Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

از آن شــش جــدی؛ تــا ایــن دم PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - ســـــیاسی
نوشته شده توسط عبدالناصر نورزاد استاد دانشگاه کابل   
يكشنبه ، 26 دی 1395 ، 09:46

عبدالناصر نورزاد استاد دانشگاه کابلنبردایدیولوژیک یا استقرار استراتیژیک؟
اساسا هر دولتی داده های سیاست خارجی خود را درجهتی تنظیم میکند که در نهایت، خواستها و نیاز های امنیتی، راهبردی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و نظامی اش در کوتاه مدت یا بلندمدت تامین شود. البته نباید انتظار داشت که که هدف های عمده سیاست خارجی یک کشور در شرایط و مقتضیات گوناگون به صورت ثابت باقی بماند و هیچ تغییری را شاهد نباشد. از این رو گاهی عوامل و متغیر های را باید نظر گیریم که برای تشریح رفتار دولت ها اساسی دانسته شده و برای تحلیل و تجزیه آن کمک میکند. تهاجم شوروی به افغانستان هم یکی از جمله رفتار های عمدتا نادر بحساب می آید. دقیق 37 سال قبل از امروز بتاریخ ششم جدی سال 1358 ارتش سرخ اتحادشوروی سابق با سرنگونی حکومت حفیظ الله امین به حاکمیت خلقی پایان داده و با اعزام بیش از 130 هزار سرباز، صفحه سیاهی از تجاوز و هژمونی خواهی تزاری را به نمایش گذاشت. علی الفور با هجوم ارتش سرخ به افغانستان، هسته های مقاومت ملی در برابر آن شکل گرفت و منجربه داغ شدن میدان های نبرد در برابر دولت وقت و ارتشیان سرخ شد.
این که چرا شوروی سابق به افغانستان لشکر کشی کرد و عمدا در برابر غرب قرار گرفته و فضا را طوری آماده کرد تا غرب بخصوص امریکا بتواند انتقام شکست ویتنام را از آن بگیرد،در این خصوص اگر و مگر های زیادی مطرح شده است. این تجاوز پس از 37 سال تا هنوز پس لرزه های دارد و از مردم بیگناه افغانستان قربانی می گیرد. در ضمن عوامل متعددی در لشکر کشی ارتش سرخ به افغانستان نقش داشت از جمله: وحشت کرملین از انقلاب تازه پای ایران و نفوذ در مناطق جنوبی این کشور، مسئله گروگانگیری امریکایی ها در تهران و همزمان با آن احتمال به خطر افتادن منافع امریکا در منطقه و امکان حمله نظامی به ایران از سوی امریکا، دسترسی به مناطق نفت خیر خلیج فارس، امکان واژگونی رژیم مارکسیستی افغانستان و جایگزین شدن آن با یک رژیم اسلامی، ترس از چین به لحاظ نزدیکی این کشور با غرب، دسترسی به آب های گرم، منحرف کردن افکار عمومی مردم شوروی از مسائل حاد اقتصادی- سیاسی داخلی به مسائل خارجی، مانور قدرت از سوی برخی از جناحهای حزب کمونیست برای جانشینی پس از برژنف.
با توجه به نمونه های بالا که عوامل اساسی تجاوز شوروی به افغانستان محسوب می شوند،باید مدنظر داشت که سیاست خارجی کشور ها در مقاطع مختلف به علت مولفه های مختلف و گوناگون فرق می کند. همچنین در خصوص خروج عساکر شوروی از افغانستان، عواملی همچون نیاز های اقتصادی، اجتماعی، ژئوپولتیکی، سیاسی، فناوری، ایدیولوژیک را می توان مورد مطالعه قرار داد. برعلاوۀ مولفه های تذکر یافته، بعضی از اوقات تغییرات ناگهانی شدید در رژیمها به صورت کودتا و یا انقلاب هم هدف ها، تاکتیک ها، استراتیژی ها و طرح های رسیدن به اهداف ملی را دگرگون می سازد. درجنب آن، مهمترین عواملی ک باعث تغییر در اولویت ها و دگرگونی در نحوه تعقیب منافع کلان و حیاتی می شود عبارت از کشمکش های داخلی میان نخبگان سیاسی کشور، سیاست افزایش قدرت مانور قدرت ها در عرصه سیاست روابط بین الملل،رفع نیاز های داخلی و بلاخره تغییر در رفتار سائر بازیگران است. این است که کشور های با داشتن قدرت نظامی و اقتصادی بزرگ، مبادرت به تهاجم و هژمونی خواهی میزنند. اما مهم است تا کشور ها در طرح و اجرای سیاست خارجی خود، به شکل مقطعی عمل نکرده و بصیرت سیاسی را در این خصوص مراعت نمایند. به همین علت بود که شوروی ها در طرح ریزی سیاست های کلان خود، رفتار سائر بازیگران کلان رقابت های کلان جهانی را صرفا به امور روزمره گی منحط کرده بودند و پیش بینی دقیقی از انکشاف اوضاع نداشتند. این امر عمدتا باعث می شود که کشور های بزرگ در عرصه سیاست خارجی و بین الملل با وقوع رویداد های جدید غافلگیر شوند و به ناچار تسلیم بحران و عوارض نا مطلوب آن ها شوند. شوروی ها برای حمله آماده گی می گرفتند ولی قادر به پیش بینی عواقب این تجاوز نبودند. شاید در نزد دولت مردان کرملین، قدرت بالقوه امریکا و متحدان غربی آن هیچ جلوه کرده بود. شاید مسئله تجاوز به افغانستان و متعاقب آن تعقیب سیاست های کلان مانند رسیدن به آبهای گرم، از جمله موضوعات عادی و غیر مشکل ساز معلوم می شد.  عدم درک این شرایط با چنین حساسیت های بزرگ موجود آن زمان بود که پای شوروی ها را به افغانستان کشید و نتیجه آن جز شکست شوروی و برچیده شدن بساط اردوگاه کمونیزم در جهان چیز دیگری نبود. اگر شوروی سابق و روسیه فعلی توانسته تا از بار بحران ناشی از جنگ در برابر غرب خود را رهایی بخشد اما  افغانستان قربانی اصلی این تهاجم به ناچار دستخوش دگرگونی های نا مطلوب بعدی شد و صحنه برای بازیگران منطقوی و کشور های همسایه آن مساعد شد. زمینه مساعد شد تا کمربند های امنیتی در ماحول افغانستان بعنوان ساختار های بدیل اتحاد شوروی شکل بگیرند و هرکدام برای حصول اهداف بلند مدت خود، این کشور را جولانگاه اصلی رقابت های ناسالم قرار دهند.
خروج عساکر شوروی از افغانستان، بر علاوه عوامل نظامی و اقتصادی که فشار شدید را بر ماشین جنگی و اقتصادی آن کشور وارد کرده بود، علت های دیگر هم داشت. تغییر اولویت ها در سیاست خارجی شوروی در سال های پایانی قرن بیستم مبنی بر بالابردن قدرت مانور این کشور به عنوان یک ابرقدرت بود که گرداننده گان شوروی بعداز برژنف واندروپف را مجبور ساخت تا از نقش ایدیولوژیکی مارکسیم منحیث یکی از مولفه های تاثیر گذار بر سیاست خارجی این کشور بکاهند و رشد اقتصادی و بلندبردن توانایی های نظامی این کشور را در صدر اولویت های سیاست خارجی مسکو قرار دهند. ولی عملا مشکل آن زمان به مراتب عمیق تر از آن بود که سردمداران شوروی تصور کرده بودند. عواملی چون پائین بودن تولید ناخالص ملی، بی بهره بودن از فناوری های پیشرفته،رکود اقتصادی، موجودیت مقررات دست وپاگیر بروکراتیک در درون نظامی سیاسی شوروی سابق، بار سنگین تعهدات مالی بین المللی بعنوان رکن اساسی سیاست های انترناسیونالیسم پرولتری، کشیده شدن به صحنه رقابت های سنگین تسلحیاتی با غرب ( جنگ ستاره گان) در مجموع باعث شد تا شوروی سابق نتواند مولفه لازم ابر قدرت شدن را تکمیل کند و بعنوان یک ابرقدرت توسعه نیافته در آید و از انجام مکلفیت های خود بعنوان؛ سردمدار یک بلاک سیاسی شدیدا ایدیولوژیک طفره رود. در جنب این مسائل شوروی ها نتوانستند همزمان با ادامه جنگ در میدان های نبرد افغانستان که عملا با غرب تقابل را پذیرفته بود، تلفیقی در فرایند تعقیب هدف های میان برد، که ترکیبی از هدف های سنتی، ایدیولوژیک یا استراتیژیک باشد، ارائه دهند. این مهم باعث شد تا از یک طرف شوروی شدیدا زیر فشار های اقتصادی و نظامی در این نبرد قرار گیرند از سوی دیگر فشار های بین المللی و محکومیت های پیهم  کشور های متعدد جهان، بخاطر لشکر کشی شوروی به افغانستان  از وجهه بین المللی آن منحیث یک اردوگاه سیاسی و یک ابرقدرت کاسته شود.
بهانه اساسی شوروی سابق از لشکرکشی به افغانستان حمایت از رژیم کمونیستی این کشور بود که در معرض سقوط قرار داشت و ظاهرا جز فرایند حمایت از جنبش های کمونیستی بود که بطور گسترده از حمایت شوروی برخورداربودندو ایجاب می کرد تا برای بقای آنها کاری انجام داد. رژیمی که در برابر طیف وسیعی از مقاومت گران افغان قرار گرفته بود و مشروعیت لازم سیاسی خود را به علت حضور عساکر بیگانه در این کشور از دست داده بود. رژیم سیاسی مستقر درکابل، به لحاظ کمک های مالی و نظامی و حمایت های بین المللی، کاملا به اتحاد شوروی سابق وابسته بود و هر لحظه در تیررس غرب منحیث یک دولت نامطلوب قرار می گرفت. غرب هم با اتکا به نیروی جنگی مقاومت، شکل گرفته از افغان های روستایی، امکانات مالی و لوژیستیکی را برای این جبهه فراهم می ساخت تا کمر شوروی محکم تر از ویتنام شکسته شود. تغییر راهبرد ها در نحوه نبرد با مجاهدین افغان که از حمایت قوی غرب و امریکا قرار داشتند نتوانست بن بست موجود در میدان های نبرد را از سوی شوروی ها بشکند و سبب پیروزی نظام سیاس مستقر در کابل شود. با گذشت هرروز این نبرد ابعاد وسیعی بخود می گرفت و بازیگران بیشتر را وارد کارزار می ساخت. به اساس بر آورد های موجود، هزینه نبرد شوروی در افغانستان بدون مصارف اقتصادی و کمک های بلاعوض به دولت کابل، بالغ به هفتاد ملیارد دالر می شد. 15000 کشته و یک ملیون معلول از اثرات منفی نبردی بود که برژنف در تبانی با بیروی سیاسی حزب کمونیست شوروی، خواب رسیدن به آب های گرم را در سر می پرورانیدند. حاصل این بلند پروازی های سردمداران کاخ کرملین، برعلاوه نابودی اردوگاه کمونیسم در جهان، شکست شوروی در برابر دشمن اش ( امریکا و غرب) را هم در قبال داشت. شش جدی بمثابه روز سیاه در تاریخ کشور ما افغانستان؛ ثبت است. اگرچه ده سال نبرد برای شوروی ها، هزینه های گرانی را بر پیکر اقتصادی و وجهه بین المللی این کشور وارد ساخت؛ اما افغانستان هم تمام زیر ساخت های سیاسی و اقتصادی خود را از دست داده و سه سال بعداز خروج شوروی علی رغم سقوط دولت کمونیستی در افغانستان، گروه های مقاومت گران زیرنام مجاهدین نتوانستد بر یک چهارچوب کلی روی ساخت نظام سیاسی در کابل به توافق برسند و جنگ های داخلی بر میدان نبرد افغانستان رخ باز کرد. چهار سال و نیم نبرد میان گروه های متعدد مجاهدین که هر کدام برای کسب قدرت سیاسی تلاش داشتند، منجربه تضعیف دولت مجاهدین شد و گروه طالبان ظهور کرد. در سال 1996 طالبان توانستند قدرت سیاسی را در کابل تصاحب کنند و نبرد برای پنج سال دیگردر مناطق شمال افغانستان با شکل گیری جبهه  مقاومت به رهبری احمد شاه مسعود ادامه یافت. تا اینکه با کشته شدن فرمانده مقاومت ملی احمد شاه مسعود و حوادث یازده سپتمبر، که عامل اصلی آن اسامه بن لادن در نزد طالبان منحیث مهمان زنده گی می کرد، رژیم بنیاد گرای طالبان توسط جبهه مقاومت به کمک امریکا فروپاشید و نظم جدید سیاسی در کشور چیره گشت. اکنون بعداز گذشت 15 سال نبرد علیه تروریزم که رهبری آن را ایالات متحده امریکا بر عهده دارد؛ سرنوشت این نبرد معلوم نیست و از کجا معلوم که این جنگ برای سالیان متمادی ادامه پیدا کند و هزینه های بیشتری بطلبد. به هر حال تهاجم شوروی به افغانستان بزرگترین اشتباه استراتیژیک این کشور محسوب می شود که تا هنوز پس لرزه های آن اقتصاد هر افغانستان را صدمه می زند و کینه و نفرت عمومی را نسبت به این عمل وا میدارد. در ضمن، بعداز چهار دهه، استنتاج می شود که لشکر کشی روس ها به افغانستان، یک نبرد ایدیولوژیک نه بل یک استقرار استراتیژیک جهت رسیدن به اهداف بعدی بود که از زمان تزار ها طرح شده بود. ساخت تونل سالنگ در سال 1343 و تهاجم شوروی در سال 1979 فاصله درازی از سیاست گذاری های شوروی را نشان میدهدکه برای حصول اهداف از قبل طرح شده، سالیان متمادی انتظار کشیده می شود تا زمینه واقعی تحقق آن مساعد شود. حال نبرد غرب به سرکرده گی امریکا، هم به اساس طرح های درازمدت و منافع استراتیژیک آن کشور طرح ریزی شده است. سیر صعودی وخامت اوضاع امنیتی در افغانستان بعداز سال 2006، مبین این حقیقت است که غرب برای استقرار صلح و آرامش و سرکوب تروریزم نه بل برای ایجاد پایگاه های استراتیژیک به افغانستان آمده است تا برای مقابله بهتر در برابر رقبایش( چین، روسیه، هند و ایران) در منطقه حضور داشته باشد. اینکه چرا افغانستان منحیث این دژ استراتیژیک از طرف امریکا انتخاب شده است، واضح است. در منطقه بجز از افغانستان هیچ کشور دیگری نمیتواند پایگاه مطئمن برای امریکا حساب شود. نه در ایران امکا ن چنین انتخاب استراتیژیک وجود دارد و نه هم پاکستان اجازه طرح ریزی و اجرای چنین اهداف را برای امریکا میدهد.  بنا افغانستان تنها کشوردر منطقه است که میتواند بعنوان یک نقطه مجهز با ابزار های استراتیژیکی و جغرافیایی ، زمینه های لازم حضور امریکا در منطقه را  برای درازمدت، مساعد سازد. ولی متاسفانه افغانستان و دولت مردان آن، نتوانستند از حضور غرب و ناتو منحیث سیستم سایه امنیتی که قدرت و پوتانسیل بالقوه حمایت از افغانستان را در برابر سیستم های امنیتی پیرامون دارد، استفاده بهینه بکنند و این حضور را نوعی از شکل گیری مسالمت آمیز اتحاد استراتیژیک با امریکا در نزد کشور های همسایه مطرح نمایند. بالعکس، این حضور برای کشور های همسایه بمثابه حضور خطر ساز مطرح شده و زمنیه را برای رقابت های ناسالم مساعد ساخته است.

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 237 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.