Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
فـــارسی = تــاجیـــکی = دری PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - زبــــان
نوشته شده توسط بهزاد « آریا»   
سه شنبه ، 14 ارديبهشت 1389 ، 01:42

بهزاد « آریا»زبان ایران، افغانستان و تاجیکستان پارسی است. زبان پارسی را در افغانستان دری و در تاجیکستان تاجیکی مینامند، ولی در این اواخر زبان پارسی را در افغانستان فارسی دری و در تاجیکستان فارسی تاجیکی میگویند. مگر هیچ یک از این نامها، نام علمی، ادبی تاریخی و منطقی زبان پارسی نیست. زبان تاجیکستان و افغانستان همان زبانِ پارسیِ است که در ایران گفتگو میشود ولی با گویش کهنتر.

در تاجیکستان و افغانستان به زبان پارسی رسیده گی نشده و زبان به گویش و به گونۀ کهنش باقی مانده ولی خوشبختانه در ایران در قسمت پیرایش، پالایش و آرایش زبان پارسی تا اندازه کار های علمی، عملی و ادبی صورت گرفته است. در تاجیکستان زبان پارسی سخت زیر تاثیر زبان روسی و ازبکی رفته و حتا تاثیر پذیر هم شده است. همچنان در افغانستان زبان پارسی با زبان های انگلسی، هندی و افغانی آلوده شده است. مگر باید گفت که خوشبختانه در تاجیکستان در این اواخر کارهای از سوی مردم در قسمت پالایش زبان پارسی صورت گرفته و زبان پارسی در آنجا وضع بسیار خوبی پیدا کرده به ویژه پس از آنکه پیوند تاجیکها با ایرانی ها از نگاه بازرگانی، علمی، و از طریق ها دیگر وسعت یافت، و این پیوند باحث شد تا تاجیکها با خط پارسی آشنایی پیدا کنند و سخت علاقمند برای برگرداندن خط فارسی به جای سریلیک شدند مگر شوربختانه دولت تاجیکستان بنا بر انگیزه های سیاسی و اقتصادی که داشت نتوانست که خواسته مردم را جامه عمل بپوشاند، ولی کدام ممانعتی هم برای آموزش خط فارسی ایجاد نکرد.

به همین دلیل است که اکنون زبان تاجیکستان به مراتب بهتر از سالهای است که تحت حاکمیت شوروی ها بودند. در اینجا پرسش پیش می آید که چرا زبان فارسی را در افغانستان دری نامگذاری کردند؟ در صورتیکه تمام مردم کشور از زن تا مرد از پیر تا برنا و از با سواد تا بیسواد همه این زبان را، زبان فارسی میگویند و گویندگان این زبان را فارسی زبان و یا تاجیک میخوانند. هیچ کسی را شما در افغانستان پیدا نخواهید کرد که این زبان را فارسی دری و یا دری بنامد به جز شمار اندکِ که نه از زبان آگاهی دارند و نه ازتاریخ زبان. همین گروهی که میخواهند زبان فارسی را از روی رشک دری بنامند باز گویندگان این زبان را پارسی وان، پارسی بان، فارسی وان و فارسی زبان میخوانند. ما در افغانستان واژه بنام دری وان، دریبان، و دری زبان نداریم، این خود نمایانگر آنست که واژه دری بالای زبان این مردم در همین سالهای نه چندان دور ازسوی مشتی خس و خاشاک تحمیل شده است.

 

هـــرکــاو از حســـــــأ بینی کنید

خویشتن بی گوش و بی بینی کند

 

چنانچه در بالا پرسیده شده که چرا زبان پارسی را در افغانستان دری نام گذاری کرده اند انگیزه های بسیاری دارد که من بالای همه آنها بحث نخواهم کرد ولی چیزیکه از نگاه من برجسته و در خور بحث است، اینست که ایشان میخواهند پارسی زبانان را از یکدیگر بیگانه بسازند و پارسی زبانان افغانستان را از جهان پارسی جدا سازند. و زبان پارسی را در افغانستان به هرگونه که شود دچار کم واژه گی بسازند تا بتوانند واژه ها و اسطلاح های، انگلسی و پشتو را وارد زبان پارسی کنند. ایشان میخواهند که دست آویزی برای خود پیدا کنند تا بتوانند بگویند که زبان مردم افغانستان با زبان ایران و تاجیکستان فرق دارد و اینها مردمان متفاوتِ هستند. برای این کار راهی وجود ندارد به جز آنکه نام زبان را عوض کنند و به این بهانه زبان پارسی را در افغانستان زار و نا توان بسازند تا بر مراد خویش برسند، که شوربختانه تا اندازه در کارشان موفق هم بوده اند. بطور مثال اگر شما امروز از یک استاد دانشکده ادبیات فارسی بپرسید که درجه علمی یا پایه دانشی شما چی است بی گمان میگوید که پوهنمل، پوهنیار و پوهندوی...... ولی بدبختانه هر چندیکه استاد دانشگاه هم است مگر به زبان پارسی نمیداند که پایه دانشی اش چیست.

یا

اگر شما از یک افسر ارتشی بپرسید که پایه ارتشی « رتبه نظامی » شما چی است، ایشان شوربختانه نمیتوانند که به زبان خود پاسخ دهند و بگویند که سرهنگ، سپه بد، سپه سالا ووو... و ناگزیر هستند که پایه ارتشی خود را به زبان پشتو بیان کنند زیرا دشمنان زبان پارسی واژه گان ارتشی را از زبان پارسی افغانستان زدودند و برای همیشه نابود ساختند و میگویند که در زبان پارسی رتبه نظامی وجود ندارد زبان پارسی زبان شعر و عرفان است

در اینجا این پرسش پدیدار میشود چرا زبانیکه دست کم هژده واژه برای جنگ دارد مانند: جنگ، نبرد، رزم، پیکار، کارزار، آورد، دارو گیر، آتش.......... رتبه نظامی یا پایه ارتشی ندارد؟ که بی گمان هم درجه نظامی و هم درجه علمی دارد مگر مردمش پروانه استفاده از آن را ندارند.

من اکنون برای ثبوت سخنان بالا از چکامه های بزگان یاری میجویم

چنین بود تا بود گردون سپهر

گهی جنگ زهر است و گه نوش و مهر

«فردوسی»

ببینی کنون تیغ مردان مرد

کزین پس بیادت نیاید نبرد

«فردوسی»

به رزمش چه پیل و چه شیر و چه دیو

چو آورد گیرد برآرد غریو.

«فردوسی»

چنین گفت شیرو که ای زور مند

به پیکار پیش دلیران مخند

«فردوسی»

وگر کشت خواهد همی روزگار

چی نیکوتر از مرگ در کارزار

«فردوسی»

سکندر چو دید آن تن پیل مست

یکی کو زیر، اژدهایی بدست

به آورد ازو ماند اندر شگفت

غمی شد دل از جان و تن بر گرفت.

«فردوسی»

قوم عیسی را بُد اندر دار و گیر

حاکمانشان ده امیر و دو امیر

«مولانا»

میان دو تن آتش افروختن

نه عقل است و خود در میان سوختن.

«سعدی»

در افغانستان از کاربرد واژه های بیگانه در زبان پارسی استقبال گرم ی میشود و هیچ گونه ممانعتی وجود ندارد ولی کار گرفتن از واژه های پارسی جرم بزرگ، ضد وحدت ملی، بیگانه و حتی غیز اسلامی است.

بگونه نمونه: بایسکیل، ورکشاپ، ستیود، کپوز، موزیک، چکن سوپ، پتنوس، بوت، سلیپر، واسکت، فایر، دموکراسی، لیبرال، ایدیولوژی، پارلمان، کمیته، کمیساری، کمیسیون، کمیدی، هوتل، کنترول، لیسه، گارنیزیون و صد های دیگر رواست، خوب است، پسندیدست، آسان است، بیگانه نیست و حتا غیر اسلامی نیست.

 مگر واژه های دانشگاه، دانشکده، دانشیار، پزشک، دارو، دادستان، دبستان، دبیرستان، نگارستان، سرهنگ، سپهبد، شهردار، شهر داری و صد های دیگر گناه است غیرقانونی است بیگانه است و ضد وحدت ملی است.

 

شگفت آور تر از همه این است که زمانی ایرانی ها رودکی، سنایی، فردوسی، شکور بلخی، مولانای بلخی، ناصرخسروبلخی و صدهای دیگر را ایرانی میخوانند صدای کاذب دشمنان زبان پارسی بخاطره نفاق افگنی بلند میشود که این ها همه افغانی بودند و دری زبان، ولی ایران ها همه را مال خود میداند نا آگاه از آنکه زبان همه ی ایشان فارسی بوده و همه خود را خراسانی یعنی ایرانی میدانستند و هیچ کدام از این بزرگان نامی از افغانستان و افغان بر زبان نیاورده اند.

ایشان همه بزبانِ سخن میگفتند که در هر سه کشور پارسی زبان به آن زبان سخن میگویند و از برخی واژه های کار گرفتند که اکنون تنها در ایران رایج است مانند نام ماها، دبستان، دبیرستان، پزشک، سرهنگ ووو

چون سپرم نِه میان بزم به نوروز

در مه بهمن بیار و جان عدو سوز

«رودکی»

ستایش کنان پیش خسرو دوید

که مهر وستایش مر او را سزید

برآورد سر آفرین کرد و گفت

مبادت جز از بخت پیروز جفت

چو هرمز بادت بدین پایگاه

چو بهمن نگهبان فرخ کلاه

همه ساله اردیبهشتت هژیر

نگهبان تو باهش و رای پیر

چو شهریورت باد پیروزگر

بنام بزرگی و فر و هنر

سفندارمذ پاسبان تو باد

خرد جان روشن روان توباد

چو خرداد از یاوران بر دهاد

ز مرداد باش از بر و بوم شاد

دی و اورمزت خجسته بواد

در هر بد برتو بسته بواد

دیت آزر افروز و فرخنده روز

توشادان و تاج تو گیتی فروز

چو این آفرین کرد رستم بپای

بپرسید و کردش برِ خویش جای

« شاهنامه فردوسی»

از غم مزد سر ماه که آن یک درمست

کودک خویش باستاد دبستان ندهی

 «ناصرخسرو»

نخل به بندم همه حیران شوند

شعربخوانم همه شادان شوند

نطفه کنم علقه کنم بعد از آن

طفل کنم تا به دبستان شوند

گاه ابوجهل و محمد شوند

گاه چو موسی و چو ثعبان شوند.

«مولانا»

در دبیرستان عشق از عاشقان آموز ادب

تا ترا فردا ز عزت بهره ی مردان بود

«سنایی»

بندگی و خواجگی و سلطنت خط های توست

خط کژ و خط راست این دبیرستان تویی

«مولانا»

در دبیرستان این سر عجب

صد هزاران عقل بینی خوشک لب

« عطار »

من از غصه چی ترسم چو با مرگ حریفم

ز سرهنگ چی ترسم چو از میر بجستم

« مولانا »

نباید که از کار داران من

ز سرهنگ جنگی سوران من

« فردوسی »

در دو عالم مر ترا باید همی بودن پزشک

لیکن آنجا به که آنجا، به بدست آید دوا

« سنایی »

خود پزشک خویش باش ای درمند

برهمندی را بدل در جای کن

« ناصرو خسرو »

 

سیاووش است پنداری میان شهر کوی اندر

فریدون است پنداری به زیر درع و خوی اندر

« دقیقی »

بسیار شگفت آورست که در افغانستان ما شهر داریم ولی شهردار نداریم، ما واژه های دبیرستان و دبستان داریم مگر اجازه کاربردش را نداریم افزون بر همه واژه های که پسوند گاه دارند در افغانستان کاربرد شان مجاز است مانند: « آرامگاه، آریایشگاه، ایستگاه، آوردگاه، ادبگاه، اردوگاه، انباشتگاه، باژگاه، باشگاه، بزمگاه، پایگاه، پرستشگاه، پرورشگاه، پژوهشگاه، جایگاه، چراگاه، خانگاه، خوابگاه، دادگاه، درگاه، درمانگاه، دستگاه، دیدگاه، رامشگاه، زایشگاه، زرادگاه، فرودگاه، کشتارگاه، کارگاه، قلبگاه، کمرگاه، کمینگاه، گذرگاه، گازرگاه، گردشگاه، لشکرگاه، گورگاه، نشانگاه، نخچیر گاه، نشستنگاه، نشیمنگاه، نشینگاه، نیروگاه، تفریحگاه، شرمگاه و صد های دگر»

 به جز از واژه ی دانشگاه زیرا از این واژه در ایران استفاده میشود.

 

 

اگر مردم افغانستان میگویند که پور سینا، بیدل دهلوی، جامی هروی، حافظ شیرازی، خیام نیشاپوری، رودکی سمرقندی، سعدی شیرازی، سنایی عزنوی، عطار نیشاپوری، فررخی سیستانی، فردوسی طوسی، فروغی، عراقی، مسعود سعد، منوچهری، ناصر خسرو بلخی، امیرخسرودهلوی، مولانا ی بلخی، دقیقی بلخی، نظامی گنجوی، فضولی و صد های دیگر... دانشمندان، شاعران، ادیبان، محققان، فرهنگیان و بزرگان ایشان هم بودند پس باید بپذیرند که زبان شان فارسی است زیرا همه این بزگان پارسی گو بودند، که اکنون من برای ثبوت سخنم چند نمونه ی از ایشان می آورم.

اشعار به پارسی و تازی

برخوان و بدار یاگارم

ناصرخسرو

کتب خانه پارسی هر چه بود

اشارت چنان شد که آرند زود

« نظامی »

از آن پارسی دفتر خسروان

که بر یاد بودش چو آب روان

« نظامی »

پارسی نیکو ندانی حک آزادی بجو

پیش استاد لغت دعوی زبان دانی مکن

اندرین یک فن که داری وآن طریق پارسیست

دست دست تست کس را نیست با تو داوری.

« سنایی غزنوی»

شکرشکن شوند طوطیان هند

زین قند« پارسی» که به بنگاله میرود

زشعر دلکش حافظ کسی شود آگاه

که لطف طبع سخن گفتن «دری» داند

« حافظ شیرازی »

بساز ای مطرب خوشخوان و خوشگو

به شعر فارسی صوت عراقی

« حافظ »

مسلمانان مسلمانان زبان «پارسی» گویم

که نبود شرط در جمعی شکر خوردن به تنهایی

چو من تازی همیگویم بگوشم« پارسی» گوید

مگربدخدمتی کردم که رو اینسو نمیآری

پارسی گوییم شاها آگهی خود از وفا

ماه تو تابنده باد و دولتت پاینده باد

چو نامت پارسی گویم کند تازی مرا لابه

چو تازی وصف تو گویم برآرد پارسی زاری

 

پارسی گوییم یعنی این کشش

زان طرف آید که امد آن چشش

« مولانای بلخی »

اخلایی اخلایی، زبان پارسی می گوی

که نبود شرط در حلقه، شکر خوردن به تنهایی

« مولانای بزرگ»

پارسی گوییم هین تازی بهل

هندوی آن ترک باش ای آب و گل

« مولانا »

پارسی گو گرچه تازی خوشتر است

عشق را خود صد زبان دیگر است

« مولانا»

گر بتازی گوید او ور پارسی

گوش و هوشی کو که در فهمش رسی

« مولانا »

پارسی از رفعت اندیشه ام

در خورد با فطرت اندیشه ام

« علامه اقبال لاهوری »

حاصلم از طبع کژ و فکر سست

نیست مگر پارسی نا درست

« امیر خسرو دهلوی »

قمری رخ، عطاردی خامه

پارسی خط و ایغری نامه

« اوحدی »

چو آب میرود این پارسی به قوت طبع

نه مرکبیست که از وی سبق برد تازی

« سعدی »

ترک خور کاین چشمۀ روشن گرفت

از زبور پارسی من گرفت

« عطار»

برون گیر از سخن راز کهن را

زبور پارسی خوان این سخن را

« عطار»

زبان ترک و لر و کور و شل هم

زبان فارسی و اعراب خل هم

« عطار »

نبشتن یکی نه که نزدیک سی

چه رومی چه تازی و چه پارسی

« فردوسی »

چنین گفت گویندۀ پارسی

که بگذشت سال از برش چار سی

« فردوسی »

 

فارسی همرای من حرف وسخن زن تاجیکم

من نمیدانم به پشتو های خوشحالخان ختک

« صوفی عشقری »

 

نام برخی از شهر های ایران

کزین سان همی جنگ شیران کنی

همی ازپی شهر ایران کنی

بگو تا من اکنون هم اندر شتاب

نوندی فرستم به افراسیاب

بدان تابفرمایدم تا زمین

ببخشیم و پس در نوردیم کین

چنانچون به گاه منوچهرشاه

ببخشش همی داشت گیتی نگاه

هران شهر کز مرز ایران نهی

بگو تا کنیم آن ز ترکان تهی

وز آباد و ویران و هر بوم و بر

که فرمود کیخسرو دادگر

از ایران بکوه اندر آید نخست

در غرچگان از بر بوم بُست

دگر تالقان شهرتا فاریاب

همیدون در بلخ تا اندراب

دگر پنجهیر و در بامیان

سر مرز ایران و جای کیان

دگر گوزکانان فرخنده جای

نهادست نامش جهان کدخدای

دگر مولیان تا دربدخشان

همینست ازین پادشاهی نشان

فروتر دگر دشت آموی و زم

که با شهر ختلان براید برم

چه شگنان وز ترمز ویسه گِرد

بخارا و شهری که هستش بگِرد

همیدون برو تا در سغد نیز

نجوید کس آن پادشاهی بنیز

وزان سو که شد رستم گرد سوز

سپارم بدو کشور نیمروز

زکوه و ز هامون بخوانم سپاه

سوی باختر برگشاییم راه

بپردازم این تا در هندوان

نداریم تاریک ازین پس روان

زکشمیر وز کابل و قندهار

شما را بود آن همه زین شمار

شاهنامه

 

 

 

بهزاد « آریا»

 

 

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • hamrazsidiq@yahoo.com
    Dear brother Behzad

    This is a wonderful piece of writing I have ever read Keep up good job G od bless you
  • sahes
    رحمت به شما واقعاً درست فرموده اید.

    همه مربوط یک نژاد، یک تاریخ و یک فرهنگ هستیم ولی استبداد داخ لی و خارجی چنین دستبندی ها را به بار آورده است.
  • محمد  - پارسی ، تاجکی ، دری

    با سپاس وتشکر فراوان ازبهزاد آریا که حقایق را بیان نموده اند، که سال هاست فرهنگ ستیزان قبیله گرا و ز مامداران جابر و نا مردمی در حق فرهنگ وزبان ماروا داشته اند وهم اکنون دارند روا می دارند.
    اما متعصبی ن قبیله پرست به این واقعیت باید تن در دهند که زبان مردم افغانستان پارسی بوده و پارسی هم خواهد بود. این درست است که زبان پارسی را بعضاٌ دری هم گفته اند و در ادبیات ومتون قدیم زبان پارسی ندرتاٌ بعضی از شعرا و نویسنده گان به جای پارسی، دری راهم بعضاٌ بکار برده اتد. اما مطلب اصلی درین جاست طوریکه نویس ندهء محترم هم به آن ا شاره نموده اند. در سال 1343 هجری شمسی یک تعداد از وکلای متعصب و قوم گرای پشتو ن در شورا به اثر تحریک ، تلاش ورهبری محمد گل مهمند فاشیست به خاطر جلو گیری از رشد و بالنده گی زبان پ ارسی این زبان را که درین سر زمین بیشتر از هزار سال سابقهء تاریخی داشت جبراٌ به دری تبدیل نمودند. از آن تاریخ به بعد باز مانده گان قوم گرا و متعصب وپیروان راهء محمد گل مهمند به مردم و گوینده گان این ز بان اجازه نه می دهندکه زبان خود را فارسی بگویند وهمیشه حکمروایان مزدور و متعصب اوغانستان دستور می ده ند که زبان تان را فارسی نه بلکه دری بگویید. زبان از ما و اختیارش به دست محمد گل مهمند وحبیب ا لله رف یع. زبان مال مردم است ، مردمی که به آن زبان حرف می زنند، نه مال حکومت ها و فرمان روایان متعصب قوم گر ا.اما تا جاییکه به مردم مربوط است در گوشه گوشهء از کشور مردم عام زبان خود را فارسی می گویند نه دری. برای همهء فارسی زبانان لازم است که به خاطر خنثی سازی مقاصد وتوطهء های شوم دشمنان این زبان ،زبان خود را بهتر است مثل مردم خود فارسی بنامند نه دری تا باشد که بد خواهان آن به اهداف شوم خود نایل نه گردند. محمد
  • علی بامیانی

    تشکر از توضیحات خیلی ارزشمند شما برادر
    در بارۀ اینکه چرا فارسی را بنام های مختلف یاد میکنند این همه توطئه های استعمار و مخالفین زبان فارسی اند که میخواهند مردم فارسی زبان را از هم جدا سازند مخصوصا در افغانستان این یک توطئه پشتون های حاکم بخاطر ازبین بردن و تضعیف زبان فارسی است که میکوشند زبان مردم را نام دیگری دهند تا پیوند ، مشترکات و تاریخ بر بار و با اهمیت فارسی زبانان را از فارسی زبانان سرزمی ن افغانستان بگیرند که متاسفانه یکتعداد بدون اگاهی هم به رقص پشتون میرقصند و بدون درک و مطالعه میگوین د بلی ما دری زبان هستیم که خیلی خجالت آور است. بطور مثال زبان انگلیسی در همه جا از امریکا تا انگلیس و سراسر دنیا انگلیس است و این تلاش بمثابه اینست که روزی رسد که امریکایی ها زبان شان را امریکایی، انگ لیس ها انگلیسی، کانادایی ها کانادایی، استرالیایی ها استرالیایی بنامند. پس وضیفه هر کسی که به این زبا ن صحبت میکند اینست که ازین زبان پاسبانی نموده و نام های نامانوس که از طرف دشمنان فرهنگ با زبان فارسی نسبت داده میشود مبارزه شود تا نشود افتخار های مان از ما گرفته شود و به ایران و تاجیکستان داده شود چون دیگر ما دری زبان میشویم چیزیکه اصلا منحیث زبان وجود ندارد و ما هم ادعا کرده نمیتوانیم که به گذشت ه مان افتخار کنیم چون سعدی، حافظ و غیره همه شعرای زبان فارسی بودند و نه دری چون دری یک لهجا است و نه یک زبان. پس مرگ به دشمنان فرهنگ و تاریخ اریانایی کهن
  • ناشناس
    درود بر روح پاك شما
    ما مردم ايران افغانستان تاجيكستان سمرقند و بخارايك مملت هستيم اما استعمار بريتا نيا و روسيه ما را از هم جدا كرد
    محمد تهراني
  • شهریار (سغدی)  - درود بر همه ی دوستان!
    بی اندازه از ما شما را درود
    که آنرا نداند قلک تار و پود

    درود بر شما بهزاد جان!
    سپاسگزاریم از گونه نوشتهای (مقاله) ازرشمند و آهاگاه کننده شما. آفرین بر شما خواهش میکنیم به این کار بی اندازه بزرگ تان ادامه دهید تا ما بیشتر بهره مند شویم و خود شناسی کنیم.

    پذیرش ما دوستان از این مفاله ارزشمند هر یک. سروش(کاوه)، فردوس (شیرازی) و خودم شهریار (سغدی)
    بدرود خوش باشید چشم براه همچون مفاله های بیشتر شما
  • شهریار (سغدی)  - درود بر همه ی دوستان!
    بی اندازه از ما شما را درود
    که آنرا نداند قلک تار و پود

    درود بر شما بهزاد جان!
    سپاسگزاریم از گونه نوشتهای (مقاله) ازرشمند و آهاگاه کننده شما. آفرین بر شما خواهش میکنیم به این کار بی اندازه بزرگ تان ادامه دهید تا ما بیشتر بهره مند شویم و خود شناسی کنیم.

    پذیرش ما دوستان از این مفاله ارزشمند هر یک. سروش(کاوه)، فردوس (شیرازی) و خودم شهریار (سغدی)
    بدرود خوش باشید چشم براه همچون مفاله های بیشتر شما
  • ناشناس  - زردشت کابلی
    من نوشته بهزاد اریا راتائید می نمایم زبان دری وزبان تاجکی درواقع زبان واحد فارسی میباشد زیرا ما بابر ادران ایرانی وتاجکستانی خودزبان مشترک وتاریخ مشترک داریم وامادرافغانستان تاسال1343 هجری خورشیدی کمتر اثری ازنام زبان دری وجودنداشت وزبان ما بنام زبان فارسی در مکاتب به حیث یک مضمون تدریس میشد ودرپشت ک تب نوشته بود قراهت زبان فارسی برای صنف چند ویا چند دررادیودراخبار ودرتمام امورروز مره زندگی نام زبان فارسی مطرح بود مگر به اساس حیله فاشیزم قومی بخاطر اینکه مارااز سایرفارسی زبانان تجرید نمایند بصورت غیر اخلاقی وبدون رضایت اکثریت فارسی زبان افغانستان قوم پختون نام زبان مارا بدل خواه خود تغیردادنددرا خیر من از تمام فارسی زبانان تقاضا مینمایم ازاصطلاحات تحمیلی زبان پختودرنوشته های شان استفاده نکنند
  • منوچهر
    حالا من نمیفهم افقانستان کی اققانستان شد؟ بشتون ها از کجا آمده انذ و چطوری با افقان ها یکی شدنذ؟ اص لا چه اصراریست که با هم زندگی کنند؟ جالا که از همدیگر خوششان نمی آیند, چرا جدا نمیشوند و تشکیل دو کش ور مختلف را نمیدهند؟ این طور بنظر میرسد هر دو خوشحال تر خواهند بود و هر کدام جداگانه میتوانند برای آ ینده خود نقشه بکشد و هرطور دلش خواست زندگی کند و بهر زبانی که خواست صحبت کند.نمیدانم اشکال این کار ک حاست؟ تازه پشتونها میتوانند به پاکستان بپیوندند و تاجیکها به ایران یا تاجیکستان (اگر دلشان خواست).
  • وطندوست
    منوچهر خان، ایشاالله حالتون خوبه هااااا !!!!
    چشمم روشن ! یعنی می فرمایید کشور را تجزیه کنیم؟ نیمش را بدهیم به ایران و نیمش را به پاکستان؟ آفرین بر غیرتت ! راستی تو اهل افغانستانی؟ چه کسی گفته پشتون ها وتاجیک ها ازهم خوششان نمی آید؟ اگر مغرضین ، متعرضین ، دلا لان معصیت ، نوکران اجانب و خود فروخته ها دخالت نکنند ، همهء ملیت ها با هم برادروار زندگی میکنند. این خط های قرمزی که امروز کشیده شده هیچ ربطی به مردم ندارد. شما اگر یک سر سوزن حس وطن دوستی میداشتید این گونه بی محابا سخن از بخشیدن کشور به دشم نان این سرزمین برزبان نمی آوردید. زهی بر همت تان !!مسایل ملی راه های حل بهتری دارد. به نظر شما بهتری ن را نقض موجودیت کشوری به نام اففانستان است ؟ این شیوهء سخن گفتن تان حربه بدست دشمنان زبان پارسی نمی دهد؟
  • منوچهر


    بله من حالم خوب است حال شما چور؟
    1.تجزیه به آن میگویند که قسمتی از چیزی جدا شده که مورد رضایت دیگری نیست (اگر مورد نارضایتی هر دو نباشد), حال آنکه اینجانب سعادت و عاقبت خوش را برای هر دو خواستم.

    2 .میپرسید اهل افقانستانی؟ چه تفاوت دارد؟ باشم؛از دید شما نوکر اجانب محسوب و اگر نباشم؛ متعرض. پس بهتر است بدان پاسخ نگویم.

    3.میپرسید چه کسی گفته پشتون ها وتاجیک ها ازهم خوششان نمی آید؟ میگویم اینترن ت گفته. جائی که صدها ناله و فقان یکی از دیگری دارد و هر یک دیگری را به باد تمسخر میگرد. میپرسم چرا د ر اینهمه نقشه های خراسان که آنلاین داده شده فقط شمال افانستان هم خاک با تاجیکستان و بخشی از
    خاک ازب کستان و ترکمنستان و خراسان ایران ترسیم گردیده و پشتونستان یک واحد مجزا؟

    4.میفرمائید این خط های قر مزی که کشیده شده هیچ ربطی به مردم ندارد!مبپرسم پس این خطهای قرمز را که کشبده؟ ساکنین مریخ؟

    5.میفر مائید که من کشور را به دشمنان این سرزمین میفروشم! خیر خرید و فروشی در کار نیست (بذل و بخششی هم در کا ر نیست) صحبت از سعادت دو طرف است. بطور مثال؛ اگر زن و شوهری مدام در حال جنگ و دعوا با یکدیگر باشند و اختلافاتشان حل شدنی نباشد, چه میتوان برای آنها تجویز کرد؟ جز طلاق؟ چه با جدائی هر یک آزادانه میتوان د بدون درگیری و مزاحمت آنگونه زندگی کند که باب میل اوست. چه بپوشد, چه بخورد, چه موقع بخورد, چه موقع بیرون رود, چه موقع به خانه برگردد...
    حال اگر هر یک قصد کردند دوبار مزدوج شوند وسعادت خود را در ازدو اج مجدد با فرد دیگری دانستند چه باک.آن دیگر تصمیم خودشان خوهد بود.
    کسی مرد را مجبور نکره که فلان ز ن دیگر را اختیار کند و یا کسی لوله تفنگ بر گلوی زن نمینهد که حتمأ باید به بهمان مرد دیگر شوهر کند. ض من آنکه باید دبد آیا طرف دیگر پذیرای این وصلت هست یا نه. بهمین مناسبت بود که من لفظ (اگر دلشان خواست )را آوردم یعنی در صرت رضایت اعضای درگیر.

    6.میپرسید مسایل ملی راه های حل بهتری دارد. به نظر شما به ترین راه نقض موجودیت کشوری به نام اففانستان است ؟ میپرسم این راه حل ها چیست و چه موقع ارائه و بکار گرفته میشود؟ یک زمان ارائه دهید, 10 سال خوب است؟ بسیار خوب 10 سال دیگر هم مینشینیم ببینیم نتیجه کار چه است!
    اما موجودیتها فرق نمیکند به چه نام هائی باشد مهم خود موجودیتهاست که باید موجود باشند آنه م خوب و تندرست.
    ما درون را بنگریم و حال را
    نی برون را بنگریم و قال را

    7.میپرسیداین شیوهء سخن گفتن تان حربه بدست دشمنان زبان پارسی نمی دهد؟ میپرسم کدام دشمن زبان پارسی؟ مگر زبان پارسی دشمن هم دارد؟ اگر دارد بفرمائید آنان که هستد؟
    شما خود که با طرح این سؤال صحه به اختلاف نهاده و جواب خود را در سؤال 3 داده اید.
  • ناشناس
    دوستان کرامی،
    ما در کابل : روده را امعا ، کرده را کلیه ، شش را ریۀ ، جکررا کبد ٠٠٠
    لفت را لفت , ک شور را وطن وغیره وغیره ولی هیچکسی پرابلمی ندار
    فقط ٢ کلمه محدود "پوهنتون و پوهنځی"خار چشم ملیونها است کویا همین ٢ کلمه عامل تمامی بدبختی هااست و اکر این ٢ کلمه تبدیل شوند پس این سرزمین بهشت روی زمین خواهد بود٠ چرا؟؟
    چونکه اکثریت(شایدهم همه) رهبران فروخته شده اند و اختلافات بین مردم عوام یکانه امکان است که انها بری قدرت مانده عوض اینکه جوابکو مدم باشند خودرا میلیونر ساخته ودر کشورهایکه حتی به یک کلمه پارسی هم کس صحبت نمیکند خود با فامیل زندک کنند٠
    با عرض حرمت
  • Farhad
    به نظرم بهترین راه ارامی افغانستان تجزیه آن است،بااین ساخت و تر کیب ایت کشور دیگر قابلیت زیست ندارد، کشوریکه در آن هیچ ارزش فرهنگی، ملی،اجتماعی ووو وجود ندارد، ساکنین آن به علل مختلف به هم جوش نمیخور ند، سی سال است که جنگ دوام دارد.... بودن آن چه ضرور است؟
  • طوفان
    با عرض سلام مجدد خدمت جناب آقای بهزاد آریا!
    زبان دری قبل از پارسی وجود داشته در این مورد میتوانید به تحقیقات اساتید بزرگ افغانستان رجوع نمایید, منجمله استاد بزرگوار مرحوم پروفیسور علی احمد جاوید. همچن ان میخواهم بیتی از حافظ بزرگوار شیراز را نیز خدمت شما بعرض برسانم.
    ز شعر دلکش حافظ کسی شود آگه
    که طبع شیرین سخن گفتن دری داند
  • آقا شرین منصوری  - میهن پرست
    عرض آدب خدمت همه شما دوستان!

    من نمی توانم به همین سادگی حرف ٬جناب آریا٬ را تائید کنم. چون در ایران هم بیشتر واژه ها یا از فرهنگ ٬عرب٬ یا از فرهنگ ٬ترک٬ گرفته شده به عنوان نمونه در افغانستان برای ای ن واژها: ٬برادر٬ خواهر٬ تشکر٬ آهسته٬ مغز٬ از همین خود واژه استفاده می شود. اما در ایران به جایی آن و اژه از اینها استفاده می شود: دادش٬ آبجی٬ میرسی٬ یواش٬ موخ٬ مشتی٬ و همچنان صدها واژه دیگری است که جای نوشته کردن اش این جا نیست.
  • mohsen
    درست است که این واژه ها در ایران به کار میرود اما واژه های معادل انها(برادر -خواهر-و...) هم به همان اندازه کاربرد دارددر واقع ماایرانی ها زبان اصیل خود را از دست نداده ایم بلکه به مراتب بهتر از افغان ها آن را حفظ کرده ایم.
  • محمد یاسین پیغام
    سلام جناب عالی گفته های تان در باره جدا سازی مایان از همدیگر کاملا درست است. اما دری دری بیگانه نیس ت در ایران هم فارسی دری میگویند و کلمه دری ریشه تاریخی دارد که اینجا زیاد وقت میگیرد اگر بنویسم اما این درست است که کسانی میخواهند برای جداسازی مایان ازین استفاده کنند و مطمن باشید ما را پاشان ساخته ن میتوانند چون در چند دهه گذشته یلاش زیاد کردند کار بجای نبردند.
  • پوهنیار نبي حبیبي  - این حرفها حرفهای جاهلان است
    جاهل ګفت و جاهلان باور کرد.
  • آرین  - سلام به تمام دوستان پارسی زبان
    اسم من آرین است متعلم صنف 12 غلام حیدر خان من از کابل پایتخت افغانستان برای شما ایمل فرستادم از آن ج ای دوستای زیادی در باره پارسی صحبت کردن من به عنوان یک پارسی وان میگویم که پارسی را باید پاس بداریم اما متاسفانه در افغانستان تعداد از مردم ما کلمات خارجی را وارد زبان دری ساخته اند که این یک خیانت بس یار بزرگ است به زبان پارسی و تشکری میکنم از کسانیکه در این راستا برای ارتقایی زبان پارسی در سطح جهان میکوشند موفق باشیند خداوند یار تان تشکر
  • m.shah74@yahoo.com
    درود بر شما دوست عزيزم "بهذاد اريا" عجب غوغاي را پرپا نموديد، قسميكي دوستم گرامي ام "طو فان" قدامت زبان دري را در شعر حافظ بيان كرد، اميد دارم شما نيز در اين مورد پژوهش نموده ودر مورد جلو گيري از خطا كاريهاي نسلهاي اينده كشور مان نقش ملي و وطن پرستانه خوش را ايفا نمايد. افغانستان خا نه همه ماست . ما بايد افغانستان بزرگ را تدارك ببنييم تا بتوانيم به خراسان پهناور نياكان خود دو باره دست يابيم. 
  • ناشناس
    پاسخ به جواب "اغاي منوچهر" كه ميگويد: من نميدانم كه پشتونها ازكجا امده اند؟. بهتر است مطالعه كني و گر نه گمراه مي ما ني. شاه محمود افغان.  
  • فرهاد  - پاسخ
    دوست گرامی که آقا را اشتباه نوشتی،پشتو پیش از آمدن انگلیس در خراسان کاره ای نبود.و این قدرت کنونی اش را ،از برای خوش خدمتی به اجانب دریافت کرده.وطبیعی میباشد که ماندنش در گرو شکاف اندازی میان پارس گپا ن میباشد.همان سیاست تفرقه بنداز ،حکومت کن ،انگلیسی.
  • فرهاد  - پیشهناد
    مشکل زبان پارسی در تاجیکستان خط میباشد که از حکومت است.مشکل زبان پارسی در خراسان(افغانستان) باز هم ح کومت میباشدکه در دست بیگانگان است و سرانجام مشکل در ایران هم حکومت است.که چون حکومت دینی است از واژگ ان تازی بهره میبرد.ولی با همه این وضع در ایران بهتر است .در ایران ادب دوستان بیشتر و بهتر به نوشتها و کتابها دسترسی دارند.البته در تاجیکستان هم چشم انداز نیک است،چونکه مشتاق بسیاراست.ولی آینده در خراس ان بستگی به باشندگان اندیشمندش دارد که آیا بزرگی میخواهند یا سازش.
  • Shah Mahmood Afghan  - The ethics and origin of Dari language








    The word Dari refers to the language that is popularly known as Persian. Dari is also called Farsi o r Parsi. These different names have been synonymously in use throughout history and refer to the sam e one language. There are two theories regarding the origin of the word Dari. One states that the wo rd Dari came from the word Darbar which means court, courts of kings. It argues that this language w as the very respected and chosen language for communications at royal courts of kings. Thus it came  to be known as the language of courts or Darbari. Later in time the word Darbari was shortened and e volved to Dari which still has the same meaning as Darbari. The second theory relates the origin of  word Dari to the word Dara or valley. Many accomplished language researchers, admit that the languag e Dari or Farsi itself was born in Khorasan, a mountainous land where people live in numerous valley s (Dara). Therefore, the name Dari came to refer to the language spoken by people of the valleys (Da ra) or in the valleys.

    Dari or Farsi is a widely used language in Central Asia. It is the official  language of Iran, Tajikistan and what is known as Afghanistan. Dari/Farsi is a branch of the Indo-I ranian (Indo-Aryan) languages, a subfamily of the Indo-European languages. There are three different  phases in the development of Aryan languages: Old, Middle, and Modern. Old Dari/Farsi and the Avest an language represents the old stage of development and were spoken in ancient Bactria. The Avestan  language is called Avestan because the sacred scriptures of Zoroastrianism, Avesta, were written in  this old form. Avestan died out long before the advent of Islam and except for scriptural use not mu ch has remained of it. Old Dari/Farsi, however, survived and there are many written records of old D ari, in cuneiform called Maikhi, in Khorasan. Old Dari was spoken until around the third century BC.  It was a highly inflected language.

    Middle Dari was spoken from 3rd century to 9th and is related  to several other Central Asian tongues such as Sogdian, Chrosmian and also Parthian languages. Part hian was the language of the Parthian Empire (Arsacid). Parthian, though left some influences on mid dle Dari, declined when the Sassanian power expanded. Middle Dari had a simpler grammar and was writ ten in multivalent letters. Middle Dari declined after conquest of Arabs in the 7th century and much  of its rich literature was lost or destroyed by the Arabs. However, a lot of it was also translated  into Arabic.

    Modern Dari began to develop by 9th century. It is a continuation of the Khorasanian  standard language which had considerable Parthian and Middle Dari elements. It has much simpler gra mmar than its ancestral forms. After the conquest of Arabs in 7th century, it is written in arabic s cript, with few modifications, and has absorbed a vast Arabic vocabulary.

    Dari literature is one o f the richest in the world and composed of the body of writings in Modern Dari. After the Arab conqu est of 7th century Islam replaced Zoroastrianism and Arabic became the language of law, religion and  culture in Khorasan. However with the rise of Samanids and political revival of Khorasan, Dari emer ged as a literary medium and became the established literary form of Dari language. During the perio d of Samanids a new era of literary began. The ancient tradition of Khorasan and Islam merged togeth er. Dari was specially instrumental in freeing Islam from an exclusive Arabic attachment and univers alized Islam thus helping to preserve it.

    Dari poetry had began sporadically in Khorasan in 9th ce ntury. The earliest main genres are the epic, qasida (Purpose poem), masnavi (long narrative poem),  and ghazal (lyric). By 10th century Dari had become an important and melodious medium- as the remain ing works of Rudaki, a versatile poet, indicate. He is regarded as the father of Dari poetry. After  Rudaki's death the epic tradition, with its sources in Avesta and Middle Dari texts, began. The firs t epic poet was Marvazi Samarqandi who composed a Shah Nameh (Book of Kings) in 910. Daqiqi Balkhi a nother poet of tenth century wrote a better known Shah Nameh in 975. However, Firdowsi Tusi composed  another Shah Nameh (1010) which became the very best known epic in Dari literature.

    Qasida, anoth er form of poetry, was also first written by Rudaki. Mostly qasidas are panegyrics, sometime elegiac , didactic and occasionally they deal with philosophical or biographical literature. The average len gth of qasida is between sixty and hundred lines and they are written in couplets. Qasidas that are  more than two hundred lines are also frequently written. The earliest exponents of this form of poet ry Ansuri Balkhi, Asjadi, and Farrukhi were the greatest poets of their time. Of many panegyrists in  the history of Dari literature, Anvari Balkhi was regarded as the foremost. In philosophical qasida s Naser-e Khosrow was very well respected. Omar Khayyan was another poet of this era who is consider ed to be of astonishing originality.

    During the Samanid era the foundation of Dari prose was also  laid. Several pieces of literature demonstrated the suitability of Dari language for sacred texts. B al'ami, one of the vizier (high government official) of Mansur I Samanid, published a translation of  the annals of Tabari. Also, in the same time, a group of theologian, made a Dari copy of Tabari's c ommentary on the Quran. These works and works of similar nature produced a clear demonstration that  Dari was very suitable for religious works. In fact these works brought to an end the absolute domin ation of Arab...
  • آریایی  - استعمارگر پیر

    انگلیس

    دانستی استعمارگر پیر کجاست
    در اینجا در آنجا هر جا هست
    خفه کند هر آنچه که بخواهد
    هر آنکس که بریتانیا بخواهد
    گر بداند کی بر او دشمنی کند
    یا کی نخواهد که او سود کند
    بیاندیشد تدبیری بر خلاف او
    تا بگرداند به خاک ؛ تلاش او
    بکار بندد هر دسیسه ای
    دین را کرده بازیچه ای
    سرگرم کند مردمان را
    تا ب دست آرد گندمان را
    در آویز کند پندارها را
    تا نفهمند که خورد آنها را
    کینه را زنده کند با نامردی
    تا بف همیم آمده نسل دگری
    کوچک کند بزرگان را
    بزرگ کند کوچکان را
    نفهمیدیم و نفهمیم باز
    چه کردند و جه کنن د باز
    شدیم بازیچه نامردمانی
    دشمنی کردیم با مردمانی
    فراموش کردیم جشن ها را
    جایگزین کردیم مسخ ها را
    گم کردیم راه خدا را
    پیدا کردیم این همه گدا را
    چه بودیم و چه شدیم باز
    چه هستیم و جه شویم باز
    اسیر ن قشه ها شدیم و زین پس
    اسیر نفشه ها شویم بس
    بدهیم به عربها داراییمان را
    نگذاریم چیزی از زندگیمان را
    ن ه در اندیشه آیندگانیم
    همی دانم که ما مردگانیم
    ما در این روزگار مردگانیم
    در سرنوشت خود بی خبرانیم
    گوی یم هزاران سال گذشت ما ندانیم
    جنگ ایران و عراق را که می دانیم
    باز بسازیم عراق را با اشک دیده
    نکنیم ی اد از آن که ستم دیده
    بسازیم جاده و زریح هدیه کنیم
    با این همه ؛ نابسامانی بیش کنیم
    کشتند ما را و ب ه ما شوریدند
    کاری کردیم که به ما خندیدند
    این همه نقشه استعمارگر پیر است
    نفهمیدیم و گربفهمیم باز دیر است
  • آریایی  - همبستگی
    کشورهای فارسی زبان باید به همبستگی مشت محکمی به دهان یاوه گویان مانند انگلیس و روسیه بزنند
    همه با هم ایران - افغان - تاجیک
  • ایرانی
    همه بدبختیهای کشور های جهان سوم از جمله ایران و افغانستان و تاجیکستان از استعمارگر پیر انگلیس است
    ا میدوارم یک طوفان نابودش کند
  • علی  - دوستی
    دوستان عزیز
    خداروشکر بالاخره یکی ازدوستی حرف زد.داخل بسیاری ازمطالب فقط بوی دشمنی مییاد.عزیزان خیال تون راحت افغانستان عزیز تجزیه نمیشه.بدبختی تجزیه دوره اش گذشته وکشور مارو چندپاره کرده.الان داریم به لطف چین-ناتو_طالبان-حکومتهایمان بدبخت میشویم.اینه که من جوان ایرانی باید بترسم نکنه افغان ها بخاطر کار نکرده من و کردهدیگران به خونم تشنه باشند.هرچند توایران دوست افغان داشتم اما جرات صحبت بایه جوان افغان درکشورش راندارم.چقدر خوب بود حالا که بدبختانه امپراطوری ما حالاچند اسم شده دیگه مثل کشورهای ار وپایی همبستگی داشتیم نه دائم بازی ایرانی-افغانی وشیعه -سنی واین حرفها.
    ازلطف وزحمات شما سپاسگذارم
  • نوید صدیقی  - تعصب با زبان فارسی


    برادر محترم شما انگیزه نعصب پشتونها با زبان فارسی بسیار دتقیق فرمودید و باید اضافه کرد چون زبان  پشتو یک زبان روستایی و چادرنشینی بوده و به زبان شهر دربار هیج نوع مطابقت ندرد کم بود واژه،از نگاه دس تور زبان اشکال دارد و از گذشته خوب انگشافی زبانی برخوردار نیست به همین دلیل از ترس آن که نشود زبان  فارسی زبان همه گیر در این کشور شود از راه های مختلف با هوش و نیرنگ بر این زبان درباری و باستانی میخو اهند که محدودیت وضع کنند و انشاالله موفق نخواند شد چون گذشته نشان داده است.
  • تعصب با زبان فارسی  - re: تعصب با زبان فارسی
    نوید صدیقی نوشت:


    برادر محترم شما انگیزه تعصب پشتونها با زبان فارسی بسیار دقیق فرمودید و باید اضافه کرد چون زبان پ شتو یک زبان روستایی و چادرنشینی بوده و به زبان شهر دربار هیج نوع مطابقت ندرد کم بود واژه،از نگاه دست ور زبان اشکال دارد و از گذشته خوب انگشافی زبانی برخوردار نیست به همین دلیل از ترس آن که نشود زبان ف ارسی زبان همه گیر در این کشور شود از راه های مختلف با هوش و نیرنگ بر این زبان درباری و باستانی میخوا هند که محدودیت وضع کنند و انشاالله موفق نخواند شد چون گذشته نشان داده است.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

پـــــارســـــی

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 205 مهمان آنلاین


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.