Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
مضحــــکۀ دیگــــر زیـــر نــام (دانشـــــگاه) و(پوهنتــــون) PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - زبــــان
نوشته شده توسط محمد ضیا ضیا، هفته نامۀ "افق" استرالیا   
دوشنبه ، 28 مرداد 1392 ، 09:16

مضحــــکۀ دیگــــر زیـــر نــام (دانشـــــگاه) و(پوهنتــــون)اخیراً، فضای پارلمان افغانستان را صدای بد هنجار، پُر از افتضاح و سخت ملالت بارِتعصباتِ بی پایه وبی مایه فراگرفت و ماجرا برسرِ کلمه های (پوهنتون - دانشگاه - پوهنځی و دانشکده...) به راه افتاد که سوای عقلِ سلیم، هرساده لوح، جدال براینگونه واهیات رابه مسخره میگیرد.محمد ضیا ضیا، هفته نامۀ "افق" استرالیا
کسانی که به تاریخ وفرهنگ گشن بیخ کشورعزیز ما افغانستان، اطلاعات کافی یا ضروری حاصل کرده اند، خوب میدانند که درقلمروجغرافیایی گذشته یا موجودۀ سرزمین ما اقوام، زبانها ومذاهب گوناگون دربستر زمانه ها مثل یک مشت آهنین در برابر هرگونه تجاوزاجنبیان از اتحاد وبرادری وهمنوایی برخوردار بوده اند، اینکه در مقاطعی از تاریخ، ملوک الطوایفی قدرت رانده است وکشمکش های ذات البینی بوقوع پیوسته است، این مساله کاملاً طبیعیست، چنانچه در هرجایی میان افراد یک خانواده نیزهمچو اتفاقات رخ میدهد. آنچه به شخصیت جمعی؛ قومی، زبانی ومنطقوی مردم کشور ما تعلق میگیرد، همانا چگونگی تاریخ، ادب، فرهنگ، دانش وده ها خصلت شایستۀ ساکنان سر زمین ما میباشد که هر یک ازاقوام، مناطق، وزبانهای کشور ما با ویژه گیهای منحصر به خود شان، اظهر من الشمس، رخشنده گی های خود را دارند.
متاسفانه اکثرافرادِ کشور ما که از سواد، دانش و اطلاعات لازمۀ عصر دور نگهداشته شده اند، شاید از تاریخچۀ خانواده گی خودشان که پدران وپدر کلانهای شان کیها و چی ها بودند، اطلاع نداشته باشند. اما طوریکه در بالا نیز اشاره کردیم؛ اشخاص خبیر، با دانش وبا معرفت ازهرقوم وزبان ومنطقۀ کشورما میدانند که حد اقل از هزار سال به این سو افراد، خانواده ها، اقوام و مناطقِ مختلفِ محدودۀ جغرافیایی میهن ما که به تخت وتاج شاهی یا امارت رسیده اند، همۀ آنها زبانِ دری فارسی را به حیث زبان ملی، رسمی ودرباری مورد استفاده قرار داده اند. چنانچه این حقیقت را از دورۀ سامانیان، غوریان، صفاریان، غزنویان، تیموریان... تا دورۀ سلطنت احمد شاه درانی وازان پس در میان خانواده های درانی تا محمد زایی وتا حال صریحاً مشاهده کرده میتوانیم. علاوتاً سلسله هایی از کشور کشایان سرزمین ما وجود داشتند که زبان فارسی دری را تا نیم قاره هند وترکیه عثمانی گسترش دادند، چنانچه زبان فارسی دری بیش از صد سال به حیث زبان رسمی در هندوستان مورد استفاده قرار گرفت.
یکی از ویژه گیهای شخصیت جمعی هم میهنان ما در ادوار مختلف تاریخ این است که هر وقتی اگرمنازعه به خاطر احراز قدرت یا هر چیز دیگر میان شان صورت گرفته، هیچگاهی زبان به حیث آلۀ ضربتی به منظوربرتر انگاری قومی استفاده نشده است. به همین دلیل است که امروز آثار جاودان از دانشمندان، عارفان، ادیبان، شعرا، تاریخ نویسان، محرران، واقعه نگاران...را که هرکدام به اقوام، مناطق وزبانهای گوناگون کشورما متعلق میباشند، آثار شان به زبان فارسی دری تحریرشده است. همچنان تعداد زیادی از شاهان وامیران که خود به هرقوم وتبار وزبان متعلق بودند، به زبان وادب فارسی دری عطف توجه نموده اند. ازجمله شاهان وامیران پشتون مثل؛ احمد شاه درانی که برعلاوه اینکه زبان فارسی دری زبان رسمی وزبان دربار او وبقیه شاهان افغان بود، این جهانگشای افغان به زبان فارسی دری شعرمی سرود و اخلافش چون شاه شجاع دیوان شعری قابل توجهی دارد. همچنان دیده میشود که سکه ها تا زمان سلطنت نادرشاه به زبان فارسی دری بوده وتا حدی که زبان محاوره خانواده گی شاهان وامیران پشتون، فارسی دری بوده است، اعلیحضرت امان الله غازی هنگامیکه در قندهار در حضور اهالی آنجا نطق میکرد، به زبان فارسی دری گپ های خودرا به مردم گفت وچنین ابراز نمود که اگر به زبان فارسی صحبت کند همه از سخنانش استفاده کرده میتوانند وبه همینگونه نادر شاه وظاهر شاه وهمه اعضای خانواده های شان به زبان فارسی دری تکلم میکردند. چه بسا دانشمندان، محققین وادیبان که زبان مادری شان پشتویا سایر زبانهای کشور ما میباشند، بیشترین آثار شان تا همین اکنون به زبان فارسی در ی تحریرشده؛ مثلاً: آثار محمود طرزی، علامه استاد حبیبی، پروفسورسید بهاءالدین مجروح، استاد محمد رحیم الهام وده ها دانشمند، نویسنده و شاعردیگر.
حق مسلم هر انسان درهرکجایی از کرۀ زمین است که زبان مادری، قومی وملی خودرا پاسداری کند. هرکس حق دارد به زبان مادری یا زبان دلخواه خود گپ بزند، نوشته کند، آثار علمی، ادبی، تاریخی... به وجود بیاورد. دانش، فرهنگ، ادبیات... و زبان مورد علاقه خود را غنا مند بسازد. اما چه کسی این حق واین جرآت را خواهد داشت که به جای زبان مادری کسی ویا زبان دلخواه کسی جبراً زبان دیگر را تحمیل کند؟
آنچه نویسندۀ این سطوراز حقایق تاریخی برداشت کرده، یکی از دلایلی که زبان دری وزبان پشتو را زیر سوال قرارداده، همانا دوستی وعلاقمندی بدون تأمل وبدون سنجش عده یی از برادران پشتو زبان ما میباشد که دانسته یا ندانسته ویا هم از روی احساسات شدید به زبان مادری وقومی شان، از آغازِ حرکت به سوی غنامند ساختن و بارور شدن زبان پشتو، مسیر اشتباه را طی کرده اند. چگونه؟
اگر به تاریخ حدود صد سال اخیر توجه کنیم وهمچنان به نکاتی که در بالا متذکر شدیم، بوضاحت دیده میشود که پیشتر ازصد سال گذشته، هیچگونه جدال بر سرزبان پشتو، دری، ترکمنی، اوزبکی و... درکشور ما وجود نداشت. پس ازانکه نسیم فرهنگ وپیشرفت جهانی درکشور ما به وزیدن آغاز کرد ودسته هایی از تعلیم یافته گان وتحصیل کرده گان که میشود برخ آنها را با لقب روشنفکران ومشروطه خواهان یاد کنیم وازان جمله نویسنده وروشنفکر معروف محمود طرزی(1865-1933م ) که از عشیرۀ محمد زایی"درانی" و منسوب ومربوط به خانواده شاهی بود، موصوف هرگونه تلاش را به خاطر ترویج زبان پشتو وازجمله با نشر مطالب ومقالات از طریق سراج الاخبار به انجام رساند. چنانچه دریکی از نوشته هایش به این مفاهیم برمیخوریم:" زبان ( رسمی) دولت مقدسه ما زبان ( فارسی ) وزبان ( ملتی) ما زبان "افغانی" میباشد. او مقاله یی را زیر عنوان (زبان افغانی اجداد زبان هاست) به تحریر آورده...هم چنان در جای دیگر در سراج الاخبار نوشته است:" ما زبان مخصوص را... مالک میباشیم که آن زبان را زبان (افغانی) میگویند.... تنها مردمان (افغانی زبان) نی، بلکه همه اقوام مختلفه ملت افغانستان را (واجب) است که زبان افغانی وطنی ملتی خودرا یاد بگیرد. بعد دیده میشود که در زمان ظاهر شاه، کاکایش هاشم خان، زبان پشتو را درتمام مکاتب به عنوان تنها زبان آموزش تحمیل کرد. در فرمان ظاهر شاه در شماره 12 حوت جریده اصلاح سال1315 خورشیدی که به نشر رسیده این گونه آمده: (...اراده فرموده ایم...در ترویج واحیای لسان افغانی...سعی به عمل آمده مامورین لشکری وکشوری مکلف اند تا مدت سه سال لسان افغانی راآموخته در محاوره وکتابت مورد استفاده قرار دهند) متعاقب آن دیده میشود (انجمن ادبی کابل) که در سال1310 خورشیدی تاسیس شده بود، این انجمن ماهنامه یی را به نام "کابل"و سالنامه کابل، دایرت المعارف... را بوسیله محققان ونویسنده گان به زبان فارسی دری به نشر می رساند، این کانون ادب وفرهنگ دری را سردار محمد نعیم از میان برداشت به جایش پشتو تولنه را ایجاد کرد چنانچه درهمین ارتباط در شماره ششم سالنامۀ کابل آمده است:" به تاریخ 20 حمل 1316 شمسی.....سردارمحمد نعیم به وزارت معارف مقرر شدند.... انجمن ادبی کابل... را مبدل به پشتو تولنه فرموده به شکل اکادمی در آوردند... ". کورسهای زبان پشتو موضوع دیگریست که از سال 1318خورشیدی تا سال 1357خورشیدی به مدت چهل سال سال بصورت اجباری بالای مامورین دولت تحمیل شد. چنانچه اکثریت میدانند که غیر حاضری ویا ناکام شدن درین کورسها موجب کسر معاش مامورین وحتی تاثیر منفی بالای ترفیعات سنوی مامورین داشت. دود مان نادر شاه در سال 1319 زبان آموزش همه مکتبها اعم از ابتدائیه، ثانوی ولیسه هارا از فارسی به پشتو تبدیل کرد وتمام کتابها ی درسی را به پشتو برگردان وچاپ کرد. پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی، چشم دید خودرا از سوختاندن کتابهای فارسی مکتبهاچنین شرح داده است: سردار محمد نعیم وزیر معارف در سال 1321 خورشیدی درصحن وزارت معارف (بوستان سرای کابل) در مقابل چشمهای کارمندان وزارت معارف کتابهای فارسی را آتش زد و تاکید کرد که ازین به بعد کتاب به زبان فارسی چاپ نشود. کتابها به زبان پشتو چاپ شود. این کار سبب شد که مشکلات در سراسر مکتبهای افغانستان به وجود آمد وشاگردان از درس وتعلیم باز ماندند. تا آنکه دولت مجبور شد پس از ده سال، باردیگر زبان فارسی را به مناطق فارسی زبان باز گرداند. (*)

خواننده عزیز!
زبان یک وسیله یا ابزاریست که خداوند آنرا به انسان عطیه داده است. انسان به وسیله این ابزار برای افهام وتفهیم استفاده میکند، تجارب واندوخته های یک شخص به شخص دیگر واز یک نسل به نسل دیگر انتقال می یابد. هیچ تردید وجود ندارد که زبان مادری همان زبانی است که طفل آنرا همراه با نوازش، محبت، شفقت ومهربانی های مادر یاد میگیرد. طفل با زبان مادری به جهان وهرچه درماحول او قرار دارد آشنایی پیدامیکند. زبان مادر در تار وپود او جای میگیرد و....اما زمانی میرسد که همین زبان مادری نمیتواند جوابگوی نیاز مندی های زندگی او در اجتماع شود. فرد مجبور میشود از زبانی که بتواند نیازمندیهای اورا تامین کند به آن رجوع میکند. این حقیقت را هرکدام ما وشما با همه عقل ودرایت خود احساس کرده ایم که امروز نه تنها در افغانستان بلکه در سراسر جهان، تلاش مردم به سوی یاد گرفتن زبان انگلیسی زیاد شده میرود. در حالیکه به خاطر یاد گرفتن زبان انگلیسی هیچگونه جبر، تحمیل و زور وجود ندارد. پس معلوم است که انسان امروز نه تنها به زبان مادری اش، بلکه به هر زبان دیگری که میتواند جوابگوی نیاز مندیهایش باشد علاقه می گیرد.
ساکنان افغانستان ازگذشته ها به این سو، زبان فارسی دری را به حیث یک زبان کار آمد یافته اند. زیرا به پیمانۀ زیاد آثارومآخذ علمی، دینی، ادبی، تاریخی وغیره به این زبان تالیف، تدوین وترتیب شده است که دانشجویان واهل مطالعه ازهر قوم وزبان کشورعزیزما توانسته اند نسبت به هر زبان دیگری که در افغانستان وجود دارد، نیازمندی های خود را از زبان فارسی دری بدست بیاورند. چنانچه اگریک بار کتابفروشیهای پل باغ عمومی را در کابل، در قلب افغانستان مورد توجه قرار بدهیم، آنگاه می یابیم که بیشترین وپُر فروشترین کتابها به کدام زبان است؟
با یک نگاه مختصربه این نتیجه میرسیم که:
اگرفردی ازمیان گویشگرانِ یکی از زبانهای دری، پشه یی، اوزبکی، نورستانی، بلوچی...که گویشگران آن فرزندان کشورآزاده ما میباشند، به پادشاهی برسد؛ مثلاً: (بلوچ ها) و گفته شودکه یاد گرفتن زبان بلوچی ( واجب است، که "واجب" صبغۀ دینی را دارد) و یا گفته شود که همه مکتبها به زبان بلوچی درس بخوانند یا مامورین باید در طی سه سال زبان بلوچی را یاد بگیرند یا کورسهای زبان بلوچی با آنهمه سخت گیریهایش به وجود بیاید ونهاد ها ویران شود، درانصورت گویشگران دیگرزبانهای افغانستان دربرابر زبان بلوچی، چگونه عکس العمل نشان خواهند داد؟
صریحاً معلوم میشود که درین مورد نه پشتو ونه زبان پشتو ونه برادران پشتون ما، هیچگونه کوتاهی وقصوری ندارند. بلکه این خود کامه گان واین قدرت طلبان واستفاده جویان بودند که به بی راهه رفته اند. آنها به زبان وبه قوم خود وبه ملت افغانستان جفا کردند. عقل سلیم ووجدان انسانی چنین فرمان میدهد که این آقایان به عوض همچو تلاشهای بد فرجام به فکر گشایش دروازه های مکتب به همه فرزندان افغانستان واز جمله به مناطق پشتو زبان می شدند ویا شوند. آنها زمینه های رشد زبان پشتورا مهیا می ساختند ویا بسازند، زمینه های چاپ ونشر کتاب را به آنها مهیا میساختند، ازدانشمندان، محققین ونویسنده گان زبان پشتوحمایت میکردند، نه تنها به یک زبان بلکه افتخار رشد وشگوفایی همه زبانها ومردم افغانستان را در نظر میگرفتند. همین بی مبالاتی ها بود که، وطنفروشان و دشمنان سوگندخورده میهن ما با استفاده ازین موقعیت، اهداف شوم شان را برآورده ساخته و موجبات نفاق ومتلاشی ساختن اقوام برادر وبرابر مارا مهیا میگردانند.
برمیگردیم به کلمه پوهنتون وبی شمار کلمه های دیگری که در زبان پشتو وجود دارد. قانون انسانی چنین حکم میکند: هیچ فارسی زبان ویا هرکس دیگر چنین حقی را نخواهد داشت که بصورت تحمیلی ومطلق حکم صادر کند که به جای پوهنتون (دانشگاه) گفته یا نوشته شود. وبه همین گونه هرکلمه دیگر وهمچنان هیچ کسی چنین حقی را نخواهد داشت که جبراً به عوض دانشگاه (پوهنتون) گفته شود. کسانی که میگویند کلمه های (دانشگاه ودانشکده...) کلمه های بیگانه میباشند، آنها متیقن باشند که متاسفانه خود شان با زبان دری، دستور زبان دری، ادبیات زبان دری، تاریخ ادبیات زبان دری وتاریخ کشور خود بیگانه اند. اگر ساده تر بگوئیم: این بیچاره ها خود شان معلومات ندارند، مطالعه نکرده اند. بازهم به خاطر اطمینان بیشتر شان از همین سیاق کلمه هارا تقدیم شان میداریم:
دانشگاه (دانش+ پسوند مکانی یا زمانی "گاه")، آسایشگاه، گذرگاه، نشیمنگاه، زایشگاه، ایستگاه، شامگاه، صبحگاه، تفریحگاه، بزمگاه، رزمگاه، شرمگاه، سجده گاه، عبادتگاه، فروشگاه، قرارگاه و.....
دانشکده( دانش + پسوند مکانی "کده" )، دهکده، آتشکده، بتکده، میکده.....
چه بهتر که بیش ازین مردم مظلوم، ستمدیده وزجر کشیده ما اعم از پشتون، تاجک، اوزبک، هزاره، بلوچ، نورستانی... که هرکدام به قدرکافی وبیشتر ازتوان وتحمل به وسیله جباران، قاتلان، منفعت جویان وایادی خارجیان به درد های جانکاه مبتلا شده اند، به عوض جدال بالای کلمه ها که منجر به بی سرنوشتی محصلین تحصیلات عالی درکشور ما شده است، وزهر نفاق را میپراگنند، به سوی یک دلی، برادری، وحدت وباز سازی مادی ومعنوی خانه مشترک ملت افغانستان قدم بگذارند. (ضیا)
شما چه نظر دارید؟
(*): ن، کاویانی، شماره اول، آریانای برونمرزی، ص38

Advertise your business here. Click to contact us.
  • ناشناس  - Mehtaj
    Just imagine, you are a person from Khost or Wardak or Laqghman and you come to Kabul to deal with t he governmental offices. No one speaks Pashtu and you need a translator. I your very own country. W ould be that fair? It is a need, that every governmental employee with direct contact to clients ha s to speak more than one language. It has nothing to do with politic. it is just a basic organizatio nal. Why you people do not want to understand the simple thing. In every office should be also some one, who speaks Uzbek.
  • احمد
    نوشتۀ آموختنی و کارامد. اما سرنامه به متن هیچ هم خوانی ندارد. گاهی از جناب ضیا صاحب دیده بودم که به جای فارسی واژۀ دری را جا گزین کرده بودند. پارسی عنوان یک شعر عاصی بود، اما استاد انرا تغییر به دری د اده بود. همیشه این سوال نزدم بود اگر جای با ایشان روبرو شوم، مطرح کنم. خوب شد این نوشته شان، پاسخ خو ب برای سوال من بود. سپاس از ضیا صاحب و مدیریت خاوران
  • انوری

    محترم ضیا بسیار بجا و دقیق تحریر نموده اید و بسیار جای مسرت است که هنوز مدافعین حق و عدالت وجود دارد تا در مقابل دشمنان زبان ستیز و خون آشام برای تحقق حق و عدالت به میدان مبارزه قدم نهند. محترم ضیا در یک قسمت نوشته اید که نه پشتو، نه زبان پشتو و نه برادران پشتون کدام قصور ندارند؟؟؟؟؟؟ من چند سوالیه گذاشتم که یعنی چه؟ درست که هیچ زبان قصور ندارد. اما هستند برادران که قصور دارند اما من نمیدانم که چر ا شف شف میگوئید و شفتالو نمیگوئید. اگر به همین منوال ادامه دهیم شاید که نسل های در نسل ها از قربانی بگیرند و نوید صلح و خوشبختی را نخواهیم دید و نسل های آینده همچنان. خودت یکبار می فرمائید که برادان پ شتون ما قصور ندارند و نداشتند اما نعیم برادر داود وزیر معارف کی بود؟ شخص داود کی بود؟ محمد گل مهمند کی بود؟ مادر شاه، ظاهر شاه کی ها بودند؟ عبدالرحمن کی بود؟ فعلا" کرزی، فاروق وردگ، خرم، داودزی، س لیمان نالایق، کمال ناصر نااصول، احدی، خلیلزاد، ستانکزی، اشرف غنی وووو کی ها هستند؟؟؟؟ آیا همه شان پش تون نیستند؟ آیا همه شان به ضد کلمه دانشگاه، و دانشکده، فرهنگ، بانو، وووو نیستند؟ آیا کمال ناصر اصولی همراه با یک خانم در مورد کلمه دانشگاه به یخن جانب مقابل دست نبرد؟ پس اگر ما حاشیه روی کنیم و خاین را خاین نگوئیم و چهره ضد فرهنگ را بر ملا نکنیم ما و نسل های در نسل ها در منجلاب آتش خوایم بود. آیا جنایات محمد گل مهمند از دهن مردم شمال به فراموشی سپرده شده؟ نخیر آیا جنایات مردم منگل در قسمت مردم ش مالی به فراموشی سچرده شده؟ نخیر. محترم ضیا یگانه راه آرامش ما در پذیرش یکدیگر و احترام زبان و فرهنگ یک دیگر است. من یقین کامل دارم که زبان پشتو به زود ترین فرصت توسط خود برادران پشتون نابود خواهد شد ب رای اینکه خود شان برای خود دشمن میخرند. هیچ کس دشمن زبان کسی دیگر نیست. این وظیفه دولت است که در رشد و غنامندی همه زبان ها (فارسی، پشتو، ازبکی، ترکمنی، بلوچی، ووووبکوشد و نگذارد تا زبان های کشور ما نا بود شود. اما اگر کرزی و دیگر پشتونها اشتباهات گذشته را تکرار کنند تا زبان پشتو (اوغانی) را انکشاف ده ند بسار جفای نابخشودنی در قسمت زبان خود شان (پشتو=اوغانی) مرتکب میشوند و برعکس زبان فارسی راه انکشاف خود را میپیماید.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 378

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 176 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.