Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

تلویزیون ژوندون، مظهر تعصب زبانی و قومگرایی در افغانستان PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - ســـــیاسی
نوشته شده توسط انجنیرعبدالصبور فروزان   
چهارشنبه ، 24 آذر 1395 ، 08:13

تلویزیون ژوندون، مظهر تعصب زبانی و قومگرایی در افغانستان
مدال جنایت و آدمکشی وبی ناموسی
نادر غدار دیره دونی به قبایلیان وحشی

روی این نشانٍ جنایت فاشیستان قبایلی خاین به ملت ودشمن وحدت ملی اقوام باهم برابرکشور چنین حک شده است: (حضوراعلیحضرت محمدنادرشاه غازی – نشان خدمت سرکوبی اشرار شمالی)
این مدال را نادرغدار دیره دونی و دزداصلی و مشتهر سلطنت امانی، به مزدوران قبایلی ودزدان خانه ودارایی وناموس مردم کابل وشمالی، همکار آن غدار دربرابر آوردن سرشهدای شمالی می بخشید. سلسله نگاشته های جناب انجنیرعبدالصبور فروزان زیرعنوان (تلویزیون ژوندون) درچندبخش اخیر جنایات خونریزترین افرادقبایل ودزدان ناموس وطن و وطنداران را به سرکردگی مکارترین و دزدترین فرد تاریخ سرزمین ما نادرغدار دیره دونی وبرادران دزدترش، براساس مآخذ متقن وثقه نگاشته اند.
امیرحبیب الله کوهدامنی باسادگی روستایی، دربرابر(کفرامان الله) برخاست، وسلطنت شاه امان الله پایان پذیرفت، اما بیشتروطنداران ما این حقیقت را که قیام دربرابرشاه امان الله ازمیان قبایل جنوبی و شرقی به همکاری ورهنمایی انگلیس ونوکری نادرغداروبرادران ومحمدگل مومندشروع شد وکابل را ازمدافعین مسلح عسکری خالی ساختند. بزرگ خاندان مجددی وبعضی سران محمدزایی مخالف ونمکدان شکن شاه، کمرامیرحبیب الله خان کوهدامنی رابربستند وبرسریرسلطنتش کشیدند! یعنی درواقع این انگریزخونریز بودکه بابرکشیدن نوکرجد اندرآبا نادرغدار توطئه سرنگونی شاه امان الله را فراهم آورد، واین دزد استقلال وشرف وناموس وطن وپادشاهی امان الله غازی. اعنی نادر دیره دونی بانی به بهانۀ اعاده سلطنت به شاه امان الله، مکارانه ودزدانه، بابرادرانش سلطنت را غصب کرد- لعنت الله علیهم الاجمعین.
دراین سلسله خطاب به اسماعیل یون وهمفکرانش دربارۀ خاین وطنفروش مشهور محمدگل مومند- برادرششم دزدان دیره دونی نادر خانی – وتوطئه های هرشش دربرابرسلطنت شاه غازی امان الله، نصایح مدبرانه ورهنمایی های عالمانه ودلسوزانه ارائه شده است.
پرسش اینست که آیاهیچ دانشمند وپروهشگرنامدار وپرادعاتوان دارد تا مقایسۀ بین دزد بودن امیرحبیب الله کوهدامنی و دزد وخاین بودن نادر غدار را بنویسد، بدون آنکه به لفاظی وسفسطه بپردازد؟ امیداست چنان کسی پیداشود وبهرخدا بنویسد نه بهرخوشی خاطرابنای نادرغدار!

دراین شماره هم دنبالۀ سلسله (تلویزیون ژوندون) ذیلا تقدیم می شود:



دربخش گذشته ازطرز دیدهای اسماعیل یون وآنهاییکه درمورد محمدگل مومند یکسان فکرمیکنند، صحبت کردیم ودرین بخش مقاله آنرا ادامه میدهیم. جای تاسف است که آقای یون وسایراشخاص متعصبی که مشابه اوفکرمیکنند، برای اینکه برای محمدگل مومند که الگوی زندگی شان است، شخصیت کاذب وقلابی داده وچهرۀ اصلی او راپنهان نمایند. درنوشته های خویش همیشه اوراباخوشحال خان ختک ورحمان بابا یکسان میشمارند وحتی به اندازۀ ازحقیقت دورمیشوندکه اورا « گل بابا» به وزن «رحمان بابا» یادمی نمایند، که این کتمان و چشم پوشی موی دربدن انسان استوارمیسازدکه ده درکجا ودرختها درکجا؟! این بدان معناست که یون وهم اندیشان اوخرمهره را مروارید یکسان میدانند. درحالیکه خوشحال ختک مرد باشهامت وغیرت بود و رحمان بابا صوفی وارسته وعارف خداجوی و به دورازخودبینی و قوم پرستی. درحالیکه گل بابای مومند ازبیغیرت ترین انسانهادرتاریخ بود که جبهۀ جنگ رادربدل پنج صندوق طلا وتیکر به انگلیسهافروخت! وچهارصدجوان مسلمان ومجاهد رادرمیدان جنگ رهاکردوخود فرار نمود. انگلیسهااین چهارصدجوان مجاهد تاجیک وازبیک را بحالت فجیعی به قتل رساندندوقرار شواهدعینی بالای اجساد مبارک آنها شاش نمودندکه این خصلت انگلیسهاست که براسیران خود میشاشند.
وقتی شاه امان الله محمدگل مومند رابخاطرآن خیانت، زنانه پوش کرد وباسرخی وسفیده برای چهل روز دربازارهای کابل وجلال آبادبه نمایش گذاشت، اطرافیان شاه ومردم کابل فکرمیکردندکه او ازین رسوایی می میرد یاخودکشی میکند، اما اوبه اندازۀ بیغیرت بودکه این رسوایی بالایش هیچ اثری نکرد، نه مرد ونه خودکشی کردبلکه سالها بااین رسوایی زنده ماند وبیش ازهشتادسال زندگی کرد! خوشحالخان دشمن انگلیسهابود واز انگریز نفرت داشت، درحالیکه مومندنوکر و فرمانبر انگریزبود، رحمان بابا صوفی وخداجوی بود که دنیاومتاع دنیوی برایش بی ارزش بود وزندگی درویشانه داشت، به کسی جور نکرد، وکسی را آزرده نساخت، مال حرام نخورد وظلم راهمیشه نکوهش کرد ودشمن ظالم بود، درحالیکه محمدگل مومندیک انسان غاصب وظالم وخون آشام بود، هزاران هزارجریب زمین مردم بیدفاع رادربلخ وقطغن غصب کرد، مردم آندیار رازنده پوست کرد، تاتوانست مال ومتاع دنیا رااندوخت، خون ریخت، قتل نمود ظلم وخانه ویرانی کرد. ظالم خداناشناس چون نمرود بودوبه حکم قرآن جایگۀ قاتلین دوزخ است، لعنت خداوند(ج) شامل حالش است، لعنت وغضب خدا به این ظالم وستمگر باد.
آقای اسماعیل یون مینویسدکه محمدگل مومند دربریکوت دریک خانۀ کرایی جان داد، تامردم بافریب دهدکه گویا مومندآنقدرآدم پاکنفس بودکه مال ومتاع وحتی خانه نداشت ورشوتخور نبود! بلی رشوه خورنبود اما مال ومتاع وزمین وزیور و زن مردم بیگناه رابه زورگرفت. اگرهم اکنون به شمال کشورسفرکنیم میتوانیم باغها، زمینها، قلعه هایی را درسمنگان، ایبک، خلم، بلخ، قندز وتاشقرغان و قطغن رادید که ازمحمدگل مومند است که درزمان قدرت غصب کرده بود واکنون ازسرش سبیل مانده است! این واقعیت است که محمدگل مومند باوجودداشتن همۀ دارایی باغ وقلعه وزمینهای فراوان، دراخیر زندگیش به ذلت وخواری دریک اطاقی که دیوارهایش کمرنگ بود، شعاع آفتاب درآنجا به ندرت میتابید، دربالای یک چپرغت سیمی و یک کمپل چرکین(مثل وجدانش) تنهاوبیکس شب وروزش راگذراند. یاوه سرایی میکرد، کسی حرفش رانمی فهمید، پیاپی حرف میزد، چشمانش کورشد وسالهای سال به همین حالت ماند، تااینکه سکتۀ قلبی کرد و مُرد! جل جلاله، هرکی راخواهد عزت دهد وعزیزدارد و هرکه راذلت دهد،ذلیل سازد.
به همگان معلوم است که دست این انسان ظالم ودرنده خو به خون هزاران هزارانسان بیگناه ومؤمن آلوده بود، اوهزاران هزارطفل رایتیم ساخت، هزاران هزار مادر وپدر رادرماتم فرزندان شان نشاند، هزاران هزار زن رابیوه ساخت وهزاران هزار خانه وهزارهاقریه وشهررا ویران ساخت وبه آتش کشید. او در اندوختن مال ومتاع دنیا حسود وسینه اش از ذکرخدا خالی بود وفقط به ظلم واستبداد، قتل وکشتاروغارت وچپاول مال مردم می اندیشید، که خداوندمنتقم به چنین کسان هوشدار دادکه دردنیا خسران ببینند ودرآخرت به عذاب الیم مبتلا گردند و عدالت خداوندی بهترین عدالت است.
عجب اینست محمدگل مومندکه درراه استحکام ودوام قدرت برای نادر، ظاهر وداوؤد، دین ودنیای خود رابرباد داد وعدۀ ازپشتونهابشمول اسماعیل یون به این عقیده اندکه این محمدگل مومند بودکه نادر رابه سلطنت رساند ودراستحکام ودوام سلطنت نادر وفرزندش وخانواده اش نقش اساسی داست، اماتازمانیکه محمدگل مومند درکلبۀ فقیرانه مرد بی بضاعتی منتظرآخرین نفس هایش بود وبه سختی وذلت زندگی میکرد نه ظاهرشاه ونه سردار داوؤد به عیادتش آمدند ولی وقتی که مرد هردو، هم ظاهر وهم داوؤد به جنازه اش رفتند، ظاهرچون قدرت نطق وسواد خواندن رانداشت، چیزی نگفت ولی داوؤد که هم عقیده وهم نظرمومند بود اورا ناجی (منجی) قوم پشتون وسرزمین پشتونها؟! خواند. هردو یک روزمکمل درفاتحۀ اونشستند که نمایانگراخلاص شان به این دشمن مردم شمالی وقطغن بود، وازجانبی هردوی آنهاکدام کاری نداشتند ودرمسندکشوری تکیه زده بودندکه ازفقر وفاقه، بینوایی وبیسوادی وظم وبیعدالتی چیز دیگری درآن دیده نمی شد.
محمدابراهیم ناصری یکی ازهواخواهان محمدگل مومند درمقالۀ انترنتی خود ازاسماعیل یون نقل قول کرده:(زمانیکه مردم خوست وننگرهار دربرابرپروگرامهای نوسازی امان الله خان اغتشاش کردند، امان الله خان محمدگل مومندرا درآنجا روان کرد واو اغتشاش راخاموش ساخت.  این یک واقعیت است که امان الله خان برای خاموش کردن شورشیان ننگرهار وخوست که همه پشتون بودند، محمدگل مومند را به آنجا فرستاد چون اوهم پشتون بودوازاهل همان دیاربود تابتواندبا استفاده ازپشتون بودن وهموطنی کاری به نفع دوف امانی نماید، اما بیایید که ازشادروان غبار بشنویم: « امان الله خان محمدگل مومند رابه مشرقی مقررکردتا اغتشاش مردم ننگرهار وخوست راکه دربرابر او برخاسته بودند، خاموش سازد، ولی محمدگل مومندبعوض اینکه اغتشاش راخاموش سازد، شورشیان راتشویق بیشتربه شورش میکرد تا برعلیه امان الله خان فعالیت بیشترنمایند.»
سخن عجیب تردیگراینست که اسماعیل یون وهم اندیشانش برای این که ازمحمدگل مومند که عاری ازهرنوع شخصیت بود، شخصیتی ساخته باشند، اورا درپهلوی شجاعترین وصادقترین  مرد شهیدشادروان محمدولی خان دروازی (رح) قرارمیدهند وبه ناحق ادعامینمایندکه شاه امان الله خان محمدگل مومند راباشاه محمدولی خان دروازی که شخص دانشمند، مدبر وسیاستمدار توانا ودپلومات زبردست ودارای همه سجایای نیک بود، برای معرفی استقلال کشوربه دول خارجه فرستاد. این ادعا دروغ محض است که فارسی زبانان آنرا (دروغ شاخدار) میگویند! وقتی من این اتهامات آقای یون وهم اندیشانش راکه حتی درانترنت به زبانهای خارجی نشرکرده اند، خواندم سخت آزرده خاطرشدم که چطور میتوان شاه امان الله خان کسی راکه به استقلال کشورخیانت کرده بود، جبهۀ جنگی راکه بخاطراستقلال بود به انگلیسها فروخت وچهارصدمجاهدجوان رابدست انگریزدادتاآنان را به فجیع ترین شکل نابود سازد، برای معرفی آن استقلال به دول خارجه میفرستد؟ البته ازماموریت شادروان دروازی(رح) برای اعلان استقلال به ممالک دیگرهمه آگاهند وهمه نوشته اندکه این مرد مدبر با درایت ولیاقتی که داشت، استقلال وهویت آزادکشوررابه کشور های قاره های آسیا، اروپا، افریقا وامریکا معرفی کردوهرجاییکه رفت به نیکویی پذیرایی شدوحاصل ماموریتش هم نیکو بودکه حتامحمود خان طرزی باهمه داشته های دانش خود ازعهدۀ آن بر نیامد، ومردم و وطن هردو مدیون خدمات بزرگمرددروازی میباشند.
ولی درموردادعای به اصطلاح ماموریت محمدگل مومند برای شناسایی استقلال وهمراهی اوبا مردی با شهامت محمدولی خان دروازی، هیچ اطلاعی نداشتم ودرهیچ نوشتۀ تاریخی، جز نوشته های اسماعیل یون وهم اندیشانش، آنرا نخوانده امد، وازین دروغ واتهام بارهابه دربار خداوند(ج) پناه جست وبه ناچار ازبزرگان واهل خبره کشورکه خدمات شایسته وارزشمندی به تاریخ وادب کشورنموده اند، کمک خواست تااگرمن به خطارفته باشم مرا رهنمایی کنند. ایشان ازشنیدن این مطلب مات ومبهوت شدندومایۀ تعجب ایشان شدکه شاه امان الله خان بهیچ وجه محمدگل مومند راکه خیانت ملی مرتکب شده بودوبه انگلیسها وفادار بود، به چنین ماموریتی توظیف ننموده است واین یک دروغ مطلق واتهام نابخشودنی است! همۀ این بزرگان ودانشمندان به این مسأله متفق الرأی بودندکه شاه امان الله نسبت خیانت ملی که محمدگل مومندکرده بود، ازاو سخت نفرت داشت وحتی تصمیم گرفته بودکه اورانسبت خیانت به استقلال کشور به دارآویزد، که مادر شاه مانع شد.
درفرجام میتوان گفت که این ادعای میان تهی اسماعیل یون وهم اندیشانش شان چیزدیگری بجزخاک زدن به چشم مردم وفریب اذهان مردم نمی باشد، ازخصلت خاینانه ووطنفروشانۀ محمدگل مومندتااندازۀ صحبت نمودیم، درینجا ازطبیعت وزشت وددمنشانۀ این شخص ظالم و مستبد سخن خواهیم گفت. بعدازینکه نادر دیره دونی غدار با بی حرمتی به قرآن عظیم الشأن، شاه حبیب الله کوهدامنی وهمراهانش را شهیدساخت، یک قطعۀ منظم توپچی دراختیارمحمدگل مومندگذاشت وتحت پوشش سرکوب شورشیان شمالی، برای قتل عام شمالی به آن دیار فرستاد. نادر به مومندفرمان دادکه سرمردم شمالی رابرای من بیاورید ومال وزن ایشان رابچه های پشتون من باخود ببرندوهرکاری که ازدست تان می آید درحق آنهادریغ نکنید. محمدگل مومند، این پشتونهای جنوبی راکه همه جاهل، درنده خو وفاقدهرنوع صفات انسانی بودند، بطرف شمالی حرکت دادووقتی به ده کیپک رسید لشکر را توقف داد واین فرمان نادر راخودبه پشتونهای جنوبی به زبان پشتو خواند وگفت جوانان ازکوتل خیرخانه به بعد هرچه که ازدست تان می آید دریغ نکنید وفرمان اعلیحضرت است که سرمردم شمالی رابه بابا بیاورید ومال و زن آنهارا خودبگیرید(نقل قول ازشفاعت خان پنجشیری).
محمدگل مومندوپشتونهای قبایلی ازکوتل خیرخانه به بعد قتل عام را شروع کردند، هرکی پیشروی شان میآمد گلوله بارانش کردند، خانه ها راآتش زدند، مال ومتاع مردم راچپاول نمودند، به زنهاودختران تجاوز وحتی دختران خردسال رابی حرمت کردند، درسینه های زنان سوزن زدند، بینی وگوشهای زنان رابریدند، زیورات شانراگرفتند، انگشتان آنهارابریدند تاانگشتری آنهارا بگیرند. مردهاو زن های پیر و مریض را به چاههاوکاریزها انداختند، حیوانات راکشتند، مزارع را آتش زدند و تاکستانهارابریدند. درقره باغ دکانهارا چپاول و آتش زدندکه خرابیهای آن آتشسوزی تاسالها نمایان بود، در استالف قتل عام کردند وهرچه که بدست شان آمد باخودبردندوبازارآنرا در دادند. درچاریکار، جبل السراج، بگرام وکاپیسا به اندازۀ مردم راکشتندکه درسرکهامرده های مردم مانده بودوخانه هادود بلندمیشد، شهرچاریکار راآتش زدند که خرابیهای آن تاسالهای 2005 پابرجابود. درمنطقۀ چاریکار حتی مرده هارا ازقبرکشیده آتش زدند، وبرای هربیننده ومسافرحکایه از ظلم وبیداد مومند وپشتونهای قبایلی میکرد.  
محمدگل مومند درچاریکار وجبل السراج ظلم وشرارت بیشترکردچون پشتونهای ناقل قبایل جنوبی درقتل عام، ویرانی وآتشسوزی همدست شدند. هنوز مومند وقبایل درسرای خواجه بودندکه نادرغدار، الله نواز هندوستانی راکه یک جاسوس انگلیس بودوسمت مشاوراو را داشت، نزد مومند فرستاد تابرایش بگویدکه ازبجه های دهساله به بعد سربزنند وسرآنها برایش روان کنند.پشتونهای جنوبی آنچه ازگلیم وقالین، لوازم خانه، لباس و زیوری بود ازخانه های مردم چپاول کرده باخودبردند که درآنها سرهای بریدۀ انسانها اعم ازمردها وکودکان شامل بودکه در برابرهرسر، نادر غدار دیره دونی، برایشان پول پرداخت. محمدگل مومند مانندیک سرلشکر بیگانه ونامسلمان درشمالی عمل کرد، هم خون مردم شمالی راوهم آبروی مردم شمالی را ریخت. پس ازآن زمین های مردم رادر شکردره، استالف، فرزه، قره باغ، بگرام واطراف چاریکار به زور ازصاحبان آنها گرفت وبه پشتونهای قبایل جنوبی داد وآنهارا مسلح ساخت واختیارعام وتام دادکه هرکسی راکه میخواهند بکشند. بدین ترتیب نفاق را دربین مردم شمال وپشتونهای مهاجم کشت کرد که ثمرۀ آن جنگ وخونریزی درنقاط مختلف شمالی بین ایندو  قوم میباشد، واین دشمنی به اندازۀ عمیق است که حل وفصل آن کار یک نسل و دو و حتی چند نسل آینده نخواهد بود!
همین اکنون پشتونهایی که زمینهای مردم راغصب کرده اند درمنطقۀ فرزه، استالف، شکردره، گلدره،قره باغ، مناطق بگرام ونواحی چاریکار موجودند وهرگاهی زد وخوردهای خونین بین پشتونهای غاصب و مالکین اصلی زمینها رخ میدهد، حتی همین پشتونهای جنوبی کوچی الاصل وقبیلوی باوجوداینکه زمینهای مردم شمالی راغصب نموده اند، هروقتی که فرصت مساعدشده است دربرابرمردم شمالی سلاح گرفته و همدست مهاجمین همجنس خود شده اند. طوریکه یکباردرزمان حملۀ پشتونهای جنوبی قبایلی به سرکردگی محمدگل مومند درشمالی، پشتونهای ناقل ازبلندهای تکاب بطرف جبل السراج وچاریکارسرازیر شدند ودرقتل عام، چور وچپاول وبی عزتی وبی ناموسی مردم شمالی همدست پشتونهای جنوبی قبایلی شدند وباردیگرزمانیکه طالبان مزدور به قتل عام مردم شمالی پرداختند، پشتونهای ناقل درفرزه، گلدره و چاریکارباایشان همدست شده دوشادوش آنهابه کشتارمردم، تجاوزات ناموسی، غارت اموال مردم وبه هتک حرمت ناموس مردم شمالی پرداختند.
یکی ازدوستان من که اهل شمالی است میگویدکه درقریۀ شان کسی حاجی ظاهر نام داشت وکسی نمیدانست که اوپشتون ناقل است. او چنان شخص مزور بود که برای سالهاخودرا پنهان کرده بود، امابه مجردیکه حامدکرزی بقدرت رسانیده شد، حاجی ظاهر فورا پیش نام خود (زی) را اضافه کرد ودرصدد اذیت وآزارمردم برآمد!
پشتونهای متعصب که درارگ جاگرفته وتوسط غنی احمدزی وکرزی رهبری میشوند، هنوزهم درصدد اندتابااستفاده ازقدرت دولتی، زمینها و جایدادهای مردم شمالی رابه زور یابه نیرنگ گرفته به پشتونهای کوچی وافراد قبایلی بدهند. چنانچه حامدکرزی درزمان قدرت خودبا استفاده ازقدرت دولتی وامکانات پولی تحت یک برنامۀ سری، تعداد کثیری ازپشتونهای کوچی وقبایلی راکه اکثرخود طالب اندیاباطالبان ارتباط دارند، طورمخفیانه درکوههای اطراف شمالی جاداده که این جزء یک برنامۀ درازمدتی است که درآینده میتوانند ازایشان برای سرکوبی مردم شمالی استفاده نمایند. این پلان طوری بودکه این پشتونهای قبایلیکه آنهارا دولت مسلح ساخته، باید روی یک بهانۀ بر مردم شمالی ازبلندهای کوهها حمله مینمودند وعدۀ ازآنها رابایدقتل عام میکردند وزندگی شانرا تارومار مینمودند، هستی ودارایی شانرا تصاحب نموده ودولت مداخله نمی کرد!
عین برنامه راکه حامدکرزی ومنطقۀ افشار کابل طرح کرده کوچی ها را درآنجاها ساکن ساخت، وبه بهانۀ که جنگ راکوچی هاشروع کردند، زدوخورد خونین میان هزاره هاوکوچی های غاصب واقع شد، درشمالی هم تطبیق نمایدکه کرزی توانست کوچی هارادراطراف شمالی جاگزین ومسلح سازد. (ولی برای درگیر جنگ میان آنهاو مردم شمالی کامیاب نشدکه ازین عملس حلقۀ متعصب ارگ سخت خشمگین شند وکریم خرم اورا برملا انتقاد نمودکه چرامردم شمالی را چون مردم هزارۀ افشار جزا نداد! اخیرا غنی احمدزی بااستفاده ازقدرت دولتی وبرای تحکیم حاکمیت پشتونها وسرکوب مردم شمالی وبرای تکمیل پلان درازمدت کرزی، یکصدوبیست وپنج هزارپشتون کوچی قبایلی را درولایت پروان به پول دولت انتقال داد. این اینکه به مقامات از نیرنگی استفاده کردکه هم هدف بدست آید وهم سبب تحریک خشم مردم شمالی نگردد.
سئوال دراینجاست که اگراینها مردم افغانستان هستند بایدقبلاتذکرۀ تابعیت ازجاهای اصلی شان داشته باشند وچه ضرورت به گرفتن تذکرۀ دیگربود. دوم اینکه اینهاکه همه پشتون اندوبارسم ورواج وبا زبان مردم شمالی بیگانه اند، چرابه مناطق پشتون نشین فرستاده نشدند تا درجایی ساکن شوندکه همزبان وهم قبیلۀ شان اندوزندگی مشابه دارند. واضح است که غنی احمدزی حامدکرزی میخواهندظلم محمد گل مومند راازطریق نیرنگ وحیله برمردم شمالی اعمال نمایند.
خوشبختانه مردم شمالی این برنامۀ شوم وخاینانۀ غنی احمدزی رادرک کرد ودربرابراین توطئه مردان ایستادند ونگذاشتنداین یکصدوبیست و پنج هزارپشتون کوچی قبایلی وطالبی چون مارآستین درسرزمین شان جاگزین ساخته شوند. مردم شمالی آفرین به این هوشیاری تان! مردم شمالی هنوزفراموش نکرده اندکه همین پشتونهابودندکه درشمالی قتل عام کردندوبه حیثیت وناموس مردم شمالی تعرض کردند، هزاران دختر نابالغ شمالی راهم پشتونهای جنوبی وهم طالبان پشتون به قسم غنیمت باخود بردند وپدر ومادرایشان درفراق آنها میسوزند واز زنده ومردۀ آنهاخبر نداردونمی دانندکه بالای آنهاپشتونهای ظالم چه روز و روزگاری راآورده اند. / (دنباله در امید آنلاین)
(منتشرۀ هفته نامۀ امید

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 162 مهمان آنلاین

Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.