Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
مقــالــه دوم، پیــرامـــون: یگـــانگی زبــان فــــــارسی در دهــکده جهـــانی PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - زبــــان
نوشته شده توسط پروفیسور رسول رهین   
شنبه ، 21 خرداد 1390 ، 11:45

مقــالــه دوم، پیــرامـــون: یگـــانگی زبــان فــــــارسی  در دهــکده جهـــانیوقتی، دوستی ازقول  داستان نویـــس و ادیب بـزرگ انگلیسی بنام ویلیام شکیسپیر نقل کرده گفــــته بود:
"سیاسیون اول بســــوی تانپروفیسور رسول رهین لبخند میزنند بعد شما را مسخره میکنند بعدبا کمی تعمق فرهنگ و زبان تان را پایمال میکند. پس ای آنانیــــکه زبان و فرهنگ تــــــان را بیشتر از هرچیزدیگر دوست دارید نگذارید هــــمه چیز تـان رااز پیش تان بدزدند!"

جای شک نیست که زبان در درازناي تاريخ از زاويه هاي گونه گونی مورد توجه بوده است؛ چنانچه اهل نجوم ميان نام ها كه جزء اساسي زبان است با ستارگان ارتباط محكمي مي ديدند و از همين ناحيه طالع وبخت انسان را بررسي مي کردند. سحر كلام از روزگاران پيشين ميان ابناي بشر شناخته شده است، افسونگران به ياري كلمات گزندگان را رام مي‌كنند و جادوگران مخالفان را با نيروي الفاظ وكلمات مورد حمله وتهديد قرار مي دهند.

رهبران اجتماعي و سياسي، از زبان بعنوان وسيله‌ موثري، براي تشويق وتخويف دوستان و دشمنان سود جسته اند و چه بسا كه در جهان امروز رشته هاي متعددي براي تعليم وتربيت در دانشگاه هاي جهان وجود دارد و از آن طرفه‌تر، بالا گرفتن نقش جنگ رواني و توجه به رسانه هاي همگاني در عصرماست كه زمانه‌ حاضر را «عصر ارتباطات» لقب داده است. 

ابن خلدون در اثر معروفش «مقدمه ابن خلدون» گزارشاتي درج كرده است كه برپايه آن جوامع بشري سالها پيش اثر زبان را دريافته بودند و به ياري الفاظ دردها را مداوا و بلاها را دفع میکردند. دانشوران مسلمان بر اين مسأله كه معجزه بزرگ حضرت محمد«ص» از جنس كلام بوده است، اتفاق نظر دارند و اين امر اهميت زبان را در روزگار ما نمايان مي‌سازد. شماري از مفسران قرآن زبان را عطيه خاص خداوند براي بشر مي انگارند و برادعاي خويش «وعلم الآدم اسماء كلها» را حجت مي‌آورند و باري هم به «الرحمن. علم القرآن. خلق الانسان. علمه البيان» تمسك مي جويند. در سده هاي پسين در مغرب زمين فلسفه‌اي بظهور رسید كه به «فلسفة تحليلي» مشهور است و زبان در اين دستگاه فلسفي نقش تعيين كننده دارد. باین پیش در آمد میتوان  زبان را از شاخصه هاي بنيادي انسان شناخت و گفته حكيم بزرگ يونان، «ارسطو» را که انسان را «حيوان ناطق» خوانده و نسبت به ساير جانداران برتر شمرده است، پذیرفت.

 

در میان سایر زبانهای عالم، بر تری و والایی زبان فارسی نزد ملیونها مسلمان جهان درآنست که پیغمبر اسلام (ص) بشارت داده بود که فارسی زبانان حاملان نیرومند برای اشاعه دین و تمدن اسلامی خواهند بود. دیدیم دین اسلام در یک کشور عربی ظهور کرد، اما زبان فارسی نسبت به عربی سهم بیشتری در اشاعه، ترویج و گسترش آن در جهان ایفا نمود. یعنی زبان فارسی با داشتن ظرفیت علمی وفرهنگی باستانی به سرعت در بخشهای خاوری جامعه اسلامی، از آناتولی تا هند به زبان میانجی مبدل شد و در حدود شش سده، ادب فارسی در منطقه ای که امروزه دربرگیرنده ترکیه تا بنگال است به کار گرفته شد.  ونیز دیدیم که درعصر اکبر (امپراتور مغول)، فارسی به زبان رسمی دولتی و همچنین متصرفات او تبدیل شد و شعر فارسی نیز همراه با فرم، تصورات، موضوع و نقش مایه هایش به سرمشقی درخشنده برای شعر ترکی و شاعران هندی که به فارسی شعر می سرودند مبدل گردید.

قرآن شناس، زبان شناس وپژوهشگر نامی انگلیس، آقای جفری آرتور را عقیده برآنست که: "... بیست و هفت کلمه قرآن ریشــه فارسی دارد، از جمله: سجیل (= معرب سنگ وگل)، اباریق (= جمع ابریق، معرب آبریز، تـــــنور، مرجان)، میسک (= معرب میشک)، کورت (= کورشدن، تاریک شدن)، تقالید (= قلاده، جمع تقلید)، بیع (= خرید و فروش، بیعانه[بیانه] قسمتی از پیش پرداخت)، زنجبیل (= معرب زنجفیل)، سرادِق (= سراپرده)، سقر (= جهنم، دوزخ)، سجین (= نام جای دردوزخ، زندانی)،  سلسبیل(= سلیس، نرم، روان، گوارا، می خوشگوار، نام چشـــمه ای در بهشت)،  ورده (= پرگه، گل سرخ)، سندس (= دیبای زربفت لطیف وگران بها)،  قرطاس (= کرباس، کاغذ، جمع آن قراطیس)،  اقفال (= جمع قفل، کافور، یاقوت... "  وغیره می باشند. (175)

گویا زبان فارسی درجریان دهها سدۀ تاریخی بمثابه زبان حوزۀ تمدنی بخشی از آسیا وزبان دوم جهان اسلام ازموقعیت وعظمت فرهنگی ویژۀ برخوردار بوده است. زبان فارسی اکنون در ردیف زبان های بین المللی جهان نظیر انگلیسی،آسپانیایی، فرانسوی، روسی، عربی، آلمانی، و... ؛ مقام شامخ ومرتبه همسنگی علمی ـ فرهنگی ـ اقتصادی وسیاسی دارد.  اکنون عظمت فرهنگی زبان فارسی درحوزۀ تمدنی قارۀ آسیا بزرگی می کند و دارد به کمک وسایل مدرن اطلاعات فرا قاره یی از سرحد قاره ها عبور نماید. چنانچه همین اکنون مثنوی مولوی بلخی عقول وقلوب جهان غرب صنعتی ـ اروپا وامریکا  را تسخیرکرده، قدمهای استواری بسوی جهانی شدن برمیدارد. گویا، حالا جهانیان با فرهنگ وبا هوش، بمقام شایسته سالاری و ظرفیت فرهنگی، علمی وادبی مثنوی مولوی بلخی پی برده و محترمانه آنرا درک وستایش می کنند وبه آن ارج وحرمت فراوان می گذارند.

زبان فارسی دری که در افغانستان به دری، در ایران به فارسی و در تاجیکستان به تاجیکی مسمی است زبانیست که در دل تاریخ پر افتخار چند هزار ساله خود خوابیده است که در طول تاریخ بعضی ازگروه ها کوشیده اند تا آنرا در تحت شعار های گوناگون از پا در آورند، اما این خود آنها بودند که از پا در آمدند. هر زبان بالای داشته های خود استوار است که این داشته ها میتوانند شامل متکلمین متمدن، داشته های ذاتی و بانیان فرهیخته باشدکه زبان فارسی دری دارای همه این داشته ها و سجایای عالی است که توانسته این زبان  گشن بیخ را از همه تهاجمات نا سالم وا رهاند.

حالا گسترۀ زبان فارسی با قدرتمندی و غنامندیی که دارد تنها به هندکبیر و جغرافیای اناتولیه محدوده نمانده، بلکه دراندک زمانی بدلیل پذیرش، زیبایی کلام، خوش آوازی، شیرینی واقبال عام خود، زبان درباری، زبان دیوانی، زبان اداری ورسمی چندین کشور فرهنگ پذیر جهان گردیده است. بگفته یارشاطر: "... ازسرزمینهایی که زبان فارسی درآنها رایج بوده ویا هم اکنون رایج می باشد، [ ایران ] افغانستان، تاجکستان، بلو چستان، مناطق پتهان پاکستان، جوامع فارسی زبان درهندوستان، نواحی اوستیک وتالش در قفقاز، آذربایجان، کردستان...، ومناطقی همچون آسیای مرکزی، مقدونیه،..." را میتوان نام برد. (173)        

باید دانست که زبان فارسی ازقدیمترین زبان ها واز گروه زبان های هندو اروپایی است. این گروه زبانی مجموعه ای از چندین زبان را شامل می شود که بزرگترین جمعیت جهان به این گروه زبانها سخن میگویند وصد ها واژه مشترک و تک ریشه میان سایر زبانهای هندو اروپایی و فارسی وجود دارد.  ریشه بسیاری از کلمات اساسی زبان های اروپایی مانند:  پدر ـ برادر ـ خواهر ـ مردن ـ و...و...و یکی است. اززبان فارسی امروزه دهها کلمات بین المللی مانند: بازار ـ کاروان ـ کیمیا ـ شیمی ـ الکهل ـ بانک ـ بلبل ـ شال ـ شکـر ـ لیمون ـ تایگر ـ کلید ـ لب ـ تو ـ من ـ وغیره را میتوان تا 700 کلمه که تا حال شناخـته شده اند، نامبرد که در بیشـتر زبانهای جهـان راه پیـــدا کرده اند. همین اکنون چنانکه گفته آمدیم بکمک زبانشـناسان جدید بیشـتر از 200 واژۀ فارسی  را میتوانیم در زبانهای ـ قرقزی، قزاقی، ایغوری می یابیم که بمرور سده ها ازاینسوی دریای آمو بآن سو نفوذ کرده دربین اهالی شریف و نجیب قرقزی، قازاقی و ایغوری متداول و جزء زبان ایشان گردیده است.  

همین اکنون، دامنه گسترش ووسعت آموزش زبان فارسی درنهاد های دانشگاهی جهان بمثابه یک زبان علمی وفرهنگی از اهمیت بالای برخوردار است. امروزآموزش زبان فارسی دردهکدۀ جهانی تقریباً در همۀ کشورهای جهان صورت میپذیرد. چون ذکرنام همۀ نهاد های آموزشی دانشگاهی زبان فارسی در کشور های مختلف جهان حرف مارا به درازا می کشاند صرف با ذکر چند نامی  بگونه مثال اکتفاء می کنیم. تنها درایالات متحده امریکا بکمک زیاده از 500 نفر پروفیسور ایرانی تباردربیشتر از صد دانشکده و دانشگاه، زبان فارسی آموزش داده می شود، مانند: دانشگاه جورج واشنگتن، هاروارد، اییل، پرنستون، ستن فورد، برکلی، دانشگاه اوهایو... و...و. همچنان آموزش زبان فارسی در دانشگاه دورهایم، دانشگاه مانچستر، در بریتانیا ؛ دانشگاه گری نُوبلی، دانشگاه پاریس، در فرانسه ؛ دانشگاه بامبرگ، دانشگاه هُوم بُولد، دانشگاه هامبورگ، دانشگاه لودویگ مکسی میلیین، دانشگاه گویته، در آلمان فدرال، دانشگاه اُوپسلا،در اوپسلا، سویدن ؛ دانشگاه مادرید، دانشگاه سی فیلا، دانشگاه بارسیلونا، دراسپانیا ؛ دانشگاه روم، دانشگاه پافیا، دانشگاه میلانو، درایتالیا ؛ دانشگاه مُومبای، دانشگاه دهلی، در هندوستان؛ دانشگاه قـــائدِ اعظم، دانشگاه اسلامی بهاوالپور، دانشگاه بهاوالدین ذکریا، در پاکستان ؛ دانشگاه انقره، دانشگاه بوگازیسی، درترکیه ؛ دانشگاههای مسکو، قازان، خارکف، دانشگاه سنت پترزبورگ، آکادمی سازمان فدرال ضدجاسوسی، انستیتوت کشورهای آسیا و آفریقا، دانشگاه دولتی ساراتف، دانشگاه دولتی داغستان، دانشگاه دولتی باشقیرستان، دانشگاه دولتی آستیا، در روسیه فدراتیف... و...و. را میتوان نام برد.

واهمیت وارزش فرهنگی فرا قاره یی زبان فارسی تا آن حد رسیده است که، بمنظور انسجام وتدوین اسلوب قواعد گویشی یکسان ورشد متعادل ادبی وفرهنگی آن، میان فارسی گویان جهان ومنطقه، درهرچند سال همایشهای بین المللی استادان ومحققان زبان وادبیات فارسی در کشورهای بزرگ جهان از جمله ایران، تاجیکستان و افغانستان دایر میشود و درآن پژوهشگران، دانشمندان و استادان زبان فارسی از کشورهای ایران، افغانستان، تاجیکستان، اوزبکستان، هندوستان، پاکستان، ترکیه وسایر کشورهای جهان جمع می آیند و در باره انکشافات تازه و پژو هشهای جدید زبان فارسی و ادبیات غنی آن تبادل نظر و گفتگو های جامع و سودمندی مینمایند. به همین سلسله  نخستین همایش تاجیکان و فارسی زبانان جهان به تاریخ دهم سپتمبر 1992 میلادی درتاجیکستان، زیر شعار "گنگر ه تاجیکان جهان" به ابتکار جاویدان یاد عاصمی رییس اکادمی علوم تاجیکستان وهمکاری جناب مومن قناعت ودیگر شخصیتهای فرهنگی وادبی تاجیکستان، افغانستان و ایران درشهر " دوشنبه " تشکیل گردید. درهمایش نماینده گان تاجیکان وفارسی زبانان 12 کشور ازسه قاره جهان دعوت شده بودند. در جلسه عمومی انجمن بین المللی تاجیکان وفارسی زبانان، به نماینده گان همایش امکان سخنرانی فراهم شد. هشتصد تن از تاجیکان و فارسی زبانان 12 کشور جهان ازجمله 25 نماینده از انجمن نویسنده گان افغانستان اشتراک ورزیده بودند.

در جمله مصوبات نخستین "کنگره ء تاجیکان جهان " به اراده آزاد فارسی زبانان این حوزه فرهنگی، تصویب شد که در ماه جون سال ( 2008 ) مقامات بلندپایه افغانستان ایران وتاجیکستان "مرکز پخش رادیو تلویزیون مشترک این سه کشور فارسی زبان" را درتاجیکستان تعیین نمایند. (179)

به ادامه اولین، دومین، سومین و چهارمین کنگره فارسی زبانان جهان، پنجمین همایش بین المللی پژوهشگران و استادان زبان و ادبیات فارسی در سال 2006 میلادی باز در شهر دوشنبه دایر گردید. پنجمین انجمن بین المللی استادان و محققان زبان و ادبیات فارسی در نهم مارچ در شهر دوشنبه مرکز تاجیکستان به کار آغازکرد. در این همایش علمی بیش از چهل پژوهشگر ازکشورهای ایران، افغانستان، اوزبکستان، آمریکا، پاکستان، هند و برخی از کشورهای دیگر جهان شرکت داشتند. این همایش که به ابتکار فرهنگستان علوم تاجیکستان و رایزنی فرهنگی ایران در تاجیکستان برگزار شده بود. در طول دو روز همایش بیش از 60  پژوهشگر پیرامون موضوعات مختلف مربوط به زبان وادبیات فارسی سخن رانی کردند.

چنانچه در افتتاح پنجمین انجمن بین المللی استادان وپژوهشگران زبان و ادبیات فارسی محمدشاه هلال اف، رئیس فرهنگستان علوم تاجیکستان هدف این همایش را بررسی پژوهشهای تازه در مورد تاریخ زبان و ادبیات، تشکل و تکامل آنها و همچنین تحلیل گسترده اصول جدید تعلیم و تدریس زبان و ادبیات فارسی درکشورهای فارسی زبان عنوان کرد.

قهرمان سلیمانی، رایزن فرهنگی ایران در تاجیکستان این همایش را فرصتی مناسب برای تبادل افکار و اندیشه و تجارب محققانی خواند که در حوزه زبان فارسی در کشورهای مختلف جهان مشغول پژوهش هستند  او گفت : " ما چهار دوره این انجمن را قبلا در ایران برگزار کردیم و دیدیم که حتی این انجمن اگر هیچ سخنرانی علمی هم نداشته باشد - که این طور نیست و در همین انجمن پنجم بیش از 60 سخن رانی عرضه خواهد شد- آگاهی دانشمندانی که در این زمینه کار می کنند از کار يکديگر مغتنم است. یعنی آنها از شیوه کار همدیگر، از تحقیقات و گزارشهای علمی که دارند مطلع می شوند. این گفتگو و همراهی این دانشمندان می تواند موجب گسترش و تقویت زبان فارسی بشود." (180)

اما نکته یی که در آغاز همایش در چند سخنرانی به آن تاکید شد،  بخشیده به نام زبان فارسی در کشورهای مختلف گویشوران آن بود. علی اشرف صادقی، معـاون فرهنگستان زبان و ادب فارسی ايران با ارائه توضيحاتی در زمینه به تأکید گفت: "توضیح یک نکته را ضرور می دانم و آن ضرورت بررسی ریشه های زبان فارسی ایران، فارسی دری افغانستان و فارسی تاجیکی تاجیکستان هست. ما تا قرن گذشته یک نام بیشتر برای این زبانها نداشتیم و آن زبان فارسی بود. هرچند که از اواخر دوره ساسانی تا بدین سو این زبان در ایران به نام فارسی دری شناخته می شد و گاهی بدون کلمه فارسی با نام دری از آن نام می رفت."

انتظارات ما در مجموع اینست که ما بتوانیم از این همایشها و تداوم چنین همایشها چه در حوزه ایران، افغانستان، تاجیکستان و سایر کشورها که در گذشته با ادبیات فارسی دری آشنا بودند، از هند تا ترکیه و تا ختن چین بتوانند چنین گردهمایی ها را برگزار کنند و توانند برای جهانی سازی زبان فارسی کار کنند."

سپس شرکت کنندگان پنجمین انجمن بیانیه های خودهارا قرائت کردند. بر اساس اسناد انجمن، بیانیه های شرکت کنندگان به مسایلی نظیر اتخاذ توجه بیشتر به آموزش زبان فارسی در تاجیکستان، ضرورت تهیه برنامه مشخصی در زمینه تبادل دانشجویان و استادان دانشگاهها و مراکز علمی ایران و تاجیکستان و افغانستان، تاسیس یک دفتر ویژه تدوین کتب درسی در ایران، افغانستان و تاجیکستان، برای کلیه علاقمندان آموزش زبان و ادبیات فارسی در سراسر جهان تاکید شد.

در این بیانیه ها دو پیشنهاد جالب دیگر نیز مطرح گردید. محمد سلیم اختر، محقق زبان فارسی از کشور پاکستان گفت: "بر اساس پیشنهاد شرکت کنندگان جهت همگون سازی اصطلاحات علمی و فنی در کشورهای فارسی زبان یک کمیته مشترک اصطلاحات تاسیس گردد. همچنین به دبیر کل یونسکو پیشنهاد شد که به سبب داشتن بیش از 200 میلیون گویشور در سراسر جهان، زبان فارسی (دری، تاجیکی) در ردیف یکی از زبانهای یونسکو پذیرفته شود و در سطح بین المللی به این زبان توجه بیشتر مبذول گردد". بر اساس یک پیشنهاد دیگر قرار گذاشته شد که ششمین همایش بین المللی استادان و محققان زبان و ادبیات فارسی درسال 2008 در افغانستان برگزار گردد.  (181)        

درنتیجه نشست پنجمین انجمن بین الملی استادان و محققان زبان فارسی، روئسای بخشهای ادبیات شناسی، زبانشناسی و بخش اصول تدریس و تحقیق، پیشنهاداتی راکه در جلسات این بخشها از سوی محققان ارائه شده بود،  جمع بندی کرده بحیث سند تاریخی  انجمن ثبت و محتوای آنرا به مؤسسات بین المللی از جمله یونسکو اطلاع دادند.

اشتراک کنندگان این نشست باردیگر به سازمان آموزشی، فرهنگی و علمی یونسکو تأکید کردند که هر چه عاجل در باره شمول زبان فارسی در زمره زبانهای  ملل متحد کار کرده نقش سازنده و علمی و فرهنگی و کلتوری آنرا در میان سایر زبانهای زنده و پر تحرک جهان روشن سازد.

 

ششمین همایش مجمع بین المللی  استادان و محققان  زبان و ادبیات فارسی باشتراک کشورهای تاجیکستان، افغانستان، ایران وسایر کشورهای دارای  فرهنگ آریایی در شهر زیبای تهران در حالی دایر گردیدکه بر اساس پیشنهاد پنجمین مجمع استادان زبان فارسی منعقده دوشنبه، تاجیکستان بایست درسال 2008 در افغانستان برگزار میشد، اما آنطور نشد و بتاریخ 25 جدی 2008 با آغاز سخنراني‌هاي استادان ايراني و غيرايراني در دانشگاه تهران پي گرفته شد. اشتراک کنندگان با بررسی موقف فعلی زبان فارسی در کشورهای آسیای میانه و عکس العمل سیاستمداران غیر ایرانی در بطی سازی انکشاف فارسی صحبت های همه جانبه کرده افتتاح تلویزیون مشترک بین سه کشور  فارسی زبان  ایران، تاجیکستان و افغانستان را درشهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان باردیگربرجسته ساخته واز تأسیس شبکه جهانی انترنتی بین کشورهای فارسی زبان آگاهی دادند.

هرچند دوره هفتم نشست مجمع بين‌المللي استادان زبان و ادبيات فارسي تا هنوز دایر نگردیده است و باز هم انتظار میرود که درین مرحله کشور فارسی زبان  افغانستان سهم خودرا ایفا کند، ولی تا حال از طرف دولت افغانستان درین راستا آمادگی نشان داده نشده است،  اما فرزندان اصیل، چیز فهمان و زبان دوستان و پژوهشگران زبان فارسی دری  درهیچ گوشه و کنار جهان آرام نه نشسته اینجا و آنجا آواز رسای خودرا در راه رشد و انکشاف  زبان و فرهنگ فارسی  بالا کرده، انجمن ها و بنیادهای ملی و بین المللی فارسی زبانان را در سراسر کشورها ی جهان و افغانستان طرح ریزی کرده، انکشاف و رشد سریع زبان و ادبیات فارسی دری را در رأس اهداف و مرامهای خود قرارداه اند.  چنانچه ایجاد و تأسیس "بنیاد فارسی زبانان جهان – اروپا"، "انجمن فارسی زبانان آسیا – لندن"، "انجمن تاجیکان و فارسی زبانان افغانستان – کابل" "جشنواره گل سوری" نمونه های خوبی از انکشاف زبان فارسی دری در میان افغانستانیها در داخل و خارج کشور میباشد.

بنیاد فارسی زبانان جهان:

"بنیاد فارسی زبانان جهان- اروپا" که به ابتکار شورای فرهنگی افغانستان– سویدن، پا بعرصه هستی گذاشته است، صدای رسای فارسی زبانان جهان را در سراسر اروپا بلند و هسته مرکزی آنرا در سویدن تأسیس کرده است. قرار بود رهبری بنیاد فارسی زبانان جهان در اروپا در یک نشست  فارسی زبانان افغانستان که در شهــــر بیورویک، هالیند باشتراک هیأتی از بنیاد پیوند، تاجیکستان دایر و فدراسیون بین القاره یی فارسی زبانان جهان را بررسی نماید، اما بنابرعدم اداره شفاف و منظم، کنفرانس به بیراهه رفت و کار تأسیس فدراسیون فارسی زبانان جهان به آینده موکول گردید. (189)

 

یقین داریم  بمحض اینکه زمینه تأسیس فدراسیون فارسی زبانان جهان آماده وهمکاری مشترک میان بنیادهای فارسی زبانان تاجیکستان، ایران و افغانستان آماده گردد، دشواریها پشت سر میرود و بنیاد فارسی زبانان جهان - اروپا میتواند مرام و اهداف آتی را که برای یگانگی تاجیکان و فارسی زبانان جهان در سر خط اهداف خود قرار داده است بکرسی نشاند:

1) بنیادارتباط بین تمام فارسی زبان جهان از جمله ایران، افغانستان و تاجیکستان را تأمین میکند.

2) فرهنگ اصطلاحات مشترک کشورهای فارسی زبان، دارای گویشهای متفاوت را ترتیب میدهد.

3) فرهنگ ها و قاموسهای هم آهنگ زبان فارسی را تنظیم ودر توسـعه و اشاعه دانش و فن واژه سازی و واژه گزینی برای استمرار بخشیدن به پویایی زبان فارسی در دراز مدت کارمیکند.

4) بنیاد با در نظر داشت رشد تکنالوژی در سطح بین المللی، واژه گزینی کرده، به ایجاد شبکه های زبان شناسی و واژه شناسی  واحد درداخل کشور ودر کشورهای فارسی زبان می پردازد.

5) تلاش در پالایش زبان و گویش های مختلف در کشورهای فارسی زبان برمبنای  پژوهش های زبان شناسی و در جهت نزدیک تر کردن آنها با یکدیگرمی نماید.

6) در راه شناسایی جهانی زبان فارسی کوشیده و در قبولاندن آن بحیث یکی از زبانهای رسمی ملل متحد میکوشد.

7)کوشش می نماید ابتدا دیپارتمنتهایی برای فرا گیری زبان فارسی در دانشگاههای اروپایی وامریکایی باز وتاسیس دانشگاه زبان و ادبیات فارسی در سطح منطقه را برای کلیه فارسی گویان و تجهیز این دانشگاه تا سطح تحصیل دکتورای زبان فارسی در دستور کارخود میداشته باشد.

8) ارتباط مستقیم و کاری بانهاد ها و انجمن های همرنگ تاجیکستانی و ایرانی خود بر قرار و زمینه تشکیل فدراسیون فارسی زبانان جهان را هموار میسازد.  ونیـز ارتباط بین فرهنگستان ها و مراکز دانشگاهی و پژوهشی کشورهای فارسی زبان برقرار و ازین طریق ایجاد هم آهنگی های لازم بین کلیه فارسی زبانان جهان را تأمین میکند.

9) بامراکز آموزشی، بنیاد های فرهنگی، تلویزیونهای خصوصی در جهت برقراری ارتباط گامهای مهم برداشته  وآنان را در عرصه تقویت و پاسـداری از زبان و ادب فارسی تشویق می نماید.

10) ونیز با والدین اطفال فارسی زبان کار کرده ایشان راتشویق وترغیب می نماید تا در تربیه اولادهای خود به فرهنگ، زبان وادب فارسی اهتمام لازم بکار گیرند.

11) بنیاد برکار تخصصی با دانشجویان قلمرو ادبیات فارسی تأکید کرده میکوشد روحیه شکسته و صدمه دیده دانشجویان فارسی رابه آینده شگوفای زبان فارسی دری امیدوار سازد.

12) بنیاد به  دانشجویان زبان فارسی روحیه میدهد، تا از قلمرو کوچک زبان فارسی به دنیای پهناور ادبیات فارسی داخل شوند. ایشان بلاک بندی ها وتلقینات کاذبانه به اصطلاح تهاجم فرهنگی ایران وسایر کشورهای همجواررا خنثی نمایند.

13) بنیاد از تمام حامیان خود می طلبد از استعمال واژه ها و کلمات تحمیلی اجتناب کرده بجای آنها واژه های سچه و اصیل فارسی رابکار برند. 

جشنواره "گل سوری" :

گام عملی وجسورانه دیگری درراه نزدیکهای فرهنگی و  ادبی سه کشور فارسی زبان؛ افغانستان ایران وتاجیکستان درکابل، افتتاح جشنواره " گل سوری " بود. جشنواره  گل سوری در 6 سنبله سال 1387 خورشیدی سرانجام پس از صدها سال وقرنها تأخیر، در دل خونین آسیای آتشدل وبیدار، به ابتکار "بنیاد اندیشه "  برگزارگردید. درین جشنواره از جمله پنجصد شعر از سخنوران افغانستان، تاجیکستان وایران نزدیک به صد شعر وارد رقابت آزاد گردید واز آن میان، سه شعر از سه شاعر زادگاه دقیقی ورابعه بلخی، شایسته مقا مهای اول دوم وسوم شناخته شدند. اشعار شایسته مقامهای اول ودوم وسوم و9 شعر برتراز سوی "هیأت داوران" ارزیابی، نقد و گزیده شد.

هرچند از شیوه بیان گزارشگر بی.بی.سی نا گفته پیدا بود که رهبران سیاست فرهنگی دولت اسلامی وبریتانیای کبیر، با برگزاری جشنوارهء گل سوری چندان خوشبینی نداشته اند، زیرا گزارشگر بی.بی.سی. خلاف راه ورسم واصول ژورنالستی آگاهانه یا نا آگاهانه به ذکر نامهای داوران وبرنده گان جوایز نه پرداخته بود. نام کامل وهویت " بنیاد اندیشه" نیز به علت تعصب تباری کارگزاران بخش فارسی بی.بی.سی. مثله وحذف شده بود. اگر چنین تعصبی درمیان نمی بود ؛ اصولا باید "بنیاد اندیشه" به درستی معرفی میشد، خبر جشنواره سوری شامل: چی وقت ؟ درکجا ؟ وازسوی کی ؟ به کدام اهداف ؟ و بنام کی پایه گذاری  شده ا ست ؟ میبود. سوال از دستگاه بی بی سی اینجاست که چرا این ابتکار فرهنگی به گونه مشاعره "محمدگل مومند" وسایر نشستهای تبارگرایانه کشور در رسانه های دولتی وبیرون مرزی بازتاب گسترده نیافت؟چرا نا مهای تمویل کننده گان این همایش بین المللی پنهان شد؟ و چرا شماری از استادان دانشگاه کابل، کانونهای ادبی، شخصیتها ومقامات بلند پایه فرهنگی به دعوت کارگزاران " بنیاد اندیشه " تمکین نشان داده ودر نخستین همایش سه کشور فارسی زبان اشتراک فعال نداشتند ؟ (191)

چرا میان گفتارو کردار رهبران سیاست خارجی افغانستان چنین شگافهای ژرفی به نظر میرسد؟ ومغایر شعارهای میان تهی ادعای دوستی با همسایه گان، کینه وخصومت نژادی قومی زبانی و ادبی خودرا آگاهانه یا بر اساس ترسب تعصبات سنتی دوران استبداد استعماری شاهان وامیران گذشته عریان میکنند و بر هرگام مثبت، حلقه ها و کانونهای ادبی و فرهنگی تاجیکستان ایران وافغانستان با بدبینی وکژنگری، مهرسیاه تحریک و نفوذ بیگانه میزنند و نظر ناموزون شان دررسانه های دولتی وغیر دولتی درون مرزی وبیرون مرزی بازتاب لازم وگسترده پیدا میکند. و...و. (192) ولی بنابرفرضیه معروف علمی که در مقابل هر عمل عکس العمل قویتری بوجود می آید، تاجیکان وفارسی زبانان  کشور بخاطر پاسخ محکم به عکس العمهای نا موزون و نامشروع بد اندیشان به سراغ جشنواره های دیگری رفتند که جشنواره "قندپارسی" نمونه دیگری از مساعی فارسی زبانان کشور میباشد.  

 

جشنواره "قندپارسی":

تازه ترین همایش فارسی زبانان جهان برگزاری پنجمین جشنواره "قند پارسی" از جانب "خانه ادبیات افغانستان"  میباشد که با اهدای دوره نخست "جایزه ادبی نوروز" توأم بود. این نهاد به روال معمول چند سال اخیر با برگزاری یک رشته مراسم در تهران، دهها تن از اهل قلم افغانستان را در کنار شاعران و داستان نویسانی از ایران و تاجیکستان گرد هم آورده  و به معرفی آثار برگزیده داستانی و شعری افغانستان پرداختند.  در این جشنواره، 35 اثر شعری و 12 داستان از میان آثار فرستاده شده از سوی بیش از 170 شاعر و حدود 70 داستان نویس در رقابت نهایی شرکت داده شدند.

در بخش داستان و رمان، هیأت داوران جایزه ادبی نوروز را به  ببرک ارغند نویسنده رمان"پهلوان مراد و اسپی که اصیل نبود" داد، جایزه مشترک بهترین رمان چند دهه اخیر‌ افغاستان را به رمان "گلیم‌باف" نوشته تقی واحدی به دلیل بازتاب رنج زنان افغانستان و "هزارخانه خواب و اختناق" نوشــــــته‌ عتیق رحیمی به دلیل نوآوری در روایت و زبان محکم آن اهدا کرد. (195)

در این مراسم همچنین از مجموعه داستان "آشار" نوشته‌ عبدالواحد رفیعی و مجموعه داستان خانم جورج نوشته‌ مریم محبوب‌ تقدیر شد و جایزه بهترین مجموعه داستان دهه‌ افغانستان به مجموعه داستان "عسکرگریز" نوشته‌ محمد‌آصف سلطان‌زاده به دلیل سوژه های ناب و بازتاب واقع بینانه پیامدهای جنگ افغانستان اهدا شد.

در همین حال، برگزیدگان پنجمين جشنواره‌ ادبی «قند پارسی»، وي‍ژه شعر و قصه‌ جوانان افغانستان، نیز معرفی شدند. در این جشنواره زهرا حسين‌زاده، محمدتقی اکبری و محمدصادق عصيان در بخش شعر پایداری، سيدعليرضا جعفری، غلامرضا ابراهيمی و علی جعفری در بخش آزاد شعر کلاسيک، امان‌الله ميرزايی، حکيم علی‌پور و فاطمه روشن در بخش آزاد شعر نو، به ترتیب برندگان اول تا سوم رقابتها بودند.

همچنين در بخش داستان، حبيب‌الله صادقی، سيدعلی موسوی و معصومه حسينی، به ترتیب مقامهای اول تا سوم را از آن خود کردند و امان پويامک هم شايسته قدردانی دانسته شد.

در دوره پنجم جشنواره‌ی ادبی "قند پارسی"، محمدعلی سپانلو، مصطفی محدثی خراسانی و علی‌محمد مؤدب از ايران و قنبرعلی تابش و حفيظ الله شريعتی از افغانستان داوران بخش شعر، بلقيس سليماني از ايران و حميرا قادری و محمدحسين محمدی از افغانستان داوران بخش داستان بودند.

در گزارش جشنواره آمده است که با توجه به اينكه جشنواره قند پارسی، وي‍ژه شعر و قصه جوانان افغانستان بود، شركت‌كنندگان ايرانی و تاجيكستانی در بخش مسابقه سهم نداشته اند، اما از حضورشان در جشنواره، به عنوان مهمان وي‍ژه، قدردانی شده است. (196)

جان مطلب اینجاست که این دور جشنواره را وزارت اطلاعات وفرهنگ افغانستان با واکنش مثبت  به برگزاری آن تقدیر کرد. در پیام داکترسید مخدوم رهین وزیر اطلاعات و فرهنگ آمده است: "من اقدام نیکو و به‌سزای «خانه‌ ادبیات افغانستان» ونهادهای همکارشانرا در برگزاری پنجمین احتفال «قند پارسی»‌ و نخستین دوره‌ «جایزه ادبی نوروز»، همراه با بزرگ‌داشت نویسنده‌ گرامی، آقای محمد‌جواد خاوری، درخور ستایشِ فراوان می‌دانم، و آرزو می‌برم این اقدام در بازشناسی ادبیات فارسی دری، به ویژه شعر و قصه‌ جوانان، دستآوردهای گوارایی را در پی داشته باشد."

گفتنی است که در مراسم امسال از کارنامه ادبی محمد جواد خاوری به عنوان داستان نویس و پژوهشگر که کارهای تحقیقی اش در این زمینه در دهه های اخیر در افغانستان بی نظیر به شمار آمده، تقدیر شد. ابوطالب مظفری، شاعر و منتقد ادبی، او را از پیشتازان داستان نویسی در مهاجرت خوانده گفت که آثار او روی جریان داستان نویسی جوانان افغانستان تأثیرات زیادی داشته است.

در این مراسم از "امثال و حکم مردم هزاره" و "قصه های هزاره های افغانستان" به عنوان آثاری نام برده شد که آقای خاوری در آنها برای نخستین بار دست به یک کار علمی و کارشناسانه زده بود. در حالی که پیش از آن در این عرصه کار چندانی صورت نگرفته است. به نظر منتقدان، او فرهنگ عامیانه را با مفاهیم مدرن در کار تازه اش، مجموعه داستانی "گل سرخ دل افگار" در هم آمیخته است.

در پهلوی "خانه ادبیات افغانستان" "انجمن تاجیکان و فارسی زبانان افغانستان" تازه دستورات مرامی خودرا به اعلان گذاشته است و انجمن کاپیسای باستان در یگانه اورگان نشراتی خود "کاپیسای بزرگ" اهداف و مرام فارسی زبانان افغانستان را نشر و گاه و ناگاه آگاهی هایی در مورد زبان ستیزیهای بی خردانه و تعصب آلود به نشر می رساند.

برگزاری این محافل ادبی و زبانی میر ساند که حالا  زبان فارسی در دهکده جهانی تنها یک زبان نیست بلکه  یک فرهنگ ویک تمدن و یک بخش اصلی هویت ملی ونماد هستی کتله وسیع مردم جهان است،  که با فراگیری آمــــوزش  همـــــگانی وسراســـری متعـــــادل،  این فرهنگ پرعظمت  میتواند نهاد های رشد متعادل حقوق فرهنگی را به پایۀ کمال رساند. وبدین اساس درمورد بسط وتوسعۀ آن به حیث یگانه زبان اصلی ـ سراسری وملی بخشی از مردم جهان، جای هیچ گونه نگرانی ای نمیگذارد. فرهنگی که بوسیلۀ زبان فارسی بازتاب می یابد  حقا که وابستگی به کدام نژاد خاص ندارد. مردمان سرزمین باستانی و خراسانی آن اعم از : اوزبک ها، هزاره ها، بلوچ ها، عرب ها، پشتون ها، تاجیک ها، هندو ها وسایر گروه های خرد و کوچک اجتماعی در فرآیند وسیر زمانی طولانی تاریخ به زبان فارسی سخن گفته اند وبرای رشد وتکامل آن کوشیده اندوبزرگترین فرهنگ حوزۀ تمدنی شرق را به میراث گذاشته اند. شایسته است که هرشهروند فارسیگوی دهکده جهانی به تنهایی، خود را صاحب اصلی آن بداند وخودرا فارسی گوتر ازدیگران بنامند. (198)

کلام آخـــــــر:

کلام آخر اینکه، همه استادان و دانشمندان عرصه زبان و ادبيات وپژوهشگران مسايل ادبی جهان نظر واحد دارند كه ريشه های زبان فارسی، دری، و تاجیکی يگانه است. زبان فارسی در افغانستان فارسی دری، در ایران فارسی و در تاجیکستان به فارسی تاجیکی مسمی میباشد. آنها ييكه تلاش دارند برای اين زبان  واحد خاستگاهها و منابعی خيالی متفاوتی در يابند، بايد بدانند كه امروزه طيف گسترده از روشنفكران و پژوهشگران آگاه از حريم اين كاخ استوار، پاسداری می كنند و هيچ كس را يارای آن نمیباشد كه پايه های نيرومند اين دژ استوار را لرزان سازد.

مشاهده مینمائیم که شاعـــران بزرگ معاصر کشور های افغانستان، ایران و تاجیکستان مانند سده های پیشین این زبان واحدرا درسرایش تغــــزل، چامه وچکامه های خود، اگر درجائی زبان فارسی گفته اند، در جای دیگری غزلهـــای دلنشین خود، واژه گان دری را بکار برده فرقی بین فارسی و دری قایل نمیباشند. ازهمین یگانگی زبان فارسی است که  استاد مومن قناعت شاعر توانای تاجیک معنی دار و با افتخار می گوید: (199)

 

قند جويی پند جــــويی ای جناب!            هر چه می جويی بجو

بی کران بحريست گوهر بی حساب         هر چه می جويی بجو

فارسی گويی، دری گــــــويی ورا           هرچه می گويی بگـو

لفظ شعر و دلبری گـــــــويی ورا            هر چه می گويی بگو

بهر من تنها زبان مـــــــادريست             هر چه شير مادرسـت

بهر او تشبيه ديگر نيســـت نيست           چونکه مهر مادرسـت

زين سبب چون شوخی های دلبران          دوست مــی دارم ورا

چون نوازش های گرم مـــــادران            دوست مــی دارم ورا

 

شادروان عبدالقهار عاصی شاعر شهیر و جوان مرگ کوهپایه های هندوکش که گلهای آرزوهایش نا شگفته بپژمرید زبان " پارسی"  را دل ما خوانده و یکی از شهکارهای بزرگ سرودهای میهنی و رزمی فارسی را  بوجود آورده است. او میگوید:

                 گل نیست، ماه نیست، دل ماست پارسی

                                  غوغای کُه، ترنم دریاســت پارسی ‏

                 از آفتاب معجزه بر دوش می کشد ‏

                                  رو بر مراد روی به فرداست پارسی ‏

                 از شام تا به کاشغر از سند تا خجند ‏

                                  آئینه دار عالم بالاســـــت پارسی ‏

                 تاریخ را، وثیقه ی سبز شکوه را ‏

                                  خون من و کلام مطلاست پارسی ‏

                 روح بزرگ و طبل خراسانیان پاک ‏

                                  چتر شرف چراغ مسیحاست پارسی ‏

                 تصویر را، مغازله را و ترانه را ‏

                                  جغرافیایی معنوی ماست پارســـی ‏

                 سرسخت در حماسه و هموار در سرود ‏

                                  پیدابود ازاین،که چه زیباست پارسی

                 بانگ سپیده، عرصه ی بیدار باش مرد ‏

                                  پیغمبر هنر، سخن راســـت پارسی ‏

                 دنیا بگو مباش، بزرگی بگو برو ‏

                                  مارافضیلتیست که ما راست پارسی ‏

 

اخیراً سرود جاویدانه زنده یاد قهار عاصی شاعر کوهپایه های پر صلابت هندوکش از طرف عده از آوازخوانان میهنی دامنه های هندوکش، محترمان (صدیق شباب، طاهر شباب، عارف کیهان وخالد کیهان ) در تار موسیقی در آورده شده  و با نوای خوش این آوازخوانان میهنی کشور، در شکل و فارم آهنگ رزمی ملی سروده شده است. آهنگ ساز این سرود رزمی پارسی زبانان جهان صدیق شباب در یک گفتگوی ژورنالیستی اظهارداشت که: با سرود رزمی زبان "پارسی" می‏خواهیم به مردم خود، این پیام را بدهیم که سرود "پارسی" متضمن تاریخ مشترک همه‏ی آریایی‏هــــا است. تمام غنایم فرهنگی‏ ایکه در نام پارسی نهفته است، متعلق به همه‏ی ساکنان این مرز وبوم میباشد. او علاوه میکند که این سرود بخشیده به همه پارسی زبانانی است که در ایران، تاجیکستان، افغانستان وسایر کشورهای جهان زندگی دارند. او میگوید: بعضاً ملیت‏های دیگری که در گوشه و کنار جهان زندگی دارند، حساسیت نشان میدهند که ما انحصارطلبی کرده‏ایم. اما ایشان اینرا باید بدانند که همه مردمیکه در ایران، افغانستان، تاجیکستان ویا کشورهای دیگر جهان زندگی دارند وبزبان شیرین فارسی سخن میگویند، افتخار ما هستند و پیام این سرود برای همه فارسی زبانانیکه درحوزه فرهنگ مشترک ما زندگی می‏نمایند؛ اعم از تاجیکها، اوزبکها، ترکمنها، فارسی زبانان و … یکسان است. او میگوید:  با جان دادن باین شعر در آوای موسیقی، ما خواستیم به دنیا بفهمانیم که ما فرهنگی غنی داشته ایم. امروز رودکی، پدر شعر فارسی است که در سالهای دوری زندگی میکرد، یا مولانا بلخی، اقبال لاهوری، میرزا عبدالقادر بیدل، حافظ شیرازی و سعدی شاعرانی بوده اند که امروز دنیا به نام شان افتخار میکند و در مقابل آفریده هایشان سر تعظیم فرود می آورد.

نشرسرود حماسی " پارسی" در تارنماهای ملی و بین المللی فارسی زبانان جهان از جمله تارنمای فارسی زبان "خاوران" هلهله ها، جشنها و عکس العملهای شادی آفرینی در سر اسر جهان برپا کرد. سرود رزمی "پارسی زبانان" در انجمنها و نشستهای فرهنگی همه فارسی زبانان جهان جای یافت و در سکوی والای آغاز محافل و مجالس شان قرار گرفت. شعرا و چیز فهمان فارسی گوی یکباردیگر هیجانی گردیده  باستقبال از این آفریده  جاویدانه شاعر بلند جایگاه زبان فارسی دری زنده یاد  قهار عاصی شعرها و سروده های احساس بر انگیزی  گفتند که جای دارد ازین سروده ها و جایگاه آنها در  ادبیات جهانی فارسی دری  یاد آوری کرده و یکباردیگر تأکید نمائیم که  زبان فارسی یک بیخ و هزار ریشه است و هیچگاهی نمیتوان بین ریشه ها و جوانه های نوین آن که از یک درخت گشن بیخ سر میزنند، فرق قایل گردید.(200)

قدیره واسوخت بدخشی شاعر خوش طبع و شیرین بیان زبان فارسی دری "پارسی" را گوهر یکتا دانسته میگوید:

                

ای نوردیده! گـــوهـر یکتــاست پارســی

                                  شیرین و نغز ودلکش وزیباســـــت پارسی

پ و الف و ر بـه همــــراه ســـین و یــــا

                                  فـــرش حــــریر بستر دلهاست پارســی

دربرگ برگ صفحـــــهء دیوان شــــاعران

                                  اندیشه و تخیل و معنـــــــاست پارســــی

جامی پس از سنایی و سعدی و مولــــــوی

                                  لولویی رشته اند؛ چــو دریاست پارســــــی

ازغــــور تا به بلــــخ وبدخشان وهم هری

                                  دراسیا چوروح مســـــــیحاست پــــارسی

درغزنه با سنـــایی و درهنـــــد دهـــلوی

                                  منظور اهــل باور و  پـــــروا ســت پارسی

نظم وحدیث اهل قلم  جمله دلکـــش است

                                  ایدوست! دان که ازهمه بالاســـــت پارسی

درگلشــــن ادب زمهر گــــر سخـن برفت

                                  عشق وامید وشوق و تمنـــاست پارســـــی

باصد هـــزار کوه وکتـــــل ره به پیش برد

                                  دارم یقین کـــــه حاکم فرداست پارســــی

 

شاعر معاصر کشور داکتر احد وفا معصومی "پارسی" را اعطای لطف عالم بالا خوانده و میگوید:  

 

اعطــای لطف ِ عـــــالم بالاســـــــــت فارسی

                                  زینرو عـــزیز و مــرهـم دلهاســـــت فارســی

گلــزار ِ پرزهــرگُـــــل و هـــــر رنگ ِعطـر بیز

                                  پند است ودانشست وتجـــــــــلاست فارســی

هنـــــــگام صلــــــح بـــاغ ِ پر از لالـه وعبیر

                                  درحیـن جنگ رهبـــــر داناســـــت فـــارســی

آب حیات و گنجـــــی زنـام و نشـــــــــان من

                                  باقی وزنده است ونمیـــراســــــــــت فارســـی

بیخــود نبــــوده دلکـــــش ونیــــــرو دِه ِروان

                                  رازی ز ســـــِر ِ عـــــالم بالست فــارســـــــی

زیبأ نوشـــــته مــــولوی:«قــــــــرآن فارسی»

                                  زیراکه شرح مُصحَف ِاعلاست فارســــــــــــــی

آب ِحیـــــات خضــــر و پیــــام ِ دم ِ مســــیح

                                  باقی وزنده است،و نمیــــراست  فـــــــــــارسی

دشمن!! زکینه ورزیهمـــــان که بگــــــــــذری

                                  دست توکــــوته گبندخضــــــــراست فارســـی

گرجان دهـم به عشـــق توعین عبادتــــــــست

                                  از چهر زرد، عشـــق تو پیداســـــــــت فارســی

ازبیحســـاب عــاشق وازبی شمــــــــــاردوست

                                  مارا وفـای عشــق تو افـــواست فارســــــــــی

 

شاعر والا مرتبه معاصرسید مصطفی سائیس  "پارسی" را کلام معجزه آسا گفته می سراید:

                

بشنو! کلام معجــزه آساست پارســــی

                                  اینجا درخت بـارور فـــــرداست پارســــی

                 آری اســاس و پایه ی آزاده گـــــی بــود

                                  سرچشـمه ی تمدن دنیاست پارســــــــی

                 دریای پارسیست پر از گوهـــــــــر کمال

                                  مهــد نبوغ بو علی سیناســـــــــــت پار

                 الحق که فخر حافظ و سعدی و فـــــرخی

                                  گنج هنر، و معــدن معناست پارســــــــی

                 بنیادِ شعـــــر بیــدل و اقبالِ لاهُـــــری

                                  سرمایه ی بلند هــــریواست پارســــــی

                 طبع لطیفِ بلخـی و فردوســـــــی و بهار

                                  هریک نشان حکمت والاست پارســـــــی

                 "عاصی" زنده یاد چه جانانه گفــــته است

                                  "جغـرافیای معنویِ ماست  پارســـــــــی

                 سائس خلاصه ی گپ خود را بــــزن، بگو:

                                  مقصــــــود سر عالم بالاســــــت پارسی

 

بهار سعید شاعر آشنای نسل جدید کشور "پارسی" را بیان گوارا خوانده، خطاب به جوانان  میگوید:

                 اندیشـــه را بیـــان گـــواراست پـارسی

                                  هر واژه یک نگینه ی گــویاست  پـارسی

                 از هر دهـن ز بســکه دل انگیــز مـی چمد

                                  گـویی ســروش بردن دلهاست  پــارسی

                 شبها نیوشــــه، کـــودک گهواره ی مــرا

                                  شــــیرینی ترانه ی فــــرداست پارســـی

                 برخاست از «دهــــار» و پـــراکند هر کنار

                                  بس پهنه را هنرکــــــده آراست پـــارسی

                 آوازه ساز بلــــخ و ســــــمرکند و دامغان

                                  شیراز و غزنه، توس و هریوا ست پارســــی

                 فــــــردوسی و سنائی  و حافظ وَ مــولوی

                                  بیدل، خیـــــام و رابعه ی ماســـت پارسی

                 از رودکــی و حنظـــــله تا روزگـــــار من

                                  آمو ترین ســـــــروده ی دریاست  پارسـی

                 پیشـــــینه ی ترا ز چـــــه آغاز سـر نهم؟

                                  زیرا هزاره هــــاست که برپاست پارســــی

                 نـــازم به یادگــــــار نیــــاکانیم، نــــگر

                                  پیداست هر چکامه کــه زیباست پارســـــی

                 برگیزه ی شناسه ی من، وخـــــش چامه ام

                                  ای خوش که سرزمین مرا خاست پارســـــی

                 پرپر کنـــــــم درود، «بهـــــارِ سـعید» را

                                  در پیش پا اگــــر کــــه پذیراست پارســی

 

مهندس شاه امیر فروغ شاعر و نویسنده جوان" پارسی" را درثمین خوانده میگوید:

                

نباشـد زبانـی چنیـــــن، پـارســــی!

                                  به دنیــــا چـو دُر ثمیــن «پارســـی»

                 چــــو دیگــر زبانهــــای این ســرزمین

                                  تـو باشـی بلنــــد و وزیـن، پارســـــی

                 به انگشــــتر شعـــر و نـثــر زمــــان

                                  تـویـی پـُر صـلابـت نگین پارســــــی

                 نــموده ز روی حســـد، بـنـگـــــــرم

                                  بـه راهِ تـو دشمـن کمیــن، پارســــــی

                 ولیـکــن نـبـاشـــد تـرا  هیــــچ بـاک

                                  چو هستی تو حبلِ متیــن، پارســـــــی

                 تـو باشـی هـمان مشـــعـلِ تـابـنـــاک

                                  که هستی و بودی چنیــن، پارســـــــی

                 شـــــب و روز در راهِ خـــــدمـت تــرا

                                  همــــه پُـر تلاش و امیـن، پـارســـــی

                 مــرام همـه، حفظ شـــــأن تـو اســـت

                                  ازیـن رو نباشم غـمین، پـارســــــــــی

                 بـرای بیــــانِ مـــــــرامش «فـــروغ»

                                  به تو وامــــــدار و رهین، پارســـــــی!

 

شاعر جوان جمشید " پارسی" را زبان خود ویاد یارخودخوانده  بی اختیار ناله سر داده، میسراید:

                

شــهری بــرای بــاز شـدن از برای تو

                                  میخوانمت که تازه شــوم از صــدای تو

                 ای پارســی! زبان مـن و یـاد یار من

                                  ای پارســی! زبــان دل آریــای مـن

                 آهنگ و ساز و برگ هزاران گذشـــته را

                                  احســـاس نـــاز و نازک و آرام شعله را

                 مینازمت که خواب شــــدی در نگاه من

                                  میبــالمت که باز شدی در فضــــای من

                 ای پارسی! زبان کیـان و دل زمـــــــان

                                  ای راه و رسم رستم و سهراب و عشق زال

                 روی نمیشـــود که دو بیتی نســـــازمت

                                  گاهی نمیشود که سرودی نخــــــوانمت

                 ای پارســی! بیا کــــه نگاه ستمـــگران

                                  مانده است زیرکــــانه به آئین مهـــتران

                 ما راه و چاه را به غلامان ســـــپرده اییم

                                  امیــــد و آرزوی تـــــو از یـاد برده اییم

                 مـــا را صــــدای کـــوس سپهدار آریان

                                  با گــــرز و با کمند فــــریدون و اردلان

                 مــــــا راست آرزوی دل شـــرق بودنت

                                  مـــا راست زندگی پس از مـــرگ بودنت

                 میخــــواهمت کــــه باز بیایی سراغ من

                                  میخواهمت که شعر شوی و صـــدای من

 

رشاد وسا  شاعر خوش قریحه جوان" پارسی" را چلچراغ آسمان بیکران گفته،  می سراید:

                

چلچــــراغ آسمـان بیکرانست  فا رسی

                                  درتن فرسو ده ام رو ح وروانست فا رسی

                 بار انـــدوه جهـان بشکست آ خر پیکرم

                                  پیکر بشــکسته را آرام جــانست فا رسی

                 گا هی از آ تشفشـــان غم  بسوزد پیکرم

                                  آ ب سردی برســـر آتشفشانسـت فارسی

                 در جها ن ما کـه غیر از غم نمیر وید گلی

                                  پایگاه شا دیی این خا کدا نست فا رســی

                 زخم ناسور مرا دارویی در بــــازار  نیست

                                  مر هم داغ دل و زخم نها نســت فا رسی

                 این جها ن از ماتم غم تیره و تاریک شـد

                                  بزفراز این جهان رنگین کما نست فا رسی

                 آفتاب و ماه و پروینست در دنیای مــــن

                                  هم برای آسمانم کهکشا نســـت فا رسی

                 گرتوگل گویی گلو گرلاله گویی لاله است

                                  نرگس و نسر ین وبا غ ارغوا نست فا رسی

                 این زبا ن مو لو ی و سعد ی و بید ل بو د

                                  هم زبا ن حا فظ شیر ین زبا نست فا رسی

                 از خیا م  و طا هر عر یا ن مگر نشنیده یی

                                  از چنین مردا ن دا نا  ار مغا نست فا ر سی

                 یازفردوسی که دارد شهرتی چو ن آ فتا ب

                                  با غبا نست او و اما گلستا نست  فا رســی

                 گر زعطا ر نشا پور ی بگــــو یم ا ند کی

                                  گفتگوی (( مرغکا ن داستا نست)) فا رسی

                 ا ین زبا ن رودکی و فــــرخی وانو ریست

                                  هم زبا ن شا عر بی خانمانســــت فارسی

                 این زبان غزنه و بلخ و هـرات و زابلسست

                                  هم زبا نیمروز و با میا نســــــت فا رسی

                 این زبا ن پنجشیر وکا بل وکو هدا منست

                                  هم زبا ن عا شقا ن وعا ر فا نست فا رسی

                 این زبا ن پا دشا ها ن بزرگ آ ریـــا ست

                                  هم زبا ن پور زال پهلو انست فـــــا رسی

                 "کاروان حله" را دیدی که رفت ازسیستان

                                  آب و تا ب "کاروان سیستا نست " فارسی

                 فرخی از کاروان حلـــــــــه دارد گفتگو

                                  لیک بر تر از پرند و پر نیا نســـت فارسی

                 فرخی با کاروانش رفت ســــو ی پا دشاه

                                  شوکت شا هان وگنج شایگا نست فا رسی

                 من نمیگو یم سخن از حله و از کـــاروان

                                  بر تر از یاقو ت واز الماس کانست فا رسی

                 ما از ین بازار چشم خویشرا پو شـیده ا یم

                                  سر پناه وجامه و آبست و نا نسـت فا رسی

                 جا ودان در عالم فــا نی فقط اهل د لست

                                  نیز تا رو ز قیا مت جا ودانســـت فا ر سی

                 زنده با شدفا رسی تا اینجها ن پاینده است

                                  از گزند کین دشمن در امانســت فا ر سی

                 گر نبو دی فا رسی آ یا چـــه میگفتیم ما

                                  پا دشا ه کشور نطق و بیا نســت فا رسی

                 هر کسی سر ما یه یی و دولتی آ رد بکف

                                  دولتوسرما یه ی من درجها نست فا رسی

                 دشمنیها ی عرب از یا د من هر گز نرفت

                                  پیکرت خونین زشمشیروسنا نست فا رسی

                 ای برادر از دری فر قی ندارد فا رســــی

                                  چون دری هم اختراین آسمانست فا رسی

                 فارسی گفتیموجان دادیم ورفتیم ازجها ن

                                  در شبستا ن عدم هم مهما نست فا رسی

                 چند بیتی را سرودم با زبا ن نــــــا رسا

                                  یاد گار شاعرا ن باستا نســــت  فا رسی

 

سید نورالحق صبا شاعر تیزبین زبان فارسی دری "پارسی" را دردانه پیغمبر خوانده، می سراید:

 

                 پارســـی گوییم، پارسی خوشترست»

                                  «پارســـی» دُر دانـــهء پیغمبــرست

                 پارســـی در کـامـــم از روز نخسـت

                                  خوشــــتر از شـهد وگـلاب وشــکرست

                 هـــــر زبـــانی نیـک، امـا پیش مـــن

                                  پارســـیی پــــر بهـــاء تــاج ســرست

                 آن زبـــانهـــای  دگـــــر لعـل وگهــر

                                  پارســـی امــــا بـــه چشـم  من زرست

                 زر نمــی گویی؟ مگو...  دریــــا بگــــو!

                                  چـونــــکه دریــــا پــر زدُر و گوهرست

                 می سزد گـر طبـــــــل ســــلطانی زند

                                  پارسـی، زیــرا کـــــــه جنس دیگرست

                 پــارســی بــــا رادی وآزاده گــــــــی

                                  بی گمـان از یـــک تبــار و سنگـــرست

                 پارســی از «آرش»  آن شـــــــیر دلیـر

                                  پارسـی از «کـــــاوهء»   آهنـــــگرست

                 پارســی، «عطــــار» و«مـــولانای بلخ»

                                  «پیر طـوسـی» و«ســـنایی» پـــرورست

                 پارسـی را «رودکــــــی» یـــــاری کند

                                  پارســـی را «خواجــه» یــار و یــاورست

                 هــــــای!  ای پارسـی زبــانــان نجیب!

                                  پارســـی لطـــــــف خــــدای داورست

                 پارســــــی دیریست در دســتان ایــــن

                                  چـــــــرخ یغمـا پیشـــــهء بازیــگرست

                 پارســی دردا  دریـــــن قـــــرن ســـیه

                                  از جفـــــا،  چـــــون لاله هـای پرپرست

                 پارســـــــی،  واحســــرتا واحســــرتا...!

                                  زیر صـــدهــــا تیـــغ وصدهـا خنجرست

                 پارســــــــی امــــا نـــدارد وحشــــتی

                                  او خــــــروس مســـت، او شـــیر  نرست

                 کــــاخ هــــا وکـوخ هــــایش  پُر طــلا

                                  کـی گــــــدا؟  او صــــاحب تــاج زرست

                 پارســـــــی زیبـــــــایی مشـــرق زمین

                                  پارســـــــی نـــور وجـــــلال خـاورست

                 پارسی را «جــــام جــــم» گویی بجا ست

                                  پارســـی «آیینــــــــهء اســـکندر»  ست

                 برســــتیغ چــــرخ و بر فــرق زمــــــان

                                  پارســـی زیبنــــــده مثــــل افســـرست

                 آب «رکنـــابـــاد» وجــــوی «مـولیــان»

                                  در کتــاب دلگشــــایش  مضمـــــــرست

                 پارســـــــــی بر آسمــان ایـــن جهـــان

                                  قصـــــه کــوته، آفتـــــــاب انـــورسـت

                 مــــن از آن پـــاســـش همـی دارم که او

                                  یــادگـــــار نازنیــــــــــن مــا درســت

 

محسن زردادی شاعر بلند جایگاه زبان فارسی دری " پارسی" را میراث نیک مردم دانا خوانده به هواداران سروده های خود خطاب میکند:

 

                 میـراث نیــک مردم دانـاست پارســی

                                  الهام و وحی عـالـــم بالاست پارســی

                 در قلب سـده هـای خـــراســانیان زمین

                                  آیین پاک و مـأمــن بوداست  پارســی

                 دریـای پر طــــلاطم فـرهنـگ ناب مــا

                                  طوفان شعر و عالم معناست  پارســــی

                 در دره هــای پرخم «هنـــدوکش»  کبیر

                                  در قله های سرکش «بابا»ست  پارســــی

                 بگـــرام وتالقـــان و سمــــنگان وبامیان

                                  غزنی وغور وبلـــخ وبخــــاراست  پارسی

                 در کابل و قـــــــلات و هــریوا وهیرمند

                                  در سیستان و زابل زیبــــاست  پارســــی

                 اسفـــــندیار و رســــــتم وزال و کیانیان

                                  نوشیروان و حـــــــاتم وداراست پارســی

                 از روم تا به غــــــزنی و دهـــلی و بنگله

                                  یعنی که در سراسر دنیاست پارســــــــی

                 هــــــرسو که چشم کار کند پارسـی دمد

                                  هر جا که عقل قد دهد آنجاســـت  پارسی

                 آوای حــــــور ولهجــه ی اهـل بهشتیان

                                  شمشاد وشهد و شاخه ی طوباســت پارسی

                 ترسم خدا سخن زند اندر حــــــریم عرش

                                  با آن زبان که عظمت اوراســــــت پارسی

                 مسئول علم ودانش وفرهنــــــگ مملکت

                                  مسئول رشد وضامن فـــــــرداست پارسی

                 کو اتحـــــاد و وحــــــدت اهـل زبان ما

                                  کو حس آن غروری که «ماراست  پارسی»؟

                 مــارا  زجبـــــــر غیــــر نباشد گلایه یی

                                  بس سالها زماست که برماســـــت!، پارسی

                 "زردادی" را کلام و دین و مذهب و شـرف

                                  عشق و امید و باور و پرواســـــــت پارسی

 

نثار علیمی  شاعر خوش قریحه و شیرین کلام زبان فارسی دری  "پارسی" را گفتار موزون  خوانده، می سراید:

 

                 بشنوی گفتـار مــوزون پارســـی

                                  نرم کـرده ریـگ آمـــون  پارسـی

                 دردل تاریــــخ دیــدم اســـــــتوار

                                  آنکه را کـرده همایون پـارســـی

                 پیرطـــــوس حماسها راچامــه کـرد

                                  بردری دانی چــــه قانون پـــارسـی

                 ازهخامنشی وجــمشیدوکیــــــــان

                                  واژه ها آورد بیــرون پـــارســــــی

                 هم کیومرث تابــه زردشـــــتی کبیر

                                  از نریمان تا فــــریدون پـــارســـی

                 رود کـــــی وعنصری و مـــــولوی

                                  نسخه ودیوان مضمون پـــــــارسـی

                 حافظ وسعدی دومرد خوش کــــلام

                                  گنجوی را کرد مرهـــــون  پـارسـی

                 بیدل وجامی وعطاروخیــــــــــــام

                                  ساختند چون باغ گلگون پـــــارسـی

                 ابن سینا رفت حکیمی از جــــــهان

                                  پروریدش چون فلاطون پـــــارسـی

                 تحفه ای محمودغزنه شــــدبه هنـد

                                  کرده بودانبار مشحون پـــــــارسـی

                 زنده گی کرده بقلب هندیـــــــــان

                                  شاجهان راداشت محصون پارســــی

                 خوش درخشیده  میان تاجـــــــکان

                                  پایداراست تابه اکنون پـــــــــارسی

                 سلطه بیــــــــــگانه آسیبش نــداد

                                  با فرهنگ خویش مصئون پـــــارسی

                 هرزبان افسرده خــــاموش لیـــــک

                                  انتخاب چرخ گـــــــــردون  پارسـی

                 زیــور بخشیده اســلافی کـــــــهن

                                  پربودازگنج افزون پــــــارســـــــی

                 جویبارش دیده شدفــــــــوران نمود

                                  ازلـب عاصی چه جیحــــــون پارسی

                 نخبه راسیراب کـــــــــرده درعطش

                                  ازعشایر هم زپشتون پــــــــــارسی

                 این زبان معتبردارد (نثـــــــــــــار)

                                  بـا دری پیوند بی چون  پـــــــارسی

 

لذا سازمانها و بنیاد های فرهنگی و زبانی جهانی در رأس بنیاد فارسی زبانان جهان - اروپا در پیوند با  بنیاد های فرهنگی و زبانی کشورهای همسایه، بنیاد" پیوند " تاجیکستان و نهادهای ملــی و بین المللی فارسی زبانان  ایران  و سایر نهادهای بین المللی، از حکومات و حلقات  شؤنست و فاشیست و تبارگرای بوسیده کشورهای حوزه بزرگ فرهنگی آسیای میانه و مرکزی میطلبد تا دست از سیاستهای خود غرضانه، تاریک و ناجایز به نفع حامیان سیاسی خود برداشته مردم شریف و فقیر نگهداشته شده این حوزه تمدنی را گذارند تا جوامع مدنی و تمدنی خودهارا خودشان اعمار نمایند. گذارید سیاست براهی برود وفرهنگ براهی که خواست همه مردم این سرزمین بزرگ و پر افتخار باستانی میباشد. گذارید که دیگر زبان مسأله یی نیست و نباشد که نفاق وشقاق بین باشندگان این سرزمین ایجاد کند و آقایانی داشته باشیم که بما بگویند که فلان واژه  مادر زبان خودرا بکار گیر و آن دیگر را مال دیگران بخوانند. این مضحکترین عملیست که تنها و تنها در کشورهایی بنام اوزبکستان و افغانستان و حاکمانی سر بر آورده از قانون جنگل بظهور میرسده است وبس. 

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • ناشناس

    با عرض سلام صحتمندی و سعادت آن استاد بزرگوار را از بارگاه
    خداوند منان آرزو دارم.
    رسالت و پاسداری از فرهنگ فارسی و آگاه سازی از دسیسه ها
    و دشمنی با این زبان وظیفه همگان و بلاخص بزرگان ادب و فرهنگ است . که خوشبختانه شما رسالت خویش را در برابر مردم و کشور
    بخوبی انجام می دهید و لیکن کافی نیست باید با کمک دوستان بیشتر تلاش و جد و جهد صورت بگیرد. یکی از تلاش ها بنظر بنده
    انتقاد و فشار روی تلویزیون ه ا است .اگر به تلویزیون ملی
    زور ما نرسید می توان از تلویزیون آقای بیات انتقاد کرد
    به جای ترویج فرهن گ هندی کمی بفکر ترویج زبان و فرهنگ این
    سرزمین نیز باشد.آیا با داشتن تعداد بی شمار شاعران قدیم و
    جد ید و هزاران گفته ی نا گفته برنامه نیم ساعته نیم خوشه
    عقیق توهین و تحقیر به مردم و فرهنگ غنی این کشو ر نیست.
    آقای بیات دم از فرهنگ پنج هزارساله می زند .و لیکن امور
    اداره و مجری برنامه ها بسیار ضعیف و فاقد اندوخته های فرهنگی و ادبی هستند که بسیار جای تاسف است به سر زمینی که افتخار داشتن اون فرهنگ غنی را دارد. یکی از نمونه ها
    تجلیل از جشن نوروز امسال بود که بسیار مصخره و مضحک بود
    در طی چندین هزار سال شاعران در حفظ و حراست از فرهنگ
    نوروز چه شهکار های ادبی که نیافریدند. هفت هشت تا نو جوان های بی دانش بی تجروبه از چشن نوروز محفل خصوصی درست
    کرده بودند.انگار در کشور یک شخص ادیب و شاعر نامدار نیس ت که اینها میداندار کارزار ادبی کشور شده اند.
  • الافغانی
    حالا دوست گرامی چرا زبان فارسی را به نژاد نسبت می دهید؟ حالا اگر فارسی زبان را مرادف با تاجیکان نوشت ید پس ترکان، عربها، بلوچها، کردها، ... فارسی زبان در کجای معادله ای شما قرار می گیرد؟

    در ضمن این قدر هم تعصب زبانی به خرج ندهید. همه می دانیم که نصف تمام کلمان زبانهای اروپایی از لاتین گرفته امده ا ست و تقریبا اکثریت مطلق اصطلاحات علمی جهان از این زبان امده است اما این زبان فعلا مرده است.

    پس چ شم های تان را باز کنید و جهان امروز را با واقعیت های ان ببینید. زبانهای هندی که برای فارسی مادر به ح ساب می روند در حال نابود شدن هستند. در چهار صد سال اخیر یک اصطلاح علمی به زبان فارسی ایجاد نشده است. حتی قبل از تسلط اروپایی ها اکثریت مصلق اثار علمی دانشمندان فارسی زبان به زبان عربی نوشته شده است.


    در میان فارسی زبانان هم تعصب های نژادی و قومی به اندازه ای است که هنوز نمی توانند زیر چتر زبان فا رسی و به دور از نژاد و قوم جمع شوند. در حالیکه مثلا انگلیسی نصف جهان را به دور خود متحد می کند.

  • nooralhaqnasimi@btinternet.com
    کانون های فرهنگی برون مرزی از تحقیقات علمی دانشمند گرامی و فرهنگ دوست کشور پروفیسور رهین استقبال می نماید

    مردم افغانستان زحمات و کار های فرهنگی پروفیسور رهین را هر گز فراموش نخواهد کرد

    نورالحق ن سیمی
  • شفیق احمد ستاک  - پارسی

    شفیق احمد ستاک
    shafiqsetak@gmail.com

    مِـهرِ زبان

    زنده بُوَد عشق تو، در دل ِ ما پارسی
    سبز بوَد هر گـُـلت، از گِل ِما پارسی

    قامتِ سرو ِ ترا، ساخته گویندگان
    در دل ِ باغ ِ زمان، سبز و ر سا پارسی

    شاخهء سبز دری، لهجهء خوبِ هری
    بر تو فزونی دهد، رنگ و ادا پارسی

    نثر تو باشد همیش، لوء لوء منثور ما
    چشمهء شعر تو است، آبِ بقا پارسی

    رابعه و رودکی، مولوی وبیدل است
    درسفرِ عشق ِ تو، همرهء ما پارسی

    زینت اردو توئی، همدم ِ پشتو توئی
    چون گل ِ خوشبو توئی، درهمه جا پارسی

    بادِ تو آرَد به ما، بوی خوش ِ مولیان
    ابرِ تو بارد همیش، صلح وصفا پارسی

    با همه این سادگی، با همه افتادگی

    می بری ما را ز خویش، تا به کجا پارسی؟

    تا که متاع زبان، هست به سوق ِ زمان
    کم نشود هیچگاه، از تو بها پارسی

    در رهء کوبیدنت، توطئهء دشمنان
    صورت ِ بوزینه ایست، روی هوا پارسی *

    دشمن دون را بگوی ، هر چه که خواهی بگو
    پارس ِ سگان نشکند، قدرِ گدا پارسی

    کوکب ِ اقبال ِ تو، سِند چه مشهور کرد
    هن د ز سبک ِ تو گشت، زیبِ نساء پارسی

    طوسی ز نظم ِ تو کرد، کاخ سخن را بلند
    تا که نیابد گزند، زآب وهو ا پارسی

    حافظ شیرازی ات، با غزل خون ِ دل
    دستِ عروس ِ ترا، کرده حنا پارسی

    وز گل ِ نثر تو کرد، س عدی یکی گلسِتان
    تا که بپاشد از آن، بر سر ما پارسی

    گرچه ز خاکِ وطن، دور شدم واکنون
    لیک نگردیده ا م، از تو جدا پارسی

    تا که بُـوَد آسمان، بر سرِ کون ومکان
    از تو حفاظت کناد، دست خدا پارسی
    * *****


    • بیت فوق الذکر را میتوان اینچنین نیز نگاشت:

    در رهء کوبیدنت، توطئهء دشم ن است
    خانه ای در روی آب، نقش ِ هوا پارسی

  • ناشناس
    با عرض سلام و آرزوی موفقیت به تو آستاک عزیز!

    واقعا امروز شهکار آفریدی و ثابت کردی که فرزند حلف مولا ناء
    ابن سینا ءدقیقیءناصر خسرو و رابعه بلخی هستی .
    در هفته قبل نویشته بسیار عالی از فرزند دیگر بلخ مح ترم
    عبدالجبار آریایی را خواندم و امروز شعر بسیار بلند شما را
    بخود بالیدم که فرزندان با احساس و رشی د بلخ این سر زمین پرچم دار فرهنگ سترگ فارسی یکبار دیگر احساس مسوولیت می کنند
    و در جهت آگاهی جوانان این سرزمین پیش گام می شوند و رسالت که بدوش دارند برای ادای آن گام بر می دارند.
    به امید شهکار های بی شتر
  • ناشناس
    الغول جان!
    حالا اگر ما فارسي را مترادف با تاجيكان نوشتيم شمارا چه دردي ميرسد يا اگر دري اش گفتيم يا تاجيكي اش؟
    و يا اگر فارسي در حال نابود شدن است به تو چه؟
    غول جان زبان خودت را از تسلط مردن بيرون كن، كي ترا گفته زبانت اين و يا آن ؟ زبان قومي را همه ميشناسند زبان مرده را هم ، به خود چيزي نتوانستن به ديگران سيميان ماليدن را شنيده بودم حال از غولي چون توي فاشيست با همنوعان قبيله ات ميبينم.
    تا اي نجا ها آمدن و گند قبيله را با خودت آوردن بهتر ميشد چيزك هاي كه با زبان فارسي ياد گرفته اي به آنهايت ياد بده كه امروز خودشان را و هستي شان را فداي آي اس آي و تروريست دارند اي توي كه از غم دري گفتن فارس ي خوابت نميبرد سري بخود ببر بحال فرهنگت به حال زبانت كه ديگر زبان جاهليت و انتحار است ، سخني با عبدا لباري جهاني ها داشته باش و ازش بپرس چرا قبيله ات را خود خبيثه جا ميزند، چرا چرا براي خودتان از خودتا ن بي حد است تا اينجا را با قلم پليدتان گند كنيد.....
  • امان الله عمر  - سخن با استاد رهین
    رهین صاحب سلام تقدیم است
    روزی با غرڅنګ و روزی دیګر با عبدالغفار شریفی خدمت تان امده و در منزل شخصی ت ان در مقابل مسجد حضرت علی ، نانوایی با هم ، هم صحبت شدیم
    اګر می توانید به من در تماس شوید بهتر خواهد بود
    من فعلا در امریکا بود وباش دارم
    به عرض ادب
    امید است نامه من را نشر نکنید
  • ناشناس
    استادبزرگوار.چون تازیان ماراازسخنوری بازبانمان بازمیداشتند که این روندتابه امروزبه گونه های گوناگون ادامه دارد بسیاری از خواننده گان حتی انانکه ازاموزش خوبی برخورداراستند چامه چکامه وچکامه سرای وگونه های بسیاردیگررانمیدانند.امیدواریم درنوشتارهای گهرباراینده تان اینکه چه معنی میدهنددرزیرنویستان بنویس ید.چشمبراه گلهای نا شگفته تان.پدرود
    اهوراهی
  • Pashtun
    Rahin asks other countries to respect persian language but he and people like him never ask the fasc ist state of Iran to respect other languages. Does Iran allow 25 0000000 turkish speaking iranian to study in their own language and does Iran recognize turkish as the second langauge of Iran or at le ast an offical language in turkish speaking areas of Iran? the same goes for kurds,lors, balochs, ar abs and etc...the point is before asking other to treat you in a certain way you should start treati ng others in way that you want to be treated.
  • ناشناس
    فارس و تاجيك دو اسم براي يك قوم است حتي در روستاهاي ايران كلمه تاجيك معادل فارس به كار مي رود.
    اين اختلاف را بعضي كه به نفع ايشان بود باب كردند وگرنه فارس همان تاجيك است و بس.
    در خصوص حقوق ترك ها در ايران بايد گفت بعد از حمله قوم خون خوار مغول اكثر حاكمان ترك بودند مثل صفويه افشار قاجار ولي فقط ف ارسي قابليت كافي براي وحدت مردم داشت.
  • ناشناس
    ايراني و افغان برادر هستند
  • ناشناس
    اختلاف بين ايراني و افغان فقط به نفع اشغال گران خارجي است.
  • ناشناس
    dear pashtun
    turkish people in iran are not originally turk

    they are azari and their face and th eir genetics are completely simillar to other people in iran not uzbik or mongolian .
    their languag e is changed from azari which belongs to iranain language to turkish because of some turk tribes ca me to iran.
    ataturk was an english spy who wanted to put some problems between moslems
    and you pashtun khan are so.
  • ناشناس
    استاد محترم
    فارسي زبانان جهان به وجود شما افتخار مي كنند
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در سه شنبه ، 24 خرداد 1390 ، 17:27
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 329

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

پـــــارســـــی

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 171 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.