Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

جنبـــش‌های اعتـــراضی در افغــانســتان PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - ســـــیاسی
نوشته شده توسط سیامک بهاری   
دوشنبه ، 19 تیر 1396 ، 07:42

سیامک بهاریتظاهرات خیابانی برای دادخواهی از سوی جنبش "رستاخیز تغییر" در برابر حکومت وحدت ملی در جامعه و در رسانه‌‌ها و مدیای اجتماعی انعکاس وسیعی یافت. صف معترضین سوار بر اتومبیل و حمل پرچم افغانستان، با بوق زدن و سردادن شعارهایی، مطالبات خود را مطرح ‌کردند. در مقابل نیروهای امنیتی در شهر کابل این بار با احتیاط بیشتر، با مسدود کردن و محاصره راههای منتهی به ارگ ریاست جمهوری و جاده‌های منتهی به مراکز مهم دولتی، از درگیری خشونت‌بار پرهیز کردند. این تظاهرات بدون هجوم مسلحانه و شلیک به معترضین انجام شد.

سابقه جنبش‌ رستاخیز تغییر
پس از انفجار مرگبار دهم خرداد در محله دیپلماتیک کابل و کشته شدن چند صدنفر و متعاقب آن تجمع اعتراضی مردم برای دادخواهی و ‌تأمین امنیت، که با حمله وحشیانه گارد ریاست جمهوری منجر به کشته و زخمی شدن تعداد قابل توجهی از معترضین شد. به نشانه پیگری و علیه ‌آن کشتار، چادرهای تحصن اعتراضی در مرکز شهر و چند نقطه کابل و برخی شهرهای دیگر برپا شد.

اعتراضات خودجوش، با خواست دادخواهی، عملا انگشت اتهام در انفجارهای اخیر را به سمت دستگاه دولتی نشانه گرفت. انفجار هولناک چهارراه زنبق، حمله به صف معترضین، انفجار مجدد در محل خاکسپاری کشته‌شدگان، همه و همه در هاله‌ای از تردید و سوءظن به مسببین و آمران آن، به  ارگ ریاست جمهوری و کل دستگاه امنیتی، مشاوران و فرماندهان ارشد آن نسبت داده می‌شود. مطالبه اصلی تحصن، استعفای رئیس جمهور و رئیس اجرایی و فرماندهان ارشد امنیتی کشور است.

خواست استعفای حکومت وحدت ملی، و نیز محاکمه "حنیف اتمر" مشاور امنیت ملی و "معصوم ستانک‌زی" مسئول امنیت ملی بعنوان مسببن فاجعه ۱۲ خرداد و حمله مرگبار به صف معترضین، خواستی موجه است و مردم حق دارند در باره این فاجعه، حقیقت افشا شود و مسببین آن محاکمه شوند، اما اساسا این تحصن بنا به موقعیت خود قادر به بسیج افکار عمومی و اهرمهای اجتماعی قدرتمند برای خاتمه دادن به حکومت وحدت ملی و برگزاری انتخاباتی دیگر نیست.

حزب جمعیت اسلامی (صلاح‌الدین ربانی) از بانیان جمهوری اسلامی افغانستان و حزب کنگره ملی (لطیف پدارم) مروج فدرالیسم در افغانستان دو رهبر و دو حزب با سوابق جهادی و حکومتی، در تلاش دائم برای استفاده از جو اعتراضی و نارضایتی عمیق مردم به نوعی خود را سخنگو و نماینده معترضین معرفی ‌کردند. با طرفندهای مختلف، خواستهای جناحی، قومی و مذهبی تحت لوای دادخواهی به میان تحصن کشیده شد و در غیاب رهبری و افق روشن برای به سرانجام رساندن خواستها و اعتراضات، عملا سبب تفرقه و چند دستگی در صفوف تحصن شدند. جوانان پر شوری که علیه بی‌عدالتی از هر فرصتی استفاده می‌کنند تا ریشه بی‌عدالتی، آوارگی، بیکاری، تبعیض و فساد گسترده حکومتی را نشانه روند، در این تحصن نیز عملا در کلاف پیچ در پیچ رقابت‌های بی پایان جناحی سردرگم ماندند.

ناروشنی در خواستها، ناتوانی در بسیج افکار عمومی، بی اعتمادی ‌آشکار به برخی از برگزار گنندگان درخود ماندن اعتراضات به دلیل جناحی و قومی کردن مطالبات، تبعیت از معیارهای قومی و مذهبی از تیزی و تعرض اولیه ‌‌آن به نحو چشمگیری کاست. خواسته و مطالباتی که می‌توانست با رهبری و هدایت رادیکال، سمت و جهتی فراگیر بخود بگیرد، در نیمه راه از طپش بازماند و همین امر فشار حکومتی برای برچیدن چادرهای تحصن را بیش از پیش ساده و امکان‌پذیر ساخت. درنهایت پس از گذشت بیست روز و اخطارهای متوالی، نیروهای امنیتی با گاز اشک‌آور و شلیک مستقیم  به محل تحصن‌ها، یک نفر کشته و تعدادی زخمی گردیدند و در نهایت چادرها برچیده شد.

جنبش رستاخیز تغییر در همین روند و در دل همین اعتراضات شکل گرفت. شروع آن همانند روندی که "جنبش تبسم" و "جنبش روشنایی" بروز اجتماعی یافتند، دادخواهی برای تأمین امنیت و رفاه برباد رفته میلیونها مردم مصیبت دیده برای نجات از شر جنگ، مافیای حکومتی و احزاب و تنظیمات جهادی بود. منشا‌ء اجتماعی این هر سه جنبش، علیرغم تفاوتهای ظاهری، تلاشی از اعماق جامعه برای دادخواهی علیه وضعیت فاجعه بار کنونی است. امید به اینکه می‌توان با کنار زدن حکومت وحدت ملی به سازش با طالبان و مصیبت جنگ، آوارگی، فساد دولتی، دست درازی قدرت‌های منطقه‌ای پایان داد!

اما هر سه جنبش اعتراضی علیرغم نقطه قوت‌های قابل ملاحظه در نیمه راه از طپش باز ماندند. جنبش روشنایی با اعتراض برای انتقال تبعیض ‌آمیز انرژی برق به میدان  آمد و بسرعت  چشمگیری به جنبش عدالتخواهی عظیم و سراسری بدل شد. اما بدون رهبری رادیکال و افق‌های روشن برای ادامه روند اعتراضات، به بیراهه رفت و عملا متوقف شد.

اما خواست عدالتخواهی از طپش نایستاد و مجددا در اعتراض دیگری خود را به خیابان کشاند. این بار به نام "جنبش رستاخیز تغییر" پا به میدان گذاشت. بی ‌‌آنکه با علل شکست جنبش‌های پیشین تسویه حساب جسورانه‌ای کرده باشد. گسستی که جز با اتکا به یک رهبری رادیکال و مترقی ممکن نیست.

شکافهای قومی و مذهبی
حاصل کارکرد چهار دهه جنگ و خونریزی و کشمکش و رقابت تنظیمات جهادی، در سایه کارکرد نظام سرمایه‌داری جهانی، حکومتهای فاسد و دست درازی دول ارتجاعی منطقه در رقابتهای بین‌المللی، در خلاء و فقدان نیروهای مترقی و رادیکال فعال در صحنه سیاسی و اجتماعی، سبب رشد سرطانی تعلق و هویت تراشی قومی و مذهبی گردید. کلیه تنظیمات جهادی و نیز سایر جریانات تروریستی اسلامی چون طالبان، شبکه حقانی و داعش، برای سربازگیری و گسترش دامنه قدرت خود همواره به این آفت متکی بوده‌اند.

در فردای سرنگونی طالبان، "کنفرانس بن"، قومی و مذهبی بودن افغانستان را به یک پدیده رسمی بدل کرد. تقسیم قدرت بر اساس قومیت به یک ترند رایج سیاسی بدل شد. بر همین متن احزاب قومی - اسلامی مانند قارچ سر بر آوردند. این آفت خود را در اشکال پیچیده‌ و ظریف‌تر در احزاب به درجه‌ای مترقی و مدعی چپ نیز نمودار می‌کند.

بر همین متن، رهبری جنبشهای تبسم، روشنایی و رستاخیز تغییر، هم به سبب تعلق قومی و مذهبی و هم جایگاه طبقاتی در مبارزه با نابرابری و تبعیض تیزی چندانی ندارند، و عملا در بسیج توده‌ای و از اعماق جامعه نمی‌توانند نیرو بگیرند. خواست‌های طبقاتی رهبران ‌آن نیز مشخصا دامنه مطالبات را نازل و در همان ظرف اولیه محدود می‌کند و مدام به کج‌راه می‌برد. صف‌بندی‌های ناروشن و مخدوش در مبارزه سیاسی و اجتماعی بسیج عمومی را ناکام می‌گذارد. جنبش روشنایی، هر حرکتی را از مصلی "شهید مزاری" شیعه آغاز می‌کرد تا بر تعلق شیعه‌گری رهبرانش تاکید بگذارد و برهمین سیاق، هیچ تعرضی به ساخت و بافت حکومت ندارد و بر کوهی از نابرابری و تبعیض نهادینه شده در جامعه توسط احزاب جهادی، مشروعیت خود را در فتوای مراجع مذهبی جستجو می‌کند. علیرغم ادعای خالی از حقیقت، هرگز در میسر فرا قومی و فرا مذهبی پا نمی‌گذارد. به این ترتیب جریانی که امکان و شانس بسیار زیادی برای بدل شدن به یک جنبش عدالتخواهانه سراسری داشت، در دست رهبرانی که خود عمیقا در بند تعلقات قومی و مذهبی گرفتار بودند، از توان حرکت و تحولی سراسری باز ماند. شیعه‌گری و تعلقات قومی و جایگاه طبقاتی رهبران آن، دست و پای این جنبش نوپا را بست و فرصت را برای سرکوب بیشتر در اختیار دیگر باندهای حکومتی گذاشت.

جنبش نوپای رستاخیز تغییر نیز از این قاعده مستنثنی نیست. همان زنجیرهای ملی و مذهبی را به شکل دیگر بر دست و پا دارد. جوانانی پرشور و سرشار از انرژی برای برپایی عدالتی که تشنه ‌‌آنند و رهبرانی که همه این اعتراضات را وثیقه رقابت‌های جناحی و قومی و قبیله‌ای خود کرده‌اند! این تناقضی است که باید با جسارت حل و فصل شود.

رهبران این جنبش در اعلامیه جنبش رستاخیز تغییر، تصریح می کنند: "این یک حرکت مدنی در سایۀ قانون و برای برآورده شدن مطالبات مشروع ملی است".
همین نمونه بخوبی نشان می‌دهد که، نه لطیف پدرام و حزب کنگره ملی و نه حزب جمعیت اسلامی و نه ائتلاف جدید احزاب سه گانه، راه را برای تغییری بنیادی باز نخواهند کرد.

سران احزاب جهادی و ملی افغانستان نیز خود را حامی این اعتراضات قلمداد می‌کنند و تأکید دارند  "در شرایط کنونی کنار رفتن سران حکومت وحدت ملی به صلاح کشور نیست". برای نمونه صبغت‌الله مجددی رئیس شورای‌عالی احزاب جهادی و ملی، در نشست خبری  که به همین منظور تدارک دیده شده بود رسما حمایت خود را از آنچه "اعتراضات مردمی" می‌خواند، اعلام ‌کرد و گفت که آنان نیز خواستار اصلاحات بنیادی در حکومت هستند.

سرنوشت مردم افغانستان را باید از سیطره احزاب راست و ارتجاعی خارج کرد. این گسستی تاریخی و طبقاتی است و این جرأت و جسارت را چپ و سوسیالیسم باید از خود نشان دهد. نه قومیت، نه ملیت زنده ‌باد انسانیت، تنها راه این گسستِ سرنوشت‌ساز است، تا در پس ظاهر آراسته ملیت تراشی، چهره کریه سرمایه‌داری و نقشه‌های شومش بدون نقاب علنی شود. مافیای حکومت وحدت ملی، سران قومی و قبیله‌ای و همه تنظیمات جهادی، مجریان سناریوی سیاه کنونی‌اند.

چپ و سوسیالیسم این اعتماد به نفس را باید بخود بدهد که قد علم کند و جامعه را نجات دهد. نیروی مادی این جنبش حی و حاضر در دستان رهبران قومی-مذهبی به هرز می رود. جنبش عدالتخواهانه سیوسیالیستی، تنها راه نجات جامعه از جهنمی است که زیر پای  آن دهان بازکرده است.

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 248 مهمان آنلاین

Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.