به نسبت خوش خوانی اش پرنده گان خوش آواز را هم به نام دری نام نهاده بودند مانند کبک دری.

در زبان پر باردری بهترین و اصیل ترین واژه های اصیل زبان فارسی را میتوان یافت و حتی بیشترین هایش هم در کتب عربی استفاده شده است زبان دری زبان علمی و ادبی و زبان سرایش شعر و نثر بوده است آثار بزرگترین شاعران و نویسندگان فارسی به همین زبان نشر شده است طبق که حافظ میسراید

ز شعر دلکش حافظ کسی بود آگاه
که لطف طبع و سخن گفتن دری داند

 ولی متاسفانه در این اواخر در رسانه های فارسی دری زبانان افغانستان دیده میشود که اکثرا افغانهای ما زبان دری مادری خود را که روزگاریبهترین و شایسته ترین بود فراموش کرده و کوشش میکنند اصطلاحات فارسی ایرانی را در گویش روزمره و حتی در نوشته های خود استفاده کنند واژه های که در زبان فارسی ایرانی هم جنبه تاریخی ادبی آن بسیار ضعیف بوده و هیچ بنیاد تاریخی با زبان فارسی هم ندارد.

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • sameem200@yahoo.com
    .Haq gofti khwaher danishmand
  • پولاد

    خانم سلیمی وقتی شما زبان شناس نیستید پس چرا در رابطه به چیزی که در آن تخصص نداری نظر کارشناسانه می دهی!

    آیا شما از آقای زریاب، نادری و یا جاوید هم بهتر میدانید؟!

    واژه های که شما از آنها نام بر دید و گفتید که در بدخشان رایج است، من بادغیسی نمیدانم!
    زبان ما پارسی است، با دری گفتن هیچ کس نمی تو اند زبان گهربار پارسی/فارسی را تغییر بدهد.

    میترسم که سخنان فاشیستان اوغان ملتی بر شما هم اثر گذاش ته و شما هم متردد شده اید!

  • عتیق الله
    سلام خواهر عزیز !
    چه خوب گفتی عقده دلم را گشادی من به زبان مادری صحبت میکنم که دری است . ازهمان خان واده هستم که درگذشته ها کلوش میگفتیم به کلاه تاقین درکودکی
    پدرم را خوب بیاد دارم که بعضی کلمات وج ملات را می گفت که فعلآ در سخنرانی محل خودم وجود ندارد گرمن انجنیر دربخش تخنیک هستم بلدیت به گونه مسا یل ندارم
    ولی تشکری میکنم موفقیت مزید برای تان تمنا دارم
    بااحترام

    انجنیر عتیق الله از تخار
  • جاوید احساس  - سلام
    اول گفتید که دری لهجه نیست که مسلما نیست چون همان زبان پارسی دری است که هردو یک زبان می باشد با لهجه  های متفاوت ، در تخصص کاظمی در ادبیات و زبان کسی در ایران و افغانستان شک ندارد همه باورد مندیم که ای شان از دانش خوبی فیض برده اندشخص شما هم در لهجه انگشت انتقاد گذاشتید اول سازه "توی" زاییده  ی لهجه پارسی دری ایران است که با بکار گرفتنش زمین به آسمان نمی خورد،شعر حافظ را شنیده باشی :
      زشعر دلکش حافظ کسـی شود آگاه
    که لطف نظم سخن گفتن"دری"داند
    حالا چنین استناد می شود  که اگر "دری" و "پارسی" فرقی باهم می داشتند ،چرا حافظ در شعرش واژه "دری" را ب ه کار می بست ،خواهر جان به دری زبان بودنت شک دارم
  • تا جیک آریا  - شما زیر باری فاشیزم اوغان هستید.
    مقاله شماپوچ و بی بنیاد است .
    لطف کنید دیگر میان فارسی ودری تمایز قایل نه شوید.
    به اشتباه خویش پی بر ده و آب را در آسیاب دشمن نه ریزید.
    فارسی دری یک زیان است و دارای واژه های فراوان شما که آگاهی ندارید قضاوت نه کنید.
    امید وارم نا راحت نشوی نویسنده بی معلومات.
    من از پشتون ها هرگز نه نالم
    که بامن هر چه کرد آن آشنا کرد
    بدرود
  • yahya
    doste popch pesen khod mutawaje nisti ab ba asyab digaran merezane .banda dare zaban astam na ba go fte to farsi zanab balke parsi,farsi kalemi arabi ast .wa khaawahar jan az maqalat tashakur .hin do ste poch pesend yak bar ba iraniha benshened wa gosh bete ki chand kalima az hanha bardasht karda me tawanad.wa sallam
  • محمد حنیف رستم
    سلام خدمت سایت زیبای خاوران !
    در این جای شکی نیست که واقعا زبان دری زبان است نه لهجه از ان جایکه فع لا خواسته و نخواسته یک تعداد افرادی که فرهنگ کشورهای دیگر را به فرهنگ زبان و ادبیات کشور ما برتر می دانند و این طور برایشان تلقین شده است که گویا ما به هیچ وجه نه زبان مستقل داریم و نه فرهنگ مستقلی بن ا این موضوع را از یاد نبریم که زبان دری زبان ما است که ریشه می گیرد از زبان فارسی بنا در زبان دری ما بیشتر اصطلاحات داریم که در زبان فارسی نیست که ان خود قدامت زبان ما را نشان می دهد اما یک تعداد اشخا ص خود فروخته که ادبیات زبان های دیگری را میاورند وبه جای زبان دری ما جایگزین می سازند و افتخار هم می کنند که گویا اصلا زبان ما این است بنا بنده از مقاله تان بسیار چیزها اموختم وواقعیت هم همین است که س ما نوشته کردید ارزوی موفقیت به نویسنده گرامی خواهانم
    حنیف رستم
  • مرتضی از کابل
    بلی باید گفت: در تاریخ ادبیات فارسی این زبان اصلا پارتی بوده، که یکی از اقوام گذشته ایرانی باستان اس ت. (پارت ها)که بعدا پارس ها شده. بعد پارسی

    فردوسی بزرگ در مورد زبان فارسی چنین گفته است:

    بسی رنج ب ردم در این سال سی
    عجم زنده کردم بدین پارسی

    و یا لسان الغیب حافظ گفته است:

    ز شعر دلکش حافظ کسی بود آگاه
    که لطف و طبع سخن گفتن دری داند

    در چون زبان درباری بوده و به یک گویش تبدیل شده و صفت زبا ن پارسی است و یکی از لهجه های تخاری است، بنا مغالطه نشود که دو زبان است.
    تا 30 سال پیش ما در نظام مع ارف افغانستان کتاب دری امروزی را بنام قرا,ت پارسی می خواندیم و معمولا دیگر اقوام افغانستان به ویژه پ شتون ها به مردمان تاجیک پارسیوان می گویند.
    و حرف دیگر اینکه در کشور های آسیای میانه و آسایی غربی و ج نوبی کسانی که به زبان فارسی صحبت می کنند فارسی می گویند نه دری.

    سپاس فراوان خواهر عزیز از از مطلب خ وبی که نوشتید
  • قیوم پروا  - ژرف بپندار
    نوشته ات را خواندم، اما ژرف بپندار. پیشا پیش خودتان گفتید که زبان شناس نیستی و چیزهای زیادی هم در با ره ی زبان نمی دانی و بدین منظور است که به گفته ی بدخشانی ها که آنهم خودت در نوشته ات نوشتی، در زبان شناسی خورد هستی و وقتی خورد هستی نباید با کلانان که ویژه کاران زبان استند بستیزی.

    به گفته ی خودت ما باید تنها در بدخشان چند زبان دری داشته باشیم، چرا که هر ولسوالی در بدخشان واژه ها و اصطلاحات خاص خو دش ره دارد، چه رسد به این که ولایت های دیگر افغانستان را یاد کنین مثلن در قریه ی غاران ولسوالی اشکاش م، کلمه های مانند ( ترغزه، ناتربرابر و همچون اینها را به کار می برند و بدین گونه ولایت های دیگر حال ا خودت قضاوت کن؟ میشه گفت که در بدخشان ما چند زبان دری وجود دارد؟ و اگر چنین شود بایددر هر ولسوالی ب دخشان، یک زبان دری وجود داشته باشد. ودر ولایان مانند هرات و غزنی و پروان و زبان دری دیگر. زیرا هر کد ام کلمه های خود را دارند و همینگونه ایران.

  • ناشناس
    با درود فراون

    واژه دری صفت است. نام زبان ما پارسی دری است که امروز
    به نام فارسی جهانی شده از برکت ت ازی ها، در زبان شان
    حرف پ وجود ندارد.

    ناگفته نباید گذاشت که زبان فارسی مانند دیگر زبان ها
    گویش های گوناگون دارد، اما زبان نوشتاری فارسی در تمام جهان یک زبان است .

    محدودیت نوشتن واژه ها کار درست نیست !از تعصب باید کار نگرفت، بهتر است که درمقابل پارسی ستیزی مبارزه کنیم!!!

    بیژن آبید
  • بهروز
    خانم دکتر شما کدام کشف جدید نکردید فقط میخواهید حرف قبیله را صحه بگذارید، که زبان دری است وازایران ف ارسی واز تاجیکستان تاجیکی. بگذارید این شقه شقه کردنها را. این هرسه یک نام است وبیانگر یک زبان واحد. دل جناب شما که دری میگوئید یا فارسی یا تاجیکی.
  • ثریا بهاء
    با درود به خانم جلیله شمس ! پژوهش شما قابل قدر است، اما اگر باری به ودیو کلیپ استاد واصف باختری این سرآمد نوگرایی شعر و ادب زبان پارسی گوش فرا می دادید، آنگاه متوجه می شدید که دری، تاجیکی و پارسی سه لهجه از یک زبان است و آن زبان پارسی است ٠ برای همین برایتان کلیپ استاد واصف باختری را می گذارم تا م توجه اشتباه تان شوید
    http://youtu.be/LWHRAqX6NKo
  • مسعود

    سلام، تشکر ازین نوشته یتان. با نظرتان در مورد اینکه بعضی از نویسندگان امروز افغانستان بیشتر رو به کل مات و اصطلاحاتی فارسی ایرانی رو آورده اند موافقم.

    اما با بعضی نقاطیکه درین نوشته یادآور شُدید مخال ف هستم، اول در مورد شاعر جناب کاظمی. اشعاریکه جناب کاظمی مینویسند تنها در افغانستان خوانندگان ندارد. قسمیکه میدانید وی در ایران هم زندگی کرده است و اشعار وی در آنجا در میان مردم شهرت دارد، این یک امر طبیعیست که وی از کلمات مانند "توی" و "یواش" درین پارچه شعر استفاده کرده است. کلمه ی "توی" قسمیکه شما اشاره کردید که در زبان دری به طوی یا ازدواج اطلاق میشود. اماتلفظ کلمه ی  4;توی" درین شعر با کلمه ی طوی بمعنی ازدواج فرق میکند...

    کلماتی مانند گوجه فرنگی و سیب زمینی را بسیاری از مردم افغانستان دری زبان استفاده نمیکنند (من خودم نمیفهمیدم که گوجه فرنگی بادنجان را میگوین د). شاید فقط کسانی از چنین کلمات استفاده کنند که در ایران کلان شدند. و کلمات کودک و طفل بجای بچه الب ته در زبان نوشتار استفاده میگردد و این کلمه ضرور نیست که یک کلمه ی فارسی ایرانی باشد.

    زبانها در اک ثر کشور ها همیشه به حالت اولی خود نمیماند، باگذشت زمان زبان انکشاف میکند، بعضی کلمات نو اضافه میشود و بعضی کلمات دیگر حذف میگردد. اما متاسفانه در افغانستان چنین کاری صورت نمیگیرد و به همین علت کشور ای ران در انکشاف زبان دری در افغانستان خیلی تاثیر گذار است.
  • دوست دار تان
    بسیار دقیق و درست گفته اید. من 100% با شما موافق استم.
    فارسی ایران را میتوان دری بازاری گفت.
    بسیار ت شکر ازین نوشته پر مفهموم تان
  • سخا
    خوهر گرامی خودت برای خود زیاد زحمت نده این نوشته شما و چند تا نوشته حالا نمی تواند حقیقف را با دو ان گشت پنهان کند من فقط برایت می نویسم یک بار اگر زحمت نشود با دانش مندان و شخصیت های که در زبان شناسی دوکتورا دارند تماس بگیرید. با این که زبان مادریت فارسی است نمی شود در بلاغت کامل خود را معرفی کرد. خ واهر عزیز شاید زبان پدریت چیزی دیگری غیر فارسی باشد من که دیگه خسته شدم دلیل وبرهان اورده یکبار هم ا گر شده با دل روشن و چشم باز بر قضایا بنگرید. کوتا برای بار آخر اگر پذیرفتی خوب در غیر ان همان قیصه ا ست انان که ندانند که ندانند که ندانند در .... بمانند
    طرز گویش های فراوانی در زبان فارسی وجود دارد از جمله پهلوی ،دری،تاجیکی،پشتو، سغدی،شغنی،کردی ووووو طرز گویش دری همان دهری یا همان تخاریست که من وشما این را خوب میدانیم امید وارم یکی را دیگر دو وسه نخوانید یک یک است اگر تمام اوغان نازی هم با شما باش د
  • یما

    خانم محترم!
    بهتر است که چیزی راجع به رشته خودتان بنویسید, یا تحلیل کنید تا دهان بالای موضوع باز کنید که به گفته خودتان بیشتر از دیگران راجع به آن نمیدانید. اولتر از همه هر زبان همیشه در تحول بوده و گو ینده گان آن, به ویژه زبانشناسان هر زبان همیشه کوشیده اند تا زبانشانرا بیشتر انکشاف دهند و بروز برسان ند. دوم آنکه هیچگونه فرق میان زبان پارسی افغانستان و پارسی ایران نبوده و این زبان بنام فارسی, پارسی و یا Persian;Perzisch;Farsi;Pers;الفارسي; در تمام دنیا شناخته میشود. یگانه فرق بین پارسی افغانستان و پارسی ایران اینست که در ایران بالا زبان پارسی بیشتر کار شده و زبان انکشاف نموده, و اما در افغانستا ن زبان پارسی هنوز هم بمانند مردمانش در عصر سنگ بسر میبرد.

    اینکه شما یا من معنی کلماتی متداول پارسی که در ایران استفاده میشود نمیدانیم. این گناهی زبان نیست, بلکه مربوط به ناآگاهی خود ما میشود. من هم ب یشتر کلمات متداول پارسی که در بدخشان مورد استفاده قرار میگیرد نمیدانم, ولی اصرار هم ندارم که بگویم ب دخشانی زبان جداگانه ایست.

    چه فرق خواهد کرد اگر بگویم یواش یا آهسته؟
    توی بگویم یا دورن؟
    مگر هر دو کلمات دری یا پارسی نیستند؟ آیا یک شاعر بدخشی اجازه ندارد تا در اشعارش کلمات متداول پروان, هرات و یا جای دیگر استفاده کند؟

    من اینجا سر از گفتارتان در نیاوردم
    "زبان فارسی 1500 سال قبل زبان رسمی ا یران شد در حالیکه زبان دری در قرن چهارم هجری زبان رسمی مردمان خراسان و بلخ و بدخشان و ماورالنهر یا ا فغانستان کنونی بوده است"

    مگر تاریخ هجری قمری و یا هجری شمسی کمتر از 1500 سال نیست؟

    کجای این کل مات دری سچه است؟
    پیسه-هندی
    بای-ترکی
    قشلاق-ترکی
    برادر-انگلیسی
    کشتل-ترکی
    طوی-ترکی

    یگانه کلمه که دری س چه است آنهم دادر است که من اولین بار به حیث کسی که در کابل پرورش یافته از زبان شما شنیدم....زیباست!

    همه چیز در حال تغیر است و زبان هم از تغیر و تحول مبرا نیست. چرا باید زبان ساکن نموده و تنها به یک ک لمه بسنده کنیم؟

    سپاس
  • ناشناس
    خوشبختم که من این قندرا در زبان دارم.خواهر گرانقدر به امید نوشتار های بیشترشما.سپاسگزارم.اهوراهی
  • امیر تبموری
    خانم دوکتور!
    ا یکاش اینهمه وقت گرانبهایت را در ضدیت با کلمات نا مانوس و بیگانه ای چون: پوهنتون و دگر وال و شیندند وغیره صرف می کردی تا با واژه های مروج فارسی ایرانی که شاید در بدخشان ثو مروج نیست ولی م مکن در بین دیگر فارسی زبانان چون هراتی ها و هزاره و دیگران کار برد دارد. بهتر است با گفته های بزرگان ادب افغانستان تاجکستان و ایران همنوا باشیم که می گویند دری و فارسی هر دو یکی اند واین قبیله است که در نیم قرن پسین تلاش دارد تا در بین اینهامرز ایجاد کند. من دوستان شغنانی دارم که با یا فتن یک یا چند کلمه در زبان شغنی به این نتیجه رسیده اند که گویا شغنی ها افغان اند نکند ضدیت شما هم برخاسته از همین دیدگاه بی اساس است. برای روشن شدن بهتر سردر گمی شما این هم دو مصراع از دو غزل جداگانه حضرت حافظ:
    شک ر شکن شوند همه طوطیان هند
    زین قند پارسی که به بنگاله می رود
    *********************************
    ز شعر دلکش حافظ کسی شود آگاه
    که لطف طبع و سخن گفتن دری داند
  • آصف
    خانم نهایت محترم!
    همانطوریکه خودتان فرمودید زبان شناس نیستید ولطفا با نظر غیر کار شناسانه به پیچیدگ ی موضوع نیفزایید.
    این را درست فرمودید که در کشور خود ما هستند کسانی که تیشه بر ریشه زبان فارسی (در ی) میزنند ولی با این نوشته شما هم بنحوی آب را در اسیاب همانها ریختید. کلماتی مانند( تو) و(یواش) هم مترادف کلمات (داخل) و(آهسته )هستند در حالیکه کلمه تو یا توی نسبت به کلمه داخل که منشاه عربی دارد بیش تر به زبان ما نزدیک است .ولی کاربرد آن امروزه در کشور ایران نسبت به افغانستان بیشتر است.
    منهم نمیخ واهم با شما وارد بحث زبان شوم ولی :
    بیندیش و وانگه برآور نفس
    وزان پیش بس کن که گویند بس
    سعدی
  • ناشناس

    خانم داکتر سلام!
    اولا بنده در شمار همان 90 فیصد بیسواد کشور هستم .
    بنده فرق دری و فارسی را نمی فهم م .خدا شما را خیر بدهد که به نکته ی بسیار مهم اشاره کردید.
    ما بخبران را فارسی زبانان از خیلی وقت ها عافل
    کرده بودند مثلا در تاقجه بالای ورندوروق انه مه
    بیقین قران مجید کتاب فارسی حافظ شیرازی را گ ذاشته بود. وبعد یگان وقت از سعدی شیرازی هم
    قصه و حکایت های می کرد.اهسته اهسته همی رقم حالی
    فکر می کنم مه زبان دری را فراموش کردم و زبان فارسی ره یاد گرفتم.ما دو دسته سوراخ ره
    محکم گرفتیم که از فتنه ی انگیس ها در همان باشیم
    متاسفانه زبان فارسی به ما چه رقم حمله کرد که غافل شدیم.گرچند بزرگان ما در دهه ی چهل با یک حمله ی سریع بیرق کلمه فارسی را از قله ی معارف
    کشور به زیر انداختند ولی تا حا لا اثر آن از تار و پود فرهنگ ما گسسته نشده.یگان وقت مه حیران
    می مانم که همین بزرکان ادب و فرهنگ ما که شهکار های ایشان جاویدان و ماندگار هست چرا دانسته و یا ندانسته چه بگویم اشتباه کردند.
    مثلا مولان ا خودش می گوید مثنوی معنوی مولوی
    است قرآن در زبان پهلوی. ویا فردوسی میگوید
    عجم زنده کردم بدین پار سی. بهر صورت شما چون داکتر هستید تحقیق برای شما آسان است . اگر شما لطف بفرماید از همین دیوان بزرگان ما مثل مولوی حافظ
    سعدی فردوسی ناصر خسرو بیدل جامی اقبال و خلیلی
    همان بخش دری اش را به ما دری زبا نان معرفی کنید
    دیگر این نسل سر گردان فریب زبان فارسی را نخورند
    .شما از آقای کاظمی گفتید ایشان اط دوران خوردی در محیط ایران هستند ولیکن این استاد باختری نیز
    یگان وقت طرف زبان فارسی تیشه می گنند شک ا که داکتر هستن به شما تاثیر نه می کند ولیکن قریب مه ره دو دله ساخته بود برادر شما حیدرقل
  • نوراحمد
    داکتر صاحب ! شما خود اقرار کرده اید که در باره زبان نمیدانید اما بازهم کوشش کرده اید به ما تفهیم نما ید که زبان ما چه نام دارد . زبان ما فارسی است و فارسی میماند و نامیدن این زبان را، دری دسیسه ای حکوم ات فاشیستی گذشته و فعلی است. لطفن یکبار کتاب (هم زبان و بی زبانی) استاد کاظمی را مرور نماید و بعد اگ ر ایرادی داشتید میتوانید با دلایل ارایه دارید.
  • علی

    سلام به تمام خوانندگان سایت وزین خاورانٰ‌و احترام به داکتر صاحب سلیمی. فکر نمی کنم بر اساس یادداشت ه ای دوران کودکی بتوان در مورد نام یا ریشه زبان فارسی قضاوت کرد. و اینکه شما می گویید که دری همان فارس ی قدیم است،‌پس دری فارسی است. فکر می کنم مطرح کردن و تاکید روی اینکه دری یک لهجه نه بلکه زبان مستقل است،‌ادعایی است که اساس تاریخی معتبری ندارد. فارسی زبانان باید به اصیل بودن فارسی و اینکه این زبان پ ربار و دارای تاریخ طولانی منشا خراسانی دارد نه ایرانی یا فارسی (‌سرزمین فارس) تاکید کنیم. چنانچه پیش از دوران پشتونیزه سازی افغانستان و تلاش هایی که برای بی اعتبار ساختن و کم رنگ کردن نقش زبان فارسی د ر عرصه اداری و رسمی کشور صورت گرفت، همه از عوام و خواص حتا پادشاهان و امیران کشور که خود پشتو زبان ب ودند،‌به همین زبان سخن می گفتند و با نام فارسی زبان رسمی و اداری افغانستان بود. کاری که در زمان نادر خان و پس از او بسیار جدی پیگیری شد،‌همین موضوعی است که شما در این زمان آن را مطرح می کنید. منابع مع تبر در رابطه به زبان فارسی بخوانید و نظر تان را تعدیل کنید. این از سر ارادت به زبان فارسی دری است. ح یف می دانم "داکتر"‌بر اساس یادداشت های کودکانه خود نظر دهد. با احترام
    یک دانشجوی زبان فارسی
    از کابل
  • Aman  - بسیار خوب
    بسیار اعلی نوشته شده است مردم افغانستان بشما افتخار دارد
  • ظریف افغان  - تشکر و جهانی سپاس داکتر صاحب
    خیلی زیبا و مفید نگاشته اید داکتر صاحب سلیمی!
    بحران سه دهۀ اخیر در کشور زمینۀ دست درازی برای بیگانگا ن را در همۀ عرصه های مادی و معونی مان بشمول فرهنگ و زبان مان مساعد ساخت و با استفاده از این "فرص ت" همسایه های ما دست به تجاوز فرهنگی زدند. شما ببنید که امروز تلویزیون طلوع هشتاد فیصد اصطلاحات ایرانی را بکا میبرد, چرا؟ رئیس جمهور مان پیسه خور ایران و رسانه های مان واژه خوران ایران!!
    آیکاش نوی سنده های افغانی مان مسؤولیت ملی شانرا درک نمایند و دست به نگارش همچو مقاله های مفید و مؤثر یازند.
    ت شکر و جهانی سپاس داکتر صاحب سلیمی باری دیگر از مقالۀ ارزشمند تان!!
    ظریف افغان
  • جاوید غوربندی  - تشکر از داکتر سلیمی
    تشکر از داکتر سلیمی
    در حقیقت داکتر سلیمی به نکات مهمی اشاره کرده بود که باید عادی وسطحی گرفته نشود ا ین موضوعات بسیار مهم و جدی است.
  • mohammad
    یواش(آرام) واژه ای است عامیانه که در نوشتن از آن کمتر استفاده می شود http://www.facebook.com/photo.p hp?fbid=201305029910435&set=a.152516774789261.27422.152376461469959&type=1&pid=563895&id=15237646146 9959
  • محمد ادریس  - زبان را اینقدر محدود نسازید
    زبان فارسی ویا دری در اصل یک زبان خیلی فسیح و بلیغ است که در بطن خود بسا واژه های را جا داده است. عد ه ای در ایران و آن مناطق یک بخشی از واژه های این زبان را بطور معمول استفاده می کنند و در خراسان زمی ن و اینجاها بشتر کلمه های متفاوتی که در واقع همه از بستر یک زبان اند معمولا مودر قرار می گرند. احمقا نه است اگر دری را از فارسی و فارسی از دری جدا پنداریم، خوب مدتی نام زبان پهلوی بوده و بعد بطور گسترد ه ای موسوم به دری شده که تاحال در مناطق افغانستان و تاجکستان ملموس است و حالا فارسی بشتر درنزد جهانی ان تبلور دارد. لیکن در واقع همان زبان است. این برخی از کلمات را شما خانم نویسنده نمی شناسید تقصیر ز بان که نیست.
  • محمد ادریس
    زبان فارسی ویا دری در اصل یک زبان خیلی فسیح و بلیغ است که در بطن خود بسا واژه های را جا داده است. عد ه ای در ایران و آن مناطق یک بخشی از واژه های این زبان را بطور معمول استفاده می کنند و در خراسان زمی ن و اینجاها بشتر کلمه های متفاوتی که در واقع همه از بستر یک زبان اند معمولا مودر استفاده قرار می گرن د. احمقانه است اگر دری را از فارسی و فارسی از دری جدا پنداریم، خوب مدتی نام زبان پهلوی بوده و بعد بط ور گسترده ای موسوم به دری شده که تاحال در مناطقی چون افغانستان و تاجکستان ملموس است و حالا فارسی بشت ر درنزد جهانیان تبلور دارد. لیکن در واقع همان زبان است. این برخی از کلمات را شما خانم نویسنده نمی ش ناسید تقصیر زبان که نیست.
  • محمد ادریس
    زبان های تاریخی و بلیغ بسط پسند و توسعه پذیر می باشند و فارسی هم یکی از این دست زبانهاست، برماست که همه کلمات و واژه هاس این زبان را بشناسیم و مورد استفاده قرار بدهیم، اینکه یک دسته کلمات را از همان ا تبدا محکم بگیریم و بقیه کلمات را به پای اغفال بسپاریم در واقع زبان را عقیم ساخته ایم. بیایید از این زبان با هست و بودش بدون در نظرداشت ایرانی بودنش ویا افغانی بودنش استفاده کنیم چون این یک زبان فراکشو ری بوده است بلکه زبان قرن های پیشین. اگر بگویم این زبان تنها زبان بلخ و بدخشان است نه ایران ویا تنها زبان ایران است نه افغانستان و تاجکستان و یا خراسان در حقیقت در حق این زبان جفا کرده ایم.
  • ناشناس
    خواهر عزیز جلیله جان
    سپاس از حُسن نظر و دلسوزی ات بر وطن و زبانت، اما تا جائیکه دیده میشود، نظر خود ت واقعا نظر شخصی خودت میباشد و همیچ پیوندی با تاریخ زبان شیرین مان یعنی زبان فارسی دری که در افغانست ان صحبت میشود ندارد
    میتوانم ادعا کنم یک اندازه بی مسئولیتانه و نا آگاهانه با موضوع پیش رفتین، اگر ن اراحت نشوین، بهتر است درین باره کمی مطالعه نمائید و با عزیزان نخبه و زبان شناسان کشور صحبت کنین، حتم ا متوجه حرفهای من میشوید
    آرام
  • بنده حقیر
    عقل زن خروار ارزن خواهرعزیزچرابیجامقاله نگاشتی نشان دادی عقل خودرااین زبان فعلن به فارسی مشهورنه دری پس مانبایداسمش تاجیکی یادری بگذاریم تامباداتیشه بر ریشه زبان خودبزنیم لطف کرده دگربه کارهابزرگهاپاد رازی مکن خواهش این بنده حقیرازتوهمین است بس.
  • دری زبان  - دری ما بین المللی است !!!!!!!!!!!!!!!!
    سلام به همه
    زبان شیرین دری ما بین المللی است. من محصل ام در دانشگاه Geneva , و در این شهر زندگی میک نم. زمانیکه خود را در این دانشگاه ثبت نام از طریق انترنت میکردم, در قطار دیگر سوالها, باید زبان مادر ی خود را مشخص میساختم. یک جدول طولانی زبان ها را گذاشته بودند تا هر کس زبان مادری خود را انتخاب کند. من فارسی را میپالیدم, که قسم به خدا, قبل از آن دری شیرین را دریافتم. و طبعا دری را انتخاب کردم. ببی نید, زبان ما به سویۀ دانشگاهای بین المللی شناخته شده و ما پشت لسانهای مردم میگردیم. چرا بعضی وطنداره ا خود را حقیر احساس میکنند؟ ما به زبان خود افتخار میکنیم.
    تشکر
  • تاجک خراسانی

    سلام خواهر گرامی داکتر صاحب سلیمی . تحلیل عالمانه و اندیشمندانه شما را ستایش میکنم شما از جمله گوهرا ن کمیاب این سرزمین بیچاره و مضلوم هستید . من فکر میکنم تذکر شما از زبان شناس نیستم گفتن تان یک نوع ش کسته نفسی های عالمانه و دانشمندانه تان است که این هم یک نوع بزرگی شما را بیان میکند .
    ولی من برایت ان لقب پژوهشکر و زبان شناس دانشمند و با استعداد را میدهم . نوشته شما بسیار مفید و بجا و تاریخی است م ن حتی از ادبیات شناسان و دانشمندان که لاف از زبان شناسی میزنند کمتر اینگونه نوشته دارای جوانب اموزند ه و مفید خواندم . کشور و مردم و تاریخ ما به وجود اشخاص صادق چون شما شدیدا نیاز دارند . میخواستم به ج واب عبدلحی چیزی بنویسم دیدم که نوشته هایش بی مفهوم اش از یک عقده منشا میگیرد و ازنظرش در مقابل این ن وشته دانشمندانه شما چیزی قابل درک را جز ریختن یک مشت عقده را نیافتم . به یقین که این کشور و مرزبوم به وجود فرزندان چون شما افتخار میکند . هر نکته از نوشته شما برای هر فرد این کشور قابل اموزش است و بر ای انهایی که شما در باره شان نوشتید باید گفته شود که چند روزی نزد این خواهر بیاموزید و وجدان خود را بیدار
  • تاجک خراسانی

    سلام خواهر گرامی داکتر صاحب سلیمی . تحلیل عالمانه و اندیشمندانه شما را ستایش میکنم شما از جمله گوهرا ن کمیاب این سرزمین بیچاره و مضلوم هستید . من فکر میکنم تذکر شما از زبان شناس نیستم گفتن تان یک نوع ش کسته نفسی های عالمانه و دانشمندانه تان است که این هم یک نوع بزرگی شما را بیان میکند .
    ولی من برایت ان لقب پژوهشکر و زبان شناس دانشمند و با استعداد را میدهم . نوشته شما بسیار مفید و بجا و تاریخی است م ن حتی از ادبیات شناسان و دانشمندان که لاف از زبان شناسی میزنند کمتر اینگونه نوشته دارای جوانب اموزند ه و مفید خواندم . کشور و مردم و تاریخ ما به وجود اشخاص صادق چون شما شدیدا نیاز دارند . میخواستم به ج واب بعضی های که در مخالفت با شما چیزی بنویسم دیدم که نوشته های بی مفهوم شان از یک عقده منشا میگیرد و ازنظرشان در مقابل این نوشته دانشمندانه شما چیزی قابل درک را جز ریختن یک مشت عقده را نیافتم . به یق ین که این کشور و مرزبوم به وجود فرزندان چون شما افتخار میکند . هر نکته از نوشته شما برای هر فرد این کشور قابل اموزش است و برای انهایی که شما در باره شان نوشتید باید گفته شود که چند روزی نزد این خواهر بیاموزید و وجدان خود را بیدار
  • فرزندخراسانی
    من به جواب بنده حقیر مینویسم که تو به نوشته های بزرگان چون داکتر سلیمی دست دراز مکن منطق و درک تو از دانستن چنین نوشته های بسیار بالاست ازنظر بی مفهموم و از گفتن عقل زن گفتن ات پیداست که تو کی هستی گ رچه من هم تا تا حال زبان دری را لهجه میگفتم ولی این نوشته عالمانه و دانشمندانه این خواهر بزرگ مرا بس یار نکات مهم را اموختاند ما در وطن خود کمتر اشخاص مثل داکتر جلیله داریم . به وجود این چنین گوهر در ک شورم افتخار میکنم و خداوند برای ما نگاهش دارد.
  • ناشناس  - دری شیرین یک زبان است و فارسی ایران دیگر
    سلام
    خواهر گرامی, من کاملا موافق ام که دری شیرین خود یک زبان است. خواهر محترم مقالۀ زیبایی نوشته ای د, ولی متاسفانه نوشتۀ جالب شما خوش ایرانی ها و ایرانی صفت های چاپلوس نیامد. زبان ما « دری شیرین » زب ان شاهانه است و فارسی ایران زبان کوچه و بازار به شمار میرفت. اینرا نباید فراموش کرد که فردوسی این زب ان را در غزنی شکوه و عزت بخشید. زبان ما آنقدر عالی و شیرین است که مردم های فارسی زبان, پرنده های خوش آواز را بنام کبک دری یاد میکنند. زبان ما دری است و ما به آن افتخار میکنیم. در قانون اساسی کشور هم ل سان ما بنام دری ذکر شده
  • راستگو
    حیف صد حیف که عده ای درک و احساس درست ندارند و مسایل را با دیده باز نمینگرندو از این نوشته سراپا مف ید و دانشمندانه داکتر سلیمی که تاریخ زبان دری و مردمان دری زبان این کشور را فرزندان اصیل و وارث اصلی این کشور میداندو این حقیقت را با اسناد و شواهد بیان کرده باید هزاران تقدیر باید نوشت . بجای ستایش و قدر دانی از این نوشته که چون کوه استوار در مقابل زبان دری میاستد و برای دشمنان و حسودان این زبان بز رگی و تاریخ باستانی اش را معرفی کرده است باید اینگونه برخورد کرد؟ کسانی که اینجا در مورد این نوشته مفید و سراپا میهن پرستانه نظریات مخالف نوشتند لطفا دقیق بخوانید که چی نوشته است . هدف این نویسنده فق ط و فقط یاد آوری از تاریخ کهن و باستانی و مردمان اصیل این مرز بوم است. از سایت خاوران بخاطر صادقانه بودنش و احساس نیکش در نشر این نوشته مفید و وطنپرستانه یک دنیا سپاسگذار هستم.موفق باشید
  • یک دوست
    با درود به ضیاء جان عزیز!
    شما نوشته خانم جلیله را خوانده اید، با دانش و پالیسی که دارید نمی دانم چگ ونه این چرند نامه افغان ملتی ها را نشر کردید، با تأسف از سایت های خودما بر ضد زبان خود ما تبلیغ می کنند٠ برای خانم جلیله در پیام خانه لینک صحبت استاد واصف باختری گذاشته شد، امید است بشنود تا متوجه چر ندگویی خود شود، ممکن این خانم فکر کرده است که بهتر از استاد باختری زبان پارسی را می داند٠
    با سپاس ومحبت
    از یک دوست
    عنوانی گرداننده سایت
  • ناشناس


    خواهر محترم جلیله جان!
    شما در حالیکه خود را زبان شناس نمیدانید آیا بنظر تان بیهوده برایتان زحمت ندا ده اید تا این مضمون را بنویسید؟بهر حال:نخست ماورالنهر :سرزمین افغانستان امروزی جز آن نبوده.بلکه به ا راضی بین سیحون و جیحون یاد میشده که از طرف شمال به سیبری ،از جنوب به خراسان(افغانستان امروزی) از شرق به چین و از غرب بدریای خزر میرسیده و فردوسی بزرگ از آن توران زمین یاد نموده است . حالا میتوانید حد س بزنید که مراد از چه اقوام و سرزمینهای بوده.
    2ـ زبان وسیله تفهیم و تکلم است که در اصل به سه شکل از لحاظ ارزش ادبی تقسیم میشود:
    ـ ادبی = که خاصه شعرا و نویسندگان است تا بوسیله آن هنر شان را بیشتر رن گ آمیزی کنند
    ـ گفتگو= زبان مردمان تحصیل کرده میباشد که در آن کمتر غلطی های ادبی دیده میشود
    ـ زبان عامیانه=خاصه مردمان تحصیل نکرده است که در آن بیشتر اغلاط ادبی مشهود است.

    زبان پارسی دری در سه مرح له تبارز نموده
    1 ـ پارسی باستان یا کهن که در زمان هخامنشیان بدان تکلم میکرده اند و آن را زبان اوستا ئی هم میگویند
    2ـ پارسی میانه که عبارت از همان زبان پهلوی میباشد که به دوره ی اشکانیان میرسد.
    3ـ پا رسی دری ـ مربوط میشود بدوره ساسانیان که درین زمان زبان دری رشد اعلای میکند و اکثر درباریان و بزرگان و نخبگان بدان سخن میگویندو روی همین منظور بزبان دری یا درباری مشهور گردید.
    پارسی را اعراب بخاطر فا رسی گفته اند و میگویند که حرف "پ" در زبانشان وجود ندارد.
    زبان دری مشخص مربوط بمردمان بدخشان نمی شود بلکه تمام ایران زمین را در بر میگیرد.مراد از ایران زمین کشور ایران امروزی نیست بلکه ایرانیس ت که فردوسی در شاهنامه از آن یاد نموده یعنی از بدخشان و سمنگان تا اصفهان،هرات،سیستان و کابل و سایر ع لاقه های خراسان میباشد.
    حالا شما اگر در نوشته های بعضی از نویسندگان و یا شعرا کلمات مثل "یواش& #34; و "توی" را مشاهده نموده اید بمعنای این نیست که گویا اصالت زبان دری را زیر سوال برده اند .شما اگر به آثار نویسندگان و شعرای ایرانی الاصل چه در گذشته و چه در زمان حال مراجعه نمائید همه به زب ان خاص دری نوشته اند.چون همین زبان در تمام کشور های پارسی زبان رسمیت دارد.قسمیکه در بالا اشاره شد.کل مه "یواش" اگر در بدخشان مروج نیست شما میتوانید بدور ترین قریه ی از بادغیس،غور یا هرات بروید و از هرکی میخواهید پرسان کنید بدون معتلی برایتان میرسانند که یعنی چه؟ چون اصطلاح روزانه مردمان این و لایات "یواش" است تا "آهسته".
    در چند مثال شمااز اصطلاحات مردمان بدخشان و لغات اصیل دری یاد نموده اید که با تأسف همه خارجی استند تا دری:
    کلوش ـ روسی
    تاقین ـ ترکی
    کرته ـ ترکی
    بای ـ ترکی
    وغیره
    طوی به ازدواج نمیگویند بلکه بمراسم عروسی طوی میگویند و اصطلاح پارسی دری است.

    جو بشنو ی سخن اهل دل مگو که خطاست
    سخن شناس نه ای جان من خطا اینجاست
  • بچه شمال


    سلام به سایت خاورات و خانم دانشمند دوکتور سلیمی! من هم فرزند همین دری زبانان از میان همین تاجک تبارا ن هستم در حالیکه از نوشته این خواهر دانشمند قلبا راضی و خورسند هستم و تمام نکات ارزشمند آن را صد فیص دتایید میکنم اموزش این مقاله ارزشمند را برای همه فرزندان خراسان زمین کهن که روزگار مهد تمدن و تاریخ تمام شرق بود توصیه میکنم میخواهم به جواب کسانی که با این مقاله مخالفت دارند بنویسم که ای غافلان مگر شما فرزندان همین مولانا این سینا و فردوسی نیستید که به زبان دری شعر سرودند و امروز بنام کشوری دیگری نامیده میشوند . ¨شما اگر همین حالا برای یک ایرانی بگویید فردوسی هموطن من است شاید مسخره تان کند و لی اگر بگویید فردوسی به زبان من شعر سروده است هیچ جوابی برایتان نخواهد داشت چون همین زبان دری است که ت اریخ باستان شما را ثابت میسازدشما مگر از تاریخ کهن و باستانی خود بیخبر اید.وقتی در سر زمین که روزگار ی مهد علم و دانش و ادبیات بود چرا میخواهید ان گوهر را که دارید کم و بی ارزشش معرفی میکنید چرا نمیخوا هید بگویید که این زبان زبان تاریخی ماست و هیچ کسی نمیتواند بنام زبان دومش بشناسد چرا نمیخواهید ازخو د دفاع کنید وقتی بخواهید از زبان تاریخی و باستانی خود دفاع کنید حسودان داخلی بهانه نام کشور دیگری ر ا بر دامن تان گره میزنند در حالیکه چنین نیست این زبا ن زبان نیاکان شما است زبان باستان و تاریخی شما است چرا به نام زبان دوم در کشور شناسانده شود چرا به نام لهجه معرفی شود بگذارید همه بدانند که فقط شم ا وارث این زبان کهن دری هستید که امروز در چندین کشور رواج دارد در هیچ جای این مقاله نکات منفی را نخ وانده ام که شما را احساساتی کرده باشد بر عکس این نوشته تا توانسته تاریخ کهن و زبان تاریخی دری را غنی تر و غنی تر و با ارزش تر معرفی کرده است مگر شما دیگر چی میخواهید .
    برای برادر ناشناس که برای خا نم دوکتورنکات را توضیح داده اند میخواهم تذکر بدهم ضرور نیست که شما دستور زبان را معلمانه روی صفحه از اول تا اخر بنویسید . اینجا حرف از این چیز های که شما نوشتید نیست . اینجا حرف از قدامت و تاریخ زب ان دری است . سوال خود را خود تان جواب داده اید اگر اقرار میکنید که روزگاری ماورالنهر در جمله افغانست ان نبود ولی شامل خاک و جفرافیای و مرکزیت و سلطه شاهان همین خراسان بزرگ بود که رهبری همه اینها را هم ین شاهان که به زبان دری سخن میگفتند داشتند همین دری زبانان بودند در بار نشین این امپراتوری بزرگ بود ند پس چرا نمیخواهید به عظمت زبان دری پی ببرید . چرا میخواهید گوهر گرانبهای خود را به دامن دیگری بریز ید . بگذارید به رقیبان و انهایی که میخواهند به بهانه های مختلف زبان کهن نیاکان شما را زبان دوم بدا ند با شواهد بیان نمایید که شما نمیتوانید این ریشه را که قرن هاست در این سرزمین روییده بود وتمام شاخ و برگش در دیگر کش.ر هاست از بیخ برکنید . این ریشه میتواند بار و برگ بکند و مانند سابق میوه بدهد . این باغ از شما است به دیگری وابسته اش نسازید.
  • عبدالخالق

    به بانو سلیمی صاحب و همه نخبگان که نظر ایراد کرده اند، درود! شیوه انتقاد و نظردادن این نیست. بعد مطا لعه مقاله و نظراندازی به نظریات خوانندگان، برایم مایوسی سایه انداخت. چه جای تاسف است که بالای یک خان م این قدر تاختن. همین نخبه گان باز هم یک بار دیگر نوشته های خود را نظر اندازند و ببینند که چه اغلاطی را خود شان مرتکب شده اند.
    از آوردن نمونه خوشم نمی آید، قضاوت به دست خود تان. درست است که وی تا جا یی اشتباهی کرده است، و این مقاله به زعم قبیله گرایان است. اما فراموش نکنیم که شیوه تفهیم به شکل تربی ه اوغانستانی!!! برایش دستور شده است. من به خاطری این موضوع را یاد آور شدم و تکرار می کنم که در اوغا نستان که بدخشان فعلاً بخشی از آن است، سطح دانش و سواد متقرب به اقل می باشد. در دانشگاه ها و خصوصاً د بیرستان ها درس بسیار ضعیف است. ما از شاعران کلاسیک و معاصر خود در دبیرستان ها و مدرسه ها نمی آموزیم چه رسد به آثار گرانبهای شان. در زادگاه لعلخیزم بدخشان امسال به چه تعداد جوانان از شمولیت به دانشگاه ها محروم شدند؟ با هر کسی که صحبت بنمایی، به زبان مادری خود درست صحبت کرده نمی توانند. تعداد چیزفهما ن ما به شمار پنجه های دست است و بس.
    برخلاف در ایران روش و شیوه های آموزش از دبیرستان ها تا دانشگاه ب ه شیوه های نوین پایه گذاری شده است. فارغ التحصیل دبیرستان ایران از دانشجو های اوغانستان کرده هم درست صحبت مینمایند و هم درست کلمات را ادا می کنند. این موضوع را من به خاطر این نه نوشتم که ما بی استعداد هستیم. متاسفانه به این شکل ما نگاه داشته شده ایم. سرزمین فرهنگی مارا در درازای سده ها از هرطرف محدو د ساختند و حال تلاش دارند تا هویت و زبان ما را هم از ما بگیرند.
    چون این نظر است و سخن را به درازا ن می خواهم که بانجامد، برای همه موفقیت آرزومندم تا از استفاده کلمات درشت به آدرس خانم ها خود داری ورزن د. تشکر. خالق ولی زاده
  • بنده حقیر
    فرزندخراسان چه بگویم به توبااین منطق والایت واقعن که بانو جلیله شهکارکرده اند.توهم ماننداین بانوهیچ چیزفهم استی بنده کسانی راکه زبان دری راازفارسی جدامیدانند جاهل خطاب میکنم وجواب ابلهان خاموشی است به تراست دگرباابلهان بس نکنم.
  • بنده حقیر
    یک سخن دگربابانوزبان شناس لطف کرده به سریالها وفلمهای دوبله شده توسط فارسی زبانهای ایران متوجه شویدک ه عین گفتاردری شماراداردمنکه همیشه این سریالهاراتماشامیکنم فرقی بین فارسی ودری نمیدانم بهترازتلویزنه ای اوغانی است که همیشه واژه های ناب این زبان راترورمیکنند واژه بای مادرزبان خودنداریم یک شعرازبکی بر ت پیشکش میکنم که واژه بای به کاربرده شده مینی کورب آی دیمه قوی دی کورب وای دیمه
    عاشق بولسن اوزنگ ه غریب دیمه بای دیمه
    بازهم خواهش مه ازتوهمی است که دیگه به کاربزرگهای مداخله نکوجانم
  • حاجی اخگر- کانادا

    فارسی نه تنهاشکربلکه هويت حوزة فرهنگی تقريبا سه صدميليون انسان درکشورهای مختلف أسياست سيدجمال الدين افغانی ميگويدفارسی درشرق مانندفرانسوی درغرب است " فارسی يک زبان نيست بلکه يک تاريخ است يک فرهنگ وهويت انسانی فراقوميست يک حوزة جغرافيائيست أنقدرکه فارسی دربرابرجهل واستبدادواستعمارجنگيده است غيراز قرأن ديگرهيچ زبان وکلامی نجنگيده است همه مبارزات مردم افغانستان مرهون حماسه های فارسی وفردوسی وحافظ وبيدل واقبال وامثالهم است دشمنان فارسی دشمنان أزادی وخردگرائی وعشق وانسانيت انداين مولانانيست که فار سی راساخت يافردوسی بلکه فارسی بودکه مولاناوفردوسی ساخت فارسی که اسم ودری صفت أن است بنام فارسی دری ن يزيادميشودولی زادگاهش همان بخدی وتخارستان وبخاراست گرچه درباره فارسی خيلی گفتندولی هنوزناگفته هاباق يست اميدوارم روزی فرصت دست دهدکه من درين بحربيکران معنويت شناورشوم امروزهزاران خنجربرين پيکرمجروح از داخل وخارج حواله ميشودولی لله الحمدهنوزهم ميدرخشدمگرنگفته اندکه عطرأن بودکه خودبويدونه که عطارگويد؟گ رچه نوشته شماراذخيره کردم تادرأينده بخوانم ولی ازشمابانوی بافرهنگ واحساس ازشمافرزندفرزانة خراسان سپا سگذاريم وافتخارباچنين خانواده هایکه اولادشان پاسدارمدنيت وفرهنگ وهويت أنهاشده اندفارسی زبان خسونت ست يزاست طبيعت زن نيزباخشونت درتضادبنابرين من درتارنماهای ادبی وهنری توجه وعشق ورابطة بخصوص راميان فارس ی وبانوان مشاهده ميکنم توگوئی هردوعاشق ودلباختة هم باشندخوشبختانه امروزديگربانوان شاعرزنانه مينوسيند وزنانه داوری ميکننداينجاميتوان دريافت که فارسی چقدرپروازشان راجولان ميدهدواحساس عاطفه برانگيزشان راب ازتاب ولی أياروزی خواهدرسيدکه مایتوانيم درکشوروزادگاه خودمجسمة مولانا، فردوسی و--- رابحيث نمادفارسی داشته باشيم؟ بلی اگرماهمت کنيم وبرخيزيم وماذلک علی الله بعزيز
  • محمد شعيب (حبيب زاده)  - Dr. Saleme
    داکتر صاحب در پناه خداوند باشيد
    ما باشنده گان اين سر زمين عادت داريم که اگر کسي بگويد گوش ات را پشک برد اول پشت پشک ميدويم تا لمس کردن گوش .
    بخدا قسم در اين سالهاي اخير وقتي ميخواهم در مورد جيزي بخو انم به مشکل کتاب رابه لسان دري ويا فارسي (که اکثر ان به پارسي ايراني نوشته شده) پيدانموده وشروع به خ واندن ان مينمايم ولي بعد از خواندن يک صفحه مجبور ميشوم انرا ببندم و طعمه حريق نمايم چرا؟؟؟؟
    چون لغ ات \جملات و.... برايم کاملا بيگانه است و..... ازدست..... مجبور ميشوم به کتابهاي روسي و انگليسي ر وي بياورم چون برايم بسيار ساده ميباشد
  • حشمت از امریکا  - خواهر لطفا این چرندیات را خاتمه بدهید
    من خیلی متاسف هستم از اینگونه افراد که هیچگونه آگاهی علمی در مورد زبان و زبان شناسی فارسی و دری ندار د ولی بسیار بی شرمانه می کوشند در این مورد مطلب بنویسند و چرندگونه را بنام مقاله در سایت های معتبر ن شر می کنند من خیلی متاسف هستم از این بانو و میخواهم لطف نمایند در این مورد دیگر نه نویسند.
  • ناشناس

    درود بر همه ی شما دوستان
    این چه حکایتی است؟ چه کسی گفته دری یک زبان است و فارسی زبانی دیگر؟ ترکان ا زبک و قرقیز و آذری را ندیده اید که چگونه کودکانه فکر می کنند ازبکی زبانی است و قرقیزی زبانی و آذری ه م زبانی؟! زبانشان ترکی است با گویش های گوناگون (و می دانید که گویش با لهجه تفاوت دارد)اما خودشان فکر می کنند اگر بگویند مثلا زبان ازبکی، افتخار آمیز تر است! افتخار ما باید این باشد که زبانی داریم با ل هجه هاو گویش های فراوان که در گستره ی بزرگی از جهان، "گویش وَر" دارد نه این که زبانمان را ت بدیل کنیم به چند زبانک محلی و محدود. لابد تا چند سال دیگر ما خراسانی ها هم باید بگوییم زبان خراسانی! !! و ادعا کنیم فردوسی با زبان خراسانی شاهنامه سروده!!! تفاوت لهجه هم در همه ی زبان ها موضوعی رایج اس ت، همچنین کاربرد واژه های متفاوت برای یک منظور مشابه. من که یک ایرانی خراسانی هستم در گفت و گو با دو ستان افغان و تاجیکم، از آنها کلماتی می شنوم که مادر بزرگم، هم معنی آن واژه ها را می داند و هم در گفت ار روزانه اش به کار می برد اما برای ما جوانترها مرسوم نیست. این، از قضا، رنگینی زبان ما را نشان می د هد. من چینی و ترکی و اسپانیایی نمی فهمم چون زبان هایی دیگرنداما تاجیکی و دری را به راحتی می فهمم حتی راحت تر از فارسی با لهجه ی یزدی و گیلکی و گویش سمنانی. به نظر من همین برای اثبات یکی بودن زبان و تف اوت لهجه ها کافی است. در ضمن، واژه ی "برادر" انگلیسی نیست. چون ریشه زبان فارسی و انگلیسی یکی است و هر دو از جمله زبان های هند و اروپایی هستند، کلمات مشترکی مثل برادر، پدر، مادر، دختر، بَد و... دارند البته با تلفظ های متفاوت.
    برای ما فارسی زبانان زشت است که با این گنج نازنین مشترکمان مانند ازبک ها و قرقیز ها و آذری ها رفتار کنیم، تکه تکه اش کنیم، مهجورش کنیم.
    چه کسی می خواهد من و تو  4;ما" نشویم؟
    خانه اش ویران باد...
  • سروش تاجیک
    دوستان همه نکات را خدمت سرکار خانم ارایه داشتند من لازم نمیدانم که نکاتی علمی که در رابط زبان شناسی را خدمت خانم دکتر که قرار گفته خودش کارشناس مسایل زبان نیست ارایه دهم. چون هم به خود رحمت نمیدهند ک ه چند تا کتاب را خارج از مسلک اش بخواند و یا مطالعه کند من راستی به این خانم که خودش را دکتر معرفی د اشته است فکر میکنم حتی در مسلک خود هم از تشخیص امراض و از معالجه ای مریضان اش عاجز بوده و است .امیدو ارم که شما در رابطه به مسلک خود چند تا مقاله ای مسلکی بنویسید که دیگران از آن فیض برند . زبان یکی و اسم اش سه تا است یعنی تاجیکی و فارسی دری ) امیدوارم کمی مطالعه نماید. انشاالله از این مشکل ریایی می یابید
    سبز باشی و پرمطالعه
  • حشمت از امريكا  - خدمت بانوي با استعداد سليمي

    من به عنوان يك انسان نسبات آگاه و يك فرد نسبتا تعليم يافته ميخواهم خدمت دوستان گرامي و قلم بدستان عز يز چون بانو داكتر جليله سليمي توسعه ي داشته باشم اميدوارم بنده را معزور شمرده به اين گفته ها توجه دا شته باشند.
    اولا اينكه از نظر قواعد وپيشينه تاريخي در زبان فارسي و زبان دري كدام فرق وجود ندارد چون پ ارسي دري، فارسي دري، تخاري، فارسي يا دري اينها همه از جمله نامهاي مراحل تكامل زبان است اين زبان غنام ند دري توانسته است در سالهاي از سالهاي گذشته به اين نام ها تكامل پيدا كند.
    من واقعا متاسفم هستم به گ فته هاي اين بانو عزيز اگر خود را اهل اين زبان ميداند.
    من باور كاملا دارم كه اين بانو از زبان و ادبيا ت دري هيچ چيزي ارزشمندي نمي داند فقط كوشيده است نام خود را در جمله مقاله نويسان انترنيتي درج كند و ا ين گفته ها كدام ارزش علمي جز ياوه گوي ندارد.
    بهتر است ايشان اولا بخوانند خود را بفهمانند بعدا بنويسن د. طوي كه يك به معني مراسم عروسي هست اين بانو نوشته است كه ازدواج معني مي دهد اين كفر نويسنده گي است شما اگر ميخواهيد به عنوان يك نويسنده مطرح شويد بهتر است از همين حالا مطالعه را اغاز نمايد و گرنه اي ن نوشته ها سنگيست كه به پاي خود مي كوبيد.
  • ناشناس
    سلام.
    آیا نویسنده گاهی تحقیق کرده که اسم زبان فارسی چه وقت در افغانستان تغییر کرد و کی ها این کا ر را کردند. نویسنده محترم از پدرت بپرس که او این زبان را با کدام نام میشناسد.
  • دری زبان

    خانم سلیمی سلامت باشی زبان دری راستی با فارسی فرق دارد زبان فارسی از ایران است زبان تاجیکی از تاجیکس تان ودری زبا افغان ها من یک متن دری به زبان سوچه ی دری می نویسم باور ندارم کسی پیدا شود وبگوید که ای ن همان زبان فارسیست با خواندن این متن همه دوستان باور خواهند کرد که زبان دری غیر زبان فارسیست.

    بسم الله

    من توریالی ولد ننگیالی مسکونه ی خوشحال مینه موتروان در ملالی ژیزنتون دو روز قبل رفتم به پیژنتون لوای مدافعه اردو اوغانستان آنجا با بریدمن و دگروال و دگرمن ها معرفی شدم آنها برا ی تجلیل از روز استقلال پشتونستان مشق داشتند .
    و از رادیو وتلویزیون ملی ژورنالست ها حضور داشتند.چند م حصیل از پوهنحی پوهنتون حربی برای پراکتیک آمده بودند .در شروع شاغلی وردک قومنده داد که همه به جمنازیو م مرش کینگرس شاه گرس چپرزای زانگون گیش و پروت کنان از پشتونستان وات به طرف نادرخان غندی استقامت داده شدند چند طالب انتحاری منفلق شد و نطامیان عموم فرار نمودند .من الا کرده طرف بریشنا ریاست رفتم
    مجروح ین ومقتولین به شفاخانه وزیر اکبر خان انتقال داده شدند با احترام
    دری زبان
    نوت: حالا کسی اگر این متن ر ا فارسی می گوید دستش تا لندن الا
  • بنده حقیر
    محمد شعیب بیسوادتواصلن سوادنداری اگرمیداشتی نمیگفتی که باخواندن کتاب چاپ ایرانی به مشکل برمیخوری عزی زم من که سوادهم ندارم وایران راهم درزندگی ندیدیم کتابهای چاپ ایران برای مطالعه کردن به مه آسان تراست نسبت به کتابهای چاپ پاکستان واوغانستان که همه دارای نقص املایی میباشند.
  • بلخی
    نوشته کاملا بجا، میهنپرستانه و جدا از غرض ها و دنباله روی های کورکورانه است . این نوشته برایم ثابت س اخت که جوانانی در این کشور هستند که از این سر زمین چیز های میدانند و نمیخواهند تاریخ را فراموش کنند . متوجه میشوم بعضی های که از کارکرد های خود شرمنده اند چگونه با نظریات میان تهی و توهین های پوچ میخو اهند خاک را بروی گناهان خود بریزند . اگر منطق دارید و شما بیشتر میدانید با همین منطق بنویسید که همین خواهر نوشته است گفتن این که شما بیشتر میدانید و این خواهر نمیداند فقط تاثیر گذاری شدید این مطلب را بر روح و روان شما بیان میکند که شما جز توهین دیگر دلیل دیگری در برابر این حقیقت آشکار ندارید..
    برا ی داکتر سلیمی این شهکار شان را تبریک میگویم . بسیار زیبا نوشتید خواهر گرامی موفق باشید.


  • آریایی
    من به این نوشته ات آفرین میگویم خواهرارجمندم چشم حسودانت کور بادا . میدانم آنقدر این نوشته ات تاثیر گذار بوده است که دیگر حرف برای گفتن ندارند فقط اینکه یک مشت عقده را بریزند . به امید اینکه همه انهای ی که وجدان خوابیده دارند بیدار شوند و به اینهایی که حتی در داخل افغانستان همین حالا زبان ما را زبان دوم میدانند باید بدانند که وارثین اصلی این خاک کی ها اند .و زبان و تاریخ انها زبان دری و خراسانی است قسمی که داکتر جلیله یاد آور شده است. تشکر خواهر دانشمند موفق باشید
  • نیلوفر
    با سلام و درود!
    من که در دیار غربت کلان شدم زبان مادری ام فارسی یعنی همان دری شماست همچنان که بنده ض من که فارسی زبان هستم و از لحاظ قومی یک تاجیک بدخشانی نیز میباشم اما با وصفیکه خواندن فارسی را به خ اطر ساده بودن اش وشرین بودن اش از مادر و پدرم یاد گرفتم اما هنوز در این رابط مشکل دارم به هر صورت خوب بهتر از شما میخوانم و مینویسم و از تاریخچه زبان مادری ام اطلاع دارم نه به اندازه شما که پزشک هم هستید و مشکلاتی زیادی در نوشته شما دیده میشود بنا براین شما به عنوانی یک بدخشانی او هم خودت را فارسی زبان به گفته خودت دری زبان و پزشک معرفی داشته اید فرق بین زبان نوشتار و گفتار و قلم وگوهیش های محلی را نمیدانید شرم آور است و از اینکه شما همشهری من هستید از ات خجالت میکشم و برایت متاسفم.
    وسلام
  • SALIM  - FARSI-DARI
    FARSI-DARI HAMA-ASH GOO YANEEY BEGOO;NAGOO;GOOSH:
  • ناشناس
    بانو جمیله
    همین برشنا در دری شما به چه میګویند که من هر روز در تلویزیون ملی اوغانستان با ان ب ر میخورم ولی نمیتوانم درک کنم که چه معنی میدهد.
  • آرام
    ببین جلیله جان که دشمنان زبانت چگونه با آله دست ساختن تو و چند تعریف بیجا از نوشته سراپا بی بنیادت ا ز وقت استفاده کرده و بر همه ما لعنت میفرستند؟
    از تعریف های ناحق نباید خوشحال شده و روحیه بگیری تا ب از هم ازین چرندیات بنویسی، زبرا دیگر هیچ سایت فارسی زبان آنرا نشر نخواهد کرد
    آرام
  • تاجیک بدخشانی  - زبان من فارسی دری تاجیکی هست!!
    [size=large]ســــــلام بر همگان. دوستانی عزیز خودتان را خسته نسازید واز فکر و عقل خود استفاده کنید متوجی میشوی د که همچین اشخاص که ادعا می کنند که زبان شناس نیستن چطور می توانند همچون چیزی بنویسند. بعضی انسان  ها از حروف .ف(پ) بدشان میاد زبان و فرهگ خودشان را زیری سوالا میبرند. من از پـــامیر بدخشان هستم ز بان مادری من فارسی دری(پارسی)هست. کسانی که می کوشند زبان فارسی دری تاجیکی از هم جدا سازند دشمنان ما  ملت فــارسی زبان هستند. پااینده باد فارسی دری تاجیکی!!![/size]
  • ناشناس
    1. خانم محترم، شما از نظر اطلاعات زبانشناسی در حدی هستید که فکر می کنید کلمه ی "برادر" انگلی سی است! پس خواهش می کنم در زمینه ای که در آن تخصص ندارید با اطمینان سخن نگویید.
    2. وطن پرستی چیزی ا ست و تعصب کورکورانه چیزی دیگر. این که شما فکر می کنید چون ملیت شما افغان است و ایرانی نیست پس لابد ز بانتان هم با زبان ایرانیان متفاوت است و اسم دیگری دارد، بسیار غلط است. در واقع خانهی استدلال شما به قول سعدی "از پای بست ویران است"
    3. نمی دانم نویسنده ی شهیر ایرانی، محمود دولت آبادی را می ش ناسید یا نه؟ ایشان در نوشته هایش از واژه هایی استفاده می کند که خراسانی است و برای این که بقیه ی فار سی زبانان در خواندن کتاب به مشکل بر نخورند در آخر کتابهایش "واژه نامه" وجود دارد.
    "اکرم عثمان" را که حتما می شناسید. من یکی دو کتاب از ایشان خوانده ام. فهم کتاب های ایشان برای من در ح د کتاب های محمود دولت آبادی بوده است نه سخت تر. بالاخره تفاوت واژه وجود دارد این که به معنای تفاوت ز بان نیست.
  • دری زبان شاهانه است  - فکر نکنم که ما و ایرانیها همزبان باشیم
    سلام
    تا که یک ایرانی به شکل کتبی «مودبانه» صحبت نکند, من هیچ مطلب اش را درک نمیکنم و هم چنان بر عکس اش. پس چطور امکان دارد که زبان ما یکی باشد؟ ولی اینرا میپذیرم که زبان ما و تاجکها تقریبا %90 یکی اس ت. من در تاجکستان چند وقت زندگی کردم و هیچ مشکلی لسانی نداشتم. حالا من در اروپا استم و دوستان زیاد ا یرانی دارم. زمانی که با هم میباشیم, با هم به فرانسوی صحبت میکنیم, چرا که اگر فارسی بگوییم باید کتابی باشد و اگر نه درست یکدیگر را درک نمیکنیم. و شما میدانید که همیشه و آن هم با دوستان نمیتوان کتابی صح بت کرد.
  • راغی وباغی
    خوار جان دوپرسش را پاسخ دهید.
    نام و نام کوچک شما چه معنی دارند ؟آیا فارسی اند یا دری؟ من تا جای که ز بانم پارسی تاجیکیست میدانم که نه فارسی اند ونه دری ممکین عربی باشند . شما اگر راستی بدخشی هستید برای خود نام فارسی بگزینید نمونه ماه گل، پری گل، شبنم، بنفشه ویا هم لعل بی بی در بدخشان یگان نامها از نا م شهر ها گزیده می شوند. نمونه کابل ، بدخشان و بیشتر نام های دخترانه ایران ،ایران گل یا ایران زیب .کم تر هم توران نام می نهند میدانی چرا اگر این چراها را میدانستی هر گز نمی اندیشیدی که ما بدخشانی ها ما فارسی زبانها دروغ گویم و اوغان ملت سمسوری و دشمنان زبان ، فرهنگ ،تاریخ وتبار ما راست گویند.
    فردوس ر اغی
  • آریایی

    سلام خدمت سایت خاوران و خانم دوکتور جلیله جان متاسفم که مردم ما کاملا بیسواد اند حتی انهایی که خود ر ا اهل ادبیات و قلم میدانند . مگر کور هستید که در پیشانی این مقاله نوشته شده است زبان دری زبان آفرینش کر فارسی است . واژه آفرینشگر میدانید که اینجا چی معنا میدهد ؟ عقل پوسیده تان را در کار بیاندازید شما معنی واژه آفرینشگر را هنوز نمیدانید. پس بهتر است اول سواد بیاموزید بعدا نظر بدهبد ای مردم نادان آف رینشکر یا خلق کننده و یا هم کسی که ارتباط نزدیک با این زبان دارد و یاریشه را گویند . وقتی زبان فار سی آفریده زبان دری باشدو یا زبان دری ریشه زبان فارسی باشد پس در کجا مساله جدایی زبان اینجا مطرح شده است ؟ فکر کن مادر از فرزند جدایی دارد؟ من از نوشته چنین درک کردم منظور نویسنده هم همین است . اینجا مساله تاریخ زبان دری مطرح است و هدف نویسنده هم قدامت تاریخی نام زبان دری است .میبینم با این درک و منطق و برداشت که شما بیسوادان از درک مسایل دارید نه زبان حفظ خواهد نه تاریخ . من چیزی که از این نوشت ه خانم سلیمی درک کردم به جز برداشت های مثبت و موثر در حفظ تاریخ زبان کهن دری است .تشکر خواهر گرامی ا ز نوشته اندیشمندانه و همه جانبه تان. موفق باشید
  • تاجک خراسانی
    من با نوشته داکتر صاحب سلیمی هزار فیصد موافقم .مدتها بعد یک چنین نوشته را میخوانم که بلاخره وارثین ا صلی این خاک و زبان را معرفی میکند . بعضی ها نوشتند که افغان ملت .این چی ارتباط به افغان ملت دارد این نوشته تیشه بر ریشه افغان ملت ها است . این نوشته با شواهد بیان میکند که انهایی که حالا خود را فرزندا ن اصل این سرزمین میدانند کمی فکر کنند که قبل از انها اقوام دیگری در این خاک زندگی میکردند که همین خر اسانیان بوده است. موفق باشید خواهر میهن دوست.
  • الافغانی
    سلام
    خواهر عزیز من با شما کاملا موافق ام. ما از خود یک زبان شیرین داریم که او از زبان ایرانی فرق دا رد. نوشتۀ جالب شما درد آورده به جان غلامان ایران. زنده باشید خواهر عزیز, ما به شما ضرورت داریم تا که هویت ما حفظ شود.
    الافغانی
  • امیر


    با سلام و عرض ادب خدمت هموطنان عریز که در این زمینه نکته نظرات خویش را ارایه داشتند!
    همشهریان عزیز ب دون اینکه به مساله زبان آگاهی داشته باشید یکی دیگر را رد و توهین و از جانب حمایت و یا طرفداری نکنید اگر نظر در این مورد دارید بدون اینکه از کسی طرفداری کنید ارایه دهید. به نظر من خانم دکتر در عوض واژه های ناب فارسی دری میگفتند قلم بدستان کشور ما دز عوض کلمات و واژه های انگلیسی و بیگانه را وارد زبان فارسی دری نسازند و سعی نمایند که هنگام سخنرانی ها و در نوشته هایشان از لغات های ناب فارسی دری استفا ده نمایند که از واژه ناب فارسی ودری استفاده نمایند بهتر بود اما او بدون این که از این نکته بصورت تفص یلی اشاره نمایند رفتن بالای واژه های فارسی دری که در گوهیش های مردم افغانستان در بین عوام کمتر کارب رد دارد و یا مورد استفاده قرار میگیرد. همانطور که یکی از صاحب نظران ما در این مورد اشاره داشته اند ک ه فارسی نه تنها شکر است بلکه یک حوزهد تمدنی است که با واقعیت کلمه همینطور است که زبان فارسی یا پارسی دری یک حوزه تمدنی چندین هزار ساله در این حوزه تمدنی است ما نباید این زبان را به سه نام یا اسم از هم جدا فکر کنیم زبان دراین قرن رشد کرده و به هیچ وجه زبان عوام و گوهیش های محلی به معنی تفاوت این زبان کهن نیست و یا نمیباشد. خدمت شما دوستان و خانم دکتر شعری از حضرت سعدی را مینویسم که این شعر را سازم ان ملل متحد در پیشانی این سازمان در نیوزک انتخاب کرده وحک کرده است: بنی آدم اعصای یکدیگر اند که در آفرینش زیک گوهراند چو عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضو هارا نماند قرار توکز محنت دیگران بغیمی نشاید که نامت نهند آدمی

    سعدی
    ببنید شما خودت بخوانید و قضاوت کنید که این شعر شا عر
    پارسی گوی با زبان من که همین زبان فعلی من است سروده است و قشنگ من را میدانم و مفهوم میگیرم پس چه تفاوتی دارد؟ به یقین که تفاوتی ندارد . اینکه کسی و یا شخصی خسته نباشی و یا مانده نباشی و متشکرم و ی ا چطور هستی عزیزم و یا ده جملات و یا لغات و یا واژه را در صحبت های روزمره خود به کار میگیردژه های نا ب فارسی دری است که در ایران خسته نباشی کاربرد دارد و در افغانستان مانده نباشی کاربرد دارد هردو به نظ ر من و این حوزه تمدنی تفاوتی ندارد و نمیشودکه بدون آگاهی از زبان و تاریجه زبان قضاوت کرد و قلم برداش ته همه را توهین و تحقیر کرد امیدوارم که این بانوی فریخیته درک کرده باشد قلم بردارد اشتباه که ازش سر زده را جبران کند در غیر همه هموطنان ازش میرنجند
  • یاسر  - برای تمام دوستان
    شما هم چقدر پشت گب میگردید یک نفر آمد بخاطر چاپ عکسش یک چرندیات نوشت بگذارید یک چند روز خوش باشد
  • تاجک خراسانی
    خانم دوکتوراز این نوشته هایت چندی دیگر هم بنویس .حرفهایت غیر جانبدارانه و صادقانه است . میدانم انچه را حقیقت است نوشتی ولی نمیدانم این نوشته ات چی تیر داشت که تا حال زخم انهایی را میسوزاند که مخالفش هستند . هموطنان محترم میبینم این نویسنده هر چه نوشته خوب تاثیر گذار بوده است. بیبینم نوشته های بعدی اش چی خواهد بود بیقرار منتظر نوشته های بعدی ات هستیم بنویس به هر حال زیبا مینویسی از انتقاد ها ناراح ت نشو فقط بیاموز که مردم برایت چی مینویسند موفق باشی خواهر دانشمند
  • سنگسر
    تاجیک خراسانی مردم از لف لفت می شناسندت
    هر کس هستی بخیالم درپی کدام هدف شوم هستی می خواهی که بدرورد از مردم بشنوی من خواهش می کنم کاری نکنند مردم دیگر عفت قلم را پسی دست کنند.من از این خواهر خواهش دار م که نه خودرامسخره کنند ونه به ریش مردم خود بخندند. در غیر آن اگرهجویات شرو شد راهش پایانی ندارد.
  • ناشناس
    لج بازي با زبان مادري يعني همين مقاله اين خانم محترم نوشته اند
  • ناشناس

    زبان سير تطور طبيعي خود رادارد فرمايشي نيست
  • ناشناس
    خانم محترم
    لطفا اگر از كشور و مردم ايران كنوني به هرعلت نفرت داريد سعي در ايجاد تفرقه بين فارسي زب انان جهان ننماييد.
  • کورش  - نظر
    خوب بود
    مرسی
    www.ir-shop.ir
  • از ایران
    ها ها ها خنده داره شما زبان فارسی را درست کردید؟
    شما که زبانشناس نیستی اظهارنظر نکن لطفا

    پارسی باس تان زبان مادری و زبان میهن اصلی خانواده و دودمان هخامنشی بوده‌است. نخستین یافته‌های نوشتاری از این ز بان، سنگ‌نبشته بیستون است که پیشینهٔ آن به سدهٔ ششم پیش از میلاد برمی‌گردد .[۲۳] دبیرهٔ فارسی باستان ، میخی بوده‌است که به نظر می‌رسد در زمان هخامنشی دبیرهٔ رایج در میان هیچ گروهی از مردم نبوده است و ت نها دبیره‌ای ادبی برای نوشتن سنگ‌نوشته‌ها بوده‌است.[۲۴] درهمین زمان لهجه‌های دیگر ایرانی باستان نیز وجود داشته که پا به پای چهار زبان مهم دوران باستان مراحل تکاملی را می‌پیموده‌است، مانند زبان‌های زبا ن بلخی، سغدی، پارتی و خوارزمی.
  • یک ایرانییییی
    هخامنشیان از قوم اریایی پارس بوده اند و به زبان پارسی صحبت میکردند در بیش از 3 هزار سال پیش و اقوام ایلامی اقوامی جدای از دیگر ساکنین ایران با زبانی متفاوت بوده اند شما خانم دکتر وقتی یه چیزیو نمیدونی بیخودی نشین واسه بقیه مقاله بنویس و وارد مباحث تاریخی و زبانی نشو. شماحتی نمیدونی سال هجری یعنی چی و نمیدونی کلماتی که نوشتی ترکی هستند نه فارسی
  • saeed

    با درود فراوان
    بنده مهندس سعید کریمی هستم که درباره هم ریشه بودن زبانهای اوستایی، پارسی باستان، پهل وی، پارسی دری و زبان های بومی ایران با زبا نهای آریایی دیگر مانند انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، ایتالیای ی، نروژی، دانمارکی، هلندی، چک و اسلواکی،رومانیایی، لیتوانی، لتونی، کرواتی،پرتغالی، اسپانیایی، روسی و ..... پژوهش نسبتا گسترده ای انجام داده ام.
    این مقاله پس از تایید وزارت فرهنگ و ارشاد در هفته نامه دا خلی هر هفته در شمارگان 10000 شماره به چاپ رسیده است. شما هم میهنی گرامی برای گسترش فرهنگ و زبان های ایرانی می توانید متن این مقاله را در تارنمای (دهکده زبان به آدرس زیر) سمت چپ صفحه در بخش (آرشیو مطال ب) ماه اسفند 91 دانلود بفرمایید. و به هرگونه که می توانید برای بالابرد فرهنگ و ادب ایران زمین، آن را به دوستان خویش بشناسانید
    پراکنش این مقاله با یاد آوری نام پژوهشگر روامند (مجاز) می باشد
    www.english village.ir/post/437
    ویا همچنین می توانید این مقاله را در سایت مهر میهن نیز دانلود کنید
    http://mehre mihan.ir/language-and-dialect/2521-jaygahparsi-zabanariyayi.html
    پاینده ایران جاوید
  • شاهینی کیهاننما  - گوهرین زبان

    بسم االله
    سلام فرموده میشود برای ارجمندانی دفتری (سایت)خاوران:

    بنده "شاهینی کیهاننما" هست و تا هنوز چهره ای دانشگاه را ندیده هست چونکه از باشندگانی اوغانستان کنونی شمرده میشود.

    (توانست م پردگـــانی سیاست را بردرم)
    (میسپاسم آنکه بیان را نهاده در سرم)

    چندی دوستانه پرسیده میشود از دانشمندی گرامی "مهندس سید کریمی" در باره ای ریشگانی واژه شناسی و همچنان دوستانه آرزو دارم ک ه هرچند زودتر به کامی پرسشهایم در همین دفتری (سایت) خاوران رسانیده شوم

    پرسشهای ریشَگان از نگاهی واژ ه شناسی؟

    آغاز:

    1- آیا واژه ای خورشید از کجا سرچشمه گرفته هست و به کدام زبان خواهد وابسته شد؟
    2- آی ا واژه ای خراسان از کجا سرچشمه گرفته هست وبه کجا خواهد وابسته شد؟
    3- چگونه وابستگی خواهد داشت واژه ا ی خور شید همرای واژه ای خراسان؟
    4-آیا واژه ای فارس (perses)از کجا سرچشمه گرفته هست و به کدام زبان خو اهد وابسته شد؟
    5- چگونه وابستگی خواهد داشت واژه ای فارس همرای واژه ای خورشید؟
    6-آیا زردشت درکجا زاده شده بود و در کجا می زیسته بود و در کجا از میان برداشته شد و در کدام زمان بود؟
    7- آیا زردشت بودایی ش مرده میشد, یا آفتاب پرست شمرده میشد,و یا یکتا پرست؟
    8- چگونه وابستگی خواهد داشت کتابی اویستا با کتاب ی ودا؟
    9- آیا ریشگان از نژادی "آل بویه" تا هنوز در ایران خواهند شناخته شد؟
    10- آیا از اینگو نه بسته بازی بستگانم پی خواهد نهاده شد برای زباندانانی ایران و گزارشکرانی ایران؟

    پس در اینجا آرزوم ندانه خرسند خواهم شد که از ریشگانی همین واژگانی پرسشهای بالا آگاه گردانیده شوم چونکه از ژرفنای یک زب ان سر چشمه میگرد.

    یادآوری:
    هرگاه اندیشگانی پژوهندگان در ژرفنای زبانی رسیده باشند پس اینگاه اندیشگان ی همان پژوهندگان نیز در دامانی همان زبان خواهند رسانیده شد.

    پرسش:

    1-آیا زبان فارسی یی ایران از چن د ساختمان ها ازنگاه پیمایش زمان بنیان گذارانده میشود ؟

    سرانجام: در اینجا همچنان خوشنود خواهم شد که بکامی پرسشم رسانیده شوم چونکه هرزبان از ریشگانش بالانیده می شود وبه دامانش گسترانیده می شود.

    بنده ا مید میدارد که به آرزوی کامیابی تان برسید.
    والسلام!
  • ناشناس
    درود، درود بر دفتری خاوران درود
    چه زیباست پارذی
    درود، درود بر زبانی کهکشان درود
    دلربــاست پارذی

    آیا فارسی شـــــــــــــــــکر است؟
    فــــارسی شکرین هست * د ری هم شـــرین هست
    پــــارسی یی دری پس * شـــــکری شرین هست
    چه زیباست این زبـان * شـــــکر ی زمین هست
    زاویستا بـــــــدان * خورشیــدی زرین هست
    زمصـطفی بـــــــدان * سبـــکی سپهرین ه ست
    که پیداست ازاین شعر * سبـــکی گوهرین هست
    **********
    من آنچند می با لم بدین سبکی دری
    دارد توتی آزمندی ازین کبکی دری
    شاهین میپرد پس به آفاق سپـــــهر
    که به کهیان نماید زاین نازو مهـر
    *****شاهینی کیهاننما*****
    سراینده ای اوغانی ستـانی
    فرخنده باد شعری خراسانی
    برای برادرم ایـــــرانی
    اشعار بگیری،حیران بمانی
    والسلام
    بنده ا میدواران است که به کام دل رسانیده شوید.
  • ناشناس
    سلام بر همگیتان
    جواب برشنا.
    روشناییدن....روشنان....روشنی...
    بروشناییدن.....برشناییدن.....برشنا وآژه ای دری است
    موفق باشید.
  • شاهینی کیهاننما
    سلام برای همگیتان
    برادران پشتون چطو میشه حالی جنجالی پشتوژبه وزبانی دری و ببینم که کدام زبان ستاره ا ست؟
    والسلام.
  • شاهینی کیهاننما  - پاسخی نگینی نازنین!



    سلام فرستاده میشود برای نگین جانی نازنین!
    نگین در دامی شاهین!
    قهقه قهقه قهقه قهق ه

    چند چارانه شوخی یی نگین! و چند چارگانه مستی یی شاهین!
    1- پرسشی نگین؟
    (تلاشی شاعر)

    اندر ره ی شاعری تلاشـــــا کرده
    گه حافظ و سعدی را تما شا کرده
    وانگه طـرفی پست, مدرنیست رفته
    وز قافیه و عروض, حاشـــا کرده

    ***** تفسیر! *****

    چسان در دوایری عروض چراخانیده شدم! همگی گوشت های جانم خورده ش د, و بر وزنی سرود ها افزوده شد, مگر بدونی تقطیع! (تقطیع به گردنی نگین جان)!

    پاسخی شاهین:
    (کوش شی شاعر)

    از کودکی شاعرو کوششــــا کرده
    آن غنچه یی یاده را شگوفا کرده
    وانگه ز دلی مست, به مستی رفته
    در دامی دلش نگینی پیــدا کرده


    2- پرسشی نگین؟
    (شاعر شدنی شاعر)

    شاعر شده و مشقی الفبــــا کر ده
    تدبیر به حالی خط و انشــاً کرده
    چند خوشه نوشته که نـدارد وزنی!
    یک پستی مدرن! حواله یی ما کرده

    ***** تفسیر *****

    وا!وا! چه یک شاعره ای خشم آمیز!
    زبهری خشم اش یکدم به مهر آمیختانیده شدم و دلم باغ و گلستان شده است.

    پاسخی شاهین:
    (ماهر شدنی شاعر)

    شاعر شده و ســــــروده آرا کرده
    شاهین خو نگینه را دلاســــا کرده
    این خوشه و غنچـه یی نگینا گلفام
    گل هایی شگوفه را فرستــــا کرده

    3- پرسش ی نگین؟
    (پیشرفتی شاعر)

    جبری نه, به اختیار شاعر شده است
    یک پاو تمام عیـــــــار شده است
    در ذهنــی ظریفش انفجاری غزل است
    تا سرحـــدی انتحار شاعر شده است

    ***** تفسیر! ******

    وا!وا! چه شاعره ای دلاویز!
    دو فاخته شکارانیده میشود با یک تیری نگاهش!
    چسان پای لچ گشتانیده میشوم زبهری عشقی نگ ین جان در بیابان! وچه ولگردی شده ام ونیز جانسپارش شده ام تا اینکه خون از دلی غزللللللل تراوانده شود.

    پاسخی شاهین:
    (پسمانده گی سراینده)

    وادار و به دلداری سراینده شده
    یک سر ز بیـــداری سراینده شده
    در یاده یی گلگونه نگینه را غزللل!(قربان زبانت)!
    کز مهر و وفاداری سراینده شـده

    4- پرسشی نگین؟
    ( ناقد شدنی شاعر)
    تا دو سه حرفی سری هم میکند
    شاعر است و ناقـدی هم میکند
    ریسمان تا آسُمــان می بافدو
    گل یمی ما شــاعران جم میکند

    پاسخی شاهین:
    (خشره کننده گی شاعر)

    پس ازین دگــــر فراهم نکند
    شاعر هم نیست و سره هم نکند
    ریسمان تا آسمان کی می رسـد
    قدمت بر چشمش هــــــم بکند

    **** تفسیر! ****

    پس دگربار نباید گفته شود, یکی از آسمان گز کرده شد و یکی از زمین! شاهین خو بلند پرواز هست نی! اگر بسویش می گرایی در جاده ای کهکشان خواهدت برد. قهقه قهقه قهقه قهقه.......

    5- پرسشی نگین؟ و.....

    در دست, قلم گرفته تـاًنی کرده
    سنگین و سبک وزن و معانی کرده
    گویاتر ازین شعر ندیده!هرچنـد
    در ذهنی خودش خانه تک انی کرده

    ***** تفسیر! *****

    قالین های ذهنم خوب تکانده شده هند و بیسیار پاک و سبک شده هند و و اژگانی ذهن آراسته گی در الماری و پنجره های ذهنم سر بسر چینده شده هند. قهقه قهقه قهقه قهقه......

    پاسخی شاهین.

    از دستی قلم اخ! سخن آرا شـــده هست
    امروزه نگینه حریفی مـــــا شده هست
    توتی گگی من وا! که چه گویا شده هست
    بر گونه یی توتی نوری الله شــــده هست
    در شعرش نگاه کن که چه فرما شده هست
    در ک نجی دلت مهرش, پیــــدا شده هست

    ***** گوشتی اضافگی *****

    اندر رهی شاعری چه کوشـــا شده هست
    بر ح افظ و بر نگین چه بینا شده هست
    حافظ خو سروده اخ! که از کَـوکی دری
    قربانی نگـین, اخ! که دلارا شده هست

    ***** نگینی بدخش *****

    دلباخته ام برکشی نگاه یت نگینـا
    آشناخته ام نگاهی زیبایت نگینــا
    آموختـه ام افسون و افسایت همینا
    نواختـه ام قلبی فریبایت نگینــا

    ***** تفسیر*****

    همان نگین را خو پس روان کنید خیراست کی اسیر گرفته شده؟

    ای کاش! در ایران می بودم, دلم کشانیده شد بسوی نگیننننننن چه ی ک گوهری نازنیننننننننن (نگین جان قربانی غنه هایت)قهقه قهقه قهقه قهقه......

    ***** انفجاری غزللل للل *****

    سرایان سرایم سرودی دری را
    نمایان نمایم نمودی دری را
    سرودار سرودم سرودی دری را
    نمودار نمود م نمودی دری را
    گشایان گشودم دهانی نگـینم
    ربایان ربودم زبانی نگـینم
    ( چه زیباست پارسی )!

    *** ** تفسیر*****

    نگین جان قربا!نت برم غزللللل انفلاق کرد بسر رسانیده نشد. قهقه قهقه قهقه قهقه......

    جهانی سپاس! از چارگانه گانی مهر انگیزت آنچه با مهر آمیختانیده شد.
    چارگانه گانت بیسیار زیبا و دلپسند پذیرفته شد
    امید میدارم که ازین بیشتر بالنده شوی.

    شاهینی کیهانما








  • ناشناس
    ترکی هنر است
  • شاهینی کیهاننما





    سلام فرموده میشود برای کارمندان وهنرمندانی دفتری دلکشی خاوران!

    دَمی خاور = بادی صبا

    درکوی دلم دمَی خـــــاور دمیدنیست
    در دامنه اش تـــازه وزش وزیدنیست
    دل دَم به دَم همدم شده با دَمی خاور هــــردم دَمی بر دَمی دیگررسیدنیست

    ********************************
    شِن گی غزل
    بکجایت من بنازم که همانجایت نوازم؟

    **********************************
    شِنگی غ زل
    بکدام زبان سرایم که شیرین دهان نمایم؟

    ************************************
    شِنگی غ زل( آریانا )
    اگر من غزل سرایم بری تاتان خواهم ســـرود
    زآریانا سروده تا به خراسان خواهم ســـرود
    من نم ایان خواهم نمود، آریانای جهاننمــات
    زآریانا و خراسان تا به آریان خواهم سـرود

    ********************** *****************
    غزلبازی اگرت غــــــــزل سراید زدلش غــــــ زل براید
    به دلت غـــــزل سراید به دلت غـــــزل درآید
    بر غزلبازی غزلباز چه به چل غـــــــزل سراید
    غزا له غــــزل سراید چه بَدَل غـــــــزل براید
    غزلسرای غزلـــــــران بر ازل غـــــزل سراید
    بر هنر غـزل س راید هنر از غـــــــــزل براید
    چشمی هنری هنرمند به دری غــــــــــزل دراید
    به همان غزل گراید از همان غــــــــزل براید
    بر « انگشترین » غزاله چه « نگین » غزل سراید
    هر غزل شاهین سراید بر « نگین سهیل » ب ــراید
    بلغارین روی غـــــزاله ز همین غــــزل براید
    ز رویی سهیل براید لبش لعـــــــلی لعل براید
    شکرین لبانی نوشت پس از این غـــــــزل براید
    برلبت شـــــــــاهین سراید از لبت عسل براید
    سبکی خراسانی بزر گ( سبکی یعقوب لیث صفار )

    *******************************************
    شِنــــــگی غزل
    من برت غزل ســــرودم به تو جانان سروده شد
    غزلی ازل ســــرودم نامی رحمان ســـروده شد
    سفری اوجت بر ســ ـرت نگر به پای مـــــادرت
    بهشت است پای مـــادران به مادران سروده شد
    دو چیز اند زهستی برتر یکی میهن ی کی مــادر
    من بی فرهنگم تاریکتر به فرهنگیان سروده شد
    تو مکن با من ستیزه بری من خـــــالق بریزه
    بجویم نوری را رحیـــم بری رحمـان سروده شد
    سبکی خراسانی بزرگ( سبکی یعقوب لیث صفار )

    ******************** *********************
    هنر ای بلبلی خوشخوانی من، من اهـــل ی هنر نیستم
    بر چـــــــاکنای رامش ات گویی رامشگر نیستم
    رامنده ات گـــر برکشم من نامش چون اختـرکشم
    هم کِلکی هنر دارم و هم اهــــــلی هنر نیستم
    با ( لَی و سُر )همسازم و بر عود وچنگ ات نازم
    با پرده همراز م و هم اهـــــلی هنـــر نیستم
    هرســـاز بسوز نوازم و با سوزی ســاز پروازم
    من تـــازه ساز می سازم و هم اهلی هنر نیستم
    در(تات و سُر) با(لَی و گُر) من نغمه ها میسازم
    تاتان را می رقصــــانم و هم اهلی هنر ن یستم
    گر زهره زند چنگ شنــگ من میزنم همرنگ تنــگ
    تینتالش می نوازم و هم اهــــلی هنــر نیستم
    سرلاف میـ ــار م جانا لافوکت من میبافـــــم
    من لافی دانش میـــزنم هــــم اهلی هنر نیستم
    تو اختـــــران را بشم ار و اخترشمار میسازمت
    من شاهینی کیــــــــهانم هم اهلی هنر نیستم
    سبکی خراسانی بزرگ( سبک یعقوب لیث صفار )

    *****************************************
    میوه های شیرین!
    نیکی بکن بکس نیکومند شوی خود خویش
    بدی مکن به کس که بد نبینی همیش
    درین گنبدی سپهر دو چیز است روان به پیش
    بر کینه رخی کینه بر مهر مهر همیش

    ****************************************
    میوه گگی شیرین!!! با داده گی خرسند باش و با دادمان بزین
    در کم ز خودی منگر و تو شـــادمان بزین
    آفرین !

    پوزش خواسته میشود اگر بی نزاکتی شده باشد!

    من راستگوی هستم ودروغ نمی گویم من غریبان و یتیمان را دوست دارم و من میدانم که فردوسی یی گرامی از نیاکانی من است با سند!( من برقی لچ هستم ) من نخواهم فریبانیده شد (نه با سیاست و نه با ایدیولوژی چون اندیشه ای من فریباننده تر از آنند ، منطق و فلسفه و د گر دانش ها از آن بلاتر اند )***** تا کنون هیچ چیز نکرده ام و مزار شریف بت بامیان نیست!

    شنگی غزل
    اگر من غزل سرایم به غریبان می ســــرایم
    از پاره های سینه ام ازدل و جان می سرایم
    ****** **********************************
    گفتگو با وجدان
    شِنگی غزل
    حافظ ر ا تماشا کرده

    گفتم که زبانم چیست گفتا گـــهر براید
    گفتم که چه خواهد بود گفتا شـکر براید
    گفتم که جهان برد، هــر کهرمانی ما را
    گفتا که چه جاویداند پشتش دگر برآید
    گفتم که شهرم گم است گفتا ز بهری حاسد
    گ فتم که می خواهمش گفت در هنــر دراید
    گفتم که سوده دشمن تـــاریخی میهنی من
    گفتا مسلمان هستید ، از سوی کـافر آید
    گفتم که چسان دهم بربــاد! دشمنی خویش
    گفتا که تا زدستت دیوان و دفـــتر آید
    گفتم که جهـــان خندد بر نامی خروسانش
    گفتا داروین اندیش و شـادی و خر براید
    گفتم ربوده است تــات فرهنگی میهنی من
    گفتا که آل بویه از خــــر بدتر برآید
    گفتم زبان می دانـــم گفتا منما خودرا
    گفتم که تاکی خموش گفت تا که بهت ر آید
    گفتم دری پردازم گفت بنـــده را نوازد
    گفتم دری خهی ازکیست گفت آنکه میسراید

    همرای من شِق نکن ید!
    برم غزل نسرایید!
    من خو آرام شده بودم!
    هزاران چندتان رند هستم
    رندی رندان شده ام
    رن دی زندان شده ام
    روشنی و تاریکی ( جرت )
    بی محابا ( جرت )
    از مولانا آگاه هستید که در اشعاری ت رکی اش چه سروده است ( بی محابا )
    نزاکت در جایش!
    هر سخن جایی و هر نقطه و نکته مکانی دارد!
    مرا پدر ی کسی در فقر شانده نمی تواند واگر شاخ هایتان نیز چون ابلیس در آسمان هفتم خورده باشد وآن ابلیس است که مردم را به فقر وعده می کند چون شما! اگر ازتان سوره ای اخلاص پرسیده شود و شما هم مثل سیاستمدار های پ اکستان خواهید بود که از روی نتوانید خواند.

    ****** شاهینی کیهاننما ******



  • sohrab
    درود
    مو خراسانیوم
    چشم مور دور دیدید چنه ورمگید
    چو چنی مکنی و دل مو
    میی که مو ایقدر کلمه ورگوویک که ک لیت دنگ مدنگ شه
    مو سه هزار سالس که چنی گپ مزنم
    پس کی پادشاه خراسان بده
    پس کا درباری حرف مزده
    پس تو د کجه هی وقت مو در خراسان ملیونها کلمه از تو بیشتر درم
    مو دکتر نی
    ولی سه هزار سال لعت ده دهنمس
    د خراسا ن هر ده یک لهجه دره
    بیا به قوژد
    بیا به نوده پشنگ
    بیا ده بیمرغ
    بیا به زیبد
    بیا به توس
    بیا به بنگر که چن هزار سال حرفس ددلم
    بیا
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 362

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 197 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.