Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

سرنوشت افغانستان در دست کمپنی های خصوصی نظامی PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - ســـــیاسی
نوشته شده توسط احمد سعیدی   
شنبه ، 11 شهریور 1396 ، 10:35

احمد سعیدیبه عقیده من تشویش و اضطراب آقای حامد کرزی رئیس جمهور قبلی افغانستان در مورد حضور و فعالیت های کمپنی های خصوصی نظامی امریکا بخصوص کمپنی بلک واتر در افغانستان قابل درک است آقای کرزی از هرکس دیگری اهداف دراز مدت کمپنی های خصوصی نظامی را که غیر از ازدیاد جنگ دیگر ثمره ندارند میداند با در نظرداشت این بگو مگو ها  هفته گذشته جان مکین  سناتور برجسته امریکایی

که ریاست کمیته نظامی و تسلیحاتی سنای امریکا را به عهده دارد استراتیژی خویش در مورد افغانستان را اعلان کرد همزمان دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا طی کنفرانس مطبوعاتی گفته است که بزودی استراتیژی امریکا در مورد افغانستان اعلان خواهد شد گرچه تا هنوز اداره دونالد ترامپ استراتژی جدیدش را در مورد افغانستان نهایی نکرده است، مشکل اساسی در اینجا نهفته است یک تعداد مشاورین آقای ترامپ که خود کمپنی های نظامی خصوصی یا فابریکات سلاح سازی دارند اسرار دارند تا مسئولیت جنگ افغانستان به شرکت‌های امنیتی خصوصی داده شود. به باور آگاهان نظامی طرح و اتخاذ این تصمیم به معنی ادامه جنگ در افغانستان است از سوی دیگر استراتیژی را که جان مکین مطرح بحث قرار داده بر مشخصات ذیل استوار است ازدیاد قوت های نظامی امریکا در افغانستان تشدید بمباردمان هوایی بر مخالفین و وارد نمودن فشار بر پاکستان است اما استراتیژی دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا در مورد افغانستان بدون تردید شامل فرستادن چند هزار سرباز اضافی به افغانستان و یک تعداد پیشنهادات و سفارشات دیگر خواهد بود، در چنین وضعیتی دو نفر از مشاورین ترامپ به شمول داماد اش جرارد کوشنر تلاش دارند تا  جنگ طولانی افغانستان به شرکت‌های امنیتی خصوصی «بلک واتر» و «داین کورپ» واگذار شود. به گفته جرارد کوشنر داماد دونالد ترامپ هدف این پیشنهاد کاهش هزینه و خطرات متوجه سربازان امریکایی عنوان شده است.هیچ عقل سلیم نمیتواند واگذاری جنگ در افغانستان را به کمپنی های توجیه حقوقی و منطقی نماید تصمیم این عمل بر علاوه ادامه جنگ در افغانستان بلکه عامل بی‌ثباتی بیشتر افغانستان و کشور های  منطقه نیز می‌شود.
استراتژی امریکا  در افغانستان در طی 17 سال گذشته نتیجه‌ای را که انتظار می‌رفت با خود نداشته است اما سپردن این ماموریت به کمپنی های خصوصی نظامی بحران را فراگیر تر و مردم افغانستان را زمینگیر تر میسازد گرچه شرکت‌های امنیتی بلک واتر و داین کورپ در گذشته نیز در افغانستان فعالیت داشته اند. اما مردم افغانستان از آنها خاطرات تلخی دارند نقش این شرکت‌ها در جنگ افغانستان بعد از سال ۲۰۱۴ که ماموریت جنگی نیروهای بین‌المللی در افغانستان به پایان رسید، کاهش یافت. ولی از چندی بدینسو این شرکت های در تلاش هستند تا قرار داد جدیدی را بخاطر جنگ افغانستان با پنتاگون امضا نمایند حضور کمپنی های خصوصی نظامی  به این معنی است که فعالیت‌های سازمان استخبارات مرکزی ایالات متحده امریکا (سی آی ای) نیز بیشتر می‌شود. این موضع هم در میان افغان‌ها بسیار حساسیت‌برانگیز است. در حال حاضر هم در افغانستان و پاکستان ایران و کشور های آسیای میانه مردم به فعالیت‌های «سی آی ای» به دیده شک و تردید می‌نگرند و انتقاد می‌کنند که اردوی امریکا مسئولیت اعمال خود را به دوش نمی‌گیرد. اگر مسئولیت جنگ افغانستان به عهده شرکت‌های خصوصی واگذار شود، بسیاری افغان‌ها مخالف حکومت و امریکا گردیده صفوف مخالفین حکومت افغانستان تقویه خواهد شد گرچه مسئولین بلند پایه دولت افغانستان به این باور اند که واشنگتن به صورت عموم نظر مثبت نسبت به افغانستان دارد. اما چنین به نظر می‌رسد که برخلاف اظهارات مسئولین افغانستان، نگرانی‌ها در حکومت ایالات متحده امریکا راجع به وضعیت افغانستان نیز رو به افزایش است. حالا نمیتوان دقیق پیشبینی کرد که آقای ترامپ به پیشنهادات داماد نازدانه خود آقای جرارد کوشنر توجه بیشتر خواهد نمود یا از عقلانیت کار خواهد گرفت بهتر است امریکا
در استراتژی جدید خود همکاری دیپلوماتیک و نظامی را با حکومت افغانستان وسیع‌تر نموده راه های بیرون رفت که به کمک کشور های منطقه امکان پذیر است نیز مورد توجه قرار گیرد به هر صورت .آمریکا همچنان در جنگ افغانستان درگیر خواهد بود و طرح استراتیژی جدید بزودی نیز گره گشای همه جانبه نخواهد شد. واشنگتن میداند که  جنگ افغانستان طولانی ترین جنگ در تاریخ آمریکا به شمار می رود و در شرایط موجود  این جنگ با گذشت هر روز فراگیر تر و خونین تر میشود با در نظرداشت اشتباهات فراگیر مقامات امریکایی بی کفایتی و سو استفاده های  اقتصادی و سیاسی غیر مشروع در دولت افغانستان برای فعلاً در ظاهراً امیدی به پایان این جنگ نیست. من که در داخل افغانستان هستم و گزارشات یومیه را دنبال مینمایم هر روز که می گذرد، ما مناطق بیشتری از خاک افغانستان را از دست می دهیم. در چنین حالتی متاسفانه آمریکا نیز دست روی دست گذاشته و از دست رفتن دستاوردهایش در افغانستان را نظاره می کند. گرچه اگر به گذشته برگردیم بعد از سقوط حکومت طالبان و حضور پر رنگ امریکایی ها در اویل دهه 2000 میلادی، در افغانستان به نظر می رسید که پیروزی بزرگی برای آمریکا در افغانستان رقم خورده است. اولین حملات نظامی آمریکا به افغانستان توانست بسیاری از اهداف مورد نظر آمریکا همچون نابودی پایگاه های القاعده یا کشتار و فراری دادن بسیاری از رهبران این گروه تروریستی مانند اسامه بن لادن را محقق کند. اما دوران دستاوردهای بزرگ آمریکا در افغانستان به سرعت پایان یافت؛ بیشتر به این دلیل که نیروهای ارتش ایالات متحده آمریکا برای جنگ در عراق به آن کشور اعزام شدند؛ جنگی که باراک اوباما در سال 2008 آن را "انحرافی خطرناک" توصیف کرده بود.
شاید بخش دیگری از علت این امر به ماهیت جنگ افغانستان باز می گشت؛ چرا که طالبان دشمنی باهوش بود و این توانایی را داشت در خارج از مرزهای افغانستان و در کشور همسایه یعنی پاکستان به فعالیت های خود ادامه دهد. اما پاکستان خود معزلی بزرگ در این میان بوده و هست که برنامه ریزان نظامی و سیاستگذارن آمریکا و افغانستان را از همان ابتدا به ستوه آورده بودند مقامات ارشد آمریکا و افغانستان به خوبی از این حقیقت آگاه بودند که نیروهای القاعده و طالبان به طُرق مختلفی از سوی سرویس های اطلاعاتی کشور همسایه یعنی پاکستان حمایت و پشتیبانی می شوند اما نمی دانستند چه اقدامی را باید در مورد پاکستان صورت دهند؛ چرا که این کشور یکی از متحدان نزدیک آمریکا به شمار می رفت و از طرفی نیز یک قدرت هسته ای بود. اما این مشکل هیچ گاه حل نشد.
در سال 2009 و با وخیم تر شدن شرایط در مرزهای شرقی افغانستان با پاکستان، طالبان مجدداً ظهور کرد و با ایجاد پایگاه هایی جدید در شمال افغانستان بسیاری از شهرهای اصلی این کشور را مود تهدید قرار داد. در چنین شرایطی، اوباما رئیس جمهور سابق امریکار با انجام برخی اقدامات نظامی با هدف پیروزی دوباره در جنگ افغانستان موافقت کرد و در حدود 33 هزار نیروی نظامی جدید و همچنین تعدادی زیادی از پیمانکاران وابسته به پنتاگون و پیمانکاران خصوصی را برای ایجاد امنیت دوباره در افغانستان، در این کشور مستقر کرد. اگر این اقدامات نظامی در آن زمان نتیجه می داد، فضای بیشتری برای احیای نیروهای نظامی افغان فراهم می شد و ایالات متحده نیز از باتلاق جنگ افغانستان رهایی می یافت.
نتیجه :
با در نظرداشت توافقنامه امنیتی میان کابل و واشنگتن که در اوایل حکومت وحدت ملی امضا گردیده حضور کمپنی های خصوصی نظامی در جنگ افغانستان هیچ  نوع جایگاه حقوقی و قانونی ندارد چون تمام نیازمندی‌های امنیتی افغانستان در توافق‌نامۀ امنیتی میان کابل و واشنگتن مطرح شده‌است  در توافقتنامه امنیتی مسئولیت های دولت افغانستان و مسئولیت های دولت امریکا منحیث دو دولت یا دو حکومت مطرح است نه کمپنی های شخصی اشخاص و افراد  نه تنها رهبران حکومت وحدت ملی بلکه امید میرود تا تما شخصیت های سیاسی نظامی که قلب شان بخاطر افغانستان می تبد نگذاراند یکبار دیگر کمپنی های خصوصی نظامی در افغانستان حضور پیدا نموده  و جنگ افغانستان را خونین تر و این سرزمین را ویران تر  بسازند.

 

********************************************


فاصله حرف تا عمل


احمد سعیدی


آنچه را که امریکایی ها در مورد سرنوشت جنگ و صلح در کشور ما میگویند نمیتوانم به آن باور نمایم ادامه ماموریت امریکایی ها در افغانستان مشکوم و ماجرا جویانه بنظر می رسد گرچه روز گذشته جنرال مک‌مستر، مشاور امنیت ملی دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا گفته است کاخ سفید از پاکستان میخواهد تا  در بخش حمایت از گروه طالبان تجدید نظر نماید به گفته جنرال مک‌مستر گرچه پاکستان در مبارزه با تروریزم تلفات سنگینی متحمل شده اما برخورد آن کشور"گزینشی" بوده است.
مشاور امنیت ملی رئیس جمهوری آمریکا گفته آقای ترامپ واضح ساخته که دیگر هیچ نوع حمایت از طالبان و سایر گروه‌های مرتبط برای دولت آمریکا قابل تحمل نیست. به گفته مشاور امنیت ملی امریکا دولت پاکستان در سال ۲۰۱۶ عملیات‌ "موثری" را علیه گروه تحریک طالبان پاکستان انجام داده، اما این کشور اقدامات قابل توجهی را علیه طالبان افغان و گروه حقانی که در پاکستان "پناگاه امن" دارند به عمل نیاورده است. این سخنان زمانی با رسانه ها شریک ساخته می شود که از استراتیژی جدید امریکا در مورد ختم جنگ در افغانستان هنوز خبری نیست چنانچه از چندین ماه بدینسو سیاسیون و آگاهان نظامی در افغانستان امریکا را به دلیل سیاست مبهم اش در مورد افغانستان به باد انتقاد میگیرند اکثری به این باور اند سیاست نا مشخص امریکا در افغانستان باعث ادامه جنگ در این کشور گردیده است.
افغانستان اضافه از  17 سال است که شاهد حضور نظامی امریکا و پیمان ناتو  در این سرزمین است، اضافه تر از یک صد  هزار نظامیان امریکایی  و هم پیمانان غربی شان در ظاهر بخاطر مبارزه علیه تروریزم آمده بودند اما حقیقت مبارزه علیه تروریزم هنوز در پرده ای از ابهام است با آنکه در این جنگ حدود چهار هزار عسکر امریکایی و اضافه تر از پنجاه هزار از نظامیان افغان کشته شدند وافغانستان بیشتر نسبت به گذشته  ویران گردیده مگر تهدید های ناشی از هراس افگنی و افراط گرایی همچنان پا بر جاست هراس افگنان نسبت به سال های 2001 الی 2015  از مردم افغانستان وکشور های دیگر زیادتر قربانی میگیرند.

17 سال حضور نظامی در افغانستان ، امریکا را وارد طولانی ترین جنگ خارجی نمود وهنوز هم نشانه از ختم این جنگ به چشم نمی خورداگاهان سیاسی در افغانستان و کشور های منطقه به این باور اند که نبود یک راهبرد واضح ویا هم برنامه طویل المدت امریکا در قبال افغانستان باعث گردیده تا جنگ در افغانستان ادامه پیدا کند.
ادامه چنین یک وضعیت بازیگران دیگر را  که با ادامه حضور امریکا در منطقه منافع شان را باتهدید روبرو یافتند وارد میدان ساخت وافغانستان درگیر رقابت های جدی تر منطقه یی شده است. وضعیت نا هنجار موجود و نا آرامی های دایمی سبب شده  که روسیه و چین برای پر کردن خلاء وارد عمل شوند. جنگ تا هنوز به شدت ادامه دارد به یقین با گذشت هر روز موج جدیدی از خشونت گریبانگیر مردم افغانستان میگردد حمله به مساجد مکاتب  و نهاد های عام المنفع زنگ خطری است که با گذشت هر روز صدایش بلند تر می شود حمله بر شفاخانه چهار صد بستر ، حمله بر قول اردوی 209 شاهین انفجار در چهاراهی زنبق حمله در مسجد باقر العلوم کابل حمله در مسجد جوادیه هرات یکی پی دیگری خیلی هولناک و تکان دهنده است.

تمامی این حملات با اولین سفر بین‌المللی دونالد ترامپ رئیس‌جمهور امریکا  به کشور های  شرق میانه و اروپا همزمان شد. در حالیکه گفته میشد مشکل  تروریزم محور اصلی دیدارهای آقای ترامپ خواهد بود.با وجود بیش از 17 سال حضور نظامی در افغانستان و کشته شدن صدها نفر در چند ماه گذشته در افغانستان، ترامپ به ندرت درباره مشکلات افغانستان سخن گفته است.

در حالی که آمریکا و دیگر اعضای ناتو در حال بررسی اعزام نیروهای بیشتر به افغانستان برای حمایت از نیروهای امنیتی این کشور بودند، موضع سخت‌گیرانه ترامپ علیه دیگر اعضای ناتو مشکلات این کشور را افزایش داده است چند قبل دونالد ترامپ از دیگر اعضای ناتو درخواست کرده بود تا هزینه‌های دفاعی خود را افزایش دهند. علاوه بر این نیز نبود رویکرد روشن و کلی واشنگتن درباره افغانستان نیز بر مشکلات این کشور افزوده است.
اگرچه روسیه و چین تلاش می‌کنند تا خلاء موجود را با ایجاد مذاکرات بین طالبان و کشورهای منطقه پر کنند، ولی با وجود این تلاش‌ها پیشرفتی حاصل نشده است، به ویژه اینکه آمریکا از حضور در این مذاکرات خودداری کرده است، اگر چه رهبران افغانستان به این باور اند که بزودی استراتیژی حکومت ترامپ در مورد افغانستان که نقطه ای مهم آن فشار بر پاکستان خواهد بود اعلان میشود با آن هم تا هنوز  سیاست آمریکا در قبال افغانستان در وضعیت نامعلومی قرار دارد. ادامه خشونت و حملات طالبان و همچنین موضع نامشخص آمریکا در مذاکرات، اجازه موفقیت به تلاش‌ها برای ایجاد صلح افغانستان را نمیتواند کارا سازد. متاسفانه ادامه جنگ و خشونت سال‌هاست در افغانستان ادامه دارد در حالیکه قوت های مسلح افغانستان اضافه تر از سه سال بدینسو مستقلانه کوله بار جنگ را بدوش دارند با آن هم تمام گروه‌های ذینفع در این کشور به این باور اند که نیروهای افغان به تنهایی آمادگی کافی برای مقابله با طالبان را ندارند. علاوه بر این پیامد خروج جزئی و آموزش نیروهای افغان توسط نیروهای آمریکایی نیز به بهبود این وضعیت کمکی نکرده است، بنابراین آمریکا که بنظر می‌رسد در قبال افغانستان به فراموشی رفته است، باید از این فراموشی خارج شده و این حقیقت را قبول کند که بدون روشن کردن موضع خود در افغانستان، قادر نخواهد بود پیشرفتی در وضعیت کنونی این کشور ایجاد کند.

حرف از سیاست مبهم امریکا در قبال افغانستان در حالی به میان میاید که این کشوردر حال بررسی وضعیت نظامی افغانستان است  که بعد از اتمام این بررسی ها  در موردعزام  نیروی بیشتر نظامی به افغانستان تصمیم گرفته خواهد شد در همین حال مقام‌های ارشد آمریکا توصیه کرده اند که رییس‌جمهور ایالات متحده چندین هزار سرباز به افغانستان اعزام کند. اما پژوهشگرانی چون «استیفان والت» و «مایکل اوهانلون» استدلال می‌کنند که ایالات متحده باید این سربازان را در قالب یک استراتژی مشخص اعزام کند. نه بدون یک سنجش دقیق
در حال حاضر چهار استراتژی باید در افغانستان انجام شود که شامل دولت‌سازی، مصالحه، مهار و پایگاه‌سازی است. دولتهای «جورج  بوش» و «باراک اوباما» در مورد این چهار استراتژی همواره تردید داشتند و این باعث شد که هیچگاه یک استراتژی مشخص در این زمینه نداشته باشند. به عقیده من ترامپ باید این چهار استراتژی را ارزیابی کرده و قبل از اعزام سربازان بیشتر به افغانستان یک استراتژی منسجم را اتخاذ کند.
حفظ سربازان آمریکایی در افغانستان تنها برای حمایت سیاسی از حکومت وحدت ملی
برای پیروزی در مقابل طالبان، دولت مرکزی افغانستان باید از ثبات نسبی برخوردار باشد، این استراتژی شامل ایجاد تقویت نیروهای امنیتی و نهادهای حکومتی، خواهد بود؛ به‌طوری که آن‌ها «قادر به ایستادن روی پای خود» باشند و بتوانند طالبان را شکست دهند.
فرضیه اصلی این راهبرد بر این مبنا است که یک دولت مرکزی قوی در افغانستان می‌تواند سازمان‌های تروریستی را از بین برده و نگذارد آن‌ها تهدیدی علیه ایالات متحده بوده یا در سراسر آسیای جنوبی و مرکزی گسترش پیدا کند.

با تقویت دولت مرکزی سربازان آمریکایی مستقر در افغانستان تنها به مشاوره و آموزش نظامیان افغان خواهند پرداخت و تضمینی برای حمایت سیاسی از این دولت خواهند بود.
اگاهان سیاسی و نظامی به این باور اند ، امریکا به دلایل که نزد خود دارد سیاست واضح  و روشن را در  فبال افغانستان اتخاذ نکرده  حتا روند تجهیز نیروهای دفاعی  افغان را با کندی به پیش میبرد  وتا زمانیکه به این وضعیت خاتمه بخشیده نشود وتا زمانیکه حضور هدفنمد نظامی خود را برای کشور های منطقه بخصوص روسیه و چین توضیح ندهد نمیتوان ، بهبود وضعیت را انتظار داشت. در چنین وضعیتی که هیچ کس نمیداند استراتیژی آینده امریکا با چه ارزش ها و معیار های تدوین خواهد شد اما فدراتیف روسیه نیز آرام ننشسته است روسیه در تلاش است تا منافع اش را در افغانستان، یعنی در کشوری احیا می‎کند که به نام قبرستان امپراطوری‎ها شهرت دارد.
این مانورهای زیرکانه روسیه شامل تماس با طالبان و رهبری یک تلاش جدید دیپلوماتیک برای برخورد با آینده افغانستان در حالیست که جهان هنوزهم در مورد ستراتیژی جدید واشنگتن برای افغانستان بی خبر است. با در نظرداشت تضاد و مخالفت های که بین روسیه و امریکا وجود دارد  اداره رئیس جمهور دونالد ترمپ در مورد اهداف اصلی مسکو مطمین نیست بعضی ها حرکت های قدرتمندانه فدراتیف روسیه در افغانستان همچنان عاقبت نگران کننده دیگری از تجدید و تاخیر در موقف گیری‎های واشنگتن تلقی می‎کنند. این درک یا دیدگاه در سطح بین المللی درحالی به شدت شکل می‎گیرد که امریکا تعذیرات تازه اقتصادی علیه روسیه و ایران  وضع کرده است  با در نظرداشت سابقه ماموریت که روسیه در افغانستان داشته شناخت و آگاهی که رهبری روسیه از وضعیت افغانستان دارد در حال حاضر در افغانستان "روسیه خلای را می‎بیند و تلاش دارد آن را پر کند، روسیه در هر جا دنبال فرصت‎ها می‎گردد تا بتواند نفوذش را گسترش داده و منافع اش را آزادانه دنبال کند و اتحادها و مشارکت‎های ایالات متحده را مهار سازد .
افغان‎ها منتظرند ببینند که آیا واشنگتن سربازان بیشتر به افغانستان میفرستد، ستراتیژی مناسب را در برابر حملات روز افزون طالبان و عقب گردی‎های قوای افغان اتخاذ می‎کند یا نه؟ از سوی دیگر امریکا به این باور است که مسکو با طالبان روابط برقرار ساخته آنها را همکاری میکند اما مسکو این ادعا را که گویا از طالبان حمایت تجهیزاتی می‎کند رد کرده‎است و می‎گوید، تماس‎هایش با طالبان فقط به تامین امنیت و تشویق این گروه تندرو به مصالحه با حکومت افغانستان متمرکز است، چیزیکه واشتگتن در آن در چند سال گذشته ناکام بوده‎است.گفته می‎شود روسیه در اصل، به جنگ افغانستان با نگاه متفاوت تر از غرب می‎نگیرد.روسیه اغلبا" فعالیت‎های امریکا در افغانستان را با اصطلاحات بازی بزرگ سال‎های ۱۸۰۰ ترسیم می‎کند، یعنی زمانی‎که روسیه و امپراطوری بریتانیای کبیر برای داشتن نفوذ در افغانستان و همسایه هایش رقابت می‎کردند و روی ترسیم موقف ستراتیژیک افغانستان با آسیا و شرق میانه تصمیم می‎گرفتند.
روسیه حال آهسته آهسته آغاز به این کرده‎است که طالبان را به حیث یک قوای محلی و یک شریک خود در جنگ علیه داعش ببیند، نه یک تهدید جهادیست بین‎المللی.
در حالی‎که روس‎ها از بی ثباتی افغانستان به دلیل نزدیکی با ساحه نفوذ خود نگرانی دارند، شاید مسکو با تلاش‎های اخیرش، خواهان بهتر ساختن موقف دیپلوماتیک اش و تقویت روابط در آسیا است. فشار روسیه به سمت شرق بعد از آن بیشتر شد که روابط مسکو به سبب الحاق کریمیای اوکراین با خاک روسیه و موضوع دخالت در انتخابات امریکا، با واشنگتن و غرب تیره شد.روسیه روابط قبلاً سرد اش با پاکستان را که میزبان رهبران طالبان است بهبود بخشیده و روابط پرتنش و همکاری‎های اقتصادی با چین را نزدیک ساخته‎است. مردم افغانستان از بی ثباتی در سرزمین خود مایوس اند، نه تنها افغان ها بلکه تمام منطقه عذاب می‎کشند . هنوز همه چیز در پرده ای از ابهام است باید انتظار کشید اما من باور ندارم بزودی این جنگ خاتمه یافته مردم افغانستان از مشکلات رهایی یابند چون جهت مهار کردن این وضعیت نه تدبیریست و نه مدیریست .

 

*********************************


عوامل بی اعتمادی ملی در حکومت وحدت ملی


احمد سعیدی
در تضاد با عملکرد و اجراات حکومت وحدت ملی اپوزیسیون ها و ائتلاف های زیادی ساخته شده مانند شورای حراست و ثبات افغانستان ، جبهه نوین ائتلاف نجات افغانستان ، جنبش روشنایی ، جنبش رستا خیز تغییر از سوی دیگر همزمان روز گذشته محفل که در بلخ برگزار شده بود در ننگرهار نیز شورای دیگری علیه حکومت وحدت ملی اعلان موجودیت کرد حالا میخواهم عوامل که اکثریت مردم از حاکمیت موجود رضایت ندارند چیست برجسته سازم  .

1.بی کفایتی، قانون گریزی، بی تفاوتی، پارتی بازی و دروغ بافی در درون حکومت
وحدت ملی باعث شده تا مردم نسبت به دولت بی اعتماد بوده به مخالفین بیشتر علاقه نشان دهند  .
2.به گذشت هر روز کشور ما در یک وضعیت ناهنجار ، نا امن و به میدان تقابل بین نیرو های خارجی و کشورهای متخاصم مبدل می گردد . مردم از فقر ، عدم امنیت ، رشوه واختلاس در رده های مختلف حکومت از بالا تا پائین ، رنج می برند. واضح  دیده می شود که در حاکمیت ارادهء برای رفع این همه بدبختی ها بصورت جدی و فراگیر وجود ندارد . با گذشت هر روز بحران فراگیر شده میرود بدون تردید حکومت نیز نظاره گر این وضعیت نا هنجار است

3. بحران در یک کشور انتخاب همه گزینه هارا برای سیاسیون بمنظور نجات و خروج از بحران توجیه مینماید. بحران امنیت و همه بحرانها نا رضائیتی مردم سر چشمه أصلی این بحرانها ست.باید مردم راضی شوند وامنیت تأمین گردد تا جلوی همه نا بسامانیها ونا رسائیها گرفته شود.

4.هر چند عوامل بحران در کشور بیشمار است اما از همه مهم تر بی عدالتی بطور عام بد ترین عامل نا رضائیتی مردم در ضمن باید بپذیریم که نا بسامانیهای کنونی زاده یک عامل ویا چند عامل کلی نیست بلکه بسیاری از مؤلفه ها وعناصر نقش خودرا درزایش بحران تا گسترش آن دارند
* نقش رهبری حکومت در بحران آفرینی.
*کادر های کم تجربه:
* اثر منفی قوانین ونحوه نا درست تطبیق پالیسی ها.
* نقش بعضی از رسانه ها واستفاده منفی از دموکراسی
* عمل نکردن در تطبیق عدالت انتقالی
* کم سوادی توأم با اختلافات دیرینه قومی.
* نقش همسایه ها در بی ثباتی افغانستان.
* تنفر آفرینی توسط مخا لفین:
5.سیاست دولت نیز باعث بحران کنونی است.سیاست مبهم جنگ وصلح با مخالفین سیاست دو پهلو با همسایه ها وخارجی ها همه مسائل اند که مردم نمیتوانند راه راست را از کج فرق کنند ویا بین دوست ودشمن فرق قائل شوند .

6.قوانین نیز بحران آفرین است: قوانین افغانستان از جمله قانون اساسی بحران مشروعیت میباشد قانونی که هم از جامعه سنتی حمایت میکند وهم از دموکراسی غربی اینها با هم تناقض دارند .
7.در بعد نظامی:نیرو های خارجی در موردوضع الجیشی وسوق الجیشی خود دقت نکردند.یعنی قرار گاه های عمده باید بجای شهر ها در نزدیکی سر حدات وضع می شد وجریان عبور ومرور افراد القاعده داعش طالب ومخالفین را نظارت میکردند ودر پهلوی آن نیرو های افغان را هم در همان نقاط دور ونزدیک به مرز تر بیه میکردند.لذا در مورد جا بجای قرار گاه ها ونحوۀ عملیات باید دقت میشد .

8.در بخش اقتصادی: حکومت باید اقتصاد را کنترول کند لا اقل مالیه مورد نیاز را از کمپنی ها اخذ کند اما دولتی که ادارات زیر دست وافراد خودرا کنترول کرده نتواند بازار آزاد را هر گز کنترول کرده نمی تواند .

9.نقش اندیشه های قومی وعقائد سنتی مردم واختلافات میان اقوام هم نقش خودرا در ایجاد زمینه های بحران دارد.باید در مناطقی که مردم آن زیر تاثیر شعار تبلیغ مفتیان پاکستانی شده اند تنها نیرو های امنیتی داخلی استخدام شده وهم زمینه آشتی بین اقوام جستجو گردد .

10.نقش کشور های همسایه در ایجاد بحران کم نیست.ایران بخاطر نفوذ مذهبی وجلوگیری از پیروزی آمریکا در افغانستان هر چه در توان دارد انجام میدهد
پاکستان جمع عربستان سعودی قطر امارات متحده اهداف مشخص خود را دارد در مورد پاکستان برعلاوه اهداف مغرضانه دیگر خصومت پاکستان با هند ولاینحل ماندن خط دیورند بردوام بحران افزوده است.


11.مردم ضعف نظام را بوجود فساد در بدنه سیستم  واداره مربوط میدانند اما آنچه به نظر من بد تر از فساد بساط حکومت را جمع نموده همانا تبعیض وبیعدالتی در کشور است که اسباب مأیوسیت ودلسردی مردم را نسبت به دولت فراهم ساخته وآهسته آهسته مردم را در کنار مخالفین قرار داده است . با در نظرداشت این همه مشکلات تا زمانیکه حمایت خارجی ها از حاکمیت موجود برقرار باشد هرگز این حکومت سقوط نخواهد کرد

راه حل :
1.با تطبیق عدالت ویا قانون پذیری قابل حل است.عدالت در عرصه مشارکت سیاسی ،عدالت در تشکیلات اداری ،عدالت وتوازن در تطبیق پروژه های باز سازی وانکشاف ملی،

2. حکومت باید به هر شکلی که می شود رهبری خود را متحد و یک پارچه بسازد که دیگر سوالی مطرح نگردد که کدام وزیر به کدام جهت تعلق دارد و مربوط کیست.
3.رئیس جمهور اعتماد از دست رفته را با طرح و استراتیژی های جدید دوباره احیا کند.

4. گرچه خارجی ها  انتظار بهبود وضعیت فعلی حکومت وحدت ملی را ندارد با آن هم تلاش صورت گیرد تا در پهلوی ایجاد اعتماد ملی اعتماد بین المللی را نیز گسترش یابد
عمر صمد، به این باور است که حکومت وحدت ملی روی قواعد توافق شده عمل نمی کند و با موجودیت اختلافات و جنگ روی قدرت، حکومت وحدت ملی به یک حکومت غیر متحد مبدل شده است.
5. رهبری حکومت وحدت ملی با درک از وضعیت پیش آمده خود را افق داده، و با محدودیت های سیاسی حاکم، انعطاف پذیر باشد. با گزینه های مختلف باید روی استحکام این حکومت، روابط افغانستان با خارج و جلب اعتماد مردم بر حکومت وحدت ملی، کار شود.

6.آقای غنی باید مشی های خود را برای مردم واضح سازد تا موقعیتش را بین مردم افغانستان و جامعه جهانی بهبود بخشد. از سوی دیگر آقای غنی باید شک و تردید ها و نگرانی های را که موجب افزایش موارد غیر قابل پیش بینی میشود از میان بردارد. حتی به حریفان سیاسی خود  اطمینان دهد که موقف آنها محفوظ است. من میدانم که افزایش حملات طالبان، تلاش ها برای مذاکره با طالبان، کشمش های سیاسی با پاکستان و عدم اراده سیاسی باعث شده است تا حکومت افغانستان قادر به انجام تعهدات خود نگردد. اما مردم اعوام این حقیقت را نمیداند  
7. به باور من مذاکرات صلح یک حربه است نه یک هدف. اگر مذاکرات صورت نگیرد گزینه بهتر ایجاد ظرفیت هاست که باید روی آنها زیادتر کار شود .
نوت : وضعیت آنچه که آرزو است آنطور نیست باید رهبری ریاست جمهوری هرچه عاجلتر جهت جلو گیری از بحران به وجود آمده گام های موثر و عملی بردارد . به عقیده من هر قدر بحران فراگیر تر شود فاجعه آن نیز جبران نا پذیر تر میشود .


Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در شنبه ، 11 شهریور 1396 ، 11:27
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 256 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.