Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
فــــارسی یــا تــاجیــــکی؟ PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - زبــــان
نوشته شده توسط عابد شکورزاده، روزنامه نگار تاجیک   
جمعه ، 30 مهر 1389 ، 07:53

عابد شکورزاده، روزنامه نگار تاجیکآقای شکورزاده می‌گوید که نام زبان رسمی در تاجیکستان باید از "تاجیکی" به "فارسی" تبدیل شود.
دست‌اندرکاران پیش نویس قانون زبان تاجیکستان ضرورت بازبینی قانون مربوطه را "به خاطر بلند برداشتن مقام و مرتبه زبان مادری یک کشور مستقل" تشریح کردند.
اما یک بحث مهم که واقعا به حیثیت و مرتبه زبان مادری ما بستگی دارد، هم از جانب تهیه کنندگان پیشنویس قانون زبان و هم از جانب نمایندگان پارلمان کشور نادیده گرفته شد.

اهل بحث می‌بایست به موضوع نام زبان مادری ما در قانون دخل می‌ پرداختند و با بررسی دقیق علمی حق را به حقدار می‌رساندند که آیا واقعا اسم زبان رسمی ما "تاجیکی" باشد یا "فارسی". چرا که تا امروز به بحث و بررسی های مطبوعات و صدا و سیما پیرامون این موضوع، دست‌اندرکاران حکومت و پارلمان تاجیکستان پاسخ دقیق علمی نداده‌اند.

از این لحاظ بررسی این مسئله باز به آینده‌ای موقوف گذاشته شد که نزدیکی یا دوریش روشن نیست.

از نگاه زبان‌شناسان، گذشته زبان ما مستقیماً به سه دور بخش شده است: فارسی باستان، فارسی میانه‌و فارسی نوین. و در این دوره بندی اسمی از "تاجیکی" نیست و این زبان تنها با نام "فارسی" شناخته، آموخته و دانسته شده است.

"

ناجیان زبان"

جهت دیگر مسئله: اگر باز هم به دریچه تاریخ چشم ‌اندازیم، می‌بینیم که زمان حمله اعراب به سرزمین ما دولت بزرگ ایران ساسانی سرنگون شد، عمده ترین شهرهای ما به باد تاراج رفتند، دارایی های مادیمان غارت و آثار معنویمان، از جمله هزاران کتاب و کتابخانه، نابود شدند.

هیچ کدام از بزرگان نگفته‌اند که "ما تاجیکی نوشتیم"، بلکه فرموده‌اند "ما فارسی یا دری گفته‌ایم.

عابد شکورزاده، روزنامه‌نگار

تقریباً تا دوصد سال زبان سیاست و علم و حتی ادبیات ما عربی شد. خطری بروز کرد که هویت قوم ایرانی‌نژاد ما را تهدید می‌کرد.

تاریخ در سرزمین هایی چون مصر و سوریه و عراق شاهد چنین تحولی شده بود، یعنی زبان اقوام این کشورها در سایه سیاست متجاوزان عرب از بین رفت.

اما طالع بلندی کرد و حکومت صفاریان بهار نجات زبان مادری ما گشت و دوباره آن را به سرسبزی رساند. جایی ذکر است که صفاریان از دیاری بودند که به اصطلاح نه قلمرو امروزی فارسیان، بلکه از وادیهای تاجیک‌نشین، یعنی سیستان و هرات و بلخ و تخار است.

با آمدن سامانیان به میدان سیاست بخارا، مرکز این حکومت، کانون علم و عرفان شد. شهریاران سامانی به گونه بی‌سابقه‌ای برای پیشرفت دانش و فرهنگ میدان باز کردند.

بزرگ ترین آثار ادبی و تاریخی و علمی از عربی و یونانی به فارسی برگردان شد، جهان از نبوغ فرزانگان دوره آل سامان، به مثل سینا و بیرونی و خوارزمی به خروش آمد و محض از همین دوران زبان فارسی همچون دومین زبان رسمی دنیای اسلام مقام پیدا کرد، هزاران کتاب گوناگون علمی و تاریخی و فقهی و ادبی به این زبان نوشته شد.

سامانیان از جمله ناجیان (نجات‌دهندگان) سراسر ایران از خطر محو فرهنگ بومی می‌باشند و آنها نیز در جایی "زبان تاجیکی" نگفته‌اند، بلکه گفته‌اند "فارسی".

و این فارسی که امروز در ماوراءالنهر، در ایران و افغانستان و پاکستان رایج است، به تأیید دانشمندان عالم ایران‌شناسی محض در بخارا و بلخ رو به رشد نهاد و بعداً توسعه یافت.

 

"ملیت تاجیک، اما زبان فارسی"

بزرگ ترین آثار فارسی را بخاریان و بلخیان مثل ابو عبدالله رودکی سمرقندی، دقیقی، کسایی مروزی، عنصری، فرخی، رابعه و شهید بلخی، شوکت و شاکر بخارایی و ده های دیگر که در عهد سامانیان به وایه رسیده بودند (بالیده بودند)، نوشته‌اند.

هیچ کدام از اینها نگفته‌اند که "ما تاجیکی نوشتیم"، بلکه فرموده‌اند "ما فارسی یا دری گفته‌ایم." حکیم فردوسی بزرگ که "شاهنامه"-اش را آرزو داشت هدیه سامانیان کند، این گونه افتخار می‌کند:

بسی رنج بردم در این سال سی،

عجم زنده کردم بدین پارسی!

نظامی یا به گفته هاتفی آن "گنج‌فشان ملک معنی" که از بزرگان ادب جهان خوانده شده است و محققان گذشتگان وی را از ورارود می‌دانند، می‌گوید:

نظامی که نظم دری کار اوست،

دری نظم کردن سزاوار اوست!

مولانا جلال‌الدین بلخی-آن شمس آسمان حکمت و عرفان، پرورده معرفت بخارا بود و اگر چه از سن چهارسالگی از وطن خویش (بلخ، دهستان های وخش) به ترکیه امروز هجرت کرد، اما زبان مادری به جانش پیوند ماند و آثار بی‌نظیر عالم شمولی با زبان مادری، یعنی فارسی نوشت که امروز "مثنوی" او در آمریکا و اروپا از محبوب ترین و پرخواننده ترین کتاب ها است و "دیوان شمس" و "مثنوی" همه فارسی خوانده شده‌اند.

استادان مولانا فرید‌الدین عطار و حکیم سنایی غزنوی و شمس‌الدین تبریزی که از شیخ های صاحب نام عالم عرفان هستند، یکسره آثار خویش را به فارسی سروده و نوشته‌اند.

از بزرگان دیگر تاریخ ما سعدی شیرازی است که زیبایی در سخن فارسی او زیباتر و شیواتر گشته است و سعدی با افتخار خود را تاجیک می‌شمارد:

شاید که به پادشه بگویند،

ترک تو بریخت خون تاجیک!

این نیز از افتخارات نادر است که سعدی سخنور با حسن کلام و حکمت تمام اشعار در ایام زندگیش شهره سرزمین های عرب و هند و چین گشته بود. او در "گلستان" فرموده است که هنگام سفر به کاشغر چین پسری از او زادگاهش را پرسیده است.

از بزرگان دیگر تاریخ ما سعدی شیرازیست که زیبایی در سخن فارسی او زیباتر و شیواتر گشته است و سعدی با افتخار خود را تاجیک می‌شمارد

عابد شکورزاده، روزنامه‌نگار

چون فهمیده که از خاک شیراز است، با اخلاص از او خواهش می‌کند که از سخنان سعدی گوید. شیخ سعدی به بداهه دو بیت عربی به زبان می‌آرد. جوان پس از شنیدن می‌گوید: "غالب اشعار او در این زمین به زبان پارسی است، اگر بگویی، به فهم نزدیک تر باشد."

این حکایت حاوی آن است که شیخ شیراز از کران تا کرانه‌ها محبوب دل ها بوده و میوه این محبت را نهال شکربار فارسی به او رسانده است. از اینجا چنین برمی‌آید که سعدی هرچند به ملیت یا قومیت

تاجیکی‌اش اشاره‌می‌کند، ولی نام زبان را "فارسی" خوانده است.

ما به دیگر بزرگوار شیراز ،شمس‌الدین محمد حافظ، نیز اخلاص و ارادت داریم، به حدی که از گهواره با دیوان او بزرگ می‌شویم. شعر حافظ از عمق دل ها چون نهایت آرزو و آرمان انسانی صدا داده و حافظ لسان‌الغیب نیز تاجیکی نه، بلکه فارسی سروده است:

شکرشکن شوند همه طوطیان هند

زین قند پارسی که به بنگاله می‌رود!

عبدالرحمان جامی، بزرگواری که او را از هفت اختران ادب و حکمت فارسی می‌شمارند و شمار آثار گرانمایه اش را تا 420 نامگوی(عنوان) برشمرده‌اند، از سوی جام (محلی در حاشیه‌هرات امروز افغانستان) راهی سمرقند و بخارا شد، تا در این دو آستان بزرگ علم و ادب فارسی حاصلی از دانش بردارد.

جامی را در مدارس سمرقند با نبوغ استعداد و دانشش در شمار "خمسه متحیر" نام برده‌اند که بعداً شیخ‌الاسلام خراسان گردید. جامی نیز تاجیک است، اما آثار بی‌نظیرش فارسی.

 

"سرود اهل بخارا"

پس از ظهور غزنویان آفتاب پارسی تقریباً یک هزار و صد سال در سماع معرفت هند پرتو فشاند و از نور فایض آن نکته‌پردازان فرزانه‌ای به مثل امیر خسرو و امیر حسن دهلوی، مسعود سعد سلمان، فانی کشمیری و صائب تبریزی و بیدل دهلوی و زیب‌النسا به کمال رسیده، مشهور عالم گشتند.

اقبال خود زاده قلمرو هند (پاکستان امروزی) و اردوزبان است، اما از سه دو بخش آثارش را به فارسی نوشته است

عابد شکورزاده، روزنامه‌نگار

عجیب اینکه پژوهشگران با اتفاق نظر گذشتگان اکثر این بزرگان را نه از قلمرو امروز ایران، بلکه از ماوراءالنهر، همان سرزمین اجدادان ما، تاجیکان، می‌دانند و سخنانشان را نزدیک و هم‌صدا به گویش ورارودیان می‌شمارند و آنان را نیز در همه جا از بزرگان ادب فارسی نام می‌برند.

پژوهشگران بر آنند که ادبیات کلاسیک فارسی به اسم محمد اقبال لاهوری به پایان رسیده است. واقعاً، اقبال از متفکّران بزرگی در جهان است که نظم را با حکمت و سیاست پیرایه زد و طرزی سخن سرایی کرد که برای ادبیات بیش از هزارساله فارسی نو و تازه بود.

اقبال خود زاده قلمرو هند (پاکستان امروزی) و اردوزبان است، اما از سه دو بخش آثارش را به فارسی نوشته است و اعتراف می‌کند که

گرچه هندی در عذوبت شکر است،

طرز گفتار دری شیرین تر است!

اما باز یک مسئله اصولی و این هم آنکه این پارسی شیرین تر از قند و لبریز از پند از کجا بر روی کتاب آمد و نخستین گفته‌های هنری و نوشته‌های کتبی به پارسی از کجا منتشر و یا در کجا پیدا شده‌اند؟

طبق سرچشمه‌های ادبی و تاریخی حدود یک هزار و دوصد سال پیش، پس از تشکیل دربارهای ملی اسلامی در شرق ایران این زبان به صورت رسمی درآمد و آن را با نام های دری، پارسی دری و فارسی یاد کرده‌اند. و سرزمین هایی در دو کرانه آمو-بلخ و بخارا از اماکن اصلی پرورش و گسترش زبان فارسی بوده است.

ایران امروز در آن روزگار از سمت مغرب در قبضه استیلای شدید و تحت نفوذ سیاسی و اجتماعی عمیق عرب بود. این از یک سوی و از سویی دیگر، دانشمندان پیدایش نخستین نمونه‌های کتبی فارسی نو را نیز در خطّه بلخ و بخارا شمرده‌اند.

از جمله، این دو نمونه دوبیتی که هر یکی از جهت ساخت و محتوا عجیبند، مثالبندی شده است. یکی نوشته ابولینبغی، شاعر قرن 8 میلادی است و تا حدی سوگنامه برای سمرقند است که از دست تازیان تاراج و ویران گشته بود، بدین گونه:

سمرقند قندمند،

بزینت که افگند؟

از چاچ ته بهی،

همیشه ته خیهی!

و دیگری هجونامه است که پس از ناکامی شرمنده‌وار سرلشکر تازی اسد ابن عبدالله، آن را در ختلان یا خُتَلان سروده‌اند:

از ختلان آمذیه،

به رو تباه آمذیه.

آوار باز آمذیه

خشک و نزار آمذیه.

اما اخیرا بازیافت نمونه دیگری پژوهشگران را واداشته است که به این خلاصه آیند که نخستین پدیده متن فارسی این حکایت "سرود اهل بخارا" بوده است. این حکایت در "تاریخ بخارا" با آب و تاب تمام یادآوری می‌شود که حاکم بخارا خاتون بود و خاتون به شیرینی و نکویی بسیار یاد می‌شود.

سرکرده عرب سید ابن عثمان شیدای خاتون می‌شود، اما ناکامانه. و از این لحاظ بخاریان برای وی سرود خوانده‌اند. اما در "تاریخ بخارا" از سرود نشانی نیست.

خوشبختانه، با کوشش دانشمندان عرب چندی پیش نمونه‌ای از "سرود اهل بخارا" پیدا شده است. در کتابی با نام "سماع و المختالین مین الاشراف"، تألیف ابو جعفر محمد ابن حبیب بغدادی (سده 8 میلادی) که با تحقیق دانشمندان مصری در قاهره به طبع رسیده است، از جمله به فرجام کار سرکرده عرب با قصه خاتون بخارا نیز اشاره‌شده است.

در این کتاب آمده است که او را با خاتون دیدار افتاد و اهل بخارا هر دو را تهمت نهادند و بر وی سرود خواندند به زبان خراسانی، یا خود فارسی بدین گونه:

کور خمیر آمد؛

خاتون دروغ کنده... (یا در وغ کنده)

و جز همین دو پارچه چیزی از آن بازنمانده است.

چنین نمونه‌هایی ناب را می‌توان بیشتر از این سلسله کرد که گواه از طلوع خورشید‌صفت فارسی نو از سرزمین های ورارود هستند.

 

مخالفت با نام "فارسی"

وقتی در پایان کار شوروی نهضت ملی ما، تاجیکان، به طور شگفت انگیز خروشید، محض مسئله ارج گذاشتن و دوباره منبر دادن به زبان ما محرک اصلی این نهضت بود. آن زمان مخالف سرسخت سربداران زبان مادریمان نه کرملین، بلکه اصلاً افرادی از داخل کشور و شریکان تاجیک آنها بودند که اکنون هویت ملی خویش را از دست داده بودند.

و آن زمان نیز بحث "فارسی" یا "تاجیکی" از مسائل داغ این اختلاف بود. اندر زیر پرده این مبارزه سیاسی شدید دام مهلکی را برای ما گذاشته بودند، یعنی مخالفت با زبان ما برای آن بود که با "فارسی" خواندن زبان رسمی تاجیکستان ملت تاجیک مالک ثروت و سرمایه بزرگ و بی‌نظیری به مثل میراث عالم‌شمول دانش و فرهنگ فارسی خواهد شد (که حق حلال و مسلم او هم هست).

پارلمان با این نشست نشان داد که هنوز به بررسی کامل قانون زبان دولتی آماده نیست و این قانون مهم نامکمل باقی ماند

عابد شکورزاده، روزنامه‌نگار

و برعکس، با "تاجیکی" خواندن زبان دولتی، تاجیک باز همان "هیچ بودگان" خواهد ماند که به این وسیله دشمنان گفته‌های خصمانه و تحقیرآمیز خویش را که "تاجیکان تا انقلاب اکتبر هیچ(؟!) بودند، نه خطی داشتند و نه الفبایی و سراسر بی‌سواد و بی مکتب و بی‌فرهنگ بودند و تنها با آمدن بلشویک ها این "هیچ"-ها "همه چیز" شدند"-را تحقق می‌بخشیدند.

آن زمان نهضت ملی ما متفقانه تا جایی پیروز‌آمد، یعنی در قانون زبان کشور واژه "فارسی" در قوسین باشد هم، وارد شد، اما این کبک قفس دیر نپایید، فرصت‌طلبان در سال 1994 پیتی(امکان) یافتند و با حرص و حسادت و نفرت تمام "فارسی" را حتی در قوسین هم نگذاشتند.

این توطئه و سوء قصد به یکی از مقدسات ما، یعنی به زبان مادریمان در پارلمان تاجیکستان طرح ریزی و عملی شد که فراموش نشده است. با تأسف عمیق، پارلمان کشور فرصتی را برای جبران این اشتباه فاحش سال 1994 در نشست 1 اکتبر سال 2009 از دست داد و اصلاً این بحث مهم را نادیده گرفت.

پارلمان با این نشست نشان داد که هنوز به بررسی کامل قانون زبان دولتی آماده نیست و این قانون مهم نامکمل باقی ماند.

حال آنکه نخست با "فارسی" خواندن زبان رسمی خویش ما حقیقت و عدالت علمی و تاریخی را برقرار و قرض فرزندی خویش را در برابر روح گذشتگانمان ادا خواهیم کرد، زیرا طی هزاران سال زبان رسمی ما «فارسی» بود و خاورشناسی عالم نیز امروز تأیید دارد که در ایران و افغانستان و ورارود بیش از صد و پنجاه ميلیون نفر فارسی گو زندگی دارند.

این سیاست پیش‌بینی‌شده و تدبیر از قبل ‌اندیشیدشده استعمارگران است که به سرزمین ما از در تفرقه و نفاق وارد شده‌اند و با تفرقه‌اندازیها می‌خواهند وحدت زبانی و روانی و فرهنگی یک ملّت آریایی و ایرانی‌نژاد را در ایران و افغانستان و تاجیکستان از هم بگسلند و به گذشته درخشان ملی تاجیکان خط بطلان کشند.

اما پارلمان تاجیکستان این نازکی مسئله را درک نکرد و نتوانست که در پرتو یک سیاست و دانش جامع به موضوع حسن انجام عاقلانه و عادلانه بخشد. اگر مراد از "قانون" ارج گذاشتن به ارادت و مرام مردم باشد، قانون زبان ما هنوز چنین بار شریف و شرافتمندانه را در برابر مردم خویش نتوانسته است کشد.

 

میراث مشترَک

اینکه حقیقت، قربان خصومت و نفرت شخصی شده، از ناآگاهی نسبت به زبان و گذشته خود، خویشتن را مصنوعی "تاجیکی زبان" (؟؟) می‌شمارند و بدون اراده عموم قانون را تغییر می‌دهند، جز مأیوسی و نارضایتی مردم بافهم و فضل حاصلی به بار نمی‌آرد.

پس چه جای ترس است و تعصب که اگر به اصالت خویش برگردیم و "فارسی"،را به معنی حقیقت، نه مجاز، به مسند فاخره خودش بنشانیم و آن همه امکانات و توانایی و جذابیت سحرانگیزش را، چنان که امروز در ایران و افغانستان هست، پایدار و استوار سازیم؟

عابد شکورزاده، روزنامه‌نگار

آخر، چرا دولت هایی در جهان، به مثل بریتانیا، ایالات متحده، کانادا، استرالیا و زلاند نو بدون تعصوب و ترس و پرهیز زبان رسمی خویش را به طور واحد انگلیسی می‌خوانند؟ یا که بیست و یک دولت عرب که نه از یک قوم و از یک نژادند (نیمی سامی و نیمی مصری و نیمی سوریانی و نیمی آفریقایی)، قرن ها است که با یک زبان واحد عربی گفتگو و کارگزاری کنند و ما فارسی گویان در برابر آنکه آزادانه بین هم تکلّم می‌کنیم و تاریخ و ادبیات و فرهنگ و سنت های مشترَک داریم، اما اکنون خود را از همدیگر جدا سازیم؟

مگر زمانی نرسیده است که به خود آیم و این قمار خطرناک را از صحنه بحث خویش دور ‌اندازیم؟

همچنین با "تاجیکی" خواندن زبان رسمی خویش ما ناچاریم که مدام از این سؤال بسا حساس در عذاب روحی باشیم. سؤال این است که اگر زبان گفتار ما "تاجیکی" باشد، پس به میراث عالم‌شمول فارسی آیا حق وارثی داریم؟

آیا رودکی و سینا و نرشخی و بلعمی و خوارزمی و بیرونی و رازی و فارابی و غزّالی و مولوی و سهروردی و هزاران و هزاران دیگر به زبان نیست اندر جهان "تاجیکی" نوشته‌اند یا به گفتار آسمانی "فارسی"؟ این نکته بیشتر به پارلمان دخل دارد که به نمایندگی از مردم کشور باید برای وصل کردن آمده باشند، نه برای فصل کردن!

اگر به درستی و حقیقت با گذشته غنی فرهنگی خویش نازیم، اگر برحق این بزرگان علم و ادب و فرهنگ را که نامشان در صفحه تاریخ با آب زر ثبت شده است، از افتخارات تاریخ خویش شماریم، باید نام "فارسی"را نیز که آنان با این زبان به اهل جهان درس ادب و معرفت داده‌اند و شاهکارهای علمی و ادبی به یادگار گذاشته‌اند، از افتخارات تاریخی خویش بشماریم.

مگر نمی‌دانیم که از ورارود تا افغانستان و ایران و هند و عرب و قفقاز و ترکیه و بالکن ما بیش از 15 هزار (!) شاعر داریم صاحب دیوان که به فارسی نوشته‌اند؟

مگر نمی‌دانیم که آثار دانشمندان ما (به مثل ابن سینا) تا هفت صد سال در دانشگاه های اروپا سرمشق کار دانشجویان و پژوهندگان بود؟ و این مسلّماً به آن معناست که زبان فارسی ما با غنای بی‌مثل، با امکانات بی‌نظیر هنری، با تابش های جذاب معنایی و معنوی، با فروغ جاویدانه خرد و حکمت خویش مثل آب روان جانبخش و روحبخش است.

پس چه جای ترس است و تعصب که اگر به اصالت خویش برگردیم و "فارسی"،را به معنی حقیقت، نه مجاز، به مسند فاخره خودش بنشانیم و آن همه امکانات و توانایی و جذابیت سحرانگیزش را، چنان که امروز در ایران و افغانستان هست، پایدار و استوار سازیم؟

دکتر ایرژی بیچکا، خاورشناس نامدار چک، می گوید: "تاریخ ادبیات فارسی مستقیماً به میراث فرهنگی مشترَک ایران، افغانستان، تاجیکستان و همچنین به مناطق فرهنگی دورتری، ازجمله فرهنگ ترکان عثمانی، پاکستان و هندوستان، ادبیات ملل ترک زبان آسیای میانه‌و حتی مالاوی در شرق و یوگسلاوی در غرب تعلق دارد."

 

 بی بی سی فارسی
فرستنده: بهار چوپان

 

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • دوکتور وفأمعصومی


    همتبار عزیزم آقای شکورزاده موضوع خوبی را متوجه شده اند وخواسته اند که از تشویش سوال انتخاب چه ؟ کدام یک؟ فارسی یا تاجیکی؟ بدرآیند که خوشا به حال شان در طرح این موضوع ونوشته زیبائیکه نموده اند.
    همتبار عزیز!به نظر من اگرکسی زبان فارسی را تاجیکی بگوید که حق هم دارد ولی باید متوجه باشند که نباید زبان ر ا از جایگاه کهنترین مقام تاریخی آن در طول سده ها یعنی همان نام «زبان فارسی» بیجا نمائیم واز سوئی چون این زبان بدون تعلق قومی همچنان به فارسیان در سراسر جهان ازجمله ایران تعلق دارد وهمه با آن به شکلی ع شق می ورزند
    اگر تنها « تاجیکی »گفته شود زبان ما خدا نخواسته در مرور ایام منشأ اختلاف ما برادران یک از طرف دشمنان اقوام قرار خواهد گرفت چنانچه همین حالا دشمنان زیادی دارد تنها بی بی سی کافیست که به طب ل دشمنی زبان ما وایجاد اختلاف بنام « تاجیکی » و« فارسی» ما ملتهای هم نژاد را ازهم بیگانه کنند ودیوار های اختلاف ناحق ایجاد کنند.به نظر نگارنده برای اتحاد صمیمانه ونگسستن رشته ارتباط دوستی میان اقوام فا رسی زبان بهتر است بنام «فارسی» نامیده شود .همین حالا دشمنان زبان ما در افغانستان میخواهندنام« فارسی » را به دری تبدیل کنند تا میان ما وهمتباران ما در دیگر ممالک تاتشویق احساسات میهنی هرکدام دیوارهای م خالفت ایجاد کنند. این زبان به همین نام یعنی فارسی درجهان مشهور است که اگر اندکی ازهمین مسیر تاریخی ت جاوز کند ویا تجاوز داده شود نابود وبی شأن وشوکت واعتبار تاریخی میشود که یک سر درگمی جهانی ایجاد خواه دکردکه سراسر از قیمت وقدامت زبان ما تحت نام « فارسی » کاسته میشود.برای جلوگیری از ایجاد بیگانگی میان اقوام برادرازیک سو برای تأئید همیشگی این پل محبت میان کشورهای فارسی زبان ف برای تقویت ودفاع از ازرش های مشترک نباید زبان ما که از سالها « فارسی منامیده شده وچون درخت تنومندی بالیده است صدمه زده شود. ا حتیاط کنید که اگر این پیوند مشترک صدمه ببیند در ادامه به بیگانگی اقوام مشترک وملتهای برادر درممالک ف ارسی زبان خاتمه خواهد یافت که شدت وصدمه آن جبران ناپذیر خواهد بود. لذا زبان مشترک تاجیکستانیهای براد ر ما وایرانیهای برادر وتاجیکان افغانستان زبانیست که «فارسی» نامیده میشود.ما تاجیکان نباید به یک نهال ضعیفی که همان دادن نامهای مختلف به یک زبان به سود دشمنان اقوام وزبان ما میباشد درخت تنومند پیوندهای همه جانبه مانرا قلع وقطع نمائیم.یقین داشته باشید که ممالک
    فارسی زبان وتمام اقوام در نداشتن بینش م شترک نام زبان ما یعنی «فارسی» روزی باهم برادر نخواهند ماند که مباد. لذا هر تلاش در تاجیکستان درتغیر زبان از فارسی به تاجیکی دسیسه استعماری ودشمنان زبان مشترک ما خواهد بود که باید اجازه داده نشود. زنده باد نام تاریخی وجهان شمول «فارسی» برای برادران ما در هر کشوریکه هستند.
  • ناشناس
    بادرودهای بی پایان به یار وهمتبارگرامی کدبان عابده شکور زاده و بهار گرامی از مطلب بیار هم زیباو خواد نی.بلی یاران از زمان یروش تازیان بیابان گردو دیگر استعمارگران جهان این زبان شیوا و شرین مورد تاخت و تاز قرار گرفته هنوز که که هنوز است مورد تاخت وتاز قرار دارد.شور بختانه در اوغان ستان همین حالااین ز بان از جانب فاشیستان قبیله گرا مورد تاخت و تاز است.این فاشیستان بی فرهنگ باشرمی هر روز در ویران کرد ن واژه های ناب پارسی دری از هیچ نوع دسیسه دست بردار نیستن اما این کوران بی فرهنگ بدانند که این زبان جایگاه خود را در سطح ملی و جهانی دارد و هیچ گونه دسیسه شوم نمی تواند پیوند این سه ملت با فرهنگ و با تاریخ را خدشه دار بسازد و این سه ملت که در اصل از یک تبار و یک ریشه تاریخی دارند از هم جدا کنند.بناب رین وظیفه هر چیز فهم وهر قلم بدست و هر فرهنگی و هر تاریخ نگار این ملت های هم خون و هم تبار است تا د ر نگهداری پیوند های زبانی فرهنگی و تاریخی مان بسار کوشا باشیم.
  • دکترصاحبنظرمرادی  - نظر

    دوست عزیزآقای شکورزاده،سلام واحترام!
    فارسییوان عمدتاً نام ساکنان بخش غربی فلات ایران وتاجیک نام باش نده گان بخش شرقی این فلات بوده است. حالا "فارسیوان" و"تاجیک" صرف همین دونام وهویت ای ن قوم بزرگ وتاریخی نبوده، بلکه هرکدام درخراسان بزرگ وایران دارای زیرعنوانهای هویتی فراوانی میباشند. مثلاً درافغانستان نامهای چون(ایماق، جمشیدی، فیروزکوهی،اورمری،فرمولی، تیموری،شاخه های قوم پامیری)شاخه های قومی تاجیک هستند. درین حال نمیشود زبان خودراایماقی، جمشیدی،تیمنی و...نامگذاری کنند. زبان مادرکل یت جغرافیای منطقه ایران، خراسان وماوراالنهرهمان "فارسی دری" است. مافعلاً به منشای ظهوروعروج این زبان نمی پردازیم، اما جهان فرهنگی پس ازانتشاردین اسلام نام این زبان رافارسی وبعدهاباتوجه به اینک ه گوینده گان دربارها واشراف زاده گان آریایی زبان خودرا "دری" گفته اند، این کلمه بحیث صفت آن درکنار فارسی افزود شده است.
    حال که بخش بزرگی ازگوینده گان این زبان نام تاجیک راحمل میکنند، اما منسو ب نمودن نام زبان تاجیکی تاپیش ازساختار دولت متحده تاجیکستان درمتن اتحادشوروی، سابقه ندارد وخودقوم تا جیک رادرجغرافیای صرفاً تاجیکستان محدود میسازد.حتی باتوجه به نوشته خودشما، نام زبان تاجیکی باپیشنینه هویت ودولتداری تاجیکان درهیئت دولت سامانیان که نام زبان شان رافارسی میگفتند، پیوندهای هویتی خودراباه زارسال تاریخ زبان فارسی ودولت سامانیان منقطع میسازد. بهرترتیب بانوشتن یک وچند مقاله نمیشود درین خصوص تفاهم رابوجود آورد، اما میتوان انگیزه های برای بیشتر وعمیق تراندیشیدن راشکل داد. برای دستیابی به یک تفاهم هویتی بایست درسطح کشورهای همزبان، منطقه وتحت اشراق یونسکو دست به تدویر همایش بین المللی زبان فارسی زد، تا به نتیجه مطلوب رسید. زنده باشید.
  • ناشناس

    سلام ب تمام شما عزیزان که از این سایت خوب ونازنین دیدن می کنید عالی جنابان من مدت 3 سال به تاجیکستان بودم و اهل افغانستان امروزیم و 10 سال تمام فقط تلویزیون ها ایرانی را می بینم برای من جالب است که ا ین سه کشور بایک زبان صحبت می کنند و راضی هم هستند که این سه را یکی بخوانند تعجب است که در هر سه کشور اهل دانش وسواد و بینش بخوبی میدانند که در هر سه کشور زبان فارسی حاکم است و این نام گذاری های دری وت اجیکی از طرف دشمنان و مخالفین زبان کهن و پر بار فارسی تحمیل تلقین و تبلیغ شده است ولی طور شاید وباید از طرف فارسی زبانان در مورد کاری جدی صورت نمی گیرد نمی شود فقط با همین چند نظر و چند مقاله و چند شع ر اکتفا کرد در خارج و داخل کشور باید به بیگانه فهماند که زبان ما فارسی است ما همه فارسی زبان هستیم باید در برابری مردم که برای فریب دادن ما به نیرنگ های از قبیل اتحاد ملت و امنیت و غیره نیرنگ بازی م ی کنند.استاد من نترسیدن را برای همه سفارش می کنم( زم زم&غم غم و نرمک نرمک) در گوشه گوشه فارسی فارسی گفتن را بگذارید کنار با قامت بلند صدای رسا و شهامت خود را فارسی وان بخوانید و هر فارسی زبان که مخالف ت می کند می ترسد و بهانه می آورد باش جدی برخورد کنید دیگر زمان زمان عمل است
    با حترام ولی
  • حاجی اخگر-تورنتو-کانادا
    اميدوارم مردم نجيب ودولت تاجکستان نام زبان خودرافارسی بگذارندتادرحوزه فرهنگی تاجکان ازايران تا افغان ستان وتاجکستان زبان مابنام خودش يادشودامروزفاشيست های افغانی که عليه زبان فارسی مبارزه ميکنندتلاش دا رندتازبان قبيله راعوض فارسی ترويج دهندتلاش ميکنندنام زبان مارانيزتغيرداده وادعاکنندکه دری وتاجکی غير ازفارسی است توجه دولت مردمی تاجکستان راميخواهيماين امرخيلی مهم است
  • انوش پساکوهی

    برادروهمتبارعزیزیآقای شکورزاده!
    بامطرح کردن صحبت وسخن جالب زنده باشید. نمیدانم چراباینکه اهل وتبارم ا درطول تاریخ نسبت به هیچ قوم وقبیله ای نیت بدونهاد دشمن پسند نداشته اند، چرااینهمه زیردشنام وکینه و بداندیشی کسانی قرار میگیریم که به گفته استاد واصف باختری "هم درآوان عسرت گدایی ازآن نان آگاهی به قرض گرفتند وهو دشنامش دادند. کسانیکه باما بداندیشی ومخاصمت میکنند، حرمت نمک فرهنگی ماروزی چشمهای شا ن راکورخواهد ساخت. تنها این فارسی ستیزان نیستند که مارابه جرم فرهنگدوستی ونوعگرایی، ومولد بودن مان د ر حریمدشنام میدهند، بلکه درهرسه کشورگماشته گانی وجوددارند که زبان وسخنگوی بیگانگان ویا خود بیگانه هس تند. من تا جائیکه نیات رئیس جمهور وپالیسی سازان زبان وفرهنگ تاجیکستان رادرک میکنم، آنها برای یکدلی و همسان سازی نام زبان وتوحید هویت آریایی تلاش میکنند، اماکسانی هم هستند که درتاجیکستان، نام زبان تاجیک ی راعنصراصلی ملت تاجیک میدانند. درینحال اگردرنزد دارنده گان این اندیشه برای تاجیکستان داعیه هویت تار یخی وفرهنگی مطرح نباشد، درگفتن این فکرحق به جانب هستند، واگرهویت تاریخی خودرادربرون ازمرزهای تاجیکست ان کنونی سراغ میکنند، نباید برای حافظ جامه فارسی ایرانی، برای جامی لباس دری افغانی وبرای رودکی جامه تاجیکی بپوشانند وشناخت آنها راباین لباسهای جداگانه به روح آنها ونسلهای بعدی شان تحمیل نمایند. میگوین د: عنان مملکت خویش خسروان دانند. هم پیوند هویتی وتاریخی واشتراکات فرهنگی رانمیتوان برای ملتی تحمیل ن مود، هرکس بایست ازروی آگاهیی وداوطلبانه خودرابه حلقه فرهنگ وهویتی مشخصی مربوط بداند وبرای وصل وپاسدا ری ازیگانگی زبان وهویت کاروتلاش نماید.
    هرکی ناموخت ازگذشت روزگار
    هیچ ناموزد زهیچ آموزگار "رودک ی(رح)"
  • قهرمان
    جای افسوس این است که یک تعداد مردم دری زبان افغانستان نهایت کوشش را بخرج میدهد که وانمودکنند در زبان و تاریخ با تاجیکستان شریک و یک مردم هستند ولی بدبختانه تاجیکستان در این موضوع بی تفاوت و خیلی سرد عمل میکند تنها و تنها ایران برای اهداف سیاسی خویش گاهگاهی صدا خود را بلند میکند. حقیفت اینست که بعضی ها نااگاهانه و بعضی ها اگاهانه و بدون سنجش بنام مقاله چیزها مینوسید که توهین ، تعصب و کوتاه فکری شا ن را به خوبی نمایان میکند و سلام
  • ناشناس

    بادرود بر برادران تاجیک وافغان خود
    من یک ایرانی میهن پرستم
    میهن من هم اصفهان وشیراز هست هم دوشنبه  وکابل در رگ های ما یک خون جاریست و امیدوارم همچنان زبانی هم که بر زبان ما جاریست یکی بماند وعده ای ک وردل ونادان که سنگ دشمنان نژاد ما را به سینه میزنند نتوانند اختلافات ما را بزرگ واشتراکات ما را کوچک  جلوه دهند به امید انکه ما سه ملت در کنار هم همانند عصر شاهان سامانی در راه اعتلای زبان خود بکوشیم و  دشمنان زبان وخون یگانه ی خود را نا امید سازیم به یزدان می سپارمتان
  • ناشناس
    متاسفانه حكومت تاجكستان همانند اسلاف روس و كمونيست خود به خاطر ترس از ايجاد حس همبستگي بين مسلمين به ويژه تاجيك هاي افغان و جلوگيري از امكان مطالعه مطالب كتب به زبان فارسي براي اهالي كشور خود ، دست ب ه چنين اقدامي زده است.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در جمعه ، 30 مهر 1389 ، 08:41
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 166 مهمان آنلاین


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.