Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

ایکاش حاکمان و رهبران افغانستان همت و شجاعت آریانا سعید را می داشت!! PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - ســـــیاسی
نوشته شده توسط محمد ضیا ضیا   
چهارشنبه ، 24 خرداد 1396 ، 08:05

محمد ضیا ضیاتصویر ویدیویی نشان میدهد که خانم آریانا سعید میخواهد همان لباسی را به آتش بکشد که اخیراً با پوشیدن آن در یکی از کنسرتهایش در پاریس موج عظیم انتقاد ها و اعتراضها را تا حد رکیکترین دشنامها از طریق صفحات مجازی در بر داشت. همچنان کسانی هم بودند و هستند که خانم سعید را پشتیبانی می کنند. هرگاه شما خوانندۀ گرامی در یو تیوپ این جمله را به زبان فارسی بنویسید: {( آریانا سعید لباسهایی که باعث مشکلات جدی در افغانستان شده بود آتش زد) خود آریانا سعید و سخنهایش را تا آخر آتش زدن لباسهایش، مشاهده کرده می توانید)}.
به هر حال!  در تصویر به نظر می رسد که خانم آریانا سعید، همان لباسی را که به خاطر پوشیدن آن هنگامه بر پا شده، می خواهد آن را به آتش بکشد. اما قبل از این کار سخنانی دارد که لُب و لعابش را با اختصار و بصورت نوشتاری تقدیم تان می کنیم:
آریانا سعید سلام می کند و به ادامه می افزاید: ( " اشاره به لباس" این همان لباس بد بخت است که تعداد زیادی از مردم افغانستان همه مشکلات " داخل کشور را فراموش کرده و فکر میکنند که همین لباس بزرگترین مشکل را برای افغانستان به وجود آورده و یگانه پرابلم افغانستان همین لباس است و بس. و اگر همین لباس نمی بود، هیچ مشکلی در وطن نمی داشتیم!!! راستش این وضعیت هم تاسف آور است و هم خنده دار!!! و ادامه میدهد که:
امریکاوز از خواب بیدار شدم، اتاقم را جمع و جور کردم. توجه ام به لباسهایی معطوف شد که در کنسرتها ازان استفاده می کردم. به اتاقکی که دران لباسهای کنسرتی ام جا به جا شده است، رفتم. دران میان نظرم به لباسی افتاد که طی یک یا دو هفتۀ اخیر به خاطر نازک بودن و یا گوشتی بودن آن هنگامه بر پا شده. آنرا بلند کردم همه ماجرا بار دیگر به کله ام خطور کرد و با خود گفتم: به لحاظ خدا این چه روز است؟ همه مشکلات و بدبختی های افغانستان فراموش شده، به جایش این لباس اینقدر بحث بر انگیز شده که در تاریخ شاید نظیر نداشته باشد و اکثر مردم فکر میکنند که همین لباس من است که باعث همه بدبختی ها در افغانستان شده و اگر همین لباسها پوشیده نمی شد، در افغانستان هیچ مشکل نمی داشتیم!!!
خانم سعید همزمان با ژست معنی دار به بیننده هایش می گوید: صبر کنید! میخواهم یک چیز را نشان بدهم( لباس را نشان میدهد) این لباس رنگ گوشتی دارد، نمیدانم چرا مردم ما- در برابر رنگ گوشتی حساسیت دارند؟ طوری که مردم فکر میکنند این لباس نازک و لُچ است، حقیقت ندارد. این لباس آستین دار است و در داخل خود یک استر لُک هم دارد و این لباس بدبخت در بیرون خود یک تکۀ دیگر هم دارد و حتی در کمر خود یک دامن بسیار دراز دارد. به گونه یی که این لباس در ویدیو ها و عکسها نشان داده شده است، آنطور نیست. به خاطر آنکه تصویر ها از روی ویدیو سکرین شاپ گرفته شده و از طریق صفحات مجازی درمعرض دید مردم طور دیگر گذاشته شده است. هرکدام از کاربران به زعم خود در مورد آن قضاوت کرده اند. بعضی اعتراض و تنفر نشان داده و گفته اند که تو( اریانا سعید) نام افغانها را بد کردی و برخی هم حمایت کرده اند. ...
بلی!  من کسی هستم که بصورت عادی از پوشیدن لباسهای بی حد آزاد اجتناب کرده ام. شما لباس بی اندازه آزاد را در تن من ندیده اید. شما حتماً متوجه شده اید که یخن پیراهن های من باز نبوده و همچنان لباسهای کوتاه را نپوشیده ام، حتی همین لباس موجود که همهمه برپا کرده در خارج از افغانستان یک لباس عادی می باشد. واما برای یک هنر مند که بالای ستیژ میرود لازم است لباس متفاوت بپوشد....
خانم آریانا سعید تاسف کنان می افزاید: ای کاش آنهایی که با دید منفی و افراطی به لباسهای من اعتراض کرده اند، همه شان با صدای بلند مشکلات بنیادی افغانستان را به فریاد بکشند. برخلاف به دنبال چیز های پیش پا افتاده تا سرحد دشنام بر یکدیگر توسل می جویند. من ممنون کسانی هستم که با شناخت ازشخصیت من،  مرا پشتیبانی کرده اند. اکثراً میدانند؛ من کسی هستم که با جدیت لباس افغانی را در کنسرتها پوشیده ام و چه بسا دختر خانمها با خریداری لباسهای افغانی که در لیبلهای آن عکس من وجود دارد آنرا از مغازه های لباس فروشی خریداری کرده اند و در محافل عروسی و هرجای دیگر به گونۀ فیشن مورد استفاده قرار داده اند. قابل یاد آوری میدانم که من نمی خواهم تمام کریدت را از آن خود بدانم، ولی سهم شایسته را در پوشیدن لباس افغانی انجام داده ام...
... فرض کنید، در کنسرت پاریس این لباس را نمی پوشیدم، آیا مشکلات و بدبختی های افغانستان با نپوشیدن آن توسط من خاتمه پیدا می کرد؟ آیا بزرگترین مشکل افغانستان همین لباس من است؟ آیا کسانی که مرا انتقاد کرده اند، به این فکر شده اند که با پوشیدن یا نپوشیدن لباس کنسرتی من دیگر پسر بچه هایی که هنوز خورد سال اند در مجالس کشور ما رقصانده نمی شوند؟ و در آخر شب هرکدام به خاطر بردن آنها به خانه های شان جنگ و رسوایی نمی کنند؟ و یا دیگر فرخنده ها در ملای عام جان نمی دهند و سوختانده و یا سنگسار نمی شوند و یا دخترک های زیر سن جبراً عروسی نمی شوند و طفلهای معصوم در سرکها دست به گدایی نمی زنند، انتحاری ها و کشتن ها و دزدی ها خلاص می شود و ...؟
بلی! من تصمیم گرفته ام که این لباس بدبخت را آتش بزنم و آنرا بسوزانم و این آرزو را دارم که دیگر مردم ما به این لباس بیشتر توجه نکنند، بر خلاف همگان متحدانه توجه شان را برای حل مشکلات اساسی افغانستان معطوف بسازند. اگر فکر می کنید که مشکل افغانستان در لباس من است، من آن را آتش می زنم. من هموطنانم را و حتی کسانی را که نفرت نشان داده اند، همه را دوست دارم و احترام می کنم. کسانی که نفرت کرده اند، گناهی ندارند. زیرا جاهل هستند. آنها دنیا را ندیده اند.
یک پرسش دارم:
اگر قرار باشد به خاطر پوشیدن لباس خاص کنسرت مرا بد خطاب کنید و در قفای من هرگونه گپ بزنید، دشنام بدهید ... پرسش من این است؛ آیا زنهایی که در داخل افغانستان به سر می برند و لباسهای مثل لباس مرا نمی پوشند، چادری دارند، با حجاب هستند و به میل شما لباس می پوشند، در بیرون از منزل کار نمی کنند زنده گی راحت دارند؟ من میدانم این چادری و حجاب بهانه یی بیش نیست و این را نیز میدانم که از پنجاه تا هفتاد فیصد زن و مرد افغانستان مردم خوب هستند و مرا حمایت کردند، ولی بیست فیصدی که با لباسهای من مخالفت کرده اند، ازانها خواهش میکنم که مادرها، خواهر ها و خانمهای شان را اذیت نکنند.
عده یی میگویند که زنها و خواهر های ما با دیدن این لباس اریانا سعید، تقلید میکنند و از آریانا سعید یاد می گیرند. نخیر! این لباس ستیژ است، لباس هنر مند است، طبیعتاً لباس هنرمند با لباس عام فرق می کند و هیچ آرزو ندارم که دختر ها و یا خانم های افغانستان این گونه لباس را بپوشند....
در حالیکه از آغاز صحبت ها و توضیحات خانم سعید تا آخر همان لباس هنگامه بر انگیز بالای ستند فلزی قرار داده شده بود که هر قسمت از اناتومی لباس بصورت واضح به نظر می رسید، بالآخره خانم سعید گوگرد را به دست می گیرد وهمراه با این جمله ها: اگر قرار باشد که مشکل افغانستان به خاطر این لباس و نپوشیدن این لباس حل شود، من آن را آتش می زنم.
خانم سعید بوتل پترول را بالای لباس می پاشد و با گوگرد آنرا آتش می زند. شعله های آتش بالا میرود تا آنکه بصورت کامل از بین می رود.
خانم آریانا سعید بسیار احترامانه خطاب به هموطنانش میکند و میگوید: هموطنان عزیز، همانطوریکه به خاطر لباس من در کنسرت از هر سو صداهای اعتراض بالا شد، خواهشمند که با اتحاد کامل همگی به خاطر مشکل افغانستان صدا بلند کنند. مشکل اساسی کشور ماجنگ،  فساد، بیکاری، چور، چپاول، آدم کشی، انتحاری، گوش و بینی بریدن زنها، بد بختی های قومی و زبانی و ده ها پرابلم های دیگر است که به خاطر ازمیان برداشتن آنها تلاش کنیم و مسلمان واقعی باشیم.
در اخیر آمد، آمد ماه مبارک رمضان را به همه هموطنان تبریکی گفت رفاه و سعادت مردم افغانستان را آرزو کرد.
دیدگاه هفته نامۀ "افق"درهر کلمه جمله
وقتی سر و صدای لباس خانم آریانا سعید در سراسر دنیا پیچید، سیل نظریات موافق و مخالف از منظر دیدگاه های فردی توسط اشخاص و همچنان از منظر جمعی افراد از نگاه دینی، فرهنگی، مدنی و هنری از طریق صفحات مجازی چون وبسایت، فیسبوک، تویتر وهمچنان از طریق رسانه های خطی، آوازی و تصویری بیان گردید. و اما آنچه از دیدگاه هفته نامۀ "افق" حایز اهمیت میباشد این است که خانم آریانا سعید به خاطر احترام گذاشتن به خواست مردم از نهایت شرم، حیا، شجاعت و متانتِ بسیارهوشیارانه و هنر مندانه چیزی را که به حق یا ناحق به خواست مردمش نبود آنرا (لباسش را) آتش زد. و اما:
خلق و پرچم: کودتای هفت ثور که به حمایت روسها به وسیلۀ خلقی ها و پرچمی ها به کرسی نشست، آنها با وعده های ( کور، کالی ، دودی) و با بکاربردن اصطلاحاتی که بی سوادان و حتی اکثریت با سوادان افغانستان به معنی آنها پی نمی بردند مثل؛ اندیشۀ نوین، پرولتاریا، فیودال، امپریالیسم، شئونیزم، رهبر کارگران جهان و ده ها اصطلاح نا آشنای دیگر توجۀ توده های وسیع مردم را به خود جلب کردند.
به یاد دارم در زمان نورمحمد ترکی نابغۀ شرق!!،  ابراهیم دهقان والی پروان بود، مرا در مکتب بسیار دوردست غوربند ( یخدره) جزایی تبدیل کردند. مجموع شاگردان که در یک مسجد درس میخواندند از صنف اول تاسوم به بیست نفر نمی رسید. اما مردم ساده دل آنجا به خاطر خشنودی حکومت خلقی ها کلکین ها و دروازه مسجد را سرخ ساخته بودند و شعار های سرخ خلقی به در و دیوار مسجد نصب شده بود. اینکه در شهرها و پایتخت چه می گذشت همه به یاد دارند. اما درمقابل همچو ساده دلی مردم،  حکومت خلق و پرچم از همان آغاز به کشتن، زندانی ساختن و تبعید مخالفین و دیگر اندیشان دست زد تا آنکه زمانی فرارسید که انسان، حیوان، پرنده ، خزنده تا سنگ و چوب و کوه دشت افغانستان آماج توپ، تفنگ و طیاره های بم افگن تا لونا و اسکارد قرار گرفت... آیا مردم بد نصیب افغانستان این حق را نداشتند و یا ندارند که از سران حزب خلق و پرچم تا اعضای شعوری و غیر شعوری آنها این جمله ها و کلمه ها را که:  ( ما خلقی ها و پرچمی ها مردم را بی گناه کشتیم، زندانی ساختیم، تبعید کردیم، به عقاید دینی شان دست درازی کردیم.  دوکاندار، تکسی ران، ملازم، دهقان، کارگر ... را به جرم مسلمان بودن و یا عدم همکاری باحزب ما به قتل رساندیم ... چه می شد این عملکردهای شان را روی کاغذ می نوشتند و به گونۀ سمبولیک مثل آریانا سعید آنرا آتش می زدند. در حالیکه تا هنوز بسا خلقی و پرچمی که صدها تحصیلکردۀ غرب را به جرم تحصیل یافتۀ غرب به قتل رسانده اند ولی امریکاوز بدون آنکه شرم وحیا داشته باشند در دامن غرب افتاده و به یاد ودکای روسی شامپاین غربی را سر می کشند و یگان وقت بسیار مزورانه و شیادانه با همان دپلوماسی بی حیایی به این اکتفا می کنند که: ( ماهم یگان اشتباه داشتیم...).
مجاهدین: تعدادی از بسته گان (سیاسی- اسلامی) افغانستان در زمان داوود خان و پس ازان در زمان حاکمیت کودچیان ثوری که زنده گی شان با خطر مواجه بود به پاکستان و ایران متواری شدند. اکثر آنها اگر در افغانستان کدام سر پناه معمولی داشتند یا نداشتند، اما هنگام ورود به پاکستان در زمین گیاه نداشتند و در آسمان ستاره. حکومتهای ایران و پاکستان بنابر سیاستهای شیطانی شان زیر نام دین و مذهب آنها را میدان داد تا از نام اسلام و حاکمیت الحادی خلق و پرچم و همچنان اشغال افغانستان توسط لشکر سرخ هزاران تن از مسلمانانی را که زنده گی شان در خطر بود،  به نام جهاد فی سبیل الله به سوی خود جذب کنند. از شیعه تا سنی به ندای این مدافعان اسلام !! لبیک گفتند و هرکدام را به حیث رهبر قبول کردند و در راه جهاد تا مرحلۀ شهادتهای بی شمار ایستاده گی کردند. اما دیده شد که سران تنظیم های جهادی پس از سقوط حکومت داکتر نجیب الله هر کدام زیر نام حزب، قوم، زبان، مذهب ومنطقه به خاطر احراز قدرت به جان هم افتادند وافغانستان را به حالت بد وبد تر از دوران خلق و پرچم ساختند. از مصیبت جنگ تا قتل ، رهزنی، دزدی، چور، چپاول، غصب زمین و غصب سایر دارایی های عامه و بی شمار بدبختی ها را به وجود آوردند و اما عجیبتر از همه که اخیراً آقای گلبدین حکمتیار (با وجود قتل و راکت پرانی هایش در شهر کابل، نامش در لیست سیاه جنایتکاران جنگی درج شده بود و پس از شکست موقتِ طالبان ظاهراً با حکومتهای کرزی و احمد زی در مصاف بود و به قتل مردم بی گناه از جمله انتحار و انفجار که تازه ترین حملۀ انتحاری او به قتل رساندن مردم بی گناه ملکی شاه شهید و میدان هوایی کابل میباشد، با اشرف غنی معاملۀ صلح را انجام داد ولی با پُر رویی و گستاخی بی حد یک بار دیگر با ساز وبرگ مهیب نظامی و همان موی دراز هایی که بار ها به کشتار دست زده اند، هوا و فضای کابل را متشنج ساخت و با پر رویی تمام گفت: ( گذشته را فراموش می کنیم) و اما این چرئت اخلاقی را نداشت که حد اقل به خاطر ارواح شهیدانی که حتی پنج نفر هم بوده باشد، اتحاف دعا کند و به باز مانده گان آنها ابراز تسلیت کند. ببینید که فرق میان آریانا سعید یک خانم هنر مند تا این داعیه داران اسلام از کجا تا به کجاست؟
طالبان، کرزی و احمد زی: طالبان، کرزی و احمد زی را به خاطری در یک ردیف قرار دادیم که هرسه اینها خار هایی اند از یک خارستان که رنگ آنها فرق میکند. طالب همان هیولای سیاهی است که زمین سوخته، نسل کشی، فرهنگ سوزی و سیاهی را از خود به جا گذاشت. و اما کرزی آنها را برادر خطاب کرد و اشرف غنی تا آخر ازانها حمایت کرد. علاوتاً حکومت های تقلبی ( زی ها) توانست که اعلی ترین نمرات منفی را در فساد و ده ها جنایت دیگر برای افغانستان در سطح جهان کسب کند.
آیا این دو حاکم متقلب و حواریون شان که غرق در عشرت جهنمی اند، نمی توانستند به خاطر آنهمه جنایاتی که در دوران حاکمیت شان به وجود آمده، حد اقل مثل خانم آریانا سعید اخلاق می کردند و کارنامه های اعمال شان را به آتش می کشیدند؟
در فرجام به این نتیجه می رسیم که خانم آریانا سعید این هنر مند گرامی توانست با آتش زدن لباس یک عمل جسورانه و متهورانه را در برابر بد اخلاقان حکومتی، سیاسی، مذهبی و سایر کسانی که به هرنحوی بر ملت ما جفا کرده اند، به نمایش بگذارد. هفته نامۀ :افق) برای خانم آریانا سعید موفقیت تمنا می کند.


Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 257 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.