Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

با "خـــداداده گـــان"ســــتیزه کنیـــد! PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - ســـــیاسی
نوشته شده توسط نصیر مهرین   
سه شنبه ، 21 آبان 1392 ، 04:33

 با "خـــداداده گـــان"ســــتیزه کنیـــد! ...اگراشرف غنی احمدزی، ابرازعلاقه نمود، که متدین است وبا آوردن تسبیح دردست، وانمود کرد که در پی انجام کارهایی است، که خدمت به دین اسلام را در پی دارد؛ گویی نه دانسته است که:

دین که به تسبیح وسر و ریش نیست
هرکه علی گفت که درویش نیست!...

 نصیر مهرین سبب هـــای نگــــارش این نبشـــته:
چندین دهه می شود که خبرهای افغانستان وجهان را می شنوم. چه کم ویا بیش، به هرحال، تا آن جا که میسراست ومقدور، درپای رادیو نشسته ام. پس ازآسان شدن دسترسی به خبرهایی که ازطریق تلویزیون به نشر می رسند، به پردۀ این رسانه نگاه کرده و برخی گزارشات وخبرها را در کتابچه یی می نویسم.

بهترشدن وسایل خبر رسانی و به ویژه دسترسی به خبرها را از راه"ای میل" و بعضی وقت ها استفاده ازتلفون، نه تنها این خوبی را بارآورده است که به زودی ممکن، حتا از جزییات خبری آگاهی حاصل شود، بلکه جای نوشتن نامه وانتظاردریافت پاسخ آن را نیزگرفته است. درگذشته بعضی وقت ها چندین هفته را دربرمی گرفت، تا نامه یی حاکی از خبرهای جالب ویا پاسخ به پرسش ها، دریافت می شد.
این هم گفته شود که محتوی برخی ازخبرها، بسیار دل آزاراست و پاره یی هم تبسم انگیز وخنده آور. اما، از خنده هایی که براعمال دیگران دست دهد، نه ازخنده هایی که می توان با دیگران داشت. به تعبیرشوپنهاورخنده برآن "بياني که در او ناسازگاري باشد". خبرهایی اند که پرسش وتفکربرمی انگیزند و خبرهایی اند که موضوعات مشابه را به یاد می آورند.     

هفتۀ پیش، پیامی داشتم از هموطن ژورنالیست، جناب علی مدنی از آسترالیا که رادیو نوای کهسار را مدیریت می کند. پیام شان این بود که بازهم مصاحبۀ مفصلی انجام دهیم پیرامون اوضاع افغانستان وبه ویژه، انتشار لیست 5000 هزارتن ازقربانیان ستم کودتای ثور ونامزدان انتخابات ریاست جمهوری سال 1393. با خوشی پذیرفتم و سعی نمودم تازه ترین خبرها را بیابم.
مشغول چنان کاری بودم که باری گفته شد، آقای اشرف غنی احمدزی، نامزدی خویش را برای انتخابات ریاست جمهوری اعلان نمود. ومتعاقب آن وی را در صفحۀ تلویزیون دیدم که با لباس آراستۀ افغانی در برابر میز ادارۀ ثبت نام حضور رسانید. لباس، طرز رفتار و تبسم های دپلوماتیک نمایشی را که یک سو بگذاریم، داشتن یک تسبیح دیگر یا غیر از آن تسبیح هایی که دردست دارد، برایم بسیار چشمگیر شد با ایجاد همان تبسمی که یاد نمودم. شخص احمدزی هم کوشید که تسبیح را با چنان حرکات موزون دردست نگهدارد که چشم کمرۀ تلویزیون ها آن را به خوبی ببینند. اگردرک منظورسیاسی بهره گیری ازتسبیح درذهنم وجود نداشت، شاید گمان می کردم که وی با کدام مؤسسۀ تجارتی پیمان تبلیغاتی بسته است که هنگام رو به روشدن با کمره های تلویزیونی، تبلیغ شرکت تسبیح فروشی ایشان را نیز انجام دهد وپول بستاند.     

این را یادآوری نمایم که گمان نکنید، چنان تبلیغاتی وجود ندارند. نخست یک نمونه ازچنان تبلیغ را می آورم وبعد موضوع را دنبال می کنم:

" تسبیح بسیار زیبا، اصلی و معدنی شاه مقصود.
دارای ارتعاشات بسیار ملایمی است و کل سازمان بدن را فعال می کند این سنگ با عث هماهنگی و آرامی دراعصاب می شود. برای تقویت قلب و اصلاح جریان خون و رها سازی چاکرای شبکه خورشیدی بسیار موثر است و نیز برای درمان افسردگی عصبانیت بی خوابی و حالتهای ضعف موثر می با شد. به علاوه کمک بزرگی به بیماران کبد می کند اعصاب حس چشایی را تحریک و غدد را تقویت می کند. ستون فقرات را نیرو می بخشد و سردرد را تسکین می دهد. همچنین برای تنگی نفس برونشیت سرفه و سرما خوردگی مفید است این سنگ با تاثیر برچاکرای شبکه خورشیدی قدرت تمرکز خلاقیت و آگاهی را زیاد می کند تفکرات عالی و برجسته ایجاد می کند و روحی شاداب و چالاک به ما می دهد این سنگ باعث شادی خلق و خوی خوش صلح همراه با هماهنگی و نظم می شود." (1)
تارنمای رایانک.

من پس ازدیدن آن صحنه و تسبیح اقای احمدزی، تبسم و تأثر را در خویش احساس نمودم. اما، پرسشی برایم دست نداد که دلیل آن را نیز می آورم. دست با تسبیح اوچند بیت را به یادم آورد که غلبۀ احساس تبسم بر تأثر نیز بود، آنها را نیز بیاورم:
حافظ:
رشته تسبیح اگربگسست معذورم بدار
دستم اندر دامن ساقی سیمین ساق بود

گفتم شاید احمدزی با آن حرکات ظریفانه ورعایت حال تسبیح، این بیت خواجه حافظ بزرگوار را شنیده است که هنگام روی آوردن دگر باره به طلب قدرت، ودست بردن به سوی دامن ویا ساعد معشوق یا همان قدرت، رشتۀ تسبیح نگسلد!
ویا این که برخلاف شکوۀ ابوسعیدابوالخیرعارف یک دل ویک چهره؛ احمدزی، بربنیاد تجارب چندین ساله، پنداشته است که در این ملک خوب است که ادا واطوار زاهد گونه را با داشتن تسبیح دردست به نمایش بگذارد که ای مردم! درهمین لحظاتی که نام نویسی کسب قدرت دارم، ذکر سبحان الله نیز می کنم.
ابوسعید ابوالخیر گفته بود:
گـــه زاهـــد تسبیح به دستم خوانند
گــه رنــد و خراباتی ومستم خوانند
ای وای به روز گــار مستوری من
گر زانکه مرا چنان که هستم خوانند.

وشایدهم احمدزی دست با تسبیح را برای این منظور به نمایش نهاد، تا مقدمه یی باشد برای سخنرانی های بعدی، که بگوید: توسل به این تسبیح پیشینه یی دارد، ماحصل استخارۀ پیر و مقام متبرکی است و آن پیر این تسبیح رابه وی داده است. آن گاه تمسک به این سخن خواهد کرد که:
" اگر ديديد که کسي به شما تسبيح داد يا تسبيح از دست کسي گرفتيد شما را به کار خير و صلاح دعوت مي کنند و اگر شما به کسي تسبيح داديد کاري را از دست مي دهيد. "(2)

اگر احمدزی ابرازعلاقه واحترام نمود که متدین است وبا آوردن تسبیح در دست، وانمودکرد که در پی انجام کارهایی خواهد بود، که خدمت به دین اسلام در پی دارد، گویی نه دانسته است که:
دین که به تسبیح وسر وریش نیست
هرکه علی گفت که درویش نیست !(؟)
ویا سخن شناخته شدۀ سعدی بزرگوار را که سده ها است دوره می کند نشنیده است که:
سعدی
عبادت* به جزخدمت خلق نیست    
به تسبیح و سـجاده و دلق نیست.
همچنان از قایم مقام فراهانی را که:
از دست تو سوراخ به سوراخ گریزد
زاهد چه بلائی تو که این دانه تسبیح

(*) در برخی از نسخه ها طریقت آمده است
در واقع احمدزی از جانب دیگر موضوع یا افشأ شدن استفاده از تسبیح از طرف چنان زاهدان ریایی آگاه نبوده است ؟!
آشکار است که تکنوکرات شناخته شده یی مانند آقای احمدزی، در زندگی خویش عابد و زاهدی نبوده ونیست که از تسبیح به عنوان حساب کنندۀ دعا ها و اوراد استفاده نماید. پس او با این وسیله به شکار مردمی می رود که به درک وفهم ودنیای ویژۀ خویش دارنده گان عبا و قبای زاهد نمایانه و ازجمله داشتن تسبیح در دست را مواردی نیکو می دارند. اما، نیک آشکار شده است که چنان چهره ها همین که به خلوت رفتند، آن کار دیگر می کنند.
راهبرد احمدزی در این زمینه جانب بهره برداری های زیانبار قومی را پیوند می زند. همان راهبرد های قومی که اگروی و دیگران، تعدادی را به سوی خود برای رأی دهی می کشانند، زیان های تفرقه افگنانه اش مدت ها آسیب زا اند و دیرپای.

دیدن تظاهر وی، موضوعاتی را به یادم آورد که مشابه چنین رفتارها وانگیزه های استفاده جویانه اند.
موضوعاتی که پیشتر برای چرایی چنین رفتارها وانگیزه های حاکم بر آن، پاسخ ارائه نموده بودند. از آن رو رفتار او دربلند آوردن وبرجسته نمودن چهرۀ تسبیح، پرسشی ایجاد نکرد. رفتم وسراغ یادداشت های پیشینه را گرفتم.
تدارک مبارزات وانتخابات دورۀ پیشین ریاست جمهوری و استخارۀ جناب صبغت الله مجددی برای آقای حامد کرزی را دیدم. شاید به یاد شما نیز باشد. جناب مجددی از استخارۀ خویش نتیجه گرفته بود که آقای حامد کرزی در انتخابات ریاست جمهوری پیروز می شود.
و هنوزطنین سرد وتأثربارِاستخارۀ جناب حضرت صبغت الله مجددی، برای پیروزی آقای حامدکرزی دردوردوم ریاست جمهوری اش، گوش آزاربود؛ که فلمی حاکی از رونق بیشتر بازارجادوگری وتعویذ نویسی ها را دیدم. فلم مستند و نمایانگر مراجعۀ بیماران بیشمار به سوی دعا نویسان، که شفای بیماری های خویش را از آنها می جستند. ازمیان چند تن دعانویسی که در فلم ظاهرشده بودند، برخی بی سواد نیز بودند. (3)
یادم آمد که دوستی هنگام شرح برخی داستان ها وقصه ها ازکابل، می گفت: مراجعه کنندگان به سوی تعویذ نویسان، بیشتر از مراجعین معاینه خانۀ طبیبان استند!

کسانی که ازاخذ رشوت نمره دهندگان معاینه خانه های داکتران آگاهی دارند، تصور نکنند که این دسته از مراجعه کنندگان به سوی تعویذ نویسان، از دادن رشوت گریخته اند.(4)
وقتی تسبیح در دست اشرف غنی احمدزی، یادآوربازتاب های منظوم ومنثوری نیزمی شود که از تسبیح به دستان پیشینه در ادبیات برجای مانده است؛ وهنگامی که استخارۀ جناب مجددی را به یادمی آوریم؛ ونمونه هایی از بقیه جوانب را می بینیم ومی خوانیم، ناگزیر حافظۀ تاریخی، ره به نمودهای دیگری نیزمی برد، که می شود آنها را همزادان ِچند گانگی چنین نیرنگ ها نامیـد. با عمری که به درازای تاریخ استفاده سوء از عقاید مردم دارند.

دراین نبشته نشان می دهیم که همه خواستگاه مشترکی دارند. خواستگاه استفاده سوء از پذیرفته ها و مقدسات دوست داشتنی مردمان پاکدل ونا آگاه ازلطایف الحیل و نیرنگ های سیاسی.
آرزو دارم تأثیری را که دیدن تسبیح دردست احمدزی برجای نهاد، با برخی ازبقیه چهره های همزادان تاریخی اش با شما درمیان بگذارم. تصور می شود با چنان رویکردی، منظور دردل داشتۀ چنین شخصیت ها در زمینۀ بهره گیری از تسبیح و استخاره و...، بیشتر درمعرض شناسایی قرار بگیرد.
اما شایسته است که پیرامون گزینش عنوان با "خدا داده گان" ستیزه کنید! اندکی بگویم:
بربنیاد اطلاعات دردست داشته، بسا از امیران وسلاطین، پادشاهان وقدرتمندان و قدرت طلبان، هرچه انجام داده اند، دلیل شان این بوده است که خداوند لازم دیده است. و هرچه دراختیار داشته اند، دلیل شان این بوده است، که داد خداوند است. پس چه خود وچه به وسیلۀ "وعاظ السلاطین" به مخاطبان خویش که اکثریت آنها مردمان مظلوم ومحروم و دل پاک بوده اند، گفته اند که:

با خدا داده گان ستیزه مکن
کآن خـــدا داده را خدا داده.

انسان های قدرتمند با این گونه موقف والقای ذهنیت تسلیمی وخفت وخواری برای اکثریت مردم، کوشیده اند نتایج افعال واعمال و رویدادهایی را که از نقش عوامل زمینی وحوزۀ اراده و اختیارایشان سرزده است، جنبۀ تقدس آمیزبدهند.
واین گروه از انسان ها همواره وعاظ السلاطین را استخدام کرده اند. مستخدمین آنها برهر زشتی لباس توجیه گرانه ومقدس مآبانه پوشانده؛ و آن را لزوم دید خداوند گفته اند.
بعضی از آن قدرت مندان که با عبادت نیز میانه یی نداشتند، دروقت کنار رفتن از قدرت و ازکار افتادگی، مانند سردارمحمد هاشم خان قهارمشهور، به خداوند پناه برده اند.(5)

دیدن زشتی های دل آزارپیشینه و دریافت عامل سیاسی/ زمینی اعمال نکوهیده، نهادن آنها درمیزان سنجش های خرد وعقل وارسته، سخنی را برای گفتن شکل می دهد، که دعاوی انسان های استفاده جو از نام خدا را نباید پذیرفت؛ بلکه فریاد کرد که: چرا پای خداوند را درمیان می آورید؟
آن نا پذیرفته، حکم می کند که با صراحت هنگام فریاد بر ادعای "خدا داده گان" به همان جمعیت انبوه مخاطبان گفت، که:
با این چنین " خدا داده گان" ستیزه کنید!

واگر قراراست هنوزهم در زیرسایۀ ترسی زیست که دکانداران دین ومذهب پهن نموده اند و درنتیجه هراسید و زبان دردهان نهاد وسخن نگفت، وبه سوی آن تکنوکرات از راه رسیده واخلاق دوگانه اش در زمینۀ دین ومذهب، نگریست وتبسم نمود، باید پذیرفت که با لب فروبستن چه جفایی که درحق مردم و نیاز روشنگری نکرده ایم.

چند سخن دیگر نیز در این راستا سزاوار یادآوری است. می دانیم که انگشت گذاشتن برچنان استفاده جویی ها درجامعۀ ما با خشونت های گوناگون استفاده جویان روبه رو می شود. اما چه باید کرد؟ به ویژه قلمزنانی که عهد نموده اند، واقعیت ها را بگویند، آیا درافشأ وتوضیح ابعاد چنین اعمال قلم را بچرخانند ویا خاموشی را درپیش گیرند؟ برداشت نگارنده این است که خاموشی دراین حوزه جفای بزرگی درحق مردم، نیازهای مختلف جامعۀ ما است. پس باید چنان تابویی را شکست و ابعاد ناهنجاری های مزمن ناشی از سوء استفاده را نشان داد. به ویژه قلمزنانی پاکدستی که ریگ آرزوهای قدرت جویانه در کفش های سترۀ خویش ندارند، به افشأ رفتار های غلط واقناع مردم بپردازند.
معلوم وصد بارمعلوم است که استفاده جویان از مقدسات مردم، همواره یک سلاح آمادۀ تکفیر را در دست دارند. لازم است که این سلاح آنها نیز بهتر وبیشتر درمعرض شناسایی قرار بگیرد.

لازم است درزمینۀ این فرهنگ کوشید که برای جلوگیری ازنادرست انگاری و کج برداشتی وجلوگیری ازایجاد سؤتفاهم، انتقاد واعتراض شفاهی ویا نوشتاری را تحمل نمود، ودید که گوینده و یا نویسنده چه گفته است، تحمل کرد که نویسنده چه می گوید وچه نوشته است. نه اینکه دست به تهدید زد ومهر وشمشیر آمادۀ تکفیر و قتل به زودی ازجیب و دست بیرون آورد وزبان وگردن برید. به دیگر سخن، انسانها را باید به "بیردی گفتن گذاشت". در این پیوند شاید روایت دلسوزانۀ الله بیردی را همه نشنیده باشند.
گویند، ناشناسی را پرسیدند که نام ات چیست؟ پاسخ داد که نام من، الله...
آن چند تن براو شوریدند وبا مشت ولگد بر سرش کوبیدند. بیچاره فریاد می زد که چرا می زنید.
گفتند، تو نام ات را الله گذاشته ای؟
گفت: به لحاظ خدا، شما که مرا به بیردی گفتن نگذاشتید. نام من، الله بیردی است. الله بیردی !

براین مبنا، آن چهره هایی را که همزادان سؤ استــفاده احمدزی واحمدزی های تاریخی یافته ایم، درمعرض ابراز نظرقرار می دهیم:
رئوس چند عنوان از این قرار اند:

-    پنهان نمودن ستمگری ها ومظالم بی شمار درپشت نام سایۀ خدا.
-    ساعت سعد و"صاحب قران" یافتنِ اقدامات سلاطین وشاهان حتاخونریزی ها وانسانسوزی های آنها.
-    دعواهای مبنی برهم سطح کردن مقام پیغمبری، خلافت وشاهی وحتا بالا بردن اهمیت آن
-     توجیه آسمانی و خدایی یادکردن هراقدام و عملکرد زمینی، با این ادعا که "خدا داده گان" استند!
-    زمینه های دروغین مداوای مریضان با چف وپف.
-    برتن نمودن جامۀ ریا و حمل نمودن تسبیح از طرف افرادی مانند احمدزی...

ادامه دارد
....................................................................................................................


توضیحات ورویکردها

1-    www.rayanak.com
2-    http://www.ayeneh.net
3-    برای معلومات مستند به یوتوپ YouTubeبرنامه های مستند برنامۀ تلویزیونی فهیم کوهدامنی
ومصاحبۀ آقای عزیز فرد با کوهدامنی تاریخ 16 ژوئن 2013 ( رادیو فرانسه بخش افغانستان ) مراجعه شود.
4-    کسانی که در معاینه خانه های برخی از داکتران با نام ونشان برای مراجعین نمرۀ وقت معاینه را می دهند، به مریض ویا نزدیکان او می گویند که پس فردا بیا! در حالی که مریض رمق بیشتری درتن ندارد ومی خواهد همان روز داکتر او را ببیند. در نتیجه با دادن پول می تواند نمرۀ معاینه در همان روز را به دست بیاورد.
5-    میر غلام محمد غبار. افغانستان درمسیر تاریخ جلد دوم. ص 213.
شادروان غبار طی تحلیل جالبی از مرحلۀ پایانی زند گی سردار محمد هاشم خان می نویسد که: "... خصوصا که او تحت تهدید کهولت وبیماریهانیز قرار داشت از همه صعبتر که اوموقف خود را در اواخر عمر دقیقاً درک می کرد و میدانست که ملت در بارۀ او چه میگویند وبا چه دیده ئی باو و اعمالش نگاه میکنند. بعید نیست که چنین محاکمات درونی سایق این شد که او مثل یک مجرمی درپایۀ دار، متوسل بدعا در نزد خدا گردد. پس اینمرد کم سواد درایام پیری وبیکاری تازه شروع کردبخواندن "تفسیر دری حسینی"زیرا او عربی نمیدانست... از آن ببعد این شخص نزد کسانیکه درکابل وجلال آباد نزدش بدیدنش میرفتند، ازمفاد تفسیرحسینی بصورت یک زاهدتارک دنیا، اظهار علم واطلاع میکرد..."

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در دوشنبه ، 27 آبان 1392 ، 14:59
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 144 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.