Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

تبار گرایی بیماری مزمن و برخاسته از ناهنجاری های خانواده گی، سیاسی و اجتماعی است PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - ســـــیاسی
نوشته شده توسط مهرالدین مشید   
جمعه ، 23 مهر 1395 ، 11:00

مهرالدین مشیددر این شکی نیست که هرکس در یک خانواده بوجود آمده است که وابسته به یک قوم، قبیله و تبار است. محیط خانواده به مثابهء نخستین آموزشگاهء کودک در چگونگی رشد و پرورش آن نقش سازنده دارد؛ زیرا هر انسان ابتدایی ترین و بنیادی ترین عناصر اولیه فرهنگی خویش را از دامان خانواده می گیرد و میزان جاذبه و دافعهء فرهنگی محیط خانواده نقش سازنده یی در ساختن شخصیت هر انسان دارد. درجهء عصبیت فرهنگی افراد هم وابسته به نحوهء میزان پذیرش عناصر فرهنگی گوناگون و دفع آنها است. بنا بر این عصبیت فرهنگی به گونه یی در سرشت و خون هر انسان عجین شده است که به هیچ وجه نمی توان از آن انکار کرد؛ اما نباید آن را مطلق شمرد و بر هرگونه انعطاف پذیری های فرهنگی نقطهء پایان گذاشت. مثلی که درجهء عصبیت فرهنگی نسبی است، به همین گونه انعطاف پذیری های فرهنگی هم نسبی اند که بر هرگونه لجاجت های فرهنگی زیر چتر قوم خط بطلان می کشد. از همین رو است که شخصیت های نسبی سالم در خانواده های سالم بوجود می آیند و شخصیت های ناسالم و متعصب در خانواده های ناسالم بوجود می آیند که بیشتر ناهنجار اند و سخت متاثر از ناهنجاری های خانواده گی می باشند و حتا تا پایان عمر در زنده گی آنان مانند کابوسی سایه می افگند که بر تمامی کنش ها و واکنش های آنان به نحوی حکومت می کند. هرچند ناهنجاری ها در خانواده ها متفاوت است و گاهی فراتر از شعاع فرهنگی خانواده سیر می کند که در کل بازتاب آن در ذهن کودک به گونهء خطرناکی رسوب می کند. صاحب زمانی نویسندۀ شهیر ایرانی در این مورد از نظر روانی بحث جالبی دارد و می گوید، گاهی ترس های یک کودک از قیافه های انسانی و فرهنگی برخاسته از تلقین های مادر کودک است که شخص مطلوب و معشوقهء از دست رفته اش را برای کودک خود در نهایت ناگزیری ها ”ببو” تلقین می کند. این گونه تلقین ها احساسات کاذب و خطرناک را در کودک ایجاد می کند که بعد ها به ترس و واهمهء خطرناک تباری بدل می شود.  از آنچه گفته آمد، فهمیده می شود که عصبیت های تباری برخاسته از عصبیت های مزمن محیط خانواده گی است که بعد ها به گونه های خطرناکی بازتاب می یابند. البته بدین معنا که عصبیت فرهنگی پدیدهء فطری نیست؛ بلکه برخاسته از محیط است که محیط های خوب ارزش ها و عناصر فرهنگی خوب و محیط های ناسالم ارزش های زشت  را به بار و برگ می نشانند. از این رو تعصب های قومی زیر چتر فرهنگ پدیده یی زشت است که دلالت بر ضعف اخلاقی خانواده می کند و ارزش کمترین افتخاری را ندارد. در حالی که این عصبیت ها مایهء شرم است و غرور و ابهت انسانی را زیر پرسش می برد. این بدان معنا است که تبار گرایان در واقع افراد ببمار اند که به گونهء جراثیم و مکروب ها در بدنهء هر جامعه یی چسپیده اند. از همین رو است که در جامعه های عقب مانده از لحاظ فرهنگی این گونه ببماران تبارگرا بیشتر از افزون اند. در حالی که موجودیت قببله و تبار در یک جامعه به مثابۀ پدیدهء رنگا رنگ متعالی و ارزش آفرین اند و در سایهء تفاوت آنها باید حقایق جدید و ماندگار فرهنگی در سطح کل جامعه شکل بگیرد؛ زیرا تضاد و تفاوت منبع تکامل اند؛ البته زمانی که موج های جوشان و پرخاش گر آن به سوی بالنده گی ها صعود کنند تا بر مصداق این شعر اقبال”موج زخود رفته یی تیز خرامید و گفت .... هستم اگر می روم گر نروم نبستم” موجودیت و هستی ملتی در پای یک فرهنگ عالی و ارزشمند رو به بالنده گی نهد. ملت های کامگار شده اند و به ترقی و شگوفایی دست یافته اند که در امواج مست تفاوت های قومی خوب حرکت کرده اند و به رسم شناوری فراتباری آگاهی بیشتر داشته اند. از همین رو است که مفهوم شهروندی در تارک آگاهی تمکین می کند. ملت های به مقام شهروندی رسیده اند که ارزش های منحط تباری را در پای ارزش های بالندهء فرهنگ ملی ابراهیم وار ذبح کرده اند. از این رو است که هدف از ذبح یا قربانی در اصول از خود گذشتن و با دیگران پیوستن تلقی شده است تا انسان از درد جانکاهء در خود ماندن رهایی پیدا کند. از همین رو ابراهیم حتا حاضر به قربانی فرزند شد تا از بار وسوسه های کشندهء خودی که ریشهء تباری دارد، رهایی پیدا کند. از این رو فرهنگ قربانی، فرهنگ از خود رهایی و در ضمن رهایی بخش است. در پای این فرهنگ است که تاریخ شکل می گیرد، انسان در متن تاریخ حضور فعال پیدا می کند و از این رو است که شهید به متابهء ذورق شکستهء تاریخ در پیشاپیش امواج پرتلاطم تاریخ به حرکت می افتد تا به اثبات برساند، ملتی که شهید ندارد، تاریخ نیز ندارد؛ اما کورکورانه نمی توان در امواج مست تاریخ شنا کرد و باید شناگری را آموخت تا از افتادن در چاله های کشندهء تباری درامان ماند. از همین رو است به معنای قرآن هدف از شعبه شعبه و قبیله و قبیله آفریده شدن انسان جز شناخت و معرفت یکدیگر و تفاوت های فرهنگی یکدیگر به مثابهء گل های رنگارنگ در نظام آفرینش چیز دیگری نیست؛ این که بزرگی و شرف هر انسان را تقوا و پاکی او تعیین می کند و نه قومیت و نژاد او ، دیگر جای بحث باقی نمی ماند که کی به کدام قوم ارتباط دارد، جدا از آن که به آن قوم پیوند استوار و مسلسل دارد و یا مبهم و مشکوک ؛ هدف اصلی تقسیم انسان به قوم و تبار های گونه گون ایجاد و پذیرش نوعی تفاوت است که به رقابت سالم و در نتیجه به ترقی و توسعهء یک کشور باید ببانجامد و متضمن وحدت ملی و اقتدار ملی باشد و هرگاه قومیت به مفاهیم یاد شده آسیبی می رساند، دیگر چسپیدن به سکوی قومیت منتفی شده و به معنای دینی آن به شرک بدل می شود که به این مفهوم جای تبار گرایان و قبیله گرایان هم در دوزخ آن دنیا و هم در دوزخ این دنیا است. پس هر نوع استفاده ابزاری از قوم گناه بزرگ  و حتا توهین به آن قوم است و ارزش های واقعی و اصالت های فرهنگی آن قوم را زیر پرسش می برد. با تاسف در کشور جنگ زدهء افغانستان که دیگر بهانهء جهاد و اسلام و کفر منتفی شده، زیر نام مقدس جهاد غارت های بزرگ انجام شده است و حال قومیت بهانهء خوب برای آن عده افراد بدنام و فاسد و غاصب شده تا برای بهره برداری های سیاسی به گونهء بیرحمانه یی قوم خود را بدوشند. با تاسف که جنگ های طولانی و ادامهء آن در کشور سبب شده تا این کشور بستر خوبی برای سربازگیری قوم گرایان تاجک، پشتون، ازبک، ترکمن، ایماق و پشه یی باشد و هر کدام برای رسیدن به اهداف شخصی شان قبیله و تبار را علم کنند. از همین رو است که امروز جنگ افغانستان هرچند القاب دیگری دارد، اما بیشتر تباری است و شبکه های استخباراتی برای توجیهء اهداف شان به آن رنگ دینی داده اند؛ اما در این سو تبارگرایان به مثابهء ”دایه های شیرین تر از مادر” آگاهانه خود را ابزاری برای ریختن آب در آسیاب دشمن کرده اند و بدون توجه به شرایط حساس و شکنندهء کشور و با هنگامه آفرینی های رنگارنگ، بازار مکارهء سیاست تیغ آخته را در سینهء ملت می گذارند. بدین وسیله وحدت ملی و اقتدار ملی را که خیلی شکننده است، شکننده تر می کنند. بیجا نیست که گفته شود، عصبیت قومی انسان را از خود بیگانگی کرده و نوعی جنون قومی را در پی دارد. از همین رو است که شماری ها به گونۀ دیوانه وار تباری عمل می کنند. شگفت آور این که گاهی شتاب زده گی ها نه تنها تیغ از دمار شخصیت ها، قوم و تبار بیرون می کند؛ بلکه تلاش های تباری زیر پوشش فعالیت های سیاسی و فرهنگی، آنهم با به عوضی گرفتن ها رسوایی های شتاب آلود به بار می آورند. این گونه عوضی گرفتن ها در افغانستان که همیشه در معرض تهاجم بیرونی ها و مهاجرت های پیهم از شمال به شرق و جنوب بوده است. گاهی اسکندر از غرب آمد و یونانی ها در این کشور ماندند، زمانی کوشانی و هوچی ها آمدند، وقتی هم موری ها، برهمنی ها، ساسانی ها، عربها، مغل ها و اقوام دیگر به این سرزمین تاختند و رفتند و بعد ها مهاجمان به گونهء مردم بومی به زنده گی شان ادامه دادند که هویت شماری ها تا امروز هم گم و ناشناخته مانده است. در هالهء این ناشناختگی ها است که شمار زیادی به گونهء غلط رنگ تباری را به خود گرفته اند و در حالی که از چند پشت بدان سو به قوم و تبار دیگری تعلق دارند. دلیل اش این است که این کشور در طول تاریخ سررمین مهاجران از شمال به جنوب و شرق و گاهی هم از جنوب به شمال بوده است. این مهاجرت ها در موجی از لشکرکشی ها سبب شده تا شماری ها خود را به غلط ازبک، ترکمن، تاجک، پشتون، هزاره، ایماق، عرب، پشه یی، نورستانی و غیره حساب کنند. در حالی که به قوم دیگری و هویت دیگری تعلق دارند. از این رو جامعۀ افغانستان از لحاظ ساختاری دارای ویژه گی های منحصر به فرد بوده که شناخت آن از لحاظ جامعۀ شناسی اندکی دشوار است؛ زیرا جامعه شناسی با نهاد ها سر و کار دارد و به دنبال کشف قوانین آنها است که موضوع بنیادی را در علم جامعه شناسی تشکیل می دهد. عقب مانده گی های فرهنگی، نزاع های قومی و تهاجم های کلان مهاجمان بزرگ در طول تاریخ باعث تقویت گرایش های تباری در کشور شده است و تبار های مختلف نتوانسته اند تا جایگاهء شان را در فرهنگ ملی پیدا بکنند. ابن ناپیدایی ها به نوعی از هم گسیختگی های فرهنگی و تباری انجامیده است که بجای کاهش جاذبهء تباری برعکس بر آن افزوده اند. این جاذبه در کشور هایی تلطیف شده است که شهروندان اش جایگاهء حتا هویتی خود را در فرهنگ بزرگ شهروندی آن پیدا کرده اند.یاهو

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 362

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 112 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.