Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

شانس مایوس کننده روشنگری در توده قبایلی PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - ســـــیاسی
نوشته شده توسط سلیمان کبیر نوری   
دوشنبه ، 19 تیر 1396 ، 09:33

سلیمان کبیر نوریپیش تبصره:
اخیرن در مقاله بسیار آموزنده "ملاحظات مبرم روانشناسانه در رهبری سیاسی و سازماندهی" نویسنده و اندیشمند روشنگر افغانستان محمد عالم افتخار به یک فاکت تکاندهنده از زیست و معاشره قبیله ای برخوردم که سخت مرا به اندیشه فرو برد. توجه کنید:
"اینجا در خلیج بنگال؛ جزیره ی "نورث سنتینل" را می نگرید که طبیعت جنگلی ی شگفت انگیزی دارد، اما آنچه در پشت جنگل های انبوه و درختانش پنهان شده همچنان ناشناخته باقی مانده است؛ زیرا نزدیک شدن به این جزیره خطرناک بوده و مساوی با مرگ است.
در این جزیره ی مرموز که یک قبیله ی مرموز موجود میباشد که از آمدن غریبه ها به سواحل جزیره ی خود قطعاً جلوگیری می کنند. هر غریبه ای که به سواحل جزیره نزدیک شود بی درنگ او را به قتل خواهند رسانید.
آدمیان قبیله ی مرموز "سینتیلیسی" که رسماً متعلق به هندوستان است؛ گفته می شود از هزاران سال پیش به این جزیره قدم گذاشته اند در مواجهه با کسانی که از نزدیکی جزیره عبور کنند رفتار تهاجمی و خشن دارند. حتی هلیکوپترهایی که در ارتفاعات پایین بر فراز جزیره به پرواز در می آیند تا توپوگرافی منطقه را بررسی کنند هم از گزند تیرها و نیزه های آنان در امان نیستند.
بدینگونه گفته میشود که از نزدیک به شصت هزار سال این جزیره خلیج بنگال همچنان معمایی حل نشده باقی مانده است. معما این است که مردمان غالباً کم عده این قبیله چگونه خود و زیستار و مناسبات باهمی و ضوابط گله ای یا اجتماعی خود را تعریف کرده اند که منجر به دشمن انگاری تمامی موجودات و عمدتاً تمام مردمان دیگر گردیده. معلوم است که مؤلفه غریزی ـ عقلانی «همنوعی» فراتر از جزیره؛ در مورد هم قیافه گان و هم اندام های دیگر؛ نزدشان مطلقاً وجود ندارد.
شاید اینان در زمانهای زد و خورد قبایل متخاصم؛ هدف بدترین و نبخشاینده ترین اجحافات قرار گرفته و پس از تبه شدن های فجیع درین جزیره متروک و بی صاحب؛ پناه برده فرهنگ و کلچری بر مبنای «همگی در همه حال دشمن!» بنیاد نهاده اند.

با این فرض؛ میتوان حدس زد که آنان بلا استثنا کودکان خود را از همان لحظه تولد با همین خرده فرهنگ و روحیات ویژه می پرورند و با قوی ترین «ناخود آگاه» دشمن سوز و دشمن کش به بار می آورند. و چنین است که نسل اندر نسل؛ صد درصد مشابه و مماثل هم به بار می آیند.

به هرحال ناگفته پیداست که افراد قبیله از پیشرفت و تکنولوژی و حقوق و ارزش های جهان کنونی هیچ چیزی نمی دانند، چونکه تمامی درها را به روی دنیای بیرون بسته اند، حتی هیچ کسی نمی داند که زبان مشترک آنها چیست؛ چگونه خورد و نوش و زاد و ولد و به اصطلاح زندگی می کنند؛ چه آداب و رسوم و باور ها و عقاید و متکا های روانی دارند."
درین آدرس تفصیل و تصویر های موضوع را ملاحظه کنید:
http://pendar.forums1.net/t5268-topic

اندیشه و وسواس سنگین من بیشتر ازین خاطر بود که بالاخره خیلی از هموطنان ما هم قبایلی بوده معاشره و کلچر قبیلوی دارند. دیدم که با اینهم خوشبختانه آن هموطنان ما آنقدر ها شباهت به این قبیله عصر حجری ندارند. ولی از نوع تفاوت یافته معاشره و کلچر قبیلوی برخوردار میباشند که محاسن هم دارد و معایب و مشکلات هم.
قبل از اینکه وارد اصل بحث شوم میخواهم این تئوری عصر روشنگری را به توجه برسانم تا راه به صحبت بهتر هموار شود.

به نظر امانویل کانت (1724 – 1804)، فیلسوف شهیر آلمانی، روشنگری؛ تلاش برای بیرون آوردن انسان از صغارت است!

کانت در رسالۀ "روشنگری چیست؟" می گوید: روشنگری خروج انسان از صغارتی است که خود بر خویش تحمیل کرده است.(یعنی کدام جانور دیگر یا عامل بیروتی تحمیل نکرده است) صغارت، ناتوانی در به کار بردن فهمِ خود بدون راهنمایی دیگری است.

شعار روشنگری این است: در به کار گیری فهم خود شهامت داشته باش!
به نظرِ کانت این حماقت و نادانی نیست که ما را از فکر کردن برای خود مانع می شود، بلکه تنبلی و بی شهامتی است. آسان و راحت است وقتی دیگران برای ما فکر کنند و تصمیم بگیرند. اکثر اوقات ما از تصمیم گیری و قبول ریسک آن می ترسیم، به ویژه وقتی فکر کنیم که اشتباه ما به شرمساری می انجامد.

اکنون اصل سخن:

1 ـ چرا مخصوصن طی بیشتر از شانزده سال اخیر بیشترین تلفات انسانی، ویرانی، دربه دری، آوارگی، محرومیت از درس و تعلیم، بدنامی و توهین و تحقیر بر ملیت برادر پشتون ما تحمیل شده است و میشود؟

در واقعیت اولین قربانیان جنگ های نیابتی و بالاخره اشغال و اشغالگری در افغانستان، قبایل سلحشور ولی ستمدیده ی پشتون بوده است. یکی از علت ها همانا موقعیت جغرافیایی آنان در امتداد مرز با پاکستان میباشد که شعله ور کننده و شعله ور نگهدارنده جنگ های نیابتی به عناوین فصلی جهاد علیه تجاوز شوروی و اشغال امریکا و ناتو است.
اما علت بعدی و شاید عمده تر؛ شیوه معاشره و روانیات قبیلوی است که بر اساس آن؛ توده های قبایل، کشران یعنی صغیران استند که باید تابع مشران خود باشند و این مشران اساساً خوانین و ملاها اند ولی در سالیان اخیر به ویژه زمانی که ما آنرا در نظر داریم؛ یکعده تحصیلکرده ها و کسانی که در جنگ ها به نام و نان و نوایی رسیده اند؛ هم به مشران سنتی اضافه شده اند و چه بسا از آنها خیلی پیش هم افتاده اند.
نظام و معاشره قبیلوی خصوصن که از مناطق مدنیت دار به لحاظ اراضی هرچه دور افتاده باشد؛ بیشتر به صغیر ماندگی و صغیر باوری انسان کمگ میکند. البته اولاده مشران و خان ها با وصف صغارت حقیقی خود؛ بیشتر خود را بزرگ و بزرگوار و مشر تلقی می نمایند و به همان تناسب از فهم خود در نسبت به افراد مشابه توده جامعه پدر سالارانه خود کار میگیرند. سعی میکنند در پیشاپیش دیگران حرکت نمایند؛ برای دیگران فکر کنند و تصمیم بگیرند. لذا خانزادگی، مشرمآبی یا ملایی، میرزایی و تحصیلکردگی آنهم اگر در خارج از کشور باشد؛ دارای امتیاز مسلم است.
بنابر این حکومت های خودی و بیگانه مانند انگلیس و پاکستان و امریکا و (شوروی متوفی هم در یک حد متفاوت تر) برای زیر کنترول و اداره در آوردن مردمان قبایلی به خانها و ملوک طوایف و مشران و بابا های قبیلوی رجوع میکنند. و حتی به فکر شان هم خطور نمیکند که از توده های مردم قبایلی اندیشه داشته باشند یا برای پیشرفت اجتماعی و تعلیمی و تربیتی آنها کاری بکنند و پلان و پروژه بگیرند. یا به روشنگری و بیدار گری در میان آنان عزم و اراده ای مبذول بدارند.
پدر سالاری و آخوند سالاری عمده ترین اشکال سلطه در قبایل ما بوده است و میباشد و بدبختانه تا دیر وقت هم خواهد بود.
پاکستان با بهره گیری از هردو مرجع قدرت قبیلوی یعنی مسجد والاها و ارباب پشتونوالی عجب توانست؛ طالبان را بسازد و توسط آنها آرگاه و بارگاه مجاهدان خود پرورده را در کابل چپه کند و بر افغانستان حاکم شود.
وقتی اختابوت جهاد تولید مثل کرده رفت القاعده و امثال آن ایجاد و بزرگ شد. عین گپ به انفجار دادن های انتحاری برج های تجارت جهانی در امریکا توسط هواپیما های ربوده شده رسید. تا که حکومت امریکا گویا جهان را علیه وحشت تروریزم متحد کرده به افغانستان لشکر کشید.

حدود 16 سال و اندی پیش، همه مردم مان دیدند که ده ها هزار از نیرو های سنگین خارجی برای سرکوب طالبان میزبان القاعده و بن لادن و مجازات حامیان ایشان به کشور مان هجوم آوردند. همه دیدند که به زور بمباردمان ها قطار های داتسون های طالبان از طریق شاهراه های کشور به مراکز و قرارگاه های اصلی شان در پاکستان برگشتند. مشاورین و افسران پاکستانی شان در کندز از طریق هوا اجازه یافتند که به کشور پاکستان باز گشت نمایند. چرا که این در حالی بود که زمین و هوای کشور تحت کنترول قوت های خارجی قرار گرفته بود.

خلاصه حکومت دستنشانده غرب به یاری مشتی از قبایلی های افغان تبار تحصیلکرده و خارج دیده، در کشور آغاز به کار کرد.

- پس از فرار طالبان به پاکستان و تامین امنیت کشور، آنعده سران، بزرگان و ریش سفیدان قوم پشتون در جنوب کشور که روحیه آزادی خواهی و وطنپرستی داشتند با اشکال مختلف محوی فیزیکی و یا زمینگیر ساخته شدند. شوربختانه؛ بی آنکه توده های قبایلی خود بدانند که حاکمان و حکمراوایان همتبار پشتون شان، خود عامل این همه رویکرد های مهلک و تبهکارانه و جنایتبارانه و شوم در سرنوشت آنان استند، برعکس اینها که به لحاظ روانشناسی در صغارت قرار داشتند گرفتار توهمات مشری و بابایی در وجود نودولتان امریکا آورده شده غالبان سنگ دفاع از داعیه ی این به اصطلاح رهبران و مشران را پیوسته گرماگرم به سینه های خود زده ازاین اجیران و دلالان خون خود و عوامل بربادی و سیه روزی خویش ناخود آگاه دفاع می کردند.

- پس از چندی اشغالگران و عمال داخلی شان سرو صدای ضد طالبانی را کاسته بلکه مهره هایی از همان لشکر نیابتی پاکستان( طالبان) را هم در دستگاه ها و موسسات دولتی به دستور خارجی ها و مدیریت محلی حامد کرزی منتصب و مقرر کرده رفتند.

- در طرف دیگر تحرکات خونین طالبان در جنوب کشور و در جنوب شرق مجددن آغاز شده و توسعه یافته رفت. اینک هم طالبان خانه و کاشانه مردمان را سنگر و سپر کرده و خودشان را گوشت دهن توپ و سلاح های غالبن آزمایشی می ساختند و هم نیرو های خارجی و داخلی به اصطلاح ضد طالبانی هم به حملات تباهکن هوایی و زمینی و روزانه و شبانه پرداخته از خلق های پشتون قربانی های بی حساب میگرفتند تا جنگ و نا امنی دوامدار شود و بهانه اشغال و حکمرانی و چپاول منابع ثروت افغانستان تمام نشود.

به اینگونه بد بخت ترین و محروم ترین قشر های جامعه ی مان مربوط ملیت پشتون کشور مان می شود.
من حدود ده سال قبل، طی مقاله ی پژوهشی در سه قسمت زیر عنوان " پاکستان ؛ و هوس شیطانی حاکمیت بلا منازع در افغانستان " این بدبختی ها را به بررسی گرفته و در شعاع گسترده در رسانه های کشور به دست نشر سپرده بودم که اینک لینک آن برای علاقمندان در زیر درج میگردد:
بخش اول:
http://www.vatandar.at/SulaimanKabirNoori7.html

بخش دوم:
http://www.vatandar.at/SulaimanKabirNoori8.html

بخش سوم:
http://www.vatandar.at/SulaimanKabirNoori9.html


درین جا صرفن به همین بسنده شده که اکیدن یاد آور و تذکر دهم. از باب مثال در هیچ قومیت دیگر افغانستان مرسومات قرون عتیقه و قبل از اسلام مانند زن فروشی و زن بدلی درین قرن بیست و یک وجود ندارد، جز در مناطق محروم پشتون نشین. این در حالی است که زمامداران و زعمای کل افغانستان با شف های لنگی های بلند، طی بیش از دونیم قرن همه از همین ملیت پشتون بوده اند. این حاکمان فقط به فامیل و دوستان نزدیک خود رسیده اند؛ اگر رسیده اند و بس. ولی جامعه و توده را تا حد نهایی در تعصبات قبیله یی، بیسوادی، بیماری و نادانی و صغارت و کشری نگاهداشته اند که همه و همه تا هنوز دامنگیر این ملیت مظلوم است.

با کمبود تسهیلات مدنی چون مکاتب و کلینیک های صحی، همه محتاج پاکستان اند و به آن طرف مرز به دشمن امید بسته اند. طالبان در اولین قدنمایی شان به ویرانگری مکاتب آغاز کردند و خارجی ها هم با بمبارد های متوالی جان و امان مردم را گرفتند. بازهم این خیانت زعما و به اصطلاح روشنفکران به دولت و آقایی رسیده پشتون بوده است که برای این قشر محروم ترین افغانستان کار و تلاش عملی میسر عصری را انجام نداده اند.

امروز یک عامل عمده و اضافی ادامه ی این بدبختی ها همانا طالبان پشتونِ پشتون کُش که لشکر نیابتی پاکستان و شیخ های عربی است که بازهم مشران و ملکان و اکثریت روشنفکران و تحصیلکرده پشتون بی امان و آشکارا ازین لشکر مرگ، تباهی و ترور خود و تمام برادران و خواهران هموطن شان دفاع می کنند..

اینجاست که من مانده ام و حسرت اینکه کاشکی امانویل کانت و ژان ژاک رسو و دیگر نوابغ عصر روشنگری می بودند که چگونه روشنگری و با چه وسایل و راه ها را امروزه برای ما و خلق های پشتون افغانستان اندیشه و تجویز می فرمودند.
در مورد مصایب صغارت، ولی خواهی، پاپا طلبی، بد روزی ها و بد حالی های مشابه سایر ملیت ها و اقوام کشور مان در آینده سخن خواهم گفت.


Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 319 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.