Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

آیا دل بستن به وعده های اسلام آباد فراتر از یک خوش باوری سیاسی نیست PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - ســـــیاسی
نوشته شده توسط مهرالدین مشید   
پنجشنبه ، 18 آبان 1396 ، 11:19

مهرالدین مشیدحکومت افغانستان پس از سفر رئیس ستاد ارتش پاکستان به این کشور اعلان کرده است که گفت و گو ها با مقام های پاکستانی قناعت بخش بوده و پاکستان وعده کرده است که این بار به تهعد های خود عمل می کند. این در حالی است که پاکستانی ها از چندین دهه بدین سو بویژه پس از سقوط طالبان در تعهدات خود در پیوند به افغانستان صادق نبوده است. چنانکه رئیس جمهور پیشین افغانستان اعلام کرد که ۲۱ سفرش به پاکستان بی نتیجه بوده و هر بار پاکستان با دادن وعده های چرب او را فریب دادند.

رئیس جمهوری غنی چند روز پیش اعلان کرد که هر بار که دست دوستی طرف پاکستان دراز کردم، پاکستانی ها در دست من تف کردند. چندی پیش همگان شاهد اند که پاکستان فیصله های نشست های چهارگانه را نقض کرد و کشور های چین و امریکا هم سکوت اختیار کردند؛ پس با این حال حتا به تضمین کشور ها در رابطه به پاکستان هم نمی توان دل بست؛ زیرا پاکستان همیشه با افغانستان از رویکرد دیپلوماسی دروغ استفاده کرده است. سفر رئیس ستاد ارتش پاکستان پس از یک سلسله فعالیت های سیاسی گسترده در منطقه و پیمودن یک دور و رایزنی با روسیه، ایران، چین و ترکیه وارد افغانستان شد و پاکستان نوانسته تا نظر مثبت کشور های یاد شده را به سیاست های تروریست پرورانهء خود جلب کند. گفته می توان که باجوه با یک پشتوانهء سیاسی وارد کابل شد. وی در ظاهر توانسته حتا دل کابل را هم بدست گیرد. پاکستان در گذشته موفق شده بود تا امریکایی ها را قناعت بدهد که افغانستان را از عینک دید آن ببیند و امریکایی ها هم به این خواست پاکستانی ها آری گفتند و افغانستان را قربانی این آری گفتن کردند. پاکستان در این مدت تلاش کرده تا افغانستان به کمک و یاری شماری رهبران مزدور افغان برای آنان سپرده شود و تا حال در این زمینه نوفیق نسبی هم داشته است. امریکایی ها در حالی متوجهء خطای استراتیژیک خود در رابطه به پاکستان شده اند که پاکستان برای رسیدن به عمق استراتیژی خود در افغانستان بر ضد هند هسته گذاری و بستر سازی کافی کرده است. حال امربکایی ها زمانی متوجه شده اند که کار از کار گذشته است؛ اما کابل تا کنون با وانس دادن ها پیهم به اسلام آباد بازنده تر و آییب پذیر تر از هر کشوری در برابر پاکستان است.
پاکستان در این مدت با رویکرد دیپلوماسی فعال و کارا در ضمن داشتن لابی های قدرت مند در امریکا توانسته، دست بالایی نسبت به افغانستان داشته باشد. سیاست تهاجمی پاکستان در برابر افغانستان سبب شده تا بار بار با عقد قرار داد های امنیتی خواست های شان را به کابل تحمیل کنند. در این حال کابل سخن از پنج حلقهء سیاست خارجی زده و آن را از دستاورد های کلان خود می شمارد**؛ اما آگاهان سباسی می گویند که طرح های سیاسی بلند پروازانه شاید ساده باشد و اما آنچه مهم است، بستر سازی برای عبور موفق از این پنج حلقه است که با تاسف کابل در این زمینه نوفیق لازم نداشته است. کابل بیشتر به نوعی خود شیفتگی سیاسی در این رابطه دچار است که به قول معروف مصداق این سخن " پهلوان زنده خوش است" می باشد. اگر چنین نمی بود، دست کم از کوچه هایی از این هفت شهر سیاست برای پیمودن موفقانهء پنج حلقهء سیاسی عبور می کرد که نکرده است و با این " پهلوان زنده خوشی ها " در سیاست نمی توان کاری را از پیش برد. این در حالی است که اجماع قطعی سیاسی در داخل کشور این است که هدف اصلی از دیپلوماسی به ظاهر انعطاف پذیر پاکستان در برابر افغانستان بیشتر به" خم خم رفتن صیاد" می ماند که هدفش جز قتل مرغان آرزوی دیگری ندارد؛ اما با تاسف که شکاریان اسلام آباد به مراتب برای کشتن انسان تردست اند و از داشتن مهارت های ویژه برخوردار اند. هدف اصلی اسلام آباد کاهش فشار سیاسی بر آن از سوی امریکا، بویژه پس از اعلام استراتیژی جدید امریکا است. این در حالی است که بیشترین کشور های جهان به ابن اجماع رسیده اند که پاکستان مرکز تمامی تروربست های جهان و زمامداران آن تروریست پرور و شبکه های بزرگ تروریستی معشوقه های دلخواهء نظامیان آن است. هرگاه کابل این فرصت را از دست بدهد و بار دیگر شکار اهداف تمامیت خواهانهء اسلام آباد شود، واضح است که فرصت بزرگی را از دست داده است. هدف از تلاش های اسلام آباد هم زمینگیر کردن کابل و فرصت کشی هایی است که کابل می تواند با استفاده از آن دست کم چالش هایی را از پیشروی خود بردارد.
آیا به ساده گی می توان باور کرد که اسلام آباد روی اهداف راهبردی خود در پیوند به افغانستان تجدید نظر کند. زمانی به حسن نظر پاکستان می توان باورمند شد که در سیاست هایش در مورد افغانستان را به گونۀ بنیادی مورد بازنگری قرار بدهد؛ آنهم اهدافی که امریکا این کشور را پا به پا برای رسیدنش یاری کرده است. پاکستانی ها توانستند، در زمان جهاد به افغانستان دسترس کامل پیدا کنند و امریکا در واقع افغانستان را برای پاکستان واگذار کرد و اسلام آباد هم از این فرصت استفادۀ اعظمی به  نفع خود کرد و امریکا هم تا پایان دست بین سیاست های پاکستان در افغانستان بود. امریکا پس از سقوط طالبان نیز به این سیاست خود ادامه داد؛ البته سیاستی که سال ها قبل برژینسکی مشاور امنیت ملی جیمی کارتر به آن پرداخته بود. چنانکه در سناد افشا شدۀ جیمی کارتر آمده است، آقای برژینسکی در ملاقات تالبایز، معاون صدراعظم پیشین زیلاند جدید، گفته بود که ایالات متحده در رابطه به اقدام شوروی در افغانستان، دو هدف عمده را در سر دارد: اول، افزایش حس هویتی در جهان اسلام.  وی باور داشت که  کشور های غربی نباید حس هویتی کشور های اسلامی را به صورت علنی مورد مداخله و بهره برداری قرار بدهند—به خصوص زمانیکه ایالات متحده می خواهد پایگاه های نظامی در منطقه ایجاد کند، باید از نهایت احتیاط کار بگیرد.  هدف دومی، حمایت ایالات متحده از کشور های منطقه نزدیک به افغانستان بود که معروض به تهدیدات سیاسی اند.  آقای برژینسکی در این ملاقات پیش بینی می کند که شوروی به سمت تنگۀ هرمز حرکت نخواهد کرد، اما مسکو ممکن تلاش کند که پاکستان و ایران را به "فلند شرق میانه" مبدل کند. روی همین دلیل، آقای برژینسکی گفته است که ایران و پاکستان باید مورد حمایت نظامی و سیاسی غرب قرار بگیرند. وی در این ملاقات گفته بود که اول کمک های کشور های اسلامی به پاکستان فراهم گردد و به تعقیب آن، کمک های غربی به پاکستان سرازیر شود.  در همین راستا بود که مشرف پس از دادن  وعدۀ همکاری با امریکا امتیازات زیادی بدست آورد که گسترش شورشگری در افغانستان بخشی از آن می باشد. چنانکه گیری شرون کارمند ارشد سی آی ای در جبهۀ مقاومت می گوید که آنان با توجه به خواست پاکستان نمی خواستند که جبهۀ متحد به قدرت برسد و برای رسیدن به این هدف تلاش های جدی کردند. از نظر گیری شرون پاکستان باور دارد که پشتون های افغانستان با پاکستان همدردی دارند؛ در حالی که این قضاوت اشتباه آلود و نادرست است. از این رو اسلام آباد هیچ گاهی نمی  خواهد، هسته گذاری هایی که در افغانستان طی چندین دهه کرده است، تمامی رشته اش یکباره پنبه شود؛ زیرا پاکستان بقای خود را در مداخله در افغانستان و گسترش ناامنی ها دراین کشور می داند. بیشتر این که نظامیان پاکستانی فرادستی و هژمونی شان را در تداوم ناامنی ها در افغانستان و تمویل و آموزش تروریستان تلقی می کنند. اسلام آباد طی چندین دهه پس از تهاجم شوروی به افغانستان توانسته تا بهره های کلان سیاسی، اقتصادی و استراتیژیکی از ناامنی های افغانستان بگیرد و پس به این ساده گی می توان باور کرد که پاکستان تن به  فشار امریکا و جهانیان بدهد و با گردن نهادن به امریکا از اهداف راهبردی خود در پیوند به افغانستان دست بشوید. این درحالی که است که مقام های امریکایی پس از عبور از آزمون های دشوار با پاکستان می گویند که این کشور شریک قابل اعماد نیست (وزیر دفاع امریکا ) و پاکستان نیز می داند، امریکا از آن برگشته است و اگر باز هم برگردد، دیگر آن امریکایی نخواهد بود که نظامیان پاکستان آن را بدوشند. یاهو

*********************

 

مهرالدین  مشید
روشنفکر دینی بیماری جامعۀ خود و زبان توده ها را باید شناسایی و کشف کند

در جایی خواندم روشنفکر افغانستانی بیش از آنکه روشنفکر باشد، بیشتر از آن هزاره، پشتون، تاجک، ازبک، ترکمن، ایماق و ... است. در حالی که روشنفکر به معنای واقعی آن پل وصلی است میان تجدد و پیش از مدرن؛ اما روشنفکر دینی کسی است که دغدغه یی از جهان مدرن و خردگرایی بر سرش موج می زند و هم درد دینداری دارد که مسامحه ناپذیر و دیگر ستیز نیست و هرگز در صدد به حاشیه راندن دین از جامعه نیست؛ زیرا او می داند که در یک جامعهء دینی بزرگ ترین دغدغهء چنین گروهء اجتماعی و فرهنگی است. از سویی هم این روشنفکر دشواری دینداران را نه دشواری دین؛ بلکه دشواری قرائت از دین در عصر های گوناگون می داند که در طول ناریخ در جامعه رسوب کرده و حال تلفیق . هماهنگی میان منظومهء فقه سنتی و عقل جدید را سخت به چالش برده است. از این که تفسیر از متون دین تابع شرایط است و شرایط در هر زمانی متفاوت است و خودآگاهی ها انسانی، اجتماعی، جغرافیایی و ناریخی را نیز در هر زمانی منحول می کند که چنین تحول تفسیر حالیه تفسیر گذشته را نفی می کند. از این رو روشنفکر دینی تلاش می کند تا در راستای ساختن جامعه یی حرکت کند که هم پاسدار دین و دبنداران باشد و هم حافظ عقل و ارزش های مدرن باشد؛ بعنی وحی و عقل در سکوی بلند روشنفکری با یکدیگر آشتی شوند و باهمدیگر پذیری عادت کنند؛ اما با تاسف که در جامعهء ما نه تنها روشنفکر اش در لاک قومیت ضجه می کشد؛ بلکه بجای اصلاح سازی فهم گذشتگان و بیرون دادن یک فکر درست از آن برایند، برعکس آن را اصلاح ناپذیر و خطرناک می پندارد. از همین رو است که امروز آنچه در جامعهء ما می ببنیم از قتل و کشتار تا ویرانی های فروان و تکفیر های وحشتناک، همه رنگ دینی دارند، در حالی که در اصل وابسته به شبکه های خارجی اند و دین را ابزاری برای براورده شدن اهداف آنان قرار داده اند و اما تاسف آور این که این همه جنایت را مشروعیت دینی می دهند. آشکار است چنین حالت برای آنانی که دغدغهء تکلیف گرایی دینی دارند و به نتیجه توجهی ندارند، هرگز پروای دین و دینداران را ندارند و مانند عقل گرایان محض که بر سر شاخ بی پروایی نشسته اند و از بریدن شاخ هم وسوسه یی در دل ندارند. با تاسف که تجربهء کشور ما برعکس تجربهء کشور های مصر، الجزایر و ایران می باشد. در این کشور ها نخست جریان روشنفکری بوجود آمد و آغاز به نقد از قرائت سنتی کردند و گروهی به سکوی روشنفکر دینی تمکین کردند و گروهی هم به سیکولاریزم متمایل شدند. با تاسف که در جامعهء ما این روند وارونه است و هر دو جریان روشنفکری روی به سوی قدرت دوخته و با سکوت مرگبار چشم به دستگاه دوخته و شرط رفتن به قدرت را خاموشی در برابر فهم رسمی و سنتی از دین می داند و شماری هم بدتر از این در پرتگاهء قومیت سقوط کردند، بجای آنکه روشنفکر باشند، برعکس باید تاجک، پشتون، هزاره و ازبک باشند.
روشنفکر نباید به  نوعی خود فریبی ها تن بدهد و رسالت خود را فراموش کند. روشنفکر بدوز از خود فریبی ها زبان مردم خود را باید کشف کند و به قول مرحوم شریعتی ابدی، مطلق و جهانی تلقی کردن  حقیقت‌ها، آرمان‌ها و جهت‌گیری‌ها فریبی است که روشنفکر را همیشه به چالش می کشد. چنین فریبی روشنفکر را به انعطاف پذیری های غیر اصولی و ناباب کشانده و با جبهه گیری های مقطعی و جهت دادن های گذرا تیغ از دمار روشنفکری بیرون می کند؛ زیرا در جامعۀ ناآگاه که هنوز مردم به آگاهی های لازم نرسیده اند و افراد صاحب شخصیت انسانی، و تشخیصِ طبقاتی و اجتماعیِ روشنی، نشده ‌اند، و از مرحله‌ی تقلید و تبعیت از شخصیت‌های مذهبی و علمی‌ی خود، قرار دارند  که بیشتر جنبه‌ی فتوایی و مقتدایی دارند. در ضمن رابطه ها در جامعه بر پایۀ  مُرید و مُراد، عامی و عالِم، و ماموم و امام است و به مرحله‌ یی از رشدِ سیاسی و اجتماعی، ارتقاء نیافته‌اند. رسالتِ روشنفکر در چنین جامعه‌هایی، در یک کلمه، عبارت است از: وارد کردن واقعیت‌های ناهنجار موجود در بطنِ جامعه و زمان تا توده ها به آگاهی برسند.  درست بر مصداق این سخن روسو : برای مردم تعیین تکلیف نکند، فقط به آنان "بینایی" ببخشید! تا آنان، راه‌ها را، به درستی، دریابند، و تکلیف‌شان را نیز خواهند شناخت. از این نظر روشنفکر طبیب واقعی جامعۀ خود است و با شنایی درد های جامعۀ خود نسخۀ لازم را تجویز می کند که این موضوع رسالت او را در برابر مردم اش دوچندان بلند می  برد. این روشنفکر ناگزیر است تا چهار رسالت و چهار مسؤولیت خویش را در قبال مردم  اش درک و برای عملی شدن آن اقدام کند. روشنفکر برای نایل به چنین هدفی برای ادای رسالت بهتر خود در جامعه باید دست به کشف زبان توده ها بزند تا به کشف بزرگترین مجهول دست یابد و از متن مردم آگاهی پیدا کند؛ زیرا برای آموختن مردم، نخست باید زبان آنان را آموخت؛ اما با تاسف که روشنفکر جامعۀ ما زبان مردم را به باد فراموشی نهاده اند و این بیگانگی ها به قبرستان آرزو های ملت ما بدل شده اند. این در حالی است که ما رهبران و روشنفکران خود را در دو راهۀ تصمیم گیری ها در حوزه های گوناگون می بینیم. بسیاری شان نه تنها با زبان مردم بیگانه اند و از متن جامعه فرسنگ ها فاصله دارند؛ بلکه برای مبارزه با تروریزم و حامیان منطقه یی و بین ا لمللی آن پا در گل  مانده اند. در حالیکه برای مبارزه با ناهنجاری ها و بدبختی های کلان تدابیر و درایت های نه تنها زبانی؛ بلکه سیاسی و راهبردی نیز می خواهد. از همین رو است که رسیدن به مقام شامیخ روشنفکری نیاز به عبور از هفت خوان رستم و گذر از کوه و کتل های تسخیر ناپذیر دارد. وی زمانی می تواند، به این قله ها برسد که خود را از تحت تاثیر سنت ها واندیشه های منجمد و دگم رهایی ببخشد و  به خودآگاهی لازم انسانی، اجتماعی و زمانی و مکانی برسد. طبقۀ روشنفکر جامعه است که به صورت انتقادی یا پیشنهادی به تحلیل می پردازد تا بستری مناسب برای تحلیل و تجزیۀ رخداد های کشور فراهم شود؛ زیرا تحلیل قضایا مغز روشن وشسته کار دارد و نه مغز غریزی و پوپنک زده؛ زیرا موج آزادی خواهی و آزادی پروری در فضای همدیگر پذیری در روشنایی افکار سالم و پویا شکل می گیرد. این را نباید از یاد برد که دیگر عصر ایدئولوژی گرایی ها پایان یافته و روشنفکر نباید در بند اینده ئولوژی خاص زمین گیر شود و با افتادن در پرتگاۀ اعتقادی انعطاف ناپذیر بجای آرودن فکر روشنگری تباهی و بربادی می آورد؛ زیرا چنین روشنفکری اسیر گرایش های کور و تقلیدی می شود که حاضر است حتا آسایش جهان را قربانی ایده آل های خام خود کند. آشکار است که جایگاۀ این روشنفکر در جامعه بدتر از روشنفکر قوم گرا است.


 

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در پنجشنبه ، 18 آبان 1396 ، 12:09
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 177 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.