Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
نقــش شــاعـــران و شــاهــان تــورکی تبــار درتــکامــل زبــان وشـــعر فـــارسی PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - زبــــان
نوشته شده توسط پـروفیســور عبدالحـکیم شـرعی جوزجـانی   
دوشنبه ، 23 فروردين 1389 ، 15:43

دوکتـــور علـــوم، پـروفیســور عبدالحـکیم شـرعی جوزجـانیبعد از آن که دين مقدس اسلام در آسيا و شمال افريقا انتشار يافت و با گذشت زمان به آيين عمومي اکثريت مردمان اين منا طق مبدل گرديد، فرهنگ و ثقافت ملل مختلف را به هم پيوند داد و زمينۀ پيدايش تمدن عظيمي را به وجود آورد که به نام تمدن اسلام وعرب و يا تمدن اسلام ياد مي شود. تمدن اسلام پديدۀ بزرگی است که مظاهر گونا گون آن را در حيات مادی ومعنوی تمام ملل منسوب به عالم اسلام به اشکال گوناگون ميتوان مشاهده کرد. ساحه ای از زندگي ملل مسلمان وجود ندارد که از منشوراين تمدن نگذشته باشد.

   ...ادامـــه مطلب

Advertise your business here. Click to contact us.
  • سغد یانی

    با به خوانش ګرفتن نوشتۀ طولانی جناب پروفیسورسید عبدالحکیم شرعی جوزجانی بد ین برداشت رسیدم که هدف اسا سی ازین نوشته ،کشیدن خطوط افتراق و مرزبندی های تصنعی میان بزرگان شعر وادب فارسی دری براساس تعلقیت ها ی بغضاً تخیلی ای« نژادی» ، اعتقادات مذهبی وخاستگاه های محلی شان بوده است وبس. ورنه چنانچه معلوم ومشه ود است ، زبان فارسی دری زبان فرا قومی بوده و شاعر ان بزرگ این زبان از جمله شاعران کلاسیک، در قدم اول « شاعر این زبان» بوده اند نه « شاعر فلان قوم وتبار». گذشته ازآن اکنون نظریۀ مبتنی بر هویت بخشی « قوم وتبار» بر اساس « نژاد» نظریۀ نادرستی به حساب میرود.
    من نمیخواهم درینجا درمورد اینکه مثلاً مولان ا جلال الدین محمد بلخی « ترک» است ویا تاجیک اظهار نظر کنم زیرا ارتباط دادن افراد وهویت های اتنیکی را صرفاً براساس تعلقیت های خونی ونژادی مردود میشمارم. در غیر آن،این بدان میماند که ماادعا نماییم که جن اب سید عبدالحکیم شرعی جوزجانی یک پروفیسور و« نویسندۀ عرب»هستند. زیا جناب شان سید واولادۀ پیغمبر اسلا م ونتیجتاً عرب هستند. درحالیکه واقعیت این است که جناب شان درمیا ن اوزبیکها ودریک فرهنگ اوزبیکی بدنی ا آمده، زبان ما دری شان اوزبیکی بوده وبه این زبان وهمچنان زبان فارسی دری آثار می آفرینند ودیگر یک دا نشمند اوزبیک هستند.
    درفرجام از گردانندگان سایت وزین خاوران میطلبم که درین گونه موارد از دقت کار گرف ته نگذارند افراد معینی در لابلای نوشته های طویل نکاتی جنجال آفرینی را با ظرافت های خاصی درج وبزرکان شعر وادب فارسی دری را طور دلخواه خود و با اطهار حسن نیت کاذب تقسیم بندی نمایند.
  • نور
    جناب سغدیانی سلام
    چراعصبی شده اید؟؟ آقای شرعی جوزجانی ، هرچه نوشته با اسناداست اگرشما به آ ن نوشته مخالفت
    داشتید، مخالفت خودرا با اسنادارایه دارید، چرا
    تعصب بیجامیکنید؟؟ نوشتۀ آقای شرعی جوزجانی همه
    حقیقت است به گواهی تاریخ است .
    آقای سغدیانی باتبعیض وتعصبات بی جا دوستان خود
    را ازخود دورمیسا زید بااحترام
  • سمندر
    جناب نور سلام !

    مثلیکه شما خود ازاینکه آقای سغدیانی درچند جملۀ کوتاه، رشتۀ استاد تان را پنبه کرده است، عصبانی شده اید. نامبرده چیزی دیگری غیر از اعتراض بر هویت بخشی وتقسیمات، بزرگان شعر وادب فارسی دری براساس پیشینه های دور واغلباً نادرست « نژادی وخونی» که دیگر اعتبار علمی ندارد؛ وهم چنان تعلقات مذهبی وجای بود وباش چیزی دیگری که نگفته اند. ویک مثال خوب هم داده است که آن شخص خود آقای شرعی است که از لحاظ نسبی سید وعرب اند ولی فعلاً وبطور برحق اوزبیک هستند.
    همین مولانای که جناب شرعی ازوی درچندی ن جای نوشته اش ، بنام «تورک» یاد کرده اند به نوشتۀ بسیاری از تذکره نویسان از لحاظ نسبی به ابوبکر صدی ق میرسند. اگر این موضوع حقیقت داشته وآنرا معیار قرار بدهیم که نبایدداد (زیراتبار وقوم واقعیتهای فرهن گی اند نه نژادی) ؛ لذا مولینا جلال الدین بلخی را نیز چون جناب شرعی عرب به حساب آورد ، نه ترک ونه هم تاجیک کما اینکه نامبرده شاعر بزگوار زبان فارسی ومتعلق به همه بشریت است.
  • نور
    جناب محترم سمندرسلام
    میبخشید من عصبی مساج نیستم عصبی نشده ام آن کسان
    عصبانی شده اند سخن های لا اب الی نوشته اند دوراز
    ادب وفرهنگ است .
    ازآمدن اعراب وخوانوادۀ محترم سید به خراسان بیش
    از1400 سال سپ ری میشود. آیاشما آنهاراخراسانی یا
    امروزافغانستانی نمیدانید؟؟ لطفأ اینقدر تنگ نظر
    نباشید همه گی بند ۀ یک الله واحداست .عرب را عجم ساختن ، عجم را عرب ساختن کاربیکارمانده ها است.
    حضرت مولانا جلال الدین رومی ثم بلخی خود فرموده اند . ( نیمیم زتورکستان نیمیم زفرغانه ) آیابه عقی دۀ شما مولانادروغ گفته اند ؟؟ یاشمادروغ میگوییدوبهتان میبندید؟؟بااحترام نیمیم زتورکستان نیمیم زفرغانه )
  • سمندر
    جناب نور !

    شما واقعاً درسفتید. من هم همین چیز را میگویم که براساس تعلقات دور وتاریخی ای خونی و ن ژادی نمی توان هویت بخشی کرد. آنچه در بارۀ جناب شرعی صاحب صدق میکند، یعنی اینکه دیگر ایشان « عرب» نه بلکه «عجم» و اوزبیک هستند ؛دربارۀ دیگران از جمله مولینا جلال الدین محمد بلخی که شجرۀ شان تا 1400 سال به ابوبکر صدیق می پیوندد نیز صدق میکند. مولانای بزگ نه عرب هستند نه ترک ونه چیزی دیگری بلکه شاعر نا مدار زبان فارسی دری هستند که خواستگاه شان بلخ باستان، مرکز عمدۀ فرنگی گویندگان این زبان بوده است.
  • ناشناس  - ;کولابی
    بیدل-اقبال لاهوری- خوشحال ختک هم تاجک است
  • اسکندر  - نقــش شــاعـــران و شــاهــان تــورکی تبــار درتــ

    آقای سمندر سلام بر شما و به کارکنان سایت خاوران ،
    روشنفکرانی هستند که همیشه میخواهند یک بام و دو هوا داشته باشند . اگر به نفع ایشان نباشد مطرح ساختن هویت اتنیکی و زبانی این ویا آن شخص را که از جانب جع لکاران تاریخ همه تجعیل گشته اند ، رد مینمایند. اما در جبهه دیگر این مسائل اصالت و نجابت آریائی های م ن درآوردی ، جعلی و تخیلی را دامن میزنید!!! آیا به این شکل میتوانید که یک تفاهم بین القومی را ایجاد ک نید!!!
    شرعی جوزجانی نگفته است که مولانا و دیگر شعرای ترک زبان و پارسی گوی در فارسی شعر نگفته بلکه ا و خواسته تا خدمات خلق ترک را به زبان فارسی بازگو کند که این عیبی ندارد. البته اینرا شماهم میدانید که حلقات معلوم الحال همیشه تلاش میکنند تا از اشعار ترکی مولانا انکار نمایند، به هر حال این گپ جدا است.
    اما فراموش نکنید که زبان شیرین فارسی هیچگاه با شمشیر ، ستیزه جوئی و تعصب در قلب ها رخنه نکرده است ، اگر در زمانهای محمود غزنین ، امیر تیمور ، بابر و ده های دیگر به مانند امروز نجابت و اصالت آریای هیت لری میخزید و برای همه علما و شعرا شجره جعلی درست میشد، در آنصورت سرنوشت زبان فارسی چنین نبود.

    بگذار ید تا هر زبان در صحنه رقابت سالم و مطابق به خواست و ضرورت جامعه رشد طبیعی خود را بپیماید.

    اسکندر
  • سمندر

    جلال ‌الدین محمد بلخی رومی
    پیدائش اور نام و نسب
    جان مسئله درین است که شما هااز جمله آقای شرعی دوپ ا را دریک موزه کرده هی داد میزنید که « مولانا تورک است» من نوشته ام که نه چنین نیست و نسب وی به ابوب کر صدیق میرسد ولی چنانیکه جناب شرعی اکنون اوزبک زبان واوزبیک است مولانا نیز فارسی زبان بوده وشاعر بز رگ این زبان بوده اند ورنه نسب اورا ازیک منبع اردوزبان برایتان نقل میکنم که غرضی درآن نیست . ببینید : « محمد جلال الدین رومی (پیدائش:1207ء، انتقال: 1273ء) مشہور فارسی شاعر تھے۔ اصل نام جلال الدین تھا لی کن مولانا رومی کے نام سے مشہور ہوئے۔ جواہر مضئیہ میں سلسلہ نسب اس طرح بیان کیا ہے : محمد بن محمد بن محمد بن حسین بن احمد بن قاسم بن مسیب بن عبداللہ بن عبدالرحمن بن ابی بکرن الصدیق۔ اس روایت سے حسین بل خی مولانا کے پردادا ہوتے ہیں لیکن سپہ سالار نے انہیں دادا لکھا ہے اور یہی روایت صحیح ہے۔ کیونکہ وہ س لجوقی سلطان کے کہنے پر اناطولیہ چلے گئے تھے جو اس زمانے میں روم کہلاتا تھا۔ ان کے والد بہاؤ الدین بڑ ے صاحب علم و فضل بزرگ تھے۔ ان کا وطن بلخ تھا اور یہیں مولانا رومی 1207ء بمطابق 604ھ میں پیدا ہوئے۔
  • بلخی
    نور جان

    مولانا خود نمیگویید که (نیمیم زتورکستان نیمیم زفرغانه) بلکه کسی دیگری را میگوید.لطفن دروغ نگویید.

    شعر مکمل این است:
    ز خانه برون رفتم، مستیم به پیش آمد
    در هر نظرش مضمر، صد گلشن و کاشانه
    چو ن کشتی بیلنگر، گژ میشد و مژ میشد
    وز حسرت او مرده، صد عاقل و فرزانه
    گفتم ز کجایی تو، تسخر زد و گفت ای جان
    نیمم ز ترکستان، نیمم ز فرغانه
    نیمم از آب و گل، نیمم ز جان و دل
    نیمم لب دریا، نیمم دردانه»

    در یک بیت خود مولانا میگوید:

    (ترکها خندیدند از داستان چشم تنگش گشد بسته ان زمان)

    این نشان میدهد که مو لانا خود را ترک نمی دانست


    پسر مولانا سلطان ولد در یک شعر خود این چنین میگوید:

    (بگذر از گفت ترکی و رومی

    که از این اصطلاح محرومی

    گوی از پارسی و تازی

    که در این دو همی خوش تازی)

    این ترک نبودن مولان ا را نشان میدهد.


    نسب مولانا را به ابوبکر صدیق بیشتر دانشمندان رد کرده است.

    از قدیم و حالا هم بی شتر نفوس شهر های چون بلخ. سمرقند. بخارا. هرات را تاجکان تشکیل میدهد.

    مولانا ترک نه بلکه تاجک بود.
  • نور
    آقای بلخی سلام
    من دروغ نگفته ام ودروغ نمیگویم ، شما همه را به
    ترازوی خودوزن نکنید، لطفأ به این سو ال ها پاسخ دهید .
    1 - پس شعر،نیمیم زتورکستان نیمیم زفرغانه) شما هم نوشته ایدازمولانابوده،به وصف کی سروده شده؟؟
    2- به فرمودۀ شما ، مولاناگفته باشند( تورک ها
    خندیدندازداستان ...) فرداول یا دوم آن بی ت چه بوده به چه موضوع گفته شده است ؟؟ واضح سازید.
    3 -اگرنظربه فرمودۀ شمامولاناتورک نباشد، پس مولانا
    چرارفته دربین تورک ها زندگی کرده است ؟؟؟
    4 - شعرمنصوب به پسرمولانا سلطان ولد، شمانوشته اید، ساخته جعلکاران پارسی های پارس خواهدبود که
    شماازآنها پیروی میکنید.
    5 - از
    کلی ات شمس تبریزی، جلد1، غزل 1318:
    « من ترکم وسرمستم، ترکانه سلَح بستم
    درده شدم و گفتم، سالار سلام عل یک »
    همچنان درغزل دیگر:
    « ترکی همه ترکی کند، تاجیک تاجیکی
    من ساعتی ترکی شوم، یک لحظه تاجیکی کنم»

    از مثنوی معنوی:
    « ترکجوشی کرده ام من نیم خام
    ازحکیم غزنوی بشنو ت
  • عزیز فاریابی

    سلام به خواننده گان عزیز!
    جناب شرعی جوزجانی، درمقالۀ ارزشمند خود تحت عنوان "نقش شاعران وشاه ان تورکی تبار درتکامل زبان و شعر فارسی" منتشرۀ سایت وزین "خاوران" ، موضوع ادبی – تاریخی مهمی راطورمختصر بررسی کرده وبا اتکا به منابع موثق، موفقانه ازعهدۀ این کاربرآمده است. نویسنده نه برکس ی تاخته و نه برکدام ملیتی استخفاف رواداشته،

    بلکه کوشیده است تانشان بدهد که روابط تاریخی دوخلق بزر گ ترک و تاجیک درطول تاریخ دوستانه وصمیمانه بوده ودرخدمت یکدیگر قرارداشته اند، نه تنها شاعران، بلکه ش اهان ترکی تبارهم، درترویج زبان و شعر فارسی سهمی بزرگ اداکرده اند. این حقیقت روشن را به نقل قول ازمحق ق مشهور ایرانی داکتر ذبیح الله صفا مدلل ساخته است. او، مناسبات بی شائبۀ میان علیشیر نوایی و عبدالرحم ان جامی راکه اشعاری به زبان ترکی نیزسروده، سمبول این دوستی تاریخی میداند وشعرملمع ترکی وفارسی دولتشا ه سمرقندی تاجیک رامثال دیگر آن.

    اگر استاد جوزجانی گفته که مولانا ویا میرزا بیدل ترکتباراند ودلائل خودرا ارائه کرده، این نظر اوست، کسی حق ندارد شخص دیگری رابه "جرم"اظهار نظرش مورد این همه عتاب و خطاب قراربدهد. کسیکه نظر جوزجانی را قبول ندارد وآنرا خلاف واقعیت میداند، بفرماید، دلائل علمی خودرابنویسد، تاازیک طرف علاقمندان مطلع شوند واز طرف

    دیگر نویسندۀ مقاله، اشتباه خودرا اصلاح نماید . برای روشنگران ودانش پژوهان، شایسته نیست که باعصبانیت وسخنان

    تلخ کنایه آمیز، مناسبات دوستانۀ اقو ام باهم برادر ترک وتاجک راخدشه دار بسازند.

    کمینه که به موضوع علاقمندی خاص دارم، خواستم برخی دلائلی راکه درزمینه

    نزدم موجود بود، خدمت سایت وزین خاوران تقدیم د ارم. امیداست آن را اجازۀ نشر بدهند.
  • عزیز فاریابی  - محترم خواننده گان سایت وزین خاوران


    سلام بخواننده گان عزیز!
    جناب شرعی جوزجانی، درمقالۀ ارزشمند خود تحت عنوان "نقش شاعران وشاها ن تورکی تبار درتکامل زبان و شعر فارسی" منتشرۀ سایت وزین "خاوران" ، موضوع ادبی – تاریخی م همی راطورمختصر بررسی کرده وبا اتکا به منابع موثق، موفقانه ازعهدۀ این کاربرآمده است. نویسنده نه برکسی تاخته و نه برکدام ملیتی استخفاف رواداشته،

    بلکه کوشیده است تانشان بدهد که روابط تاریخی دوخلق بزرگ ترک و تاجیک درطول تاریخ دوستانه وصمیمانه بوده ودرخدمت یکدیگر قرارداشته اند، نه تنها شاعران، بلکه شا هان ترکی تبارهم، درترویج زبان و شعر فارسی سهمی بزرگ اداکرده اند. این حقیقت روشن را به نقل قول ازمحقق مشهور ایرانی داکتر ذبیح الله صفا مدلل ساخته است. او، مناسبات بی شائبۀ میان علیشیر نوایی و عبدالرحما ن جامی راکه اشعاری به زبان ترکی نیزسروده، سمبول این دوستی تاریخی میداند وشعرملمع ترکی وفارسی دولتشاه سمرقندی تاجیک رامثال دیگر آن.

    اگر استاد جوزجانی گفته که مولانا ویا میرزا بیدل ترکتباراند ودلائل خودرا ارائه کرده، این نظر اوست، کسی حق ندارد شخص دیگری رابه "جرم"اظهار نظرش مورد این همه ع تاب و خطاب قراربدهد. کسیکه نظر جوزجانی را قبول ندارد وآنرا خلاف واقعیت میداند، بفرماید، دلائل علمی خودرابنویسد، تاازیک طرف علاقمندان مطلع شوند واز طرف

    دیگر نویسندۀ مقاله، اشتباه خودرا اصلاح نماید. برای روشنگران ودانش پژوهان، شایسته نیست که باعصبانیت وسخنان

    تلخ کنایه آمیز، مناسبات دوستانۀ اقوا م باهم برادر ترک وتاجک راخدشه دار بسازند.

    کمینه که به موضوع علاقمندی خاص دارم، خواستم برخی دلائلی راکه درزمینه

    نزدم موجود بود، خدمت سایت وزین خاوران تقدیم دا رم. امیداست آن را اجازۀ نشر بدهند

    برخی از دلائل ترک بودن مولانا جلال الدین رومی- بلخی اززبان خودش :

    1- مولوی در کلیات دیوان شمس تبریزی، جلد 2 ، چاپ سوم، تهران سال 1381 خورشیدی، صفحۀ1428، رباع ی شمارۀ 1184 میگوید:

    بیگانه مگیرید مرا زین کویم

    درکوی شما خانۀ خود می جویم

    دشمن نیم ارچند ک ه دشمن رویم

    اصلم ترک است اگرچه هندی گویم

    مولوی میخواهد بگوید که حتی اگر بزبان هندی هم سخن بگوی م، بر تورک بودن من تاثیری ندارد.

    2- مولوی، درکلیات شمس تبریزی، جلد1، ص489، غزل 1318 میگوید:

    من ترکم وسرمستم، ترکانه سلح بستم

    درده شدم و گفتم، سالار سلام علیک

    دریک غزل دیگر:

    ترکی همه ترکی کند، تاجیک تاجیکی

    من ساعتی ترکی شوم، یک لحظه تاجیکی کنم

    3- دریک غزل مشهورخود میگوید:

    " نیمیم زترکستان، نیمیم زفرغانه" این سخن اززبان شخص دیگرنیست، آن شخص دیگرنیز کسی جزخود مولانانیست.

    4- درمثنوی معنوی میگوید:

    " ترکجوشی کرده ام من نیم خام

    ازحکیم غزنوی بش نو تمام

    5- همچنان غزلهای شماره 1362، 1363، 1382، 1183 یا بزبان ترکی است ویا درترکیب آن ابیات ترک ی موجود است.

    باعرض حرمت فاریابی



  • ابوعلی سینا  - مولانا ترک بوده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    1-علت استفادهء ابن سینا و ابوریحان و...از زبان عربی ، بخاطر این بود که زبان عربی در آن زمان: زبانِ ب ین المللی همهء مسلمانان بود و می خواستند همهء مسلمانان جهان از آن استفاده کنندو نه فقط یک قشر خاص فا رسی زبان.
    2- برای مثال زبان بین المللی امروز جهان "انگلیسی"است و محققین ایرانی و کره ای و ژا پنی و تورک و...مقالات علمی خود را به انگلیسی می نویسند(ولی سوال این است:آیا همین محققین به زبان مادر ی خود هرگز نوشته ای ندارند؟).
    3-سوال اینجاست که چرا این دانشمندان بغیر از عربی ، با فارسی هم می نوشت ه اند؟ ولی به ترکی نمی نوشته اند؟
    زیرا زبان مادری آنها فارسی بوده.
    زیرا زبان علمی آن دوران عربی و زب ان مادری آن دانشمندان فارسی بوده است.
    آیا این عاقلانه است که بگوییم مولانا وقتی که در حالت عرفانی و سماء و رقص عاشقانه الهی بود و شعر می سرود ، به زبانی سخن میگفت که زبان مادریش نبود؟!
    در آن حالات عار فانه مولانا با زبان مادریش، زبان کودکی اش ، زبان جان و وجودش سخن میگفت که همانا زبان فارسی بود.
    4-ف رض می کنیم که مولانا ترک بوده است(البته فرض است و من قبول ندارم):
    اگر مولانا ترک بوده ولی ترجیح داده به زبان پر عیب ترکی شعر نگوید چرا شما از زبان ترکی دفاع میکنید؟ آیا شما از مولانای شاعر و عارف و سخ نور بیشتر میدانید؟ لابد مولانا زبان ترکی را پرعیب دید و لایق شعر گفتن در وصف خدا و عشق به او ندید. پ س ای برادر پان ترک چرا از زبان ناقص ترکی دفاع میکنی؟
    نتیجه گیری:
    الف:یا زبان ترکی ناقص بوده و مولانا از این آگاه بوده.
    ب:یا اصلاً مولانا ترک زبان نبوده و زبان مادریش فارسی بود
  • ناشناس


    همانطوریکه اسلام دین خدا است. چون پیام خدا است. هیچ کسی حق ندارد که افتخارش را بخود رقمبزند. و الی  اندم دیگر رنگ وبوی خدایشش را میبازد.
    مولانا ترک باشد یا تاجگ عرب باشد یا عجم چه فرقی میکند؟مهم  اینست که مولانا چه میگوید وچه میجوید و چه میخواهد.مولانا بی شک اولاد ادم بود و ادم گونه زیست که ب ا سروده ها جاودانش (خوش بختانه بگوییم ویا بد بختانه) در سرزمین ما (مایی که هست بودش به قمار زده شده  است) بدنیا امد و راهی دیار غربت شد (مثل ماها ونیاکان ما که در هر تجاوز وغارت گری وحوش سحرا ها وبیابا ن ها بخش بزرگی تن به شهادت داده و بخشی هم علیل وبیماربر سر مقابر اجدادخود زندگی مرگ باری را گذشتاندن  و بخشی هم راهی دیار های دیگر شدندبا داشته های عزیز فرهنگی وتمدن درخشان شان که چکیده عرق جبین ملیون  ها انسان بود خدا حافظی کردند ورفتند که رفتند) اگر اخلاص مندیم وبه این قله های بلند انسانیت وفا وصفای ی داریم انها را که پیامبران عشق ومحبت وصفا وفا و اخلاص ویک رنگی و ایمان بودند باری هم شده این این خ میر مایه های ابرومندی جامعه بشری رامایه نفاق نکنیم. مولانا شصت هزار بیت دارد. به سخن دیگر شصت هزار  سخن برای فهم ودرک عشق ومحبت و پاکی دارد.اونه تنها یکی از اعجوبه های زبان فارسی ِ که یکی از جواهر هس تی است که خدا درمیان ما افرید تا ابروی شود پس از تجاوز فرهنگ سوزان جامعه بشری . ترک بودن وتاتار بودن  وتاجک بودن فی نفسهی مایه ای افتخار نیست. (درست است که هرقومی میراث دار نیاکان خود است و باید به ان  ببالد و انرا همچون گوهری قیمت بها در کیسه تاریخ خود داشته وسرمایه خود سازد. اما به عقیده من این جواه ر گران در این جغرافیا مال مشترکیست که همه بی هیچ تفریقی بایست به ان بنازیم - اگر ایرانی ها با همه جف ا ها وخطا این خبط گناه الود را میکنند تقصیر ندارند.)اشرفیت در نام ونصب نیست ادمی با انچه میکند شریف  و رذیل میشود. او در ورای این اقوام است و درعین حال مطعلق به همه انان - نمی خواهم دلیل بیاورم که مولا نا کی بود ومطعلق بکدام زبان و نژاد و قوم - او نژاد وقوم ونصبش را خود بیان میکند. او به هیچ قومی بهم  نمیرساند ولی اینکه طبیعتا زبانی که به ان انس داشت و سروده ها ملکوتی خود را سرود تا ابشخورذلالی شد به  تشنه گان حقیقت ومعنویت و انسانیت جای برای سخن باقی نمی ماند. امروز درشرایط مرارت بار کنونی که از در  دیوار وطن رنجور ومعیوب ما مذلت خواری فوران میکند طرح این مسایل نه نیازاست ونه مراد ی مطلوب مگر نفاق  افگنی مشهود . مردم ما ضرورت مند انند که دست شکسته شان گرفته شود تا باپا های لرزان براه بیافتند و از  این ورطه هولناک زمان که به سختی انها را می ازارد بیرون شوند . وحرف ها وگپ های زیاد دیگری که در این  مختصر جایش نیست ولزومی هم ندارد. چه اقای شرعی به بپردازد یا ان ایرانی خود باور وخود منش ومتکبری که د رسختی پا مببوسد ودر اسایش منت میفروشد و.... جوکار انجمنی
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ، 25 فروردين 1389 ، 20:47
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

پـــــارســـــی

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 183 مهمان آنلاین


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.