Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

انحصار گرایی قدرت رهبران جهادی و کاهش اعتماد شکستن صفوف و از هم پارچگی آنها PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - ســـــیاسی
نوشته شده توسط مهرالدین مشید   
يكشنبه ، 22 اسفند 1395 ، 08:14

مهرالدین مشیدیاس و دلهره گی در میان صفوف و گردهمایی های رهبران جهادی و سیاسی
در این روز ها تحرک جدیدی میان رهبران گروه های جهادی و سیاسی کشور رونما شده است و معلوم می شود که دلنگرانی های جدیدی آنان را سخت تهدید می کند و از این رو خیلی نگران اند و در تلاش افتاده اند تا از دل نگرانی های شان اندکی کاسته شود.

این نخست این زنگ دل نگرانی ها زمانی به صدا در آمد که عطامحمد نور سرپرست ولایت بلخ سخن از گفت و گو هایش با رییس جمهور غنی بر سر تقسیم قدرت زد و گفت

که دولت گفت و گو هایی را به نماینده گی از تنظیم جمعیت اسلامی آغاز کرد و گفت که رییس اجراییه نتوانسته تا از جمعیت اسلامی در دولت نماینده گی درست کند و گویا او در چانه زنی ها با حکومت نتوانسته است تا حق این حزب را از حکومت بدست آورد. بنا بر این او وارد صحنه شده تا این حق را از حکومت بدست خواهد آورد. ریاست اجراییه در آن زمان در واکنش به اظهارات عطا نور گفت که هیچ کس حق ندارد تا به نماینده گی از این ریاست بر سر تقسیم قدرت با رییس جمهور صحبت کند و این را حق ریاست اجراییه به رهبری داکتر عبدالله خواند و افزود که عطا نور در پیوند به دشواری های شخصی خود با رییس جمهور گفت و گو می کند؛ اما نور در آخرین گفت و گو هایش رئیس اجرایی حزب جمیعت اسلامی اعلام کرد که گفت و گو هایش با ریاست جمهوری از آدرس حزب و ریاست اجرایی حکومت وحدت ملی کلی بوده و هیچ گونه‌ معامله‌ای شخصی در کار نیست؛ بلکه منافع مردم را در نظر گرفته است. وی افزود که در این گفت و گو ها از اشرف غنی خواسته است تا 15 ولایت، 30 سفارت و 15 سناتور انتصابی در مجلس سنا را به این حزب تخصیص دهد که رئیس جمهور نیز خواسته‌هایش را پذیرفته است. این اظهارات او باز هم از سوی ریاست اجراییه رد شد و اما واکنش های متفاوتی را در میان رهبران جمعیت اسلامی در پی داشت. چنانکه آقای حکیمی در گفت و گو با تلویزیون یک اختلا ف میان رهبران جمعیت را پذیرفته و آن را از ویژه گی های جمعیت می داند و اما افزود که شورای رهبری جمعیت اسلامی برای عطا نور دوماه وقت داده است تا این گفت وگو ها میان او و آقای غنی نهایی شود. این در حالی است که شمار از اعضای رهبری جمعیت اسلامی خواهان فرصت دهی بیشتر برای داکتر عبدالله شده اند. اعضای شورای رهبری جمعیت اسلامی متشکل از هشت تن است که داکتر عبدالله یکی از آنان به شمار می رود. وی در ضمن هر نوع بحث روی گزینش نامزد تازه برای ریاست جمهوری را پیش از وقت خواند. گفتنی است که نخستین بار زمانی میان عطا نور و شماری از رهبران جمعیت اسلامی و بویژه شاخۀ نیرومند نظامی آن یعنی شورای نظار تنش رونما شد که او از به گونۀ آشکار از صلح حکومت و حزب اسلامی به رهبری حکمتیار پشتیبانی کرد  و این را یگانه راۀ حل منازعۀ  چندین دهۀ کشور خواند. تورنتو ستار نیز به استناد سخنان محمد امین کریم نوشته  که دور ساختن تعزیرات ثابت ساخت که گفتگوی بین الافغانی و اجماع ملی در داخل کشور راه حل است و اگر افغان‎ها به چنین یک اجماع دست یابند جامعۀ جهانی از روند صلح حمایت می‎کند. در واقع گفته می توان که امضای تفاهمنامه میان حکمتیار و حکومت سرآغاز تنش میان رهبران جمعیت اسلامی بود که بالاخره پای عطا نور را به میدان گفت و گو های مستقیم با رییس جمهور غنی به پیش کشید. درست آن زمانی بود که هنوز نام حکمتیار از فهرست سیاه بیرون نشده بود و روسیه و فرانسه اعلام کردند که با بیرون شدن نام حکمتیار از فهرست سیاه مخالفت می کنند. حال که شورای امنیت به بیرون شدن نام حکمیار از فهرست سیا موافقت کرده و وارد شدن حکمتیار به کابل را قطعی گردانیده است. بررغم این که امضای صلح این حزب با حکومت براعتماد و باور و حکومت برای صلح افزون تر شده است و اما فراخوانی حکمتیار برای گروه های پیشین جهادی، بویژه برای رقبای سابقۀ او برای وحدت و همگرایی ؛ باز هم دیده می شود که احتمال ورود او به کابل تحرکات جدید درون گروهی و بیرون گروهی را در میان گروه های جهادی و سیاسی بوجود آورده است. هرچند روزنامه های غربی چون؛ وال ستریت ژورنال از حکمتیار به عنوان  رقیب داکتر عبدالله  و اشرف غنی ذکر کرده اند و اما او در حالی وارد کابل می شود که با دشواری های زیادی رو به رو می باشد. از یک سو با اوضاع واقعی داخل کشور چندین دهه بدور بوده و در سایه و روشن از انکشافات یک و نیم دهۀ اخیر قرار دارد و از سوی دیگر چهار شاخۀ حزب اسلامی تحت رهبر آقایان ارغندیوال، صباوون، خالد فافروقی و شورا های حزب اسلامی در کابل فعال اند و هنوز موقف روشن این شاخه های حزب اسلامی در برابر حکمتیار در هاله یی از ابهام قرار دارد؛ زیرا که هر کدام در کابل به نام و کامی رسیده اند و شبکه هایی برای خود ایجاد کرده اند که خود را به نحوی از حکمتیار مستقل می پندارند و مدعی اند راهی را حکمتیار حالا پیموده آنان یک و نیم دهه پیشتر پیموده اند. از سویی هم در میان این شاخه ها افرادی اند به گونۀ صریح مخالف پیوستن آنها با حکمتیار می باشند. دیده شود که حکمتیار با ورود خود به کابل در نخست با دشواری های درون حزبی چگو.نه کنار خواهد آمد و در گام بعدی با احزابی که رهبران آن با حکمتیار رقیب بودند و حالا جام اجل را لبیک گفته اند.
تنها جمعیت اسلامی نیست که از این ناحیه نگران است؛ بلکه سایر گروه ها را نیز دچار رویارویی با آزمون تازه کرده است. چنانکه چندی پیش آقایان خلیلی و محقق رهبران دو گروۀ جهادی پیشین نیز دیدار هایی باهم داشتند که نشانگر نوعی تحرک تازه در میان این دو گروه است. حال پرسش این است که برگشت حکمتیار سبب این همه تحرکات و تنش های درون گروهی میان گروه های جهادی وسیاسی شده است و یا این که عوامل بیرونی در آن نقش نداشته؛ بلکه بیشتر برخاسته از تحولات درون گروهی است که تک روی، ناپاسخگویی، خودخواهی و تمامیت خواهی های رهبران جهادی سبب شده است تا نارضایتی های چشمگیری درمیان صفوف نیرو های جهادی به میان آید. بیشترین اعضای رده های دوم و سوم و نیرو های جوان این گروه ها از رهبران شان ناراض بوده و این نارضایتی رهبران این گروه ها را وحشت زده گردانیده است. آنان خود را در برابر خشم اعضای خود یافته اند و هر یک خود را در سراشیب سقوط و زوال یافته اند. آنان به این نتیجه رسیده اند که زود یا دیر مراحل تیکه داری آنان پایان یافته و تحولات حتمی در راه است. آنان می دانند که در صفوف اعضای رهبران پایانی آنها نارضایتی گسترده وجود دارد که هر آن دچار شکستن و زوال می باشند. از این فهمیده می شود که میان صفوف گروه های جهادی مختلف نوعی دل زده گی جدی رونما شده است که یادآور یک تحول بزرگ و نوعی همسویی و همدیگر پذیری را میان رهبران رده های پایینی این گروه ها بوجود آورده است که این خبر تکاندهنده برای رهبران سنتی این گروه ها است؛ زیرا صفوف رده های پایانی تمامی گروه های جهادی در حال تشکل جدید اند و در پی ساز و برگ تازه برای ایجاد یک گروۀ کثیرالملت و همدیگر پذیر می باشند. از آن رو این تحرکات تازه میان گروه ها بیشتر عامل درونی داشته تا عامل بیرونی و اما رهبران این گروه ها با نوعی فرافگنی می خواهند این پراگنده گی و گریز در صفوف شان را نوعی بیرون گروهی نشان بدهند. از این گفته ها فهمیده می شود که این نشست ها میان رهبران گروه ها و ایجاد تنش های درون گروهی ریشه در نارضایتی شدید صفوف انان دارد که رهبران شان می خواهند تا با کوچک نمایی این نارضایتی ها بقای شان را در آینده برای رهبری در خطر جدی یافته اند؛ زیرا رهبری یک نواخت، استفاده جویی های دوامدار، خودخواهی ها و تک روی های رهبران سنتی گروه های جهادی به کلی بر دل صفوف آنان ریخته است و آنان را خسته و سرگیچه کرده است که نوعی سرگشتگی و بلاتکلیفی رامیان آنان بوجود آورده است. رهبران جوان گروه های جهادی چنان از وابستگی های استخباراتی رهبران شان خسته و دل زده شده اند که بعید است تا بدین زودی اعتماد از دست رفتۀ رهبران شان در دل های آنان دوباره جوانه بزند؛ زیرا دیگر آنان و مردم افغانستان هرگز فریب حرف های قشنگ و خوش خط و خال آنانی را نمی خورند که از چندین دهه بدین جهاد و ایثارگری های مردم افغانستان را ابزاری برای رسیدن به اهداف شخصی شان قرار داده و تنها برای منافع خود تلاش کرده اند. مردم بویژه مجاهدین پیشین می دانند که چگونه چند تا آدم بزرگ ترین آرزو های آنان را قربانی اهداف شخصی خود کرده اند. آنان صرف زمانی داد و فریاد را سر می دهند و خود را به مثابهء دایه های شیرین تر از مادر برای مجاهدین پیشین نشان می دهند که وسوسهء قدرت و ثروت آنان را به جنبش می آورد. این در حالی است که نسل سر به کف جهادگران پیشین، نبض این تیکه داران شناخته شده را خوب می شناسند و درک کرده که چگونه به بهای عزت و شرف آنان کاخ های رنگارنگ بدست آوردند و با استفاده از قدرت حتا از مقرری پشک های شان هم در مقام های دلخواه دریغ نکرده اند و در زمان فارغ بالی حتا سلام مجاهدین را وعلیک نگفته اند. مجاهدان خوب می دانند که چگونه از خاطره های رهبرنمابان جهاد به کلی پاک شده اند و از یاد آنان رفته اند و تنها زمانی در خاطرهء جهادنمایان سبز می شوند که هوای قدرت و حفظ ثروت های به غارت برده شده آنان را وسوسه می کند. در این حال است که بی شرمانه به استیژ ها بلند می شوند و تریبیون جهاد را سکویی برای رسیدن به آرزو های شوم خود قرار می دهند. آنان فکر می کنند که مردم خاطرهء شان را از دست داده اند و تمامیت خواهی ها و غارتگری های آنان را به باد فراموشی نهاده اند. در حالی که این طور نیست و هرگز فراموش نمی کنند که چگونه شماری افراد معلوم الحال با علم کردن جهاد نه تنها به بیرون کردن استخوان های مجاهدین بسنده نکردند و حتا از فروش استخوان های آنان هم شرم نکردند. حالا همی دانند که چگونه بر سر استخوان رهبری و امتبازگیری ناساز شده اند و نزدیک است بر سر و کلهء یکدیگر بپرنو بر یکدیگر اتهام می بندند و و یکدیگر را چاپلوس و متملق می خوانند. این بار خوب تماشا برپا کرده اند و با به راه اندازی نمایش های مضحک سیاسی دل های مردم را بیشتر از خود سیاه و خالی می کند؛ زیرا مردم می دانند که این تیکه داران هرگز برای مصالح مردم و متافع ملی کشور نمی اندیشند و تنها برای قدرت حزبی و شخصی خود می اندیشند تا بیشتر غارت کنند و فرزندان و وابستگان شان به مقام های بلندترصعود کنند؛ زیرا در افکار آنان هرگز دغدغهء بسیج واقعی مردم برضد دشمنان تاریخی افغانستان سبز نمی شود و هوا و خیال آسایش و رفاهء مردم هرگز در کلهء آنان خطور نمی کند و چه رسد که برای یک افغانسنان با ثبات و مرفه فکر کنند. این گفته های روز نامۀ واشنگتن پست : "بیش از یک دهه است که عطامحمد نور والی بلخ، با چنگ و دندان و با استفاده از نفوذ خود در میان مبارزین آزادی‌خواه، این منطقه شمالی افغانستان را در کنترل خود گرفته و اکنون به تاجری فوق‌العاده ثروتمند‌ تبدیل شده است. اسلحه، شبه‌نظامیان و توانایی نور برای تأمین امنیت، وی را به یکی از قدرتمندترین افراد این کشور تبدیل کرده است. به عقیده بسیاری از مردم خسته از جنگ افغانستان‌، جنگ‌سالاران پیشین از جمله عطا محمد نور، که متهم به نقض حقوق بشر بوده اما با برخورداری از حق معافیت همچنان در قدرت هستند، باید به حاشیه رانده شوند تا این کشور بتواند به سمت دورۀ جدید حرکت کند. این افراد در برابر طالبان، القاعده و به احتمال نه چندان قوی در برابر گروه تروریستی داعش نقش یک سد را برای طرفداران خود بازی می‌کنند. این موضوع با پایان مأموریت نظامی آمریکا، بیش از هر زمان دیگری حیاتی‌تر جلوه می‎کند." مصداق خوبی بر نوعی تنش های درون گروهی میان گروه های جهادی است که تلاش های نیرو های جوان این گروه ها را برای رسیدن به رهبری در میان آنها نه تنها توجیه که تایید کرده و به حقیقت مبدل کرده است. این حقیقت مسلم است که نوعی لرزه بر اندام رهبران سنتی این گروه ها بوجود آورده است که در واقع ریشه در تحرکات تازۀ آنان دارد و چندان ناموجه هم نیست که این تحرکات با وارد شدن حکمتیار به کابل رنگ تازه یی به خود بگیرد واما هیچ گاهی عطش نوجویی ها و دگرگون طلبی های بنیادی رهبران جوان و صفوف این گروه ها را سیراب نمی کند. احتمال آن می رود که دیر یا زود صفوف تمامی این گروه ها بهم بخورد و تشکل تازه و حرکت جدید سراسری برای ایجاد یک ایتلاف عمومی میان صفوف تمامی رهبران جوان و اعضای صفوف گروه های جهادی و سیاسی کشور بوجود آید. یاهو
1 - آزادی   7 فبروری   2017
2 - آزادی  5 فبروری  2017
گفت وگو با کارشناسان در پیوند به حجاب
گفت و گو کننده : الهه اوستا آرین

آنانی که هر روز حجاب ها را می درند، چگونه ممکن است که حامی حجاب باشند دام تذویر مکن چون دگران قرآن را در این روز ها بحث هایی برسر حجاب زنان است و معلوم می شود که شماری قد و نیمچه ملا ها کمر بسته اند که به قولی رسالت دینی شان را در حصۀ خانم ها ادا کنند؛ زیرا حالا که رسالت های کلان خویش را در برابر دین خدا انجام داده اند و توانسته اند که با تبلیغات عالمانه و فاضلانه مردم را به سوی هدایت رهبری کنند و کشتی توفان زدۀ کشور را از گرداب سقوط به سوی ساحل رستگاری رسانده اند. گویا که همه چیز سر به راه شده است و تمامی دشواری های اولیه که مردم افغانستان سخت به آن دست و گریبان اند حل شده است و پس از این، این جنابان لازم دیده اند تا کار فیصر را به قیصر و کار پاپ را پاپ نگذارند و بنا براین آستین ها را تا شانه برزده اند تا کار حجاب زنان را در کشور سر و سامان بدهند تا شریعت در کشور برقرار شود و حقیقت و طریقت که خادمان شریعت اند، بر سکوی اصلی شان قرار بگیرند. با آغاز این بحث سخنی از مرحوم سید قطب به یادم آمد که در مورد شستن پاها نوشته است. وی می گوید در کشور و جهانی که قدرت های استعماری و اهریمنی هر آن دارند تا هست و بودش را به تاراج ببرند، هویت اش را غارت کنند، شخصیت فردی و اجتماعی مردمان اش را مسخ کنند و بالاخره تاریخ و فرهنگ و تمدن آن را یکسره نابود کنند. آیا بحث بر سر این که شستن پاها فرض است یا سنت و جنگ بر سر آن چقدر امر شرعی است و پیچیدن پیرامون آن ادای مسوءولیت دینی، این را پرسش برانگیز خوانده و به ادامه می گوید، این در حالی است که حالا قدر ت های جهانخوار گیتی کمر بسته اند تا پا های ما را تا تا ساق ها ببرند که به کلی از حرکت باز بمانیم؛ پس در چنین حالی چقدر جنگ برسر شستن پاها توجیۀ شرعی دارد. در حالی که نجات پا ها به بهای نجات حیات انسان ها امری شرعی تر و حیاتی تر است. حالا ما در کشوری زنده گی می کنیم که تمامی ساختار های دینی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی آن به اندازۀ کافی آشفته و درهم و برهم است. نمیدانم که چگونه شده است که حامیان به اصطلا حجاب زیر چتر دین در چنین فضایی مبارزه برای حجاب را مهم تر و اولاتر می دانند. در کشوری که انسان مظلوم و مسلمانش بلاتشبه مانند گوسفند کشته می شوند و حیات انسان به اندازۀ پشیزی هم ارزش ندارد و اما حامیان حجاب لب به سکوت نهاده اند و با خاموشی مرگبار در برابر این همه جنایت ها که زیر نام مقدس دین انجام می شود، بی تفاوتی اختیار کرده اند. در حالی که می دانند، امروز کشتی توفان زدۀ کشوری مانند افغانستان از چندین دهه بدین سو قربانی افکار ظاهر گرایان دینی شده است. ظاهر گرایانی که به قول مولانای روم از قرآن پوست را برداشته اند و مغز اش را به کلی آرام و خیلی قشنگ برای دیگران رها کرده اند. ** مگر این آقایان حافظۀ شان را از دست داده اند که این ملت زیر ساطور ریش های بلند خشکه مقدس های دیروزی و امروزی به چه روزگاری رسیده اند. در زیر همان عبای روحانی و قبای اسلامی دار و ندار مردم را دزدیدند و حتا نان خشک را هم از سفره های آنان گرفتند و به این هم بسنده نکردند خانه های صدها ببچاره را در شهرکهنه و محل های دیگر ویران کردند،اموال شان را به غارت بردند و امروز هم بی شرمانه بر روی فرش هایی نشسته و تمکین کرده امد که از خانه های مردم چهاردهی به تاراج برده بودند و نه تنها این که زمین ها بنده گان مظلوم خدا را در چند قدمی کاخ های شان دزدیدند. پس با این رویکرد غارتگرانه چگونه به خود جرات می دهند تا شماری از طوطی های دست نشاندۀ خود را دستور بی حجاب ستیزی می دهند. در حالی که خود شان هر روز حجاب های برتر را می درند و صد ها سر حجاب دار را دیروز بیرحمانه بریده اند و این سر بریدن ها بوسیلۀ وارثان شان هنوز به شدت ادامه دارد. آیا در نتیجۀ خودخواهی ها و جنگ افروزی های این آقایان نبود که این ملت اکنون از داشتن ابتدایی ترین نعمت های زنده گی محروم اند و حتا از داشتن روشنایی محروم اند و این که بیش از چهل درصد این ملت شب ها گرسنه و نیمه گرسنه می خوابند و اما حامیان حجاب زیر ریش های بلنکد شب ها از سیری می ترکند و حتا بر رنج جانکاۀ این ملت خمی هم بر ابرو نمی آورند. در حالی که با همان ریش های بلند و نیمه بلند داد از حکومت عصر عمری می زدند. آنان نمی دانند که چقدر روح عمر از آنان منزجر و متنفراست .این آقایان برعکس منبر آزادی، آگاهی و عدالت را مانور تبلیغات میان تهی شان قرار می دهند و با ریش های بلند و نیمه بلند به قول معروف اکت عمری می کنند و رویای اصل از کجا آورده یی عمر را در سر می پرورند. در حالی که بر فرشی نشسته این حرف ها را طوطی وار می گویند که دیروز آنها را از نزدیک ترین همسایۀ خود دزدیده اند. پس کجای این همه جنایت ها اسلامی و شرعی است و مگر با ذکات دادن از آن مال های دزدی بر شرعی بودنش فتوا صادر کرده اند. حال باید از حامیان حجاب که در برابر ده ها ظلم که دین را به هلاکت می اندازند، بی تفاوتی اختیار کرده اند و باید از آنان پرسید که در اسلام کدام عمل مقدم تر است، نجات یک انسان از مرگ و یا تاکید بر حجاب بر کسی که هر رحظه مرگ حتمی تهدید اش می کند. در حالی که به نجات حیات انسان آنقدر در قرآن تاکید شده است که نجات یک انسان را برابر به رهایی تمامی افراد جامعه از ظبم و بی عدالتی خوانده است و پیامبرش تاکید می کند که با ریختن یک قطره خون در گوشه یی از زمین تمام مردم جهان مسؤول اند. بر همین قیاس است که نمازگذار مکلف است تا با دیدن مار و خطر زهرپاشی آن باید نماز را برای نجات کودکی ترک کند. دینی که این قدر به حیات ارزش قایل است و به تاکید می گوید، خود را به هلاکت نیاندازید. آیا تلاش های آنانی که خود را مدعی پاسداری از حجاب دینی می دانند و در برابر نجات انسان این کشور از مرگ حتمی سکوت اختیار کرده اند، جقدر موجه است. در این شکی نیست که حجاب در اسلام لزومدیدی برای رفاۀ روانی اجتماعی است و اما نه بدان حد که با یک سلسله سخت گیزی ها بدحجابی را بیشتر دامن زند. حجاب پوشش معقول نه تنها برای زن؛ بلکه برای مرد نیز است که با تاسف اصل اخیر در جامعۀ زن ستیز ما به قربانی گرقته شده است ؛ یعنی به همان اندازه که زن باید حجاب را رعایت کند، مردان نیز بابد خود را بر رعایت آن ملزم بشمرند؛ اما حال در جامعۀ ما کسانی خود را در زیر نام داعیۀ حجاب پنهان کرده اند که از از سر تا پای شان گند می بارد و هر روز حجاب ها را می درند که به مراتب از حجاب زنان کوچک تر اند. شگفت آور این است که این داعیان و حامیان حجاب در زنده گی واقعی شان از هر بدحجابی بی حجاب تر و جنان حجاب برانداز اند که حتا حجاب از آنان براات می طلبد. در حالی که حجاب به معنای واقعی کلمه سراپردهء مقدسی است که نماینده گی از عزت، شرافت و وقار یک ملت می کند که هر نوع بی عزتی به وقار و شکوه کشور بزرگ ترین بی حرمتی به این حجاب مقدس است. پس آنانی که عزت و وقار این ملت را پایمال می کنند، بزرگترین بدحجابی و بدترین توهین را به حق حجاب مام میهن تحمیل کرده اند. آنانی که هر روز با غارت ها و دزدی های شان عزت و شکوهء این حجاب را می درند و بافساد پراگنی دامن پاک آن را آلوده می کنند. پس این غارتگران و مفسدان بدحجاب تر و بی حجاب تر از هر حجاب ستیز اند. بنا بر این دفاع أنان از حجاب جز به فریب کشاندن افکار عامه و پنهان کردن بدنامی و سیاه کاری های آنان چیز دیگری نیست. در حالی که پای بندی به اصل حجاب پای بندی به اصول و ارزش های والای دینی است. آنانی که به این ارزش های بزرگ اسلامی مانند عدل، صداقت و امانتداری به گووهء آشکارا جفا و خبانت می کنند، بی حجاب نر از هر بدحجاب هستند. به اشارهء قرآن کلمهء " الا من ظهر" که به نپوشاندن اعضای بدن مانند دست ها و روی دلالت آشکارا دارد. این آیت تمامی پوشش های سنتی را نفی می کند که زیر نام دین بر زنان تحمیل شده است. اسلام به هر کشوری اجازه داده است تا با توجه به ویژه گی های فرهنگی اش دارای نوعی حجاب یا چادر و یا روسری باشد. به این ترتیب حجاب امری گزینشی است تا هر کشور در چهارچوب اصول دینی به آن نمسک جوید، لباسی که به نام حجاب اسلامی قبول شده، بیشتر ریشه در فرهنگ عربی پبش از اسلام دارد. پوشاندن سر با چادر یا روسری پبشبنهء زیادی دارد و در طول ناریخ در اثر مهاجرت های پیهم تغییر کرده است. مثلی که چادری از هند وارد فغانستان شده است. در حالی که زنان در خراسان دیروز با چادر های کلان خود را می پوشاندند و روی خود را باز می گذاشتند. اسلام با توجه به ارزش های فرهنگی هر کشور فقط برای درامان بودن عزت زنان آنان را به پوشاندن زینت های شان دستور داده و اما نحوهء گزینش لباس را برای خود آنان واگذار کرده است. پس هیچ کس حق ندارد که لباس یک کشور دیگر را به نام پوشش اسلامی بر رنان این کشور تحمیل کند. بد نیست تا این سخن زیبا را بنویسم که گفته می شود، در زمانهای قدیم یک نفر عرب به یک خراساني گفت : چرا زنان شما حجاب (نقاب) ندارند خراساني گفت : حجاب زنان ما ، پلک های چشمان مردان ما است. از این معلوم می شود که کدام پوشش اسلامی ویژه وجود ندارد و اسلام به باشنده های هر سرزمین حق داده که نظر به ویژه گی های فرهنگی شان لباس مناسب برای خود درست کنند. مهم تر این که اسلام با جبر و اکراه در دین مخالف است؛ زیرا جبر و خشونت با روح دین در تضاد است. از این رو تقویت باور های درست دینی مقدم تر از حجاب است. اول باید روح باورمندی صادقانه را در زنان بیدار کرد تا خود از دو گزینهء به حجابی و بد حجابی یکی را آگاهانه انتخاب کنند. پس داعیان حجاب اول با ترک ظلم و غارت و فساد خود را از بی حجابی رها کنند و بعد روح راستین حجاب باوری را در مردم و بویژه در زنان بیدار و تقویت کنند تا محلی برای امر و نهی در پیوند به حجاب باقی نماند و مشکل در ریشه حل شود و فرصت استفاده جویی از حجاب برای آنانی باقی نماند که خود بی حجاب اند و اما به گونهء فریب آلود داد از حجاب می زنند. یاهو- مشید

برف باری های اخیر نه تنها ناکارایی؛ بلکه بی برنامگی حکومت  را نیز به نمایش گذاشت

در این شکی نیست که برف و باران از جمله نعمت های بزرگ خداوند برای بشریت و بویژه برای شهروندان کابل است و از همین رو گفته اند که کابل بی زر باشد و اما بی برف نه، تنها برف و بارنده گی است که زنده گی انسان را در روی کرۀ زمین ضمانت می کند و تنها برف و باران است که از آسمان قطره های حیات بخش را برای انسان ها به ارمغان می آورد ، به طبعت روح و شگوفایی می بخبشد، گل های عشق به انسان را در بوستان سرد و تفتیدۀ حیات به شگوفایی می آورد، رمز و راز عشق، فراتر از دوست داشتن را در نعره های ملکوتی رعد و برق خود با قوت و سربلند به نمایش می گذارد؛ اما این بار برف با شهپر های سفید و پا های بلورینش با بال افشانی های تمام رقص رقصان و مست و غلتان، بسان پرنده های مهاجر در آسمان به خون خفتۀ کشور به پرواز درآمند و زمین کشور را آرام آرام با لحاف سفید ابریشمین به آغوش کشیدند؛ اما تاسف بار این که این برف با آنکه با دستان مرمرین و سرانگشتان لطیف اش امید تازه را برای زنده گی بهتر دق الباب کرد و آرزوی بهتر زیستن را در میان دود و باروت و خون و آتش در دل های مردم ما بارور گردانید؛ اما این برف هم از بد روزگار از مردم ما قربانی گرفت و بیشتر ازصد تن را به کام مرگ برد. این برف نشان داد که تنها اهریمن جنگ نیست که هر روز ده ها تن را در این کشور به قربانی می گیرد و احتمال رخدداد انتحاری و انفجاری به مثابۀ مرگ معلق چون کابوسی بر روان فرد فرد این کشور سایۀ سنگین و سیاۀ خویش را نگسترده است؛ بلکه برف هم این بار دستان پاک و بی آلایش خود را به خون شهروندان این کشور آلوده کرد و جان های شیرین و امیدواری را گرفت. این برف ناتوانی حکومت را به گونۀ شگفت انگیزی نیز به نمایش نهاد و نشان داد که هرچه زشتی و پلشتی قابل باور است، ممکن است آن را در این حکومت مشاهده کرد.هرچند ناکارایی حکومت پدیدۀ جدیدی نیست که روی آن به تفصیل صحبت کرد و از چند و چون آن بیشتر پرده برداشت؛ زیرا ناکارایی ها و کم کاری های این حکومت به آسمان رسیده است؛ اما این برف از بی برنامگی و بی توجهی حکومت نیز پرده برداشت که چگونه حتا در برابر کوچک ترین رخداد طبیعی مانند برفباری های اخیر هرگز آماده گی درست نداشت. چنانکه دیده شد که این برف جان بیشتر از صد تن را در ولایت های نورستان، پروان، بدخشان و غیره گرفت و بیشتر از صد خانه را ویران و بیشتر از چهارصد مواشی را نیز از بین برد. در کنار این ویرانی ها راه های مواصلاتی چندین ولایت بر روی ترافیک بسته شد و بسیاری از مسافران در میان برف ها گیر ماندند.
در این شکی نیست که برفباری های اخیر در دو دهۀ گذشته در کشور بی پیشینه بوده است و این بی پشینه بودند اندکی مقام های حکومتی را غافلگیر کرده باشد؛ اما این به معنای رفع مسؤولیت و دلیلی برای کم کاری های آنان شده نمی تواند؛ زیرا آنان مکلف اند تا متوجۀ وظایف شان بوده و در هر حالی برای وقوع حوادث احتمالی طبیعی آماده گی داشته باشند. این سخنان مقام های حکومتی چندان موجه نیست که می گویند، حوادث گویا آنان را اغفال کرده است و در آینده با استفاده از تکنالوژی معاصر به آن خواهند پرداخت. هرچند وزیر دولت در امور حوادث گفت که تلاش‎ها در سه مرحله به هدف نجات جان گیر مانده‌گان، باز کردن راه‎ها از برف و کمک رسانی در هماهنگی کامل میان ادارات ذیربط دولتی با مقامات محلی در ولایات صورت گرفت. به همین کونه وزیر فواید عامه گفت،  شاهراه‎های سالنگ، کابل-کندهار، کابل-جلال‌آباد، کابل-لوگر و گردیز-خوست پاکسازی شده و اطمینان داد که سایر شاهراه‎ها تا فردا بروی ترافیک باز می‎گردد. به همین گونه وزیر صحت عامه از روند کمک رسانی به مجروحان یاد آور شد و گفت که به زخمی ها رسیده گی شده است؛ اما این کافی نیست و هنوز آسیب دیده گان حوادث اخیر برفباری بویژه آنانی که اعضای خانواده ها و خانه های شان را از دست داده اند، شاکی اند و کمک های دولتی را کافی ندانسته و از موسسه های خیریۀ بین المللی خواهان کمک بیشتر شده اند.
مقام های حکومتی در حالی سخن از برفباری های غیر مترقبه در کشور می زنند که اداره های هوا شناسی نه تنها به گونۀ روزانه  اوضاع جوی را اعلام می کنند؛ بلکه چهار روز و حتا بیشتر از آن را نیز پیش بینی کرده و رویداد های در حال وقوع را هم ارایه می کنند. پس چگونه ممکن است که به این ساده گی باور کرد که کندی روند کمک رسانی آنان ناشی از برفباری غیر منتظره بوده است. این در حالی است که برفباری های شدید در هفده ولایت کشور خساره های هنگفتی را به بار آورده است و به گفتۀ آقای برمک وزیر دولت در امور حوادث : "در هفتاد و دو ساعت که ۲۲ ولایت افغانستان تحت پوشش برف قرار داشت متأسفانه تعداد شهدا یکصد و نزده نفر است، ۸۹ تن مجروح ۱۹۰ منزل مسکونی به گونۀ کامل و ۲۳ منزل  به گونۀ قسمی تخریب شده‎است و در ولایات مختلف و به تعداد چهار صد مواشی به اثر سردی هوا از بین رفته‎است."
امید است که این برفباری های اخیر حکومت را تکان داده باشد  و مقام های دولتی را اندکی بیدار کرده باشد تا رییس جمهور کشور ناگزیر به کمک های هوایی از خارجی ها به آسیب دیده گان همجو حوادث نشود. به این ترتیب از میزان ناکارایی ها و بی بر نامه گی های رهبران و مقام های حکومتی  کاسته شود و در هر حالی آماده گی برای آسیب دیده گان حوادث در وجب وجب کشور را دارا باشند. این گونه آماده گی ها در فصل سرما یک امر حتمی بوده که هرگز از میزان آماده گی های آنان برای آسیب دیده گان حوادث احتمالی زمین لرزه نیز چیزی نمی کاهد. یاهو



Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 362

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 204 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.