Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
مبـــارزه قبیـــله گـــرایان علیـــه زبـــان فـــارســی (1) در افغــانســـتان PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - زبــــان
نوشته شده توسط دکترنت بصیر کامجو   
سه شنبه ، 8 آذر 1390 ، 17:10

مبـــارزه قبیـــله گـــرایان علیـــه زبـــان فـــارســی (1) در افغــانســـتاندولت واراکین دولتی افغانستان براصل رعایت واقعی آزادی های جامعه مدنی نه باید به عنوان متولیدکترنت بصیر کامجو فرهنگ عمل کنند. زیرا فرهنگ یک سیر جاری مستدام به هم آمیخته تکامل فکری، معرفت وآگاهی تاریخی ست که بوسیله گروه های مختلفه اجتماعی مردم یک سرزمین به وجود می آید وشایستگی وبالندگی وجایگاه معرفت آن ملت را در عرصه ملی و بین المللی معرفی می کند.

 ازدهه اول سدۀ هژدهم میلادی عشایر افغان درایالت قندهار خراسان به قدرت رسیدند و درآغاز زبان فارسی را که زبان بومی وملی این سرزمین بود با دل وجان به عــنوان زبان ملی، رسمی لشکــــری وکشوری خــــود پذیرفتند. این امـــر تا دوران دودمــــان محمد نادرشاه (1929 م.) پیوسته برهمین روال باقی ماند. که درزیر به چند نمونه اشاره می کنیم:
"... به گفتۀ عبدالحی حبیبی، تاریخ نگار پشتون تبار افغانستان، وقتی که اقوام قندهار می خواستند میرویس خان هوتک (اولین کلان دولتی ازعشیرۀ غلجایی پشتون ها) را در«جرگه» به شاهی خویش برگزینند او شعر بلندی را با مطلع زیر خواند:

نه خدمت نمـــــودم کــــه شـــــاهی کنم
به تخت شهی کـــــــج کـــــلاهی کنم (2)

برسکۀ میرویس خان هوتک این بیت حک شده است:

سکـــه زد بر درهم دارالقــــرار قندهـــار
خان عادل شاه عالم میرویس نامدار(3)

بر نشان رسمی دولت احمد شاه درانی ملتانی شعر زیرین آذین بسته است:

حکـــم شد از قـــادر بیچـــون به احمد پادشاه
سکه زن برسیم و زر ازپشت ماهی تا به ماه

 

همچنان برسکۀ روبه نقرۀ امیر دوست محمد خان وپسرش شیرعلی خان ( مربوط عشیرۀ محمد زایی افغان ) ابیات زیرین فارسی نقش بسته بود:

سیم وطلا به شمس و قمر می دهد نوید
وقت رواج سکــــۀ پایند خــــــان رسید

جمــــــال دولت پاینده قسمت ازلی ست
وصی دوست محمد امیر شیرعلی ست (4)

 

بگواهی اوراق تاریخی ازحاکمیت امیرشیرعلی (1863 ــ 1879 م. ) تا دورۀ حامــــد کرزی ( 2001 م. ) رهبران قبیله در افغانستان به نقش واهمیت وتاثیر بزرگ سیاسی واقتصادی وفرهنگی زبان فارسی در ساختار نظام و حاکمیت پی بردند. ومنافع قبیلوی خویش را در حفظ ورشد این زبان در تضاد یافتند. وبه این اندیشه شدند که از تجارب تاریخی راهبرد مبارزه علیه محو زبان فارسی ــ تازی های دوره اموی( 662 ــ 750 میلادی) و انگلیس ها (1832 ــ 1947 میلادی ) درهند برتانوی، استفاده عملی کرده ومبتنی براین تجارب، راهبرد سیاسی نوین مبارزه علیه زبان فارسی را به منصه اجراء قرار دادند.

بی تردید، یکی از بُرُوز مشکلات عمده سیاسی ـ اجتماعی وایجاد نفاق ملی، میان پشتونها و فارسی زبانان کشورما در یک صد وپنجاه سال اخیر و بویژه ازدهه دوم قرن بیستم میلادی تا امروز، مسئلۀ چگونگی برخورد با هستی وگویش زبان ملی ورسمی فارسی، از سوی حاکمان تک تبار قدرت گرا پشتون وگروه های سیاسی وابسته به حاکمیت و روشنفکران دنباله رو بی هویت فارسی زبان بوده است.

بواقعیت، تا پیش ازحکومت امیرحبیب الله خان، چه درسطح حکومت و چه در بین مردم و اندیشمندان میهن ما، انتخاب و استفاده بری از زبان ملی فارسی درسطح کشور، وهمزمان، چند گویش در مناطق مختلف، به عنوان کدام مشکل اجتماعی گویشی مطرح نبوده است، چرا که در بین همۀ مردمی که درکشورما زندگی مینمایند، به شکل کاملاً طبیعی جا افتاده بود که دربرقراری ارتباط وتفاهم مشترک عمومی میان ملیت ها و قبایل باید از زبان ملی ومشترک فارسی استفاده کنند. ودربین اقوام خود اختیاری، ازگویشی که به عنوان لهجه یا گویش محلی از آن بهره گیرند. از قرن ها بدینسو هیچگونه تعصبی در زمینه وجود نداشت.

مردم و حکومت، زبان فارسی را، به عنوان زبان مادر یا پایه، زبان ملی ورسمی، زبان علم ومعرفت وزبان حوزۀ تمدنی فرهنگ شرق پذیرفته بودند، به این دلیل که قدرت وعظمت زبان شیرین فارسی بر بنیاد ادبیات وفرهنگ نوشتاریی کهنسال و قدرتمند و تکامل یافته ای را، خود در حیات اقتصادی و اجتماعی مشاهده میکردند.

انتخاب زبان فارسی، به عنوان زبان ملی و رسمی کشور ما، به هیچ وجه امری دستوری، اجباری و تحمیلی نبوده، بل کاملاً آزادانه و اختیاری بوده است واز منظر علمی و زبان شناسی نیز، درک و برداشت تودۀ مردم و روشنفکران و دولتمردان در تمام اعصار گذشته ـ در این رابطه، کاملاً صحیح وبجا بوده است.

مگربا تأسف ودرد که اولین گام شعوری ـ برای ترویج اندیشۀ قوم برترواستقرارفرهنگ و حاکمیت قبایل ( افغان ) و گونه های بازتاب آن فرهنگ در گویش محلی پشتو، از سال های 1911 م. به بعد دررویکرد های فکـــــــری محمود طرزی( خُسُرامان الله خان ) وهم تباران او زیرعنوان « ناسیونالیسم ونوگــــرایی » درلباس اسلام تجلی یافت.

وســـرانجام، سنگِ تهداب این رویکرد فکری ضد همبستگی ملی در جرگه بزرگ ( لویه جرگه ) سال 1922 م. بوسلۀ امیرامان الله خان گذاشته شد.

با تأسف امیر امان الله خان [ بدور ازسیاست شفاف اندیشانه ودرک حقایق تاریخی وچشم پوشی از عظمت والای علمی و فرهنگی زبان فارسی، با حمایت سیاسی آشکار از اندیشه های قبیله گرایی خُسُرش محمود طرزی مبنی بر جاویدانه سازی بی مورد فرهنگ قوم برتر ] "... اعلان کــــــرد که میخواهد زبان پشتو را در کشورتعمیم نماید بعد انجمنی را بنام بحث پشتو ( مـرکه پشتو ) برای انکشاف زبان مذکـور تأسیس نمود،... " (5)

محمود طرزی ( 1933 ـ 1865 م ) فرزند غلام محمد خان طرزی رئیس قبیلۀ محمد زایی، بعد از اقامت بیست ساله در دمشق وسایر نقاط دولت عثمانی به وطن بازگشت. پس از مراجعت به کابل دو دخترش در حبالۀ نکاح دو پسر امیر حبیب الله خان (عنایت الله وامان الله ) در آمدند. به این صورت جای پای محکمی در دربار برای او تأمین شد. وی به کمک دامادش عنایت الله خان... در 1911 م. اجازۀ تجدید نشر هفته نامۀ « سراج الاخبار » را حاصل کرد وتا 1918 انتشار یافت. (6)

با وجود اینکه محمود طرزی بارها در نوشته های خود اززبان فارسی واهمیت فراملتی آن بحث ها نموده وتأکید می کرد که زبان رسمی ودولتی ما زبان فارسی باشد، اما درواقعیت امر او ودوستانش از تریبون سراج الاخبار ( 1911ـ 1918 م. ) وازحنجرۀ قدرت حاکم، با درک ذهنی وآلودگیهای نفسانی، اندیشه های تک تباری پشتونگرایی افغانی، خویش راظاهراً در چهرۀ آزادی خواهی و مدرنیته وباطناً برای ترویج اصول حاکمیت سراسری پشتونها، تقویه ورشد زبان پشتودرکشوری که سه حصه جمعیت آن به لحاظ نژادی افغان نبودند زیرکانه وریاکارانه واژه « افغان » را بر مبنای دین وجغرافیا تعریف کردند وتبلیغ نمودند. او میگفت:

 "... وظیفۀ دینی هرمسلمان متدین است که نه تنها به وطن وملت خود خدمت کند بلکه همچنین خدمت حکومت وشاه ( افغان تبار ) را نیز به جای آورد. زیرا وطنی بدون ملت، ملتی بدون وطن وهردو بدون حکومت وحکومت بدون شاه (افغان ) همچون جسم بی جان است. " (7)

 

طرزی در این ارتباط با دید انتزاعی و قبیله منشانۀ خویش معتقد بود که:

"... با تلاش متمرکزی برای بالابردن موقعیت « پشتو » که او و دوستانش آن را « زبان افغانی » درمقابل فارسی، زبان ملی ورسمی کشورمیدانستند، همـــزمان باشــــد. به فــــکر[ ناجوروغیرعلمی وذهنیگرایانۀ ] او، پشتو یا « افغانی » تبلور اصالــــت ملی و « ریشۀ کلیه زبانها » زبان واقعی ملی دانسته می شد. بدین ترتیب این زبان باید برای کلیه گــــــروه های قومی در افغانستان آمـــــوزش داده شود...

[ آموزه هاوانگاره های ایلی وقبیله ای محمود طرزی ودامادش امان الله خان، درمورد تغییرکاربرد موقعیت اجتماعی گویش محلی پشتو که براستقلال آن تأکید می ورزیدند با شدت و حدت وتعصب بیشتر،] دردهه 1930 م به اجرا گذاشته شد وبا جدیت تمام تر تا دهه 1950 که پشتو زبان رسمی وملی افغانستان گردید، و ادامه یافت." (8)

تعقیب این نوع سیاست های عقب گرای قبیله سالار که تلاش می ورزند تاگویش های محلی را به عنوان « زبان ملی » مطرح نمایند وبا اسلوب عاریت گیری واژه ها برای آن خط ودستور زبان بوجود آورند ؛ از منظر ما شیوه های غیرعلمی است که بدینوسیله، میان قبایل پشتون افغان و فارسی زبانان که صد ها سال درکنارهم زیسته اند، دیوارتنفر بدبینی ودشمنی را اعمار کردن و کشور مارا شعورانه به جزایر زبانی تبدیل نمودند.

ازآنجائیکه طراح اصلی اندیشۀ رشد وارتقاء گویش محلی پشتو به اصطلاح بسطح زبان ملی افغانستان، محمود طرزی ویارانش بوده اند، وچنین رویکرد های عشیره گرایی خویش را در هفته نامۀ سراج الاخبار ازسالهای 1911 ـ 1918 بدست نشرسپردند، ولی قابل یاد آوری میدانیم که در این مدت هشت سال عمرنشریۀ هفته نامۀ سراج الاخبار، تمام نوشته ها، مقالات ورسالات تحریر شده وبه نشر رسیده، همه وهمه صرف به زبان فارسی بوده است، وحتا این مبلغین ناحق شناس جهت ثبوت ادعای خویش یک مقاله علمی و تحقیقاتی هم بقسم نمونه به گویش محلی پشتو نتوانسته بودند بنویسند وبدست نشر بسپارند.

اینست کاردوراز صداقت، واینست ریاء وخودگرایی ومردم فریبی، اینست عمل ناعاقبت اندیشانۀ ضد منافع کل کشور،اینست بذرتخم نفاق وشقاق میان مردمان میهن ما، واینست برخورد خاندانی و غیر علمی درقالب تأمین منافع شؤونیزم قبیله که امروز راهبرد سیاسی حامد کرزی و تمیش را در مبارزه علیه محوزبان فارسی و نابودی هویت فرهنگ باستانی این سرزمین تشکیل می دهد.

 

متوحش تر ازین، زمانیکه محمد نادر خان در سال 1929 م. همراه با برادرانش در کابل قدرت را به کمک ملیشه های مسلح ساخت هند برتانوی، غضب نمودند. از آغاز حاکمیتش، به زبان توپ وتفنگ، کارد وبرچه وقین وفانه صحبت کردند. بقول میرغلام محمد غبار:

 "... نادرخان دست بعملیات خونینی زد... از همان اول مرحله، بیحوصلگی دیوانه وار شاه در ریختن خون، مردم را با این فکر آورد که گویا خاندان حکمران انتقامی بالای [مردم]افغانستان دارند. وقتیکه شاه مقتل محکومین درخرابه زار بالاحصار کابل مقرر، وتوپ های آدم کش را مستقر نمود، مردم کابل علناً میگفتند که شاه برای گرفتن [ بهایِ ] خون « کیوناری » این کار را کرده است... " (9)

خاندان آل یحیا بخاطر تحکیم قدرت سیاسی خویش ازخون ریزی و ایجاد تفرقه، میان مردم ما سود بردند. باامکانات دست داشته قدرت، تضاد های قومی، قبیلوی، سمتی وبویژه زبانی را آگاهانه تشدید بخشیدند ونهاد های فرهنگی ــ فرهنگ قبیله را در مبارزه علیه محو دایمی زبان فارسی، و فرهنگ بومی این سرزمین ایجاد کردند و منحیث یک مهاجم بی رحم اختلافات ملی را تشدید بخشیدند. بدین سلسله بقول میر محمد صدیق فرهنگ:

 "... تعمیم زبان پشتو وطرد سایر زبان ها را... بعنوان سیاست فرهنگی در محل تطبیق گذاشتند. قدم اول دراین راه توسط فرمانی برداشته شد که درشمارۀ 3 مارچ 1937 راجع بزبان پشتودر جریدۀ اصلاح نشر شد... بلافاصله کورس های تدریس پشتودرتمام دوایر کشور تأسیس گردید... دستور داده شد که تدریس درسراسر کشور از زبان فارسی به زبان پشتو تحویل شود... که دراثر آن معارف افغانستان برای ده ها سال به عقب افتاد وجوانان غیر پشتون از دست یابی به گنجینۀ ادب فارسی که رکن عمدۀ فرهنگ شان بود بطور قهری محروم ساخته شدند... " (10)

دوری جوانان پشتون ما از معرفت ادبی وعلمی زبان فارسی ضایعه بس بزرگی بود که سر انجام باعث تفاوت های عمیق اشکال شعور اجتماعی وعقب ماندگی در کشور ما گردید.

بگونه مثال آگاهی حامد کرزی را میتوان ثمرۀ ازمیوه های تلخ درخت پشتو (تولنه ) سیاست قبیله گرایی آل یحیا دانست، که برداشت ودرک این شاگرد وفادار بعد از ده سال رهبری یک دولت، هنوز هم در آن مرتبه اندیشه قرار دارد که تفاوت های ماهوی وذاتی انسان حرمت مدار وبا کرامت را با شیرجنگلی درنده خوی وحشی ــ تشخیص نکرده وهردوی آنرا درترازوی سنجش فرهنگ قبیلوی پشتو(تولنه ) یکسان وزن می کند.

 

مثال دیگر از علمبرداران شؤونیزم قبیله عبدالحی حبیبی است، وی اندیشه های خود را در نفی حقایق وتحریف تاریخ تحریر داشته که نزد آگاهان از اهمیت خاصی برخوردار نیست. او در همسویی اندیشه های قوم برتر، ازسیاست محمد هاشم خان درساحۀ تحمیل زبان پشتو پشتیبانی کرد وشعر انشقاق زای ملی را، بنام « پیغام شهید » درمیزان سال 1317 خورشیدی درطلوع افغان منتشر نمود:

" قـــــوم من! این تـــودۀ والانـــژاد
وی نیاکان غـــیورت مــــرد و راد

بــــاتـــو دارم گفتگـــوی محـــرمی
تاز اســــــرار حـــیات آگـــاه شــوی

بشـــنو ای پشتون با صــدق وصفـا
حـــافـــظ کـــهسار و قلــــب آســــیا

گـــــربزرگـی خـــواهـی و آزادگـی
یا چـــو اســــلاف غــیورت زندگـی

اولاً پشــــتو لســـانت زنــده ســــــاز
هــــم برایـن شــالوده کاخت برفــراز

تاتـــوانی تکـــــیه برشمشــیر کــــن
قصـرملـت را بـــرآن تعمیر کــــن "

 

با تعقیب این سیاست، گروههای برتری جوی قومی سعی فراوان کردند که زبان فارسی را از اداره مکتب، کوچه وبازار... [اقتصاد، سیاست و فرهنگ ] ریشه کن وطرد کنند. این گروه ها درجریان تسوید [ تهیه پیش نویس ] قانون اساسی 1343 خورشیدی ( 1964 م. ) به وسعت وشدت به تلاشهای خویش دراین زمینه افزودند.

میرمحمد صدیق فرهنگ، که عضو کمیتۀ هفت نفری تهیۀ پیش نویس قانون اساسی ( 1964 م ) بود می نویسد:

"... گروهی از ناسیونالست های قومی [ قوم پشتون = افغان ] سعی ورزیدند تا ازرسمی شدن زبان فارسی جلوگیری نمایند...

غلام محمد فرهاد [ رهبر حزب ناسیونالیستی افغان ملت ] درجریان جرگۀ بزرگ علیه به رسمیت شناختن زبان فارسی اعتراض نمود و پیشنهاد کرد که رسمیت به زبان پشتو محدود بماند... " (11)

ولی مسئله حذف رسمی زبان فارسی با مقاومت جدی فارسی گویان بویژه زنده نام غلام حیدر پنجشیری و عضو جمعیت وطن غبار فقید مواجه گردید. با دریغ ودرد باید گفت که بعد ها این شخصیت ملی میهن به این بهانه قربانی گرایشهای نژاد پرستانه وانتقامجویانه حفیظ الله امین گردید.

بهرحال چونکه ـ با طرد زبان فارسی، نظام دیوانی واداری کشورفلج میگردید وشیرازۀ جامعه به هم ریخت، به ناچار به پدیدۀ دو زبانه گی تن داده شد و مسئلۀ دو زبا نه گی در مادۀ سوم قانون اساسی محمد ظاهرشاه ( 1964 م. ) چنــین تسجیل گردید:

" مادۀ سوم: ازجمله زبان های افغانستان پشتو وفارسی زبانهای رسمی می باشد. "

اما در« فصل سوم » همین قانون اساسی زیر عنوان « حقوق ووظایف اساسی مردم » در مورد زبان های افغانستان، سیاست تبعیض آلود ونفاق برانگیزی اتخاذ گردید بنحوی که از جمله زبانهای افغانستان زبان پشتو به عنوان یگانه « زبان ملی » کشور معرفی شده ودولت افغانستان تنها موظف به « انکشاف وتقویۀ زبان ملی پشتو » گردید. دراین زمینه به قانون اساسی ظاهرشاه توجه کنید:

« مادۀ سی وپنجم: دولت موظف است پروگرام موثری برای انکشاف وتقویۀ زبان ملی پشتو وضع وتطبیق کند. » (12)

 

ازمطالعه اوراق تاریخ وطن ما هویداست که حاکمیت های ایلی عقب گرایان، تا این اندازه میدان را خالی، وتاریخ وزبان و دانش مارا بی پناه فرض کرده اند؟ با این طرز فکروباور، ده ها سال است که در فقدان جو وفضای آزاد که اندیشه ها بتوانند بدوراز سانسور فکری واژه های زبان خود را بیان نمایند، باتأسف ازسوی حاکمان وروشنفکران دولتی وابسته به حاکمیت ایلی، مفهوم واژه « ملی » واجزای تشکیل دهندۀ منافع ملی همچون کالایی تحریف، ساخته وپرداخته شده در مطبوعات رسمی « سراج الاخبار ودگر رسانه های گروهی بعد از آن... » تا امروز به جامعه ارائه شده است.

 

در چنین شرایط اختناق، دریغا ! که احدی از احاد مردم حق نداشتند که در صحت و سقم واژه های به اصطلاح تعریف شدۀ ملی نظر دهند، وگرنه به القاب « ضد ملی » خاطی و گناهکار متهم می شدند.

واضح است که روشنفکران قبیله گرا برای تیوریزه و عملی کردن سیاستهای خود به اندیشه های ایلی پرستی ( زبان پشتو، قوم افغان، ابداع اسطوره های تباری ولاغیر) احتیاج داشتند و نیز مرکزگرایی را با بخت و اقبال خود همگون میدیدند. همکاری و قرابت این دو اندیشه بدوی تا امروز آنقدر ادامه یافته است که دیگر میتوان اندیشۀ نژادپرستی شؤونیزم « افغان » را با مرکزگرایی حاکمیت سیاسی درافغانستان مترادف دانست.

اقدام ناعاقبت اندیشانۀ ضد منافع ملی خاندان آل یحیا درامرتطبیق سیاست قبیله سالاری وملی سازی بی فایدۀ گویش محلی پشتو، فقط اغفال وفریب وگول زنی واستفاده بری از احساسات پاک عشایر پشتون در امر تحکیم قدرت خاندانی وحامیان خارجی شان چیز بهتر وبیشتری نبود. که این عمل باعث تولید احساس خودگرایی وتحقق سیاست پشتونیزه سازی نظام سیاسی کشور وزمینه سازتضاد ملی وبُرُوز جنگ های لسانی وعظمت طلبی واستثنا ء طلبی قومی در چندین دهه اخیرگردید و میگردد.

 

در راستی مسئله تمام روشنفکران پشتون خوب می دانند که: ازسرکاتب ( پشتون تبار = افغان ) گرفته تا رئیس جمهور ایشان، صرف بوسیله همین زبان فارسی تعلیم وتحصیل کرده اند، علم اقتصاد وسیاست آموختند، وبهمین زبان فارسی غنامند حرف می زنند، می نویسند فکر میکنند وذوق و علاقه و عشق و احساس خودرا اظهار میکنند، معلومات اکادمیکی خود را ارتقاء می بخشند وشخصیت فرهنگی و حقوقی خود را در کارزار عمل بنمایش می گذارند و بهتر از گویش محلی پشتو، رساتر واضح تر،عام فهم تر خوانا تر، درست تر و علمی تر، اهداف، ارمان واندیشه های خویش را به جامعه و علاقه مندان خویش بیان مینمایند. وبوسیله همین زبان فارسی در رهبری سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مملکت سهیم میگردند. وهمچنان بکمک همین زبان فارسی با دیگر ملیت های باهم برادر میهن خویش اعم ازفارسی گویان پشتون تبار( محمد زایی ها و شهر نشینان پشتون )، تاجیکا ن، هزاره گان، ازبکا ن و ترکمنان وهندوان و.و. و سایــر اقلیت های ملی ومذهبی ساکن کشور وهمسایه گان عزیز وطن ما، گفتگو و مفاهمه می کنند. جای بسا شکر است که ما همه با زبان فارسی صحبت می کنیم، زبانیکه به کدام تبار، قوم و قبیله ممتازی درین سرزمین بستگی ندارد در یک کلمه، زبان همگانی وزبان تفاهم ملی می باشد.

واز سوی دیگر زبان ملی در هرکشوری که حکم زبان مشترک دربین شهروندان آن کشور را دارد ودرواقع وجه مشترک اصالت ملی، فرهنگی وپیوند گاه، علمی وادبی ایشان به حساب می آید ویکی از عناصر اصلی درایجاد زیرساخت توسعه هویت ملی، ملت یک پارچه می باشد. وبه این اساس تمام اسناد ومکاتبات ومتون رسمی صرف باید با این زبان و خط باشد. بخاطر همین ضرورت های اجتماعی، علمی، فرهنگی وسیاسی است که ما برای عملی سازی سیاست مفاهمه بین گروههای قومی افغانستان، به زبان فارسی رأی عقلانی وفارغ از هرگونه عصبیت نژادی میدهیم.

 

 

 

نتیجه:

مردم ما به این اصل اساسی آگاه هستند که زبان فارسی در حوزه تمدنی آسیا و بویژه درکشورمحبوب ما تنها یک زبان نیست بلکه یک فرهنگ ویک تمدن و یک بخش پایه یی هویت ملی ونماد هستی همۀ شهروندان ماست، که با فراگیری آموزش همگانی وسراسری این زبان وفرهنگ پرعظمت آن میتوانیم رشد متعادل آگاهی علمی شهروندان کشورما را نهادینه سازیم.

با تأسف که حاکمان قبیله اهمیت وارزش این زبان را در رشد علم و معرفت و تکامل اقتصادآینده کشور می دانند مگرشعورانه آنرا، نادیده می گیرند ودر پی تطبیق برنامه های تک محوری پشتو تولنه یعنی پشتونیزه سازی نظام سیاسی کشور وبه حاشیه راندن زبان فارسی از عرصه فرهنگ و اقتصاد و سیاست می باشند. از اینرو احترامانه آرزو مندیم که فرهیخته گان کشور ما ماهیت راهبرد فرهنگی بدخواهانۀ قبیله را به شهروندان میهن ما هرچه وسیعتروکلی ترافشا نمایند.

ما می دانیم که هر شهروند آگاه فارسی زبان متوجه این نکته هست که دفاع اززبان وفرهنگ درحقیقت معنای دفاع از ناموس وشرف وحیثیت وقار وعزت ملی مارا افاده می کند. اما درک و آموزش این مسئله وفهمایی آن به تنهایی کافی نیست. باید در این راستا کارعملی کرد وبه هر صورت ممکن که می شود، جلوی تحقق این سیاست ضد ملی مبارزه قبیله را علیه زبان فارسی گرفت.

یک عده مردمان خود باور سطحی نگر وساده اندیش فارسی زبان ما به این مسئله مهم فرهنگی و سیاسی کشور مان آنقدر اندیشه نمی کنند ودنبال مسایل خیلی بی اهمیتی هستند. موضوعات دروغ وساختگی ایکه خود می دانند که همه روزه تیم حاکمیت حامد کرزی آن مسایل را خودشان خلق و ابداع می کنند وشعورانه به خورش مطبوعات می دهند. اما باز هم این ساده اندیشان آن افکار ریاکارانه ای انتزاعی دولت را حقیقت پنداشنه وده سال تمام هست که منتظر جنگ انداختن موش خرمای مداری هستند.

 

ما باید ازتاریخ پار وروند نابودی تدریجی زبان فارسی در سرزمین های ایران و خراسان در دوره های حاکمیت تازی ها، نابودی زبان فارسی از طرف انگلیسها در هند برتانوی، نابودی زبان فارسی در آسیای میانه از طرف روسها وسیاست گام به گام نابودی زبان فارسی در ساحات کُرد نشین (سوریه وترکیه وعراق ) وسایر ساحات آسیا، سبق تاریخی آموزیم.

ونگذاریم که این تجربه تلخ تاریخ یک بار دیگر درکشور محبوب خود ما تکرار گردد. باید هوشیار وبیدار بود، زمان همچو سرعت نور در حرکت است. دیدیم که تیم حاکمیت حامد کرزی درظرف ده سالی که گذشت به چه سرعت برنامه های وسیعی را درتضعیف زبان فارسی بکارگرفت وضربه یی سنگینی به پیکره آن وارد نمود. باید بدانیم که سرنوشت سیاسی زبان فارسی درکشورما با موجودیت رهبران افغان درهرم قدرت درحال زوال است. باید دربرابرحاکمیت قبیله دو سرۀ وابسته به استکبارــ مقاومت کرد وزبان فارسی و امنیت و آزادی را ازلبه پرتگاه نابودی نجات داد.

باعرض حرمت

بصیر کامجو

 

 

 

منابع و مآخد:

ـــــــــــــــــــــــ

(1) ما با مفهوم عینی این اصل موافقیم که: دری فارسی است و فارسی دری است و تاجکی هم فارسی است. با استناد عینی برتاریخ پیدایی وگسترش زبان فارسی واضح است که ــ این سه گویش برتافته از یک زبان واحد است. ودر کتاب « همزبانی وبی زبانی » نوشتۀ محترم کاظم کاظمی نیز به این مسئله مهم تأکید صورت گرفته است. بناً جهت کلی سازی مفاهیم سعی بعمل آمده تا درهمۀ نوشته های ما « زبان فارسی » بدون پیشوند های (تاجکی ویا دری ) نوشته شود.

(2) رجوع شود به:نوشتۀ نجم الدین کاویانی « مسئلۀ زبان درافغانستان » بخش دوم، ماهنامۀای جهان کتاب، سال دهم، شمارۀ 7ــ..، 1384

(3) افغانستان در پنج قرن اخیر، مؤلف: محمد صدیق فرهنگ، ج اول قسمت اول، ص 73

 (4) رجوع شود به نوشتۀ: نجم الدین کاویانی « مسئله زبان درافغانستان » بخش دوم ؛

و تاریخ مختصر افغانستان، مؤلف: عبدالحی حبیبی، کابل 1357، صص 248 ـ 291.

(5) رجوع شود به نوشتۀ: نجم الدین کاویانی: « مسئله زبان در افغانستان بخش اول »

(6) رجوع شود به: افغانستان در پنج قرن اخیر، مؤلف: محمد صدیق فرهنگ، ج1 قسمت دوم، صص 463، 464.

 (7) خط سوم، فصل نامۀ فرهنگی، ادبی هنری، 1382، مدیر مسؤول: محمد جواد خاوری،مقالۀ ( محمود طرزی وسراج الاخبار ) ص 83 ـ 73. برگردانی است از کتاب: « ظهور افغانستان جدید »، مؤلف: وارتن گریگورین، برگردان: حسن رضایی.

(8) همانجا وهمان صفحه.

(9) افغانستان در مسیر تاریخ، غبار، ج 2، ص 60.

(10) نوشته: نجم الدین کاویانی « مسئلۀ زبان درافغانستان » بخش دوم.

(11) فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، ( ویر جینیا، 1367 ) صص 489 و491.

(12) قانون اساسی افغانستان، ( کابل: مطبعۀ معارف، 9 میزان 1343)، 3 (40) همانجا، ص 24. وجهت معلومات بیشتر رحوع شود به نوشتۀ: نجم الدین کاویانی، « مسئلۀ زبان در افغانستان » بخش دوم.

 

 

دکترنت بصیر کامجو

نوامبر 2011 میلادی

 

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • ناشناس
    من به این اندیشه اعتقاد عمیق دارم که زبان هم وجود ما و هم بود ماست. با قامت بلند واراده آهنین از ز بان همچومردمک چشم نگهداری کرد . زبان فارسی زبان هم فهمی ملی است . ونقش بس مهمی را در همآیشی وهمبستگ ی ملی جامعه ما بازی می کند . مبارزه علیه زبان فارسی بمعنای تشدید انشقاق میان ملیت های باهم برادر م ا تلقی می شود.
  • ناشناس
    از نوشته شما تعصب و کینه تان علیه پشتون و افغان هویداست طوریکه شما حتی پشتونهایکه در خدمت شما ها هست ند و از نظر پشتونهای واقعی مردود هستند نیز به کلمات بد یاد میکنید و آنها را تحمل کرده نمیتوانید.
    شم ا میگویید که زبان فارسی زبان علم اقتصاد و غیره و غیره است شما نمیبینید اگر کدام کسی از فارسی زبان ها در کدام عرصه بارز هم است و اصلیتش را بپرسی از قوم پشتون است.
    به امید اینکه از حقایق چشم پوشی نکنی و از تعصبات و بد بینی دست برداری.
  • عبدالجمیل


    ازدانشمند بزرگ وفرهیخته وشجاع کشور وملت ستمدیده ما جناب آقای داکتر بصیر کامجو بسا جای افتخار است که همچون اشخاص محترم مانند شما را داریم وبه وجود شما اشد نیازاست واقعا که باید از زبان وفرهنگ فارسی دف اع کنیم دانشمندان ما اکثرا در اینمورد در خاموشی بسر میبرند نمیدانم چرا کسانی که بسیار بالا تر از ما میتوانند مقاله بنویسند وازین فرهنگ غنی دفاع کنند ساکت مانده اند در حالیکه هرروز در رسانه ها میبینی م که بدستور سران افغان ملت اصطلاحات ناب زبان فارسی را تبدیل کرده وبه جای آنها کلمات خود ساخته و بی مفهوم وبی ریشه را جابجا میکنند که در صورت تخلف جریمه ویا رسانه آنها بسته خواهد شد بطور مثال{به عو ض شرکت برق حتی دراخبار فارسی گفته میشود اعلامیه دافغانستان د برخنا شرکت به جای هلال احمر سره میاشت ب ه جای کابل بانک نوی کابل بانک شهرنو نوی خار سرخ رود سور رود رئیس جمهور ولس مشر که به هیچ صورت مفهوم رئیس جمهور را نمیرساند معنای آن میشود کلان ویا خان قبیله پل چرخی سرخی پلی چهار راهی خلورلاری پایتخت را پلاسمینه سرک را وات میگویند مرکز را سنتر جرگه غیر قانونی عنعنویرادودیزه لویه جرگه در صورت مشغول ب ودن شبکه های تلفونی در قدم اول به پشتو میگوید که شبکه مصروف است در قدم دوم انگلیسی ودر اخیر به فارسی که هیچ احدی تا آن درجه صبر نمیکوند} که خود آن یک تخطی از قانون اساسی است آنرا پیدا کرده در زبان پخت و اضافه کردند گویا هدف ایشان فقط ترویجکردن همین وازه جدید دودیزه بوده واین همه مصارف که گفته میشود ب ه مبلغ صد ملیون دالر میشود هیچ شخصیتی پیدانشد که زبان تر کند واعتراض کند که چرا واز کجا پیدا کردی د این وازه های غریب ونامفهومرا چون که آنها حقوق بگیر هستند وازترس اینکه کار خویشرا ازدست خوهند داد حتی کسانیکه داد از دفاع از حقوق ملتهای مظلوم به زبان میارند ساکت ماندن مثل فهیم صاحب که از خود به نا م بدمعاش یاد میکند اما زمانیکه یک وازه اصیل فارسی مثل دانشگاه به زبان آورده شود تهمت جاسوس ایران به آنها زده میشود وجناب مارشال ساکت اند مثل همان ضرب المثل مشهور است مه گفتن ازین شمشیر چه وقت استفاده میکونی ...... اما خود آنها که سرتاپا اصطلاحات بی گانه را استفاده میکنند آنها معاف اند هدف ازین مقال ه ناموزونم همانا چشم دید خودم می باشد که همه روزه به آن برمیخورم وهیچ کاری نمیتوانم انجام دهم حتی در پوسته های امنیتی پولیس به جای توقف باز رسی نوشته اند که ادریگی پلتنه آیا دیموکراسی کرزی{ شیر} همین است که زبان قبیله وبی فرهنگ پشتو را جاگزین زبان ادبیات وتمدن فارسی بسازد اما مردم ما خیلی دیر ازین خ واب غفلت بیدار خواهند شد امید وارم که اشخاص مانند شما دراین مورد بیشتربنویسید تا با شد که همه کسانیک ه از زبونی این زبان ناراحت اند به امید آنروز
  • سروش
    آقای بصیر کامجو عرض سلام و ادب دارم و از هوشدار فرهنگی نسبت به زبان پارسی برای سیاست گذاران و فرهنگی ان و پارسی زبانان کشور تشکر میکنم شما درست میفرماید همینطور که شما فرموده اید امروز در وطن من وشما ت عدادی از روشنفکران ما به خاطر که روشنفکری شان خدشدار نشود در این بخش فرهنگی و زبانی خیلی ساده رد میش وند و حتی در جایش بر سر این زبان کهن و علم و تکنالوژی به معامله می پردازند.که ما و شما شاهد این معام له در شورای ملی کشور و قوه اجرایی کشور بودیم. درود بر شما امیدوارم که در این راستا بیشتر و بیشتر تر و هر چه توان دارید برای آگاهی نسل جوان و بی خبران از این زبان علم و ادب و فن امروز بنویسید تا با خبر شویم .
  • جانان افغان
    اقای نویسنده شما از هویت ایرانی و از فرهنگ ایرانی و از زبان ایرانی گپ می زنید. بفرمایید که از خود جن اب عالی چه دارید. نام این کشور افغانستان است این را فراموش نکنید. افغانها مردمان ان قدر درمانده نیست ند که چهار مهاجر و یا سقاو و جوالی و ایلاگشت و دزد کشور شان را تصاحب کند. به دروازه بگو که دیوار بشن ود.
  • ناشناس
    مردم افغانستان شما دشمنان خویش را خوب شناخته که بعضی وقت به طرفداری زبان پشتو وبعضی وقت به طرفدار ی زبان دری میخواهید ملت غیور را از هم جدا کنید این ملت شریف افغانستان هیچ وقت مثل شما افغانهای نام نهاد و فروخته شده را که به هر زبان ( دری یا پشتو) صحبت کند که هردوی زبان شرین کشور عزیر مایان است، دوست خویش نه میداند و بالای شما لعنت کفته و از خداوند ج برای شما عذاب عظیم را میخواهد زیرا کسی به ن زد الله محبوب است که متقی مسلمان کامل باشد و زبان وسیله صحبت کردند است نه وسیله تفرق انداخت بین اقوا م برادر.
    وسلام
    برادرتان فرهاداز دنمارک
  • نیزک تاجیک

    عزیزان سایت بین وسایت خوان چند گپ روشن است نه بخود درد سر بدهید و نه بگوش اسپ یاسین بخوانید . اوغان عادت دارد اگر گپی را قبول نکرد نه خدا و نه پیامبرش می تواند بقبولاند شان وقت اوغان 4 پارا در یک جپ لک درو کرد مرغش یک لینگ داره یک دوست ما ابیاتی از شاعران زبان پارسی را سند ومدرک کشیده و دل خود را شاد کرده که با این سند محکم دهن اوغانا را بسته است افسسسسسسسسوس اینها در زمان که از یهودیت به اس لام روی آوردند یک سرباز عرب برایشان قران را خواند تا از قران پیروی کنند سران قبیله فرمودند اینجوری نمیشه که تمام کتاب شمارا ما قبول کنیم چون با قبول قران جای برای پختون والی باقی نمی ماند ما تا جای کتاب شمارا قبول داریم که به بز و گوسپند ما و عادات قوم وقبیله ما زیان نرساند و پختون والی ما را ت ضمین کند تا امروز اینها مسلمان اند ولی عمل غیر اسلامی را انجام میدهند . اینها میدانند که پارسی و تا جیکی و دری یکی اند خود اینها به غیر قوم اوغان پارسیوان میگویند . دانشمندان شان برای ریشه یابی زبان پ شتون perzich یا pershan پارسی رازبان سرزمین و مردم دراج ، ایراونویچ واوستا دانسته و پکتین و یا پشت ون را از آنجا ریشه یابی می کنند وزبان پتونی زا بخشی از زبان پارسی اویستا می خوانند ولی برای فارسی ز بانها اوغانستان اجازه اینچنین نمی دهند . روی همین برهان است که ما از طرح تجزیه و جدای با این قوم تاک ید داریم چون باور داریم آدم های که در قرن 21 نمی توانند آدم های دیگری را هم برابری خود بدانند بعد از این هم آدم شدنشان غیر ممکین است من بارها نوشتم وباوره هم همین است که زندگی با این قوم امکان پذیر نی ست زمان سوته کراسی گذشته مردم دیگر یکه تازی را قبول ندارند و این قوم هم از یکه تازی دست نمی کشد با د انستن این حقیقت عقلانی نیست تا برای داشتن کشور واحد و داشتن ملت واحد اندیشید کسی اگر چنین می اندیشد برای نسل اینده خیانت بزرگی را مرتکیب می شود ای کاش صد سال پیش از این قوم جدا می شدیم هنوز سر وقت است
    با احترام نیزک تاجیک
  • نوآبادی
    سرور گرانقدر بصیر کامجو

    من به این باور ندارم که عشایر اوغان به سرکرده گی میرویس خان در ایالت قندهار خراسان به قدرت رسیده اند،
    زیرا که:

    1 کدام مملکت مستقل به نام خراسان وجود نداشته، هوتکی های آن زم ان به شمول میرویس خان( میر خان ) همه ی شان شهروندان مملکت فارس بودند!!

    2 از طرف والی قندهار یعنی گرگین که نماینده رسمی حکومت صفوی بود، میرویس خان به حیث کلانتر پشتوزبانان
    قندهار مقرر شده بود.

    کتاب میر محمد صدیق فرهنگ، افغانستان در پینج قرن اخیر، برگه 65 ، جلد اول.

    یادداشت: آیا فلات شر قی ایران زمین را تازی ها خراسان نام گذاری نه کرده اند؟


    نوآبادی
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در پنجشنبه ، 10 آذر 1390 ، 16:19
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 137 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.