Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

آمیب شــناسی مافیـــای قــومی PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - ســـــیاسی
نوشته شده توسط پرتونادری   
سه شنبه ، 16 آذر 1395 ، 08:40

پرتونادریدر آن دهکدۀ زیبا، در جرشاه‌بابا، همین که به صنف هفتم رسیدم؛ مانند آن بود که دستم به آسمان رسیده است. در میان کتاب‌های تازه‌یی که به ما دادند، کتاب‌های فزیک، کیمیا و بیولوژی برای ما بسیار نا شناخته بودند و نمی دانستیم که این کتاب‌ها از چه چیزهایی بحث می‌کنند. ما دهاتی بچه‌های ساده، هرچند تا آن هنگام چیزهای زیادی می‌دانستیم. مثلا می دانستیم که چگونه پرنده‌یی درچگونه جایی آشیان می آراید و

چند تخم می‌گذارد! می دانستیم که از پشت سر اسب باید به احتیاط بگذریم تا لگدی حوالۀ مان نکند. می دانستیم که اگر خروس شام‌گاهان بانگ زند، شگون بد دارد و باید سرش بریده شود. بسیار خوشحال هم می شدیم که کدام خروس بخت برگشته شام‌گاهی بانگ زند! یاد گرفته بودیم که شام‎گاهان نباید از روی انبار خاکستر بگذریم چون جُندُک‌ها (جن‌ها) آن‌جا خانه دارند. وقتی نان می‌خوردیم باید بسم الله می‌گفتیم تا سیر شویم.گفته بودند که اگر بسم الله نگوییم، شیطان در کاسه شریک می‌شود. می‌دانستیم جایی که جغد آشیانه سازد، آن‌جای‌گاه به ویرانه بدل می‌شود. شنیده بودیم که اگر قصاب زیاد شود گاو حرام می‌شود. شنیده بودیم که سنگ پشت، یا به گفتۀ مردم سنگ بقه روزگاری ترازو کشی بوده که به گفتۀ مردم ترازو می زده و بعد خداوند آن دو کفۀ ترازو را بر پشت و شکم اش قرار داد تا مسخ شود وبه پند و عبرت جهانیان بدل شود تا کسی دیگری را نفریبد!
با وجود این همه دانش‌های بزرگی که داشتیم، هنوز نمی فهمیدیم که در جهان موجودات زنده‌یی هم به سر می‌برند ‌که ما نمی شناسیم. موجوداتی هم درجهان هستند که حتا به چشم دیده نمی شوند.
این سه مضمون دگرگونی فکری عجیبی را در ذهن و روان ما کودکان پدید آورده بود. استادان می گفتند که درختان جان دارند، ما در دل می خندیدم. می گفتند که زمین کروی است و به دور خورشید می چرخد، در حالی که ما می‌دانستیم که زمین روی شاخ  یک گاو است، گاو روی ماهی و ماهی روی آب. گاهی که گاو، شاخ خود را شور می‌دهد زلزله می شود و هرزمان که زلزله می شد در ذهن ما می‌گذشت که حتما گاو گوش خود را شور داده  یا با دم‌اش مگسی را زده است.
درس‌های استادان با دانش‌ ما هیچ جور نمی آمد، چاره نداشتیم باید گوش می‌کردیم و یاد می گرفتیم؛ اما در دل خود می‌گفتیم این‌ها همه علم کافران است. یک روز در مضمون بیولوژی رسیدیم به درس « آمیب». تمام درس برای ما شگفتی انگیز بود.استاد می‌گفت: آمیب به چشم دیده نمی شود، با میکروسکوپ دیده می‌شود. میکروسکوپ را هم  ندیده بودیم. جالب‌تر این که استاد می‌گفت: آمیب با پاهای کاذب راه می رود. این دیگر برای ما کاملا خنده آور بود. پاهای کاذب دیگر چه قسم پا است؟
استاد می‌گفت: آمیب در جویبارها و در آب‌های ایستاده زنده‌گی می کند و اگر کسی از آن‌جاها آب بنوشد بیمار می شود. استاد آب را هم برای ما حرام ساخته بود. ما ناچار بودیم از جویبارها آب بنوشیم. هروقت که آب می نوشیدیم، هراسی ما را فرامی‌گرفت که چقدر آمیب در شکم ما فرو رفته است. گاهی هم هنگام آب نوشییدن، دندان‌های خود را روی هم می‌چسبانیدیم تا آمیب‌ها تیر نشوند. آب که می دیدیم آمیب یاد مان می آمد.
به دارالمعلمین اساسی کابل که آمدم، چشمم به دیدار آمیب روشن شد. استادی داشتیم که احسان الله شفیق نام داشت. دانشمند و مهربان. درست مانند نام‌اش. او در زیر میکروسکوپ آمیب را به ما نشان داد. پاهای کاذب‌اش را و راه رفتن اش را هم. استاد بیماری‌هایی را که این موجود پا دروغین برای انسان‌ها به بار می آورد برای مان‌ یکایک بیان می کرد. من که از صنف هفتم از آمیب می ترسیدم، بار دیگر ترسم بیشتر می‌شد.
دانش‌گاه که رفتم زیست شناسی ( بیولوژی) و کیمیا خواندم. بازهم با آمیب سروکار داشتم. حالا دیگر ما خود آمیب کشت می‌کردیم و آن را زیر میکروسکوپ می دیدیم و باید رسامی هم می‌کردیم.
هرقدر که فهم من از آمیب بیشتر می‌شد ترس من نیز بالا می‌گرفت. این‌جا یاد گرفتیم که آمیب، بسیار نیرنگ‌بازهم است. مانند پشک هفت جان به آسانی نمی‌میرد. استاد می گفت که اگر در یک سطل آب که آمیب‌ داشته باشد، یک قطره تیزاب بیندازید، آمیب‌ها بی‌درنگ به دور خود یک قشر محافظوی یا کیست می‌سازند و دیگر در امن می‌باشند. آرام می خوابند. انتظار می‌کشد تا در شکم کدام بخت برگشته‌یی راه یابد. آن جا که رسید، لباس زره از تن برمی‌کند و بیرون می آید و بعد تا می تواند، خون می مکند.
*
این همه را برای آن گفتم که امروزه تا در اوضاع کشور نگاه می کنم به نظرم می‌آید که این سرزمین را به سطل آبی بدل کرده اند با آمیب‌های رنگارنگ. آمیب‌های خون‌خوار، آمیب‌هایی با پاهای کاذب، آمیب‌های با پاهای حقیقی، آمیب‌های که خود را مرده انداخته اند تا روز اش برابر شود. آمیب‌های که به دور خود دیوار کشیده اند، آمیب‌های که در خون‌خواری مشوره می‌دهند. آمیب‌های که حتا از سنگ پشت‌هم پند نمی‌گیرند. آمیب‌های که از هر فلتری می گذرند و حتا خود را به ارگ و سپیدارهم می‌رسانند!

زیست شناسی درعمر دراز خود هنوز شش گونۀ آمیب را شناخته است؛ اما من در همین عمر کوتاه خود گونۀ هفتم را کشف کرده ام که خطرناک‌تر ازهمه گونه‌های دیگر است. با این کشف، دهان زیست شناسی بازمانده است! نام این آمیب را گذاشتم « آمیبا مافیا اتنیکا» یعنی آمیب مافیای قومی!
آمیب مافیای قومی با آمیب‌های دیگر بسیار فرق دارد. مثلا آمیب‌ها، همه پای کاذب دارند، اما آمیبی را که من کشف کرده ام، پای کاذب ندارد؛ بلکه شخصیت کاذب دارد.
آمیب‌های دیگر اگر پای کاذب هم که داشته باشند، به میل خود راه می روند؛ اما آمیب مافیای قومی طرز رفتار خود را هر لحظه تغییر می‌دهد. موسیقی و ساز را خوش دارد. خیلی هم خوب می‌رقصد. این ساز از هرجایی که باشد او می تواند برقصد. چه ساز پاکستانی باشد، چه  ایرانی، چه  ترکی، چه عربی، چه هندی، چه انگریزی، چه اروپای و چه از امریکا! گاهی هم چنان مهارتی دارد که می‌تواند هم‌زمان با چنیدن ساز برقصد. گرچه یگان یگان بار پایش می لنگد که کارشناسان عرصۀ آمیب شناسی را به تردید می اندازد که  آمیب مافیایی قومی  چگونه پای کاذب دارد. اما من در پانزده سال تحقیقات خود این امر را ثابت کرده ام که این آمیب خوب پای دارد و خوب پای هم می زند؛ اما خودش یک واقعیت کاذب است. کاذب بودن اش جوهر است و واقعیت اش کاذب.

آن آمیب‌ها را ما در آزمایش‌گاها در دیش های خاصی کشت می کردیم و بعد با استفاده از میکروسکوب تجربه پشت تجربه بود که بالای شان اجرا می شد؛ اما آمیب مافیای قومی در تغارۀ یک بار مصرف دموکراسی انگلیسی- امریکایی کشت شده  و پرورش یافته اند. چنین است که به چشم دیده می‌شوند؛ اما نه با هرچشمی؛ بل چشمی که مردمک‌اش در برابر روشنایی وجدان حساسیت نداشته باشد!
این که آمیب مافیای قومی مانند آدم‌ها گپ می‌زند. سخن‌رانی می‌کند. زبان خارجی می فهمد، دستور می دهد،  نصوار می زند، ویسکی می نوشد، یا یگان یگان دود بتۀ فقیری کش می کند، گپی نیست؛ گپ کلان این است که در میان تمام آمیب‌های دیگر از نیرومندترین حس بویایی برخوردار است. تجربه نشان داده است که تا دالری در چاپ‌خانۀ زیر زمینی امریکاچاپ شود، آمیب مافیای قومی این‌جا بویش را احساس می کند و بی‌تاب می‌شود!
گرچه این آمیب با امیب‌های دیگر خاصیت‌ مشترکی نیز دارد که همان قشرسازی هر دو است، اما آن آمیب‌ها در برابر اسید یا تیزاب  حساس هستند و به دور خود قشر محافطتی می سازند، در حالی که آمیب مافیای قومی در برابر دالر و مقام حساس است. وقتی این‌چیزها برایش نرسد، چنان حساسیت نشان می دهد که تغارۀ دموکراسی درز بر می دارد. همین وقت است که  رنگ بدل می‌کند. رنگ قومی به خود می‌گیرد و می‌رود در تۀ آب قوم و قبیله و برای خود قشر یا دیوار قومی و قبیله ای می سازد. درآن جا می ماند تا این که به مقامی برسد یاهم جیب‌های سوراخ اش از دالر پرشود.  چنین که شد از قشر قومیت خود بیرون می‌شود و ادای رستم دستان در می‌آورد وآن‌گاه نه قوم است و نه هم قبیله!
خداشاهد است که از برکت حکومت وحدت ملی،  این دومین کشف من است که در علم بیولوژی یا زیست شناسی به نام من تثبب جریدۀ عالم می شود. پیش از این، من گونه‌یی از الجی‌ها و فنجی‌های سیاسی را کشف کرده بودم که حکومت گل سنگ افغانی را ساخته اند!
پایان














 

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در سه شنبه ، 16 آذر 1395 ، 09:07
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 202 مهمان آنلاین

Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.