سلام به جناب سید محمد خیرخواه!

هرچند این نوشتار را بسیار زیرکانه و خیرخواهانه خواسته اید بنویسید، ا ما در درونمایه آن خیرخواهی دیده نمیشود.
مادۀ 16 را با جملۀ ساختگی مصطلحات (اصطلاحات ) علمي و ادارى ملي موجود در کشور حفظ مي گردد، پیوند داده اید. حال اینکه به همه هویداست که این جمله از سوی نا خیرخوا هان به آن افزوده شده است.
بسیار زیرکانه کلمه های بلدیه و حاکم را به خرد و استفادۀ ما میدهید. و سپس ب ا نیت غیر خیر خواهانه میگویید که نمونه چندی از این واژه ها را بطور مثال یادآوری می نمائیم:

1- رایا نه بجای کمپیوتر، دورنگار بجای فکس، آموزانه بجای حق التدریس، آمار بجای احصائیه، لیوان و استکان بجای پ یاله، فرودگاه بجای میدان هوائی، خودرو بجای موتر، مامان بجای مادر، گذرنامه بجای پاسپورت، گوشه بجای زا ویه، رویه بجای سطح، گوشه باز بجای زاویه منفرجه، گوشه تنگ بجای زاویه حاده بزه بجای جرم، کیفر بجای مجا زات، پروانه بجای جواز، ربایش بجای جذب، رایزنی بجای مشاوره، روادید بجای ویزه، چونی بجای کیفیت، چندی ب جای کمیت، سود بجای محکمه، نلوگ بجای مالیات، سملیوت بجای طیاره و یا اسامی ماه های هجری شمسی فروردین ب جای حمل، اردی بهشت بجای ثور، خورداد بجای جوزا، تیر بجای سرطان، مرداد بجای اسد، شهریور بجای سنبله، مه ر بجای میزان، آبان بجای عقرب، آذر بجای قوس، دی بجای جدی، بهمن بجای دلو، اسفند بجای حوت و امثال اینها گرچه استفاده از واژه های اخیر و امثال آنها ممکن در ادبیات کهن ریشه داشته باشد ولی در زمان حاضر برای شهروندان افغانستان چنین واژه های بیگانه و ناآشنا می نماید. و اگر در نشرات رادیو و تلویزیون و زبان ج رائید و روزنامه های ما از چنین واژه ها و امثال آنها استفاده شود یقیناً به اعتراض مردم مواجه گردیده و مقبولیت چندانی نخواهد داشت ولی کلمات و واژه های مشترک که شعراء و ادیبان بزرگ این خطه باستانی، چون م ولوی، فردوسی، رودکی، حافظ، عطار، جامی، سعدی، انصاری و غیره بکار برده اند و امروز در آثار ایشان بطور فراوان بر چنین واژه ها و کلمات برمیخوریم نمیتوان چنین واژه ها و کلمات را بیگانه خوانده بلکه اینها کل مات و واژه های اصیل فارسی دری است که بهمه ساکنان این حوزه جغرافیائی و تمدنی تعلق دارد و برای ملت ما بیگانه و ناآشنا بشمار نمی رود.

شما تلاش بیهوده نکید که به ما زبان بسازید. ما خود دانیم چه گوییم و چ ه بنویسیم.
بلی من هم رایانه مینویسم و هم کمپیوتر را، هم دورنگار مینویسم و هم فکس را، هم آموزانه را و هم حق التدریس، ولی آمار را بجای احصائیه مینوسم، پیاله را بدون لیوان یااستکان، هم فرودگاه را و هم م یدان هوائی را، هم خودرو را و هم موتر را، ولی مادر را بجای مامانمینویسم تشویش نکنید، هم گذرنامه را و هم پاسپورت را، هم گوشه و هم زاویه را ، هم رویه را و هم سطح را، اگز بخواهم هم گوشه باز را و هم زاویه منفرجه هردو را مینویسم، هم بزه را هم گناه را هم جنایت و هم جرم را، هم کیفر را هم جزا را، هم مجازات ر ا و هم سزا رامینویسم، هم پروانه را هم جواز را، هم ربایش را هم جذب را، هم رایزنی را هم مشاوره را، هم مشوره را، هم پند را هم اندرز را، هم روادید را وهم ویزه را، هم چونی را و هم کیفیت را، هم چندی را و نی ز چندو چون را، هم کمیت مینویسم، هم دادگاه را (نه سود را که کلمۀ روسی است و شما از شرخواهی افزوده اید .) و هم محکمه را، (نه نلوگ را که روسی است و شما از شرخواهی افزوده اید. اما مالیات، مالیه ها را مینوی سم، نه سملیوت را (نه سملیوت را نه که روسی است و شما از شرخواهی افزوده اید.)اما طیاره را، بلی طیاره ر ا، هماپیما را و همه نامهای ماه های هجری شمسی را هم فروردین را و هم حمل را، هم اردیبهشت را و هم ثورر ا، هم خورداد را و هم جوزا را، هم تیر را هم سرطان را، مرداد و اسدرا ، شهریور و هم سنبله، مهر و هم میز ان، آبان هم و هم عقرب را، آذر را و هم قوس را، هم دی را و هم جدی را، هم بهمن را دلو، هم اسفند را و هم حوت را
خدا شمارا به داین بدخواهی خیر دهد.