Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

اعتراف باید کرد که خطا هایی انجام شده و فرصت ها از دست رفته اند PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - ســـــیاسی
نوشته شده توسط مهرالدین مشید   
چهارشنبه ، 3 شهریور 1395 ، 07:22

مهرالدین مشیدآنانی که از اسلام و جهاد داد می زنند و غوغا بر پا کرده اند و جنگ پس از سقوط طالبان را جهاد در برابر صلیبیان عنوان می کنند، صادقانه باید اعتراف کنند که برای منافع پاکسنان در افغانستان جنگیده اند و می جنگند. این جنگ نه تنها حقانیت جهاد مردم افغانسنان در برابر شوروی را زیر پرسش برده است و حتا گفته می توان که پاکستان چنان آنان را دوشید که در نتیجۀ جهاد و ارزش های جهاد را یکسره به تاراج برد و واقعیت های تلخ پس از سقوط نجیب نشان داد که اگر گفته شود که چهل سال مردم افغانستان قربانی منافع پاکستان شده و برای آن جنگیده اند، حرف گزافی نخواهد بود. این داوری ببستر مصداق حال شخصیت ها و گروه هایی می تواند باشد که پس از سقوط نجیب به جنگ های داخلی باروت پاشیدند و بعد  از معاهدۀ اشتباه آلود بن بجای روی آوردن به فعالیت های سیاسی گزینۀ جنگ را در پیش گرفتند. حال زمان آن فرارسیده است که باید اعتراف کرد که  فرصت های خوب و طلایی را از دست رفته است و بیشترین ها به گونۀ بیرحمانه یی قربانی سیاست های مداخله گرانۀ پاکسنان در افغانستان شده اند. در این شکی نبست که امریکا افغانستان را مورد تهاجم قرار داد و عامل آن نه تنها جنگ های تنظیمی در کابل نبود که محصول آن حکومت شر وفساد و غارت و دزدی ادر کابل بود؛ بلکه مداخلۀ آشکار پاکستان در افغانستان و سفربری های کلان ملیشه یی اش در این کشور بیشتر عامل تجاوز امریکا در افغانسنان است. آنانی که وجدان انسانی و اخلاق اسلامی دارند، ناگزیر باید به این حقیقت تلخ اقرار کنند و این واقعیت تلخ را بپذیرند؛ زیرا گزینش جنگ جز ماندن در کام آی اس آی و فعالیت نظامی در افغانستان به نفع آن به بهای ویرانی افغانستان معنای دیگری را ندارد. هرگاه این گروه ها بجای گزینۀ جنگ گزینۀ فعالیت سیاسی را در داخل می پذیرفتند، در انتخابات ریاست جمهوری و محلس نماینده گان اشتراک می کردند و بدون تردید آنانی شانس موفقیت را بیشتر داشتند که عاری از فساد مالی بودند و دست شان در غارت های کلان آلوده نیست. ممکن با موجی از تبلیغات رقیبان شان رو به و می شدند و اما آشکار است په تبلیغات رقبای بدنام آلوده به فساد و غارت چندان کارساز نیست و به تعبیری مفهوم ”گل خشک زدن در دیوار را دارد” که اثر های آن در کوتاه مدت از میان رفتنی است. گزینش فعالیت سیاسی رسیدن به موفقیت های استراتیژیک را زودتر از امروز میسر می کرد. شاید امروز پاسخ شکست های آن ساده تر می بود تا پاسخ گفتن یک ونیم دهه ماندن در کنار آی اس آی و به و به گردش درآوردن عرادۀ سیاست های شیطانی نظامیان پاکستان در افغانستان؛ زیرا پاسخ گفتن به موج گستردۀ تبلیغاتی کنونی خیلی دشوار و هزینه آورتر است. غیابت یک ونیم دهه از عرصۀ فعال سیاسی خود به خود راه برای فعالیت های گستردۀ مفسدان، غارتگران، غاصبان زمین و مقدس نما های دروغین در کشور باز کرده است و امروز با آن همه جنایت ها در حنگ های داخلی با سر های بلند در شهر کابل می گردند و به قول معروف با سر های بریده فخر می فروشند. امروز نه تنها فعالان حقوق بشر و فعالان مدنی و سیاسی اند؛ بلکه با وجود فساد های گسترده ء مالی در مدت یک و نیم دهه پیش چشمان مردم دیده درایانه خرسوار رژه می روند. این فرصت سوزی ها سبب شد تا کشور نه تنها از بیرون میدان تاخت تاز خارجی ها قرار گیرد و سبب ایجاد و تداوم حکومت های فاسد و زعمای مفسد شد و میدان برای گروه ها و حلقه های مافیایی غارتگر سیاسی، اقتصادی و غاصبان زمین خالی شد و تیغ زهرآ لود غارت و تاراج تا استخوان های مردم ما فرو رفت. در حالی که بر بنیاد حدیث پیامبر مومن باید برای خدمت به خلق خدا اخف ضرر چه که بیشتر ضرر را بپذیرد تا ببستربن نفع را برای خلق خدا برساند. پس از تهاجم امریکا وضعیت داخلی در افغانستان طوری نبود که به تعبیر افراطی های الجهاد والهمجره و الجهذد والتکفیر مصر یا طالبان و القاعده و اکنون داعش آن را دارالحرب می خواند و فتوای جهاد را بر ضد مردم افغانستان صادر کرده اند.  هرچند دشواری ها زیاد بود و هنو هم چند مرتبه کلان تز شده است و حالا چنان کلان شده است که اهداف اولیه را به کلی نفی کرده و اهداف بزرگ تر و مباررۀ دشوارتر را می طلبد که برداشتن سایۀ سنگین آن دشوارتر از دیروز شده است. آیا آنانی که در صف طالبان قرار گرفته اند و می جنگند، فکر می کنند که به زور قدرت را گرفت و بالای مردم با اجبار حکومت کرد و بالای چنین حکومتی چه نام می گذارند؛ حکومت اسلامی، امارت اسلامی، جمهوری اسلامی و یا نام دیگر و شاید هم موکراسی اسلامی؛ در حالی که حکومت زور و سرنیزه با تمامی این نام ها بدون مسما است و حق بیعت و انتخاب در هر یک محفوظ اند.  پس حکومتی را که برای آن باید جنگید چگونه باید باشد و حالا زمان آن گذشته است که مردم را در تاریکی رها کرد و بالای شان تجارت نمود. در حالی که دموکراسی صادراتی غرب به افغانستان پس از سقوط طالبان در کنار زشتی هایش خوبی هایی هم دارد که عمل کرد و کارکرد های اشخاص و گروه ها در محراق دید آن قرار دارد. چنانکه دیدیم چگونه آقای غنی به قدرت رسید و قدرت رقابت با داکتر عبدالله را یافت. در این شکی نیست که به نحوی خارجی ها مرحله به مرحله او را به پیش کشاند و تقویت اش کرد و در انتخابات از وی حمایت کرد حتا از کمک های سعودی در انتخابات بهره مند بود و اما از این حقیقت نمی توان چشم پوشی کرد که مردم در نهایت سرخورده گی از غارت و حق خواری و ستم رهبران جهادی خسته و از آنان رو گردان شدند و به لیبرال ها و تکنوکرات های غرق در فساد رای دادند. دلیل اش این بود که فساد جهادخواران را خیلی کلان تر از لیبرال ها تلقی می کردند. هرگاه در آن زمان گروه هایی وارد میدان مبارزۀ سیاسی می شدند و در عمل این را بیشتر به اثبات می رساندند. روشن است که مردم افغانستان حق شناس اند و برای آنان رای می دادند. اگر در تجربه اول ناکام می ماندند و در آزمون دوم و سوم موفق می شدند. هرچند اسلام سیاسی پس از سقوط نجیب به شکست فاحش رو به رو شد که اکنون غنوشی جرئتمندانه به شکست آن اعتراف کرد و می گوید که سیاست از دین جدا شود تا هر جنایتی رنگ دین را به خود نگیرد. سیاسی ساختن دین، دین را به پرتگاۀ افرطیت افگند و سیمای دین را پدیدۀ انتحاری و انفجاری معرفی کرد. از اسلام سیاسی دیروز سیمای جنگ افروزی و غارتگری معرفی شد و داعیۀ موسسان نهضت اسلامی با خاک و خون یکسان شد و بیرحمانه به غارت رفت. هرگاه در آن زمان جهاد پس از پیروزی درست مدیریت می شد و رهبران و فرماندهان جهاد منافع اسلامی و ملی مردم افغانستان را فراتر از منافع شخصی و گروهی شان می دانستند. طبیعی بود که خدا را گواه می دیدند و تن به یکدیگر داده و تاراج هم نمی کردند. در نتیجه مردم افغانستان و جهان امروز به وحشت کنونی زیر نام دین مواجه نمی بودند و شاهد تجاوز امریکا هم نمی بودند. عامل اصلی تجاوز امریکا جنگ های تنظیمی و خیزش طالبان بوسیلۀ امریکا، سعودی و پاکستان است.
فرصت های از دست رفته یی را که از آن سخن می رود، اشتباه های جبران ناپذیر در حدود چهاردهۀ رهبران جهادی در افغانستان است که امروز با رای قریب به اتفاق مردم ما  برای آنان لقب جهادخواران را داده اند و آنان هم نه تنها از این نام شرم می کنند که به آن افتخار هم می نمایند. آنان  با ریس های بلند و مقبول نه تنها به موازین اسلام و دینی به گونۀ واقعی وفادار نیستند و با اسلام راستین بدرود گفته اند؛ بلکه در ردیف فاسدترین و غارتگر ترین های جهان چهره عوض کرده اند که حتا اسلامیت چه که انسانیت از آنان عار دارد. افغانستان ومردم آن امروز قربانی اشتباهات آنان اند و تاریخ و خدا هرگز این اشتباهات را به باد فراموشی نخواهد گداشت. حرف بر سر فرصت های از دست رفته، درگیری های بیرحمانۀ تنظیمی است که با تاسف هیچ یک تا کنون حاضر نشده اند به این اشتباۀ خود اعتراف کند و از مجاهدین و مردم افغانستان پوزش بخواهند، پوزش خواهی چه که هر کدام خود را در آدم کشی های کابلیان برحق تر از دیگری می خوانند. به گونۀ مثال در این شکی نیست که آقای حکمتیار نیز مسؤوول بخشی از رخداد های پس از سقوط نجیب است و اما امروز در درون نظام کسانی وجود داراند که در جنایتکاری و جنایت آفرینی حتا دست حکمیار را هم از پشت بسته اند و جالب این است که امروز در ردیف نخستبن ها و اتهام آوران کلان بر ضد حکمتیار این عالی جنابان اند که می خواهند حتا همان زشت ترین اعمال شان را به زنان و مردان کابل به حکمییار منسوب کنند. در حالی که همگان می دانند و همه چیز مثل آفتاب روشن است. درست استفاده نکردن آقای حکمتیار از آن فرصت ها و بویژه بعد از سقوط طالبان سبب شد که او گنهکار ترین و مسؤول ترین در حوادث پس از دهۀ هفتاد خورشیدی معرفی شود و دشمنان و رقیبانش فرصت تاختن بر او را پیدا کنند و مسؤ ول تمامی حوادث پیش از سقوط نجیب و بعد از آن او را معرفی کنند. فرصت های از دست رفته استفادۀ سیاسی از اوضاع افغانستان پس از سفوط طالبان است که بیشتر تداوم تهاجم را توجیه کرد و امریکایی ها را فرصت داد تا صدها افغان را توهین کنند و حتا " هالبروگ نمایندۀ پیشین امریکا در افغانستان  پشتون ها  را تروریست خطاب کرد. این همه لجاجت های فکری و ناکید بر سلیقه ها و گرایش های شخصی، گروهی، عدم تحمل پذیری و دیده درایی ها همه و همه برخاسته از فرصت سوزی های مرگباری است که نه تنها از تلف شدن فرصت های گذشته ابراز ناسف نمی کنیم که برای فرصت سوزی های دیگر زمینه سازی می کنیم تا باشد که قهرمان معرکه تلقی شویم و به قول معروف در نماد " پهلوان زنده خوش است" چهره نمایی کنیم.
بالاخره شکست ها، ناتوانی ها،ر ضعف ها و عصبیت های کور و وابستگی بار گذشته همه فرصت های از دست رفته اند که هر یک خطا های گذشته را می نمایانند و به گونه یی چراغ آگاهی را در چهاردیوار های ناآگاهی ها نصب می کنند. پس سزاوار خواهد بود تا فرصت های از دست رفته را واکاوی کرد و به تاسی از آموزش های عالی و مدرن نقاط ضعف آن را تقویت کرد و غنا بخشید و با پویا گردانیدن آن فرصت های تازه را بدست آورد و برای رسیدن به هدف رویکرد های جدید را به تجربه نهاد. به این ترتیب بر ممکن بودن ها تکیه کرد و از ناممکن ها دوری اخنیار کرد تا ساخت و ساز های جدید را در حوزه های گونه گون برپا کرد و بوجود آورد. به قول شاعر" فلک را سخت بشکافیم و طرحی نو براندازیم".
این فرصت سوزی ها چهل سال ما را از قافلۀ زمان عقب افگند و عقب مانی کشنده و انحطات فکری را به بار آورد و از لحاظ فکری هنوز هم چهل سال عقب مانده و بسیاری ها هنوز ههم حال و هوای نیم قرن پیشتر از امروز را دارند و به قول مرحوم علی شریعتی هنوز هم در بهشت ناآگاهی ها با آدم بسر می برند. این پسمانی ها سبب از دست رفتن دستاورد ها شد که بازنده گی های آن تاکتیکی نه؛ بلکه استراتیژیک بود که بیدار شدن های کنونی  دست کم هستاد سال سفر نیاز دارد تا حداقلی از خامی های ما پخته شود. این فرصت سوزی ها تنها دستاورد های جهاد را نابود نکرد و حتا گفته می توان که ناکامی های بها عربی و شکست اخوان در مصر با فرصت سوزی های ما رابطه دارد و این سبب به حاشیه راندن دین از سیاست شده است. تجربۀ ناکامی که غنوشی را واداشت با دل ناخواسته جدایی دین از سباست را اعلان کند. این حرکت در واقع گواۀ عقب کشی دین از سیاست است؛ البته برای بستر سازی هایی که بتواند، زمینۀ حضور فعال و تاثیر گذار دین در سیاست را در آینده ها فراهم کند. این تصمیم استاد غنوشی کمتر از نوشیدن جام شوگران را ندارد. این نشان می دهد که فرصت سوزی ها نه تنها کشور ما را یک قرن از قافلۀ پیشرفت عقب ماند و به اسلام و نقش دین در جامعۀ بشری بحیث عنصر فعال نیز ضربه وارد کرد. حال ناگزیر باید دو گام به عقب رفت تا فرصت یک گام به پیس نهادن را یافت. شاید شماری دوستان با این حرف های من موافق نباشند و بگویند که عامل این همه دخالت خارجی ها و تجاوز شوروی و تهاجم امریکا است؛ اما شرافتمندانه بابد اعتراف کرد که بخش بزرگی از این مسؤولیت ها بر می گردد، به آنانی که می توانستند در این فراز و فرود ها نقش خوب بازی می کردند و با تاسف که نقش معکوس بازی کردند و تاسف آورتر این که هنوز هم که هنوز است، باز هم حاضر نیستند که شجاعانه بگویند آری فرصت ها را از دست دادیم. یاهو

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

پـــــارســـــی

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 311 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.