Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

بررسی اجمالی استراتیژی آمریکا در قبال افغانستان PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - ســـــیاسی
نوشته شده توسط ظریف امین یار   
شنبه ، 11 شهریور 1396 ، 09:49

ظریف امین یار پیروز شدن ایالات متحده آمریکا در افغانستان برای حفظ هژمونی و پرستیژ جهانی آن مهم پنداشته می شود.همانطوریکه می دانید آمریکا تا کنون نتوانست در جنگ افغانستان پیروز شود بناً بالاخره مجبور به آوردن تغییر در راهکار و راهبر برای پیروز شدن در طولانی ترین جنگ تاریخ خود شد. استراتیژی جدید را که گفته می شود بعد از ماها چانه زنی تدوین شده است شب قبل توسط رییس جمهور آمریکا آقای دونالد ترمپ ارایه شد.

بنظر می رسد استراتیژی مذکور برای آمریکا و افغانستان به مراتب قناعت بخش و امید دهنده به نسبت استراتیژی قبلی آمریکا در قبال افغانستان باشد. این نوشته روی بررسی استراتیژی جدید آمریکا در مورد افغانستان متمرکز است.

1.    تغییر استراتیژیک از رویکرد مبتنی بر زمان به بر رویکرد مبتنی بر شرایط
همانطوریکه در چندین مقاله به این مورد اشاره نمودم ام، یکی از اشتباهات استراتیژیک رییس جمهور باراک اوباما اعلام کردن تاریخ بیرون شدن نیروهای نظامی از افغانستان بود. اعلام کردن تاریخ برگشت نیروهای نظامی آمریکا وناتو از افغانستان در ذات خود مخالفین دولت افغانستان (طالبان و حامیانش) را روحیه داد. لیکن دیده می شود که ترمپ به این اشتباه پی برده است و در سخنان خود صریحاً می گوید که ما تاریخ بیرون شدن نیروهای نظامی آمریکا را اعلام نمی کنیم زیرا این کار محض اشتباه خواهد بود. او گفت ما در افغانستان تا زمانیکه تعهد و پیشرفت را در این کشور مشاهده خواهیم کرد، باقی می مانیم. این یک انکشاف فوق العاده خوب برای افغانستان است. اعلام تعهد بدون تاریخ می تواند افغانها و آمریکاییها را پیروز این جنگ پیچیده بسازد.   

2.    مخفی نگهداشتن شمار عساکر
همانطوریکه در مقاله قبلی ام در باره استراتيژی آمریکا در افغانستان تذکر داده بودم که آمریکا اراده دارد تا شمار عساکر را در افغانستان افزایش دهد، اینک دیده می شود که پنتاگون و کاخ سفید در مورد افزایش شمار عساکر در افغانستان به موافقه رسیده اند. اینکه دونالد ترمپ می گوید ما شمار عساکر را در افغانستان مخفی حفظ خواهیم کرد دو دلیل می تواند داشته باشد: یک بخاطریک اینکه دشمنان افغانستان از پلانهای آمریکا بی خبر باقی بمانند و دوم اینکه احتمال زیاد وجود دارد که آمریکا  شمار عساکر را به مراتب بیشتر از آنچه مردم فکر می کنند افزایش دهند. چون اعلام یک عدد بزرگ در ذات خود می تواند شکست ایالات متحده آمریکا را در افغانستان نشان دهند بناً آنها می خواهند شمار عساکر مخفی باقی بماند. یعنی براساس اقتضای زمان و وضعیت شمار عساکر بصورت مخفی افزایش و کاهش خواهد یافت. ترمپ در این مورد گفت:«دشمنان ما باید از پلانهای اطلاع نداشته باشند.» او اضافه کرد: «ما زمان حملات خود را به کسی نخواهیم گفت اما قطعاً بالای دشمنان حمله آور خواهیم شد.» به هرصورت دیده شود که افزایش عساکر چقدر می تواند برای پیروزی در جنگ افغانستان موثر واقع می شود. من که بدون رسیدن به صلح دیگر راه حل عقلایی را در افغانستان نمی بینم. این را می پذیرم که اگر جنگ بصورت درست مدیریت شود امکان دارد زمینه را برای پروسه های سیاسی و صلح فراهم کند.

3.    ادغام تمام ابزارهای قدرت آمریکا
بنظر می رسد ایالات متحده آمریکا نیز اکنون به آن نقطه رسیده است که درک نمایند که برای پيروز شدن در جنگ افغانستان به یک استراتیژی ۳۶۰ درجه دقیق و جامع که ابزارهای قدرت امریکا در آن مدغم شده باشد نیاز است. این اولین بار است که آمریکا از تمام ابزار های قدرت خود برای پيروز شدن در جنگ افغانستان صحبت می کند. رییس جمهور دونالد ترمپ در لابلای سخنان خود گفت که  آمریکا از ابزارهای لازم دیپلوماتیک، اقتصادی و نظامی برای برنده شدن در جنگ افغانستان استفاده خواهد کرد. این نکته نه تنها راه را برای مذاکرات سیاسی و روند صلح باز می کند بلکه اهمیت ثبات اقتصادی  را نیز در امر بوجود آوردن  ثبات و امنیت نادیده نمی گیرد.

آقای ترمپ گفت:«آمريکا همچنان از حکومت افغانستان و اردو افغانستان در برابر جنگ با طالبان پشتيبانی و حمایت خواهد کرد. اما در نهایت این مسوولیت مردم افغانستان است که مالکیت سرنوشت شان را بدست خود بگیرند و برای رسیدن به صلح پایدار راه های حکومتدار درست را جستجو نمایند.  او اضافه کرد که در نهایت، مردم افغانستان به دنبال جذب سرنوشت خود هستند، جامعه خود را مدیریت می کنند و برای رسیدن به صلح ابدی. ما بعنوان یک متحد و دوست افغانستن باقی می مانیم اما هرگز به خود حق نمی دهیم که به مردم افغانستان یاد بدهیم که چگونه زندگی کنند و یا چگونه در جامعه بیچیده خود حکومتداری نمایند. ما مکرراً مصمم به ملت سازی نسیتم بلکه مسوولیت و وظیفه ما این است که ترویست ها را بکشیم.»
هرچند گفته های ترمپ در مورد مسوولیتهای افغانها درست و منطقی است اما اینکه آمریکا دیگر مسوولیت ملت سازی را در افغانستان ندارد بنظر من یک اشتباه محض است. من اعتقاد دارم در جنگ افغانستان وقتی ما می توانیم پیروز شویم که ملت سازی را نیز در کنار ابزارهای دیگر برای پيروز شدن استفاده کنیم. اگر ملت سازی صورت نگیرد امکان تحقق به اهداف نظیر دموکراسی، حاکمیت قانون، اشتراک و اجماع ملی، شفاقیت، عدالت و تساوی حقوق،امنیت، ثبات و صلح نخواهد بود. رسیدن به صلح و ثبات سعادت پایداری بدون ملت سازی ناممکن بنظر می رسد.  

آقای ترمپ بعداً گفت: «بعد از انجام عملیات موفقانه نظامی یک زمان خواهد رسید که امکان آن بوجود بیاید تا ما با طالبان مذاکرات صورت بدهیم و به یک نتیجه مطلوب برسیم و طالبان نیز شریک حکومت افغانستان شوند. اما دقیق نمی توان گفت که چه زمان این کار امکان پذیر خواهد بود.»

این سخنان آقای ترمپ نشان می دهد که ایالات متحده آمریکا راه های مذاکرات سیاسی و صلح را بسته نکرده است و اراده دارند که در مسیر راه با طالبان مذاکرات سیاسی را برای شریک ساختن آنها در حکومت انجام دهند. این کار برای آینده افغانستان حتمی است.   


4.    تغییر در نحوه برخورد با پاکستان
قضیه افغانستان بدون فشار آوردن بالای پاکستان حل ناپذیر است. همانطوریکه در نوشته قبلی ام گفته بودم آمریکا بالای پاکستان فشار های نرم خواهد  وارد کرد اینک دیده می شود که آمریکا حتی بیش از انتظار ما می خواهد بالای پاکستان فشار وارد کند. تغییر نحوه برخورد با پاکستان ذهنیت سیاسی سالهای سیاسیون افغان بود که امروز به نتیجه رسید. این تغییر فوق العاده می تواند برای حل قضیه افغانستان مؤثر واقع شود.  

آقای ترمپ در این مورد گفت:«ما دیگر نمی توانیم در مورد پناه گاه های امنیتی پاکستان برای سازمان های تروریستی، طالبان و گروه های دیگر که تهدیدی برای منطقه و فراتر از آن است، سکوت اختیار کنیم.»

آقای ترمپ همچنان گفت: « درصورت همکاری کردن با ما پاکستان می تواند خیلی مزیت ببرد اما اگر به ادامه حمایت از جنایتکاران و دهشت افگنان بپردازد سخت متضرر خواهد شد.»  

این پیام را میتوان بعنوان یک پیام واضح برای اسلام است از جانب آمریکا دانست. این وضعیت برای پاکستانی ها نشانگر شکست دیپلوماسی و سیاست آن در قبال افغانستان تلقی می شود. لیکن اسلام آباد هنوز هم فرصت دارد تا بالای نحوه برخورد خود با افغانستان و منطقه یک تغییر بنیادی بوجود بیاورد، در غیر آن بصورت عمیق متضرر خواهد شد که حتی می تواند منجر به تجزیه آن گردد.

آقای ترمپ با استفاده از چند الفاظ سیاسی از همکاری های گذشته پاکستنان چنین یاد کرد:« درگذشته ها پاکستان بعنوان یک متحد ارزشمند آمریکا مطرح بود. نیروهای آمریکایی و پاکستانی باهم دربرابر دشمنان مشترک جنگیدند. مردم پاکستان به شدت از ناحیه دهشت افگنان و افراط گرایی رنج می برند. ما سهم پاکستان و قربانی های شان را در این مدت پاس می داریم.»

این سخنان طرز سیاسی داشت در اصل این تلاش آقای ترمپ برای حفظ موازنه با پاکستان بود. سختان فوق در باره پاکستان نشان می دهد که هنوز هم پاکستان از صحنه سیاست کاملاً بیرون نشده است و به آمریکا بعنوان یک متحد باقی خواهد ماند. اما اینکه اعتماد قبلی که آمریکا بالای پاکستان می کرد حالا صورت خواهد گرفت یا نه کاملاً واضح است و پاسخ آن «نه» است.

در مورد پاکستان آقای ترمپ به تعقیب سخنان قبلی خود چنین می گوید: «اما پاکستان روزانه دارد به سازمانهای سیاه پناه گاه می دهد و آن  را حمایت می کند که روزانه تلاش می کنند تا مردم ما را بکشند. ما به پاکستان بیلونها دالر کمک می کنیم اما در مقابل آن پاکستان به دهشت افگنانی که ما را می کشند و با ما درگیر جنگ هستند، پناه گاهای امن فراهم می کند. اما این وضعیت بلا فاصله تغییر خواهد کرد. هیچ مشارکتی نمی تواند باقی باشد درصورتیکه که یک کشور برای دهشت افگنان پناهگاهای امن فراهم کند که از آنجا اردو و کارمندان آمریکایی هدف قرار داده شود. حالا زمان آن رسیده است که پاکستان تعهد خود را در قبال مدنیت، قانون و صلح نشاند بدهد.»

این سخنان آقای ترمپ موقف دقیق، جامع و قاطع ایالات متحده آمریکا را در قبال پاکستان نشان می دهد. این را ما می توانیم پيروزی حقانیت افغانستان در مقابل پاکستان تلقی کنیم.


5.    گسترش روابط با هند
یک انکشاف دیگر در استراتیژی آمریکا این است که آنها می خواهد نقش بیشتر به هند که دوست دیرینه افغانستان است؛ قایل شوند. برای آمریکا در وضعیتی که پاکستان هرگز قابل اعتماد نیست و هر زمانی می تواند بسوی روسیه سقوط کند، داشتن روابط با هندوستان بعنوان داشتن یک الترناتیف سیاسی برای تطبیق سیاستهای آمریکا در منطق خواهد بود.آقای ترمپ از هندوستان بعنوان بزرگترین دموکراسی یاد می کند و می گوید که آنها می خواهد هند نقش بیشتر اقتصادی در افغانستان بازی کنند. او نقش اقتصادی هند را برای ثبات افغانستان مهم می پندارد. اینکه چرا آقای ترمپ در مورد نقش سیاسی هند در افغانستان چیزی نمی گوید منطق سیاسی وعقلایی محرم نگهداشتن دارد. آقای ترمپ در اخیر این را نیز می گوید که برای ثبات و انکشاف منطقه اهداف مشترک دارند. این موضوع نشان می دهد که هندوستان در قضیه افغانستان عملاً بعنوان یک بازگر شناخته شد. این انکشاف برای افغانها این از یکطرف می تواند یک نوید باشد و از یکطرف هم افزوده شدن به سبد آسیب پذیری تحت عنوان جنگ نیابتی پاکستان و هندوستان. اما بنظر می رسد در حضور آمریکا هیچ بازیگری بعد از این نتواند خلاف میل امریکا به بازی های آزاد بپردازد.   

6.    صلاحیت دادن بیشتر به نظامیان آمریکایی
آقای ترمپ از همان آغاز با گزینش جنرال جیم ماتیس (مشهور به سگ دیوانه) نشان داد که می خواهد صلاحیت های بیشتنر به پنتاگون تفویض کند. همانطوریکه در نوشته قبلی ام در این مورد پيش بینی کرده بودم، کاخ سفید مصمم است برای نظامیان آمریکایی صلاحیت بیشتر بدهد تا آنها بصورت آزاد بتوانند در مورد جنگ افغانستان تصامیم آنی بگیرند. این کار از یک جانب می تواند برای خاتمه جنگ موثر باشد اما از جانب دیگر همچنان می تواند منجر به تلفات بیشتر ملکیان در افغانستان گردد. به آن هم دیده شود که نتیجه این تغییر در عمل چه خواهد بود.

7.    تعهد و قاطعیت آمریکا در مورد افغانستان
از سخنان آقای ترمپ بصورت واضح معلوم میشد که آمریکا هرگز نمی خواهد از افغانستان به این زودی ها بیرون شود. مثلاً آقای ترمپ می گوید:« سربازان ما برای پیروزی خواهد جنگید. ما برای پیروزی به جنگ ادامه می دهیم. از همین اکنون به بعد، پیروزی دارای یک تعریف واضح خواهد بود. ما اراده قایم برای از بین بردن دشمنان از قبیل داعش، تضعیف کردن القاعده و جلوگیری از گرفتن حکومت افغانستان توسط طالبان و جلوگیری از حملات دهشت افگنان های جمعی علیه آمریکایی ها قبل از ظهور آنهاست.  

این پیام آقای ترمپ نشان دهنده دو موضوع میتواند باشد. اولاً اینکه امریکا هنوز هم تروریزم را یک چالش و تهدید جهانی می داد و ثانیاً اراده دارد در کنار حکومت افغانستان بصورت قاطع برای از بین بردن داعش و طالبان حضور داشته باشد.

8.    حمایت از سازمان ناتو
آقای ترمپ کسی بود که در جریان کمپاینهای انتخابی خود بالای سازمان ناتو انتقادات شدید می کرد و آن را یک سازمان به ضرر آمریکا می دانست اما حالا بعد از درک وضعیت سیاسی و واقعیت های جهان سیاست آمریکا بخوبی دانسته است که حضور سازمان ناتو برای آمریکا حتمی و ضروری است. بناً او از سازمان ناتو حمایت خود را اعلام می کند و می گوید که ما بالای سازمان ناتو صدا میکنیم که آنها از استراتيژي جدید ما حمایت کنند و حمایت های مالی و نظامی بیشتر را برای رسیدن به اهداف مشترک مان منظور نمایند. حضور سازمان ناتو با آمریکا برای دولت افغانستان بسیار ضرور است و می تواند روحیه اشغال افغانستان توسط آمریکا را تضعیف کند. همچنان جنگ در قالب سازمان ناتو و آمریکا هردو می تواند بیشتر موثر و تنظیم شده واقع شود. اگر جنگ افغانستان تنها توسط آمریکاییان مدیریت شود امکان افزایش تلفات ملکی ها و انجام اشتباهات استراتیژیک فاحش همانند سابق نیز خواهد بود.  


9.    افغانها سرنوشت خود را خودشان تعیین کنند
آقای ترمپ در سخنان خود چندین بار از مسوولیت افغانها حرف میزند. بنظر من این یک موقف درست و منطقی است بخاطریکه در نهایت روز افغانها باید مسوولیت کشور شان را خودشان بعهده بگیرند. تا زمانیکه افغانها خودشان دست به کار نشوند هیچ کس، هیچ گروه و کشوری نمی تواند افغانها را از این همه بدبختی ها و ناهنجاری ها نجات دهد. آقای ترمپ در سخنان خود می گوید: «ما نمی خواهیم دیگران را به تغییر نحوه زندگی شان وادار کنیم.» این به مفهوم آن است که بالاخره آمریکا شکست خود را برای صادر کردن دموکراسی و تغییر دادن طرز زندگی در افغانستان پذیرفت. من این کار را منطقی می پندارم بخاطریکه هرجامعه باید براساس ارزشهای خود و سطح انکشاف اجتماعی و سواد، وضعیت اقتصادی و سیاسی خود نظامی را بوجود بیاورند که قابل تطبیق باشد و بتواند منتج به امنیت، ثبات، حاکمیت قانون و ثبات اقتصادی در آن کشور = شود.

10.    تجهیز وقدرت مند ساختن نیروهای نظامی افغانستان

آقای ترمپ در سخنان خود از نیروهای افغان یاد می کند و در مورد افغانستان و نیروهای نظامی آن چنین  نظر می دهد: «افغانستان در حال مبارزه کردن برای دفاع و حراست از کشور خود دربرابر دشمنانی هستند که امریکا را نیز تهدید می کند. بناً به هر اندازه که نیروهای افغان بیشتر قدرتمند شوند، سرگردانی و مشکلات ما کمتر خواهد شد.افغان ها خواهان رسیدن به امنیت و ساختن ملت خود هستند و در حال تعریف نمودن آینده خود هستند. ما می خواهیم آنها موفق شوند.»  این سختان آقای ترمپ نشان می دهد که آمریکا اراده دارد تا نیروهای نظامی افغانستان بیشتر تجهیز و قدرت شوند.

در نهایت باید نوشت که استراتیژی اداره ترمپ به مراتب بهتر از استراتیژی حکومت باراک اوباما در قبال افغانستان است. اگر این استراتیژي واقعاً بصورت درست تطبیق شود و افغانها خودشان نیز مسوولیت کشور شان را بعهده خود بگیرند و از خواب غفلت بیدار شوند در اینصورت امکان دارد ما به صلح، ثبات و سعادت برسیم. قابل ذکر است که در تدوین این استراتیژی جان مکین و آقای خلیلزاد درخصوص ذهنیت سازی آقای ترمپ در مورد پاکستان کارهای فوق العاده مؤثر را انجام داده اند که جا دارد از آنها سپاسگزاری شود. من استراتيژی جدید آمریکا را در قبال افغانستان بهتر از دیروز بررسی می کنم و برای آینده افغانستان امیدوار و خوشبین هستم.

باحرمت
امین یار

 

******************************

 

امان الله خان محصل استقلال و بنیادگذار مدرنیته در افغانستان چرا ناکام شد ؟


استاد محمد ظریف امین یار

هیچ دست آوردی بزرگتر و مهمتر از آزادی و استقلال  برای یک کشور نیست. آزادی و استقلال بزرگترین ثروت برای یک ملت است. افغانستان که از ناحیه موقعیت جیوسیاسی و جیواقتصادی فوق العاده مهم خود همواره آسیب پذیر واقع شده است، بخوبی توانسته است دربرابر تجاوزهای بیرونی با شجاعت و بهادری کامل مبارزه کند و استقلال خود را پیوسته حفظ نمایند. از آنجاییکه اکثریت امپراطوریهایکه به قصد اشغال افغانستان لشکر کشی کرده اند مواجه به شکست شده اند، بدین لحاظ است که  افغانستان در جهان بنام قبرستان امپراطوریها نیز مشهور است. شکست بزرگترین قدرتهای جهان مانند انگلیس، اتحاد شوروی و حتی آمریکا تایید کننده این ادعا است. خوشبختانه افغانها هیچگاه در برابر عشق به میهن و استقلال از جان فشانی ها و شجاعت دریغ نکرده اند و در طول تاریخ توانسته اند با مبارزات قهرمانانه و مقاومت جان بازانه فززندان خود از استقلال و آزادی کشور دفاع کنند. ملت ما یکی از ملت های آزادمنش و استقلال طلب ترین ملت در جهان بشمار می رود و از آن بعنوان بهترین الگوی آزادی منشی و عشق به میهن در سراسر جهان یاد می گردد.
مردم بزرگ و فداکار کشور ما در آستانه تجلیل از نود وهشتمین روز استرداد استقلال  افغانستان قرار دارند که توسط شاه امان الله خان غازی بنیادگذار روشنفكری ، مدرنیته در افغانستان ، صاحب نظر و انسان متواضع، انسان صميمي و مردم دوست و ملی گرا و عاشق کشور؛ بدست آمده است. اما اکثراً سوال می شود که امان الله خان؛ ناجی استقلال و بنیادگذار مدرنیته در افغانستان چرا ناکام شد و کشتی آن به گل نشست؟ او چه چیزی در سر داشت و افغانستان چقدر مدیون امان الله خان است؟ این نوشته روی همین موضوعات متمر کز است:  

1.    عشق به ميهن، استقلال ومردم
امان الله خان عاشق میهن، استقلال و مردمش بود. او یکی از جمله شاهانی بود که پرورش فکری آن در بین حلقه روشنفکران کابل شده بود. در تربیت آن پدر، مادر و حلقه روشنفکران نقش داشتند. او به خودباوری کامل رسیده بود و درک می کرد که عشق به میهن و کسب آزادی اجنداهای مقدس است. بناً برای تحقق آن آماده هرنوع قربانی و نثار بود. همین عشق با میهن، استقلال و مردم باعث آن شد که او به هیچ مصلحتی دربرابر منافع ملی تن ندهد و بصورت قاطع و شجاعانه به عملی کردن برنامه هایش که ماهیت انقلابی داشت بپردازد. لیکن تطبیق برنامه های امان الله خان برای کشورهای منطقه و انگلیسها قطعاً قابل تحمل نبود. در نهایت همین عشق دیوانه وار به مردم و آزادی بود که وی را به سقوط مواجه ساخت.

2.    کسب و اعلام استقلال از بریتانیا
حصول و کسب آزادی سیاسی از بریتانیا ای که آفتاب در قلمروش آن غروب نمی کرد بدون شک یک شهکار و قهرمانی بود اما برای انگلیس ها این انکشافات غیر قابل تحمل بود. انگلیسها که امپراطوری اکثر مناطق جهان را بدست داشتند،هیچگاه نمی خواستند که از جانب یک کشور کوچک و عقب مانده همانند افغانستان شکست بخورند. اعلام استقلال از جانب امان الله خان و شکست بریتانیا بالای هژمونی انگلیس ها در آن تاثیرات خیلی منفی برجا گذاشت. پیروزی و موفقیت افغانستان در جنگ با بزرگترین کشور جهان یک پیام عالی برای کشورهای منطقه داشت. کشورهای منطقه کم کم به حصول آزادی و استقلال از بریتانیا باورمند می شدند. آنها می گفتند وقتی افغانستان می تواند بریتانیا را شکست دهد ما چرا نمی توانیم. نهضت آزادی امان الله خان تبدیل به یک مکتب فکری برای آزادمنشان منطقه شده بود. این وضعیت فضای سیاسی را علیه بریتانیا رقم زده بود. اما این چیزی بود که برای انگلیسها قطعاً قابل تحمل نبود و آنها براساس یک برنامه کاملاً مدون در فکر سقوط رژیم کامل شدند. انگلیسها از بی سوادی مردم افغانستان برای بدنام کردن و ترور شخصیت امان الله خان استفاده نمودند و در این کار بالاخره موفق شدند.  

3.    امان الله خان برنامه بزرگ داشت  
میراث اصلی امان الله خان حصول استقلال بود اما امان الله خان برنامه  های بزرگتر از آن داشت. او می دانست که برای آوردن اصلاحات استقلال اصل است. همین علت آن بود که اولاً استقلال کشور را حاصل کرد و بعداً بالای برنامه های اصلاحی کار کرد. باید گفت که برنامه های امان الله آنقدر بزرگ و متحول کننده بود که حتی قشر سیاسی آن زمان نیز تحمل آن را نداشتند. برعلاوه از مدرنیزم و نوآوری، امان الله خان می خواست نظام افغانستان را از بالا تغییر دهد. او اصلاحات را می خواست از دربار آغاز کرد و این کار را با کمال موفقیت انجام داد. امان الله خان با یاری و کمک حلقه روشنفکران توانست  گامهای بلند خود را برای آوردن تغییر و تحول در کشور بردارد. او با اعتماد نفس بالا توانست زمینه را برای ریفورم فراهم بسازد. برنامه امان الله خان نه تنها جامعه افغانستان را متحول ساخت بود بلکه فکر قشر اشراف و سیاسیون کشور را نیز دگرگون کرده بود. برای آنها ظهور یک رهبر همانند امان الله خان غیر قابل تحمل تلقی میشد. همین علت آن بود که این قشر به مرور زمان از امان الله فاصله گرفتند و به مخالفین نظام مبدل شدند.

4.    قبل از سفر اروپا و بعد از آن  
برای بهتر دانستن شخصیت امان الله خان لازم است تا بین امان الله خان پيش از سفر به اروپا و بعد از سفر اروپا  باید تفکیک کرد. بدون شک وقتی اروپا می رود تحت تاثیر زرق و برق آن قرار می گیرد. امکان آن نیز وجود دارد که او تحت تاثیر اندیشه های مدرنیزه اتاترک قرار گرفته باشد. به هر حال در اندیشه ها و عملکرد قبل و بعد از سفر اروپا امان الله خان به سادگی می توان تفاوت های گسترده را یافت. امان الله خان وقتی از اروپا بر میگردد بصورت دیوانه وار می خواهد افغانستان به زودترین فرصت به توسعه دست یابد. اما او نمی دانست که توسعه جوامع حاصل قرنها کار دوامدار و پایدار می باشد. در یک ملاقات بین امان الله خان و اتاترک، اتاترک به امان الله خان چنین می گوید:« شما برنامه های عالی برای کشورتان دارید اما توصیه من این است که چون جامعه افغانستان عقب مانده است تلاش کنید اولاً پایه های قدرت تان را مستحکم بسازید  و بعداً به اصلاحات بپردازید.» امان الله خان به توصیه اتاترک لبیک گفت اما آن وقت دیگر دیر شده بود. من فکر می کنم باوجودیکه سفر به اروپا امان الله خان را بیشتر از جهان آگاه کرد اما نتایج آن برای استقرار دولت امانی نامطلوب بود. مثلاً قبل از سفر اروپا امان الله خان تا حدی سعی می کرد به سنت های جامعه افغانی اتناع کند اما بعد از سفر امان الله خان کاملاً متفاوت می اندیشید و می خواست به هر صورت افغانستان به توسعه دست یابد.   

5.    تحول اقتصادی
امان الله خان نه تنها در ابعاد اجتماعی و سیاسی خواهان تغییرات و تحولات گسترده بود بلکه او متعقد بوجود آوردن یک تحول بزرگ اقتصادی نیز بود. او اهمیت و نقش اقتصاد را در امر ثبات یک کشور بخوبی می دانست و برنامه های بزرگ برای تبدیل کردن اقتصاد سنتی افغانستان به اقتصاد معاصر داشت. او برای انجام این کار خط مشی ها و راهکار های دقیق طرح کرده بود و انتظار داشت با عملی کردن آن ثبات اقتصادی افغانستان بدست بیاید. او خواهان مستحکم سازی پایه ها و سرچشمه های عواید برای دولت مرکزی افغانستان بود و می دانست که بدون داشتن یک اقتصاد پویا، حفظ استقلال، دولتداری خوب و مقتدر ناممکن است. بعنوان نمونه، یکی از تغییرات و تحولات اساسی اقتصادی دوره امانی تبدیل نمودن مالیات جنسی به پولی بود. این یکی از بزرگترین دست آورد برای مستحکم ساختن و مدرنیزه کردن اقتصاد افغانستان در طول تاریخ افغانستان بشما می رود. لیکن تطبیق برنامه های اقتصادی همانند وضع مالیات پولی چیزی بود که فیودالها و مردم عام را خلاف امان الله خان تحریک نمود. از آنجاکه به یک بارگی تبدیل کردن مالیات در یک نظام فیودالی از جنسی به پولی یک کار سخت بود، مردم عملاً از این سیاست امان الله خان ضربه اقتصادی دیدند. این ضربه اقتصادی برای آنها غیر قابل تحمل تلقی می شد چرا که آنها از تاثیرات و مزایا این اصلاحات در سطح اقتصاد ملی آگاهی نداشتند و عملاً می دیدند که باعث دگرگونی اقتصادی برای خودشان شده است.

امان الله خان بنیادگذار سیستم هوایی و صنعت مدرن در افغانستان نیز بود. او حتی می خواست نظام بانکداری را نیز بوجود بیاورد اما از حساسیت های جامعه هراس داشت. مثلاً  وقتی آقای زابلی (بینادگذار نظام بانکداری افغانستان و حتی می توان آن را پدر اقتصاد افغانستان نیز بگوییم) به امان الله خان پيشنهاد تاسیس یک بانک را در کشور کرد ، امان لله در پاسخ آن می گوید:« من با نظر شما کاملاً موافق هستم اما ملتی که من را برای برنامه های اصلاحی من کافر می دانند حالا اگر بانک را تاسیس کنم اوضاع بیشتر از این وخیم خواهد شد بناً بهتر است بجای بانک یک کمپنی بسازیم تا فعالیت مشابهه به بانک را انجام دهد.» امان الله خان در صنعت افغانستان نیز اصلاحات بیشمار آورد اما چوناین موضوع از حوصله این مقاله بیرون است نمی توانم بالای آن بحث تفصیلی داشته باشم. تحولات اقتصادی دوره امانی را بدون شک می توان یک علت بزرگ در امر سقوط رژیم آن دانست.

6.    تعادل روابط بین الملل
بدیهی است که دست یافتن به تعادل پویا برای افغانستان در دوره امانی خیلی دشوار بود و رسیدن به تعادل در روابط بین الملل در وضعیتی که از یک طرف بریتانیا که حضور داشت و از جانب دیگر شوروی که امان الله خان در آن زمان از مسلمانان بخارا در مقابل رژیم سوسیالیستی حمایت می کرد؛ خیلی کار دشوار بود. اما باز هم امان الله خان توانسته بود توازن نسبی را در روابط بین الملل برقرار کند. رفتن کابل بسوی شوروی اقتضای آن وقت بود. بعضی به اشتباه فکر می کنند که امان الله خان توازن روابط بین الملل را که حبیب الله خان حفظ کرده بود، نتوانست حفظ کند و زیر تاثیر شوروی قرار گرفته بود. در اصل نزدیکی رژیم کابل بسوی روسیه یک تکتیک فوق العاده موثر و ضروری امان الله خان بود  و نتایج بسیار مثبت برای دوره امانی داشت.  
بنظر من در آن زمان هیچ وقت منطقی نبود که بدون حمایت یک قدرت مقابل غول سیاسی مانند بریتانیا قرار گرفت. من می خواهم بگویم که رفتن امان الله خان بسوی شوروی از هدفمند از نگاه گرایش نبود بلکه او می خواست تا پیدا کند که چه نوع موازنه باید ترسیم شود که در نهایت روز  افغانستان برنده بازی شود و منافع ملی کشور تامین گردد. اما به آنهم بعضی ها حفظ نکردن تعادل روابط بین الملل را یکی از اشتباهات و علت ناکامی دوره امان الله خان می گوید. آنها استدلال می کنند که درست است که امان الله خان اعلام استقلال کرد اما باید سعی می کرد با بریتانیا روابط حد اقلی خود را حفظ کند و نیاز نبود تا از بیش از نیاز به بریتانیان مخالفت کند. من نیز فکر میکنم اگر امان الله خان سیاست برنده – برنده(Win -Win Strategy)  را بازی می کرد، شاید از این ناحیه نمی لنگید.

7.    اصلاحات اجتماعی
امان الله خان که پرورش فکری آن در حلقه روشنفکران کابل شده بود خوب می دانست که تا زمانی که اصلاحات گسترده اجتماعی بوجود نیاید، افغانستان به ثبات ، امنیت و سعادت نمی رسد. او برای آوردن اصلاحات اجتماعی از همان آغاز برنامه های مدون داشت و یک اندازه وقت خیلی زیاد خود را صرف زمینه سازی برای اصلاحات اجتماعی می کرد.
تمرکز فوق العاده بالای تحصیل و آموزش با ایجاد مکاتب بصورت گسترده، اعزام محصلین افغانستان برای ادامه تحصیل در خارج از کشور، رونق دادن به رسانه های چاپی مثلاً روزنامه وغیره را می توان بعضی از اصلاحات اجتماعی امان الله خان در بخش های معارف،رسانه ها و فرهنگ دانست.
مردم افغانستان نیز اصلاحات اجتماعی امان الله خان را به خصوص در امر ایجاد مکاتب و توجه به معارف حمایت و تقدیر کردند. مثلاً پکتیا و خوست مبلغ ۷۰۰ را بطور اهانه دادند تا مکاتب ایجاد شود. در کندهار مردم خودشان دست به کار شدند و مکاتب را ایجاد نمودند. اما به مرور زمان بنابر برنامه های خاص توطیه گران بیرونی و داخلی، مردم علیه برنامه های اصلاحات اجتماعی امان الله خان قرار گرفتند

در بخش اصلاحات دینی و مذهبی امان الله خان معتقد بود که باید افراطیت از بین برود و یک تصویر درست و پيشرفته از اسلام رایج شود. در این مورد او کوشش کرد ذهنیت ملاها ، روحانیون و مذهبیون را اصلاح کند اما در این کار مواجه به واکنشهای جدی می شود. اصلاحات امانی در مورد دین و مذهب یکی از علتهای اساسی سقوط نظام آن بود.  
در بخش حقوق زنان، امان الله خان نه تنها که به زن خود حقوق قایل بود بلکه سعی کرد ذهنیت مرکز نشینان را نیز در مورد حقوق زنان اصلاح کند.

مثلاً گفته می شود وقتی زنان در دربار امان الله خان حضور می یافتند امان الله خان به آنها می گفت:«اگر شوهر تان در مورد دادن حقوق شما به شما مخالفت می کند، من خودم به شما اسلحه می دهم تا آنها را هدف قرار دهید.» امان الله خان یگانه شاه افغانستان بود که بالای حقوق زنان کاملاً اعقتاد داشت. بعضی ها می گویند او تحت تاثیر مادر خود بود. مادر او انسان فهمیده، نرم و آراسته بود. مادر امان الله خان در پرورش شخصیت امان الله خان نقش کلیدی داشت.  وقتی امان الله خان با دختر فرهیخته محمود طرزی ازدواج می کند او بیشتر بالای توانمندی های زنان اعتقاد پیدا می کند. بناً شخصیت نرم ، اصلاح طلب وصلح آمیز امان الله خان از اثر نقش زنان در پرورش آن بود.
امان الله خان در بخشهای فرهنگ سازی در افغانستان نیز گامهای اساسی برداشت اما متاسفانه که از سطح برداشت و انکشاف اجتماعی مردم خیلی بلند بود و مردم اکثر آن برنامه های اصلاحی امان الله خان را مردود دانستند.
یکی از مشکلات دیگر امان الله خان این بود که به ظواهر مدرنیته خیلی توجه می کرد و این چیزی بود که مردم افغانستان آن را خوش نداشتند. بخاطریکه اصلاحات اجتماعی در یک جامعه مرتبط به سطح انکشاف اجتماعی همان جامعه است بناً من فکر می کنم اصلاحات اجتماعی امانی دارای دو مشکل بود: اولاً خیلی شتاب زده بود و ثانیاً موازن به سطح انکشاف اجتماعی افغانستان نبود. بنابراین است که مردم در برابر بعضی از اصلاحات  وی قیام کردند. من اعتقاد دارم حتی امروز نیز ما آماده به تطبیق برنامه های امانی در اجتماع مذهبی، قید و تاریک افغانستان نیستیم.

8.    توجه به ظواهر مدرنیته
امان الله خان متاسفانه در مورد ظواهر مدرنیته افراط می کرد. او از درک این موضوع معذور بود که ظواهر مدرنیته نمی تواند منتج به توسعه در جوامع گردد. آنچه برای توسعه جوامع مهم است آن ریفورم بنیادی در جوامع است. مثلاً در سال ۱۹۲۷ او مردم اطراف افغانستان را دعوت کرد اما در این نشست باید الزاماً مردم دریشی و کولا شپو می پوشیدند.

9.    عدالت و تساوی حقوق
شاید کمتر شاهان را در افغانستان باورمند به اصل عدالت و تساوی حقوق داشته باشیم. امان الله خان یکی از شاهان در طول تاریخ افغانستان بود که معتقد اصل انسانیت بود و کاملاً به عدالت و تساوی حقوق احترام داشت. او در یکی از سخنرانی هایش در کندهار گفت:«پیشتون، تاجیک، ازبک و هزاره ندارد ما همه افغان هستیم و از حقوق مساوی برخوردارایم.» امان الله خان تبعیض دینی، زبانی، سمتی وغیره را مردود می دانست و در دوران دولت ان این پدیده های شوم و نامطلوب از بین رفت. او سخت مخالف فرهنگ برده داری بود و آن تا حدی از بین برد. مثلاً با الغای قانون ۷۰۰ تن هزاره ها از زنان آزاد شدند. این حرکات امان الله خان از طرف توده های اقلیتها مورد حمایت قرار گرفت. وقتی شاه امان الله خان در خطر واقع شد، اقلیتها که در ایران زندگی می کردند پيشتیبانی و حمایت خود را از امان الله خان اعلام کردند و گفتند که آنها آماده هستند که درکنار امان الله خان ایستاده شوند و دربرابر مخالفین رژیم مقاومت کنند. چون افغانستان هنوز هم به آن سطح شعور اجتماعی و توسعه اجتماعی نرسیده بود که ارزشهای انسانی را به ارزشهای قبیله ای اصالت دهند یک تعداد زیادی مردم خلاف اینوع حرکات امان الله خان قرار گرفتند و دولت آن را با چالش کشیدند.

10.    تدوین و حاکمیت قانون
امان الله خان بنیاد گذار اولین قانون اساسی افغانستان است. او می دانست که قانون مبنای نظم، ثبات و امنیت در جامعه است. او نه تنها که نظام نامه افغانستان را تدوین کرد بلکه در امر تطبیق قانون نیز قاطع بود. او از اصول تطبیق قانون آگاه بود و به آن ارزش قایل بود. مثلاً اصل عمومیت قانون را بدون قید و شرط بکار می گرفت. حتی گفته می شود در بخش ساختارنظام امان الله خان تلاش کرد سمت صدراعظمی را  نیز طرح کند و نظام را دموکرات بسازد اما مجال به این کار برایش داده نشد. در یک جامعه مانند افغانستان که همواره حکومتهای دیکتاور و قبیله ای حاکم بود طبعاً حاکمیت قانون یک چیز کاملاً جدید بنظر میرسید. امان الله خان یک جامعه انارشیستی با تفکر قبیله را سعی کرد به یک جامعه متمدن و قانونمند مبدل سازد. او تا حدی زیاد در این کار کامیاب بود اما در نهایت نتوانست جلو توطیه های بیرونی و مقاومت های داخلی را محار کند و قیمت بارومند بودن به یک جامعه قانونمند را پرداخت.  

11.    تقابل به ملاها، روحانیون و مذهبیون
در افغانستان تا هنوز هم یکی از بدبختی ما این است که جامعه ما توسط ملاها، روحانیون و مذهبیون رهبری و مدیریت می شود. تا هنوز هم تفکر کورکورانه عقیدتی در این دیار حرف اول را می زند. تا هنوز هم منطق و عقلانیت جای تفکر افراطی و نقلی را نگرفته است. در دوره امانی نیز این تفکر پا برجا بود. باوجود آنکه امان الله تلاش ورزید جامعه افغانی از شر این مفت خوران و ضد ترقی و انکشاف نجات دهد امان در نهایت ناکام ماند. اصلاحات امانی کاملاً در تقابل به منافع ملاها، روحانیون و مذهبیون بود بناً آنها از هر راه برای از سقوط نظام دست به کار شدند.


12.    روابط و سیاست با بریتانیا  
امان الله خان وقتی اعلام استقلال افغانستان کرد طبعاً مغرور شد و فکر کرد او می تواند بدون کمک و یاری بریتانیا در افغانستان حکومتش را به صورت درست پیش ببرد. در حالی که هنوز هم وقت بود که افغانستان بصورت واقعی می توانست هیچ اتکا بالای بریتانیا نداشته باشد. او نفرت خاص از انگلیس داشت و غرور ملی و افغانی آن نمی گذاشت با انگلیسها روابط خوب داشته باشد. من فکر می کنم این موضعگیری امان الله خان یک اشتباه سیاسی بود. او باید تلاش می کرد روابط خود را با انگلیسها به یک صورتی نسبی حفظ مر کرد. تنها اعلام استقلال مشکل زا نبود، امان الله خان بریتانیا را همواره نگران کرده بود. مثلاً بعد سفری که امان الله خان در هندوستان داشت در سخنرانی چنین گفت:«استقلال داده نمی شود بلکه گرفته می شود.» اینوع اظهارات امان الله خان برای بریتانیا غیر قابل تحمل بود.  

13.    آزادی داده نمی شود بلکه گرفته می شود
این شعاری بود که امان الله خان در هندوستان به مردم آن کشور گفت. هندوستان که مستعمره بریتانیا بود توسط قدرت نه بلکه مهارت انگلیس ها زیر سلطه بریتانیا قرار گرفته بود. وقتی دولت بریتانیا ملاحظه می کند که اینگونه حرکات امان الله خان می تواند سلطه جهانی بریتانیا را صدمه بزند آناً دست به کار شدند و تمام توجه خود را به این کار معطوف کردند که چگونه دولت امان الله خان سقوط کند. امان الله خان با شعار آزادی گرفته می شود نه داده، به مردم هندوستان این احساس را دادند که وقتی افغانستان به نفوس و قدرت اندک خود می تواند از بریتانیا استقلال خود را بگیرد هندوستان با آن نفوس و قدرت خود طبعاً می تواند بریتانیا را شکست دهد. به نظر من اینگونه شعار های امان الله خان خلاف بریتانیا یکی از علت شکست نظام امانی بود.

14.    نورآوری
امان الله خان متعقد به نوآوری و ترقی بود. او در هر سکتور و هر ساحه کشور تلاش کرد نورآوری بوجود بیاورد. طبعاً وقتی شما تغییر و تحول را بوجود می آورید مقاومت ها و مخالفت ها در برابر تان ظهور می کند. فکر نوآور، ابتکاری و خلاق امان الله خان در یک جامعه بسته مانند افغانستان غیر قابل تحمل بود.

15.    عدم معلومات کافی در باره افغانستان
بعضی از تاریخ نویسان و نویسندگاه معتقد اند که نداشتن معلومات کافی در باره افغانستان نیز یکی از علتهای ناکامی رژیم امان الله خان بود. من نیز فکر می کنم امان لله خان چون در یک حلقه روشنفکر بزرگ شده بود باوجودیکه درد افغانستان را خوب می دانست اما از جامعه افغانستان و حساسیت ها مردم آگاهی لازم نداشت.

16.    امان الله خان آرمانگرا بود
امان الله خان را می توان یک شخصیت اصلاح طلب آرمانگرا خواند. او در بعضی موارد خیلی رومانتیک بنظر میرسید و این باعث شد که رویای افغانستان را برسر خود داشته باشد که هنوز هم غیر قابل تحقق بنظر میرسد. او به یکبارگی می خواست افغانستان یک خیز توسعه را بپیماید و مبدل به یک کشور توسعه یافته شود. رویاهای آرمانگرا امان الله خان باعث شد در امر آوردن اصلاحات وی شتاب زده باشد.  آوردن ریفورم سریع یا حالت برنده شدن دارد و یاهم باختن و متاسفانه امان الله خان در میان این دو قضیه قرار گرفت. یعنی در بعضی موارد موفق شد و در بعضی موارد ناکام ماند. در کل آرمانگرا و رومانتیک بودن آن به نفع نظام آن تمام نشد. اما بعضی ها استدلال می کنند که روشنفکری امروز در افغانستان مدیون همان آرمانگرایی ، رماتیک بودن و اصلاحات سریع امان الله خان است. امروز که ما از امان الله خان یاد می کنم در اصل او در هدف خود برنده بود است. اما چون جامعه افغانستان آماده پذیرش آن اصلاحات نبود دولت امان الله خان محکوم به شکست شد.

17.    سن رسیدن به سلطنت
امان الله خان در سن ۲۰ سالگی به تخت نشست. باوجودیکه او یک جوان فرهیخته بود به آنهم روانشناسان معتقد اند انسان در سن ۲۰ سالگی یا هم در سن آغاز جوانی انسان خیلی احساساتی و مغرور می باشد و حتی از لحاظ شخصیتی نیز کامل نمی باشد بناً می تواند یک علت شخصیت آرمانگرا بودن امان الله خان باشد. او در سن ۳۷ سالگی بعد از یک دهه پادشاهی از دولت کنار می رود. اگر امان الله خان به یک سن مناسب مثلاً ۳۰ وغیره به دولت میرسید شاید ما شاید بیشتر موفقیت های امان الله خان می بودیم.

18.    امان الله خان معتقد پلورالیزم (Pluralism)  و سکیولازم  (Secularism) بود
به تحلیل بسیار نویسندگان و تاریخ نویسان امان لله خان اعتقاد به پلورالیزم و سکیولاریزم داشت. باوجودیکه بعضی ها این ادعا را رد می کنند اما در شخصیت و برنامه های امان الله خان این دو دیدگاه کاملاً واضح معلوم می شد. اعتقاد به این دیدگاه ها معمولاً خلاف ارزشهای اسلامی تلقی می گردند. این نیز یکی لز علتهای مخالفتهای ملاها، روحانیون، مذهبیون و در نهایت مردم عام کشور به امان الله خان بود.

شاید علتهای ناکام ماندن امان الله خان بیشتر از لیست بالا باشد اما علتهای اصلی آن که عموماً مردم بالای آن اجماع دارند همان بود که در بالا ذکر شد.
به هر حال افغانستان با از دست دادن امان الله خان عملاً یک فرصت طلایی را از دست داد. امان الله خان دست آوردهای خیلی گسترده برای جامعه افغانستان داشت. چون موضوع این مقاله علتهای ناکام ماندن امان الله خان بود نخواستم بیشتر روی دست آورهای آن شخصیت بزرگ تمرکز کنم. ناگفته نماند که بالای دست آوردهای غازی امان الله خان کتابهای زیادی نوشته شده است.
امروز که شما نشانه های از روشنفکری را در افغانستان می بینید، من آن را مدیون آیدیالوژی و دوره دولت امان الله خان می دانم. امان الله خان بانی نهضت اصلاح طلبی، روشنفکری، مدرنیته، استقلال و ملی گرایی در افغانستان بود و نام آن مرد بزرگ در تاریخ افغانستان همواره جاویدان خواهد ماند. او قهرمان واقعی افغانستان بود بناً ملت افغانستان هرگز قربانی ها و تفکر آن را فراموش نخواهد کرد. تفکر امان الله خان بزرگ در افغانستان ادامه خواهد داشت و یک روز ما قادر خواهیم شد تا رویاهای آن را تحقق ببخشیم.
روز استرداد استقلال افغانستان مبارک باد ! زنده باد افغانستان

با حرمت

امین یار
۱۷ آگست ۲۰۱۷
کابل – وزیر محمد اکبر خان







 

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در شنبه ، 11 شهریور 1396 ، 10:08
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 362

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 197 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.